آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني (برگ 16)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني

اشتراک به خبردهی

88 درصد ایرانی‌ها با منابع طبیعی بیگانه‌اند

ایرانی‌ها 3.6 برابر ظرفیت منابع طبیعی کشور خود از آن بهره‌برداری می‌کنند، برای نمونه ما سالانه بیش از ده‌میلیارد متر مکعب از آب‌های زیر زمینی کشور برداشت کرده و هر روز به معضل کمبود آب کشور دامن می‌زنیم تا آنجا که اکنون 290 سفره زیرزمینی کشور که مساحتی بیشتر از دریاچه ارومیه دارند، به مراتب وضع‌شان وخیم‌تر از این دریاچه است، ولی چون به چشم نمی‌آیند، دغدغه هیچ کس نیستند. اوضاع به شکلی است که اگر اکنون صرفه جویی را آغاز کنیم به بیش از چهار دهه زمان نیاز داریم تا به شرایط 30سال قبل کشور بازگردیم.

می توان گفت اگر بهره برداری از منابع طبیعی کشور به همین روال ادامه پیدا کند برای برگشت به شرایط ایده آل باید وسعت کشور 3.6 برابر وسعت کنونی شود.

دراین میان یکی از عوامل اصلی تخریب محیط زیست کشور ناآگاهی مردم است، زیرا به گفته معاون آبخیزداری سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور فقط 12 درصد ایرانی ها می دانند، تخریب منابع طبیعی یعنی چه.

این درحالی است که بر اساس قانون عرصه هایی مانند جنگل ها، مراتع، بیشه های طبیعی، اراضی جنگلی، چمنزارها، بوته زارها، نیزارها، تالاب ها، مرداب ها، اراضی ساحلی، اراضی بیابانی و کوهستانی، کویر ها، شنزارها، منابع خاک، آبراهه ها، بستر دریاها، دریاچه ها، خلیج ها، جزایر، جنگل های دست کاشت و پارک های جنگلی جزو منابع طبیعی به حساب آمده و هر عملی که سبب آسیب دیدن آنها شود، تخریب منابع طبیعی است؛ از چرای زودرس و بی رویه دام گرفته تا بهره برداری بیش از حد از معادن.

اما مشکل فقط رفتار مردم نیست، زیرا بخشی از گناه ناآگاهی مردم به دوش مسئولان است، چون تاکنون هیچ برنامه فرهنگی قابل قبولی برای معرفی این مناطق، لزوم حفظ و نحوه استفاده آنها تهیه نشده است.

افزون بر این ناآگاه بودن برخی مدیران نیز به این مشکل دامن زده است، برای نمونه برخی مسئولان گرم شدن کره زمین و گرم و خشک بودن بخش وسیعی از کشور را دلیل اصلی مشکلات زیست محیطی می دانند، در حالی که برخلاف دیگر کشورها در ایران سالانه بیش از 68 درصد حجم بارش های کشور تبخیر می شود و مسئولان تاکنون برای کاهش این آمار اراده ای از خود نشان نداده اند.

بخش دیگری از مشکلات در این حوزه به نبود اعتبار و نیروی کافی در سازمان های درگیر مربوط می شود. البته ضعف قوانین و قدیمی بودن آنها را نیز نباید نادیده گرفت، زیرا نامشخص بودن مالکیت دولت بر بخش زیادی از اراضی ملی سبب شده بستر برای فعالیت سودجوها و تغییر کاربری منابع طبیعی کشور مهیا باشد. به همین دلیل به نظر می رسد رفع مشکلات زیست محیطی کشور ریشه در فقرآگاهی مردم و نبود مدیران کارآمد دارد.

مهدی آیینی – گروه جامعه

ف.ف اینجا م. ر آنجا؛ آقای مسئول شما کجا؟

مهدی آیینی

مهدی آیینی

کار از رسم شدن گذشته، اگر همین طور پیش برود زیرمیزی گرفتن برخی پزشکان تا مدتی دیگر عرف می‌شود، چون دیگر کمتر پزشکی را می‌توان پیدا کرد که قسم بقراط را به یاد بیاورد، اما دم از زیرمیزی یا حق مطب نزند. فقط برخی از آنها که هنوز ارزش های پزشکی برایشان کاملا از بین نرفته، بهانه های تازه ای می آورند. برای نمونه برخی از پزشکان بعداز عمل جراحی به بیماران خود می گویند، هنگام عمل چند دانشجوی پزشکی به او کمک کرده اند بنابراین بهتر است، بیمار مبلغی را برای قدردانی از آنها در نظر بگیرد.

در مرحله بعد آقای پزشک از بیمار می خواهد مبلغ مورد توافق را خارج از بیمارستان و از طریق عابربانک به حسابش واریز کنند البته برخی هم هستند که تا زیر میزی نگیرند، جراحی را انجام نمی دهند، یا برخی از پزشکان در اتاق عمل هم از بیمارشان سراغ حق مطب خود را می گیرند بنابر این وقتی رسانه ها از گرفتن بیش از یک میلیارد تومان زیرمیزی از سوی پزشکان در سال گذشته خبر می دهند، نباید تعجب کرد، زیرا این عدد فقط مربوط به پزشکانی است که بیماران از آنها شکایت کرده و مسئولان وزارت بهداشت از آنها باخبرند. داستان زیرمیزی گرفتن پزشکان داستان تازه ای نیست، دیگر شخص یا مسئولی را نمی توان پیدا کرد که بگوید از زیر میزی گرفتن پزشکان بی خبر است.

نکته اینجاست که هر روز تعداد بیشتری از کادر درمانی بیمارستان ها با پزشکان برای گرفتن زیرمیزی همراه می شوند، از مدیران بیمارستان ها بگیرید تا تکنیسین ها.

