آخرین خبرها
خانه / گزارش (برگ 17)

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی

جازموریان خشکید؛ کارتن خوابی رویید

خشک شدن تالاب جازموریان بیش از ۲۰۰ نفر از سرپرستان خانوار حاشیه تالاب را به کارتن خواب بدل کرده است

ساکنان مجاور تالاب جازموریان، آواره شده و برای کار به جیرفت مهاجرت کرده‌اند. تعداد آوارگان بیش از ۲۰۰ نفر است که این روزها روزگارشان کم از کارتن خوابی نیست، چرا که بیشترشان در پارک جیرفت ساکن شده‌اند، اما آنچه نمود خارجی پیدا کرده، گروهی از کارگران هستند که در این پارک می‌خوابند. افراد دیگری هم هستند که با خانواده‌های خود به شمال کرمان رفته و در گلخانه‌ها و مراکزی از این دست، سکنی گزیده‌اند. فرماندار منطقه هم در واکنش به حضور کارگران در پارک جیرفت، اعلام کرده است که این کارگران درآمد دارند و به همین دلیل باید برای خود خانه بگیرند و ما نمی‌توانیم برای آنها کاری انجام دهیم. هلیل رود که رودخانه‌ای دائمی در شرق کشور بود، حالا به لطف ساخت سد جیرفت و ۴۲ بند سیمانی آبخیزداری، تبدیل به رودخانه‌ای فصلی شده است. آب این رودخانه در پشت سد جیرفت و این بندها تبخیر می‌شود. بخش دیگری هم با پمپ‌های آب غیر‌مجاز طرح طوبی به یغما می‌رود و همان اندک آب باقی مانده در طرحی که دو سال است کلید خورده، قرار است به نام شرب، برای صنایع آب بر پتروشیمی، فولاد و مس به کرمان که مردمش با تکیه بر آب قنات زندگی می‌کردند، منتقل شود. جازموریان که بستر آن در فصول کم بارش بزرگ‌ترین مرتع خاورمیانه را می‌ساخت، خشک شده و مردمی که زندگی‌شان به کشاورزی و دامپروری متکی بود، دیگر نمی‌توانند با همان سبک گذشته به زندگی خود ادامه دهند. مردم حاشیه تالاب جازموریان، کوله بار خود را بسته و به جیرفت مهاجرت کرده‌اند، اما گویا مسؤولان برای حاشیه نشینی آنها نگران نیستند. مردم جنوب کرمان که به آوارگان امروز تبدیل شده‌اند، قربانیان تبعات تغییر اقلیم و پروژه‌های بی‌حساب و کتاب انتقال آب هستند که با لابی سیاستمداران، زندگی طبیعی آنها را دچار اختلال کرده و متاسفانه صدای این مردم هم به جایی نمی‌رسد.

گزارشگران سبز:‌ تالاب جازموریان که حالا از کانون‌های مهم تولید گرد و غبار در شرق کشور است (و زمانی معصومه ابتکار رئیس وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست اعلام کرده بود منشا ۲۵ درصد گرد و غبار کشور این تالاب است)، این روزها دچار مشکل جدیدی به نام انتقال آب شده است. آب هلیل رود به تالاب جازموریان منتهی می‌شد و در سال‌های خیلی مرطوب، باتلاقی در منطقه ایجاد می‌کرد. این باتلاق محل رویش علف‌هایی بود که خوراک دام‌ها را تامین می‌کرد و در واقع، بزرگ‌ترین مرتع خاورمیانه را می‌ساخت. به دلیل شرایط طبیعی منطقه، بخش عمده‌ای از ساکنان جنوب کرمان و مجاور تالاب جازموریان دامدار یا کشاورز بودند، اما این روزها دامدارها، دام‌هایشان را به دلیل خشک شدن تالاب جازموریان فروخته‌اند.

عیسی موریان‌زاده و از شترداران منطقه برای ما توضیح می‌دهد که از پنج سال پیش شروع به فروختن دام‌های خود به خاطر تشنگی کرده است. موریان‌زاده که در گذشته ۲۰ نفر شتر داشته، بتدریج شترهایش را می‌فروشد و سال گذشته هم با فروش چهار شتر، تعداد شترهایش به پنج شتر می‌رسد. سد جیرفت را عامل بدبختی مردم منطقه معرفی می‌کند.

رضاخانی از عشایر و کشاورزان حاشیه جازموریان هم در گفت‌وگو با ما تعداد دام‌های طایفه محمد رضاخانی به عنوان یکی از طوایف ساکن در جنوب کرمان را ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار راس معرفی می‌کند، اما امروز از این تعداد دام خبری نیست.

او می‌گوید: سدسازی بی‌رویه در سرشاخه‌های هلیل رود، تالاب را خشک کرده است و نگهداری گله دیگر به صرفه نیست. خزنده‌های حاشیه تالاب به دلیل خشکسالی از بین رفته‌اند و پرندگانی که در تالاب روزگار می‌گذراندند، دیگر به این منطقه نمی‌آیند. همه چیز در حال نابودی است. بستر تالاب هم ریزگردهایی تولید می‌کند که روی علف‌ها را می‌پوشاند و دام‌ها هم با تغذیه از این علف‌های آلوده مریض می‌شوند.

آبخیزداری و سدسازی بلای جان رودخانه

خشک شدن تالاب جازموریان دامداری و کشاورزی و در واقع معیشت مردم حاشیه تالاب جازموریان را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. فرود رفعتی از فعالان محیط‌زیست درباره دلایل خشک شدن این تالاب به ما می‌گوید: آبی که به تالاب منتهی می‌شد از سرشاخه‌های اصلی رودخانه هلیل رود واقع در بافت و راور، تامین می‌شود. اما با ساخت یک سد حدود ۴۰ میلیون متر مکعب از حقابه هلیل رود در بافت، ۴۲۰ میلیون متر‌مکعب پشت سد جیرفت و ۲۴ بند سیمانی و سنگی بالادست سد، نگه داشته می‌شود.

‌ او می‌گوید: طرح طوبی که در آنها زیتون‌کاری و گردو کاری انجام شده و زمین آنها توسط ارگان‌های دولتی به کشاورزان واگذار شده است، در سرشاخه‌های هلیل رود اجرا شد. صاحبان این باغات آب رودخانه را از طریق پمپ منتقل می‌کنند. این طرح برای رودخانه حق‌آبه دار جدید ایجاد کرده است.

به گفته رفعتی هدف سد جیرفت تولید انرژی برق‌آبی بوده است، اما به دلیل پر شدن مخزن سد از رسوب و بازنشدن دریچه سد، حتی یک مگاوات هم برق در این سد تولید نمی‌شود.

آن‌طور که او می‌گوید اگر کمی آب به بستر تالاب جازموریان برسد، علاوه بر جلوگیری از گرد و غبار، بار دیگر این تالاب به بزرگ‌ترین مرتع طبیعی خاورمیانه تبدیل خواهد شد، اما سدسازی‌های بالادست هلیل رود، همراه اجرای پروژه انتقال آب به سمت کرمان، زمینه خشک شدن این تالاب را فراهم کرده است.

به گفته فعالان محیط‌زیست خشکسالی تعدادی از طوایف ساکن در حاشیه جازموریان شامل رودبار جنوب، میل فرهاد، برجک، بامری، ناروئی و غیره را مجبور به مهاجرت کرده است و حدود ۲۰۰ نفر از کارگران و کشاورزانی که مهاجرت کرده‌اند، شب‌ها را در پارک جیرفت سپری می‌کنند.

رفعتی، ادامه می‌دهد: فرماندار در واکنش به آوارگی و کارتن خوابی مردم در پارک جیرفت، اعلام کرده است که چون این افراد کار می‌کنند باید بروند خانه اجاره کنند و ما نمی‌توانیم برای آنها کاری انجام دهیم. اما کاش فرماندار درباره این افراد نظری نمی‌داد به جای این‌که چنین نظری ارائه کند.

هنوز روزهای خوشمان است

محمدحسین افشار، کنشگر دیگر محیط‌زیست منطقه کرمان نیز در گفت‌وگو با ما  شغل ۹۰ درصد مردم منطقه را کشاورزی و دامداری اعلام می‌کند و می‌افزاید: گرچه ۱۰ درصد مردم منطقه شغل خدماتی دارند اما در صورت از بین رفتن شغل کشاورزی، دیگر این مشاغل خدماتی نیز محلی از اعراب نخواهند داشت.

به گفته افشار در گذشته مردم منطقه به دو گروه مالکان بزرگ و خوانین و مالکان خرد تقسیم می‌شدند. بخشی از مردم روی زمین مالکان بزرگ کار می‌کردند و یک سوم محصول برداشت شده از زمین خوانین، به آنها تعلق می‌گرفت. به این سنت «سی یک» می‌گفتند.

او با اشاره به زاغه‌نشینی مردم به دلیل خشک شدن تالاب، از مهاجرت مردم این ناحیه به استان‌های هرمزگان، سیستان و بلوچستان، منطقه آزاد چابهار، شهرهای شمالی کرمان و حتی جیرفت خبر می‌دهد.

این کنشگر محیط‌زیست می‌گوید: در حال حاضر فقط تالاب خشک شده است. هنوز آب زیرزمینی و چشمه‌سارها را داریم. منبع آب استان، کوهستان‌های بالادست رودخانه هلیل رود است. خود منطقه بارندگی ندارد. منطقه بالادست بیشترین بارندگی را در جنوب شرق کشور دارد. حالا مسؤولان قصد دارند آب هلیل رود را به کرمان منتقل کنند که در گذشته با چند رشته قنات، آب مورد نیازش تامین می‌شد.

او عنوان می‌کند: مسؤولان قصد دارند کرمان را به قطب فولاد و صنایع مس تبدیل کنند. آنها این صنایع را در کرمانی که آب ندارد مستقر کرده‌اند در صورتی که قانونا نباید این کار را می‌کردند. حالا این صنایع پتروشیمی فولاد و مس بدون آب مانده‌اند. فقط فولاد ایرانیان سالیانه ۶۰ میلیون متر مکعب آب نیاز دارد. برنامه‌ریزان بدترین مدل را برای تامین آب کرمان انتخاب کرده‌اند. گفتند آب هلیل رود را انتقال می‌دهیم. برای دستیابی به این هدف هم بزرگ‌ترین تونل انتقال آب خاورمیانه را احداث کرده‌اند.

آن‌طور که افشار می‌گوید با این پروژه انتقال آب، اکوسیستم منطقه به هم می‌ریزد. در همین ابتدای آغاز این پروژه انتقال آب، وارد بحران شدیم. این همه آدم زاغه‌نشین شده‌اند. ۲۰۰ نفر در پارک جیرفت می‌خوابند. این جمعیت بجز افرادی هستند که در گلخانه‌ها و زمین‌های کشاورزی می‌خوابند و در آمار آواره‌ها به حساب نمی‌آید.

فشار لابی قدرت و تضییع حق کشاورزان

حسن موسی‌باغی، ‌از دیگر فعالان محیط‌زیست استان کرمان نیز در گفت‌وگو با ما از لابی قدرتمندی خبر می‌دهد که دنبال انتقال آب هلیل رود به کرمان است. او می‌گوید: هنوز موفق نشده‌ایم جلوی پروژه انتقال آب را بگیریم. یک دستور موقت دادند و جلوی کار را گرفتند، اما استانداری همین امسال هم برای انتقال آب هلیل رود، ردیف بودجه تعیین کرده است.

به گفته موسی‌باغی خشک شدن تالاب سبب شده بسیاری از کشاورزان کار خود را از دست بدهند و ناگزیر به مهاجرت شوند. آنها به جیرفت که فعلا شرایط بهتری دارد، کوچ کرده‌اند. امروز مردم منطقه رودبار، زه‌کلوت و جازموریان به سمت جیرفت آمدند، اما اگر این روند ادامه یابد و پروژه انتقال آب هلیل رود هم اجرایی شود، دو سال دیگر مردم جیرفت هم باید به سمت شهرهای شمالی‌تر کوچ کنند.

او ادامه می‌دهد: سدهای روی رودخانه هلیل رود سبب شده رودخانه از حالت دائمی خارج شود. از سد شهید تیموری راور، کانالی در حال احداث است که به راحتی دو اتومبیل از داخل آن عبور می‌کند و هدف از احداث آن، انتقال آب به کرمان است. با این تونل، آبی داخل هلیل رود باقی نمی‌ماند.

این فعال محیط‌زیست اعلام می‌کند: ساخت این تونل انتقال آب، از دو سال قبل شروع شده است. عملیات احداث پنج کیلومتر از این تونل به پایان رسیده است و به کسی اجازه بازدید از پروژه نمی‌دهند.

به گفته او جمعیت ساکن در جنوب کرمان ۸۰۰ هزار نفر است و انتقال آب هلیل رود زندگی این ۸۰۰ نفر را بشدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. زندگی مردم به کشاورزی وابسته است و از آنجا که حتی تغذیه آب‌های زیرزمینی هم به حیات هلیل رود گره خورده است، با خشک شدن رودخانه، زندگی مردم جنوب کرمان مختل خواهد شد.

