آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : حیات وحش (برگ 10)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : حیات وحش

اشتراک به خبردهی

جنجال فیلم قدیمی در فضای مجازی

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست‌ فیلمی را که از شکنجه دو بزکوهی در فضای مجازی منتشر شده ،مربوط به سال ۹۲ دانست و گفت: یکی از متخلفان در زندان است و دیگری به دستور قاضی پرونده به فعالیت های زیست محیطی مشغول است.

گزارشگران سبز: یکی از دلایلی که فیلم شکار و شکنجه بزهای کوهی دوباره مورد توجه قرار  گرفته این است که  پرویز پرستویی بازیگر سینما و تلویزیون آن را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است.

او نوشته؛ «کشتار وحشیانه و انقراض گونه ای نادر از قوچ ایرانی و نشان دادن لاشه قوچ جوان به هم نوعش توسط شکارچیان بی رحم در استان هرمزگان. قوچ زنده است و با سوراخ عمیقی که به دلیل اصابت گلوله شکارچیان در پشتش وجود دارد مورد شکنجه قرار می گیرد  و در حالی که زنده است او را به زور به لاشه فرزندش نزدیک می کنند تا از نظر روحی هم شکنجه شود.»

این فیلم درفضای مجازی با واکنش های زیادی رو به رو شده و خیلی از کاربران نسبت به عملکرد ضعیف یگان حفاظت محیط زیست واکنش نشان داده اند.

جمشید محبت خانی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست دراین باره به گزارشگران سبز گفت:این فیلم مربوط به پرونده‌ای است که سال ۹۲  در میناب اتفاق افتاد.

آن طور که او گفته یکی از متخفان این پرونده در زندان است و دیگری نیز از سوی قاضی پرونده به فعالیت های زیست محیطی محکوم شده است.

یوز ایرانی از تیم ملی خط می‌خورد!

یوزپلنگ‌ها می‌دوند، اما رو به انقراض؛ این واقعیت تلخی است که نمی‌شود هیچ کجا پنهانش کرد. مدت هاست بجز خطر انقراض چیزی با یوزپلنگ‌ها نمی‌دود، هرچه هست خبر زوال این گونه است که تکرار می‌شود.

در تازه‌ترین اتفاق نیز زمزمه‌های حذف تصویر یوزپلنگ از پیراهن تیم ملی فوتبال خبرساز شده است، اتفاقی که حدود چهار سال پیش با تلاش دوستداران محیط‌زیست و حیات وحش عملی شد، اما این روزها از فدراسیون فوتبال خبر می‌رسد که قرار است یوزپلنگ از تیم ملی خط بخورد.

هرچند مدیرکل تنوع زیستی و حیات‌وحش سازمان حفاظت محیط‌زیست گفته که می‌خواهد امروز در نامه‌ای به فدراسیون فوتبال موضوع حذف تصویر یوز آسیایی از پیراهن تیم ملی را پیگیری کند، اما به نظر نمی‌رسد این بار نیز به قول معروف آبی از پیگیری‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست گرم شود، چراکه اگر حفظ این گونه اولویت این سازمان بود، شرایط یوزپلنگ‌ها نباید اینقدر بحرانی می‌شد.

درباره علت حذف تصویر یوزپلنگ از پیراهن تیم ملی نیز حرف بسیار است، برخی می‌گویند حامی مالی تیم ملی که قرار است لوگویش روی پیراهن تیم نقش ببندد مخالف همراه شدن با یوزپلنگ‌هاست. هرچند عده‌ای این دلیل را مطرح می‌کنند، اما صفی‌ا… فغان‌پور، مسئول حقوقی فدراسیون فوتبال نیز چند روز پیش دراین باره به خبرگزاری میزان گفته بود «یوزپلنگ ایرانی به خاطر مشکلاتی که در فناوری به کار برده شده در لباس ایجاد می‌کند و عملا جلوی محفظه‌های لباس را می‌گیرد در طرح لباس تیم ملی در جام جهانی این بار جایی نخواهد داشت.»

دلیل حذف تصویر یوزپلنگ از پیراهن تیم ملی هرچه باشد، به نفع محیط‌زیست و حیات‌وحش کشورمان نیست و با حذف آن باید منتظر اتفاق‌های ناگوار‌تری برای محیط‌زیست بود، زیرا درحالی که با تلاش‌های فعالان محیط‌زیست اهمیت حفظ این گونه و خطراتی که آن را تهدید می‌کند به گوش خیلی‌ها رسیده اما هنوز هستند افرادی که خواسته یا ناخواسته بر خطر انقراض این گونه دامن می‌زنند، حتی افرادی مانند رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست که در اولین نشست خبری‌اش ادعا کرد نباید آب را قربانی مساله‌ای جزئی‌تر مانند یوزپلنگ کرد.

حال یوزپلنگ‌ها بهتر نمی‌شود، چون هیچ وقت تلاش دستگاه‌های مسئول و دوستداران محیط‌زیست از معرفی این گونه فراتر نرفته است بنابراین برای حفظ این گونه ارزشمند باید حفظ زیستگاهش در اولویت قرار گیرد و مسئولان مجوز ساخت هیچ جاده و معدنی را در زیستگاه یوزپلنگ‌ها صادر نکنند و برای بهبود این شرایط دستور خروج دام را از زیستگاه‌های این یار خط خورده از تیم ملی صادر کنند.

مهدی آیینی

شاسی بلند سواری با «عروس غاز»

635646823685917009 (1)«خرید خودروی شاسی بلند ‌یا سفر به اروپا» اینها گوشه‌ای از دغدغه‌های تعدادی از صیادانی است‌ که کمر به قتل عام پرندگان مهاجر بسته‌اند.
‌دیگر مثل گذشته نیست که صیادان از راه صید سنتی پرندگان مهاجر به فکر امرار معاش باشند، حرص و آز سبک زندگی ‌خیلی از آنها را تغییر داده و به همین خاطر با کشتار پرندگان مهاجر رویای رسیدن به زندگی لوکس را در سر دارند. پای حرف‌هایشان که بنشینید از دغدغه سیر شدن شکم نمی‌شنوید، این روزها تجربه زندگی به قول معروف لاکچری رویای خیلی از آنهاست.

روش‌های صید آنها نیز تغییر کرده دیگر از «دوما چال» خبری نیست، در عوض تا چشم کار می‌کند تور‌های هوایی برافراشته شده است، تورهایی که انواع پرندگان مهاجر را گرفتار می‌کند، فرقی نمی‌کند در معرض خطر انقراض باشند یا حرام گوشت.

هر روز صدها پرنده مهاجر مثل ‌غاز پیشانی سفید، عروس غاز، غاز پا‌ زرد و خوتکا از سوی صیادان شکار می‌شوند و در بازاری مثل فریدونکنار چوب حراج می‌خورند.

برخلاف هشدار‌های وزارت بهداشت نسبت به خطر شیوع آنفلوآنزای پرندگان بسیاری از آنها در رستوران‌های مجلل سرو می‌شوند و پرنده‌های حرام گوشت نیز برای تاکسیدرمی فروخته می‌شوند تا جیب مافیایی که پشت این قتل‌عام است، هر سال پر‌تر شود.