کار به جایی رسیده که برخی از نگهبانان بیمارستان ها نیز برای اجازه دادن به افرادی که به ملاقات بیماران می آیند برای خود این حق را قائل می شوند که از ملاقاتی ها حق ورود و خروج از بیمارستان بگیرند.

همه این نابسامانی ها در حوزه بهداشت و درمان به این دلیل است که بر خلاف تازه نبودن این ماجرا هیچ وقت اراده ای قوی در بین مسئولان برای برخورد با آن وجود نداشته است.

برای نمونه مسئولان وزارت بهداشت بتازگی ادعا کرده اند در این خصوص با هیچ کس تعارف ندارند، اما به نظر می رسد این جدیت نیز سرنوشتی مانند وعده های مسئولان قبلی پیدا کند، زیرا سایت خانه ملت دیروز چند حرف الفبا را کنار هم گذاشت و مدعی شد آنها نام و نشان 14 پزشک متخلف است که زیرمیزی های میلیونی از بیمارانشان گرفته اند، نکته اینجاست که تعداد این پزشکان خیلی بیشتر از این افراد است به همین دلیل باید گفت تجربه نشان داده که مبارزه با فساد تا زمانی که در حد حروف الفبا و معرفی افرادی مانند خانم ف.ف یا آقای م.ر باشد، راه به جایی نخواهد برد.

مهدی آیینی – گروه جامعه

قانون وقتی رسید که آهو دیگر نفس نداشت

بيابان را سراسر غم گرفته؛آهو با همه توان می‌دود تا جانش را نجات دهد، اما این بار شکارچی جانوری از جنس خودش نیست و اسلحه‌ای هم او را نشانه نرفته تا با دویدن بتواند خود را نجات دهد. این بار آهو گرفتار معرکه‌ای شده که برایش حکم جدالی نابرابر را دارد، هر لحظه صدای غرش موتورسیکلت بیشتر از قبل سکوت بیابان را شکسته ودر گوش آهو می‌نشیند.آهو با سرعت باد می دود، اما فردی که حتی نمی توان نامش را شکارچی گذاشت، هر لحظه بیشتر از قبل به سرعت موتورش می افزاید. کار به جایی می رسد که موتورسوار همپای آهو در بیابان حرکت می کند، اما آهو هر لحظه توانش را از دست می دهد، ولی موتور سوار دیوانه وار در بیابانی که خبری از محیط بان یا پلیس در آن نیست با خیال راحت موتورش را می راند.

این تعقیب و گریز خیلی زمان نمی برد؛ پس از چند دقیقه نفس آهو بند می آید و بر اثر خستگی زیاد پیکر نیمه جانش تسلیم نبردی نابرابر می شود. این شیوه حیوان​کشی روش جدیدی نیست، بلکه مدت هاست برخی از بومیان فرصت طلب مناطق کویری یا آنهایی که در حاشیه پارک های ملی یا پناهگاه های حیات وحش زندگی می کنند از آن برای کشتن جانوران استفاده می کنند.

به این شکل که آنها با استفاده از خودرو یا موتورسیکلت هایی که معمولا به عنوان اماراتی شناخته می شوند، در دشت ها و بیابان ها حیوانات را تعقیب کرده تا آنجا که به دلیل تعقیب زیاد حیوان از نفس می افتد یا با نزدیک شدن به آن با زنجیر یا شیء دیگر به سر حیوان ضربه زده تا زمینگیرش کنند.

متاسفانه به دلیل کمبود محیط بان و نبود مدیریت درست در این حوزه بسیاری از فرصت طلبانی که به این شکل جان گونه های حیات وحش را می گیرند، هیچ وقت مجازات نمی شوند، مگر این که اتفاقی گرفتار قانون شوند.

برای نمونه در تازه ترین اتفاق ماموران پاسگاه انتظامی صالح آباد دامغان پس از مشکوک شدن به سرنشینان یک پراید آن را متوقف کرده وپس از بازرسی صندوق عقب خودرو، آهوی نیمه جانی را پیدا کردند.

سرنشینان خودرو ابتدا به ماموران گفتند با آهو تصادف کرده و قصد دارند، آن را به مرکز دامپزشکی منتقل کنند، اما دروغ آنها خیلی زود فاش شد، زیرا روی بدن نیمه جان آهو آثاری از جراحت وجود نداشت، آنجا بود که ماموران پرده از راز متخلفان برداشتند.

متاسفانه ماموران دیر متوجه این عمل غیرانسانی سرنشینان پراید شدند، چون آهو دقایقی بعد از انتقال به اداره حفاظت محیط زیست دامغان تلف شد.

نتیجه کالبدشکافی آهو بداقبال هم تاکید کرد که پاره شدن طحال و پر شدن ریه هایش از خون به دلیل دویدن زیاد، عامل مرگش بوده است. این بار اول و آخر نیست که گونه های جانوری قربانی ناآگاهی برخی افراد و بازدارنده نبودن قوانین می شوند.

برای تکرار نشدن چنین موضوعاتی باید سازمان حفاظت محیط زیست در مناطقی که این جرایم رخ می دهد، دست به کار فرهنگی زده و با شناخت مشکلات اقتصادی و اجتماعی بومیان منطقه از دیگر دستگاه ها برای رفع آنها کمک بگیرد. افزون بر این، با بازنگری در قوانین نیز می توان مانع تکرار چنین حوادثی شد.

مهدي آييني/گروه جامعه

نسخه بیماری بلوط‌ها؛ قطع 18 میلیون درخت

حدود چهار سال پیش بود که خبرهایی از شیوع آفت زغالی بلوط در جنگل‌های زاگرس بر سر زبان‌ها افتاد، اما خیلی طول نکشید تا این آفت مانند خوره به جان جنگل‌های زاگرس افتاد و شیره جان درختان بلوط را بلعید تا آنجا که هر روز صدها اصله درخت در این منطقه خشک می‌شوند.

