آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني (برگ 10)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدي آييني

اشتراک به خبردهی

بهار فصل تاراج گیاهان نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

بهار فصل زنده شدن طبیعت است، اما نبود نظارت دقیق بر عرصه‌های منابع طبیعی کشور سبب شده این فصل حکم خزان برخی گونه‌های گیاهی را پیدا کند،زیرا همزمان با رویش گیاهانی مانند موسیر افراد فرصت‌طلب نیز دست به کار می‌شوند،تا با برداشت بی‌رویه از گیاهان مرتعی و تخریب آنها درآمدزایی کنند.

در تازه ترین مورد دیروز دید بان محیط زیست و حیات وحش ایران، خبر از دستگیری متخلفی داد که قصد داشت بیش از هزار کیلوگرم گیاه موسیر را قاچاق کند.

این درحالی است که براساس قانون بهره برداری و حمل و نقل موسیر برابر ماده ۵۵ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع ممنوع است و جریمه برداشت غیرمجاز هر کیلوگرم موسیر تر 5000 تومان و جریمه کشف هر کیلوگرم موسیر خشک 10 هزار تومان تعیین شده است.

با توجه به جرایم در نظر گرفته شده باید تاکید کرد تناسب نداشتن تخلف با جریمه یکی از عواملی است که سبب شده افراد سودجو ترسی از قانون شکنی نداشته باشند.

به همین دلیل باید از مسئولان خواست علاوه بر افزایش نیروهای حفاظت برای به روزرسانی قانون و بازدارنده کردن قوانین قدم بردارند.

باید یادآور شد بیکاری و نبود درآمد نیز از عوامل دیگر تخریب منابع طبیعی کشور است، زیرا افراد محلی با برداشت بی رویه گیاهان و قاچاق آنها به استان های همسایه و حتی خارج از کشور برای خود تجارت غیرقانونی اما پرسودی را رقم می زنند.

متاسفانه این روند به قدری غیراصولی و بدون برنامه انجام می شود که زمینه را برای انقراض گونه های گیاهی فراهم کرده است زیرا اشخاص سودجو به این مساله که با برداشت پیاز گیاه موسیر سبب از بین رفتن این گونه می شوند توجه نکرده و پیش ازاین که گیاه بتواند با بذردهی بقای خود را تضمین کند مرگ آن را رقم می زنند.

افزون براین نبود برنامه ای مشخص برای مقابله با این تخریب سبب شده اغلب رویشگاه های این گونه گیاهی دستخوش آسب شود تا آنجا که می توان هشدار داد چنانچه راهکار مناسبی برای کنترل این مشکل ارائه نشود، گونه موسیر منقرض خواهد شد.

این درحالی است که دست کم با آموزش و پرداخت یارانه به افرادی که دست به قاچاق این گونه می زنند می توان آنها را مجاب کرد که با کشت این گیاه درآمدزایی کنند نه قاچاق و تخریب منابع طبیعی.

مهدي آييني

آموزش، فراموش شده محیط‌ زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

حیات وحش کشور هر روز آسیب بیشتری می‌بیند، چون آموزش و فرهنگ‌سازی برای حفظ آن به فراموشی سپرده شده است، باید یادآور شد این روزها برخی از مسئولان تمایل دارند به کارهایی بپردازند که نتایج‌شان خیلی زود به چشم آمده و بتوانند از آن برای گزارش عملکرد خود بهره ببرند.

رواج چنین نگاهی در بین برخی از مسئولان سبب شده بسیاری از شهروندان اطلاع دقیقی از اهمیت توجه به محیط زیست و نقش گونه های جانوری کشور در طبیعت نداشته باشند و در نتیجه شرایط برای بقای گونه های جانوری کشور هر روز سخت تر شود، این را از خبرهای تلخی که هر روز در این حوزه منتشر می شود می توان نتیجه گرفت.

برای نمونه کم نیستند افراد ناآگاهی که برای کشتار حیات وحش دلایلی را مطرح می کنند که هر کدام از آنها برای محکوم کردن سازمان هایی که ادعای فرهنگ سازی و آموزش شهروندان را دارند، کافی است.

در این میان می توان به این نکته اشاره کرد که خیلی از شکارچیان غیرمجازی که خرس ها را می کشند، تصور می کنند هرچه هنگام شکار حیوان زجر بیشتری بکشد به قدرت و شهامت آنها افزوده خواهد شد یا کم نیستند افراد ناآگاهی که تصور می کنند زهره خرس برای درمان سرطان مفید است یا زبان این گونه برای درمان بواسیر کاربرد دارد.

علاوه بر این باید تاکید کرد خرس ها تنها حیواناتی نیستند که خرافات بلای جان آنها شده، زیرا جانوران دیگری مانند هدهد، کفتار، گرگ، مار و هوبره نیز دراین میان بی نصیب نمانده و به دلایلی سلاخی می شوند که هیچ کدامشان پایه علمی نداشته و فقط به این دلیل شایع شده اند که اراده ای برای آموزش و فرهنگ سازی وجود ندارد.

این درحالی است که روز گذشته نیز رئیس اداره حفاظت محیط زیست کبودرآهنگ به نمونه دیگری از این دست مسائل اشاره کرده آن طور که ایرنا گزارش داده برخی از روستاییان این منطقه سنجاب زمینی را با گورکن اشتباه گرفته و فکر می کنند این حیوان اقدام به از بین بردن قبور اموات می کند به همین دلیل کمر به نابودی آنها بسته اند.

این درحالی است که باید تاکید کرد کشتار گورکن ها نیز با این دلیل قابل توجیه نیست بنابراین باید از مسئولان خواست برای حفظ اندک باقیمانده حیات وحش کشور فراتر از وعده عمل کرده و با در اولویت قرار دادن برنامه های فرهنگی، آموزشی و استفاده از ظرفیت سازمان های مردم نهاد برای اصلاح باورهای غلط و آشنایی هرچه بیشتر شهروندان با گونه های جانوری و نقش آنها در اکوسیستم قدم بردارند.

مهدی آیینی

گردشگری در دام بروکراسی

گردشگری کشور چشم‌ انتظار اتفاق‌‌های‌ خوبی است؛ اتفاق‌هایی که هرچند مدتی است آغاز شده، اما با توجه به فضای حاکم بر سیاست‌های بین‌المللی کشور می‌توان پیش‌بینی کرد روند رشد‌ آن در چند ماه آینده سرعت بیشتری خواهد گرفت.به همین دلیل برخی کارشناسان این حوزه معتقدند شرایط و زیرساخت ها ی لازم را برای این اتفاق خوب باید مهیا کرد، زیرا در غیر این صورت با توجه به زیرساخت های ضعیف گردشگری در کشور و رشد آمار گردشگران خارجی به این صنعت آسیب خواهد زد؛ اتفاقی که مرتضی رحمانی موحد، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور منکر رخ دادن آن است و تاکید می کند به جای تشبیه افزایش آمار گردشگران به سونامی باید از آن با عنوان رشد فزاینده شور و اشتیاق سفر به ایران یاد کرد. در این گفت وگو رحمانی موحد از برخی کاستی ها و نیازهای صنعت گردشگری کشور و برنامه های سازمان میراث فرهنگی برای مدیریت آنها حرف می زند.

به نظر می رسد در حوزه گردشگری آمار دقیقی وجود ندارد، زیرا مدتی قبل نیز درباره گردشگران داخلی از عبارت هایی مانند نفر ـ سفر استفاده می شد، اما اکنون اصطلاح نفر ـ شب اقامت رایج شده است.

در ارائه آمار به شکل نفر ـ سفر تفسیرهای اشتباهی می شد به این شکل که گاه حضور یک خانواده در یک منطقه چندبار ثبت می شد. به همین دلیل از نوروز 93 آمار گردشگران داخلی براساس نفر ـ شب اقامت تهیه می شود.

نفر ـ شب اقامت یعنی چه؟

ابتدا تعریف گردشگر را باید مشخص کرد، زیرا گردشگر با مسافر متفاوت است. گردشگر شخصی است که در تاسیسات اقامتی ساکن می شود و از محل های طبیعی و تاریخی بازدید می کند. از دو پایه می توان حضور افراد را در مقصد جدید ثبت کرد. نوروز امسال نیز دو پایه آماری در نظر گرفته شده بود؛ یکی اقامت در اقامتگاه های رسمی و دیگری بازدید از مراکز مختلف توریستی، اما چنانچه بدون توجه به این دو پایه از آمار گردشگر حرف بزنیم همان روش نفر ـ سفر می شود که در آن ممکن است خودرویی چند بار شمرده شود. زمانی که از این روش استفاده می شد مسئولان برخی استان ها ادعا می کردند در گردشگری رتبه اول را دارند، اما اکنون نظام آماری سازمان ماهانه آمار گیری می کند و اطلاعات خود را از مراکز اقامتی می گیرد.

