آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : حیات وحش

بایگانی/آرشیو برچسب ها : حیات وحش

اشتراک به خبردهی

قاچاق حیات وحش روی دور تند

  کارشناسان از پیامدهای ناگوار قاچاق حیات وحش برای محیط زیست کشور می‌گویند

 

به‌تازگی فرمانده یگان حفاظت محیط‌زیست استان تهران از کشف و ضبط محمسازمتاسیسسوله‌ای شامل صدها گونه جانوری قاچاق در فرودگاه امام خمینی(ره) خبر داد‌؛ پدیده‌ای که هر‌ چند‌وقت یک‌بار در گوشه و کنار کشور رخ می‌دهد و خبر آن در رسانه‌ها می‌پیچد. سوداگران‌ به دلیل سودآوری بالای قاچاق،دست به شکار وصید یازنده‌گیری حیوانات به‌صورت غیرقانونی می‌زنند وبا اهداف مختلف آنها رابه کشورهای دیگرقاچاق می‌کنند. در ایران به‌دلیل تنوع زیستی بالا‌، قاچاق حیوانات مدتی است که خبرساز می‌شود‌؛ پدیده‌ای که البته می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری را به‌همراه داشته باشد و حتی گونه‌های جانوری را در معرض انقراض قرار دهد. گوش قاچاقچیان اما به این حرف‌ها بدهکار نیست و به‌دلیل سود سرسام‌آور این پدیده، آنها از هیچ حیوانی نمی‌گذرند‌؛ از شکار پرندگان زیبا و آوازخوان گرفته تا به دام انداختن حیواناتی مانند یوزپلنگ که در کشورمان کمتر از۲۰‌قلاده باقیمانده است.پیامدهای بسیار ناگوار قاچاق حیات وحش سبب شده که بسیاری از کارشناسان از آن به‌عنوان تجارتی کثیف و البته سودآور یاد کنند‌؛ این موضوعی است که فهیمه اسلامی، کارشناس حیات‌وحش نیز در گفت‌وگو با ما عنوان می‌کند.

آن‌طور که او توضیح می‌دهد، قاچاق حیات‌وحش یکی از مهم‌ترین جرایم سازمان‌یافته در جهان محسوب می‌شود. سال گذشته از این پدیده به‌عنوان چهارمین تجارت سودآور دنیا، پس از قاچاق مواد مخدر، اسلحه و اعضای بدن انسان نام برده شد. هرگونه برداشت، صید، نگهداری و فروش غیرقانونی گونه‌های گیاهی و جانوری که در آن قوانین رعایت نشده باشد، قاچاق محسوب می‌شود.

 

چرا قاچاق حیات وحش‌؟

قاچاق حیات وحش به دلایل مختلفی صورت می‌گیرد‌؛ از باور به خرافات و اعتقادات سنتی گرفته تا تمایل به استفاده از وسایل لوکس و لاکچری. اسلامی در این‌باره می‌گوید: این پدیده هم در ایران و هم در سایر کشورها رخ می‌دهد. در ایران، قاچاق در حوزه محیط زیست شامل پستانداران، آبزیان و حتی گیاهان می‌شود. یکی از دلایل مهم قاچاق حیات‌وحش، استفاده در طب سنتی، به‌ویژه در کشورهای شرق آسیا مانند چین است. برای مثال در تهیه سوپ باله کوسه، باله‌های میلیون‌ها کوسه را در حالی که زنده هستند، می‌برند. در طب سنتی چین گفته می‌شود که این سوپ برای تقویت قوای جنسی مفید است. یا پانگولین، پستانداری در خطر انقراض که در ایران نیز یافت نمی‌شود، به دلیل فلس‌هایش صید و قاچاق می‌شود. این فلس‌ها در کشورهای شرق آسیا پودر شده و برای درمان سرطان به‌کار می‌رود. همچنین استفاده از اجزای حیوانات برای ساخت اشیای لوکس یکی دیگر از انگیزه‌های قاچاق است‌؛ برای مثال، فیل‌ها و کرگدن‌ها به‌خاطر عاج‌شان سلاخی می‌شوند یا از پوست گربه‌سانانی مانند ببر که نمادی از اشرافیت است، در خانه‌ها استفاده می‌شود.

پرندگان زینتی نیز قربانی این تجارت هستند‌؛ به‌طوری که به گفته این کارشناس حیات‌وحش، طوطی خاکستری آفریقایی (کاسکو) که اکنون در زیستگاه خود در خطر انقراض قرار دارد، صید شده و به ایران می‌آید و بازاری برای آن در کشور ما شکل گرفته است. میمون رزوس که تبلیغات خرید و فروش آن را در فضای مجازی مشاهده می‌کنیم، نمونه دیگری است. مادران این میمون‌ها کشته می‌شوند و نوزادان‌شان از کشورهایی مانند پاکستان و هند به ایران قاچاق می‌شوند. این نوزادان ممکن است در یکی‌دو ماه اول بامزه به‌نظر برسند اما پس از آن رفتارهای پرخاشگرانه زیادی از خود نشان داده و رهاسازی می‌شوند.رهاسازی این‌ گونه‌ها، به‌دلیل بیماری‌های مشترک فراوان با انسان و غیربومی بودن‌شان، عواقب وحشتناکی دارد. بسیاری از افراد نیز علاقه به نگهداری پرندگان و خزندگان کمیاب دارند. توله‌های خرس سیاه که حتی با اتوبوس قاچاق می‌شوند، در ایران دیده شده‌اند. متاسفانه، وارداتی که باغ‌وحش‌ها انجام می‌دهند نیز می‌تواند بستری برای قاچاق باشد. دلایل قاچاق حیوانات تنها به این موارد ختم نمی‌شود بلکه حیوانات به‌خاطر گوشت‌شان نیز قاچاق می‌شوند. همچنین تقاضای خارجی نیز یکی از دلایل اصلی قاچاق است. برای مثال، هوبره یا بالابان‌ که از نمونه‌های ارزشمند حیات وحش ایران است، به‌کشورهای حاشیه خلیج‌فارس قاچاق می‌شود. در این کشورها قوش‌بازی بسیار رایج است و آنها انواع شاهین ‌را صید می‌کنند تا با پرواز‌دادن آنها، هوبره‌ها را شکار کنند.

 

نظارت ضعیف

اگرچه قاچاق حیات‌وحش سال‌هاست به معضلی بزرگ درکشور تبدیل وباعث شده تابسیاری از گونه‌های جانوری در معرض آسیب و حتی انقراض قرار بگیرند‌ اما به‌نظر می‌رسد سازمان حفاظت محیط‌زیست نتوانسته آن‌طور که باید با این پدیده مقابله کند.اسلامی در این باره می‌گوید: ما با کمبود امکانات در مناطق حفاظت‌شده مواجه هستیم‌؛ چرا که سازمان حفاظت محیط زیست با کمبود محیط‌بان و ضعف در نظارت روبه‌روست. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز دیروز از این گفت که حدود ۶۰ درصد از پست‌های محیط‌بانی در کشور خالی است.

با این اوصاف چگونه می‌توانیم در تمام استان‌ها از هوبره و شاهین در برابر قاچاقچیان مراقبت کنیم؟ متاسفانه، سود بالای قاچاق و وزن پایین گونه‌های قاچاق‌شده، این کار رابرای قاچاقچیان جذاب کرده است. به‌همین دلیل، قطعا باید قوانین بازدارنده وضع شود و پایش‌های بسیار جدی در کریدورهای خروجی مانند بنادر انجام گیرد. بسیاری از گونه‌هایی که در خلیج‌فارس صید می‌شوند، از طریق بنادر قاچاق می‌شوند.نظارت شدیدتر دربنادر ومجازات‌هایی که بتواند قاچاقچیان را بترساند، قطعا تاثیرگذار خواهد بود. همه اینها درحالی است که کارشناسان معتقدند در صورت عدم جلوگیری، با کاهش شدید گونه‌های ارزشمند و در نهایت انقراض آنها روبه‌رو خواهیم شد‌؛ گونه‌هایی مانند هوبره، شاهین و یوزپلنگ. این اتفاق در مورد گونه‌های دیگر در تمام دنیا نیز ممکن است رخ دهد‌؛ مانند فیل، کرگدن و کوسه. از سوی دیگر گونه‌های کمیاب نیز در خطر انقراض قرار دارند‌؛ از جمله سمندر لرستانی که زیستگاهش محدود به لرستان و خوزستان است. ‌

 

همه حیوانات در خطرند!

قاچاق حیات وحش مدت‌هاست جان حیوانات ارزشمند را به خطر انداخته است، پدیده‌ای که در گوشه و کنار کشور به‌صورت چراغ خاموش رخ می‌دهد و فقط برخی از آنهارسانه‌ای می‌شود یا قاچاقچیان به دام می‌افتند و شناسایی می‌شوند. ‌سپهر سلیمی، فعال حقوق حیوانات نیز در این‌باره درگفت‌وگو با ما می‌گوید: قاچاق به‌معنای جابه‌جایی، خرید و فروش و نگهداری حیوانات وحشی به‌صورت غیرقانونی است.این عمل به دلایل اقتصادی انجام می‌شود امابازارهدف آن متفاوت است‌؛ از سرگرمی و استفاده در سیرک‌ها و باغ‌وحش‌ها و منازل، تا سوء‌استفاده ازجسد آنها برای مقاصد دارویی و پزشکی، مانند آنچه در طب چینی صورت می‌گیرد. این اتفاق اما باعث نابودی بسیاری از گونه‌ها شده است. در این میان، برخی از حیوانات به دلیل تقاضای بالا، بیشتر به دام قاچاقچیان می‌افتند: از انواع پستانداران مانند فیل(به خاطر عاج)تا ببروپلنگ(به‌خاطر پوست)، پرندگان شکاری یا آوازخوان و حتی خزندگانی مانند انواع کروکودیل‌ها، مارها و لاک‌پشت‌ها، تا ماهیان ارزشمند و کمیاب.