  نکته اینجاست که با گذشت چند سال از این موضوع هنوز هم باید به تماشای قطع هزاران اصله درخت بلوط نشست و افسوس خورد که چرا نبود مدیریت درست، یا منابع اعتباری کافی سدی شده است برای نجات جان جنگل های زاگرس. زیرا با این که مسئولان نیز تائید می کنند این آفت دست کم از سال 87 در جنگل های زاگرس شیوع پیدا کرده، اما آزمایش های انجام گرفته از سوی آنها در سال 89 به آنها اطمینان داد که با چه مشکل حادی روبه رو هستند.

اکوسیستم جنگل های بلوط طی دهه های مختلف دچار سیر نزولی شده، زیرا بارگذاری بیش از توان منطقه انجام شده، برای نمونه فشار سنگین دام، تبدیل و تغییر اراضی جنگل به کشاروزی، و توسعه سکونتگاه ها سبب شده که بستر جنگل دچار مشکل شود و آفت زغالی بلوط در این منطقه طغیان کند.

روز گذشته شیرین ابوالقاسمی، مدیر طرح حفاظت از جنگل های زاگرس با بیان این که بیش از یک میلیون هکتار از جنگل های زاگرسی آلوده به آفت زغالی بلوط شده تاکید کرد این مناطق دیگر قابل احیا نبوده و باید 18 میلیون اصله درخت بلوط قطع شود.

ابوالقاسمی قطع درختان آلوده را تنها راه کنترل بیماری زغالی دانسته و معتقد است بر اساس دیدگاه کارشناسان بین المللی و نظر قطعی رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور که در کمیسیون امور زیربنایی دولت مطرح شد، قطع درختان آلوده تنها کاری است که می توان برای کنترل روند نابودی جنگل های زاگرسی انجام داد.

به گفته وی، به دلیل وجود دام، حتی اگر دانه بلوطی جوانه بزند، بلافاصله خورده شده و نمی تواند رشد کند. از سویی به دلیل بیماری زغالی بلوط، برگی در درختان باقی نمانده که «هوموس» ایجاد کرده و دانه های بلوط در زیر آنها رشد کند.

افزون بر این هر درخت بلوط در عرض یک سال فقط 6 سانتی متر رشد کرده، بنابراین برای آن که یک درخت بلوط خوب داشته باشیم، 200 تا 300 سال زمان لازم است.** نیازی به قطع این همه درخت نیست

با وجود این، رضا مقدسی، رئیس شورای عالی جنگل درباره قطع 18 میلیون اصله درخت به جام جم می گوید: سازمان جنگل ها برنامه ای برای قطع این میزان درخت ندارد، زیرا تمرکز فعالیت این سازمان روی مداخلات فنی و کارهای بهداشتی جنگل است که این کار را هم به صورت فازبندی شده اجرا می کنیم، دستورالعمل ما این است که پایه های آلوده را حذف کنیم.

وی ادامه می دهد: البته هرچند متخصصان گیاه پزشکی قطع درختان آسیب دیده را توصیه می کنند، اما نکته اینجاست که ما باید چند اقدام را همزمان انجام دهیم، زیرا هر استان و هر بلوک از جنگل وضع گوناگونی دارد، یعنی ما در مناطق آلوده از یک همگنی واحد برخوردار نیستیم تا نسخه قطع را برای همه آنها بپیچیم.

مقدسی درباره راهکارها برای رفع این مشکل نیز عنوان می کند: نمی توان به صورت مجرد و انتزاعی با موضوع برخورد کرد، زیرا اگر این آفت در محوطه کوچکی مانند باغ باشد پایه های آلوده را حذف می کنند، اما اکنون آفت خیلی گسترده است، به همین دلیل باید با کمک جامعه محلی و مشارکت آنها برای رفع مشکل اقدام کنیم.

افزون بر این همزمان با این کار باید کاشت و احیای جنگل نیز صورت بگیرد، مسئولان باید از اکنون برنامه های لازم برای حفاظت از مناطقی که جنگل کاری می شود در نظر بگیرند و از آنجا که آلودگی در سطح وسیعی است، باید سازمان ها و دستگاه های مختلف با یکدیگر همکاری کنند.

نبود مدیریت منسجم

محمد اسماعیل نیا، نماینده مجلس دلیل موفق نبودن مسئولان در کنترل آفت زغالی بلوط را نبود مدیریت منسجم می داند و در گفت و گو با جام جم تاکید می کند: قارچ زغالی در سال 87 فقط 300 هزار هکتار از جنگل های زاگرس را آلوده کرده بود، اما در مدت پنج سال به یک میلیون و 200 هزار هکتار سرایت کرد.

این در حالی است که 250 هزار هکتار از جنگل های زاگرس بیشتر از 50 درصد به این آفت مبتلا شده اند. از دیگر علت های دیگر حاد شدن مشکل جنگل های زاگرس می توان به چرای بی رویه دام در این منطقه اشاره کرد، زیرا بر اساس آمار، چهار میلیون پروانه چرای دام در این منطقه صادر شده است.

اسماعیل نیا تصریح می کند: نبود انسجام مدیریت در موضوع جنگل بخصوص زاگرس یکی از مشکل هاست، برای نمونه مدیریت در جنگل ها در شمال قوی تر است، علاوه بر این معضل دیگر ما وجود 32 سازمان، نهاد و تشکیلات است که برای جنگل های زاگرس تصمیم گیری می کنند.

افزون بر این می توان به مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی نیز اشاره کرد، زیرا بومیان این منطقه از نبود سوخت نفت و گاز رنج می برند، این درحالی است که آنها برای تهیه خوراک دام های خود نیز مشکل دارند، بنابراین وقتی بومی های منطقه با مشکلاتی نظیر بیکاری، فقر اقتصادی، اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند، نمی توان از آنها انتظار داشت به زیان جنگل قدم برندارند.