قدرت این مافیا به حدی است که سال‌هاست سازمان حفاظت محیط‌زیست در برابر آنها سکوت کرده، زیرا بسیاری از دامگاه‌داران در مناطقی مانند فریدونکنار، ازباران و سرخرود جزو مسئولان هستند و هر سال با لابی‌هایی که انجام می‌دهند برخورد قانونی با صیادان را متوقف می‌کنند.

ماجرای غم‌انگیز کشتار پرندگان مهاجر داستان تازه‌ای نیست درست مانند سکوت سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره این مساله. بی‌تفاوتی سازمان حفاظت محیط زیست به این مهم سبب شده تلاش‌های سازمان‌های مردم‌نهاد نیز برای بهبود شرایط راه به جایی نبرد.

این درحالی است که دست‌کم مسئولان می‌توانند با جمع‌آوری دام‌های هوایی و قانونمند کردن روش سنتی صید، اندکی شرایط را در مناطقی مانند فریدونکنار ساماندهی کنند.

مهدی آیینی – روزنامه‌نگار

محیط‌بان برای شهادت نیازمندیم

635646823685917009 (1)تا صدای گلوله در مناطق حفاظت شده نپیچد، تا روی پیراهن سبزشان لاله های سرخ نروید، فراموش شده می‌مانند و هیچ نام نشانی از آنها در سخنرانی مسئولان یا گزارش‌های خبرنگاران برده نمی‌شود، آنها در این روزگار جزو افرادی هستند که زخمی و کشته شان بیشتر هوادار دارد.

این قصه پرغصه محیط‌بان‌هاست، افرادی که با دست خالی‌ از محیط زیست این کشور دفاع می‌کنند و مراقبند تا حق شهروندان و نسل‌های آینده از زمین حفظ شود، اما حق و حقوشان هیچ وقت رعایت نمی‌شود.

امروز در تقویم، روز جهانی محیط‌بان است، روزی که قرار است در آن از این حامیان بی‌حامی طبیعت گفته شود تا شاید گرهی از مشکلات آنها باز شود، مثل این‌که این افراد هنوز نتوانسته‌اند برای خود سندیکایی داشته باشند تا اندکی بیشتر مشکلات‌شان شنیده شود و به خواسته‌های قانونی آنها برچسب سیاسی زده نشود.

محیط‌بانان تلاش می‌کنند حرفه‌شان در گروه مشاغل سخت و زیان‌آور قرار بگیرد، زیرا به واسطه شغل‌شان با محرومیت‌های اجتماعی زیادی روبه‌رو هستند. آنها از این گله دارند که دست‌کم شرایطی ایجاد شود که آنها هم بتوانند در مقابل 24 ساعت کار 48 ساعت مجال استراحت و پرداختن به خانواده‌شان را داشته باشند.

آنها از این ناراحتند که در بیشتر مواقع اضافه‌کاری‌هایشان نادیده گرفته می‌شود، به همین خاطر چرخ زندگی‌شان براحتی نمی‌چرخد. این مسائل‌ وقتی در کنار جیره غذایی ناچیزشان قرار ‌‌گیرد این نتیجه را به همراه دارد که نباید انتظار داشت تاب و توان گشتزنی مدام در مناطق حفاظت شده را داشته باشند، هرچند از جان مایه می‌گذارند و با تمام سختی‌ها از محیط زیست و حیات‌وحش کشور دفاع می‌کنند.‌‌

مدتی پیش نیز وعده داده شد که وزارت دفاع تجهیزات محیط‌بانان را تامین خواهد کرد، اما محیط‌بانان هنوز از تجهیزات لازم برخوردار نشده‌اند، به همین دلیل در بسیاری مواقع هنگام تعقیب و گریز با متخلفان موفق به دستگیری متهمان نمی‌شوند.‌ آموزش به محیط‌بانان نیز مساله دیگری است که باید به آن توجه ویژه‌تری کرد. درواقع مسئولان محیط زیست نباید آموزش‌های این افراد را به‌نحوه استفاده از سلاح یا قوانین در این حوزه محدود کنند، زیرا در کنار این مسائل، آموزش مسائلی درخصوص کنترل خشم و پاره‌ای از مباحث روان‌شناسی می‌تواند آنها را از خطرات بیشتری دور نگه دارد.

این درحالی است که لایحه حمایت از محیط بانان و جنگلبانان که پس از شهادت چند محیط بان و جنجال بسیار بالاخره به مجلس فرستاده شد، هنوز به کمیسیون مربوط ارسال نشده است به همین خاطر به نظر می‌رسد برای رسیدگی بهتر به این لایحه دست کم به شهادت یا مجروح شدن چند محیط بان دیگر نیاز است.

مهدی آیینی

تیر خلاص چینی‌ها به ذخایر دریایی ایران در دریای عمان

صيد ترال سال‌هاست كه در بسياري از كشور‌ها ممنوع شده يا براي آن محدوديت‌هاي زيادي درنظر گرفته مي‌شود؛ زيرا در اين روش تورهايي با چشمه‌هاي كوچك را به آب مي‌اندازند و به وسيله شناور آنها را مي‌كشند در نتيجه نه‌تنها انواع آبزيان و سخت‌پوستان در آن به دام مي‌افتند، بلكه به بستر دريا نيز آسيب مي‌رسانند. علاوه بر اين آنها بچه ماهي‌هاي صيد شده و ديگر گونه‌هاي به دام افتاده را كه هدف صيدشان نبوده پس از كشتن به دريا برمي‌گردانند.

اين روش صيادي در كشورمان نيز ممنوع است و سازمان حفاظت محيط‌‌زيست با صياداني كه از اين روش استفاده كنند، برخورد مي‌كند اما مسئله اينجاست كه اين برخورد فقط به صيادان ايراني محدود مي‌شود و شناورهاي بزرگ چيني براي خود حياط خلوت مناسبي پيدا كرده‌اند.

به همين‌خاطر اگر اين روزها پاي درد دل صيادان ايراني در جنوب كشور بنشينيد، مي‌شنويد كه آنها براي امرارمعاش با سختي و خطرات بيشتري روبه‌رو شده‌اند؛ براي نمونه بايد با قايق‌هاي كوچك‌شان مسافت بيشتري از ساحل دور شوند تا شانسي براي ماهيگيري داشته باشند اما اين فاصله گرفتن بيش از حد از ساحل براي آنها خطراتي مانند غرق شدن و اسير شدن از سوي دزدان دريايي را به همراه دارد.