 

آیا قانون بازدارنده است؟

طبق قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز،هرگونه اقدام بدون اخذ مجوز قانونی ازسازمان حفاظت محیط زیست و رعایت‌نکردن سایر ترتیبات پیش‌بینی‌شده در قوانین و مقررات، منجر‌به صدور حیوانات وحشی عادی، در معرض نابودی و کمیاب، انواع موجودات آبزی، پرندگان شکاری و غیرشکاری اعم از بومی یا مهاجر وحشی به‌طور زنده یا غیرزنده و نیز اجزای این حیوانات،جرم قاچاق حیوان‌های آزاد وبومی محسوب می‌شود.واردات وخرید وفروش حیوان‌های وحشی غیربومی، موجودات آبزی و پرندگان وحشی، ورود و صدورگونه‌های در معرض خطر و قاچاق ماهی خاویاری از جمله مصادیق قاچاق حیوانات است. اگرچه در قوانین به این موضوع اشاره و این مساله جرم‌انگاری شده اما سلیمی می‌گوید: قاچاق حیات‌وحش چهارمین تجارت سودآور کثیف دنیاست. قوانین بین‌المللی در این زمینه وجود دارد اما این‌که چقدر اجرا می‌شوند، بحث دیگری است. همچنین این‌که چرا سازمان حفاظت محیط‌زیست قادر به کنترل آن نیست، نیز دلایل مختلفی دارد‌؛ بخشی به این علت است که  این سازمان ضعیف است و نیرو، امکانات، تخصص و بودجه کافی ندارد. علاوه بر این مدیران یا درکی از این موضوع ندارند یا اراده‌ای برای برخورد با آن نیست. گاها می‌بینیم در زمینه باغ‌وحش‌ها که یکی از مقاصد اصلی حیات‌وحش قاچاق شده هستند، عملا سازمان حفاظت محیط‌زیست برخورد نمی‌کند و حتی همکاری و حمایت می‌کند.

به گفته او، قاچاق حیات‌وحش یکی از سه عامل اصلی نابودی گونه‌ها در دنیاست و برای برخی از گونه‌ها، عامل اصلی محسوب می‌شود. به همین دلیل، برخورد با آن از اهمیت زیادی برخوردار است. در ایران نیز از شکار و صید گونه‌هایی مانند شاهین که سالانه تعداد زیادی از آنها شکار و به کشورهای عربی قاچاق می‌شود، می‌توان به‌عنوان مهم‌ترین و مشهورترین پرونده‌های قاچاق نام برد.

 

لیلی کوشکچه

بررسی کارنامه یکساله محیط‌ زیست

در گفت‌وگو با ۴ کارشناس به نقاط قوت و ضعف‌ سازمان حفاظت محیط‌زیست ‌ در یک سال گذشته پرداخته‌ایم ‌
اول شهریور ۱۴۰۳، زمانی که مسعود پزشکیان در نخستین ماه‌های ریاست‌جمهوری خود شینا انصاری را به‌عنوان رئیس این سازمان معرفی کرد، نگاه‌ها متوجه زنی شد که در عرصه محیط‌زیست شناخته شده بود. انتصاب او، در مقایسه با برخی چهره‌های سیاسی سال‌های گذشته، امیدی تازه در میان کارشناسان و فعالان این حوزه ایجاد کرد‌؛ امید به این‌که سازمان از حاشیه‌نشینی فاصله بگیرد و نقشی واقعی در تصمیم‌سازی‌های کلان ایفا کند.  اما مسیری که پیش‌رو قرار داشت ساده نبود.

آلودگی هوا در کلانشهرها و استان‌های جنوبی، حق‌آبه تالاب‌ها، تغییراقلیم، گردوغبار، خشکسالی، سیل‌های پی‌درپی، معضل پسماندهای عفونی وصنعتی،بحران فرونشست زمین،الگوی کشت نادرست و ده‌هامسأله دیگر‌؛فهرستی که نشان می‌داد سازمان بیش از آن‌که در آستانه آغاز پروژه‌های تازه باشد، با انبوهی ازبدهی‌هاومطالبات انباشته مواجه است.درچنین شرایطی انتظارات عمومی از مدیریت تازه نه فقط حل فوری مشکلات، بلکه در تغییر رویکردها و اصلاح مسیرهای گذشته خلاصه می‌شد.  اکنون و پس از گذشت یک سال از آغاز دوران تازه مدیریت محیط‌زیست، پرسش مهم این است که از نگاه فعالان، کارشناسان و کنشگران این حوزه عملکرد سازمان چه نقاط قوت و ضعفی داشته است؟ آیا این سازمان توانسته از موضع انفعال فاصله بگیرد وبه سمت عمل‌گرایی حرکت کند یاهمچنان زیرسایه فشارهای سیاسی ومحدودیت‌های اجرایی مانده است؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها و ترسیم تصویری روشن‌تر از کارنامه یک‌ساله سازمان حفاظت محیط‌زیست در دولت چهاردهم، محمد درویش، رئیس کمیته محیط‌زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو و مدیرکل اسبق مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست، امید سجادیان، کنشگر و عضو شورای هماهنگی شبکه محیط‌زیست کشور، علی کشمیری، فعال محیط‌زیست و عضو هیأت مدیره شبکه تشکل‌های محیط‌زیستی استان خراسان‌رضوی و ناصر عبیات فعال محیط‌زیست در گفت‌و‌گو با ما دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند.

بهبود ارتباط با تشکل‌ها
کارشناسان معتقدند سازمان‌‌های مردم نهاد فعال در حوزه محیط‌زیست اگر به‌درستی نقش‌شان را ایفا کنند می‌توانند در بسیاری از حوزه‌ها به محیط‌زیست کشور کمک کنند.  این درحالی است که محمد درویش، تلاش برای بهبود ارتباط با تشکل‌ها، هوشمندسازی پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده و مقاومت در طرح‌های ضد محیط‌زیستی پایین‌دست‌ها را از نقاط قوت یک سال گذشته سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌داند و می‌گوید: «رئیس سازمان به صورت منظم با تشکل‌ها جلسه می‌گذارد، رودررو گفت‌وگو می‌کند و سعی دارد پاسخگو باشد. برخلاف رئیس قبلی که سعی می‌کرد امور محرمانه باشد و تشکل‌ها در جریان قرار نگیرند. بعد ازاتفاق غم‌انگیزی که در پارک ملی گلستان افتاد، هوشمندسازی پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده در دستور کارقرارگرفت. موضوعی که از مطالبات جدی فعالان محیط‌زیست بود. برای رفع مشکلات این مناطق باید به سمت دستگاه‌های مدرن دیجیتالی برویم که محیط‌بان‌ها و پاسگاه‌های محیط‌بانی ما را بی‌نیاز از حضور فیزیکی و درگیری با متخلفان و شکارچیان کند.»
آن‌طور که او توضیح می‌دهد‌، گفت‌وگوهای پردیسان نیز دوباره شکل گرفته است که می‌تواند سازمان حفاظت محیط‌زیست را به‌عنوان محلی برای تبادل افکار مختلف تبدیل کند. سازمان در برابر اجرای برخی طرح‌های ضد محیط‌زیستی پایین‌دست‌ها مقاومت کرده است. به‌عنوان مثال در اجرایی‌شدن طرح «ماندگان» مانع شد، با وجود این‌که فشارها هم کم نبود. توانست مرجعیت تنوع زیستی را دوباره از وزارت جهاد کشاورزی پس بگیرد و به محلی که سزاوارش بوده یعنی سازمان حفاظت محیط‌زیست برگرداند که اینها ازجمله اقدامات خوب به شمار می‌روند. ‌