کارشناسان میزان خسارت ریالی مناطق آسیب دیده جنگل های زاگرس را حدود 4000 میلیارد تومان برآورد می کنند، زیرا اکنون بیش از 150 هزار هکتار از جنگل های زاگرس به طور کامل خشک شده است.

کامران پور مقدم، مدیرکل دفتر امور منابع جنگلی در این باره به جام جم می گوید: برای رفع مشکل با همکاری استادان مختلف کارگروه ویژه ای تشکیل داده و به این نتیجه رسیدیم که آن بخش از درختان که به آفت مبتلا شده اند باید معدوم شوند، چون منشا بیماری هستند.

پورمقدم درباره زمان قطع کردن درختان یادآور می شود: چاره دیگری بجز معدوم کردن درختان آلوده وجود ندارد. سازمان جنگل ها شش ماهه دوم سال عملیات بهداشتی را در جنگل های زاگرس آغاز کرده است. این در حالی است که برای جلوگیری از تکرار چنین مشکلی باید درختان بیمار قرنطینه شده و بعد از قطع سوزانده شوند.

با توجه به مشکلاتی که سبب بحرانی شدن شرایط جنگل های زاگرس شده مسئولان باید با مدیریتی منسجم برای حل مشکلات قدم برداشته به این شکل که برای رفع مشکلات زاگرس 32 نهاد، سازمان یا تشکیلات تصمیم گیری نکند. این در حالی است که کمبود بودجه و اعتبار نیز از مشکلات سازمان جنگل هاست، زیرا آنها برای مقابله با این مشکل سالانه به حدود 250 میلیارد تومان اعتبار نیاز دارند.

مهدي آييني / گروه جامعه

برخورد با رستوران‌های طبخ‌کننده پرندگان مهاجر

چند ماهی از مهاجرت پرندگان وحشی به شهرهای شمالی کشور مانند فریدونکنار و سرخرود می‌گذرد، اما در این مدت خبرهای تلخی از کشتار این پرندگان که برای یافتن شرایطی بهتر رنج کیلومترها سفر را تحمل می‌کنند، به گوش می‌رسد؛ از صید بی‌برنامه و افراطی آنها در دامگاه‌هایی که در زمین‌های شخصی برپا می‌شود بگیرید تا خرید و فروش آنها در بازارچه‌های محلی و طبخ آنها در رستوران‌های شمال کشور. نکته اینجاست که در بازارچه های محلی روزانه بیش از هزار قطعه از این پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت خرید و فروش می شود؛ این در حالی است که برخی از آنها در خطر انقراض قرار دارند. هرچند مسئولان استانی تا مدتی قبل کشتار پرندگان مهاجر و خرید و فروش آنها را در بازارچه های محلی انکار می کردند، اما روز گذشته معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست این ماجرا را تائید کرد و از برخورد سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری نیروی انتظامی با فروشندگان و رستوران هایی که این پرندگان را طبخ می کنند، خبر داد.

کوچک یا بزرگ، حلال گوشت یا حرام گوشت برای صیادان محلی هیچ فرقی نمی کند، دامگاه های آنها آن قدر بزرگ است که کمتر پرنده مهاجری توان رهایی از آن را دارد.

به همین دلیل این روز ها در بازارچه های محلی شمال کشور می توان پرنده هایی مانند بوتیمار، اردک بلوطی، اردک سرسفید، اردک چشم طلایی، چنگر، طاووسک و باکلان را دید که مرده و زنده شان خرید و فروش می شود.

به گزارش جام جم، احمدعلی کیخا، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست دیروز در نشست خبری خود در سازمان محیط زیست درباره صید غیرقانونی پرندگان وحشی و مهاجر در شهرهای شمالی کشور گفت: ما از سوی سازمان های مردم نهاد از این ماجرا باخبر شدیم. برخی از ساکنان شهرهای شمال کشور در ملک خصوصی خود دام هایی گذاشته و دست به شکار پرندگان می زنند.

این در حالی است که این روش صید از گذشته به صورت سنتی وجود داشته و انجام می شده است، اما آنچه که سبب نگرانی دوستداران محیط زیست شده، افراط و نبود برنامه ای مشخص برای صید این پرندگان است، زیرا اکنون کار به جایی رسیده که صیادان با خیال راحت روزانه صدها پرنده مهاجر را بدون این که مشخص باشد حلال گوشت هستند یا حرام گوشت در دام های خود گرفتار کرده و می کشند. افزون بر این، پرندگان در خطر انقراضی مانند باکلان کوچک که حرام گوشت نیز هست در دام صیادان محلی جان می دهند.

کیخا اظهار کرد: در گذشته صیادان به شکلی عمل می کردند که به محیط زیست آسیب کمتری می رسید، اما اکنون به پرندگان آسیب جدی وارد می شود، به همین دلیل ما حق نداریم بپذیریم که عده ای خلاف قانون عمل می کنند. در این خصوص دستورالعمل هایی به مدیرکل استان های شمالی ابلاغ کرده ایم.

به گفته کیخا، تاکنون فهرست بسیاری از رستوران هایی که حیات وحش قاچاق را طبخ می کنند، مشخص شده و سازمان محیط زیست با آنها مکاتبه کرده است.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: برخورد با این رستوران ها نیازمند همراهی و همکاری نیروی انتظامی بود، به همین دلیل هماهنگی های لازم برای برخورد با این رستواران ها انجام شده است.

افزون بر این، با استاندارهای مربوط نیز مکاتبه شده تا با سودجویانی که در بازارچه های کوچک محلی اقدام به خرید و فروش غیرقانونی پرندگان وحشی می کنند، برخورد شود. کیخا ادعا می کند مجموعه این کارها در حال اقدام است.