لیلا مرگن

چکمه پوشان پر خطا

جنگل‌های شمال قربانی فهم نادرست از تئوری‌های علمی شده‌اند

معاون پیشین امور جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور مدعی شده است که در برخی طرح‌های جنگلداری گونه اندمیک شمشاد، به عنوان گونه مهاجم به نفع گونه‌های اقتصادی توده حذف شده است. اگر این ادعا صحیح باشد، نشان می‌دهد که این کارشناسان چکمه پوش جنگل به درستی حتی تئوری‌های جنگلداری کلاسیک را هم نیاموخته‌ است. در تئوری‌های این تفکر، صرفا گونه‌های با ارزش اقتصادی کمتر مثل توسکا و خرمندی به نفع گونه‌های با ارزش اقتصادی بیشتر مثل راش و بلوط حذف می‌شدند. از آنجا که چوب شمشاد، (در همان تفکر صرفا اقتصادی) بسیار ارزشمند است، هیچ گاه این گونه ذخیره‌گاهی به عنوان مهاجم در جنگلداری کلاسیک به حساب نمی‌آمده است. حال چطور معاون پیشین امور جنگل در یک طرح جنگلداری این گونه را به عنوان گونه مهاجم حذف کرده است؟ آیا او با همین سطح از سواد و تجربه، تدوین طرح جایگزین برای مدیریت جنگل‌های شمال در جریان تصویب طرح تنفس را به تعویق انداخته بود؟

   گزارشگران سبز:‌ بهزاد انگورج، معاون پیشین امور جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در فضای مجازی نوشت: «از بیداد زمان تعجب نکنید. گونه اندمیک شمشاد حتی در یک جنگل از طرح جنگلداری گونه مهاجم محسوب می‌شد. اما توهم گونه‌های مهاجم در این سال‌ها، نوپا و مختص جنگلداران جنگل نخوابیده است. عنوان گونه مهاجم به جز مدیریت جنگل و جنگلداری کلاسیک در جای دیگری معنا ندارد. عنوان گونه مهاجم به تمام مراحل سنی رشد یک گونه از درخت، درختچه یا بوته و یا حتی گیاه علفی در ساختار توده جنگلی داده می‌شود که امکان استقرار تجدید حیات گونه‌های اصلی تیپ یا گونه‌ای از گونه‌های همراه و یا حتی گونه‌های ذخیره گاهی را مختل می‌کند».

او که به نظر می‌رسد مفهوم حذف یک گونه به نفع گونه‌های دیگر در جنگلداری کلاسیک را هم به درستی متوجه نشده است، مدعی می‌شود با نظارت منوچهر امانی از پیشکسوتان رشته جنگل و فارغ التحصیل فرانسه (که تخصص او مدیریت جنگل‌های راش و بلوط در مناطق معتدله است)، اقدام به حذف گونه شمشاد به نفع گونه‌های دیگر کرده است!

او که همیشه چکمه پوشی را نشانه لیاقت افراد برای اظهار نظر در جنگل می‌داند، اگر کمی تئوری‌های جنگلداری کلاسیک را ورق می‌زد، می‎فهمید که بر اساس آنچه در جزوات رشته جنگلداری آمده است، در دخالت درون یک توده، گونه‌های با ارزش اقتصادی کمتر، به نفع گونه‌های اصلی تیپ که در جنگل‌های شمال کشور راش و بلوط است، حذف می‌شدند. گونه‌های با ارزش اقتصادی کمتر در این جنگل‌ها خرمندی و توسکا به حساب می‌آیند. شمشاد که یک گونه سایه پسند است و عموما در ارتفاعات پایین و مناطق جلگه‌ای و حداکثر تا ارتفاع ۱۲۰۰ متر گسترش دارد، این گونه نه تنها به حدی پراکنده نیست که نیاز به حذف آن باشد، بلکه ارزش اقتصادی آن هم به میزانی است که از نظر اقتصادی، حذف چنین گونه‌ای به نفع راش یا بلوط، فاقد صرفه اقتصادی است. در ضمن شمشاد گونه‌ای ذخیره‌گاهی است و به استناد نوشته انگورج باید حفظ شود.

کل سطح تحت پوشش شمشاد در جنگل‌های ایران حدود ۷۶ هزار هکتار است. هر گاه بدانیم که سطح جنگل‌های شمال کشور دو میلیون هکتار است، رویشگاه‌های شمشاد چهار درصد عرصه‌های جنگلی شمال را هم اشغال نمی‌کنند. بخش عمده‌ای از رویشگاه‌های شمشاد هم جزء مناطق حفاظت شده است. کاش معاون سابق چکمه پوش امور جنگل سازمان جنگل‌ها پاسخ دهند که در کدام طرح جنگلداری، گونه شمشاد با این سطح پراکنش محدود، به نفع سایر گونه‌ها حذف شده است؟

نزدیکان منوچهر امانی و کسانی که آشنایی با شیوه تصمیمات او برای مدیریت عرصه‌های جنگلی دارند هم ادعای انگورج را رد می‌کنند و معتقدند که این ادعا صحیح نیست. اگر هم معاون سابق در طرح جنگلداری شمشادی را به نفع سایر گونه‌ها حذف کرده است، احتمالا در غیاب امانی و بدون اطلاع او بوده است.

معاون پیشین امور جنگل که چکمه پوشی را موهبت برای خود تلقی می‌کند، به نظر می‌رسد بدیهی‌ترین اصول علم جنگلداری در شیوه کلاسیک را به درستی نیاموخته است. به این ترتیب از چنین فردی می‌توان انتظار داشت که روش‌های بسیار پیچیده‌تر مدیریت جنگل یعنی جنگلداری همگام با طبیعت اطلاع کافی داشته باشد؟ او درست در همان روزهایی که تلاش زیادی برای تصویب طرح تنفس انجام می‌شد، بر مسند معاونت امور جنگل تکیه زده بود و تمام جلسات تدوین طرح جایگزین برای مدیریت جنگل‌های شمال کشور، زیر نظر او تدوین می‌شد. آیا چنین فردی صلاحیت سکان‌داری برای جریانی مهم که شیوه مدیریت جنگل‌های شمال را پیچیده‌تر می‌کرد، داشت؟ چرا در زمان مدیریت او در سازمان جنگل‌ها، هیچ گاه خروجی جلساتی که برای طرح جایگزین برگزار شده بود، به اطلاع افکار عمومی نرسید و چرا طرح جایگزین برای جنگل تعریف نشد؟ این سئوالات و سئوالات بی شمار دیگر درباره دوران مدیریت بهزاد انگورج بدون پاسخ باقی مانده است اما از آنجا که متاسفانه در ایران مدیران پاسخگوی عملکردهای خود نیستند و نهادهای نظارتی به چنین مسایلی ورود نمی‌کنند، هیچ کس پاسخگوی کم کاری‌های ناشی از کارشکنی این مدیر چکمه پوش که از تغییر هراسان بود، نیست. هزینه هراس‌های انگورج را هم متاسفانه ملت از جیب خود و با پول نفت پرداخت می‌کنند.

لیلا مرگن

 

انتخابات انجمن جنگلبانی برگزار نشد

 
تنها تشکل تخصصی بخش جنگل باز هم بلاتکلیف باقی ماند

گزارشگران سبز: انتخابات انجمن جنگلبانی به دلیل حضور نیافتن موثر اعضا و به حد نصاب نرسیدن جمعیت حاضر در مجمع عمومی، به زمان دیگری موکول شد.

امروز قرار بود که مجمع انجمن جنگلبانی ایران برگزار شود و پس از آن این تشکل با برگزاری انتخابات، هیات مدیره جدید خود را شناسایی کند اما به دلیل حضور نیافتن اعضا، باز هم این تشکیلات بلاتکلیف باقی ماند. براساس اساسنامه انجمن جنگلبانی، باید برای برگزاری انتخابات و مجمع، نیمی از اعضای این تشکل در محل برگزاری مجمع حضور یابند. اگر به دلیل حضور نیافتن افراد جمعیت حاضر به حد نصاب نرسد، جلسه بعدی مجمع و انتخابات با حضور هر تعداد عضو قابل برگزاری است.

در جلسه امروز مجمع انجمن جنگلبانی حدود ۳۷ عضو حضور یافتند که با توجه به وکالت‌هایی که این اعضا در اختیار داشتند، می توان گفت ‌ حدود ۶۰ عضو در این برنامه حضور داشتند. در حالی که دست کم باید ۱۳۰ عضو در محل برگزاری مجمع و انتخابات حاضر می‌شدند.

انتخابات دور قبل انجمن جنگلبانی ایران که ۹ خرداد ماه سال ۹۵ با حضور گسترده اعضا برگزار شده بود، پس از اعتراض برخی اعضا و نامه نگاری با وزارت علوم، با این گمانه که در این انتخابات تبانی شده است، به حاشیه کشیده شد.بنابراین هیات مدیره‌ای که با رای اعضا انتخاب شده بود، نتوانست کار خود را آغاز کند.

در انتخابات خرداد ماه سال ۹۵، هادی کیادلیری و باریس مجنونیان که بیش از دو دوره در هیات مدیره انجمن جنگل‌بانی فعالیت داشتند، برای ادامه حضور در هیات مدیره نیاز دو سوم آرا داشتند. کیادلیری با یک رای کمتر و مجنونیان با دو رای کمتر از حد نصاب تعیین شده، در این انتخابات کنار گذاشته شدند و آقایان اخوان، پورمقدم، شامخی، غیبی و گنجی به عنوان اعضای هیات مدیره انجمن انتخاب شدند اما کمی پس از برگزاری انتخابات و بعد از برگزاری اولین نشست داخلی اعضای هیات مدیره جدید به منظور تعیین رئیسی جدید برای این مجموعه، زمزمه‎هایی درباره تخلف در انتخابات انجمن به گوش رسید. سرانجام این زمزمه‌ها با نامه‌نگاری و پیگیری دو تن از اعضای هیات علمی دانشگاه تهران، به واقعیت تبدیل شد و انتخابات انجمن با این توجیه که باید ۶۰ درصد از کاندیدهای عضویت در هیات مدیره، حتماعضو هیات علمی دانشگاه باشند، باطل اعلام شد. ادعایی که البته با پیگیری‌های بعدی مشخص شد که جزء بندهای اساسنامه نیست و بنابراین درباره انجمن جنگلبانی ایران صدق نمی‌کند. ابطال انتخابات سال ۹۵ سبب شد که همچنان سکان انجمن جنگلبانی در دست هیات مدیره قبلی باقی بماند تا با برگزاری انتخابات جدید، هیات مدیره تازه نفس جایگزین تیم قبلی شود. اما باز هم به دلیل عدم مشارکت فعال اعضای انجمن در مجمع امروز، همچنان هیات مدیره قبلی به کار خود ادامه خواهد داد.

طبق قوانین مربوط به انجمن‌های علمی، اگر مجمع این انجمن‌ها در زمان به حد نصاب نرسد، مجمع بعدی می‌تواند ۲۰ روز پس از برگزاری مجمع ناکام، با حضور هر تعداد عضو برگزار و سرنوشت آن تشکل را رقم بزند.

لیلا مرگن

شبح زنده‌گیری روی سر یوز

قرار است در فاز سوم پروژه احیای یوزپلنگ آسیایی تعدادی یوز ‌برای تشکیل بانک اسپرم زنده‌گیری شود

جامعه

    گزارشگران سبز:‌ هنوز زنده‌گیری مرگبار گورها فراموش نشده که طرح  زنده‌گیری یوزها فعالان محیط زیست را نگران کرده است؛ در آستانه نهایی شدن سومین سند پروژه احیای نسل یوزپلنگ آسیایی ‌به از سازمان حفاظت محیط زیست می‌رسد که قرار است بانک اسپرم با استفاده از یوزپلنگ‌های موجود در طبیعت و زنده‌گیری آنها تشکیل شود. ‌با توجه به این‌که محیط زیست در زنده‌گیری حیات وحش چندان خوش‌سابقه و خوشنام نیست، این نگرانی وجود دارد که  ‌۴۰ قلاده باقیمانده  یوزپلنگ آسیایی در سومین گام پروژه حفاظت از یوز آسیایی و به دلیل زنده‌گیری ‌‌ناموفق مانند شیر و ببر ایرانی به خاطره بدل شود‌.

نفس جمعیت سریع‌ترین گربه‌سان جهان به شماره افتاده است. در کل دنیا، از زیرگونه یوزپلنگ آسیایی ۴۰ یوز باقی مانده  که در زیستگاه‌های نسبتا ناامن ایران زندگی می‌کنند. در شرایطی که پروژه تکثیر در اسارت کوشکی و دلبر که از سه سال پیش تاکنون در پارک پردیسان به‌سر می‌برند راه به جایی نبرده خیلی از کارشناسان نگران عقیم شدن این پروژه در کشور هستند. مجید خرازیان‌مقدم، مدیرکل دفتر تنوع زیستی و حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست در این باره گفته‌ دلبر یوزپلنگ ماده پردیسان به دلیل این‌که یک بار جنین خود را سقط کرده دیگر امکان بارداری طبیعی ندارد و ایران، دیگر یوزپلنگ ماده در قفس هم هنوز به سن بلوغ نرسیده است.