محيط‌زيست تجهيزات ندارد

ماجراي قانون شكني و جولان كشتي‌هاي چيني در آب‌هاي ايران و صيد ترال از سوي آنها را وقتي با پروين‌ فرشچي، معاون محيط‌زيست دريايي سازمان حفاظت محيط‌زيست در ميان مي‌گذاريم، او ماجرا را تأييد مي‌كند و در گفت‌وگو با همشهري مي‌افزايد: سازمان حفاظت محيط‌زيست هشدارهاي لازم را در اين خصوص به سازمان شيلات داده و آنها بايد مانع فعاليت كشتي‌هاي چيني شوند. او ادامه مي‌دهد: كشتي‌هاي چيني با صيد ترال به مرگ گونه‌هاي جانوري دامن مي‌زنند؛

به همين دليل با سازمان شيلات جلسه‌اي برگزار و مطرح كرديم كه چنين اتفاقي مي‌افتد. فرشچي با اشاره به اينكه سازمان شيلات ادعا مي‌كند كه صيد ترال انجام نمي‌شود، تصريح مي‌كند: متأسفانه ما كشتي و تجهيزات لازم براي پيشروي در دل دريا، بازديد و انجام بازرسي ميداني از كشتي‌هاي چيني را در اختيار نداريم.

اينكه سازمان حفاظت محيط‌زيست از امكانات لازم براي رسيدگي به اين مسئله برخوردار نيست، مسئله‌اي تأسف‌بار است كه آب پاكي را روي دست آنهايي مي‌ريزد كه ادعا مي‌كنند امكانات لازم براي حفاظت از محيط‌زيست را در اختيار اين سازمان قرار داده‌اند .

تهديد معيشت ماهيگيران بومي

«كشتي‌هاي چيني به بهانه تحقيقات و بررسي ذخاير خيارهاي دريايي(اين جاندار بدني چرم‌مانند دارد و بيشتر در كف درياها زندگي مي‌كند و نامگذاري آن به‌خاطر شكل خيار مانند آن است) وارد درياي عمان شده‌اند.» اين حقيقتي است كه محمدرضا فاطمي، كارشناس اكوبيولوژي آب و دريا در گفت‌وگو با همشهري از آن پرده برمي‌دارد و مي‌افزايد:

كشتي‌هاي چيني با صيد ترال در حق محيط‌زيست كشور جنايت مي‌كنند. آنطور كه او توضيح مي‌دهد، كشتي‌هاي چيني شبانه‌روز صيد ترال انجام مي‌دهند و به اين شكل كف دريا را جارو مي‌كنند. درواقع كشتي‌هاي چيني با تغيير ارتفاع تورهاي خود آنها را به بستر دريا هدايت كرده و تمامي گونه‌هاي آبزي و سخت‌پوست را به دام انداخته و موجب مرگ آنها مي‌شوند. فاطمي ادامه مي‌دهد: آنها با صيد آبزياني مانند ماهي مركب درآمد بسياري به‌دست مي‌آورند.

آثار مرگبار اين صيد مدتي است كه تأثيرش را روي زندگي صيادان بومي گذاشته و تا مدتي ديگر نيز سبب از بين رفتن دارايي‌هاي يك ملت خواهد شد؛ به همين‌خاطر مسئولان شيلات بايد مانع فعاليت اين كشتي‌ها شده و شرايطي را ايجاد كنند تا سازمان حفاظت محيط‌زيست امكان دسترسي به اين شناورها را پيدا كرده و فعاليت آنها را بررسي كند.

مهدی آیینی

دولت یازدهم در ترازوی محیط زیست

اولین مصوبه دولت یازدهم، احیای دریاچه ارومیه بود، اقدامی‌که با شماری از شعارهای زیست محیطی همراه شد و بسیاری را دلخوش کرد که احتمالا در این دولت تحولات مناسبی در حوزه محیط‌زیست رخ خواهد داد.اکنون اما با گذشت چهار سال دیدگاه‌ها درباره محیط‌ زیستی بودن دولت یازدهم به دو گروه تقسیم می‌شود؛ نخست آنها که با نگاهی مثبت می‌گویند ادعای دولت محقق شده چون شهروندان توجه بیشتری به محیط‌زیست می‌کنند و گروه دوم آنها که می‌گویند اتفاق ساختاری و مثبتی در حوزه محیط‌زیست نیفتاده و اگر مردم بیشتر به حفظ آن علاقه‌مند شده‌اند، تحت تاثیر فعالیت سازمان‌های مردم نهاد و رسانه‌ها بوده است.

نمی‌توان انکار کرد که در چند سال اخیر مسائل زیست محیطی بیش از گذشته مورد توجه شهروندان و برخی مسئولان قرار گرفته،این نتیجه‌ای مثبت است که اگر به‌درستی مدیریت شود، زمینه را برای بهبود شرایط محیط‌زیست کشور فراهم می‌کند.

معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست نیز معتقد است بهبود نسبی هوای کشور، تلاش‌های بین‌المللی برای مقابله با ریزگردها و کاهش سطح آتش‌سوزی ‌جنگل‌ها از جمله اتفاقات مثبتی است که در چند سال اخیر اتفاق افتاده است.

به گفته او امضا و اجرایی شدن حدود 16 تفاهم‌نامه بین‌المللی در حوزه محیط‌زیست و برگزاری حدود 52 دوره آموزشی، توانمندسازی و فرهنگ‌سازی برای حدود 600 نفر از محیط بانان، کارشناسان و تشکل‌های محیط‌زیستی از دیگر دستاورد‌های مثبت چند سال اخیر است.

اما با وجود این اقدامات مثبت، ابتکار همیشه مورد انتقاد کارشناسان بوده است و خیلی‌ها او را به سیاسی‌کاری متهم می‌کنند و می‌گویند بیشتر درگیر مسائل سیاسی و اقدامات بین‌المللی است تا مسائل زیست‌محیطی که در داخل کشور می‌گذرد.

از این گذشته به نظر می‌رسد در چند سال گذشته برای حفاظت محیط‌زیست، تعامل بین بخشی زیادی بین وزارتخانه و دستگاه‌های اجرایی کشور وجود نداشته است.

به عنوان مثال وزیر صنعت، معدن و تجارت اواخر بهمن گذشته گورخر ایرانی را که گونه‌ای در معرض خطر انقراض است را مانعی بر سر راه توسعه دانست یا دست ستاد احیای دریاچه ارومیه از بودجه خالی ماند و آنها که باید بودجه کار را می‌رساندند غفلت کردند و ارومیه به حال ناخوش خود رها شد.

نجات دریاچه خیلی دور، خیلی نزدیک

آخرین خبرها از اولین مصوبه دولت از این حکایت دارد که هیچ‌کدام از دستگاه‌های اجرایی برای نجات دریاچه ارومیه به وعده‌هایشان عمل نکرده‌اند.

این خبر تلخ را مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در آخرین نشست خبری خود مطرح کرد. به نظر او بهانه دستگاه‌های اجرایی این است که دولت بودجه کافی نداده و این در حالی‌ است که صندوق توسعه ملی هزینه طرح‌های مربوط به احیای دریاچه ارومیه را پرداخت می‌کند.

در این که احیای دریاچه ارومیه اقدامی‌ زمان‌بر است، هیچ شکی نیست، اما وقتی هیچ‌کدام از دستگاه‌های اجرایی در دولتی که مدعی است زیست‌محیطی‌ترین دولت بوده، نسبت به دریاچه ارومیه به وظیفه‌شان عمل نمی‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت که احیای دریاچه ارومیه قرار است بیش از حد زمانبر شود آن‌ هم در شرایطی که حدود سه سال گذشته حدود 1500 میلیارد تومان از اعتبارات داخلی به احیای دریاچه ارومیه اختصاص پیدا کرده است و برآورد می‌شود ستاد احیای دریاچه ارومیه برای رسیدن به اهدافش ‌به حدود 20 هزار میلیارد تومان نیاز داشته باشد.