دامگاه هایی که به ارث می رسد

افشین کرمی راد سرپرست اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست در این باره ادامه داد: افرادی که این دامگاه ها را به پا کرده اند، ادعا می کنند اراضی مال خودشان است، بحث اینجاست که پرنده ای که در این محل ها صید می شود نیز به آنها تعلق دارد یا نه!

صیادان محلی ادعا می کنند اجداد آنها به این شکل پرندگان را صید می کرده اند، برخی دیگر نیز می گویند شش ماه از سال را بیکار هستند و برای گذران زندگی مجبور به صید پرندگان هستند.

جالب تر این که گروهی نیز عنوان می کنند دامگاه خود را به ارث برده اند به این شکل که بعد از مرگ سرپرست خانواده، اموال او بین افراد خانواده تقسیم شده و در این بین دامگاه به عنوان ارث به یکی از افراد خانواده رسیده است. به نظر می رسد برای رفع مشکل صید پرندگان وحشی در شمال کشور سازمان های درگیر در این حوزه باید روی مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی صیادان سرمایه گذاری کنند.

کرمی راد تصریح می کند: یکی دیگر از مشکلات افرادی هستند که پرندگان صید شده را از صیادها خریده و در آنها انگیزه ایجاد می کنند.

کمیته بحران پلنگ

کیخا درباره این که سازمان حفاظت محیط زیست چه برنامه ویژه ای برای حمایت از پلنگ ایرانی دارد تا این گونه به سرنوشتی مشابه یوزپلنگ آسیایی دچار نشود، بیان کرد: یکی از وظایف ما، حمایت از حیات وحش است. قطعا باید برنامه هایی داشته باشیم، به نظرم نباید به این مساله مقطعی نگاه کرد.

وی خاطرنشان کرد: دلایل مختلفی سبب مرگ پلنگ ها شده که بخشی از آنها نیاز به کار آموزشی دارد که به عهده واحد آموزش سازمان حفاظت محیط زیست است.

کیخا درباره وظایف خود و همکارانش در معاونت محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در قبال جلوگیری از کشتار پلنگ ها ابراز کرد: ما با همکاری یگان حفاظت و دفتر زیستگاه ها و امور مناطق به سازمان های درگیر در این حوزه تذکر داده ایم، برای نمونه با وزارت راه و ترابری و پلیس راهنمایی و رانندگی مکاتبه کرده ایم تا حداقل امکاناتی مانند علائم هشداردهنده و تابلو در جاده هایی که از زیستگاه پلنگ عبور می کند، نصب شده و حداکثر سرعت در این جاده ها کاهش پیدا کند.

وی در ادامه از تشکیل کمیته بحران پلنگ خبر داد و درخصوص برنامه های بلندمدت سازمان حفاظت محیط زیست بیان کرد: علاوه بر این نقشه راه جامع برای حفاظت از گربه سانان بویژه پلنگ نیز در حال تدوین است.

این در حالی است که ساخت جاده در زیستگاه های پلنگ، گسترش کشاورزی و تخریب زیستگاه ها سبب شده سالانه حدود 15 پلنگ جان خود را از دست بدهند.

استفاده 3.6 برابری از منابع طبیعی در ایران

همه کارشناسان حوزه محیط زیست بر این باورند که شرایط محیط زیست کشور بحرانی است. برای نمونه بهره برداری از منابع طبیعی که در قالب شاخصی به عنوان رد پای اکولوژیک مطرح می شود، در کشورمان برابر 3.6 است، یعنی ما از ظرفیت منابع طبیعی خود 3.6 برابر بیشتر استفاده می کنیم، درواقع اگر با همین شیوه مصرف و بهره برداری از منابع طبیعی در کشور ادامه پیدا کند، باید وسعتی برابر با 3.6 برابر ایران در اختیار داشته باشیم تا وضع محیط زیست در شرایط ایده آل قرار گیرد. کیخا در این باره بیان کرد: در حوزه منابع آب، شرایط بسیار نگران کننده است. بسیاری از شهرهای ما تنش آبی دارند. وزیر نیرو اعلام کرد که 290 سفره زیرزمینی که وسیع تر از دریاچه ارومیه هستند، شرایط بحرانی دارند، اما چون دیده نمی شوند، کسی به آنها توجه نمی کند. وی ادامه داد: افزون بر این در ابتدای انقلاب برداشت مازاد ما از سفره های آب زیرزمینی حدود 50 میلیون مترمکعب بود، در حالی که در کل این چند سال ما بالغ بر 150 میلیارد متر مکعب برداشت آب زیرزمینی داشته ایم، یعنی سالانه چیزی بیش از 10 میلیارد متر مکعب. بنابراین اگر ما از اکنون صرفه جویی را شروع کنیم، شاید بیش از چهار دهه زمان ببرد که به 30 سال قبل برگردیم. به همین دلیل حل بحران های محیط زیستی کشور باید در اولویت دولت قرار بگیرد.

مهدي آييني/گروه جامعه

 

خودکشی تدریجی سالانه 150 هزار ایرانی

بی‌دلیل نیست که اصطلاحی مانند «مرگ همیشه برای همسایه است»، بین ایرانی‌ها رایج شده، زیرا مرور علل مرگ و میر در کشور بیانگر این حقیقت است که منشأ مرگ بیش از 150 هزار نفر در کشور فشارخون، قند و کلسترل بالا، سیگار، قلیان، تغذیه ناسالم، چاقی و کم‌تحرکی است.

  این هفت عامل شناخته شده براحتی سبب بیماری های مزمنی مانند بیماری قلبی و عروقی یا دیابت شده و جان انسان های زیادی را می گیرد.

برای نمونه با توجه به آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال، سال گذشته بیماری های قلبی و عروقی به عنوان دلیل مرگ حدود 123 هزار نفر در شناسنامه های باطل شده آنها ثبت شد.