یک اعتراف تلخ

امید معماریان، دامپزشکی که با پارک پردیسان همکاری دارد در گفت‌وگو با ما تایید می‌کند که دیگر از کوشکی و دلبر به طور طبیعی نمی‌توانیم بچه داشته باشیم، زیرا دلبر یک بار جفت‌گیری طبیعی داشته و بعد از ۴۵ روز جنین خود را سقط کرده است. پس از آن حیوان دچار بیماری عفونی می‌شود و تحت مداوای طولانی قرار می‌گیرد تا وضعیت عمومی‌اش بهبود یابد. بنابراین  به نظر می‌رسد که جفت‌گیری طبیعی برای این یوزپلنگ امکان نداشته باشد و باید از روش‌های دیگری برای تکثیر آن در اسارت استفاده کرد.

به گفته او، پس از جفت‌گیری طبیعی روش‌های دیگری نظیر تلقیح مصنوعی، لقاح خارج رحمی و انتقال جنین به بدن دلبر ممکن است پله پله رخ دهد. هر مرحله که بگذرد، انجام کار سخت‌تر و امکان موفقیت درباره دلبر کمتر می‌شود. ضمن آن‌که هزینه بارورسازی این یوزپلنگ افزایش یافته و امکانات بیشتری در این رابطه نیاز هست. همین‌طور خطر برای والد افزایش می‌یابد.

آن طور که این دامپزشک اعلام می‌کند: آلمانی‌ها درباره تکثیر یوزپلنگ در اسارت به ایران مشاوره می‌دهند و مکاتبات مختلفی با دو موسسه آلمانی برای استفاده از تجربیات آنها انجام می‌شود.

یوزپلنگ ماده دیگری که در پارک پردیسان در اسارت زندگی می‌کند و ایران نام دارد، به گفته معماریان هنوز به سن بلوغ نرسیده است اما امکان جفت‌گیری طبیعی برای این حیوان وجود دارد. باید کمی بالغ‌تر شود تا ببینند که آیا امکان زاد و ولد طبیعی برایش وجود دارد یا نه. پس یک سال و نیم دیگر باید صبر کنیم.

برای بارورسازی دلبر به روش‌های غیرطبیعی هم این دامپزشک پارک پردیسان، به ذخیره‌سازی اسپرم‌های کوشکی و یوزپلنگ دیگری که تلف شد و هیراد نام داشت، اشاره می‌کند اما یادآوری می‌کند: برای تکثیر در اسارت دلبر حتما به اسپرم یوزپلنگ‌های دیگر که در محیط طبیعی زندگی می‌کنند هم نیاز داریم.

معماریان از ارائه طرحی به سازمان حفاظت محیط زیست خبر می‌دهد که بر اساس آن با زنده‌گیری یوزپلنگ‎‌های آزاد و بیهوش کردن آنها، از این حیوانات اسپرم‌گیری می‌شود. البته اجرای این طرح را منوط به صدور مجوز از سوی ظهرابی معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام می‌کند زیرا باید اجازه بیهوشی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست صادر شود که فعلا این مجوز صادر نشده است.

تکرار مرده‌گیری

سازمان حفاظت محیط زیست چندان در زنده‌گیری حیات‌وحش خوشنام نیست. میزان موفقیت کارشناسان این سازمان در زنده‌گیری زیاد نیست و اگرچه در سایر نقاط جهانی درصدی از خطا را در این عملیات می‌پذیرند اما کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست در زنده‌گیری گورخرهایی که قرار بود از توران به پارک ملی کویر منتقل کنند، ۵۰ درصد جمعیت گله ده راسی را به کشتن دادند. طبیعی است اگر قرار باشد کار زنده‌گیری یوزپلنگ‌هایی که فقط ۴۰ قلاده از آنها در طبیعت مانده را به چنین کارشناسانی بسپاریم، این نگرانی ایجاد خواهد شد که به دلیل خطای کارشناسی، نسل یوزپلنگ با سرعت بسیار زیادی در سومین فاز از اجرای پروژه احیای این‌گونه منقرض شود و دیگر فرصت نداشته باشیم که فاز چهارمی برای احیای جمعیت این گربه‌سان اجرا کنیم. این نگرانی‌ای است که مرتضی اسلامی، عضو هیات‌مدیره انجمن یوزپلنگ ایرانی هم در گفت‌وگو با ما  آن را تایید می‌کند. به گفته او اگر می‌خواهیم یوزپلنگ را زنده‌گیری کنیم، حتما باید به فردی بدهیم که تجربه این کار را دارد. در غیر این صورت منجر به مرگ جانور می‌شود.

او درباره وقایع اخیر و ناموفق بودن زنده‌گیری حیات وحش نیز می‌گوید: به لحاظ دامپزشکی و دارویی در کشور خیلی مشکل نداریم و با ارتباطات بین‌المللی، داروها قابل تامین است. آنچه امروز زنده‌گیری‌های سازمان محیط زیست را با مشکلات و عدم موفقیت همراه کرده است، رعایت نکردن پروتکل زنده‌گیری است.

اسلامی ادامه می‌دهد: اتفاقاتی که اخیرا شاهد بودیم به خاطر مشکلات دارویی نبود. به خاطر رعایت نکردن حداقل پروتکل‌های زنده‌گیری بود. برای زنده‌گیری، بیهوشی و جابه‌جایی جانواران یکسری پروتکل‌های کلی وجود دارد که برای همه گونه‌ها یکسان است و یکسری پروتکل‌های اختصاصی هم هست که برای هر گونه فرق می‌کند. به عنوان مثال دوز دارویی و غیره در جابه‌جایی برای هر حیوان متفاوت است.

به اعتقاد عضو هیات‌مدیره انجمن یوز ما دانش اجرای پروتکل‌ها در کشور را داریم اما، افراد کمی هستند که این سواد را به شکل حرفه‌ای دارند.

او یادآور می‌شود: لزوما کسی که می‌تواند حیوان را بیهوش کند، نمی‌تواند آن را جابه‌جا کند. بیهوش کردن یک داستان است و پروتکل‌های مربوط به جابه‌جایی یک داستان دیگر است. اینها جزئیاتی است که افراد کمی در ایران به آن اشراف دارند ولی از این دست افراد در کشور وجود دارد.

اسپرم‌گیری ضروری است

اسلامی درباره لزوم اسپرم‌گیری از یوزپلنگ‌هایی که در محیط طبیعی زندگی می‌کنند، با توجه به ریسک بالای زنده‌گیری در ایران نیز عنوان می‌کند: بحث حفاظتی دو بعد دارد. یک بعد حفاظتی و اکولوژیک است و بعد دیگر دامپزشکی است.

او اضافه می‌کند: در بحث حفاظتی و اکولوژی به‌طور قطع باید از یوزهای وحشی اسپرم‌گیری کنیم. روند جمعیتی این گونه رو به کاهش است و ما در مورد زیرگونه‌ای صحبت می‌کنیم که کمتر از ۴۰ قلاده از آن در کل دنیا مانده است. هیچ ضمانتی وجود ندارد که هر کدام از این ۴۰ فرد تا چه زمانی زنده می‌مانند.

عضو هیات‌مدیره انجمن یوز می‌گوید: سال‌های قبل هشدار دادیم که در زیستگاه‌های جنوبی، روند کاهش جمعیت وجود دارد. ماده‌ها از بین رفته‌اند. در آن مقطع از طرف سازمان حفاظت محیط زیست و پروژه یوز این هشدار جدی گرفته نشد. حالا از‌ آن جمعیت فقط دو یوز نر باقی مانده است که فقط از آنها باید عکسبرداری شود. بنابراین به‌طور قطع باید از این یوزپلنگ‌ها اسپرم‌گیری شود تا ذخیره ژنتیکی داشته باشیم. او ادامه می‌دهد: اسپرم‌ها را باید نگهداری کرد تا در تکثیر در اسارت استفاده شود.

اسلامی به این نکته هم اشاره می‌کند: بحث تکثیر در اسارت کمکی به احیای جمعیت وحشی نمی‌کند، اما در شرایطی هستیم که هر کاری با هر میزانی از احتمال موفقیت را باید حفظ کنیم؛ زیرا همین کارها آخرین شانس‌های یوزپلنگ آسیایی است.

طرح تکثیر در اسارت کمکی به احیای یوزپلنگ نمی‌کند، اما از آنجا که به گفته عضو هیات مدیره انجمن یوز آخرین شانس‌ها برای بقای این حیوان است، این مساله در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است.

اعتبار نامشخص فاز سوم پروژه احیای یوز آسیایی

‌ رجبعلی کارگر، مسؤول پروژه یوز به ما می‌گوید: در فاز سوم پروژه احیای یوزپلنگ آسیایی، تکثیر در اسارت جزو برنامه‌های اصلی ماست و روی دلبر و کوشکی کار می‌کنیم.

او درباره نحوه پرداخت اعتبار از سوی سازمان ملل برای این پروژه عنوان می‌کند: هنوز سازمان ملل یا محیط زیست تفاهم‌نامه‌ای در این باره امضا نکرده‌اند که میزان اعتبارات مشخص شود. شاخه عمران ملل متحد (UNDP) نهایت همکاری را با ما کرده است. خیلی هم تمایل دارد که پروژه ادامه پیدا کند اما این‌که اعتبار تخصیص داده شود یا تعیین کرده باشند که این اعتبار چقدر است، هنوز مشخص نیست .

به گفته کارگر سازمان حفاظت محیط زیست یک سند پنج ساله برای همکاری با سازمان ملل و سایر کارشناسان و دست‌اندرکاران و سمن‌های این حوزه تدوین کرده است. به محض این‌که تفاهم‌نامه‌ای بین محیط زیست و سازمان ملل منعقد شود، سهم سازمان محیط زیست، سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی که برای همکاری اعلام آمادگی کرده‌اند، در این تفاهم‌نامه مشخص خواهد شد.

او میزان اعتبار پیش‌بینی شده برای فاز سوم پروژه احیای یوزپلنگ آسیایی را بیش از حدود سه میلیون دلار اعلام می‌کند و درباره راهکارهای تکثیر در اسارت یوزپلنگ بیان می‌کند: ما با تمام روش‌هایی که کمترین آسیب را به حیوان برساند، وارد عمل خواهیم شد. تکثیر به روش طبیعی بسیار سخت است و در دنیا هم نتوانسته‌اند از این روش تکثیر استفاده کرده و جمعیت در اسارت را افزایش دهند.

                                                                                                                               لیلا مرگن

‌طرح‌های گور به گوری


 گزارشگران سبزبه بهانه مرگ ۵گورخر در حین عملیات انتقال از مرگ آسان حیات وحش در طرح های انتقال و زنده گیری گزارش می دهد

تنها گورخر نر موجود در گله‌‎ای که قرار بود نسل گورخرها را در پارک ملی کویر احیا کند، در جریان نقل و انتقال گروهی ۱۰ ‌تلف شد تا پروژه احیای نسل این ‌گونه عقیم شود. این نخستین باری نیست که پرونده احیای نسل یک گونه، با مرگ حیات وحش به پایان می‌رسد. در سال ۸۸ هم احیای ببر مازندران به دلیل اشتباه در نحوه نگهداری از ببرهای سیبری وارداتی منجر به مرگ حیوان شد. ‌ سازمان حفاظت ‌محیط زیست در استفاده از سلاح بیهوشی چندان خوشنام نیست. حدود یکسال گذشته دست کم یک ‌ پلنگ و یک ‌ خرس قهوه‌ای نیز در جریان استفاده از سلاح بیهوشی کشته شدند. حالا که بعد از سه دهه مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست تصمیم به احیای نسل گور در پارک ملی توران گرفتند، باز هم استفاده از سلاح بیهوشی دردسرساز شده است. این بار در نتیجه استفاده ازاین سلاح در جریان نقل و انتقال گورهای ایرانی از توران به پارک ملی کویر ۵۰ درصد گله منتقل شده تلف شدند.‌شکست دیگری درمحیط زیست کشور رقم خورد شکستی که با حضور دو دامپزشک در تیم منتقل کننده گورخرها اتفاق افتاد و منجر به عزل معاون محیط طبیعی محیط زیست استان سمنان به عنوان یکی از دامپزشکان مسئول پروژه شد. ‌

گورخر ها هر روز به انقراض نزدیکتر می شوند این را عملیات مرگبار زنده گیری که اخیرا اتفاق افتاد نیز تایید می کند، یکی از زیستگاه‌های مهم گورخر ایرانی پارک ملی کویر است مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست قصد داشتند که این گونه بار دیگر بعد از سه دهه به این زیستگاه معرفی کنند. به همین دلیل تلاش کردند گله‌ای ۱۰ راسی از گورخرهای سایت علمی و تحقیقاتی توران را به پارک ملی کویر منتقل کنند.

