آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مشکلات

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مشکلات

اشتراک به خبردهی

حباب افزايش ازدواج ترکيد

برخلاف نیمه اول سال که روند رشد ازدواج پس از سه سال مثبت شد و به رشد 0.1 درصدی رسید، آمار تازه سازمان ثبت احوال درباره روند ازدواج در هشت ماه گذشته از منفی شدن دوباره این آمار حکایت دارد؛ چون در این مدت رشد ازدواج 0.6ـ درصد گزارش شده است.
منفی شدن آمار ازدواج در کشورمان از سال 90 آغاز شد و تا پایان سال 93 آمارها به ترتیب 1.9ـ، 5.1 ـ ، 6.7 ـ و 6.5 ـ گزارش شده است. در این بین آماری که مدتی قبل درباره رشد آمار ازدواج در شش ماه اول امسال منتشر شد، برخی‌ها را به بهبود وضع ازدواج در کشور امیدوار کرد.

علی‌اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات سازمان ثبت‌ احوال کشور در این باره ​ می‌گوید: در شش ماهه اول سال رشد مثبت ازدواج به شکل نسبی رخ داد؛ هرچند هشدار داده بودیم تضمینی برای ادامه آن وجود ندارد.

وی می‌افزاید: در هشت ماه گذشته 492 هزار و 671 واقعه ازدواج ثبت شده، اما در مدت مشابه سال گذشته این آمار 495 هزار و 494 مورد بود بنابراین رشد ازدواج در این مدت 0.6ـ درصد بوده است.

در این بین، عده‌ای نیز بر اساس آماری که سازمان ثبت احوال منتشر کرده بود تحلیل‌های اشتباهی کردند و می‌خواستند آن را به سیاست‌های جمعیتی که هنوز اجرایی و عملی نشده، نسبت دهند.

هنوز مشکلات زیادی بر سر راه رشد ازدواج وجود دارد؛ زیرا وقتی ساختار جمعیتی کشور در حال تغییر است، یعنی جمعیت جوان در حال کاهش است، نمی‌توان امیدی به رشد آمار ازدواج داشت. براساس دو سرشماری اخیری که در کشور صورت گرفته، آمار جمعیت جوان از 35.4 درصد به 31.5 درصد کاهش یافته، علاوه بر این باید تغییراتی را که در سن ازدواج رخ داده، از موانع ازدواج دانست.

پیوند ازدواج و مشکلات

این درحالی است که برخی کارشناسان، کاهش آمار ازدواج را قبول نداشته و بر این باورند که اشتباه‌های آماری و کاهش جمعیت جوان کشور علت این ماجراست.

دکتر سیدحسن حسینی، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این باره ​ می‌گوید: باید به این مساله دقت کرد که در دهه 60 انفجار جمعیتی داشتیم، به‌همین دلیل هرم جمعیتی ما در متولدان دهه 60 متورم شد. این تورم در هرم جمعیتی در گروه‌های سنی بعدی ادامه می‌یابد و در این بین اگر به آمار جمعیت مانند گذشته اضافه نشود از پایین هرم از تورم کاسته می‌شود.

وی یادآور می‌شود: به این شکل در دهه70 با کمبود کلاس و مدرسه روبه‌رو شدیم، چون حدود 18 میلیون دانش‌آموز داشتیم، اما قبل از آن آمار دانش‌آموزان حدود 14میلیون بود. در واقع این افزایش نتیجه تورم جمعیتی در دهه 60 بود. افزون بر این اکنون تعدادی از کلاس‌های دانشگاه‌ها خالی است، اما دلیل آن کاهش تقاضا برای ورود به دانشگاه نیست بلکه جمعیت آماده ورود به دانشگاه کشور کم شده است.

به گفته دکتر حسینی، این قضیه در ماجرای ازدواج نیز صدق می‌کند. در واقع بخشی از کاهش عدد ازدواج را باید به حساب تورم جمعیتی در دهه 60 گذاشت.

این در حالی است که برای بررسی و تحلیل دقیق‌تر روند رشد ازدواج باید دید چه افرادی در سن ازدواج هستند، اما هنوز ازدواج نکرده‌اند.