ضعف در تأمین حق‌آبه تالاب‌ها 
درویش ضعف در مجامع بین‌المللی و حق‌آبه تالاب‌ها را از نقاط ضعف سازمان می‌شمارد و اضافه می‌کند: «عملکرد سازمان در کاپ ۲۹ در باکو قابل دفاع نبود و اصولا مشخص نیست موضع این سازمان در برابر تعهدنامه پاریس چیست. با این‌که ما خودمان یکی از قربانیان تغییر اقلیم هستیم متأسفانه ایران خیلی شفاف در مجامع بین‌المللی در این حوزه‌ها سخنی نمی‌گوید و مواضعش در این زمینه مشخص نیست. ما انتظار داشتیم سازمان بتواند رئیس‌جمهور را راضی کند که در این اجلاس در سطح رئیس‌جمهور شرکت کند. سال‌هاست که ایران حداکثر در حد معاون رئیس‌جمهور شرکت می‌کند. باز هم این اتفاق نیفتاد. همچنین سازمان نتوانسته حق‌آبه تالاب‌ها را بگیرد.» به گفته او همچنان دریاچه ارومیه، تالاب‌های هورالعظیم، شادگان، بختگان، گاوخونی، جازموریان، آلاگل، آلماگل و آجی‌گل در وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای هستند. مطابق قانون بعد از شرب و قبل از کشاورزی و صنعت باید حق‌آبه این تالاب‌ها و دریاچه در اولویت قرار گیرد ولی نتوانسته در این زمینه گام‌های مؤثری بردارد. همچنان شهادت یا مجروح‌شدن محیط‌بان‌های ما نیز زیاد بوده و اینها جزو مسائل نگران‌کننده است. ‌ این کارشناس ‌زیست، بودجه کم سازمان محیط‌زیست را از عوامل اصلی این ضعف‌ها می‌داند و بیان می‌کند: «سازمان در بدنه دولت کمترین بودجه را دارد. یعنی هیچ سازمان دیگری در میان ۲۰ وزارتخانه و در واقع سازمانی که در رأس آن معاون رئیس‌جمهور هست، وجود ندارد که بودجه‌ای کمتر از سازمان حفاظت محیط‌زیست داشته باشد. این در حالی است که سازمان محیط‌زیست متولی اجرای اصل ۵۰ قانون اساسی است و همچنین بر اجرای اصل ۴۵ قانون اساسی بسیار مؤثر است. به هر حال حفظ محیط‌زیست و لازمه حیات اجتماعی رو‌به‌رشد مردم ایران در اصل ۵۰ است. این روزها کشور درگیر بی‌توجهی به ملاحظات محیط‌زیستی است. درگیر انرژی، برق و آب و بحران ‌ریزگردها و مهاجرت‌های ناخواسته است. سازمانی که فقیر نگاه داشته می‌شود، نمی‌تواند از تاب‌آوری و اعتماد به نفس لازم برخوردار باشد، همچنین قادر نخواهد بود مشارکت فعالی در بدنه دولت داشته باشد و نیروهای کارآمد را جذب کند.»

تداوم سیاست‌های گذشته
مسأله دیگری که برخی کارشناسان روی آن دست می‌گذراند برآورده‌نشدن انتظارت‌شان از عملکرد سکاندار جدید سازمان حفاظت محیط‌زیست است. علی کشمیری، معتقد است انتخاب شینا انصاری از اول با استقبال گسترده جامعه محیط‌زیستی مواجه شد و نوید روزهایی روشن‌تر در افق حفاظت از محیط‌زیست کشور را می‌داد اما پس از گذشت نزدیک به یک سال، با وجود تعامل ریاست این سازمان با کارشناسان، تشکل‌ها و فعالان محیط‌زیست، عملکرد این سازمان به‌ویژه در حوزه معاونت محیط‌زیست طبیعی نگران‌کننده ارزیابی می‌شود. او می‌گوید: «آنچه در این مدت شاهد بوده‌ایم، عملا تداوم همان سیاست‌ها و رویکرد دولت‌های پیشین بوده است.»
این فعال محیط‌زیست فقدان مراکز تخصصی برای تیمار و بازپروری حیات‌وحش و نبود نظارت کافی بر باغ‌وحش‌ها را از جمله این رویکردها می‌خواند و ادامه می‌دهد: «ایران با وجود وسعت سرزمینی و تنوع بالای گونه‌های جانوری، همچنان از کلینیک‌های تخصصی و مراکز استاندارد تیمار، مراقبت و بازپروری حیات‌وحش بی‌بهره است. در اغلب استان‌ها، در صورت مشاهده حیوان آسیب‌دیده، تنها نسخه موجود انتقال آن به «کلینیک حیات‌وحش پردیسان» در تهران است‌؛ مرکزی که ظرفیت و امکانات آن به هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای گسترده کشور نیست. تلخ است اما دربسیاری از نقاط کشور حتی حداقل امکانات از قبیل تجهیزات بی‌هوشی، زنده‌گیری و انتقال استاندارد هم وجود ندارد.نمونه تلخ این وضعیت،سرنوشت توله‌خرس قهوه‌ای است که امسال با هدف بازپروری از شیراز به پردیسان منتقل شد و درنهایت ناباوری مفقود شد‌؛ رخدادی که همچنان پرسش‌های جدی و بی‌پاسخ بسیاری را پیش ‌روی افکار عمومی و متخصصان قرار داده است. در موردی دیگر، توله‌پلنگی که دو سال پیش با وضعیتی سالم از مشهد به مرکز بازپروری کلاه‌قاضی اصفهان سپرده شده بود، سرانجام برای نجات از مرگ ناگزیر به پردیسان منتقل شد.» آن‌طور که او توضیح می‌دهد این مسائل نشانه‌ای روشن از نبود شبکه‌ای کارآمد برای تیمار و بازپروری حیات وحش است.این مشکل درباره خرس سیاه بلوچی نیزبه‌وضوح دیده می‌شود.باوجود وضعیت حفاظتی نگران‌کننده این‌گونه ارزشمند، تاکنون هیچ برنامه مشخصی برای توله‌های کشف‌شده از قاچاقچیان یا جداشده از طبیعت تدوین نشده است و تقریبا همه آنها در نهایت سر از باغ‌وحش گل‌گهر سیرجان درمی‌آورند و آنجا به ابزار نمایش تبدیل می‌شوند.

نبود نظارت بر باغ‌‌وحش‌ها
این فعال حوزه حیات وحش، وضعیت نابسامان باغ‌وحش‌های کشور را از جمله مواردی می‌داند که همچنان به آن توجه نشده است: «باوجود هشدارهاودغدغه‌های مکرر کارشناسان و فعالان حقوق حیوانات درباره شرایط نامناسب نگهداری حیات‌وحش در باغ‌ وحش‌ها و باغ ‌پرندگان، همچنان نظارت مؤثروساختاریافته‌ای بر این مراکز وجود ندارد. سازمان حفاظت محیط‌زیست طی سال‌های اخیر به جای تدوین و اجرای مقررات سختگیرانه، صرفا به رتبه‌بندی باغ‌وحش‌ها پرداخته است. اقدامی نمادین و اداری که در عمل تأثیری بر بهبود وضعیت حیوانات در اسارت نداشته است.» به‌گفته او‌ بسیاری از باغ‌وحش‌ها همچنان فاقد استانداردهای حداقلی در فضا، تغذیه و بهداشت هستند. رتبه‌بندی بدون ضمانت اجرایی نه‌تنها گرهی از کار باز نمی‌کند بلکه بیشتر شبیه تعویق در حل مسأله است. متأسفانه اراده‌ای جدی برای اصلاح این وضعیت نیز به چشم نمی‌خورد. توله‌کشی و فروش گسترده گربه‌سانان، انجام نمایش و معرکه‌گیری با حیوانات همچون گذشته در باغ‌‌وحش‌ها دیده می‌شود و در این آشفته‌بازار قوانین سازمان حفاظت محیط‌زیست بیشتر در راستای حفظ منافع مالکان باغ‌وحش‌هاست.  کشمیری با بیان این‌که سازمان حفاظت محیط‌زیست بیش از هر زمان دیگری نیازمند رویکردی شفاف، علمی و قاطع در مدیریت مسائل است، عنوان می‌کند: «جامعه محیط‌زیستی کشور انتظار دارد که این سازمان از اقدامات نمایشی فاصله گرفته و با تدوین برنامه‌ای عملیاتی در سه حوزه کلیدی، بازپروری حیات‌وحش، نظارت سختگیرانه بر باغ‌وحش‌ها و اصلاح ساختارهای ناکارآمد، نقش واقعی خود را در حفاظت از طبیعت ایفا کند. تنها در این صورت است که می‌توان به تحقق وعده‌های اولیه و بازگشت اعتماد فعالان و دوستداران محیط‌زیست امیدوار بود.

تقویت گفتمان محیط‌زیست 
ناصر عبیات، مزیت سازمان محیط‌زیست در یک سال گذشته را صداقت و مردمی‌بودن و برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت آن براساس توسعه استان‌ها می‌داند و می‌گوید: «متأسفانه در دولت‌های سابق، فعالیت محیط‌زیست ایران صرفا شعار بوده تا عمل. بها‌دادن به اساتید دانشگاه، اصناف، سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان مستقل عرصه محیط‌زیست در دوره جدید دیده می‌شود.» او معتقد است ایجاد کارگروه کارشناسی در همه زمینه‌ها از جمله اقدامات مؤثر سازمان دراین مدت بوده است: «اهمیت‌دادن به وضعیت معیشت و حقوق پرسنل، به‌خصوص محیط‌بانان از کارهای مناسب در این مدت بوده. همچنین تقویت گفتمان محیط‌زیست در هیات دولت به نوعی پررنگ کردن مسائل محیط‌زیست و استقبال رئیس‌جمهور از آن در همه دولت‌ها بی‌سابقه بوده است.» عبیات به عملکرد سازمان محیط‌زیست در یک سال گذشته نمره قبولی می‌دهد و معتقد است در مجموع نمره این سازمان از ۲۰، ۱۳می‌شود.