پس از عملیات زنده‌گیری، عباسعلی دامنگیر مدیر کل محیط زیست استان سمنان میزان موفقیت پروژه را ۷۰ درصد اعلام کرد‌‌و از احیای نسل گورخرها در پارک ملی کویر بعد از ۳۳ سال خبر داد آن طور که او گفت ‌اگر این حیوانات از طریق حمل و نقل هوایی منتقل می‌شدند، موفقیت پروژه تا ۹۰ درصد افزایش می‌یافت. اما چند روز بعد از اعلام خبر احیای نسل گورخر در پارک ملی کویر، مشخص شد که پنج راس از ۱۰ راس گورخرهای گله (که یکی از آنها تنها گورخر نر این جمعیت بود)، در جریان نقل و انتقالات تلف شدند.

 مجید خرازیان مقدم مدیر کل دفتر حیات وحش، آبزیان آبهای داخلی سازمان حفاظت محیط زیست درباره تلف شدن این پنج راس گورخر به رسانه‌‎ها گفت: یک راس گورخر در ابتدای عملیات تلف شد، دو راس دیگر در حین انتقال به پارک ملی کویر تلف شدند، پس از عملیات زنده گیری دو راس دیگر نیز تلف شدند، یعنی از ۱۰ راس، ۵ راس گورخر تلف شد. علت مرگ در دست بررسی است.

همه طرح‌های مرگ

این نخستن بار نیست که طرح‌های احیای یک جمعیت در سازمان حفاظت محیط زیست منجر به مرگ موجودات زنده می‌شود. این نکته‌ای است که علی محمد شاعری ،نماینده کنونی مجلس و معاون پیشین سازمان حفاظت محیط زیست هم به آن اشاره می‌ کند. شاعری اگرچه معتقد است که سازمان حفاظت محیط زیست تلاش می‌کند طرح‌های خود را به صورت کارشناسی انجام دهد اما نافرجام بودن طرح احیای ببر مازندران را که منجر به مرگ شیرهای باغ وحش‌ ‌ ارم شد   نشانه‌ای از ضعف عملکرد در سازمان حفاظت محیط زیست می داند.

آن طور که  او می‌گوید‌ در بایگانی سازمان محیط زیست طرح‌های زیادی برای نجات گونه‌های جانوری وجود دارد اما این طرح‌ها به فراموشی سپرده می‌شود و هر مدیری برنامه‌های خاص خود را دارد.

با توجه به نکاتی که شاعری به آن اشاره می کند می توان گفت با اینکه برای گونه های مختلف طرح های نجات نوشته شده است اما مدیران تمایل دارند این طرح ها را دوباره ارائه کنند به همین دلیل به نظر می رسد به این شکل حیات خلوتی ایجاد می شود که عده ای از آن سود می برند.

 به گفته او نجات یوزپلنگ آسیایی از آن دست طرح‌هایی است که باید در آن تجدیدنظر شود تا نسل یوزپلنگ که به زیر ۵۰ قلاده رسیده است، منقرض نشود و تجربه انقراض شیر و ببر در کشور تکرار نشود.

اگرچه درصدی از تلفات در عملیات زنده‌گیری پذیرفتنی است اما خطاهای سازمان حفاظت محیط زیست در زنده‌گیری به نظر غیر عادی می‌آید. با وجودی که تفنگ بیهوشی در سراسر کشور توزیع شده است، گویا نحوه کار با این تفنگ به پرسنل به درستی آموزش داده نشده است زیرا استفاده از این ابزار منجر به مرگ حیات وحش می‌شود. ۱۱ مهر امسال علمیات زنده‌گیری پلنگی که به روستای قلعه بالای شاهرود پناه برده بود، منجر به مرگ حیوان شد. ۲۱ شهریور سال گذشته نیز یک خرس قهوه‌ای در روستای ترجنلی گالیکش واقع در استان گلستان پس از استفاده از تفنگ بیهوشی کشته شد.

نخستین تجربه

آیا وجود تلفات در جریان عملیات زنده‌گیری در همه جای دنیا مرسوم است و ۵۰ درصد تلفات کمی غیر عادی نیست؟ هوشنگ ضیایی کارشناس حیات وحش در گفت‌وگو با ما در این رابطه می‌گوید: این میزان تلفات طبیعی نیست اما حدود ۲۰ درصد تلفات در عملیات انتقال متداول است. در پروژه انتقال گور به پارک ملی کویر میزان تلفات زیاد بوده است اما تقریبا این عملیات اولین تجربه با بی‌هوشی کشور در انتقال گورخر است.

‌او با اشاره به اینکه انتقال گوزن کاری بسیار ساده‌تر نسبت به انتقال گور است، همواره ایستاده بودن گورخر را عاملی می‌داند که کار نقل و انتقال را با مشکل مواجه می‌کند. اظهار نظر قطعی درباره دلیل مرگ پنج راس گور را هم به اعلام نتایج کالبدگشایی توسط دامپزشکی موکول می‌کند.

ضیایی با تاکید بر اینکه اعضای پروژه قصد کشتن حیوانات را نداشتند و فقط می‌خواستند نسل گور را احیا کنند، از وجود ۲۰۰ گور در گذشته پارک ملی کویر خبر می‌دهد که به دلیل شکار بیش از حد و اشغتال زیستگاه و آبشخورها توسط دامداران از بین رفته‌اند.

او یادآور می‌شود: در حال حاضر پارک ملی کویر قابلیت پذیرش گور را دارد. باید این گونه را در آنجا رهاسازی و جمعیتش را احیا کرد. هدف احیای گور در این زیستگاه هدفی عالی است که نباید با تلفات نخستین تجربه انتقال، به فراموشی سپرده شود بلکه باید چند گور دیگر از مکان‌های متفاوت مثل یزد به این منطقه منتقل شوند و جایگزین گورهای از بین رفته شوند تا تعداد گله به ۱۰ راس یا بیشتر برسد و بتوانیم نسل گور را احیا کنیم.

تکثیر در اسارت گام مهمی در جلوگیری از انقراض

مسئولان سمنان در حالی از احیای گور در پارک ملی توران به رسانه‌ها خبر دادند که تنها نر گله تلف شده بود. اما آیا به صرف انتقال یک گونه به زیستگاه جدید، می‌توان چنین تصور کرد که نسل آن گونه احیا شده است؟ باقر نظامی به عنوان کارشناس حیات وحش به ما می‌گوید: وقتی نسل حیوانی در معرض خطر انقراض قرار می‌گیرد، نیاز به اقدامات اضطراری داریم. تهیه بانک اسپرم، بانک تخمک و تکثیر در اسارت از جمله اقدامات اضطراری برای تمام گونه‌های در معرض خطر انقراض است.

او سخنان خود را با ذکر دو مثال از ایران و روسیه ادامه می‌دهد: نسل پلنگ آمور به عنوان کمیاب‌ترین گربه سان دنیا در معرض خطر بود و جمعیت این گونه حتی از یوزپلنگ‌های ایران هم کمتر بود. در حال حاضر روسیه ۳۰۰ قلاده پلنگ آمور را در قفس پرورش داده است. در حالی که جمعیت این گونه در طبیعت ۴۲ تا ۴۳ قلاده است.

نظامی عنوان می‌کند: گوزن زرد هم در سال ۱۳۲۳، نسلش کاملا منقرض شد و انقراض اکولوژیک برای این گونه رخ داد. چند راس از این حیوان به باغ وحشی در آلمان منتقل شد و بعدها با انتقال ۶ گوزن زرد از باغ وحش آلمان به ایران توانستیم نسل این گونه را از بحران انقراض خارج کنیم. امروز، ۷۰۰ گوزن زرد در ایران داریم.

به گفته او انقراض اکولوژیک وقتی رخ می‌دهد که تعداد انگشت شماری از یک گونه در طبیعت باقی بماند به نحوی که این جمعیت کارایی و عملکردی به لحاظ اکولوژیکی در طبیعت نداشته باشند. انقراض اصلی هم وقتی است که حتی در اسارت هم از این گونه وجود نداشته باشد.

او تاکید می‌کند: وضعیت جمعیت گور بحرانی است و انتقال این گونه به پارک ملی کویر به عنوان یکی از معدود زیستگاه‌های امن ایران، می‌تواند در تکثیر گور بسیار موثر باشد.

او سوء‌ مدیریت در پروژه انتقال گورها را هم رد نمی‌کند و می‌گوید: اتفاقی که برای گور در پارک ملی کویر با انتقال یک گله به این پارک رخ می‌دهد، معرفی مجدد این گونه به زیستگاه است که می‌تواند منجر به افزایش ضریب حفاظتی پارک ملی کویر، تعداد محیط بانان، ایجاد اشتغال و حتی ایجاد انگیزه برای محیط بانان موجود در این منطقه باشد.

آن طور که از شواهد پیداست، پروژه احیای گور در پارک ملی کویر با حذف تنها نر گله عقیم مانده است و باید بار دیگر مسئولان برای انتقال گورخر نر از سایر سایت‌ها وارد عمل شوند. انتقال گور با استفاده از روش بیهوشی هم نخستین تجربه کشور در این رابطه بوده است اما یکی از دو دامپزشکی که با آزمون و خطای زیاد یک گله ۱۰ راسی را به پارک ملی کویر منتقل کرده است، (یعنی زاهدی معاون محیط طبیعی محیط زیست سمنان) در پی عذرخواهی عباسعلی دامنگیر، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان از مردم و فعالان محیط زیست، از سمت خود به دلیل کوتاهی در پروژه عزل شد. آیا پس از این عزل، تجربیات حاصل از خطای قبلی در مکانی برای استفاده در پروژه‌‎های بعدی ثبت و نگهداری خواهد شد؟


                                                                                                                  لیلا مرگن


 





تیغ سیاست زیر گلوی جنگل

یکی از نمایندگان مجلس به دنبال برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل است


   گزارشگران سبز: علی محمد شاعری نماینده بهشهر، نکا و گلوگاه و عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی دست به قلم شده و از وزیر جهاد کشاورزی درخواست کرده است که مجوز خروج درختان شکسته و افتاده از جنگل صادر شود. این در حالی است که کارشناسان حجم درختان شکسته و افتاده از جنگل را به حدی نمی‌دانند که بهره‌برداری از آنها مقرون به صرفه از نظر اقتصادی باشد. کارشناسان نگرانند که امضای وزیر پای نامه شاعری، بهانه‌ای شود برای اینکه به جنگل آسیب بیشتری وارد شود. هرچند انجام برش‌های بهداشتی و خروج درختان شکسته و افتاده‌ای که بیش از حد طبیعی در جنگل حضور دارند، از نگاه کارشناسی امری ضروری است اما مداخله یک شخصیت سیاسی در امور تخصصی به حاشیه ها دامن می زند.

   نامه‌ای در فضای مجازی دست به دست می‌شود که در آن علی محمد شاعری عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی خطاب به وزیر جهاد کشاورزی درخواست کرده است که درختان شکسته و افتاده از جنگل خارج شود. توقف بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های شمال کشور در جریان تصویب برنامه ششم توسعه، به قانون تبدیل شد. به موجب این قانون، خروج هر گونه درخت از جنگل تحت هر عنوانی ممنوع اعلام شد. در ماه‌های نخستین تصویب طرح تنفس، شاعری که امروز دست به قلم می‌شود که مصوبه مجلس را با خروج درختان شکسته و افتاده نقض کند، خود را یکی از مهره‌های اصلی برای تصویب این طرح در مجلس معرفی می‌کرد. شاعری همان روزها که هنوز رئیس کمیسیون کشاورزی بود، در مراسم هفته منابع طبیعی ۱۶ اسفند ۹۵، درست چند هفته بعد از نهایی شدن قانون تنفس در مجلس، در جمع کارکنان سازمان جنگل‌ها اعلام کرد: « برای تصویب طرح تنفس فشار زیادی روی مجلس بود و حتی یکی از کارکنان نکا چوب اعلام کرد در صورت تصویب این طرح، مردم مقابل ستاد انتخاباتیم تجمع خواهند کرد، اما تهدیدها را به جان خریدم». او در این جلسه گفت: از ابتدا اعتقاد نداشتم که در سطح محدود جنگل‌های شمال می‌توان بهره‌برداری صنعتی انجام داد. هرچه در زمان حضور در سازمان جنگل‌ها به این مسئله تاکید می‌کردم، کارشناسان توجهی نمی‌کردند و به رویه خود که مبتنی بر بهره‌برداری از جنگل بود، ادامه دادند.