ضعف در فرهنگسازی و آموزش گردشگران داخلی سبب شده گردشگران به تهدیدی برای محیط زیست کشور تبدیل شوند برای نمونه جنگل و سواحل کشور در زباله غرق شده است. به نظر می رسد این مساله نیازمند کار اساسی است.

برای آموزش گردشگران چند معیار را مطرح کردیم. اولین معیار این است که فعالان هر حوزه در عرصه تشکل ها، سازمان های مردم نهاد و حوزه اقتصادی که کسب و کار را مدیریت می کنند، وظیفه دارند اطلاع رسانی لازم به مخاطبان و مشتریان خود داشته باشند. مخاطبان تشکل ها از طریق کمک های آموزشی که از سوی دستگاه های حاکمیتی در مناطق مختلف ارائه می شود آموزش می بینند، بخصوص راهنمایان گردشگری طبیعت، زیارت و تاریخی. گروه دوم فعالان حوزه کسب و کار و افرادی هستند که تور می برند. این افراد باید آموزش و توصیه ها را در قالب بروشور و دستورالعمل به مسافران و مشتری های خود بدهند. این گونه نیست که ما فقط گردشگران را به مناطق طبیعی یا باستانی ببریم، این روند باید با مفهوم باشد و در نهایت به دارایی ذهنی و دانش گردشگران نیز اضافه شود.

دستگاه هایی که با گردشگری در ارتباط هستند نیز به برنامه های آموزشی کاربردی نیاز دارند. موافقید؟

آموزش و توانمندسازی فعالان دستگاه های مرتبط با گردشگری مهم است. به همین دلیل اولین دوره آموزش، دی ماه سال گذشته اجرا شد و بیش از 25 هزار نفر در موضوع های مختلف در این دوره شرکت کردند؛ مرزبانان، ستاد خدمات سفر ، راهنمایان، هتل ها و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دستگاه هایی هستند که قصد دارند این کار را ادامه دهند.

ارائه خدمات بین راهی برای گردشگران داخلی و خارجی مشکلی است که تاکنون حل نشده باقیمانده. چه سازمانی وظیفه دارد این مشکلات را برطرف کند؟

در این حوزه بحث سفر مطرح است . در سفر گردشگری، تجارت، دیدار اقوام یا ماموریت اداری اتفاق می افتد. اما گاه علاوه بر سفر مسیرهای گردشگری اهمیت دارد. مجتمع ها از نظر قوانین می خواهند در حریم راه و جاده قرار بگیرند و مجوز کلان فعالیت آنها به عهده وزارت راه و شهرسازی است. بنابراین این وزارتخانه باید بر خدمات بین راهی نظارت کند، اما اگر مجتمع ها تاسیسات پذیرایی و اقامتی داشته باشند به واسطه مسئولیت سازمان میراث فرهنگی این سازمان برفعالیت آنها نظارت می کند.

اما شهروندان همیشه از نبود نظارت بر منازل استیجاری و ویلاها در شهرهای سیاحتی کشور گله دارند، قبول دارید؟

سابقه ویلاهای اجاره ای شمال کشور طولانی است، اما برای منازل استیجاری، طرح ساماندهی خانه مسافر را ارائه کردیم. خانه مسافر ضابطه دارد چون محل کسب و درآمد خانواده ای است که از مزیت مهمان نوازی و اقامت استفاده می کند. این فعالیت برای توسعه گردشگری داخلی امر خوبی است، اما اگر این عمل از چارچوب خارج و به خانه استیجاری تبدیل شود، مشکل ساز می شود، چون در نظام گردشگری و مصادیق گردشگری عنوانی به این نام نداریم و آن را به رسمیت نمی شناسیم. مانند این است که آژانس های مسکن تهران، خانه ای را یک ماهه اجاره بدهند. آنچه در طرح ساماندهی خانه مسافر در نظر گرفته شده مطابق استانداردهای دنیا است و اماکن، نیروی انتظامی، فرمانداری و سازمان میراث فرهنگی بر فعالیت خانه مسافر نظارت می کنند. علاوه بر این خانه های مسافر بیمه شده و مسافران آن از امنیت و مصونیت برخوردارند، اما خانه های استیجاری مورد نظر و تائید ما نیست.

یکی از ضعف های صنعت گردشگری کشور، بی تجربه بودن راهنمایان است، برای حل این مشکل چه برنامه هایی دارید؟

باز آموزی راهنمایان در اولویت برنامه های ماست. اکنون اصلاح آیین نامه راهنمایان در دولت بررسی می شود و یکی از جنبه های استمرار فعالیت راهنمایان شرکت در دوره های بازآموزی و قبولی در آنهاست. یعنی اگر شخصی مجوز راهنمای گردشگری بگیرد، 2 سال پس از آن باید در دوره بازآموزی شرکت کند و چنانچه نتواند نمره قبولی به دست بیاورد کارت و مجوز او تمدید نخواهد شد. استمرار آموزش راهنماها در آیین نامه دولت گنجانده شده و تصویب خواهد شد. این مساله برای ما مهم است، زیرا راهنما حلقه بسیار مهم و تاثیرگذار چرخه گردشگری است.

مشکل دیگر راهنمایان گردشگری نبود بیمه است.

قصد داریم در جهت حفظ و تامین حقوق صنفی این افراد نیز قدم برداریم تا راهنمایان در قبال خدماتی که ارائه می دهند، از بیمه، مزایا و حق الزحمه برخوردار شوند. افق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، رساندن تعداد گردشگران خارجی به 20 میلیون نفر در سال است.

با مشکلات زیادی که در این حوزه وجود دارد چگونه می خواهید به این هدف دست پیدا کنید؟

مشکل اینجاست که تا سال 1404 دو برنامه 5 ساله بیشتر باقی نمانده و الزاماتی که می تواند ما را به این اهداف برساند به برنامه های ششم و هفتم محدود می شود. بنابراین باید براساس آنها حرکت کنیم در حالی که در این حوزه عقب مانده ایم و باید تاخیرهایمان جبران شود.

اما زیرساخت های کشور مناسب نیست و باید راهکاری برای آن درنظر گرفت.

برای حل مشکل زیرساخت اتفاق ویژه ای باید رخ دهد، چون زیر ساخت به دو موضوع بستگی دارد؛ منابعی که به آن تزریق می شود و دیگری نقش و نحوه مشارکت بخش خصوصی برای حضور در این عرصه است. تمام توجه ما در یک سال و نیم اخیر این بوده که میزان توجه دستگاه های ذی ربط را نسبت به گردشگری افزایش دهیم و نقش و مشارکت آنها را بیشتر کنیم. خوشبختانه توجه به این مساله برای دولت در اولویت قرار دارد، چون رئیس جمهور بارها بر این نکته تاکید کرده و در دستگاه ها نیز این نگاه وجود دارد.

برای عملکرد بهتر این حوزه نیاز به بازنگری در قوانین نیز وجود دارد. این مشکل را چگونه حل می کنید؟

درست است. ما با قوانین و مقرراتی رو به رو هستیم که نیاز به بازنگری و به روز شدن دارند تا تحقق سند چشم انداز تسریع یابد، زیرا اگر این اتفاق نیفتد با وضع موجود و بروکراسی نمی توان انتظار کار خارق العاده داشت.

برای استفاده از سرمایه گذار خارجی برنامه ای دارید؟

سرمایه گذاری یکی از بخش هایی است که در این صنعت دیده شده تا در افق 1404 به این اهداف برسیم، اما بیش از 10 سال است که سرمایه گذاری خارجی به معنای واقعی در کشور انجام نشده است. باید منتظر ماند تا فضای روابط خارجی به سمت ثبات بیشتر و رفع مشکلات برود. البته با حفظ حقوق مردم و تاکید بر سیاست های نظام می توانیم از سرمایه گذاری خارجی استفاده کنیم و جهش قابل توجهی در بحث زیرساخت ها داشته باشیم و به اهداف نزدیک تر شویم.

سیاست های گردشگری سازمان از نگاه شما چگونه است؟

سیاست ما گردشگری تخصصی است نه انبوه، زیرا با تنوعی از جاذبه ها و محصول در کشور روبه رو هستیم و به همین دلیل باید شرایطی به وجود بیاوریم که گرایش و علاقه های مختلف جذب شود.