این در حالی است که این افراد حداقل می توانستند با پرهیز از این هفت عامل خطرساز و شناخته شده دست به خودکشی تدریجی نزنند، چون این روزها با توجه به اطلاع رسانی رسانه ها کمتر شخصی را می توان پیدا کرد که از خطرات این هفت عامل بی خبر باشد.

به نظر می رسد آنچه سبب شده هر سال خیلی ها آگاهانه دست به خودکشی تدریجی بزنند سهل انگاری و طرز فکر اشتباه آنها و کم کاری برخی از سازمان های مسئول در این حوزه است. برای نمونه برخی ها تصور می کنند همیشه از خطر دور هستند و اتفاق های ناگوار فقط برای دیگران رخ می دهد.

در این میان نمی توان همه گناه را به پای شهروندان و طرز فکر آنها گذاشت، زیرا با این که مدل سازی انجام شده از سوی وزارت بهداشت گواه این است که تا سال 1404 حدود 70 درصد بار بیماری کشور را بیماری های غیرواگیر تشکیل می دهد، در این وزارتخانه اراده ای قوی برای کاهش این آمار دیده نمی شود، زیرا مشاور معاون بهداشت و رئیس واحد بیماری های غیرواگیر وزارت بهداشت دراین باره به ایسنا گفته است: ساختارها و منابع موجود پاسخگوی نیازهای بیماری های غیرواگیر در کشور نیست واکنون ساختار مشخصی دراین باره در وزارت بهداشت وجود ندارد.

افزون براین اختیارات و منابع بخش بیماری های غیرواگیر وزارت بهداشت نیز به اندازه بیماری های واگیر شفاف نیست.

نبود واحدی برای نیازسنجی و ثبت بیماری ها نیز یکی دیگر از ضعف های مدیریت بیماری های غیرواگیر در کشور است، زیرا اکنون پرداختن به بیماری های غیرواگیر سلیقه ای انجام می شود.

این در حالی است که منطق حکم می کند این بیماری ها باید براساس عوامل خطر و بار بیماری در واحدی مشخص اولویت بندی و بررسی شود بنابراین با توجه به نقش عوامل فرهنگی و نبود سیاست های پیشگیرانه در این حوزه مسئولان باید با سرمایه گذاری در بخش فرهنگی، طرز فکر برخی از شهروندان را تغییر داده و از خسارتی که بیماری های غیرواگیر به سرمایه های انسانی کشور وارد می کند، کم کنند.

مهدي آييني/گروه جامعه

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آمارها در حوزه جنگل تاسف‌بار است، آن قدر که اگر بگوییم جنگل را بیابان کرده‌اند، بیراه نگفته‌ایم. اکنون یک میلیون و 130 هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس گرفتار آفت زغالی بلوط شده و در این میان 106 هزار و 440 هتکار از این وسعت بین 75 تا 100 درصد به این آفت مبتلاست. می توان گفت اگر شرایط به همین روال پیش برود تا چند سال آینده از جنگل های زاگرس باید به عنوان بیابان های زاگرس یاد کرد البته در شمال کشور نیز اوضاع تعریفی ندارد؛ برای نمونه افراد سودجو برای خشکاندن سریع درختان روی تنه آنها اسید می پاشند تا راه را برای زمین خواری و قاچاق چوب باز کنند. افزون بر این حدود۵۰ هزار هکتار از توده های شمشاد در جنگل های شمال نیز گرفتار بیماری قارچی شده اند، تا آنجا که کارشناسان نسبت به انقراض این گونه گیاهی بارها هشدار داده اند.

این در حالی است که براساس آخرین آماری که سازمان فائو منتشر کرده، وسعت جنگل های کشورمان حدود 12 میلیون هکتار است و اگر بخواهیم سرانه جنگل را برای جمعیت کل کشور در نظر بگیریم، به هر نفر چیزی حدود 1600 مترمربع می رسد. متاسفانه رقم به دست آمده بسیار پایین تر از استاندارد های جهانی است، زیرا براساس استاندارد های بین المللی، این رقم باید برابر با 7500 متر مربع برای هر نفر باشد.

به همین دلیل باید تاکید کرد که مسئولان برای افزایش سرانه جنگل در کشور باید تلاش بیشتری از خود نشان دهند. یکی از دلایلی که سبب شده سازمان های مسئول در این حوزه نتوانند بخوبی از پس مشکلات بربیایند نبود مدیریت درست، کمبود بودجه و نیروی متخصص و متعهد است.

برای نمونه اکنون برای هر 13 هزار هکتار جنگل در کشور یک جنگلبان وجود دارد، این درحالی است که براساس استاندارد های بین المللی، دست کم برای هر هزار هکتار از عرصه های طبیعی به یک نیرو نیاز است.

به همین دلیل باید گفت اگر مسئولان جنگلبانی برای مهار آفت هایی که جنگل های زاگرس و شمال را دربرگرفته بهانه های مختلفی مطرح می کنند، درخصوص قاچاق چوب نمی توانند بهانه ای بیاورند، زیرا اگر آنها تلاش خود را برای مدیریت درست، تامین بودجه و جذب نیروهای لازم به کار ببرند، می توانند علاوه بر تنگ کردن عرصه بر قاچاقچی های چوب مانع افزایش خسارت 4660 میلیارد تومانی آفت جنگل های زاگرس به کشور شوند.

خرید سالانه 800 میلیارد تومان سوغاتی چینی!