شائبه سیاسی‌کاری

یکی از پست‌های شاعری در زمان حضور در سازمان جنگل‌ها، پست مدیر کل اداره روابط عمومی این سازمان بوده است. او که احتمالا با حضور در روابط عمومی اصول و قواعد جریان سازی‌های خبری را خوب می‌شناسد، در روزهای نخستین تصویب طرح تنفس، دم از حمایت همه جانبه از این طرح می‌زد و حالا که وزیر جهاد کشاورزی زیر تیغ استیضاح نمایندگان مجلس قرار دارد و ۲۳ نفر از نمایندگان قصد دارند که او را به صحن علنی مجلس بکشانند تا پاسخگوی عملکردش باشد-و البته یک سالی هم تا انتخابات بعدی مجلس باقی مانده است-، دست به قلم شده و از وزیر جهاد کشاورزی درخواست کرده است که مجوز برداشت درختان شکسته و افتاده را صادر کند. وزیری که بلافاصله بعد از تصویب طرح تنفس با وجود آنکه قانون اجازه برداشت از عرصه‌های جنگلی به مدت سه سال ابتدای تدوین طرح را می‌داد، به رئیس وقت سازمان جنگل‌ها یعنی خدا کرم جلالی دستور داد که همه قراردادهای مربوط به طرح‌های جنگلداری را فسخ کند، حالا به یکباره با درخواست یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی نظرش را تغییر می‌‎دهد و در زیر نامه شاعری دستور می‌‎دهد که مجوز برداشت درختان شکسته و افتاده از سوی سازمان جنگل‌ها صادر شود! درختانی که از نظر حجم به گواه رصدهای ماهواره‌ای چندان قابل توجه نیستند و درآمد خاصی هم برای کسی ایجاد نمی‌کنند اما به لحاظ روانی، می‌توانند بر ذهن مردمی که به دلیل اجرای طرح تنفس، کار خود را از دست داده‌اند، تاثیر زیادی داشته باشند، حالا با یک امضا از جنگل خارج خواهند شد. به این ترتیب تمام دستورات قبلی وزیر جهاد کشاورزی با شروع مجدد برداشت درختان شکسته و افتاده، زیر سئوال خواهد رفت. جنگلبانانی که به دلیل تاخیر دولت در پرداخت‌ها، حقوق معوقه زیادی دارند، شاید با خروج درختان شکسته و افتاده از جنگل امیدوار شوند که یک نماینده مجلس در قامت مدافع منافع آنها وارد عمل شده و فضایی ایجاد کرده است که آنها باز هم بتوانند از چوب جنگل ارتزاق کنند. تغییرات ناگهانی در دستورات وزیر جهاد کشاورزی این شائبه را ایجاد کرده است که تیغ استیضاح نمایندگان مجلس، آنقدر برنده است که محمود حجتی را به عقب نشینی وادار کرده است.

دستوری که ابلاغ نشده است

اگرچه نامه شاعری در فضای مجازی به سرعت دست به دست می‌شود و همه حامیان جنگل را نگران کرده است که این دستور وزیر، راه را برای نقض طرح تنفس جنگل هموار کند اما عباسعلی نوبخت معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور به «گزارشگران سبز» می‌گوید: هنوز دستور وزیر به ما ابلاغ نشده است.

او ادامه می‌دهد: هر چه سیاست وزارتخانه باشد اجرایی می‌شود. اما قطعا رئیس سازمان جنگل‌ها جلسه‌ای با حضور شورایعالی جنگل، معاون امور جنگل و مدیر کل دفتر جنگل‌کاری برگزار خواهد کرد و با توجه به سوابق کاری در جنگل، تصمیم نهایی برای دستور وزیر گرفته خواهد شد به نحوی که خدشه‌ای به جنگل وارد نشود.

به گفته نوبخت در برخی نقاط جنگل، درختان شکسته افتاده‌ای که به صورت تجمعی هستند، وجود دارند. این درختان باید از جنگل خارج شوند. درباره نحوه خروج آنها بحث است. ضمن آنکه درختانی که به صورت تجمعی قطع شده‌اند، حجم زیادی در عرصه‌های طبیعی ندارند و در چهار تا پنج نقطه از اراضی تحت مدیریت شرکت نکا چوب، شفا رود و چوب و کاغذ مازندران واقع شده‌اند.

او عنوان می‌کند: این نقاط را بر اساس بازدیدهای میدانی به اتفاق مدیر کل جنگلکاری و رئیس شورایعالی جنگل شناسایی کردیم. حجم درختان افتاده در این مناطق بیشتر از میزان برداشت بر مبنای کتابچه طرح است. در این مناطق در سطح قابل توجهی از عرصه، تاج درختان باز شده است. به همین دلیل از نظر کارشناسی به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم در این نقاط کار احیایی انجام دهیم، باید درختان شکسته افتاده را خارج کنیم.

او تاکید می‌کند: ما پیرامون مسایل احیایی فعالیت می‌کنیم. برداشت و خروج درختان شکسته و افتاده از جنگل هنوز نهایی نشده است. در این مناطق تجدید حیات مستقر شده است و جاهایی که تجدید حیات مستقر نشده است، بوته تمشک در حال استقرار است که باید جنگلکاری شود. طرح جایگزین طرح‌های قبلی تقریبا تمام شده است و این طرح با محوریت پایداری جنگل تدوین شده است.

شبهات سنگین

اگرچه معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها از وجود درختان شکسته و باد افتاده متمرکز در چند نقطه جنگل و لزوم خروج آنها از این اکوسیستم سخن می‌گوید اما هادی کیادلیری، رئیس انجمن جنگلبانی بر این باور است که مسئولان چگونه هزینه فایده کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که باید درختان شکسته و افتاده از جنگل خارج شود.

او به «گزارشگران سبز» می‌گوید: برداشت درختان شکسته و افتاده را باید از زوایای مختلف بررسی کنیم. حجم درختان شکسته و افتاده ناچیز است. برداشت این درختان چه میزان از نیاز کارخانه‌ها و کشور را برطرف می‌کند که به بهانه این برداشت، راه نفوذ افراد به داخل جنگل را باز کنیم.

او عنوان می‌کند: اگر شرکت بهره‌برداری وارد جنگل شود، به دلیل نبود نظارت و توانایی سازمان متولی، ممکن است درختان سالم را هم کت بزنند تا این درختان خشک را کنند و در آینده درخت برای قطع داشته باشند. از این دست گزارش‌ها تا کنون زیاد دریافت شده است. بنابراین دستور وزیر شبهات سنگینی دارد.

به گفته کیادلیری سخنان مسئولان درباره تاثیر درختان شکسته و افتاده بر وقوع حریق در جنگل هم دو پهلو است. او یادآور می‌شود: مسئولان درباره دلیل آتش سوزی‌ها اعلام می‌کنند که ۹۵ درصد حریق به دلیل دخالت‌های انسانی است. وقتی می‌خواهند درختان شکسته و افتاده را برداشت کنند هم می‌گویند که این درختان آتش سوزی ایجاد می‌کنند. این دو گفته با هم تناقض دارد.

رئیس انجمن جنگلبانی با اشاره به تغییر یکباره نظر وزیر جهاد کشاورزی درباره برداشت از درختان جنگلی سخنان خود را با طرح این پرسش‌ها ادامه می‌دهد: آیا اینها فکر می‌کنند و این حرف‌ها را می‌زنند یا اینکه هر زمان دلشان بخواهد نظراتشان عوض می‌شود. آیا این نظرات کارشناسی شده است. اینکه دائما نظرات تغییر می‌کند، نشان می‌دهد که این تغییرات ناشی از فشار سیاسی یا بحث‌های دیگر است.

نامشخص بودن مبنای تشخیص برای خروج درختان

کیادلیری با تاکید بر اینکه هر درخت شکسته و افتاده‌ای آفت محسوب نمی‌شود، درباره مبنای تشخیص میزان خروج درختان شکسته و افتاده از جنگل نیز سئوالاتی را مطرح می‌کند.

او می‌گوید: اگر در برخی مکان‌ها بیش از حد درخت شکسته و افتاده وجود دارد، باید بگویند که حد آستانه این درختان چقدر است. تعداد در هکتار درختان شکسته و افتاده چقدر است. مگر مطالعه و ارزیابی شده است که تصمیم گرفته شده است این درختان از جنگل خارج شوند. اگر مطالعه نشده است، چطور دستور برداشت داده‌اند. ما برش‌های بهداشتی و تنظیمی در جنگل داریم اما این برش‌ها بر اساس آمارها انجام می‌شود اما در حال حاضر اول دستور برداشت درختان شکسته و افتاده را عده‌ای گرفته‌اند و بعد قرار است داده جمع‌آوری شود.

او تاکید می‌کند: این روند نشان می‌دهد که پشت این دستورها تفکری نیست. برای چنین دستورهایی یکی لابی می‌کند، یکی فشار می‌آورد، یکی هم می‌خواهد استیضاح نشود.

به گفته کیادلیری بر اساس قوانین تخصصی، بدون طرح نمی‌توان برای بهره‌برداری وارد جنگل شد اما در حال حاضر برای برداشت درختان شکسته و افتاده بدون وجود طرح، چگونه می‌خواهند وارد جنگل شوند؟

او همچنین تاکید می‌کند: باید هزینه و فایده شود که درختان شکسته و افتاده چقدر درآمد اقتصادی حاصل می‌کنند. چقدر از نیازهای کشور را برآورده می‌کنند و آیا این چوب به درد کارخانه‌ها می‌خورد؟ هزینه خروج این درختان از جنگل چقدر است و آیا این هزینه‌ها از منافع آن بیشتر است یا نه. بعد برای برداشت این درختان تصمیم بگیرند.

رئیس انجمن جنگلبانی ادامه می‌دهد: از نظر اقتصادی درختان شکسته و افتاده ارزش چندانی ندارند. نیازهای کشور هم با برداشت این درختان رفع نمی‌شود اما اکثر درختان شکسته و افتاده، محل و زیستگاه حشرات درجه دوم و حشرات مفید همچنین سنجاب‌ها و پرنده‌ها هستند. این درختان یک جامعه خرد هستند که وجودشان ضامن سلامتی است. از هر زاویه‌ای که نگاه می‌کنید برداشت درختان شکسته و افتاده منطقی نیست جز اینکه با هدف افزایش دست اندازی به جنگل باشد.

راهکار او برای برش‌های بهداشتی جنگل هم این است که اگر واقعا در نقطه‌ای از جنگل انبوهی از درختان شکسته و افتاده داریم، با یک نسخه درونی توسط کارشناسان سازمان جنگل‌ها و تنظیم صورتجلسه خروج این درختان انجام شود و نیازی نیست دستور برداشت درختان شکسته و افتاده به کل جنگل‌های شمال تعمیم داده شود.

لیلا مرگن

جراحی آزاری

روز دامپزشکی بهانه‌ای است برای نوشتن از برخی دامپزشکان که با انجام جراحی زیبایی حقوق حیوانات را پایمال می‌کنند

جراحی حنجره برای سکوت همیشگی حیوان، عمل زیبایی برای صاف کردن پوست سگی که به شکل طبیعی پوستی چروک دارد، بریدن گوش‌های سگ برای این‌که شکلش تغییر کند و… این روزها در کلینیک‌های دامپزشکی جراحی‌هایی روی حیوانات انجام می‌شود که حکم‌شان آزار و اذیت حیوانات است. جالب این‌که این جراحی‌ها از سوی برخی دامپزشکان انجام می‌شود. افرادی که باید مدافع حقوق حیوانات باشند، اما فعالیت‌های خلاف حقوق حیوانات‌شان باعث شده حرفه دامپزشکی از سوی فعالان حقوق حیوانات مورد انتقاد قرار گیرد.

گوش بری، دم بری، برداشتن ناخن گربه یا جراحی حنجره سگ از نظر هر انسان عاقلی نه‌تنها کاری انسانی نیست، بلکه در اصل جنایتی است که تنها یک انسان خودخواه می‌تواند بر اساس میل باطنی خود در حق یک حیوان انجام دهد.

شماره تلفن کلینیک دامپزشکی را از تبلیغاتش در اینترنت پیدا می‌کنیم. تبلیغی که رویش عکس یک گربه سگ با دم‌های کوتاه توپی‌شکل به چشم می‌خورد. با یکی از شماره تلفن‌های درج شده در تبلیغات خدمات دامپزشکی تماس می‌گیریم و از خدماتی که در این کلینیک ارائه می‌شود می‌پرسیم. خانم منشی همه را پشت سر هم قطار می‌کند و می‌گوید در این کلینیک همه نوع جراحی انجام می‌شود؛ از صاف کردن پوست و درمان افتادگی پلک بگیرید تا تزریق ژل، برداشتن خال و بوتاکس .

اگر از او درباره صاف کردن پوست سگ سوال کنید، می‌گوید این عمل بیشتر روی سگ‌هایی با نژاد چاینیز شارپی انجام می‌شود که پوستشان افتادگی دارد و چروک است. آن‌طور که او می‌گوید هزینه این عمل یک میلیون تومان می‌شود، اما با هزینه بیهوشی و دارو و بستری به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد.

خانم منشی تاکید می‌کند، چون کلینیک‌شان در تبریز قرار دارد نسبت به تهران ارزان‌تر است. او ادامه می‌دهد: انواع عمل‌های زیبایی را روی حیوان انجام می‌دهیم بجز برداشتن تار‌های صوتی. در جراحی بریدن گوش و دم، گوش و دم را می‌بریم و فرم می‌دهیم. البته نباید چنین رفتار ناپسندی را به همه دامپزشکان نسبت داد، کم نیستند دامپزشکانی که برای نجات جان حیوانات شبانه‌روز تلاش می‌کنند.