با توجه به تفاهمنامه لوزان و نامناسب بودن زیرساخت های کشور آیا برای افزایش گردشگران خارجی و ارائه خدمات به آنها آمادگی لازم را داریم، زیرا آسیب دیدن صنعت گردشگری کشور قابل پیش بینی است.

با این نظر شما موافقم که باید برای هر وضعی تدبیر درست داشته باشیم، زیرا ممکن است خلاف این پیش بینی نیز اتفاق بیفتد. بحث گردشگری در این سال ها هیچ وقت از اعتبار ساقط نبوده است، اما به دلیل رویکردهای اخیر در بخش بین المللی اکنون مردم دنیا شاهد آمادگی و مشارکت بین المللی ایران در حل مسائل جهانی هستند. این ماجرا روی گردشگری کشور از سال 92 تاکنون تاثیر مثبتی گذاشته تا آنجا که برخی نشریات خارجی سال 2015 را موج سفر به ایران لقب داده اند.

برخی کارشناسان حوزه گردشگری شرایط کشورمان را با میانمار مقایسه کرده و تاکید می کنند ضعف زیرساخت ها می تواند منجر به آسیب دیدن صنعت گردشگری کشور شود.

باید یادآور شد ما به هیچ وجه با میانمار قابل مقایسه نیستیم. چون فضای فکری و ذهنی جامعه ایرانی با کشورهای دیگر قابل مقایسه نیست.

اما واقعیت اینجاست که هتل های4 و 5 ستاره کشور ظرفیت پذیرایی از گردشگران بیشتر را ندارند.

درست است هتل ها رزرو شده اند و تقاضا برای سفر به کشورمان بالاست، اما مساله دیگری نیز در این بین وجود دارد به همین دلیل نگرانی از شرایط بعد از توافقات و حرکت گردشگر به ایران نباید وجود داشته باشد، برخی اشتباه می کنند و تقاضا برای ورود گردشگر به کشور را سونامی می نامند، اما سونامی تخریب می کند ما باید این ماجرا را به عنوان رشد فزاینده شور و اشتیاق سفر به ایران معرفی کرده و مطمئن باشیم برای مدیریت آن، تدابیر انجام می شود.

می توانید بگویید کمبود هتل ها را چگونه جبران می کنید؟

سال پیش که هنوز محدودیت منابع داشتیم بیش از 471 واحد تاسیسات گردشگری به حجم دارایی های کشور اضافه شد و هتل های زیادی افتتاح کردیم. برنامه ما این است که با تزریق منابع بتوانیم سالانه 25 تا 30 هتل مختلف را در اشل های مختلف کامل کنیم. علاوه بر این طرح های نیمه تمام زیادی وجود دارد که باید آنها را وارد زنجیره خدمات گردشگری کنیم. این کار باید در زمان بندی مشخصی انجام شود. فکرهای دیگری هم وجود دارد که باید آنها را جایگزین کنیم مانند استفاده از ظرفیت دولتی، زیرا بومی گردی دارد جا می افتد. نباید فراموش کرد گردشگر به معنای واقعی هیچ وقت علاقه ای به هتل 5 ستاره ندارد.

اما گردشگر های کلاسیک به این نکته توجه می کنند.

برای این افراد جا به اندازه کافی وجود دارد، اما علاقه گردشگران داخلی و خارجی برای زندگی در محیط بومی خیلی بیشتر از هتل است. در واقع اگر به آنها حق انتخاب بدهید هتل های 5 ستاره را انتخاب نمی کنند، چون حدود 70 درصد گردشگر های اروپایی تمایل دارند به جاهای جدید بروند و تجربه های جدیدی داشته باشند.

طرح ارتقای امنیت گردشگران به کجا رسید؟

این طرح در برگیرنده یک سری وظایف، تعیین حدود و جهت گیری دستگاه های مختلف است که در حوزه گردشگری اثرگذار، فعال و مسئولیت دارند؛ از سازمان میراث فرهنگی گرفته تا راه و شهرسازی، نیروی انتظامی، دستگاه ها ی امنیتی و نظارتی. در واقع این طرح مشخص می کند این سازمان ها چگونه می توانند با همگرایی، همکاری و هم افزایی مسیر امنیت گردشگر را ارتقا دهند و بهتر کنند. برای این طرح آیین نامه ای تنظیم شده و در شورای امنیت کشور به عنوان مرجع عالی امور داخلی کشور تصویب شده است. دبیر نیز سازمان میراث فرهنگی است وکمیسیون نظارت هم دارد.

اگر گردشگر خارجی مهمان شما باشد، او را به دیدن کدام مناطق کشور می برید یا نمی برید؟

با توجه به این که محل زندگی مهمانم چه شرایط و جاذبه هایی دارد و او به چه مناطقی علاقه مند است دراین باره تصمیم می گیرم ، زیرا برای گردشگر اروپایی، شمال ایران جذابیت ندارد. گردشگر اروپایی شیفته کویر ماست، بنابراین باید کویر را به استانداردی برسانیم که به توسعه پایدار و امنیت پایدار کویر کمک کند، چون 25 درصد از خاک کشور را کویر تشکیل می دهد . گردشگر عرب را نیز به طبیعت گردی می برم. اگر گردشگر مذهبی باشد نیز او را به شهرهای مذهبی مانند مشهد خواهم برد.

مهدی آیینی 

جنگل تنها مانده است

فقط 8 درصد از سطح کشور را جنگل پوشانده، اما برای نگهداری از این ثروت ناچیز اراده‌ای قوی وجود ندارد، به همین دلیل روند تخریب جنگل‌های کشور نه‌تنها متوقف نشده، بلکه به نظر می‌رسد سرعت بیشتری نیز گرفته است، گواه این ادعا، از دست رفتن حدود یک میلیون هکتار از جنگل‌های زاگرس و 40 هزار هکتار از شمشادهای شمال کشور در چند سال اخیر است.افزون بر این براساس اعلام سازمان جنگل ها از سال 1334 تا 1386 سالانه حدود 3000 هکتار از جنگل های کشور تخریب شده است. این در حالی است که با رسیدن فصل های داغ سال نیز باید شاهد شعله کشیدن آتش در جنگل های کشور بود، براساس آمار آتش سوزی جنگل های کشور در برخی ماه های سال گذشته نسبت به سال 92 افزایش 50 درصدی داشته است. امسال نیز با توجه به بهبود پیدا نکردن شرایط باید منتظر انتشار خبرهای ناگواری در این حوزه بود. نکته اینجاست که در سایه نبود مدیریت کارا مشکلاتی که دامن جنگل های کشور را گرفته آن طور که باید و شاید تاکنون حل نشده است. در این گفت و گو دکتر «هادی کیادلیری»، رئیس دانشکده منابع طبیعی علوم و تحقیقات تهران و رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور از مسائلی که سبب بحرانی شدن وضع جنگل های ایران شده، سخن می گوید.

چرا درباره وسعت جنگل های کشور آمار متناقضی ارائه می شود و آیا می توان به طور دقیق گفت وسعت جنگل های کشورمان چقدر است؟

یکی از دلایل ارائه آمار متناقض از جنگل های کشور تعاریف متفاوتی است که از جنگل در کشورمان می شود، این در حالی است که فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) تعریف دیگری از جنگل دارد. به زبان ساده اگر بخواهیم جنگل را از قول فائو تعریف کنیم باید بگوییم نیم هکتار زمین که درصد تاج پوشش درختان آن به سطح زمین بیش از 10 درصد باشد جنگل نامیده می شود.

سازمان جنگل های کشور چه تعریفی از جنگل دارد؟

براساس تعریف سازمان جنگل ها میزان تاج پوشش درختان باید 5 درصد باشد.

با این تعریف وسعت جنگل های کشور چقدر است؟

حدود 14 میلیون و 300 هزار هکتار.

تعریف سازمان فائو چه؟

با تعریف این سازمان وسعت جنگل های کشورمان به حدود نصف آمار ارائه شده می رسد، زیرا 12.5 درصد از جنگل های کشور در گروه جنگل های انبوه قرار می گیرند، مانند جنگل های شمال کشور و ارسباران، حدود 25 درصد نیز در گروه جنگل های نیمه انبوه طبقه بندی می شود، افزون بر این حدود 56 درصد نیز جنگل تنک در کشور وجود دارد، مانند جنگل های زاگرس. این در حالی است که حدود 25 هزار هکتار نیز جنگل مانگرو در کشور داریم؛ جنگل هایی که هرچند سطح قابل ملاحظه ای ندارد، اما از اهمیت خاصی برخوردار است.