عدم انتقال کامل تغییرات به استان‌ها

امید سجادیان، بازنگری و اصلاح در برخی حوزه‌های این سازمان به‌ویژه در سیاست‌گذاری را ضروری می‌داند و می‌گوید: «خوشبختانه در بخش معاونت‌های سازمان اتفاقات مثبتی رخ داده اما این تغییرات باید به استان‌ها نیز تسری پیدا کند تا در حوزه‌های مختلف اثرگذار باشد. این سازمان در برخی حوزه‌ها به‌ویژه در سیاست‌گذاری نیازمند بازنگری و اصلاح است. چرا که برنامه‌های آن تنها با یک‌سری تغییرات سطحی پیش نخواهد رفت، بلکه نیازمند اصلاحات از بالا به پایین و در تمامی سطوح است. این‌که یک سری از افراد مانند مدیران‌کل در بدنه سازمان تغییر کنند اما این تغییرات به طور کامل به استان‌ها منتقل نشود راه به جایی نمی‌برد. این تغییرات برای پیشبرد رویکرد کلی سازمان ضروری است. مثلا در موقع آتش‌سوزی مراتع و جنگل‌ها، سازمان به دلیل ارتباط نزدیک‌تر و گسترده‌تر با مردم و جامعه محلی نسبت به سازمان جنگل‌ها نقش پررنگ‌تری دارد پس نیازمند تعامل، گفت‌وگو و جلب مشارکت جوامع محلی و تشکل‌هاست. از آنجا که نیروی انسانی محدودی در اختیار دارد، تغییر سیاست‌های کلان سازمان برای تقویت این مشارکت ضروری است.» او که به عملکرد سازمان از ۲۰، نمره ۱۶ می‌دهد و معتقد است سازمان ناگزیر به اجرای سیاست‌های دولت است: «البته باید اذعان کرد که مداخلات دولت و نمایندگان آن در برخی مناطق مشکلاتی ایجاد کرده است. نامه‌ها و فشارهای بیرونی گاهی باعث پیش‌بردن پروژه‌هایی می‌شود که برای سازمان چالش‌های زیادی به همراه دارد. با توجه به این‌ که سازمان بخشی از دولت است، ناگزیر نمی‌تواند سیاست‌های دولت را نادیده بگیرد. در عین حال، تغییرات سازمانی باید همسو با استراتژی کلان و رویکردهای اصلی آن باشد. در نهایت، اگر قرار است مشارکت واقعی مردم در پروژه‌ها تحقق یابد، باید این موضوع در سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات ادارات کل به‌صورت جدی دیده شود.»

 

فریبا نباتی

غم انگیز مثل یک ایران و ۱۷ یوز

یوزپلنگ‌های آسیایی از همیشه به انقراض نزدیک‌تر شده‌اند، زیستگاه‌ آنها دیگر به منطقه توران محدود شده، سال‌هاست که دیگر خبری از مشاهده آنها در مناطقی مانند یزد شنیده نمی‌شود. تعداد یوزپلنگ‌های شناسایی شده در توران نیز از عدد۱۷ فراتر نمی‌رود و این مسأله به نگرانی کارشناسان و دوستداران محیط‌زیست دامن زده و به همین دلیل چنانچه در فرصت اندک باقیمانده برای حفظ این گونه یک برنامه نجات ملی اجرایی نشود باید در موزه‌های تاریخ طبیعی کشور یوزپلنگ‌ را در کنار شیر و ببر ایرانی بنشانیم.

شرایط برای بقای یوزپلنگ‌ها از بحران هم فراتر رفته و مسئولان نیز دیگر این مسأله را پنهان نمی‌کنند.‌ کارشناسان و مسئولان تاکید می‌کنند که اگر برنامه‌ نجات ملی برای حفظ این یوز شکل نگیرد باید نام یوزپلنگ را نیز در کنار دیگر گونه‌های حیات‌وحش کشورمان نوشت که سال‌هاست که منقرض شده‌اند.
سعید یوسف‌پور، مدیر کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ در این باره به جام‌جم می‌گوید: براساس پایش‌هایی که توسط دوربین‌های تله‌ای در محدوده زیستگاه توران،‌ شامل پارک ملی توران، پناهگاه حیات‌وحش توران و منطقه حفاظت شده توران است. اکنون هفت یوزپلنگ بالغ و ۱۰ توله یوز شناسایی شده در کشور داریم. آن‌طور که او توضیح می‌دهد ‌چهار تا از این توله‌ها در سن استقلال قرار دارند.

چه بر سر یوزها می‌آید
در این میان آنچه نگرانی‌ها را درخصوص طرح‌های حفاظت از یوز بیشتر می‌کند این‌که سال‌هاست درخصوص نجات یوز برنامه اجرا شده اماهنوز هم بامسائل حل نشده‌ای روبه‌روهستیم. برای نمونه یوسف‌پورمی‌گوید:‌عمده چالشی که درخصوص یوزپلنگ‌ها داریم، این‌که وقتی یک توله یوز از مادرش جدا می‌شود و استقلال پیدا می‌کند، دیگر از سرنوشت آنها اطلاعی نخواهیم داشت؛ در واقع نمی‌دانیم آنها در طبیعت به چه شکلی از بین می‌روند‌. یکی دیگر از مسائلی که به‌شدت سبب نگرانی کارشناسان محیط‌زیست و مسئولان شده تعداد انگشت‌شمار یوزپلنگ‌های آسیایی است. مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ در پاسخ به این پرسش که در کشور چند یوز باقی مانده است، می‌گوید:‌ ۱۷ یوز شناسایی شده، داریم. البته‌ نمی‌توانیم بگوییم فقط ۱۷ یوزپلنگ باقی مانده اما با این اوصاف برآورد می‌شود که در خوشبینانه‌ترین حالت کمتر از ۳۰یوزپلنگ در طبیعت وجود دارد. ‌به این ترتیب او تاکید می‌کند که شرایط برای یوزها از خطر انقراض فراتر رفته است و چنانچه برنامه‌ای ملی را در پیش نگیریم، نمی‌توانیم این گونه با ارزش را حفظ کنیم.

دوباره تکثیر در اسارت
بنابراین پرسشی که مطرح می‌شود این‌که در این شرایط چه باید کرد، زیرا برنامه‌های مختلفی تاکنون برای نجات یوز اجرا شده اما شرایط ناگوارتر از گذشته است. یوسف‌پور در این‌باره به ما می‌گوید: ‌سازمان حفاظت محیط‌زیست سال‌هاست پروژه تکثیر در اسارت را در پیش گرفته است. البته این مسأله هم مشکلات خاص خود را دارد. لازم به یادآوری است که‌ مدتی پیش در تهران و پارک پردیسان از یوزپلنگ‌هایی به نام دلبر و کوشکی نگهداری می‌شد اما نگهداری از آنها به نتیجه‌ای نرسید‌ و کمی بعد با یوزپلنگی به نام ایران پروژه تکثیر در اسارت ادامه پیدا کرد. هرچند برخی مسئولان معتقدند این پروژه با باردار شدن ایران به موفقیت‌های نسبی دست پیدا کرد اما هر سه توله یوزپلنگ که با جراحی سزارین به دنیا آمده‌ بودند، جان خود را از دست دادند.

شترهای سرگردان علیه یوزها
مسأله‌ای که بسیاری از کارشناسان روی آن تاکید می‌کنند ایمن‌سازی زیستگاه یوزپلنگ آسیایی بوده که به نظر می‌رسد این روزها به توران محدود شده است.
مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ در این‌باره توضیح می‌دهد: ما چند‌ برنامه را همزمان برای نجات یوزپلنگ در دستور کار قرار داده‌ایم که تمرکز اصلی آنها روی موضوع بهبود شرایط زیستگاه است. درباره عمده تهدید‌هایی که یوزپلنگ‌ها را در زیستگاه‌شان تهدید می‌کند می‌توان به چوپان‌های ناآگاه و سگ‌های گله اشاره کرد. یوسف‌پور در تکمیل این تهدید‌ها می‌افزاید: مسأله شترهای سرگردان نیز‌ جدی است. این شترها از ‌‌شهرها و روستاهای پیرامون وارد زیستگاه توران می‌شوند. آن‌طورکه او توضیح می‌دهد شترهای سرگردان با استفاده از منابع آب و پوشش گیاهی منطقه شرایط را برای بقای یوزپلنگ‌ها دشوارتر می‌کنند، زیرا شترها با کاهش منابع آب و پوشش گیاهی شرایطی را رقم می‌زنندکه تحت تاثیر آن جمعیت طعمه‌ برای یوزپلنگ‌هاکاهش پیدا می‌کند.
‌‌مسأله دیگری که کارشناسان روی آن دست می‌گذارند بحث تغییر اقلیم و خشکسالی است، زیرا این روند روی کیفیت و کمیت منابع آب ‌و پوشش گیاهی منطقه تأثیر گذاشته است.  مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ می‌گوید: ما باید چنین تهدیدهایی را به حداقل برسانیم به همین دلیل بحث مدیریت شترهای سرگردان را دنبال می‌کنیم. برای بحث منابع آب نیز ‌استفاده از سامانه‌های آبگیر سطوح باران را دنبال می‌کنیم. در این میان آنچه کار را برای مسئولان و کارشناسان دشوار می‌کند این مسأله است که ایجاد چنین تغییراتی در پارک ملی باید براساس مطالعات و بررسی‌های دقیق انجام شود زیرا اگر اشتباهی اتفاق بیفتد تاثیرات منفی آن شرایط زیستگاه را ناگوارتر خواهد کرد.‌

تکثیر در شرایط نیمه اسارت
 به این ترتیب با توجه به این‌که خطرات زیادی یوزپلنگ‌ها و زیستگاه‌ آنها را تهدید می‌کند این پرسش مطرح می‌شود که سازمان حفاظت محیط‌زیست برای حفظ این گونه چه برنامه‌ای را می‌خواهد اجرا کند.
مدیر‌کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان در پاسخ به جام‌جم توضیح می‌دهد: با توجه به این‌که تعداد یوزپلنگ‌ها کم است و این احتمال وجود دارد که خطراتی که آنها را تهدید می‌کند افزایش پیدا کند، باید برنامه مناسبی برای حفظ این گونه و ژن آن داشت. به این منظور می‌خواهیم از تکثیر در اسارت فراتر برویم و بحث فرا جمعیت و تکثیر در شرایط نیمه طبیعی را در دستور کار قرار بدهیم.   آن‌طور که او توضیح می‌دهد برای این مهم در عرصه طبیعی وسیعی فنس‌های الکترونیک کشیده خواهد شد و در این محدوده همه چیز مطابق شرایط زیستگاه طبیعی یوزپلنگ خواهد بود اما دشمنان طبیعی و گوشتخواران رقیب یوزپلنگ‌ها از این محدوده حذف خواهند شد و به این شکل جمعیت طعمه‌های یوزپلنگ نیز افزایش خواهد یافت. ‌او با اشاره به این‌که بحث فرا‌جمعیت‌ موضوعی راهبردی و کلیدی است، یادآور می‌شود: دیگر فرصتی برای حفظ یوزپلنگ آسیایی باقی نمانده و بقای یوز در گرو تامین منابع مالی و نیروی انسانی لازم است. این درحالی است که تامین منابع لازم نیز در گرو اجرای برنامه اقدام ملی است، زیرا سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز از بضاعت مالی لازم برای اجرای چنین برنامه‌ای برخوردار نیست.