بازاریابی حیوانی

یکی از افرادی که سالهاست فروشنده و پرورشدهنده سگ است عمل زیبایی برای یک حیوان را امتیاز میداندو میگوید: سگی را که فرم گوشهایش افتادگی دارد، اما بعد ازعمل گوشهایی ایستاده داشته باشد حتما گرانتر میخرند به همین دلیل عمل جراحی باعث فروش بیشتر ما میشود.

 در واقع صاحبان بعضی حیوانات به درک درستی از حیواندوستی نرسیدهاند. آنها به حقوق حیوانات احترام نمیگذارند و فقط دوست دارند با زیبا نشان دادن حیواناتشان فخر بفروشند.

در بسیاری از کشورها بریدن عضوی از بدن حیوان و جراحیهایی مغایر با حقوق حیوانات ممنوع است و پیگرد قانونی دارد. این جراحیها در هر دو حالت درد شدیدی را به همراه دارد که پرورش دهندگان حیوانات آن را انکار میکنند.

معمولا جراحی حیوانات اگر چند روز پس از تولد انجام شود، بدون بیحسی است که درد فوقالعاده شدیدی را به همراه دارد.

امیر سبزی، فعال حقوق حیوانات درباره عمل جراحیهایی که بعضی افراد روی حیوانات انجام میدهند به جامجم میگوید: قطعا این عملها حقوق حیوان را پایمال میکند و کار درستی نیست. در اصل یک نوع حیوانآزاری محسوب میشود، زیرا با این کار تغییراتی را روی جسم حیوان وارد میکنند که طبیعی نیست.

آنطور که او میگوید بررسیهایی که فعالان حقوق حیوانات انجام دادهاند نشان میدهد که چنین حیوانآزاریهایی زیاد است. برداشتن خال و تارهای صوتی، کوتاه کردن دم، ایجاد شیب کمر، حالت دادن به گوش، کشیدن، بوتاکس و خالکوبی فقط نمونههایی از آن است. عذابش میدهم تا کنارم باشد

خانمی تقریبا ۳۵ ساله در یک دامپزشکی در محدوده مرکز تهران با بغض و ناراحتی میگوید: کلی عذاب وجدان دارم و نگرانم، اما چارهای ندارم. در نوبت هستم تا پزشک تارهای صوتی چیکو را جراحی کند. چیکو سگی است که این خانم جوان برای جراحی به کلینیک دامپزشکی آورده است.

آن طور که او میگوید همسایهها به خاطر واق واقهای سگ از او شکایت کردهاند، «نمیخواهم سگم را از دست بدهم، به همین دلیل به جراحی حنجرهاش تن میدهم.»

خالکوبی روی حیوانات

تاتوی حیوانات هم پدیده جدیدی است که اخیرا مد شده و بعضی افراد با ست کردن یک نوع خالکوبی روی بدن خود و حیوانشان میخواهند خود را تافتهای جدا بافته کنند. در اصل میخواهند با این کار کمبودهایشان را جبران کنند. یکی از تاتو کاران معروف شرق تهران میگوید: تعدادی از مشترهایش این روزها از او میخواهند خالکوبیهای یکسانی روی بدن آنها و سگ و گربههایشان انجام دهد.

جراحی مرگ

این جراحیها صددرصد آسیبزاست. نقصهایی که در اثر خطای جراح ایجاد میشود و خونریزیها، نمونههایی از عوارض بعد از جراحی است.

عوارض جراحی حیوانات مشابه عوارض جراحیهای انسانی است، اما با این تفاوت که انسان آن را به حیوان تحمیل میکند، برخی افراد خودخواه فراموش کردهاند که با این رفتارشان طبیعت حیوانات را دچار اختلال میکنند. برای نمونه واق واق کردن برای سگ در جهت تعیین قلمرو است و در اخطار دادن به دیگران استفاده میشود و هنگامی که این صدا از حیوان گرفته شود بخشی از هویتش را از دست میدهد و نوعی ناتوانی به او تحمیل میشود.

دستکاری ژنتیکی

حیوانآزاریها محدود به عملهای جراحی نمیشود، چون بسیاری از محققان دست به تغییرات ژنتیکی حیوانات میزنند. سبزی، فعال حقوق حیوانات در این باره نیز میگوید: عملهای جراحی رفتار آزاردهندهای است که بعد از دستکاری ژنتیکی به بازار آمده. تقریبا تمام گونههای سگ که وجود دارد اصلاح نژادی شدهاند. در مورد گربهها گونههایی که دچار بیرونزدگی چشم هستند یا قدشان بسیار کوتاه شده و انحراف در ستون فقراتشان قابل مشاهده است، همه اینها از عوارض دستکاریهای ژنتیکی است.

حذف از مسابقه به دلیل بوتاکس

جایزه ۵۷میلیون دلاری در عربستان کار را به جایی رساند که شترها نیز زیر تیغ جراحی پلاستیک قرار گرفتند. در بزرگترین جشنواره شتری که ملک عبدالعزیز در دهکده شتر برگزار کرد، داشتن ظاهر زیبا، قد بلند، شرط رقابت و برنده شدن در مسابقه بود. این شروط باعث شد تا صاحبان شترها تصور کنند اگر لبهای شترهایشان برجستهتر باشد زیباتر هستند و شانس برنده شدن آنها بیشتر است. غافل از اینکه آنها نمیدانستند که شترها باید زیبایی طبیعی داشته باشند نه مصنوعی. به همین دلیل ۱۱شتری که روی صورت و لب آنها ژل تزریق شده بود از مسابقه دادن بین شترهای زیبای عربستان محروم شدند.

فائزه اکبری

تیشه معدن بر معدن حیات

معدنکاوی بی‌ضابطه زیستگاه‌های کشور را شخم می‌زند

صدور مجوز اکتشاف در معدن D19 در پناهگاه حیات‌وحش دره انجیر یزد، معدن بوکسیت شاهوار و بسیاری از تخریب‌های دیگر فقط نمونه‌هایی از اثرات مخرب معدن بر زیستگاه‌های کشور است. معدن‌کاوی بی‌ضابطه خسارت غیر قابل جبرانی را به کشور تحمیل می‌کند، اما گویا معدن‌کاوان قصد دارند باز هم فعالیت‌های خود را توسعه دهند. بر اساس اعلام رئیس جمهور و مسؤولان وزارت صنعت، معدن و تجارت ۲۷۰ هزار کیلومتر مربع از عرصه‌های طبیعی ۲۵ استان کشور، تحت پوشش عملیات اکتشافی معادن قرار گرفته‌اند که بنا به گفته علی اصغرزاده، معاون اکتشاف سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) از این وسعت حدود ۷۳ هزار هکتار برای انجام فعالیت اکتشاف در اختیار بخش معدن قرار داده خواهد شد. این یعنی بخش دیگری از زیستگاه‌های حیات‌وحش در اختیار فعالیت‌های مخرب انسانی قرار می‌گیرد و به‌طور حتم این فعالیت‌ها بر محیط زندگی حیات‌وحش اثرات منفی خود را خواهد داشت.

معدنکاوی بیضابطه نه فقط بر زندگی حیاتوحش بلکه بر کیفیت زندگی انسان هم اثرات مخرب زیادی دارد. اما گویا روند معدنکاوی در ایران تمامی ندارد. صدور مجوز اکتشافات در معدن D19 اردکان در حاشیه پناهگاه حیاتوحش درهانجیر یزد به عنوان یکی از مهمترین زیستگاههای یوزپلنگ آسیایی، بتازگی خبرساز شده است. محیطزیست به این معدن مجوز فعالیت داده و فعالان محیطزیست از این موافقت بشدت نگران هستند. اعتراضات برای توسعه فعالیت معدن شاهوار همچنان ادامه دارد، اما این معدن روباز که اثرات مخربی بر محیطزیست دارد، تا ارتفاع ۴۰۰۰ متری، کوههای شاهوار را زیر چرخ لودرها برده است. عملیات معدنکاوی صرفا به این محدودهها ختم نمیشود. آنطور که مسؤولان کشور اعلام کردهاند، ۲۷۰ هزار کیلومتر مربع معادل ۲۷میلیون هکتار از عرصههای ۲۵ استان کشور تحت عملیات اکتشافی برای معدن قرار گرفتهاند. با توجه به وسعت ۸/۱۶۴ میلیون کیلومتر مربع ایران، یکششم مساحت ایران تحت پوشش عملیات اکتشافی معدن قرار گرفته است تا ۷۳ هزار هکتار از این وسعت به عنوان نقاط امید بخش در اختیار معدنکاوان قرار گیرد. این یعنی باز هم زیستگاه محدود حیاتوحش محدودتر میشود و انفجار معادن در سراسر کشور، آرامش و امنیت را از محل زندگی حیوانات سلب خواهد کرد و بیماریهای صعبالعلاج را به خانه مردم محلی اطراف معادن خواهد برد.

معدنکاوی بدون نظر محیطزیست

افزایش سطح مناطق تحت پوشش عملیات معدنکاوی، فعالان محیطزیست را نگران کرده است. رضا اقتدار، معاون دفتر زیستگاههای سازمان حفاظت محیطزیست در گفتوگو با ما عنوان میکند: وسعت مناطقی را که تحت پوشش عملیات معدنکاوی قرار میگیرند در اختیار نداریم، زیرا بر اساس قوانینی که اخیرا مجلس تصویب کرده است، اصولا برای استخراج معادن دیگر از سازمان حفاظت محیطزیست استعلامی توسط معدنکاوان گرفته نمیشود و با مجوز منابع طبیعی این گروه فعالیت خود را آغاز میکنند.

او ادامه میدهد: معادنی که در مناطق چهارگانه محیطزیست قرار دارند، دارای سابقه هستند واگر منطقهای حفاظت شده اعلام شود، از تاریخ آگهی در روزنامه رسمی، مجوز معدن جدید داده نمیشود. در زمان صدور مجوز تمدید فعالیت برای معادن قدیمی هم اگر صاحبان معادن استانداردهای لازم را مورد توجه قرار ندهند، مجوز فعالیت آنها تمدید نخواهدشد.

به گفته اقتدار، اثرات یک معدن تراورتن در یک منطقه حساس مثل منطقه موته را با استخراج همین نوع معدن در زیستگاه دیگری نمیتوان مقایسه کرد. برای صدور مجوز برداشت معدن به شرایط زیستگاه توجه میشود. ضمن آنکه اگر معدنداران در محدوده خود کار نکنند، اثرات مخربی روی زیستگاه میگذارند که از نظر سازمان محیطزیست دور نمیماند.

آنطور که او میگوید، معادن روباز با توجه به اینکه ماهیت اکوسیستم را دچار تغییر و تحول میکنند، اثرات غیر قابل جبرانی بر اکوسیستم میگذارند که عملا این اثرات قابل بازگشت نیست. این معادن تنوع زیستی را در مناطقی که واقع شدهاند، نابود میکنند. معادن روباز در دامنه گستردهای فعالیت انجام میدهند و اثرات مخرب آنها به صدای انفجار و… محدود نمیشود.

معاون دفتر زیستگاههای سازمان حفاظت محیطزیست بیان میکند: ترددهایی که برای استخراج این معادن صورت میگیرد، واحدهای فرآوری وابسته به معدن که در مجاورت آن مستقر میشوند، جابهجایی خاک و تغییر اکوسیستم، سبب میشود منطقه قابلیت خود را به عنوان زیستگاه از دست بدهد.

تداوم فعالیت معدن روباز شاهوار

معدن بوکسیت شاهوار شاهرود از آن دست معادن روبازی است که همچنان فعالان محیطزیست استان سمنان نسبت به فعالیتهای آن معترضند، اما راه به جایی نمیبرند. حمید ظهرابی، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست نیز دراین باره میگوید: بهرهبرداری از معدن بوکسیت شاهوار در شهرستان شاهرود بدون هماهنگی با سازمان حفاظت محیطزیست انجام شده و فاقد مطالعات مدیریت محیطزیستی است. آنطور که او توضیح میدهد با اصلاح قانون معادن در مجلس، تنها درباره معادنی از سازمان حفاظت محیطزیست استعلام و تقاضای مجوز میشود که در محدوده مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست قرار دارند.

ظهرابی ادامه میدهد: ما در زمان تصویب اصلاحیه قانون معادن در مجلس نیز اعتراض کردیم، اما متاسفانه نمایندگان به این موضوع توجهی نشان ندادند.

او با فعالیت معدن شاهوار به شکل فعلی مخالف است و مرجع صادرکننده مجوز فعالیت این معدن را وزارت صمت میداند. این در حالی است که فعالان محیطزیست این استان بر این باورند که منابع طبیعی با فعالیت معدنکاوی در کوه شاهوار موافقت کرده و غرامتی هم برای درختان ارس قطع شده در مسیر این معدن از سوی معدنداران گرفته است. آنها بر این باورند که معدن بوکیست شاهوار، منابع آب منطقه را آلوده خواهد کرد.