این تعریف های متفاوت چه آسیبی به منابع طبیعی کشور می زند؟

هرچند تعریف کشورمان نیز از جنگل درست است، اما بدی آن، این است که فکر می کنیم جنگل زیادی داریم و ممکن است در نگهداری آنها غفلت کنیم، علاوه بر این نمی توان طرح های مناسبی نیز برای نگهداری جنگل های کشور ارائه کرد.

سرانه جنگل برای هر ایرانی چقدر است؟

سرانه جهانی جنگل به شکل میانگین حدود شش دهم هکتار برای هر شخص است، اما در کشور ما این آمار به کمتر از دو دهم می رسد. نباید فراموش کرد که حدود 8 درصد از سطح کشور را جنگل پوشش می دهد، باید یادآور شد کشورهایی که حدود 25 درصد از مساحت کشورشان را جنگل پوشش می دهد، شرایط بحرانی دارند.

جنگل های کشور از زمان تشکیل سازمان جنگل ها چه شرایطی را طی کرده است؟

اگر بخواهیم تقسیم بندی کلی تری داشته باشیم، می توان گفت مثلا اگر ما از سال 1300 مدیریت را شروع کرده باشیم در 45 سال اول مدیریت غیرعلمی و سنتی بوده است، چون بهره برداری هایی صورت گرفته، اما به دلیل این که جمعیت کم بوده و وابستگی زیادی به منابع طبیعی وجود نداشته، تخریب خود را کمتر نشان داده است. بعد از تشکیل سازمان جنگل ها و مطرح شدن طرح های جنگلداری نیز به سمت کار عملی رفتیم. درواقع رشد جمعیت، افزایش استانداردهای زندگی و فشاری که به منابع و اکوسیستم آورده ایم، نمود بیشتری به تخریب ها داده هرچند علمی کار کرده ایم.

اما به نظر می رسد روش های علمی نیز موفق نبوده است.

حق باشماست باید اعتراف کرد که از روش های درستی بهره نبرده ایم، زیرا ما از کشورهای اروپایی الگوبرداری کردیم، کشورهایی که ساختار جنگل هایشان با کشور ما همخوانی ندارد. از این گذشته این روش ها با شرایط زیست محیطی و اجتماعی ما نیز تناسب ندارد، زیرا زندگی مردم ما سنتی و با آن در تضاد است. علاوه بر این آنها جنگل های همسان داشتند، اما ساختارهای جنگل های شمال کشور ما باستانی و کوهستانی است. باید یادآور شد شاخص پایداری برای آنها تولید چوب بود، اما شاخص برای ما باید حفظ قدمت جنگل ها در نظر گرفته می شد.

اما رئیس سازمان جنگل ها می گوید سطح جنگل های کشور افزایش یافته، به نظر شما این ادعا چقدر صحت دارد؟

این مساله را خود ایشان باید پاسخ بدهند، چون با محاسبه ای ساده، می توان به واقعیت پی برد و برای این کار باید آمار جنگلکاری سازمان جنگل ها را با روند تخریب جنگل های کشور مقایسه کرد، برای نمونه در چند سال اخیر یک میلیون هکتار از جنگل های زاگرس و 40 هزار هکتار از شمشادهای شمال کشور تخریب شده، علاوه بر این براساس اعلام خود سازمان جنگل ها از سال 1334 تا 1386 نیز هر سال حدود 3000 هکتار جنگل کشور از بین رفته است.

علاوه بر این مسئولان ادعا می کنند با جنگلکاری روند تخریب ها را کنترل کرده اند.

متاسفانه مسئولان این واقعیت را تاکنون جدی نگرفته اند که جنگل زیستگاهی است که طی میلیون ها سال ایجاد شده، به همین دلیل این روزها برای ساخت سد شفارود قصد دارند چند هکتار از جنگل های گیلان را تخریب کنند و در برابر اعتراض ها می گویند قرار است تخریب را با درختکاری جبران می کنند. مقایسه جنگل با درخت، کاری کاملا اشتباه است. باید تاکید کرد با درختکاری حتی نمی توان مقدار چوبی را که از دست می رود، جبران کرد، زیرا در بحث درختکاری نهال کاشته می شود و در هر هکتار دو مترمکعب چوب داریم، اما در جنگل های شمال کشور موجودی چوب 400 مترمکعب است، بنابراین در برابر تخریب هر هکتار جنگل باید 200 هکتار جنگلکاری کرد تا فقط زیان از دست رفتن چوب را جبران کرد.

قرار بود برای کاهش فشار بر جنگل های شمال کشور طرح تنفس جنگل اجرایی شود، این طرح چگونه اجرا می شود؟

ما باید به سمت توقف کامل بهره برداری از جنگل های شمال برویم، اگر تنفس به این معنا باشد که می خواهیم 10 سال دیگر دوباره بهره برداری را شروع کنیم، اشتباه است، زیرا 200 سال فرصت نیاز است تا جنگل های کشور به شرایط پیش از تخریب بازگردد. جنگل های شمال کشور توان تولید چوب را ندارد.

مصوبه ای 10 بندی که در راستای کاهش بهره برداری از جنگل ها تصویب شد، بدرستی اجرا می شود؟

سازمان جنگل ها باید این مصوبه را اجرا کند، اما ضعف هایی دارد، زیرا براساس آن فقط از درختان افتاده، آفت زده و خشک شده بهره برداری می شود و باید تاکید کرد هر درخت خشکی درخت بیمار نیست، چون برخی از آنها زیستگاه بوده و جامعه خرد محسوب می شود. برای بهبود شرایط باید همه مواد این مصوبه اجرا شود، زیرا برای توقف کامل بهره برداری باید چوب مورد نیاز کشور را به شکل دیگری تامین کنیم یا هزینه نظارت که از طریق بهره برداری از جنگل تامین می شد، نیز از سوی دولت در نظر گرفته شود، بنابراین اجرای یک بند از این مصوبه نمی تواند به نتیجه مطلوب منجر شود. اکنون از درختان خشک و آفت زده بهره برداری می کنند، اما این طرح دوام نیاورده و شکست می خورد. بنابراین بهتر است دولت بودجه مناسبی برای توقف کامل بهره برداری از جنگل در نظر بگیرد.

چرا تا به حال بهره برداری از جنگل های شمال متوقف نشده است؟

در سازمان جنگل ها مسئولان به دلایلی که خودشان می دانند با این کار مخالفت می کنند، البته آنها اشتباه می کنند، زیرا جنگل ها از لحاظ سطح و چوب کاهش زیادی داشته است.

سالانه چقدر از جنگل های شمال کشور بهره برداری می شود؟

براساس آمار سال گذشته حدود 600 هزار مترمکعب چوب برداشت شده، اما این آمار باید بررسی شود، زیرا میزان مصرف چوب در کشورمان حدود 5 تا 7 میلیون مترمعکب در سال برآورد می شود، این در حالی است که یک میلیون مترمکعب واردات داریم و حدود یک میلیون مترمکعب نیز از طریق زراعت چوب تامین می شود، بنابراین باید پرسید بقیه چوب مصرفی کشور از کجا تامین می شود.

ضعف اصلی سازمان جنگل ها را چه می دانید؟

مسئولان این سازمان باید در همه بخش ها اطلاعات خود را به روز کنند، در بخش هایی مانند اجرا، تحقیقات، آموزش و نظارت، زیرا در بخش تحقیقات اکنون تحقیقات کاربردی نیست و باید به پژوهش های کاربردی و اجرایی پرداخت نه طرح های فانتزی. بخش آموزش نیز باید هدفمند شده و فعالیت هایش با نیازهای کشور مطابقت داشته باشد.

سازمان محیط زیست برای حفظ جنگل های کشور به وظایف خود به درستی عمل می کند؟

بخش نظارت سازمان محیط زیست نیز باید بهتر عمل کند. برای نمونه آنها باید بگویند کجای جنگل های کشور را ارزیابی کرده یا با کدام شاخص و معیار از تخریب یا بهبود شرایط صحبت می کنند، زیرا تا زمانی که مردم آتش سوزی یا تخریب را اعلام نکنند، این سازمان ها نیز چیزی نمی گویند، این در حالی است که این سازمان ها باید پیش بینی های لازم را انجام بدهند، زیرا سازمان جنگل ها با کمبود نیرو رو به روست، برای نمونه برای هر 52 هزار هکتار یک نیروی حفاظتی در اختیار دارد.

سازمان جنگل ها خودش نمی خواهد یا در دولت برای رفع کمبودهای این سازمان اراده جدی وجود ندارد؟

باید گفت جنگل های کشور جدی گرفته نشده اند، زیرا سازمان جنگل ها باید در حد وزارتخانه باشد تا بتواند به مشکلات این حوزه رسیدگی کند، اما اکنون این سازمان به عنوان زیرمجموعه بخشی به نام کشاورزی فعالیت می کند، بخشی که خود عامل تخریب جنگل های کشور است.