مهدی آیینی

مهدی آیینی

با یک حساب سرانگشتی می توان میزان ارزی را که زائران با خرید سوغاتی از کشور خارج می کنند، بررسی کرد. برای نمونه، چند سالی است ​ به زائران تمتع و عمره 300 دلار ارز پرداخت می شود؛ یعنی به حدود 900 هزار زائر حج و عمره​ در سال حدود 270 میلیون دلار ارز تعلق می گیرد. حال اگر فرض کنیم زائران خانه خدا همین 300 دلار را صرف خرید سوغاتی کنند، می توان نتیجه گرفت هر سال چیزی حدود 810 میلیارد تومان از سوی زائران سرزمین وحی از کشور خارج می شود. حال اگر این هزینه صرف خرید اشیای بی کیفیت ساخت چین شود، باید گفت زائران در اولین گام خود بعد از بازگشت از خانه خدا دچار اشتباه شده اند؛ زیرا آنها به نفع کشور و هموطنانشان عمل نکرده اند. به همین دلیل باید به زائران یادآور شد​ عزیزان و دوستداران واقعی شان چیزی​ جز آرزوی سلامت​ و سفری پربار برای آنها ندارند و چنانچه حجاج بتوانند از فرصت پیش آمده برای توانمند ترکردن خود- که یکی از نتایج آن کمک به دیگران است- بهره ببرند، تحفه ای ماندگار را از سرزمین وحی با خود به ارمغان خواهند آورد.

هر سال حدود 64 هزار زائر ایرانی به حج تمتع می روند و حدود 12 برابر این آمار نیز راه سفر عمره را در پیش می گیرند. این زائران خوش اقبال به سفری می روند که آرزوی هر مسلمانی است.

آنها برای رسیدن به این هدف سال ها صبر و تلاش کرده اند تا توفیق چنین سفری نصیب شان شود. به همین دلیل می توان گفت این حق آنهاست که تمام تلاش خود را برای بهره بردن از فرصت پیش آمده به کار بگیرند، اما نکته اینجاست​ برخی​ زائران از این فرصت پیش آمده که ممکن است در زندگی هر شخص فقط یک​بار فراهم شود، آن طور که باید و شاید بهره نمی برند.

آنها در فضا​ی معنوی حج دچار غفلت شده و زمان زیادی را به بازارگردی و تهیه سوغات برای اقوام و آشنایان خود اختصاص می دهند. این در حالی است که دوستداران واقعی آنها هیچ توقعی برای خرید سوغاتی از آنها ندارند و همین برای آنها کافی است که مسافرشان وقتی​​ از خانه خدا به کشورش بازگشت، زندگی جدیدی را شروع کند؛ زندگی جدیدی را که هر زائری هنگام طواف خانه خدا قول و قرارش را با معبودش می گذارد.

چنانچه هر زائری عمل به این قول و قرار را به عنوان ارمغان برای دوستان و آشنایان همراه بیاورد دست به کار بزرگی زده است، کاری که ارزشش از هزاران تحفه و سوغاتی مادی بیشتر است.

البته آوردن سوغات اگر در حد عرف باشد کار پسندیده ای است، اما چنانچه این ماجرا سبب شود زائر در سرزمین وحی از هدف سفر خود فاصله بگیرد، قابل توجیه نیست؛ زیرا این روزها کالاهایی که به عنوان سوغاتی در عربستان به فروش می رسد، بیشتر محصول کشور چین است و باید تاکید کرد که این وسایل در کشور خودمان نیز در دسترس همگان قرار دارد. به همین دلیل باید به زائرانی که در انتظار مشرف شدن به خانه خدا هستند، هشدار داد ​ فرصت پیش آمده را صرف خرید سوغاتی هایی که در کشورمان نیز وجود دارد، نکنند.

این در حالی است که با یک حساب سرانگشتی می توان میزان ارزی را که زائران با خرید سوغاتی از کشور خارج می کنند، بررسی کرد. برای نمونه، چند سالی است ​ به زائران تمتع و عمره 300 دلار ارز پرداخت می شود؛ یعنی به حدود 900 هزار زائر حج و عمره​ در سال حدود 270 میلیون دلار ارز تعلق می گیرد. حال اگر فرض کنیم زائران خانه خدا همین 300 دلار را صرف خرید سوغاتی کنند، می توان نتیجه گرفت هر سال چیزی حدود 810 میلیارد تومان از سوی زائران سرزمین وحی از کشور خارج می شود.

حال اگر این هزینه صرف خرید اشیای بی کیفیت ساخت چین شود، باید گفت زائران در اولین گام خود بعد از بازگشت از خانه خدا دچار اشتباه شده اند؛ زیرا آنها به نفع کشور و هموطنانشان عمل نکرده اند. به همین دلیل باید به زائران یادآور شد​ عزیزان و دوستداران واقعی شان چیزی​ جز آرزوی سلامت​ و سفری پربار برای آنها ندارند و چنانچه حجاج بتوانند از فرصت پیش آمده برای توانمند ترکردن خود- که یکی از نتایج آن کمک به دیگران است- بهره ببرند، تحفه ای ماندگار را از سرزمین وحی با خود به ارمغان خواهند آورد.

کسی از پلنگ‌های ایرانی خبر ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

برخلاف نام پرابهتی که دارند، این روزها برای زنده ماندن باید از هفت خان رستم بگذرند. اگر شانس بیاورند و گلوله شکارچی‌ها خطا برود، اگر طعمه‌های مسموم گله‌داران زمینگیرشان نکند، اگر گرفتار سگ‌های گله نشوند و اگر به دلیل ساخت جاده در زیستگاه‌هایشان با خودروها تصادف نکنند؛ به طور حتم نبود طعمه و منابع غذایی سبب سوءتغذیه آنها شده و جانشان را خواهد گرفت. این ماجرای تاسف بر انگیز پلنگ های ایران است؛ گربه سانی که بعد از منقرض شدن شیر و ببر ایرانی حالا لقب بزرگ ترین گربه سان ایران را یدک می کشد و برخلاف انتظار، این روزها برای بقا با خطرات زیادی دست و پنجه نرم می کند.

 

روز گذشته مدیرکل محیط زیست فارس درخصوص پیدا شدن یک لاشه پلنگ در استهبان به ایسنا گفت: برخلاف آنچه رسانه ها اعلام کردند، مطالعات اولیه نشان می دهد مرگ این پلنگ بر اثر سوءتغذیه بوده، نه طعمه مسموم.