یوزپلنگ همچنان قربانی جاده‌
تصادفات جاده‌ای نیز همچنان یوزپلنگ‌ها را تهدید می‌کند و به همین دلیل باید شرایطی ایجاد کرد که رانندگان هنگام عبور از جاده‌هایی که زیستگاه یوزها را تکه‌تکه کرده‌اند با حداقل سرعت عبور کنند. یوسف‌پور دراین‌باره به جام‌جم می‌گوید: بحث کریدور عبور یوزپلنگ‌ها را باید جدی گرفت. ما در منطقه، جاده معروف محدوده میامی و عباس‌آباد را داریم که شاهد افزایش تردد‌ها و توسعه آن هستیم و نباید فراموش کنیم که در چند سال گذشته ۱۳ یوزپلنگ در‌ این محور جان خود را از دست داده‌اند. آن‌طور که او توضیح می‌دهد‌، سازمان حفاظت محیط‌زیست ایمن‌سازی این محور را دنبال می‌کند. این درحالی است که امسال‌ اعتباری برای این مهم و فنس‌کشی منطقه در اختیار محیط‌زیست سمنان قرار گرفته است. مدیر‌کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان‌ عنوان می‌کند: البته ما بر این باور هستیم که ایجاد روشنایی در این محور کارآمدتر از فنس‌کشی است، چون به این شکل رانندگان متوجه حضور یوزپلنگ‌ها در جاده‌ خواهند شد. البته در کنار آن باید بحث کاهش سرعت در این محور را نیز مورد توجه قرار داد. این درحالی است که برخی رانندگان از شرایط این منطقه آگاه نیستند یا جریمه‌ها برای آنها بازدارنده نیست و علاوه بر این برای جریمه رانندگان نباید میانگین سرعت از سوی دوربین‌ها بررسی شود؛ درواقع باید در هر نقطه از این منطقه حساس رانندگان با سرعتی مناسب تردد کنند.

 

مهدی آیینی

بازگشت شبح پتروشیمی به میانکاله

فعالان و دوستداران محیط‌زیست همچنان نگران میانکاله هستند، زیرا برخلاف این‌که تصور می‌شد این غائله تمام شده اما دوباره با جابه‌جایی ماشین‌آلات به این منطقه، زمزمه‌های شروع فعالیت پروژه پتروشیمی بر سر زبان‌ها افتاده است. بااین‌حال، از سازمان حفاظت محیط‌زیست خبر می‌رسد که قرار است دوباره جلوی این اقدام گرفته شود.

شبح مرگ دوباره سایه‌اش را روی سر میانکاله انداخته است‌؛ چنانچه پروژه پتروشیمی میانکاله جان بگیرد و چنگال‌های آلوده‌اش را دراین منطقه باارزش فروکند،باید منتظر فاجعه‌های جبران‌ناپذیری بود، چون زیستگاه حیات‌وحش نابود می‌شود، صیادان، کشاورزان و دامداران منطقه ناچار به مهاجرت خواهند شد و خاک حاصلخیز میانکاله از بین خواهد رفت، خاکی که احیای آن سال‌ها زمان خواهد برد. به‌همین دلیل باید یادآور شد هیچ شخص عاقلی در کشور با توسعه و پیشرفت مخالف نیست اما اجرای چنین‌پروژه‌ای فرسنگ‌ها با توسعه پایدار که مدیران از آن دم می‌زنند فاصله دارد، زیرا زندگی را از نسل آینده کشور به‌ویژه مردمان منطقه دریغ خواهد کرد.

‌در تازه‌ترین اتفاق و در واکنش به بازگشت ماشین‌آلات ساخت‌وساز به میانکاله، مدیرکل حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور به استان مازندران سفر کرده و نشست‌هایی را در خصوص این ماجرا با مقامات قضایی، کنشگران محیط‌زیست و تیم حقوقی اداره کل حفاظت محیط‌زیست مازندران برگزار کرده است.  آن‌طور که ازسازمان حفاظت محیط‌زیست خبر رسیده، در این نشست‌ها اسناد و مستندات حقوقی مربوط به سوابق پروژه، اعتراضات مردمی، نظرات کارشناسی و مغایرت‌های موجود با ضوابط و مقررات محیط زیستی مورد بررسی قرارگرفته است.به‌این‌ترتیب، بر نبودصدورمجوزارزیابی زیست‌محیطی از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست برای این پروژه تأکید شده است.

امیرحسین شمس، مدیرکل حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط‌زیست در این باره می‌گوید: در جهت اجرای وظایف حاکمیتی سازمان و به استناد فقدان مجوز محیط زیستی معتبر، طرح دعوی حقوقی با موضوع درخواست توقف فعالیت‌های اجرایی پروژه موسوم به پتروشیمی میانکاله در دستور کارقرارگرفته و اقدامات اولیه آن در مراجع ذی‌صلاح آغاز شده است.  آن‌طور که او توضیح می‌دهد، سازمان حفاظت محیط‌زیست، متعهد به صیانت از منابع طبیعی و حقوق بین‌نسلی مردم است و در برابر هرگونه تخلف از الزامات قانونی محیط‌زیستی ایستادگی خواهد کرد.

 

اصرار بر اجرای یک پروژه جنجالی

 

کلنگ احداث پتروشیمی میانکاله آن‌هم بدون دریافت مجوز ارزیابی اثرات زیست‌محیطی، بیستم اسفند سال ۱۴۰۰ زده شد. به‌این ترتیب حدود ۲۰ ماه زمان برد تا سرانجام با مخالفت‌های گسترده فعالان محیط‌زیست و بومیان منطقه در آبان ۱۴۰۲ خبر ابطال موافقت‌نامه احداث پتروشیمی از سوی وزارت نفت منتشر شد و به‌این‌شکل تلاش‌ها برای بازپس‌گیری عرصه ۹۰ هکتاری که قرار بود در آن پتروشیمی احداث شود، ادامه پیدا کرد.

این درحالی است که این‌روزها دوباره ماشین‌آلات ساخت‌وساز دوباره وارد این عرصه شده است. با این حال مدیران سازمان حفاظت محیط زیست همچنان بر غیرقانونی بودن این پروژه تاکید می‌کنند. برای نمونه حمید ظهرابی، معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط‌زیست در این خصوص تاکید کرده است که با استناد به آخرین تصمیمات مراجع قضایی و موضع رسمی سازمان حفاظت محیط‌زیست، هیچ پروژه قانونی تحت عنوان «پتروشیمی میانکاله» وجود ندارد.به‌گفته او پروژه پتروشیمی میانکاله از ابتدا فاقد مجوزهای زیست‌محیطی لازم بوده و اقدامات انجام‌شده برای احداث آن تخلف آشکار محسوب می‌شود.

در نتیجه هرگونه اقدام توسط هرشخصی درمحدوده موردنظر غیرقانونی است واداره کل حفاظت محیط‌زیست استان مازندران باید با آن برخورد کند.  سازمان حفاظت محیط‌زیست تاکید کرده که با توجه به این‌که پرونده‌ای در مورد احداث پتروشیمی وجود ندارد، زمین در نظر گرفته شده برای آن نیز طبق قانون باید رفع تصرف شود.

به‌این‌ترتیب این پرسش مطرح می‌شود که پشت‌پرده ظاهرشدن دوباره شبح پتروشیمی میانکاله چه شخص یا نهادی قرار دارد که برخلاف اثبات آسیب‌های اجرای این پروژه برای کشور، همچنان اصرار به اجرای آن دارد. این در‌حالی است که اجرای چنین طرح‌هایی با نام اشتغال‌زایی در بلندمدت با ازبین‌بردن شغل اهالی منطقه مانند کشاورزی، صیادی و دامداری، زمینه را برای مهاجرت اهالی این منطقه به حاشیه شهرهای بزرگ فراهم می‌کند و در کنار سودرسانی به عده‌ای محدود، به جمعیت آوارگان زیست‌محیطی کشور و در نهایت حاشیه‌نشینان کلانشهرهای کشور می‌افزاید.