منابع آب را فراموش نکنید

توجه دولت به محیط‌زیست با ارائه برنامه ششم توسعه بار دیگر محک خورد و برخی کارشناسان با توجه به آن هشدار دادند که برنامه ششم توسعه، کشور را می‌خشکاند.

برای نمونه عیسی کلانتری، وزیر پیشین ‌کشاورزی‌ و مشاور کنونی معاون اول رئیس‌جمهور مدتی قبل در این‌باره به جام‌جم گفت: برنامه ششم این اجازه را به دولت داده که تتمه آب کشور را حراج کند.

به نظر او برنامه ششم ضد و نقیض است، زیرا یک جا ‌آمده که سالانه باید 11میلیارد مترمکعب ‌برداشت آب کم شود، اما در جایی دیگر تاکید شده به خودکفایی 95 درصدی محصولات اساسی برسیم.

این بی‌توجهی را می‌توان در دیپلماسی آب نیز دید،زیرا برخلاف وعده‌های داده شده در این زمینه استان‌های زیادی در کشورمان در حسرت تامین حقابه تالاب‌ها هستند؛ برای نمونه زندگی بسیاری از ساکنان سیستان و بلوچستان تحت‌تاثیر خشک شدن تالاب هامون قرار گرفته و بسیاری از آنها ناچار به کوچ شده‌اند، در حالی که تاکنون تلاشی جدی برای تامین حقابه هامون نشده است.

آلودگی هوا و ریزگردها

در زمینه آلودگی هوا اتفاقات مثبتی افتاده است؛ برای نمونه برخی عوامل آلودگی هوا مانند بنزن و سرب حذف شده‌اند ‌یا نیروگاه‌ها مکلف شده‌اند به‌جای مازوت از گاز طبیعی استفاده کنند. اما مساله آلودگی هوا و طغیان ریزگردها نیز در چند سال گذشته توانایی دولت را بار دیگر در توجه به مسائل زیست محیطی به آزمایش گذاشت، زیرا در سال‌های اخیر استان‌هایی مانند خوزستان بشدت با این مساله دست به گریبان بودند.

هر چند منشأ حدود 70 درصد از ریزگرد‌ها را خارج از مرزهای کشورمان می‌دانند و در این بین شرایط آشفته کشورهای همسایه رسیدگی به آنها را دشوار می‌کند و حل این مشکل نیز مانند بیشتر مسائل زیست‌محیطی در بلند مدت امکان‌پذیر است، اما بسیاری از شهروندانی که ریزگردها، زندگی‌شان را تیره و تار می‌کند از این گله دارند که برای کاهش اثرات ریزگرد‌ها تسهیلات خاصی برای آنها قائل نشده اند و این درحالی است که گسترش دولت الکترونیک می‌تواند رفت‌وآمد‌ها در این استان‌ها را به حداقل برساند یا اگر سیستم‌های تهویه مطبوع با یارانه در اختیار ساکنان این استان‌ها قرار گیرد دست‌کم نفس کشیدن برای آنها در فضای محدود خانه‌هایشان آسان تر می‌شود و به این شکل مسئولان می‌توانند برنامه‌های بلندمدت‌شان را نیز عملی کنند.

به هر حال دولت‌ها و دستگاه‌ها می‌توانند ادعا کنند زیست‌محیطی ترین نهاد یا دولت تاریخ‌اند اما محیط‌زیستی بودن آنها زمانی اثبات می‌شود که مدیران کارآمد در دستگاه‌های متولی به کار گرفته شوند و اعتبارات لازم برای حل بحران‌های زیست محیطی اختصاص یابد؛ تشخیص این‌که چه افرادی واقعا دغدغه محیط‌زیست را دارند از آنهایی که می‌خواهند از محیط‌زیست برای خود نام و نشانی بسازند کار دشواری نیست.

توسعه حمل و نقل عمومی و اقدامات بین‌المللی

دکتر مجید عباسپور/استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس انجمن متخصصان محیط زیست ایران

نیت آقای روحانی درخصوص محیط‌زیست مشخص است، ایشان در بسیاری از سخنرانی‌هایشان به حفظ محیط‌زیست اشاره کرده‌اند‌‌ اما محیط‌زیست به یک سازمان و ارگان خاص محدود نمی‌شود.‌ مثلا گسترش ‌حمل و نقل عمومی مساله‌ای قابل توجه است که بخش هایی از آن از سوی دولت تامین می‌شود؛ در دولت نهم و دهم اعتباری به این مهم اختصاص نیافت و در دولت آقای روحانی نیز به‌دلیل کمبود اعتبار توجهی به آن نشد. درباره ریزگردها نیز که زندگی را به کام ساکنان تعدادی از استان‌ها تلخ کرده، گفته می‌شود حدود 30 درصد از منابع ریزگرد در داخل کشور است، اما کنترل 70درصدی که در خارج از کشور است نیاز به تعاملات بین‌المللی و منطقه‌ای دارد؛ تلاش‌هایی برای حل این مساله شده اما ناکافی است. به نظرم این امکان هست که از طریق سازمان ملل نسبت به کنترل منابع خارجی موفق‌تر عمل کنیم.

مدیران موهبتی، دشمن محیط‌زیست

دکتر هادی کیادلیری/رئیس دانشکده منابع طبیعی علوم و تحقیقات تهران و رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور

مشکلاتی که برای محیط زیست ایجاد شده مربوط به چند دهه گذشته است، اما درباره عملکرد آقای روحانی در فرصتی که برای حل این مساله در اختیار داشته، می‌توان تحلیل هایی داشت. برای نمونه نگاه خیلی از مردم نسبت به محیط‌زیست تغییر کرده البته شاید این تغییر نگاه از سوی خود مردم ایجاد شده‌، زیرا نگاهی به فضای مجازی یا رسانه‌ها نشان می‌دهد این تغییر بیشتر از‌‌ پایین به بالا اتفاق افتاده است. ‌اما در نگاه برخی مدیران به محیط‌زیست تغییری اساسی ‌ اتفاق نیفتاده، زیرا تغییر اساسی را باید در مسائلی مانند تخصیص اعتبارات لازم یا جذب کارشناسان خبره به سازمان های متولی ‌ جست‌وجو کرد.

البته در چهار سال گذشته کارهای خوبی هم مثل طرح تنفس جنگل که مانع بهره کشی از جنگل می‌شود، انجام شده است.

اما در این بین نقش سازمان های مردم نهاد، رسانه‌ها و مردم تاثیر بیشتری داشته، زیرا عزمی جدی از سوی دولت که مانع توسعه ناپایدار شود وجود نداشته است.‌ انتخاب مدیران در حوزه محیط زیست نیز هنوز براساس موهبت است نه شایسته سالاری. بنابراین این بیم وجود دارد که اگر مردم،متخصصان و رسانه‌ها شرایط را رصد نکنند، دوباره همه چیز به حالت اول برگردد.