اما این سازمان از بدنه کارشناسی خوبی برخوردار است.

نکته اینجاست که انتخاب مدیرکل های این سازمان در شهرستان ها با نظر جهاد کشاورزی انجام می شود، بنابراین این سازمان باید خود را باور کرده و جایگاه ساختاری اش ارتقا پیدا کند، چون سازمان جنگل ها با این جثه توانایی تنه به تنه شدن با سازمان های دیگر و نمایندگان مجلس را ندارد.

این روزها برخی نمایندگان مجلس از ادغام سازمان جنگل ها و سازمان حفاظت محیط زیست دم می زنند، نظر شما در این باره چیست؟

حفاظت محیط زیست سازمانی نظارتی است، اما سازمان جنگل ها دستگاهی اجرایی است، بنابراین یک سازمان نظارتی نمی تواند کار اجرایی انجام دهد یا برعکس. سازمان جنگل ها باید ارتقا پیدا کرده و به وزارتخانه تبدیل شود، محیط زیست نیز باید به شکل مستقل روی منابع طبیعی کشور نظارت کند. به نظر ادغام این دو سازمان اشتباه است، زیرا هیچ مجموعه ای خود را زیر سوال نمی برد.

چرا سازمان جنگل ها برای حفظ منابع طبیعی کشور تنها مانده و دیگر سازمان ها دغدغه محیط زیست کشور را ندارند؟

تمام ارگان ها باید برای حفظ محیط زیست کشور وارد عمل شوند، زیرا کم کاری های آنها به منابع طبیعی کشور آسیب می زند، برای نمونه اشتغالزایی، وظیفه سازمان جنگل ها یا محیط زیست نیست و باید وزارت کار پاسخگوی آن باشد، زیرا بیکاری جنگل نشینان سبب شده آنها برای کسب درآمد دست به تخریب جنگل بزنند.

برنامه های سازمان جنگل ها برای خروج دام از جنگل های کشور به کجا رسید؟

برنامه هایی در این باره اجرا شده، اما کارساز نبوده است به همین دلیل اکنون آمار دام در زاگرس سه برابر بیش از ظرفیت این منطقه است، در سال های گذشته نیز اعتبار خروج دام بشدت کاهش یافته و باید یادآور شد روش هایی که برای تحقق این هدف به کار گرفته شده درست نبوده برای نمونه به دامدارها در قبال خروج دام مالکیت زمین ارائه می شد به همین دلیل عده ای برای گرفتن زمین به سمت دامداری رفتند، درواقع با این طرح بسیاری از مردم را تشویق به دامداری کردند.

برخلاف تلاش سازمان جنگل ها برای مدیریت جنگل از سوی مردم چرا این مساله تاکنون محقق نشده است؟

هدف از مشارکت مردم به این معنا نیست که چه شخصی از جنگل بهره برداری کند، بلکه هدف باید حفظ و احیای جنگل باشد، اکنون مشکل ما این است که مردم آموزش های لازم را ندیده و اطلاعات مناسبی نیز در اختیار ندارند. برای نمونه مدتی قبل به دلیل کمبود نیرو به نیروهای محلی پیشنهاد کردیم در ازای روزی 30 هزار تومان به ما کمک کنند تا آتش سوزی جنگل را مهار کنیم، اما متاسفانه این کار سبب شد برخی برای به دست آوردن درآمد خودشان جنگل را آتش بزنند. بنابراین باید گفت برای ارتقای فرهنگ و آموزش مردم بدرستی کار نکرده ایم در واقع آموزش و ترویج ما در این حوزه بسیار ضعیف است.

سازمان جنگل ها آمار درستی از سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه جنگل ندارد و از پتانسیل این نهاد ها نیز بدرستی استفاده نمی کند. برای جبران این بی توجهی چه باید کرد؟

اکنون تعداد سازمان های مردم نهاد علمی حدود 10 انجمن است، اما باید پرسید چقدر از این انجمن ها نظرخواهی می شود، هرچند این نهاد ها هزینه ای در قبال خدمات خود طلب نمی کنند، اما اصلا به کار گرفته نمی شوند.

مهدی آیینی 

برای پلنگ‌ها حاشیه نسازید

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 «نعره پلنگ سبب تلف شدن چند راس گوسفند و اسب شد.» این اظهارنظر یک کارشناس محیط‌ زیست است، اظهارنظری که با توجه به آن می‌توان هشدار داد پس از مرگ شش قلاده پلنگ در ماه گذشته سازمان حفاظت محیط‌ زیست هنوز کارشناسان خود را برای حفظ این‌ گونه باارزش توجیه نکرده و یا برنامه مدونی برای حفاظت از بزرگ‌ترین گربه‌سان حال حاضر کشور و فرهنگ‌سازی در این زمینه ندارند.

ماجرا از این قرار است که دیروز ایسنا از قول کارشناس مسئول نظارت بر حیات وحش اداره کل محیط زیست لرستان نوشت؛ «براساس گزارش های مردمی در آزادراه خرم‎آباد ـ اندیمشک در ارتفاعات دو قلاده پلنگ با نعره‎های خود در منطقه ایجاد رعب و وحشت کرده‎اند و این عامل باعث تلف شدن چند رأس گوسفند و دو اسب شد.»

نکته اینجاست که انتشار چنین اخبار و اظهارنظرهایی نه فقط هیچ دردی از مشکلات زیست محیطی کشور دوا نکرده بلکه سبب می شود دامداران بهانه تازه ای برای کشتار این گونه با اسلحه و لاشه آغشته به سم پیدا کنند، زیرا اگر تا دیروز دامداران بعد از خسارت دیدن کمر به کشتن پلنگ هایی که وارد روستای آنها شده بودند می بستند، پس از این از ترس نعره های پلنگ و تلف شدن دام هایشان شعاع عملکرد خود را افزایش داده و برای از پای درآوردن این گونه از روش های ناجوانمردانه تری استفاده خواهند کرد.

این در حالی است که وضع بحرانی پلنگ ایرانی حکم می کند کارشناسان محیط زیست برای آگاه سازی دامداران قدم بردارند نه این که با تائید اظهارنظرهای بی اساس زمینه را برای انقراض حیات وحش کشور آماده کنند.

باید یادآور شد تلف شدن دام بر اثر نعره پلنگ خبری است که باید به درستی آن شک کرد، زیرا تاکنون چنین اتفاقی در کشور بی سابقه بوده، علاوه بر این پلنگ ها بیشتر زمستان ها که زمان جفت یابی آنهاست نعره می کشند البته چنین اظهارنظرهایی محدود به کارشناسان این عرصه نمی شود، زیرا خبرنگارانی نیز هستند که از روی ناآگاهی بستر را برای دشمنی انسان و حیات وحش آماده می کنند، برای نمونه صفحات حوادث بسیاری از روزنامه ها پر است از خبرهایی که در آن به افراد مجرم القابی مانند گرگ، کفتار و خفاش می دهند.

باید تاکید کرد چنین عملکردهای نسنجیده ای با حفظ محیط زیست کشور و فرهنگسازی در این حوزه در تضاد است، زیرا در شرایطی که اراده قوی ای برای افزایش سطح آگاهی شهروندان از اهمیت مسائل زیست محیطی وجود ندارد چنین اخباری نهایت تاثیر منفی خود را روی شهروندان گذاشته و آنها را نسبت به حفظ گونه های جانوری که نقش مهمی در اکوسیستم دارند بی اهمیت می کند.

مهدی آیینی

حیات، حیات وحش قربانی نبود مدیریت

مهدی آیینی

مهدی آیینی

خبر مرگ ششمین پلنگ نیز در سال 94 دیروز رسانه‌ای شد، خبری که برخلاف تلاش برای پنهان ماندن‌اش سرانجام فاش شد، آن‌طور که دید‌بان محیط‌زیست و حیات‌وحش ایران گزارش کرده مرگ این پلنگ سیزدهم فروردین در منطقه حفاظت شده جنگل خواجه خراسان رضوی رقم خورده، اما بتازگی درباره آن اطلاع‌رسانی شده است.

نکته اینجاست، با توجه به این که لاشه این پلنگ حوالی روستای خواجه کشف شده به احتمال زیاد می توان آن را پنجمین پلنگی دانست که امسال از سوی دامداران از پای درآمده است.