دریافت آمار از وزارت صنعت

فعالان محیطزیست بشدت نگران اصلاح قوانین مربوط به معادن، سادهتر شدن مسیر دریافت مجوز برای معدنداران و تخریب ناشی از معادن در زیستگاههای کشور هستند، اما گویا هر روز قدرت نظارت مسؤولان حفاظت از عرصههای طبیعی بر فعالیتهای مخرب معدنی با تصویب قوانین متعدد، کاهش مییابد. همچنین فعالان محیطزیست نگران افزایش میزان فعالیتهای اکتشافی برای استخراج معادن بیشتر هستند، اما مسعود منصور، معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفتوگو با ما درباره سطحی که هر سال در اختیار فعالیتهای معدنکاوی قرار میگیرد، اظهار بیاطلاعی میکند. او میگوید: باید این آمارها را از وزارت صنعت، معدن و تجارت دریافت کنید.

به گفته منصور، مساحتی که در اختیار فعالیت معدنکاوان برای بهرهبرداری قرار میگیرد، در طول یکسال به بهرهبرداری نمیرسد و ممکن است یک محدوده پنج هکتاری در ده سال بهرهبرداری شود.

لیلا مرگن

حمل‌و‌نقل‌ تق‌و‌لق

روزجهانی بدون خودرو بهانه خوبی است برای یادآوری اینکه توسعه حمل و نقل عمومی برای دولت‌ها هیچ وقت ازمقام شعار فراتر نمی‌رود

   بیش از چهار دهه است که آلـــودگی‌هــــــوا پــــــای ثابـــــــت فصــــل پاییــــز و زمســــــــــتان کلانشهرهاست. سال‌ها آمدند و رفتند، دولت‌ها عوض شدند، شهرداران جدید منصوب شدند اما به جای آن‌که با توسعه حمل ونقل عمومی معضل آلودگی‌ها حل شود، با افزایش تعداد خودروهای تک سرنشین و فرسوده در سراسر کشور، به فهرست آلوده‌ترین شهرهای ایران، نام هفت شهر دیگر اضافه شد. حالا هشت شهر کشور در پاییز و زمستان، درست زمانی که سیستم گرمایشی منازل شروع به کار می‌کنند، جایی برای نفس کشیدن ندارند و برخی روزها برای جمعیت آسیب‌پذیر یعنی بچه‌ها و کهنسالان و همچنین بیماران قلبی و عروقی، به روزهای تعطیلی اجباری تبدیل می‌شود.

اقشار آسیب‌پذیر در روزهای آلوده نباید از منزل خارج شوند، زیرا مسؤولان هنوز راه حل‌هایی را که خود برای کاهش آلودگی کلانشهرها تجویز می‌کنند، اجرایی نکرده‌اند. بر اساس نسخه‌ای که تمام دولت‌ها برای کنترل آلودگی می‌پیچند، افزایش سیستم حمل و نقل عمومی، بازسازی ناوگان فرسوده اتوبوس‌ها و جلوگیری از تردد خودروهای تک‌سرنشین از بهترین راه‌ها برای حل مشکل آلودگی معرفی شده است، اما ابوالفضل قناعتی، عضو پیشین شورای شهر تهران می‌گوید دولت‌های احمدی نژاد و روحانی حتی پول ساخت یک کیلومتر مترو را هم به شهرداری تحویل نداده‌اند. ضمن آن‌که او احتمال می‌دهد بزودی با بحران کمبود اتوبوس در پایتخت مواجه شویم.

 گزارشگران سبز:چادر سیاه آلودگی روی سر شهرهای پر جمعیت کشور در مدت پاییز و زمستان کشیده می‌شود. دیگر تهران عنوان آلوده‌ترین پایتخت جهان را یدک نمی‌کشد، وضعیت هوای اهواز، مشهد، اصفهان و چند کلانشهر دیگر روی تهران را سفید کرده است. آلودگی در آسمان بخشی از شهرهای پرجمعیت کشور جا خوش کرده و کسی نمی‌داند چرا دولت‌ها برای رفع مشکلی که با چند برنامه ضربتی براحتی قابل حل است، اقدام عملیاتی انجام نمی‌دهند. ابوالفضل قناعتی، عضو پیشین شورای شهر در گفت‌وگو با ما عنوان می‌کند: چند سال پیش پس از هدفمند کردن یارانه‌ها با افزایش بهای حامل‌های انرژی، دولت اعلام کرد به‌دلیل افزایش قیمت سوخت، مردم نمی‌توانند از خودروهای شخصی خود استفاده کنند و باید امکان استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی برای آنها فراهم شود. بنابراین تصمیم گرفته شد بخشی از اعتبارات حاصل از افزایش قیمت سوخت به توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی اختصاص یابد.

به گفته قناعتی، در آن مقطع تصمیم گرفته شد ۵۰درصد هزینه ساخت مترو را دولت به عهده بگیرد و ۵۰درصد دیگر را شهرداری‌ها بپردازند. در بحث هزینه استفاده از اتوبوس و مترو هم تصمیم بر این شد که یک سوم بهای استفاده از حمل و نقل عمومی توسط مصرف کننده، یک سوم توسط شهرداری و یک سوم آخر هم توسط دولت پرداخت شود. آن‌طور که او به‌خاطر می‌آورد، دولت نهم و دهم هیچ‌گاه به این وعده خود عمل نکرد و دولت روحانی هم در چهار سالی که این عضو پیشین شورای شهر در بدنه تصمیم‌سازی شهرداری حضور داشته است، کمتر از یکصد میلیارد تومان به مترو کمک می‌کند که هزینه ساخت یک کیلومتر تونل هم نمی‌شود، زیرا ساخت هر یک کیلومتر تونل مترو نزدیک ۲۵۰ میلیارد تومان هزینه دارد.

تلاش برای تبرئه اتوبوسهای فرسوده

گرچه در تمام دولت‌ها یگانه نسخه نجات آلودگی کلانشهرهای کشور اصلاح سیستم حمل و نقل عمومی اعلام شده بود و در همه دوره‌ها خلف وعده دولت در زمینه همکاری برای اصلاح ناوگان حمل و نقل عمومی، مایه تنش بین شهرداری و متولیان قوه مجریه بود، یکباره در دولت دوازدهم، مواضع سازمان حفاظت محیط‌زیست در زمینه منبع آلوده‌کننده هوا تغییر کرد. عیسی کلانتری بارها در نشست‌های مختلف، تردد کامیون‌های فرسوده را عامل آلودگی پایتخت اعلام کرد. او در روز جهانی حفاظت از لایه ازن سال گذشته بصراحت اعلام کرد: ۵۱ درصد آلودگی شهر تهران ناشی از تردد ۲۰ تا ۲۵ هزار کامیون است که شبانه وارد تهران می‌شوند. به دنبال این اظهارات حسن‌روحانی نیز در خط تولید کامیون یکی از شرکت‌های خودروسازی حضور یافت و اعلام کرد دولت تلاش می‌کند ناوگان کامیون‌های فرسوده را اصلاح کند. اما امیر فاتح وحدتی، مدیر کل پیشین دفتر آب و هوا در گفت‌وگو با ما اظهارات کلانتری درباره سهم بالای آلودگی کامیون‌ها را رد می‌کند.

او می‌گوید: موضوع بار با حمل و نقل عمومی متفاوت است. سیستم حمل بار، سیستم توزیع روزانه است و توسط وانت بار و کامیونت انجام می‌شود و یک سیستم مبدا- مقصدی است که به باراندازها و انبارها منتقل می‌شود. با توجه به این‌که باراندازها عموما در جنوب شهر مستقر هستند، عمده ذرات معلق ناشی از جابه‌جایی موتورهای دیزلی در جنوب شهر مشکل ایجاد می‌کند.

به گفته مدیر کل پیشین دفتر آب و هوا، مطالعاتی در زمینه سهم آلودگی وسایل نقلیه در حال انجام است که نتایج آن هنوز نهایی نشده اما آنچه تاکنون وجود داشته این است که سهم خودروهای دیزلی در آلودگی هوا کمتر از سواری و شخصی بود. در حال حاضر احتمال می‌دهیم سهم دیزلی‌ها بیشتر شده باشد اما موتورسیکلت‌ها را هم نباید نادیده گرفت.

مدیریت ترافیک بهترین راه کاهش آلودگی هوا

گرچه به گفته وحدتی هنوز نتایج مطالعات در زمینه سهم آلودگی وسایل نقلیه عمومی نهایی نشده اما معلوم نیست چرا دولت تمام تلاش خود را بر جایگزینی کامیون‌های فرسوده به جای تقویت حمل و نقل عمومی متمرکز کرده است. زیرا براساس گزارش‌های منتشر شده، دولت سهم خود را در توسعه حمل و نقل عمومی پرداخت نکرده و این مساله، اجرای برنامه‌های اصلاح ناوگان حمل و نقل عمومی را با مشکل مواجه کرده است. تمام کارشناسان بر این نکته صحه می‌گذارند که اصلاح ناوگان حمل و نقل عمومی در رفع آلودگی هوا بسیار مهم است. وحدتی هم مدیریت ترافیک را یکی از مهم‌ترین راهکارهای کاهش آلودگی هوا می‌داند.

او با تکیه بر مطالعات انجام شده در زمینه آلودگی هوا می‌گوید:‌ رابطه گسترده‌ای بین حمل و نقل عمومی و آلاینده‌ها وجود دارد. هرچه میزان حمل و نقل افزایش یابد، میزان آلودگی هوا بیشتر می‌شود.

به گفته مدیر کل پیشین دفتر آب و هوا، ۱۵ تا ۱۶میلیون تقاضای سفر در روز وجود دارد. ۵۰ درصد این سفرها توسط سیستم حمل و نقل عمومی پاسخ داده می‌شود. نیازهای حمل و نقلی در طول فصل و روز تغییر می‌کند. سیستم حمل و نقل عمومی بجز مترو با دیزل انجام می‌شود. بار آلودگی دیزل‌ها ازت و ذرات معلق است. هرچه سیستم‌های دیزلی به روزتر باشد، بار آلودگی آن کمتر است.

آن‌طور که او می‌گوید: نگهداری وسایل نقلیه عمومی و بهره‌گیری از آن در مقایسه با وسایل نقلیه شخصی متفاوت است و به همین دلیل اتوبوس‌ها باید هر پنج یا شش سال یکبار جایگزین شوند اما از آنجا که بودجه شهرداری کم است، این جایگزینی انجام نمی‌شود.

اتوبوس فرسوده

قناعتی، عضو پیشین شورای شهر تهران هم جایگزین‌نشدن اتوبوس‌های فرسوده را عاملی می‌داند که بر آلودگی هوای کلانشهرها تاثیرگذار است.

او می‌گوید: زمانی که من در شورای شهر فعالیت می‌کردم،‌ دولت مصوب کرد با هدف نوسازی اتوبوس‌ها حدود ۸۰درصد پول خرید اتوبوس توسط دولت پرداخت شود و حدود ۱۸درصد را شهرداری‌ها بدهند. دولت یک ریال از سهم خود را در مدت هفت هشت سال پرداخت نکرد. به گفته قناعتی در دو تا سه سال آینده با بحران کمبود اتوبوس مواجه می‌شویم. درتهران باید نزدیک به ده‌هزار اتوبوس فعالیت کند اما در حال حاضر چیزی حدود ۵۰۰۰ اتوبوس در پایتخت وجود دارد.

او همچنین سیاست‌های شورای شهر را در دوره گذشته برای جذب بخش خصوصی به‌منظور تکمیل ناوگان حمل و نقل عمومی ناموفق توصیف می‌کند، زیرا با وجود آن‌که تسهیلاتی برای صاحبان اتوبوس در نظر گرفته شده بود و به ازای هر کیلومتر حرکت اتوبوس (حتی بدون مسافر)، یارانه در اختیار بخش خصوصی قرار می‌گرفت اما کمتر از صد اتوبوس خصوصی وارد ناوگان حمل و نقل عمومی شهر تهران شده است.

قناعتی دلیل این شکست را نبود جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش حمل و نقل عمومی می‌داند و معتقد است تا زمانی که مردم در بازار سکه و ارز سود بیشتری کسب می‌کنند، کسی مایل به سرمایه‌گذاری در ناوگان حمل و نقل عمومی نیست.

بحران کمبود واگن مترو

دولت قرار بود کمک کند هزار واگن به ناوگان مترو اضافه شود، اما این وعده هم محقق نشد. کارشناسان می‌گویند واگن‌های فعلی مترو فرسوده است و پاسخگوی نیازها برای افتتاح خط ۶ و ۷ نیست. حتی در خط ۳ مترو هم کسری واگن وجود دارد. برای آن‌که در خط ۶ و ۷ به استاندارد انتظار سه تا چهار دقیقه برسیم، نیاز به تامین هزار واگن در ناوگان مترو است اما در حال حاضر با کمبود واگن در خطوط مترو مواجه هستیم. اگر این واگن‌ها تزریق نشود، مردم باید در خطوط جدید مترو، یک‌ساعت یا ۴۰دقیقه منتظر ورود قطار بمانند. این میزان انتظار، تمایل به استفاده از خودروهای شخصی را افزایش می‌دهد و وضعیت آلودگی هوای تهران را وخیم‌تر می‌کند. شورای شهر در برنامه پنجساله دوم به شهرداری تکلیف کرده بود ۱۵۰کیلومتر تونل مترو ایجاد کند. در حال حاضر اصل هزینه که همان ایجاد تونل است با کمک ناچیز دولت انجام شده، اما از آنجا که تامین واگن‌ها با مشکل مواجه است، خطوط آماده بهره‌برداری مترو به ناوگان حمل و نقل عمومی کشور افزوده نشده است.