اقدام به جای صحبت

دکتر محمدرضا مروی مهاجر/استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران

نقطه قوت دولت آقای روحانی در حوزه محیط‌زیست، رسیدگی به دریاچه ارومیه و نگرشی است که به طرح تنفس جنگل دارد. نقطه ضعف عملکرد ایشان در حوزه محیط‌زیست نیز ‌این است که در دولت آقای روحانی درباره محیط‌زیست صحبت زیاد شده، اما اقدام کمی را شاهد بودیم و این احساس وجود ندارد که محیط‌زیست یک قدم به جلو برداشته باشد. در چهار سال گذشته در آموزش عالی نیز بیشتر به جنبه تئوری مساله محیط‌زیست اهمیت داده شد‌ تا جنبه واقعی. از این نظر می‌توان گفت این مساله نیز یک نقطه ضعف ‌ است، اما مساله مثبت دیگری که سال های اخیر شاهد آن بوده‌ایم این است که در رسانه‌ها و جوامع معمولی تفکر محیط‌زیستی پیشرفت داشته است، هرچند متاسفانه رفتار زیست‌محیطی تغییری نداشته است. به نظرم این تغییرات نیز بیشتر تحت تاثیر سازمان های مردم نهاد و رسانه‌ها اتفاق افتاده است.

راهکار مناسب را انتخاب کنید

دکتر پرویز کردوانی/استاد دانشگاه

دولت آقای روحانی تنها دولتی بود که قبل از روی کار آمدن نیز شعار محیط زیستی بودن داد. این دولت ابتدا کارش را با دریاچه ارومیه شروع کرد، اما من همان روز اول نیز نسبت به نتیجه بخش نبودن این تلاش‌ها هشدار دادم.

متاسفانه در چند سال گذشته آلودگی هوا در شهرها بیشتر شد‌ه، تالاب‌های بیشتری خشک شده‌اند، حیات‌وحش شرایط نامناسب‌تری پیدا کرده و جنگل‌های کشور نیز بیشتر از گذشته دچار آفت شده‌اند.

‌برای ریزگردها نیز فقط شعار داده شده ‌و راهکارهایی مانند پاشیدن مالچ نفتی را انتخاب کرده‌اند که راهکار مناسبی نیست.‌

مهدی آیینی

حیات‌وحش در توبره قاچاقچیان

خزنده، گربه‌سان، پرنده و چهارپا‌ فرقی نمی‌کند؛ این روزها قاچاقچیان حیات‌وحش به تمام گونه‌های جانوری کشورمان چشم طمع دوخته‌اند تا با زنده‌گیری و فروش آنها پول زیادی به جیب بزنند؛ آنقدر زیاد که براساس آمارهای جهانی، گردش مالی بازار سیاه قاچاق حیات‌وحش بیش از 20 میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود و به همین سبب خیلی‌ها قاچاق حیات‌وحش را پس از قاچاق مواد مخدر، انسان و اسلحه پرسودترین بازار سیاه جهان می‌دانند‌.

با به پایان رسیدن زمستان، فصل «بازگیری» در کشورمان تمام شده و فعالیت قاچاقچیان پرنده‌های شکاری خیلی کمتر از پاییز و زمستان‌ است، اما در عوض قاچاقچیان زیادی هستند که چشم طمع به گونه‌های جانوری دیگر کشورمان دوخته‌اند.

بهار، فصل زاد و ولد گونه‌های جانوری ‌است. به همین دلیل بسیاری از متخلفان با زنده‌گیری نوزادان حیات‌وحش به آتش قاچاق حیات‌وحش می‌دمند تا شرایط محیط‌زیست کشورمان شکننده‌تر از گذشته شود.

کم نیستند تبهکارانی که با زنده‌گیری بره‌های گونه‌هایی مانند کل و ‌بز و قوچ و میش و فروش آنها به کشورهای حاشیه خلیج فارس پول زیادی به جیب می‌زنند، اما این افراد نمی‌دانند با این تخلف چه آسیب جبران‌ناپذیری به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کنند.

انسان در برابر حیات‌وحش

قاچاقچیان حیات‌وحش نظم طبیعت را به هم می‌زنند. آنها با خارج کردن گونه‌های جانوری از زیستگاهشان شرایط را برای تقابل حیات‌وحش و انسان فراهم می‌کنند. برای نمونه با زنده‌گیری بره‌های چهارپایان و قاچاق آنها به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس شاید باغ و باغچه‌های برخی شیوخ عرب مجلل‌تر شود، اما حدود 70 درصد گونه‌های جانوری حین قاچاق جان خود را از دست می‌دهند و آسیبی که به محیط‌زیست کشورمان وارد می‌شود به هیچ وجه قابل جبران نیست.

طاهر قدیریان، کارشناس حیات‌وحش در گفت‌وگو با جام‌جم درباره آسیبی که قاچاق حیات‌وحش به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کند، می‌گوید: براحتی می‌توان تاثیر این تخلف را روی اکوسیستم و جامعه محلی دید؛ به عنوان مثال در فصل بهار که قاچاقچیان حیات‌وحش بره‌های کل و بز به کشور‌های حاشیه خلیج فارس قاچاق می‌کنند، خیلی از این بره‌ها پس از جدا شدن از مادرشان تلف می‌شوند، زیرا از خوردن شیر محروم می‌شوند. این در حالی است که تخلیه نشدن شیر ‌حیوانات ماده نیز سبب بروز عفونت شده و بیماری و مرگ این حیوانات را در پی دارد.

اشتباه پشت اشتباه

آسیبی که قاچاقچیان حیات‌وحش با زنده‌گیری بره‌های چهارپایان به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کنند به همین موارد محدود نمی‌شود، زیرا کاهش جمعیت گونه‌هایی مانند کل و بز زمینه را برای تقابل انسان با دیگر گونه‌های جانوری فراهم می‌کند.

آن طور که قدیریان می‌گوید، وقتی جمعیت گونه‌هایی مانند کل و بز در زیستگاهی کاهش پیدا کند، گونه‌های گوشتخوار مانند گرگ، پلنگ و خرس در جست‌وجوی طعمه به زیستگاه‌های انسان نزدیک می‌شوند.

به همین سبب است که در سال‌های اخیر دامداران همیشه از حمله گونه‌هایی مانند گرگ و پلنگ به دام‌هایشان گله دارند.

تقابل منافع انسان و حیات‌وحش سبب می‌شود برخی کشاورزان و دامداران کمر به قتل گونه‌های جانوری ببندند؛ کم نیستند دامدارانی که با طعمه مسموم زمینه را برای مرگ گونه‌هایی مانند گرگ و پلنگ مهیا می‌کنند، اما مرگ این گونه‌های جانوری نیز تهدید‌های بیشتری برای محیط‌زیست به همراه دارد، ‌چراکه حذف هر گونه جانوری چرخه طبیعی را از حالت تعادل خارج می‌کند.

مد مرگبار

نگهداری از جانوران وحشی بجز در باغ وحش‌های استاندارد ممنوع است، اما این قانون برای خیلی‌ها اهمیت ندارد، چراکه افراد زیادی هستند این روزها از مد مرگباری پیروی می‌کنند که براساس آن نگهداری از حیات‌وحش به نوعی برایشان اعتبار می‌آورد.