بنابراین باید به مسئولان محیط زیست هشدار داد اگر بموقع دست به کار نشوند، در سایه تخریب زیستگاه ها، دامداران به عامل اصلی مرگ پلنگ های کشور بدل خواهند شد، واقعیت اینجاست که شرایط سبب شده دامداران پلنگ ها و دیگر گوشتخواران را دشمنان خود بدانند و برای کشتن آنها دست به اسلحه برده یا لاشه های آغشته به سم را در مسیرشان قرار دهند به این امید که پلنگ هایی که پایشان به روستا باز می شود، عمرکوتاهی داشته باشند.

مشکل اینجاست که تخریب زیستگاه ها مساله ای است که محیط زیست توان احیای آن را ندارد، اما دست کم این سازمان می تواند با اولویت بندی، تقابل دامداران، کشاورزان و حیات وحش را به حداقل برساند.

برای این کار کافی است محیط زیست اولویت های خود را تغییر داده و در کنار آموزش و فرهنگ سازی اعتبار مناسبی را برای جبران خسارت دامداران و کشاورزانی که از سوی حیات وحش آسیب دیده اند در نظر بگیرد یا دست کم شرکت های بیمه را تشویق به بیمه کردن دارایی دامداران و کشاورزان کند.

باید یادآور شد کاسه صبر دامداران و کشاورزان زیادی این روزها لبریز شده، چون به قول معروف آنها برای گرفتن خسارت باید از هفت خوان رستم بگذرند.

برای نمونه پس از این که کارشناس محیط زیست خسارت وارد شده به آنها را تائید کرد این افراد باید با هزینه خود نظر کارشناس دادگستری را نیز در پرونده شان ثبت کنند، اما از آنجا که محل حادثه معمولا صعب العبور است دامداران برای رساندن کارشناس به محل حادثه باید هزینه بالایی بپردازند.

با این حال این پایان سختی آنها نیست، زیرا بعد از تکمیل پرونده دامداران باید دست کم یکسال دندان روی جگر بگذارند. این در حالی است که دامداران زیادی هستند که با گذشت حتی سه سال نیز نتوانسته اند خسارت خود را دریافت کنند.

نکته اینجاست، سازمان حفاظت محیط زیست به بهانه هایی مانند نبود اعتبار خسارت دامداران را تمام و کمال پرداخت نمی کند.

به همین دلیل برخی از دامداران برای رسیدن به حق خود دست به دامن قانون شده و از سازمان حفاظت محیط زیست شکایت می کنند و برخی نیز دست به سلاح برده یا با طعمه مسموم حق خود را از پلنگ ها می گیرند؛ بزرگ ترین گربه سانان باقی مانده در کشور که سایه انقراض این روزها برسرشان بیشتر از هر زمانی سنگینی می کند.

مهدی آیینی

بوروکراسی، آفت محیط‌ زیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

محیط‌ زیست محیط‌ ایست نیست؛ این را شاید مسئولان سازمان حفاظت محیط‌ زیست به ظاهر قبول داشته باشند، اما از برخی رفتارها و نحوه مدیریت برخی مسئولان این دستگاه می‌توان به این نتیجه رسید که کاغذ بازی و بوروکراسی در این سازمان حتی منجر به حادثه نیز شده است. برای اثبات این موضوع حوادث تلخ زیادی را می‌توان مرور کرد.کاراکال یا سیاه گوش بیابان، یکی از گونه های جانوری منحصربه فرد کشورمان است که تاکنون تحقیق جامعی درباره وضع آن در کشور نشده، اما نه فقط برای حفظ این گونه مسئولان تاکنون اراده ای از خود نشان نداده اند، بلکه با بوروکراسی آسیب بیشتری به این گونه زده اند، زیرا دو توله کاراکالی که بعد از مرگ مادرشان به دلیل تصادف با خودرو در سیرجان از سوی محیط بانان زنده گیری شدند به دلیل کاغذ بازی، وقت کشی و ناهماهنگی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست پنجشنبه گذشته تلف شدند.

دامپزشک کلینیک حیات وحش پارک پردیسان در این باره گفته پیگیر انتقال فوری توله کاراکال ها به تهران بودیم، اما متاسفانه این اتفاق به موقع صورت نگرفت و آنها از بین رفتند. آن طور که این دامپزشک ارزیابی کرده تغذیه نامناسب علت مرگ کارکال ها بوده است.

باید تاکید کرد در سایه نبود امکانات مناسب در سایر استان ها چنانچه بوروکراسی اداری در این میان وجود نداشت و مسئولان این سازمان هماهنگی بیشتری بایکدیگر داشتند و بلافاصله این گونه های باارزش را به تهران می فرستادند حادثه دیگری در محیط زیست کشور رقم نمی خورد.

این در حالی است که باید یادآور شد گونه های دیگری مانند پلنگ نیز به علت ناهماهنگی و کاغذبازی در پرتگاه انقراض قرار گرفته اند، از ابتدای سال تاکنون دست کم مرگ پنج قلاده پلنگ در کشورمان رسانه ای شده، حادثه های تلخی که علت آنها سال هاست مشخص شده، اما سازمان حفاظت محیط زیست هنوز اصرار به کشف دوباره این دلایل دارد، نکته اینجاست که چهار قلاده از این پلنگ ها از سوی دامداران کشته شده اند بنابراین سازمان حفاظت محیط زیست باید بخشی از اعتبار خود را برای آموزش دامداران و جبران سریع ضرر و زیانی که حیات وحش به آنها می زند، اختصاص دهد و به فکر آماده کردن طرح های نجاتی که نتیجه آنها پیش از این مشخص شده، نباشد.

این در حالی است که باید یادآور شد کاغذبازی در این سازمان شرایطی را فراهم آورده که کارشناسان محیط زیست اکنون به پشت میزنشینی عادت کرده و برخی از آنها با این که تاکنون زیستگاه های کشور را از نزدیک ندیده اند، می توانند نظریه های زیادی برای نجات گونه های جانوری ارائه کنند؛ نظریه هایی که در کنار ضایع شدن اعتبار سازمان مقدمات انقراض حیات وحش را نیز فراهم کرده است.

مهدی آیینی 

سگ‌ کشی با تزریق اسید

مهدی آیینی

مهدی آیینی

فیلم کوتاه، اما بی‌نهایت دردناک است، آنقدر دردناک که هر بیننده‌ای به این نتیجه می‌رسد که باید افرادی را که مرتکب این جنایت هولناک شده‌اند، محاکمه کرد؛ ماجرا از این قرار است که دیروز فیلم کوتاهی در فضای مجازی منتشر شد که در آن تزریق اسید به چند قلاده سگ و مرگ دردناک آنها به تصویر کشیده می‌شود.در این فیلم شخصی با استفاده از چوب دستی بلند و طناب سگی را روی زمین نگهداشته در همین حال شخص دیگری به حیوان نزدیک شده و اسید به او تزریق می کند، این را می توان از ناله های دلخراش سگی که برای مرگ شکنجه می شود، نتیجه گرفت.

 
آن طور که فارس گزارش داده این رفتار در یکی از شهرک های صنعتی شیراز و در جایی اتفاق افتاده که پیمانکاران سگ کشی در ازای ارائه هر لاشه سگ ۱۵ هزار تومان دریافت می کنند.

هر چند برخی از مسئولان این شهر تکذیب می کنند که این حادثه در شهر آنها اتفاق افتاده، اما نکته اینجاست که این حرکت در هر کجای کشورمان رقم خورده باشد گواهی است بر این که توجه به حقوق حیوانات در کشورمان روبه فراموشی است.

باید یادآور شد در بسیاری از استان های کشورمان رفتار مسئولانه و قانونمندی درباره جمع آوری سگ های ولگرد انجام نمی شود، زیرا زنده گیری سگ ها نه فقط به فراموشی سپرده شده بلکه پیمانکاران برای جمع آوری سگ های ولگرد روش منسوخ شده استفاده از سلاح جنگی و ساچمه زنی را نیز کنار گذاشته و به تزریق اسید روی آورده اند.

باید تاکید کرد چنین روش هایی نه تنها با رفتار انسانی مغایر است بلکه سبب بروز مشکلات بهداشتی و امنیتی نیز برای شهروندان می شود.

نکته اینجاست که در استان هایی که کنترل سگ های ولگرد به شکل سنتی و غیراستاندارد انجام می شود پول قابل توجهی دست به دست می شود. این در حالی است که امروزه بیشتر کشورها برای مقابله با سگ های ولگرد برنامه های مشخصی داشته و با تربیت و آموزش سگ های ولگرد به شکل مشروع درآمدزایی می کنند.