 

مهدی آیینی

آیا امید به ایران باز می‌گردد؟

امید، تک درنایی که هر سال برای زمستان گذرانی به تالاب‌های مازندران می‌آمد، هنوز در شمال کشورمان دیده نشده است. برخی دوستداران محیط زیست نگران این هستند که امید جانش را از دست داده باشد. در این بین البته هستند کارشناسانی که معتقدند این احتمال نیز وجود دارد که به دلیل افزایش دمای هوا امید سفرش را به تاخیر انداخته باشد.

سال گذشته پنجم آبان ماه بود که خبر بازگشت امید به ایران دوستداران محیط‌زیست و حیات وحش را خوشحال کرد. در سال ۱۴۰۰ نیز خبر ورود این درنا به مازندران هفتم آبان ماه ثبت شد. به همین دلیل با توجه به اینکه به روزهای پایانی آذر ‌ نزدیک می‌شویم، این نگرانی در بین دوستداران محیط زیست بیشتر می‌شود که شاید امید دیگر به ایران نیاید.

عباس‌عاشوری، پرنده شناس در پاسخ به این پرسش که آیا باید نگران تاخیر امید بود؟ به ما می‌گوید:‌ دلایلی را می‌توان برای تاخیر امید در ورود به کشورمان در نظر گرفت‌. برای نمونه امسال زمستان خیلی گرمی را تجربه می‌کنیم که سبب شده هنوز جمعیت قابل توجهی از پرندگان زمستان گذران مانند قو و غازه‌ها وارد تالاب‌های کشورمان نشده‌اند.

‌آن طور که او توضیح می‌دهد ‌این احتمال نیز وجود دارد که امید شکار شده یا به شکل طبیعی مرده باشد.

‌ برخی کارشناسان در خصوص تاخیر امید برای سفر به کشورمان نکته دیگری را مطرح می‌کنند؛ این احتمال وجود دارد که امید در روزهای آینده در تالاب‌های کشور دیده شود. عاشوری در این باره توضیح می‌دهد: برخی سال‌ها بوده که امید دیرتر از همیشه وارد کشورمان شده است و در این بین حتی یکسال نیز به ایران سفر نکرده است. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که امسال نیز امید ما و دنیا را دوباره غافلگیر کند‌.

درناها چند سال عمر می‌کنند؟

نکته دیگری که در این بین برخی کارشناسان روی آن دست می‌گذارند ،این است که امید درنای جوانی نیست و این احتمال وجود دارد که دچار مرگ طبیعی شده باشد.

عباس عاشوری در پاسخ به این پرسش که درناها چند سال عمر می‌کنند؟ می‌گوید: در طبیعت نمی‌توان بحث سن را مطرح کرد. باید توجه داشت که طول  عمر گونه‌های جانوری که در اسارت نگهداری می‌شود، متفاوت است زیرا شرایط مناسبی را برای نگهداری از آنها ایجاد می‌کنند. برای نمونه طول عمر درناهایی که در اسارت نگهداری می‌شوند به بیش از ۴۰ سال نیز می‌رسد. این درحالی است که سن امید بیش از ۳۰ سال تخمین زده می‌شود.

این پرنده شناس درباره اینکه آیا این احتمال وجود دارد که امید به منطقه‌ دیگری برای زمستان گذرانی مهاجرت کرده باشد؟ نیز می‌گوید: چنین مساله‌ای به هیچ وجه امکان پذیر نیست، زیرا امید هر سال مسیر مشخصی را برای مهاجرت انتخاب می‌کند.

عاشوری درباره اینکه چرا برای داشتن اطلاعات دقیق‌تر از محل امید  کارشناسان از موقعیت یاب استفاده نکرده‌اند؟ نیز توضیح می‌دهد: با توجه به اینکه زنده‌گیری ممکن است به امید آسیب بزند تاکنون از موقعیت‌یاب استفاده نشده است.

لازم به یادآوری است که امید آخرین بازمانده جمعیت غربی درنای سیبری است که به کشورمان مهاجرت می‌کند. درناهای سیبری جمعیت مرکزی نیز داشتند که به هند مهاجرت می‌کردند. اما متاسفانه این جمعیت منقرض شده است و اکنون تنها جمعیت شرقی درناهای سیبری که به چین مهاجرت می‌کنند، ‌شرایط بهتری دارند‌.

مهدی آیینی

آشوراده همچنان زیر تیغ گردشگری  

گردشگری بی‌ضابطه تنها جزیره ایرانی شمال‌ کشور را تهدید می‌کند

سایه گردشگری بی‌ضابطه و تبدیل شدن به کیش دوم هنوز روی سر تنها جزیره ایرانی شمال کشور سنگینی می‌کند، کارشناسان هشدار می‌دهند که چنانچه نظارت مناسبی روی اجرای طرح‌های گردشگری در جزیره آشوراده انجام نشود، فوک‌های خزری ‌به انقراض نزدیک‌تر می‌شوند و پرندگان مهاجر نیز مسیر سفر خود را تغییر خواهند داد.

توسعه ناپایدار شمشیرش را برای آشوراده از رو بسته است و کماکان فعالان محیط‌زیست نگران هستند که گردشگری بی‌ضابطه آشوراده را به کام مرگ بفرستد. هرچند برخی مقام‌های مسئول بتازگی ادعا کرده‌اند که مانع تخریب این جزیره می‌شوند. اما تجربه ثابت کرده است که بیشتر سرمایه‌گذاران برای کسب سود بیشتر مناطق بکر کشور را قربانی طرح‌های گردشگری می‌کنند، طرح‌هایی که به ساخت سازه‌های بزرگ مانند هتل و شهربازی محدود می‌شود و در آنها هیچ نشانی از توسعه پایدار و توجه به محیط زیست دیده نمی‌شود.

خداحافظی با فوک خزری و پرندگان مهاجر

آشوراده یکی از بکرترین زیستگاه‌های کشور محسوب می‌شود و هر سال پرندگان مهاجر بی‌شماری برای پشت سرگذاشتن زمستان به این جزیره می‌آیند. علاوه بر این آشوراده به عنوان یکی از زیستگاه‌های فوک‌خزری نیز‌ نقش قابل توجهی در حفظ تنوع زیستی این پهنه آبی دارد.

دکتر حمیدرضا رضایی، عضو هیات‌ علمی ‌دانشگاه منابع طبیعی گرگان در این باره به ما می‌گوید: فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر محسوب می‌شود که در خطر انقراض قرار دارد.

او با اشاره به اینکه آشوراده یکی از زیستگاه‌های‌ فوک خزری است، توضیح می‌دهد: فوک‌های  خزری در قسمت‌های شمالی دریای خزر زادآوری می‌کنند. اما خارج از فصل زادآوری به قسمت‌های جنوبی دریای خزر می‌آیند و در این بین جزیره آشوراده یکی زیستگاه‌هایی است که فوک‌های خزری خارج از فصل زادآوری در آن دیده می‌شوند.

این درحالی است که در سال‌های اخیر مسائلی مانند آلودگی آب، از بین رفتن طعمه، افزایش دمای هوا و صید و شکار سبب کاهش جمعیت فوک‌های خزری شده است و کارشناسان برآورد می‌کنند که کمتر از یکصدهزار فوک خزری باقی‌ مانده  باشد.

دکتر رضایی تاکید می‌کند: در چنین شرایطی باید همه تلاش خود را برای حفاظت از این گونه به کار بگیریم و  حفظ زیستگاه‌هایی مانند آشوراده در این بین بسیار تاثیر گذار است. ‌

علاوه بر فوک‌های خزری، آشوراده زیستگاهی منحصر بفرد برای پرندگان مهاجر نیز هست. عضو هیات علمی دانشگاه منابع طبیعی گرگان در این باره می‌گوید: آشوراده  یکی از زیستگاه‌های خاص برای پرندگان مهاجر است و این روزها که هنوز فصل مهاجرت پرندگان شروع نشده است، می‌توان چندین هزار پرنده شکاری را در این منطقه دید که در حال سفر به سمت جنوب هستند.

آن طور که دکتر رضایی توضیح می‌دهد در فصل زمستان بسیاری از گونه‌های در خطر انقراض، آشوراده را برای زمستان گذرانی انتخاب می‌کنند‌. به همین دلیل نباید اجازه داد مسائلی مانند گردشگری این منطقه را از حالت طبیعی ‌خارج کند‌.

نجات آشوراده با گردشگری پایدار

در این بین البته کارشناسان با اجرای طرح‌های گردشگری پایدار در آشوراده مخالف نیستند، زیرا اگر مسائل محیط زیستی به درستی رعایت شود و نظارت مناسبی نیز روی اجرای این طرح‌ها‌ انجام شود، می‌توان برای حمایت از جوامع محلی اقدامات مناسبی انجام داد.

عضو هیات علمی دانشگاه منابع طبیعی گرگان در این باره می‌گوید: می‌توان با رعایت استانداردهای لازم شرایطی ایجاد کرد که گردشگران برای دیدن پرندگان مهاجر و فوک‌های خزری به این منطقه بیایند و به این شکل معیشت جوامع محلی نیز تامین شود، البته به شرطی که ضوابط محیط زیستی رعایت شود.