لیلا مرگن

سال‌های بلاتکلیفی جنگل

با گذشت یک سال و نیم از تصویب طرح تنفس، هنوز برنامه‌ای برای جنگل تدارک دیده نشده است

درست در روزهایی که نفس جنگل به شماره افتاده بود و این اکوسیستم دیگر توان تولید چوب نداشت، گروه کوچکی از کارشناسان به این جمع‌بندی رسیدند که باید بهره‌برداری چوب از جنگل‌های شمال متوقف شود. در ماه‌های پایانی سال ۹۵، قانون توقف بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های شمال یا همان طرح تنفس جنگل، پس از کش و قوس‌های فراوان به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. گرچه سه سال قبل از تصویب رسمی این قانون، به طور جدی بحث تنفس جنگل در سازمان متولی عرصه‌های طبیعی مطرح بود و به مدت یک سال قبل از تصویب قانون هم جلسات فشرده‌ای برای تدوین دستورالعمل جایگزین مدیریت جنگل‌های کشور با حضور استادان رشته جنگل و کارشناسان بخش تحقیق و اجرا برگزار می‌شد، اما هنوز طرح جدیدی برای مدیریت جنگل ارائه نشده است. تنها اقدام عملی سازمان جنگل‌ها، دریافت بودجه برای حفظ نیروهای حفاظتی است تا مانع قاچاق چوب در جنگل شود. طی یک سال‌ونیم گذشته، سرمایه‌گذاری‌هایی که برای ورود ماشین‌آلات بهره‌برداری از جنگل انجام شده بود، دچار مشکل شد. تعاونی‌های شکل گرفته در چارچوب بهره‌برداری از جنگل، در آستانه فروپاشی قرار گرفتند و چند شرکت بزرگ بهره‌بردار جنگل هم دست روی دست گذاشته‌اند تا دولت برنامه جایگزین خود برای مدیریت این اکوسیستم را اعلام کند و این شرکت‌ها بدانند آیا امکان تداوم همکاری با دولت وجود دارد یا نه. اما گویا متولیان خیال ارائه برنامه جدید ندارند. در آخرین اظهارات مسئولان، قرار است اوایل مهر دستورالعمل جایگزین ارائه شود؛ وعده‌ای که پیش از این هم تکرار شده بود.

تصویب طرح تنفس کار آسانی نبود. بیش از ۶۰ سال تجربه مدیریت جنگل با تکیه بر فروش چوب، یکباره باید کنار گذاشته میشد و طرحی تهیه میشد که جنگل را بدون درآمدهای چوبی مدیریت کند. نیمی از جنگلهای ایران فاقد طرح بود و نیمه دیگر با سرمایهگذاری بخش خصوصی مدیریت میشد. بنابراین در تدوین هر طرحی باید جذابیت برای بخش خصوصی هم لحاظ میشد. تا قبل از تصویب طرح تنفس، تمام طرحهای تهیه شده برای محصولات فرعی جنگل، بدون مشتری باقی مانده بود. از سوی دیگر کسی نمیدانست چگونه باید طرحی بدون تکیه بر درآمدهای حاصل از فروش چوب برای جنگل نوشته شود، زیرا در دانشگاهها هم چنین درسی تدریس نمیشد. همه ساختارهای مدیریت جنگل بر مبنای بهرهبرداری از چوب شکل گرفته بود. به همین دلیل تصویب طرح تنفس در مجلس شورای اسلامی هم با فراز و فرودهای زیادی همراه شد. این قانون در نهایت با دخالت شورای نگهبان و اصلاح ماده ۴۸ مکرر قانون برنامه ششم تبدیل به تکلیف دولت شد تا سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور با ارائه برنامه جایگزین برای مدیریت عرصههای جنگلی، این اکوسیستم را از حالت تکمحصولی و تکیه بر تولید چوب خارج کند و شیوه دیگری برای مدیریت جنگل، متکی بر سایر استعدادهای این اکوسیستم برگزیند. از تاریخ تصویب طرح تنفس تاکنون بیش از یک سال و نیم میگذرد، اما هنوز جنگل طرح جایگزین ندارد. پیش از تصویب رسمی قانون هم یکسال جلسات فشرده و مداوم به منظور تدوین طرح جایگزین برای مدیریت جنگل برگزار شده بود و مسئولان سازمان جنگلها هر روز وعده میدادند بزودی این طرح جایگزین به شرکتهای بهرهبردار ابلاغ خواهد شد، اما با آنکه نزدیک به پنج سالی از بحث جدی پیرامون توقف بهرهبرداری تجاری از جنگل میگذرد، همچنان جنگل بدون طرح جایگزین باقی مانده و هنوز چشمها به درآمدهای حاصل از فروش چوب درختان شکسته و افتاده دوخته شده است.

بهانه کمبود بودجه

طولانی شدن تدوین یک برنامه جایگزین برای مدیریت جنگل، غیرعادی به نظر میرسد، زیرا حتی اگر تجربهای در این رابطه وجود نداشته باشد، حداقل باید روی کاغذ برنامهای برای دریافت نظرات اهل فن ارائه میشد. باریس مجنونیان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران درباره دلایل طولانی شدن تدوین طرح تنفس به ما میگوید: هیچ تحرکی وجود ندارد. متولیان همه چیز را به بودجه وصل میکنند، اما به نظر من این حرف بیربطی است.

آنطور که او میگوید وقتی وظایفی برای یک دستگاه تعریف شده است با بودجه یا بیبودجه باید این وظایف انجام شود. این درحالی است که هزینه خیلی بالایی برای تهیه چنین طرحهایی نیاز نیست. مشکل ایناست نه ارادهای در این رابطه وجود دارد و نه علاقه و امیدی.

به گفته مجنونیان، در تمام بخشهای کشور کارها با آزمون و خطا پیش میرود، جنگل هم آزمون و خطاهای زیادی را از سر گذرانده است، بنابراین باید به دور از آرمانگرایی برای جنگل طرح تهیه شود.

او ضعیف شدن پرسنل سازمان جنگلها به دلیل پشت میزنشینی و وقت گذراندن برای نامهنگاریهای اداری را هم دلیل دیگری میداند که سبب شده است بدنه کارشناسی تا حدودی از اصل کار دور شود و امروز نتواند برای جنگل طرح تهیه کند. استاد دانشگاه تهران تاکید میکند: باید اعلام شود برای ده یا ۲۰ سال بعد جنگل چه برنامهای داریم. میتوانیم روی کاغذ یک هدف دور بگذاریم و به استناد آن اهداف کوچکتر برای مدیریت جنگل در نظر بگیریم. ممکن است با توجه به اینکه در کشور ما هر روز یک چیزی عوض میشود، این اهداف محقق نشود، اما به هر حال باید نقشه راهی باشد که پنج سال بعد روی هدفی که مشخص شده بر اساس دادههای جدید، مروری انجام شود. وقتی چنین هدفی وجود ندارد، فقط کارها محدود به حرف زدن میشود.

وعده اول مهر یا سرخرمن

تا امروز هر ایدهای درباره مدیریت جنگلها مطرح شده است صرفا در قالب مصاحبههایی بوده که مسئولان سازمان جنگلها با رسانهها داشتهاند و هیچ برنامهای روی کاغذ در معرض دید کارشناسان
قرار نگرفته است. اما عباسعلی نوبخت، معاون امور جنگل سازمان جنگلها در گفتوگو با ما وعده میدهد: تدوین دستورالعمل اجرایی جنگل تا پایان شهریور و حداکثر نیمه اول مهر به پایان میرسد.

آنطور که او عنوان میکند: تدوین دستورالعمل تفصیلی و نیمه تفصیلی به پایان رسیده و فقط جزئیات آن باقی مانده است. طی یک یا دو جلسه دیگر جزئیات دستورالعمل هم به پایان میرسد.

نوبخت همچنین از وعده تخصیص صددرصدی اعتبار ۷۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی برای تامین حقوق نیروهای حفاظتی خبر میدهد و اعلام میکند: تاکنون بخشی از بودجه که به سازمان جنگلها اختصاص یافته، براساس برشهای استانی توزیع شده است.

او درباره دلایل تاخیر در تدوین طرح جایگزین برای مدیریت جنگلهای شمال ادامه میدهد: ما شرح خدمات را به شورایعالی جنگل تحویل دادیم و این شرح خدمات در ۲۸ اسفند ۹۶ نهایی شد. البته در جریان انجام کارها ترکیب شورایعالی جنگل هم به طور کامل تغییر کرد. با این اوصاف از زمان تصویب شرح خدمات حدود پنج ماه گذشته است، اما توانستیم دستورالعمل نهایی را تدوین و به این نهاد تصمیمگیر ارسال کنیم.

نیاز به کمکهای دولتی

دستورالعمل اجرایی مدیریت جنگلها چه ویژگیهایی دارد؟ و تکلیف درختان شکسته و افتاده و عملیات پرورشی در دستورالعمل جدید چیست؟ محمدعلی معصومی، مدیرکل دفتر جنگلداری و امور بهرهبرداری سازمان جنگلها در پاسخ به این مسائل به ما میگوید: در دستورالعمل، طرح جایگزین تهیه میکنیم. این دستورالعمل طرح مدیریت پایدار جنگل است که بر اساس هفت معیار و ۶۳ شاخص تدوین شده است. برای هریک از معیارها یک کارگروه تشکیل دادیم و در هر کارگروه دو دستورالعمل نیمه تفصیلی و تفصیلی تهیه شد. به گفته او، در هفت معیاری که برای مدیریت جنگل وجود دارد، جنگلکاری و عملیات پرورشی و… گنجانده شده است. طرح بر اساس اصول علمی تهیه میشود و درآمدزایی جنگل صرفا از محل برداشت چوب نخواهد بود و از سایر استعدادهای جنگل غیر از چوب هم استفاده خواهد شد. آن طور که مدیر کل دفتر جنگلداری و امور بهرهبرداری سازمان جنگلها توضیح میدهد اگر سیاستهای سازمان تغییر کرد و بهرهبرداری از چوب را مد نظر قرار داد که این مساله داخل طرح دیده شده است. در غیر این صورت، درآمدزایی از محل برداشت قارچ، آبزی‌‌پروری، گردشگری و… انجام خواهد شد.

معصومی عنوان میکند: اگر بیلان طرح مثبت شود، برای اجرای آن مجری از بخش خصوصی میگیر یم و اگر بیلان مثبت نباشد، باید دولت به چنین طرحهایی کمک کند.

مسیری که طرح تنفس طی کرد

دولت در آذر ۹۲ «برنامه بهینهسازی پایش، حفظ، بهرهبرداری و مدیریت جنگلهای کشور» را به تصویب رساند. براساس این برنامه، بهرهبرداری چوب از طرحهای مدیریتی جنگلهای شمال باید حذف میشد. اما با این مصوبه، هیچگاه تصمیم هیات دولت به مرحله اجرا نرسید تا اینکه بحث توقف بهرهبرداری از جنگلهای شمال در قالب برنامه ششم مطرح شد و نمایندگان در جلسه علنی ۲۳ دی ۹۵ در قالب بند ۴۸ قانون برنامه ششم به توقف بهرهبرداری از جنگلها رای دادند. اما در این قانون بندی گنجانده شده بود که میتوانست به بهرهبرداری از جنگل تداوم بخشد. بر اساس یکی از بندهای ماده ۴۸ جمعآوری و بهرهبرداری از درختان جنگلی با هدف بهداشت، حفاظت و پرورش جنگل از درختان پیر، خشک سرپا، افتاده، لاپی، آفتزده و غیرقابل احیا صرفا با مجوز سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور مجاز اعلام شده بود. چون این بند با روح تنفس جنگل منافات داشت، با اعتراض کارشناسان مواجه شد و کار به شورای نگهبان کشید. سرانجام ماده ۴۸ قانون برنامه ششم پس از بررسی توسط شورای نگهبان مغایر با قوانین شناخته و به مجلس برای اصلاح بازگردانده شد. در نهایت ماده ۴۸ مکرر با اصلاحاتی که مد نظر مدافعان تنفس بود در ۲۶ بهمن ۹۵ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و به عنوان تکلیف دولت به سازمان جنگلها ابلاغ شد. از این تاریخ به بعد هر گونه بهرهبرداری تجاری از جنگلهای شمال ممنوع اعلام شد.

لیلا مرگن

بالا