او تاکید کرد که هیچ گونه آثاری از گلوله روی لاشه حیوان دیده نشده و به احتمال قوی این پلنگ به دلیل جدا شدن از قلمرو اصلی و کوچک شدن زیستگاه و ضعف و سوءتغذیه تلف شده است.

نکته اینجاست که همه دلایلی که مدیرکل محیط زیست استان فارس مطرح می کند، جای دفاع برای خود او و هیچ کدام از مقام های مسئول سازمان حفاظت محیط زیست کشور باقی نمی گذارد؛ زیرا به دلیل تصمیم های اشتباهی که تاکنون برای محیط زیست کشور گرفته شده، کار بزرگ ترین گربه سان کشور به جایی رسیده که جانداری مانند او که در راس هرم جانوری قرار دارد، باید به دلیل سوءتغذیه یا اقدام های خصمانه برخی از دامداران به سمت انقراض سوق داده شود.

این در حالی است که باید تاکید کرد که ندانم کاری برخی مسئولان نیز به این وضع نابسامان دامن زده و سبب وخامت شرایط زندگی پلنگ ها در کشور شده است؛ زیرا ساخت وساز در زیستگاه های این پستاندار سبب محدود شدن طعمه ها و منابع غذایی این جاندار شده و پلنگ ها که تا مدتی قبل قوچ و آهو شکار می کردند، اکنون برای شکار خرگوش و گراز نیز با مشکل روبه رو هستند و ناچار می شوند که برای تهیه غذا، خود را به حاشیه شهرها و روستاها برسانند، اما درست در همین موقع به دلیل نبود برنامه آموزشی برای دامداران و مردم محلی، آنها به اشتباه برای دفاع از خود و گله هایشان کمر به کشتن پلنگ یا دیگر حیوانات وحشی می بندند.

افزون بر این ساخت جاده در زیستگاه های پلنگ سبب شده در شش سال گذشته 14 قلاده پلنگ به دلیل تصادف با خودرو تلف شوند.

این در حالی است که سازمان حفاظت محیط زیست با جلوگیری از ساخت وساز در زیستگاه ها، محدود کردن صدور پروانه شکار و جبران بموقع خسارت دامداران می تواند مانع از تلف شدن بزرگ ترین گربه سان کشور و در خطر انقراض گرفتن پلنگ ها شود.

روز جهانی معلولان؛ مناسبتی در تقویم

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فردا سوم دسامبر، روز جهانی معلولان است؛ روزی که در آن حداقل باید به مسائل بیش از سه میلیون نفر در کشور که دچار معلولیت ویژه هستند، پرداخت؛ اما کارکرد مسئولان در این چند سال بیانگر این حقیقت است که روز معلولان در کشور هیچ‌گاه از مقام مناسبت فراتر نرفته، زیرا اگر از وعده‌هایی که در نشست‌های خبری مسئولان مطرح می‌شود، بگذریم، تاکنون به بهانه نبود بودجه و اعتبار برای رفع ابتدایی‌ترین نیاز معلولان قدم‌های جدی برداشته نشده است.

برای نمونه می توان به قانون جامع حمایت از معلولان که 9 سال پیش تصویب شد و اکنون با عنوان لایحه حقوق شهروندی معلولان از آن یاد می شود، اشاره کرد.

قانونی که بر حمایت از اشتغال، مناسب سازی معابر و حق مسکن معلولان تاکید دارد. براساس این قانون باید سه درصد از سهمیه استخدام سازمان های دولتی و خصوصی در اختیار معلولان قرار گیرد یا مصوب شده مسکن اجاره به شرط تملیک به معلولان داده شود، افزون بر این موارد باید به آموزش عالی رایگان معلولان، مناسب سازی معابر و بازنشستگی پیش از موعد این افراد نیز اشاره کرد که متاسفانه به دلیل نبود ضمانت اجرایی مناسب تاکنون آن گونه که باید اجرایی نشده اند.

این درحالی است که معمولا با نزدیک شدن به روز جهانی معلولان سازمان هایی که در این حوزه فعالیت می کنند دست به اقداماتی می زنند که به نظر بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد، زیرا این برنامه ها هیچ وقت با جمعیت معلولان متناسب نبوده و نیست.

برای نمونه روز گذشته با همکاری معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی و انجمن دفاع از حقوق معلولان 120 دستگاه ویلچر در اختیار معلولان نیازمند قرار گرفت، ولی نکته اینجاست که از 40 هزار معلولی که فقط در استان تهران از خدمات انجمن دفاع از حقوق معلولان ایران استفاده می کنند 3000 نفرشان نیاز ویژه ای به ویلچر دارند.

از این گذشته این روزها انسان هایی که به قول معروف چارستون بدنشان سالم است، برای تردد و استفاده از خدماتی که در شهر ارائه می شود با مشکل رو به رو هستند، چه برسد به افراد معلول، زیرا پیاده روها، وسایل حمل و نقل عمومی، ساختمان ها و ادارات دولتی، باجه های تلفن، عابربانک ها، پل های عابر پیاده و پارک ها به شکلی طراحی شده اند که معلولان برای استفاده از آنها با مشکل جدی روبه رو هستند.

این در حالی است که این مشکلات سبب خانه نشینی معلولان شده و از طرف دیگر به عده ای از آنها که تلاش دارند در جامعه حضور پیدا کنند، آسیب جسمی بیشتری وارد می کند.

به همین دلیل با توجه به این که رئیس جمهور این روز ها متن پیش نویس غیررسمی حقوق شهروندی را ارائه کرده، بهتر است سازمان و نهاد هایی که همیشه سنگ حمایت از معلولان را به سینه زده اند، نسبت به ضعف های موجود یا نکته هایی که ممکن است در این منشور از قلم افتاده باشد، از خود واکنش نشان دهند.

بالا