‌دکتر رضایی درباره اینکه گردشگری در آشوراده باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ به ما می‌گوید: در این بین ظرفیت بُرد مساله اصلی است، یعنی باید توان منطقه‌ مشخص شود. افزون بر این باید بررسی شود که چه تعداد گردشگر در روز می‌تواند وارد جزیره شود؟ در چه فصلی گردشگری انجام شود؟ گردشگران کجا اسکان داده شوند؟‌ گردشگران با چه وسیله‌ای تردد کنند؟ و چه سازه‌هایی قرار است در منطقه ساخته شود؟

آن طور که او توضیح می‌دهد ساخت سازه‌های بزرگ مانند هتل، رستوران و یا منطقه بازی سبب تخریب آشوراده می‌شود و نباید چنین برنامه‌هایی در دستور کار مسئولان قرار گیرد.‌

عضو هیات علمی دانشگاه منابع طبیعی گرگان عنوان می‌کند: اگر به این مسائل توجه نشود، زمینه برای تخریب زیستگاه و تحمیل استرس به گونه‌های حیات وحش فراهم می‌شود.

این درحالی است که کشورهای دیگر دنیا در این خصوص تجارب مناسبی دارند. دکتر رضایی در این خصوص توضیح می‌دهد: برای نمونه در یک پارک ملی در اوگاندا گردشگران درون چادرهای ساده اسکان داده می‌شوند و در منطقه هیچ سازه‌ بزرگی ساخته نشده است.

کارشناسان تاکید می‌کنند که برای حفاظت از آشوراده نباید دچار هیچ غفلتی شد، زیرا بیشتر زیستگاه‌های منطقه تخریب شده است و چنانچه آشوراده نیز به سرنوشت این زیستگاه‌ها دچار شود در کنار تخریب محیط زیست کشور معیشت جوامع محلی نیز‌ به خطر خواهد افتاد.

دکتر رضایی در این باره می‌گوید: گمیشان را به دلیل پرورش میگو از دست داده‌ایم، تالاب‌های آجی‌گل، آلماگل و آلاگل نیز خشک شده است و تنها زیستگاه باقی‌مانده در منطقه برای حیات وحش آشوراده است و چنانچه این زیستگاه نیز تخریب شود، مسیر مهاجرت پرندگان تغییر خواهد کرد و به این شکل ذخایر ژنتیکی ما و اقتصاد جوامع محلی که به پرندگان مهاجر وابسته است نیز  به خطر می‌افتد.

 پادزهر سیه‌مار در دسترس نیست!

مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست در واکشن به افزایش ‌ مارگزیدگی در ‌ سیستان و بلوچستان گفت:  مساله طغیان سیه مار مطرح نیست و کارشناسان انستیتو رازی و محیط زیست به منطقه اعزام شده‌اند تا اقدامات لازم برای ساخت پادزهر ‌انجام شود.

غلامرضا ابدالی درباره علت افزایش مارگزیدگی در سیستان و بلوچستان عنوان کرد: این اتفاق به آسیب‌شناسی بیشتری نیاز دارد و برای این مهم کارشناسان سازمان محیط زیست به منطقه اعزام شده و در حال بررسی ‌ این مساله هستند.

وی درباره اینکه برخی از طغیان سیه‌مار در شهرستان سرباز سیستان و بلوچستان سخن به میان آورده‌اند‌‌، نیز توضیح داد: مساله‌ طغیان سیه‌مار مطرح نیست و این مار از گونه‌های جانوری بومی منطقه است.

مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: زیستگاه جمعیت غربی سیه‌مار ‌در استان‌های شرقی کشور مانند‌ سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی است.

ابدالی درباره دلایل افزایش مارگزیدگی نیز بیان کرد: با توجه به اینکه جونده‌ و  خزنده‌هایی که طعمه سیه مار هستند در روزهای گرم سال بیشتر وارد خانه‌های روستایی می‌شوند، سیه مار نیز در جست‌وجوی این طعمه‌ها وارد خانه‌های روستایی می‌شود و به این شکل احتمال مارگزیدگی افزایش پیدا می‌کند‌.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا شهروندان به پادزهر این مار دسترسی ندارند؟ نیز  گفت: متولی تولید پادزهر انستیتو رازی و وزارت بهداشت است. با این حال سازمان حفاظت محیط زیست با انستیتو رازی هماهنگی لازم را انجام داده است تا کارشناسان پادزهر این مار را تولید کنند.

مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه کارشناسان برای نمونه گیری به منطقه  اعزام شده‌اند، بیان کرد: به این ترتیب پادزهرهای لازم‌ در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد.

وی درباره واردات پادزهر نیز گفت: دانشگاه‌علوم پزشکی و وزارت بهداشت هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دهند تا در اسرع وقت پادزهر تهیه شود و یا اینکه با واردات از سایر کشورها پادزهر تامین شود‌.

ابدالی ادامه داد: علاوه بر این کارشناسان محیط زیست اقدام به تولید محتوای آموزشی مناسب برای پیشگیری از مارگزیدگی نیز کرده‌اند و آموزش‌های لازم را به مردم محلی ارائه می‌کنند.‌

کاهش ۲۰ درصدی بارش‌ها

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی با اشاره به اینکه میزان بارش‌های امسال ‌ کشور تاکنون حدود ۲۰ درصد کمتر از شرایط نرمال بوده است، گفت: شرایط در نیمه شرقی کشور ناگوارتر است، برای نمونه میزان بارش‌ها در خراسان رضوی ۱۰۹ میلی‌متر کمتر از شرایط نرمال است.

احد وظیفه در پاسخ به این پرسش که از لحاظ منابع آبی کشور در چه شرایطی وارد فصل تابستان شده‌ایم؟ عنوان کرد:‌ براساس آمارهایی که در این خصوص تهیه شده ‌میانگین بارندگی‌های کشور تاکنون ۱۸۰ میلی‌متر بوده این درحالی است که ‌به طور میانگین باید تاکنون ۲۲۵ میلی‌متر بارش در کشور ثبت می‌شد، بنابراین می‌توان گفت میزان بارش‌ها تاکنون ۴۵ میلی‌متر کمتر از نرمال بوده است و به  عبارت دیگر حدود ۲۰درصد کمتر از شرایط نرمال بارش داشته‌ایم.
وی درباره اینکه آیا همه استان‌های کشور از لحاظ میزان بارش‌ها شرایط یکسانی دارند؟ نیز توضیح داد:‌ همه استان‌های کشور شرایط یکسانی ندارند و در برخی استان‌ها مانند کهگیلویه و بویر احمد، کردستان، ایلام، خوزستان و بوشهر شرایط خوب است و در برخی از این مناطق حتی مقداری بیش از شرایط نرمال بارش دریافت‌ کرده‌ایم.رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در پاسخ به این پرسش ما مبنی بر اینکه کدام استان‌های کشور شرایط نامناسب‌تری از لحاظ بارش دارند، نیز گفت: در مناطق شرق کشور مانند سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، نیمه جنوبی استان فارس، هرمزگان، کرمان، ‌گیلان، مازندران، گلستان،‌ سمنان، تهران، قزوین، البرز، آذربایجان‌شرقی و ‌آذربایجان غربی بارش‌ها زیر حد نرمال بوده است.وظیفه درباره اینکه کدام استان رکورددار کم بارشی‌ است؟ عنوان کرد: خراسان رضوی رکورددار کم بارشی است. این استان به طور متوسط باید تاکنون ۲۰۵ میلی‌متر بارش دریافت می‌کرد. اما‌  فقط ۹۶ میلی‌متر بارش دریافت کرده است. به عبارت دیگر خراسان رضوی تاکنون ۱۰۹ میلی‌متر کمتر از شرایط نرمال بارش دریافت کرده ‌‌است.

وی ادامه داد: نکته اینجاست که بارش‌ سالانه خراسان‌رضوی نیز حدود ۲۰۸ میلی متر‌ است. به همین دلیل می‌توان گفت این استان تاکنون کمتر از نیمی از بارش‌های خود را دریافت کرده است.

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی با اشاره به اینکه استان‌های ساحلی شمال کشور نیز شرایط نگران کننده‌ای دارند، افزود: میزان بارش‌ها در گلستان منفی ۳۱ درصد ‌و در‌ گیلان و مازندران نیز حدود منفی ۲۵ درصد زیر نُرم است.

وظیفه یادآور شد: آنچه شرایط را در این استان‌ها ناگوارتر کرده این نکته است، که امسال سومین سالی است که خشکسالی بر این مناطق حاکم است. به همین دلیل برداشت آب از منابع زیرزمینی برای تامین آب شرب، کشاورزی و صنعت افزایش یافته ‌و این رویکرد سبب کاهش کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی شده است.

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی با اشاره به اینکه جمعیت قابل توجهی نیز در این استان‌ها ساکن شده‌اند، گفت: چنین شرایطی سبب می‌شود که قطعی آب شرب در این استان‌ها دور از انتظار نباشد.

وی درباره شرایط منابع آب کلانشهر تهران نیز عنوان کرد:‌ حدود ۳۰ درصد از مخازن سدهای پنجگانه تهران آب دارد.

وظیفه درباره وضعیت سد دوستی در خراسان رضوی نیز گفت: حجم آب ذخیره شده در مخزن این سد‌ به حدود ۱۰ درصد ظرفیت آن رسیده است.

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی درباره شرایط در سیستان و بلوچستان نیز بیان کرد: چاه‌ نیمه‌ها نیز حدود ۷ تا ۸ درصد آب دارند و شرایط در شمال این استان از لحاظ منابع آب بحرانی است.

بازگشت به عقب در حوزه محیط زیست  

محیط زیست در لایحه هفتم توسعه فراموش شده است

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات با اشاره به اینکه بی‌توجهی به محیط زیست را در برنامه هفتم توسعه باید بازگشت به عقب دانست، گفت: برخی از مفاد برنامه هفتم توسعه با سیاست‌های ابلاغی مغایرت دارد.