این افراد خودخواه که اغلب تازه به دوران رسیده نیز هستند، گونه‌های جانوری مانند خرس، پلنگ، گرگ، شیر و پرندگان را در قفس‌های کوچک و شرایط نامناسب نگهداری می‌کنند تا به خیال خودشان اطرافیان به حالشان غبطه بخورند.

برای نمونه مدتی پیش سازمان حفاظت محیط‌زیست با خبر شد در منطقه میدان هفت تیر تهران شخصی روی پشت‌بام آپارتمانش از یک شیر نگهداری می‌کند.

دکتر هومن ملوک‌پور، جراح دامپزشک و عضو کمیته حیات‌وحش نظام دامپزشکی کشور نیز مد شدن چنین گرایش‌هایی را تایید می‌کند و می‌گوید:‌ برخی قشرهای خاص در جامعه تمایل به ایجاد باغ وحش‌های اختصاصی پیدا کرده‌اند و در شرایط نامناسب و قفس‌های کوچک از گونه‌هایی مانند‌ شیر و ‌پلنگ نگهداری می‌کنند.‌

به گفته او خارج کردن ‌گونه‌های جانوری یا گیاهی از زیستگاه‌های بومی، ‌زنجیره حیات را در زیستگاه بهم می‌زند به همین دلیل باید با قاچاقچیان حیات‌وحش به شکل جدی برخورد کرد.

در واقع شکارچیان با خارج کردن گونه‌هایی مانند شیر، پلنگ و خرس از زیستگاه‌های طبیعی باعث می‌شوند جمعیت گونه‌های دیگر جانوری که طعمه این گوشتخواران هستند افزایش پیدا کرده و سبب تخریب زیستگاه و شیوع بیماری بین گونه‌های جانوری شوند. ‌برای نمونه سال 94 با طغیان بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک در بسیاری از زیستگاه‌ها، برخی کارشناسان علت شیوع این بیماری را تعداد کم جانوران گوشتخوار دانستند؛ چراکه به شکل طبیعی گوشتخوران طعمه‌های ضعیف را شکار کرده و گونه‌های قوی‌تر باقی می‌مانند و در نتیجه بیماری کمتری بین گله‌های چهارپایان شیوع پیدا می‌کند.

قاچاق توله خرس برای جنگ

گونه‌های جانوری زیادی از کشورمان قاچاق می‌شوند، اما هدف همه خریداران نگهداری از آنها در باغ وحش‌های اختصاصی نیست و کم نیستند سودجویانی که توله خرس‌ها را می‌خرند تا آنها را با سگ‌ها جنگ بیندازند و از این راه کسب درآمد کنند.

طاهر قدیریان، کارشناس حیات‌وحش در این باره می‌گوید: برخی قاچاقچیان حیات‌وحش توله خرس‌ها را به پاکستان قاچاق می‌کنند تا آنها را به افرادی بفروشند که از طریق نمایش جنگ سگ‌ها و خرس‌ها کسب درآمد می‌کنند.

به گفته او، مدتی پیش نیز این بحث داغ بود که نوعی مارمولک در ایران زندگی می‌کند که خاصیت دارویی دارد. به همین دلیل بسیاری از قاچاقچیان حیات‌وحش زیستگاه‌های کشور را در جست‌وجوی این گونه به قول معروف شخم زدند.

نگهداری در باغ وحش‌های اختصاصی و جنگ انداختن گونه‌های جانوری تنها انگیزه خریداران و قاچاقچیان حیات‌وحش نیست؛ بسیاری از آنها گرفتار خرافاتی هستند که بهانه‌ای شده برای قتل عام حیات‌وحش.

باورهای مرگبار

کم نیستند افرادی که هنوز تصور می‌کنند جغد‌ها شومند یا مارمولک‌ها سمی‌ هستند، در کنار این افراد ساده لوح، برخی باورهای خطرناک‌تری دارند. متاسفانه آنها تصور می‌کنند خوردن یا همراه داشتن قسمت‌هایی از جسم گونه‌های جانوری برای آنها خاصیت درمانی یا ماورایی دارد.

برای نمونه هستند افرادی که فکر می‌کنند زبان خرس می‌تواند بواسیر را درمان کند یا با خوردن گوشت این گونه برخی ضعف‌هایشان جبران می‌شود. چنین خرافاتی روی زندگی بسیاری از گونه‌های جانوری مانند ببر، گرگ، مار، کفتار، خرس، شانه به سر، هوبره و… سایه انداخته است.

قدیریان می‌گوید: این روزها نیز برخی افراد تصور می‌کنند خوردن گوشت «تشی» مرهم بسیاری از دردهاست. به همین خاطر این گونه جانوری را شکار می‌کنند.

‌آن طور که او می‌گوید، چنین خرافاتی سبب بحرانی شدن وضع گورخر ایرانی نیز شد. چون این باور بین برخی وجود دارد که روغن این حیوان باعث تسکین درد و بیماری می‌شود‌.

تقویت جوامع محلی

سود بالای قاچاق حیات‌وحش و بیکاری و ناآگاهی در بین برخی جوامع محلی دست به دست هم داده تا قاچاق حیات‌وحش با سرعت بیشتری اتفاق بیفتد.

خیلی از بومیانی که در حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش زندگی می‌کنند، برای کسب درآمد کمر به نابودی حیات‌وحش بسته‌اند متاسفانه کم نیستند افرادی که تصور می‌کنند گونه‌های جانوری منطقه به دلیل نزدیکی زیستگاه به محل زندگی‌شان به آنها تعلق دارد.

کمبود محیط‌بان نیز زمینه را برای این فرصت‌طلبان فراهم می‌کند. به همین دلیل آنها با زنده‌گیری نوزادان حیات‌وحش و فروش آنها، آسیب جبران‌ناپذیری به محیط‌زیست کشور تحمیل می‌کنند. این در حالی است که سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز برخلاف کمبود حدود 5000 محیط‌بان، از توانایی جوامع محلی بهره نمی‌برد.

در کنار سازمان حفاظت محیط‌زیست، دستگاه‌ها و نهادهای دیگر نیز باید برای مقابله با قاچاق حیات‌وحش بدرستی عمل کنند. زیرا مقابله با مافیای قاچاق حیات‌وحش تنها زمانی امکان‌پذیر است که کارفرابخشی مناسبی در این حوزه صورت بگیرد، یعنی نیروی انتظامی، قوه قضائیه، گمرک و… دیگر نهاد‌های تاثیرگذار عرصه را برقاچاقچیان حیات‌وحش تنگ کنند.

تا زمانی که سازمان حفاظت محیط‌زیست با کمبود حدود 5000 نیرو دست به گریبان است و از نیروی جوامع محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد استفاده نمی‌کند، نمی‌توان امیدوار بود قاچاق حیات‌وحش در کشورمان
کمرنگ شود.