مهدی آیینی

بگذارید رودخانه‌ها جاری بمانند

مهدی آیینی

مهدی آیینی

امروز روز جهانی حفاظت از رودخانه‌هاست، روز اکوسیستم‌های فراموش شده‌ای که زیستگاه منحصر به‌فرد و شکننده‌ای دارد و زندگی آبزیان، گیاهان و پرندگان بی‌شماری به‌ حیات آنها گره خورده است. بنابراین چنانچه رودخانه های کشور آسیب ببیند به طور حتم زندگی انسان نیز دستخوش آسیب می شود.با این حال چند سالی است که انسان نقش رودخانه ها را در حیات زمین نادیده گرفته و آنچنان عرصه را بر این زیستگاه ها تنگ کرده که از بسیاری از آنها اکنون خاطره ای خشکیده باقی مانده یا کم نیست رودخانه هایی دائمی که اکنون فصلی شده یا به جای آب در آنها فاضلاب جاری است.

باید هشدار داد که به دلیل کم کاری مسئولان در این حوزه، شهروندان و مدیران زیادی آن طور که باید و شاید نسبت به اهمیت نقش رودخانه ها آگاه نیستند، به همین دلیل این شاهراه های حیات به محلی برای تخلیه پسماند و فاضلاب تبدیل شده است و کم نیستند افراد حقیقی و حقوقی که حریم این اکوسیستم ها را نادیده گرفته و با ساخت ویلا و مناطق گردشگری شرایط را برای حیات آنها دشوارتر می کنند.

افزون بر این باید تاکید کرد حفظ رودخانه ها برای برخی مسئولان نیز در اولویت نبوده و نیست؛ این را می توان از سدسازی های افراطی که در کشور اتفاق افتاده، فهمید؛ سدهایی مانند «خرسان3» که تاکنون ارزیابی زیست محیطی نگرفته و برای ساخت آن حدود 1400 اصله درخت قطع شده است، سدهایی مانند گتوند که به شوری آب شیرین منجر شد یا سدی مانند سیمره که میراث فرهنگی کشور را غرق کرد.

علاوه بر این باید از چند سد دیگر نوشت، سد هایی که سبب خشک شدن تالاب هایی مانند بختگان، گاوخونی و دریاچه ارومیه شد.

در این بین نباید فعالیت بهره بردارانی را نیز که رودخانه ها را برای به دست آوردن شن و ماسه سلاخی می کنند، ندیده گرفت.

این در حالی است که شرایط کشور و منابع محدود آب شیرین آن حکم می کند حفاظت از رودخانه ها اولویت اول مسئولان باشد، اما نکته اینجاست که تاکنون برنامه ای با محوریت حفظ این اکوسیستم های ارزشمند نوشته نشده یا دست کم اجرایی نشده است بنابراین دست کم مسئولان باید رودخانه ها را به عنوان یک اکوسیستم شکننده قبول کرده و با توجه به شرایط شان برای آنها برنامه مدیریتی تدوین کنند.

علاوه بر این می توان به نمایندگان مجلس پیشنهاد کرد به مناسبت امروز طرحی را برای حمایت قانونی از رودخانه های کشور آماده کنند.

مهدی آیینی

پشت کوهستان به هیچ گرم است

54 درصد از مساحت کشور را کوهستان تشکیل می‌دهد، می‌توان کوه‌های کشور را منبع حیات نامید، برای نمونه 40 درصد آب شیرین کشور از زاگرس تامین شده و تراکم جمعیت در این منطقه دو برابر دیگر نقاط کشور است، بنابراین چنانچه این اکوسیستم از بین برود، کشور با بحران رو به رو خواهد شد، اما نکته اینجاست که تاکنون در کشور سازمان یا وزارتخانه‌ای به عنوان متولی مدیریت اکوسیستم کوهستان شناخته نشده و مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری برای رسیدگی به مسائل زیست محیطی کوهستان توپ را به زمین یکدیگر می‌اندازند.

ایران سرزمینی کوهستانی است که میانگین ارتفاع در آن به 1200 متر از سطح دریا می‌رسد و رشته‌کوه‌های البرز، مرکزی، شرقی و زاگرس چهار رشته کوه اصلی کشور است، رکورد بلندترین نقطه از کوه‌های کشور نیز با 5671 متر ارتفاع در اختیار قله دماوند قرار دارد.

در کشورمان دو اکوسیستم کلان بیابان و کوهستان وجود دارد، این در حالی است که سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری به اکوسیستم بیابان پرداخته و آن را مدیریت می‌کند، اما نکته اینجاست که برخلاف این‌که ما از اکوسیستم کوهستان منابع بیشتری برداشت می‌کنیم، تاکنون متولی این اکوسیستم در کشور مشخص نشده و قانونی نیز برای حفظ آن به تصویب نرسیده است.

عبدالله اشتری، بنیانگذار و مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان در گفت‌وگو با جام‌جم درباره وضع کوهستان‌های کشور اظهار می‌کند: مشکل اینجاست که در قوانین محیط زیستی کشور اسمی از کوهستان برده نشده، این در حالی است که اکوسیستم کلان کوهستان حمایت‌کننده اکوسیستم‌های کوچک‌تر است.

اشتری ادامه می‌دهد: با توجه به این‌که در ایران ارتباط پایین‌دست و بالادست وجود دارد، ما تمام خدمات خود را از کوهستان می‌گیریم. برای نمونه می‌توان به آب شیرین اشاره کرد که در راس خدمات کوهستان قرار می‌گیرد، زیرا بیشترین بارش‌های جوی (حدود 70 درصد) درکوهستان اتفاق افتاده و 30 درصد دیگر به هرز آب‌ها می‌پیوندد.

مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان بیان می‌کند: عمده بارش در کوهستان به دلیل سرد بودن محیط به شکل برف ریزش کرده و در ارتفاعات انبار می‌شود، بنابراین می‌توان از کوه‌ها به عنوان برج‌های آب شیرین جهان یاد کرد.

باید یادآور شد به دلیل شیب، دما و میزان بارندگی مختلف در کوهستان‌های کشور این مناطق زیستگاه‌های بسیار غنی است و در آنها تنوع زیستی زیادی به چشم می‌خورد. علاوه بر این باید از مراتع و جنگل نیز به عنوان دیگر خدمات کوهستان یاد کرد، اکنون بخش زیادی از خوراک دام‌های کشور از مراتع تامین می‌شود و چنانچه این مراتع نابود شود، نمی‌توان لبنیات و پروتئین مورد نیاز کشور را تامین کرد.

افزون بر این به دلیل این‌که دشت‌ها هوای گرم و آب شور داشته و منابع نیز در این مناطق دور از دسترس انسان است، در طول تاریخ ساکنان کشور تمایل پیدا کرده‌اند خانه خود را در دامنه کوه‌ها بسازند. به این شکل بیشتر شهرهای کشور در ارتفاعات هزار متری از سطح دریا ساخته شده است؛ برای نمونه مرکز تهران بیش از هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان تاکید می‌کند: با توجه به بهره‌برداری‌هایی که انسان از کوهستان انجام می‌دهد باید یادآور شد کوهستان به توجه و حفاظت نیاز دارد، در دنیا کوهستان را جزو اکوسیستم‌های شکننده طبقه‌بندی می‌کنند، اما در کشورمان در این فهرست اسمی از کوهستان برده نشده است.

به بالادست نگاه کنید

متوسط بارندگی در کشورمان پایین است، اما مسئولان و کارشناسان کشور فقط نگران اتفاق‌هایی هستند که در پایین دست کوهستان رخ می‌دهد. برای مثال آنها نسبت به خشک شدن تالاب‌های کشور ابراز نگرانی می‌کنند، اما نکته اینجاست که اگر آنها توجه بیشتری به بالادست کرده و مقدار بارش را در کوهستان‌ها پایش کنند با مدیریت درست منابع می‌توانند مانع خشک شدن تالاب‌ها شوند.

اشتری خاطرنشان می‌کند: اکنون در کشور کوه‌ها را براحتی تخریب می‌کنند، برای نمونه هر شخصی که باغ یا ویلایی در ارتفاعات دارد و از پس هزینه اجاره ماشین‌آلات راهسازی برمی‌آید اقدام به ساخت جاده در کوه‌ها کرده و سبب تخریب این اکوسیستم می‌شود.

باید تاکید کرد در قانون حریم کوه‌های کشور نیز مشخص نیست، به همین دلیل در شهری مانند تهران کوه‌ها را تراشیده و نابوده می‌کنند تا جاده، شهرک و برج بسازند.