‌ دکتر هادی کیادلیری افزود: ‌در لایحه هفتم توسعه نشانی از توسعه پایدار به چشم نمی‌خورد و متن این لایحه بیشتر در راستای تولید بدون توجه به پایداری سرزمین نوشته شده است‌.

وی درباره پیامدهای این بی‌توجهی نیز گفت:‌ این بی‌توجهی ‌‌سبب می‌شود که تمام فرصت‌ها و مواهب طبیعی در آینده به بلایای طبیعی و تهدید بدل شوند.

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات تاکید کرد: برنامه هفتم توسعه علاوه بر اینکه امنیت غذایی کشور را به خطر می‌اندازد، سبب از دست رفتن استقلال کشور نیز خواهد شد.

دکتر کیادلیری با اشاره به اینکه برخی مفاد لایحه هفتم توسعه با سیاست‌های ابلاغی در حوزه محیط زیست مغایرت دارد، عنوان کرد: برای نمونه در سیاست‌های کلی منابع طبیعی ‌که قبلا ابلاغ شده‌‌، بر مهار عوامل ناپایدار تاکید شده بود. علاوه بر این در بند یازدهم ابلاغیه سیاست‌های کلی برنامه هفتم نیز ‌تحقق سیاست کلی آمایش سرزمین مطرح شده است.

وی ادامه داد: در بند هفتم سیاست‌های کلی محیط زیست ‌نیز ‌به مسائلی مانند تغییرات اقلیمی، مقابله با بیابان‌زایی، گرد و غبار، خشکسالی و شناخت پدیده های نوظهور اشاره شده بود.

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات با اشاره به اینکه برنامه هفتم توسعه نیز باید از چنین سیاست‌هایی پیروی کند، گفت: اما در‌ برنامه ‌ هفتم توسعه به این مسائل ‌توجه نشده است.

دکتر کیادلیری با اشاره به اینکه بخش ‌نهم برنامه ‌ششم توسعه به محیط زیست و منابع طبیعی اختصاص یافته بود، افزود: اما در برنامه هفتم این بخش حذف شده است. به همین دلیل می‌توان گفت ما در حوزه محیط زیست از دنیا و حتی گذشته خودمان نیز عقب افتاده‌ایم.‌

چراغ سبز به نابودی جنگل

وی با بیان اینکه یکی از عوامل نوظهور بحث ‌آتش‌سوزی جنگل و مراتع است، عنوان کرد: آتش سوزی جنگل‌ها و مراتع این روزها ‌شدت گرفته است. هرچند در برنامه ششم توسعه به این مساله پرداخته شده بود. اما به این مهم در برنامه توسعه هفتم‌ اشاره‌ای نشده است‌.

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات ادامه داد: ما در حالی شعار کاشت یک میلیون درخت را مطرح می‌کنیم که بحث غنی‌سازی و توسعه جنگل‌های مخروبه  کشور در برنامه هفتم توسعه دیده نشده است.

‌وی ادامه داد: علاوه بر این به  بحث مقابله با بیابان‌زایی  نیز در برنامه هفتم توسعه هیچ اشاره‌ای نشده‌ این درحالی است که در ‌حدود ۱۶ سال اخیر ‌حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار به وسعت اراضی بیابانی کشور افزوده شده است.

دکتر کیادلیری با اشاره به اینکه بحث تعادل دام و مرتع نیز ‌یکی دیگر از بزرگترین مشکلات کشور ماست، افزود: این مساله نیز در برنامه هفتم مغفول مانده است.‌

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات با بیان اینکه یکی از ارکان‌ پایداری سرزمین تنوع زیستی آن است، بیان کرد: در متن  برنامه هفتم توسعه به این مهم نیز هیچ اشاره‌ای نشده است.

فراهم شدن فرصت برای  جنگل‌خواری

‌وی عنوان کرد: اگر بخواهیم برنامه توسعه هفتم را با سیاست‌هایی که ابلاغ شده است، مقایسه کنیم، باید بگوییم بسیاری از مسائل مغفول مانده است و برخی از مسائل نیز با سیاست‌های ابلاغ شده مغایرت دارد. برای نمونه در برنامه هفتم اجازه برداشت درختان شکست و افتاده در حاشیه جاده‌های جنگلی داده شده است. اما براساس منابع علمی چنین رویکردی اشتباه است.

دکتر کیادلیری ادامه داد: افزون بر این در این لایحه عنوان شده که زارعت چوب در عرصه‌های جنگلی فاقد پوشش انجام شود. اما این رویکرد نیز‌  به لحاظ فنی و تکنیکی کاملا غلط است.

رئیس دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست علوم و تحقیقات در این باره توضیح داد: نباید در عرصه‌های جنگی ‌زراعت چوب انجام داد، زیرا کاشت گونه‌های سریع الرشد در اراضی جنگلی سبب طغیان آفت و بیماری خواهد شد.

وی عنوان کرد: علاوه بر این‌ زراعت چوب از سوی بخش خصوصی و مردمی انجام می‌شود و با توجه به این مساله اگر‌ عرصه‌های جنگلی فاقد پوشش در اختیار بخش خصوصی  قرار گیرد به نوعی زمینه برای ‌جنگل خواری و زمین خواری بیشتر فراهم می‌شود.

دکتر کیادلیری تاکید کرد: در ‌برنامه هفتم توسعه گفته شده که ارزیابی محیط‌زیستی برای طرح‌های توسعه‌ای جدید و بزرگ انجام خواهد شد. با توجه به این رویکرد باید پرسید، آیا طرح‌های کوچک توسعه و طرح‌های قدیمی به ارزیابی محیط زیستی نیاز ندارد؟

مهدی آیینی

مرگ یوزها روی دور تند‌   

۱۳یوزپلنگ در ۱۳ سال گذشته در محور میامی-سبزوار کشته شده است

‌امروز یک یوزپلنگ دیگر در محور ترانزیتی میامی-سبزوار کشته شد. هرچند دُم این حیوان بریده شده است. اما به نظر می‌رسد که این یوز به دلیل تصادف با خودروهای عبوری کشته شده باشد. نگران کننده‌تر اینکه با مرگ این یوز آمار مرگ و میر یوزها در ۱۳ ساله گذشته در این محور به ۱۳ یوزپلنگ رسیده است.

‌‌یوزپلنگ‌ها آسان می‌میرند، این را آمار کشته شدن یوزها در محور میامی- سبزوار ثابت می‌کند، زیرا امروز سه شنبه نیز یک یوزپلنگ در اثر تصادف با خودروهای عبوری در این منطقه کشته شد.

‌به این ترتیب می‌توان گفت در ۱۳ سال گذشته به طور میانگین هر سال یک یوزپلنگ در این محور جان خود را از دست داده است.

این آمار زمانی نگران کننده‌تر می‌شود، که بدانید آمار دقیقی از جمعیت یوزپلنگ آسیایی در دست نیست و برخی کارشناسان احتمال می‌دهند که جمعیت این گونه در کشورمان به کمتر از ۳۰ فرد رسیده است.

بهرام‌ علی ظاهری، مدیر کل محیط زیست سمنان درباره یوزپلنگی که امروز کشته شد به ما می‌گوید: این یوزپلنگ در محدوده منطقه‌ای ‌که به چاه قنات معرف است کشته شده است.

آن طور که او توضیح می‌دهد، این یوزپلنگ به دلیل تصادف با خودروهای عبوری در ‌‌ محور ترانزیتی میامی سبزوار جانش را از دست داده است.

مدیر کل محیط زیست سمنان درباره این یوزپلنگ می‌افزاید: به نظر می‌رسد که این یوز کمتر از دوسال داشته و بالغ نشده بوده است. به همین دلیل همکاران ما امشب در اطراف محل حادثه گشت‌زنی می‌کنند تا حادثه مشابهی برای یوز مادر و یا دیگر اعضای خانواده این یوز اتفاق نیفتد.

ظاهری درپاسخ به این پرسش که در چند سال گذشته چند یوزپلنگ در این منطقه به علت تصادف کشته‌ شده‌اند، به ما می‌گوید: از سال ۸۹ تا کنون حدود ۱۳ یوزپلنگ در این منطقه بر اثر تصادف تلف شده‌اند.‌

ظاهری درباره اینکه چرا دم یوزپلنگ بریده شده است، ‌نیز توضیح می‌ دهد:  هنوز مشخص نیست که چطور این اتفاق افتاده است و این احتمال وجود دارد که در اثر تصادف ایجاد شده باشد. اما باید بررسی بیشتری در این خصوص انجام شود.‌

مرگ آسان یوزپلنگ‌ها در محور میامی – سبزوار ثابت می‌کند که وعده‌های مسئولان برای نجات یوزپلنگ آسیایی از خطر انقراض تاکنون از مقام وعده فراتر نرفته است، زیرا فنس‌کشی لازم در اطراف این جاده برای پیشگیری از تصادف یوزپلنگ‌ها انجام نشده است و مسئولان  همواره از انجام این مهم با بهانه‌هایی مانند نبود بودجه شانه خالی کرده‌اند.

علاوه بر این به نظر می‌رسد آنها برای انجام اقدامات کم‌ هزینه تر نیز قدم‌های مناسبی برنداشته‌اند، زیرا دست‌کم با نصب چند دوربین کنترل سرعت می‌توان شرایطی ایجاد کرد که یوزپلنگ‌ها به آسانی قربانی جاده‌هایی نشوند که زیستگاه‌ آنها را تخریب کرده است.‌

مهدی آیینی

بالا