 مهدی آیینی

کانگورو، ببر و یوزپلنگ زیر قیمت کوچه مرغی

635646823685917009 (1)

بیش از 20 میلیارد دلار در سال؛ این برآوردی از گردش مالی بازار سیاه قاچاق حیات وحش در جهان است؛ بازاری که به نظر می‌رسد بعد از قاچاق مواد مخدر، انسان و اسلحه پرسودترین بازار سیاه جهان باشد.تنوع زیستی مناسب کشورمان سبب شده حیات وحش ایران نیز سهم قابل توجهی در این بازار داشته باشد؛ از پرندگان شکاری گرفته تا یوزپلنگ و سمندر لرستانی را می‌توان در بساط قاچاقچیان حیات وحش‌ دید.

سمندر لرستانی در بازارهای جنوب شرق آسیا حدود 1000 دلار خرید و فروش می‌شود یا کشورهای حاشیه خلیج‌فارس حاضرند برای برخی از پرندگان شکاری ایران ( بالابان و بحری) تا یک میلیارد تومان هم پرداخت کنند.

ارزش‌گذاری نشدن گونه‌های جانوری و نبود اراده‌ای برای حفظ حیات وحش در کشورمان سبب شده قاچاقچیان حیات وحش از حاشیه امنی برخوردار باشند و با خیال آسوده‌تری به قانون‌شکنی دست بزنند. برای نمونه یکی از اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در زمینه حقوق حیوانات به جام‌جم می‌گوید پرونده‌ای 300 صفحه‌ای را درباره قاچاق حیات وحش به سازمان حفاظت محیط‌زیست تحویل داده، اما این سازمان تاکنون بدرستی به این پرونده رسیدگی نکرده است.

به همین دلیل شاید تا دیروز بساط قاچاقچیان حیات وحش فقط در کوچه‌مرغی‌های خیابان مولوی پهن می‌شد، اما این روزها در گوشه و کنار هر شهری می‌توان سودجویانی را دید که به حیات وحش کشور چوب حراج می‌زنند.

نبود اراده‌ای مشخص برای مقابله با این تخلف سبب شده آنها‌ از فضای مجازی نیز کمک گرفته و مشتری‌های بیشتری برای خود دست و پا کنند.

بازار سیاه حیات وحش بیش از سودی که به جیب قاچاقچیان می‌ریزد به حیات‌وحش آسیب می‌رساند، زیرا تخمین زده می‌شود حدود 70 درصد از گونه‌های جانوری هنگام قاچاق جان خود را از دست می‌دهند یا رها شدن گونه‌های غیربومی در زیستگاه‌ها سبب از بین رفتن گونه‌های بومی می‌شود. سوم مارس (13 اسفند) در تقویم، روز جهانی حیات وحش نامگذاری شده؛ روزی که در آن سازمان‌های مردم‌نهاد تلاش می‌کنند دولت‌ها و شهروندان را نسبت به عواقب تجارت شوم حیات وحش آگاه کرده و یادآور شوند دنیای بدون حیات وحش جایی برای حیات انسان نخواهد داشت.

مهدی آیینی

داستان عجیب بز به دوش‌ها در برف

صحبت مرگ و زندگی بود، هر طور که می‌شد باید خودشان را به ارتفاعات اورامان تخت می‌رساندند، حدود یک متر برف باریده بود، اما ‌آنها تصمیم‌شان را گرفته بودند و ‌قدم‌هایشان را محکم بر می‌داشتند، فرصت زیادی نبود و هر لحظه امکان داشت اتفاقی تلخ رقم بخورد.
چند روز بود که اهالی اورامان تخت متوجه خطری که تهدیدش می‌کرد شده بودند، خیلی وقت بود که روی صخره‌ای بزرگ گیر افتاده بود، نه راه پیش داشت و نه راه پس. بارندگی‌های چند روز اخیر آنقدر زیاد بود که شرایط را برای زندگی دشوارتر از همیشه کرده بود.

حدود دو کیلومتر را پشت سر گذاشته بودند که پیدایش کردند، بی‌رمق روی صخره‌ای نشسته بود، چشمش که به آنها افتاد تنها کاری که از دستش برمی‌آمد، انجام داد کمی حرکت کرد و‌ به میان برف‌ها افتاد.

اینها شرح بخشی از عملیات نجات یک بزکوهی از سوی جوانان اورامان تخت است که عابد حسینی برای جام‌جم تعریف می‌کند.

او که عضو انجمن محیط زیستی «سبز چیا» است به همراه چند نفر دیگر از جوانان اورامان تخت شنبه گذشته چهار ساعت تلاش کردند تا یک بزکوهی را از خطر مرگ نجات دهند. آن طور که عابد می‌گوید: این بزکوهی به خاطر بارش شدید برف روی صخره‌ای با ارتفاع حدود شش متر گیر افتاده بود و اهالی اورامان تخت متوجه گیر افتادن این حیوان شده بودند.

افرادی مانند عابد می‌ترسیدند شکارچی‌های غیرقانونی نیز متوجه شرایط بزکوهی شوند و آن را شکار کنند؛ به همین خاطر خیلی زود عملیات نجات را شروع کردند.

او می‌گوید: پس از دو کیلومتر راهپیمایی در میان برف به نزدیکی حیوان رسیدیم، آنقدر گرسنه شده بود که توان فرار نداشت و تنها کاری که کرد این بود که به میان برف‌ها پرید.

به این شکل عابد و دوستانش بزکوهی را گرفتند و به خاطر این‌که حیوان از گرسنگی تلف نشود تنها کلوچه‌هایی را که همراهشان بود جلوی حیوان گرفتند و بزکوهی نیز شروع به خوردن آنها کرد.

عابد و دیگر جوانان اورامان تخت با هماهنگی با سازمان حفاظت محیط زیست بزکوهی را به پایین دست منتقل کردند تا پس از این‌که توان از دست رفته‌اش را به دست آورد دوباره در طبیعت رهایش کنند.

بالاخره دیروز عابد و دوستانش بزکوهی را در طبیعت رها و بار دیگر ثابت کردند که بومیان مناطق کوهستانی برای حفظ محیط زیست و حیات وحش سنگ تمام می‌گذارند. آنها بار دیگر خاطره مردانی مانند احمد عزیزی که بهمن 92 در روستای «دره‌کی» مریوان نهضت توبه شکارچیان و شکستن اسلحه را راه انداخت، زنده کردند. خبرساز شدن چنین اتفاقات مثبتی را باید مهر تاییدی بر تاثیرگذار بودن سازمان‌های مردم نهاد دانست؛ سازمان‌هایی که اگر بدرستی مدیریت و حمایت شوند، حکم آب را پیدا می‌کنند برای محیط زیستی که آتش‌ به جانش افتاده است‌.