افزون بر این، مهاجرت از شهرها به روستاها برای ساخت ویلا در مناطق خوش آب وهوای کوهستانی عامل دیگر تخریب کوه‌های کشور است، برای نمونه می‌توان به ساخت و ساز ویلا در جواهر ده یا منطقه ورجین تهران اشاره کرد، به گفته مسئولان محیط زیست استان تهران فقط در منطقه ورجین زمین‌خواران 6500 میلیارد تومان به بیت المال آسیب رسانده‌اند.

علاوه براین باید چرای بی‌رویه دام، احداث جاده‌های عشایری و بین‌شهری، معدن‌کاوی، بوته‌کنی، اجرای طرح‌های توسعه بدون ارزیابی زیست محیطی، کشیدن خط لوله گاز و نفت و گردشگری بدون برنامه را از عوامل تخریب اکوسیستم کوهستان به حساب آورد.

مدیرعامل انجمن محیط کوهستان ادامه می‌دهد: کشاورزی بیشترین آب شیرین را در کشور استفاده می‌کند در واقع اگر کوهستان‌های کشور تخریب شود از مقدار آب شیرین کاسته شده و دیگر نمی‌توان مواد غذایی ساکنان کشور را تولید کرد.

به گفته وی، در این میان سازمان حفاظت محیط زیست در رسیدگی به اکوسیستم کوهستان غفلت می‌کند.

کوهستان متولی ندارد

فرهنگ قصریانی، مدیرکل زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: 90 درصد کشور را منابع طبیعی تشکیل داده و 10 درصد آن مناطق حفاظت شده است، بنابراین سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور باید به امور کوهستان رسیدگی کند.

وی ادامه می‌دهد: این در حالی است که وقتی می‌گوییم منطقه حفاظت شده یعنی این مناطق دشت، تپه ماهور و کوهستان‌ها را نیز شامل می‌شود، بنابراین سازمان حفاظت محیط زیست باید با تخریب در تمام این مناطق برخورد کند و بین آنها تفاوتی نگذارد.

کامران‌پور مقدم، کارشناس منابع طبیعی و عضو هیات‌مدیره انجمن جنگلبانی ایران نیز در گفت‌وگو با جام‌جم عنوان می‌کند: کوهستان به عنوان اکوسیستم شناخته می‌شود، اما سازمان جنگل‌ها برنامه مدیریتی برای این اکوسیستم ندارد. در واقع می‌توان گفت سازمان جنگل‌ها به مدیریت آبخیزداری، جلوگیری از فرسایش، مدیریت پوشش گیاهی، مالکیت اراضی و کارهای حقوقی می‌پردازد، اما این سازمان به طور مشخص طرحی برای مدیریت کوهستان ندارد.

عضو هیات مدیره انجمن جنگلبانی ایران ادامه می‌دهد:برای رفع این مشکل باید یک واحد مدیریتی در قالب اکوسیستم کوهستان تشکیل شود، این واحد می‌تواند در سازمان جنگل‌ها یا محیط زیست تشکیل شود.

وی عنوان می‌کند: هرچند سازمان جنگل‌ها در بحث مالکیت متولی 90 درصد از منابع طبیعی کشور است، اما بهتر است این واحد مدیریتی در سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شود، چون این سازمان جامع‌تر بوده و سطح بالاتری دارد، بنابراین می‌تواند موفق‌تر عمل کند.

به گفته پورمقدم، سازمان جنگل‌ها برای آب، خاک و گیاه برنامه مدیریتی دارد، اما چون بخشی از اکوسیستم کوهستان حیات وحش است، سازمان جنگل‌ها هیچ مدیریتی روی این بخش نمی‌تواند داشته باشد.

مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان با بیان این‌که سازمان حفاظت محیط زیست باید دپارتمان کوهستان را تشکیل بدهد، عنوان می‌کند: آمایش سرزمین بدون در نظر گرفتن کوهستان اشتباه است. این درحالی است که پس از چهار سال دوندگی سرانجام سال 2006 کمیته‌ای فرعی در این خصوص در سازمان حفاظت محیط زیست ایجاد و قرار شد هر ماه تشکیل جلسه بدهد، اما اکنون بیش از 1.5 سال است که جلسه‌ای نداشته‌ایم.

وی ادامه می‌دهد: در جلساتی که در گذشته برگزار کردیم آیین‌نامه‌ای برای حفاظت از کوهستان تدوین کردیم تا رئیس سازمان حفاظت محیط زیست آن را در هیات دولت تصویب کرده و در مرحله بعد در مجلس تصویب شود، اما سرنوشت این آیین‌نامه نیز نامشخص است.

اشتری با اشاره به این‌که سال گذشته نیز همایش حقوق مناطق کوهستانی را برگزار و راهکار‌ها و پیشنهادهایی را به سازمان حفاظت محیط زیست ارائه کردیم، ابراز می‌کند: از محیط زیست درخواست کردیم برای کوهستان قانون، حامی و متولی مشخص کند، اما تاکنون در کشورمان متولی کوهستان مشخص نشده است. این در حالی است که در مجلس کشوری مانند گرجستان فراکسیون کوهستان وجود دارد.

مدیرکل زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست درباره راهکارهای مقابله با تخریب کوهستان یادآور می‌شود: باید قوانین سفت و سختی به تصویب برسانیم و از توانایی مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز استفاده کنیم، افزون بر این با آگاهی و آموزش دادن به مردم می‌توان مانع تخریب کوهستان‌های کشور شد.

مدیرعامل انجمن حفظ محیط کوهستان درباره وظایف این انجمن یادآور می‌شود: فعالیت این انجمن در گذشته در راستای ظرفیت‌سازی، پاک‌سازی، درختکاری و آموزش مردم بود، اما مدتی است که وارد عرصه‌های جدیدتری شده و برای تصویب قانون کوهستان با دولتمردان چانه‌زنی می‌کند.

با توجه به وضع نامناسب محیط زیست کشور سازمان‌های مردم نهاد و مسئولان کشور باید از مناسبت‌هایی مانند روز جهانی کوهستان نهایت بهره را ببرند، برای نمونه سازمان‌های مردم‌نهاد با برگزاری جشنواره دراین روز می‌توانند برای آگاه کردن مردم نسبت به خطراتی که بی‌توجهی به محیط‌زیست در پی دارد قدم برداشته و خواسته‌های زیست‌محیطی خود را به گوش مسئولان برسانند.

روز جهانی کوهستان

11 سال است که یازدهم دسامبر (بیستم آذر) به عنوان روز جهانی محیط کوهستان جشن گرفته می‌شود، تاریخچه نامگذاری این روز نیز به سال 1998 برمی‌گردد، در آن سال سازمان ملل در نشستی تصمیم گرفت سال 2002 را به نام سال کوهستان بنامد. در ماه‌های پایانی این سال دوباره سازمان ملل جلسه‌ای تشکیل داد و یازدهم دسامبر را به عنوان روز جهانی کوهستان مشخص کرد تا هرسال در این روز به عوامل تهدیدکننده اکوسیستم کوهستان پرداخته شود.

متولی کوهستان در سطح جهان فائو است و نهاد مشارکت بین‌المللی برای کوه‌ها که زیرمجموعه این سازمان جهانی است، امسال « کشت و کار خانوار در کوهستان» را به عنوان شعار روز کوهستان در نظر گرفته است. شعار سال گذشته این روز نیز «کوه‌ها، کلید آینده‌ای پایدار» بود. نقش اکوسیستم کوهستان را در حیات ساکنان کره زمین نمی‌توان نادیده گرفت، زیرا علاوه بر این‌که این اکوسیستم بخش زیادی از آب شیرین جهان را تامین می‌کند، هر هکتار جنگل سالانه 60 تن ریزگرد را در خود رسوب می‌دهد، این در حالی است که کوهستان بخش زیادی از دام‌های کشور را نیز در خود جای می‌دهد برای نمونه 40 درصد از دام‌های کشور در زاگرس قرار دارد و این منطقه زیستگاه منحصر به فردی است، زیرا تاکنون حدود 180 گونه درختی و درختچه‌ای در این رویشگاه کشف شده است. علاوه بر این در حالی که دولت برای ایجاد هر شغل تا 60 میلیون تومان نیز هزینه می‌کند، باید یادآور شد بومیان زیادی در زاگرس از جنگل‌های این منطقه از طریق کارهایی مانند استحصال سقز و کتیرا امرار معاش می‌کنند.این در حالی است که کشورمان روی کمربند خشک جهان قرار گرفته و به طور مداوم مسئولان درباره کمبود آب هشدار می‌دهند، اما واقعیت این است، آن طور که باید و شاید به اهمیت کوهستان و نقش آن در تامین آب شیرین پرداخته نمی‌شود.

مهدی آیینی ‌/ ‌گروه جامعه

بالا