 مهدی آیینی

حراج عیدانه حیات وحش شروع شد

حیات‌ وحش در آشفته‌بازار شب عید چوب حراج می‌خورد، سمندر لرستانی، انواع مارهای آبی و لاک‌پشت‌ها این روزها ‌دارند سرنوشتی مانند ماهی گلی‌ها پیدا می‌کنند، چراکه حل نشدن مشکلاتی که بر سر راه مقابله جدی با قاچاق حیات وحش وجود دارد سبب شده برچسب کالای مخصوص شب عید بر پیشانی این گونه‌ها بخورد‌.
دیگر مانند گذشته نیست که در بازارهای کوچک و بزرگ عید فقط ماهی گلی‌ها را در تنگ‌های بلور جای دهند، چندسالی است که خرید و فروش غیرقانونی مارهای آبی و لاک‌پشت‌ها نیز رونق دارد، اما حراج حیات وحش به چنین گونه‌هایی محدود نمی‌شود و گونه‌های در معرض خطر انقراض را نیز تهدید می‌کند؛ یکی از اصلی‌ترین قربانیان این آشفته‌بازار سمندر لرستانی است که غفلت از شرایطش سبب شده نامش با بازار شب عید گره بخورد و شرایط بحرانی‌اش در چنین زمان‌هایی نقل محافل مختلف شود.

غیرقانونی؛ اما‌ علنی

بازارچه‌های تره‌بار، میدان‌های اصلی، چهارراه‌های پرتردد، مغازه‌های آکواریوم‌فروشی و… مدتی است رسم شده هرجا که بازارهای شب عید کوچک و بزرگ برپا باشد و دستفروش‌ها بساطشان را پهن کنند، قاچاق حیات وحش نیز رونق داشته باشد، این واقعیت تلخی است که امیر سبزی، عضو هیات‌مدیره دید‌بان حقوق حیوانات نیز تائیدش می‌کند و علتش را کمبود نیرو در یگان حفاظت محیط زیست می‌داند.

آن طور که او می‌گوید برای رفع این مشکل باید نیروی انتظامی و یگان حفاظت محیط زیست همکاری مناسبی با یکدیگر داشته باشند.

بنابراین چنانچه مسئولان قصد دارند خرید و فروش گونه‌های جانوری امسال در تمامی بازار‌های کوچک و بزرگ عیدانه محدود شود، باید گشت‌هایی بیشتر را روانه این بازارها کنند و گزارش‌های مردمی را جدی بگیرند؛ زیرا برخی شهروندان از این گله دارند که گزارش چنین قانون‌شکنی‌هایی را به محیط زیست می‌دهند، اما یگان حفاظت خیلی دیر به این گزارش‌ها رسیدگی می‌کند.

عضو هیات‌مدیره دید‌بان حقوق حیوانات می‌گوید سال گذشته در بازار شب عید‌ به شکل علنی شاهد خرید و فروش گونه‌هایی مانند سمندر لرستانی، لاک‌پشت و انواع مارها بودیم. به گفته او، این گونه‌های جانوری با قیمت‌های متفاوتی به فروش می‌روند.

در واقع با توجه به این که این بازارها در کدام منطقه شهر قرار گرفته، قیمت‌های متفاوت برای گونه‌های جانوری مطرح می‌شود؛ قیمت‌هایی که از 20 هزار تومان شروع می‌شود.

او درباره این که در این بازارچه‌ها چه گونه‌هایی خرید و فروش می‌شود، می‌گوید: گونه‌هایی مانند مار، لاک‌پشت، سمندر لرستانی، لوس‌مار در بازارهای میادین تره‌بار و آکواریوم‌فروشی‌ها معامله می‌شود.

جریمه 300 هزار تومانی

با این که یگان حفاظت محیط زیست کشور با مشکلاتی مانند کمبود نیرو و تجهیزات دست و پنجه نرم می‌کنند، اما در ماه‌های پایانی سال تلاش می‌کنند با قاچاق و خرید و فروش گونه‌های جانوری جدی‌تر برخورد کنند.

براساس قانون نیز برای خرید و فروش گونه‌هایی مانند سمندر لرستانی، لاک‌پشت و مارهای آبی 300 هزار تومان جریمه نقدی در نظر گرفته شده است. این جریمه بتازگی افزایش پیدا کرده اما از بازدارندگی کافی برخوردار نیست.

هر چند عضو هیات‌مدیره دید‌بان حقوق حیوانات از خرید و فروش علنی گونه‌های جانوری هشدار می‌دهد، اما نقی میرزاکریمی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران می‌گوید با تلاش‌هایی که اعضای تیم یگان حفاظت محیط زیست داشته خرید و فروش این گونه‌ها بشدت کاهش داشته تا جایی که سال گذشته گزارشی از خرید و فروش سمندر لرستانی نداشته‌اند.

به نظر می‌رسد کاهش عرضه گونه‌های جانوری مانند سمندر لرستانی دربازارهای عیدانه دلایل دیگری نیز داشته باشد برای نمونه بازار قاچاق این گونه در شرق آسیا نیز رونق گرفته و قاچاقچیان با مبالغی حدود هزار دلار این گونه را خرید و فروش می‌کنند.

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران وجود متخلفانی که گونه‌های جانوری را خرید و فروش می‌کنند انکار نکرده و می‌گوید امسال قرار است تیم‌های گشت ویژه‌ای به این منظور بازارچه‌های مختلف و مغازه‌های آکواریوم‌فروشی را کنترل کنند تا عرصه بر فعالیت افراد سودجو محدود شود. به گفته او، شهروندان می‌توانند گزارش‌های خود درباره خرید و فروش حیات وحش را با شماره 1540 به ماموران یگان حفاظت اطلاع دهند.

سوغات لرستان و خوزستان

نبود توجه به زیستگاه‌های سمندر در لرستان و خوزستان سبب شده این گونه برای قاچاقچیان حکم سوغاتی را پیدا کند؛ زیرا آنها با خرید و فروش این گونه در شهرهای بزرگ و کوچک کشور یا در کشورهای شرق آسیا سودی قابل توجه به دست می‌آورند.

مهرداد فتحی بیرانوند، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست لرستان معتقد است حدود 90درصد زیستگاه‌های این گونه جانوری در لرستان قرار دارد و او و همکارانش برای نجات این گونه از خطر انقراض تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند.

آن طور که او می‌گوید یکی از وسیع‌ترین زیستگاه‌های این گونه در جنوب خرم‌آباد با حدود 23هزار هکتار وسعت هنوز به عنوان پناهگاه حیات وحش شناخته نمی‌شود که در شورای عالی حفاظت محیط زیست در حال رسیدگی است، بنابراین هرچه زودتر باید تصویب شود؛ زیرا چنانچه این منطقه به عنوان پناهگاه حیات وحش معرفی شود ضریب حفاظت آن نیز ارتقا پیدا می‌کند.

زیستگاه‌های سمندر محدود به لرستان نمی‌شود و بخش‌هایی از این زیستگاه‌ها نیز در شمال خوزستان قرار دارد. با توجه به محدود بودن این زیستگاه‌ها سازمان حفاظت محیط زیست می‌تواند نظارتی بیشتر روی آنها داشته باشد تا به این شکل قاچاق این گونه در معرض خطر محدود شود. البته در کنار کنترل این مناطق باید برای آگاه‌سازی بومیان منطقه نیز تلاش کرد و از ظرفیت آنها برای حفاظت بهتر بهره برد؛ زیرا به این شکل مشکل اشتغال این افراد ‌بر طرف شده و دیگر به بهانه نبود شغل و درآمد دست به قاچاق گونه‌های جانوری و تخریب محیط زیست کشور نخواهند زد.‌

مهدی آیینی

بالا