حمایت از خانواده‌ها فراموش شده

عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که از منظر جامعه‌شناسی برای حمایت از خانواده و تشویق جوانان برای ازدواج باید چه کرد، می‌افزاید: چند سال است در این زمینه کاری انجام نداده‌ایم. در دنیای مدرن که متفاوت با دنیای کشاورزی است مسئولیت افراد با دولت و نظام‌های حکومتی است، یعنی تحصیل شهروندان، شغل‌یابی و کسب درآمد مشروع برخلاف جامعه کشاورزی و دامداری که به عهده خانواده و قبیله بود، به عهده دولت‌هاست.

دکتر حسینی تصریح می‌کند: دولت و قانونگذاران ما تاکنون به وظیفه خود عمل نکرده و مطابق با دولت مدرن عمل نمی‌کنند، در واقع نگاه آنها به این شکل است کارمندی که در شرف بازنشستگی است هزینه عروسی و مسکن فرزندانش را تامین کند، اما این شدنی نیست.این درحالی است که باید تاکید کرد در دنیای کنونی فرزندان خانواده‌ها بیشتر به جامعه تعلق دارند تا خانواده‌ها، برای نمونه جوانان زیادی اکنون فارغ‌التحصیل شده و به جامعه خدمت می‌کنند، اما اگر والدین آنها کشاورز بودند این جوانان باید روی زمینی که به خانواده تعلق داشت کار می‌کردند و سود فعالیت آنها به خانواده‌ها برمی‌گشت، اما اکنون تمام تلاش تربیتی والدین به نفع جامعه است، بنابراین جامعه باید برای رفع مشکلات جوانان سرمایه‌گذاری کند و این ماجرا از طریق سرمایه‌گذاری دولت و قانونگذاران شکل می‌گیرد.

ازدواج پشت کوه مشکلات

مریم نجابتیان، مدیر گروه مشاوره وزارت ورزش و جوانان نیز ​ درباره دلایل منفی شدن رشد ازدواج در کشورمان عنوان می‌کند: بخشی از این مساله جهانی است و مختص کشور ما نیست، زیرا دنیا مقداری به سمت تجردگرایی می‌رود، یعنی قبلا فرهنگ جمع‌گرایی بود، اما اکنون گرایش به فردمحوری است برای زندگی راحت‌تر.

در این میان بخشی از علت کاهش آمار ازدواج ویژه کشورمان است، نجابتیان دراین باره می‌افزاید: مشکلات اقتصادی موجود سبب شده جوانان برای تهیه شغل و مسکن دچار مشکلات بیشتری شده و نسبت به ازدواج کم‌رغبت شوند.

این در حالی است که تا مدتی قبل نیز والدین نقش پررنگ‌تری در ازدواج جوانان داشته و احساس مسئولیت بیشتری می‌کردند، به این شکل که در انتخاب همسر و حمایت مالی از جوانان فروگذار نبودند، اما اکنون شرایط‌شان به‌گونه‌ای است که خانواده‌ها قادر به چنین حمایت‌هایی نیستند.

نجابتیان خاطرنشان می‌کند: در کشورمان رواج فناوری‌هایی مانند ماهواره و دنیای مجازی نیز به شکلی است که جوانان را نسبت به ازدواج دلسرد کرده، افزون بر این آمار بالای طلاق نیز در بین جوانان این نگرانی را به‌وجود آورده که ممکن است زندگی آنها نیز به طلاق ختم شود به همین دلیل در تصمیم‌گیری برای ازدواج مردد می‌شوند. علاوه بر این باید یادآور شد ازدواج در کشورمان آسان نیست، زیرا رواج چشم و همچشمی و برخی رسوم اشتباه سبب شده هزینه زیادی در ابتدای زندگی مشترک به جوانان تحمیل شود.

پای لنگ آموزش

افزون بر این، بررسی علت افزایش طلاق و کاهش آمار ازدواج از دیدگاه روان‌شناختی نیز گواهی است بر عملکرد وضعیت نظام آموزشی کشور، زیرا براساس آماری که برخی مسئولان ارائه می‌کنند بیشتر طلاق‌های زوجین در پنج سال اول زندگی مشترک آنها رقم می‌خورد.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت آنها برای آغاز زندگی مشترک آماده نمی‌شوند، زیرا ساده‌ترین مسائل برای آنها تبدیل به بحران شده و تنها راه نجات را پاک کردن صورت مساله یعنی طلاق می‌دانند.

این در حالی است که چنانچه نظام آموزش کشور به معنای واقعی افراد را پرورش داده و به آنها توانایی حل مساله را آموزش دهد، آمار طلاق کاهش یافته و ازدواج‌های آگاهانه بیشتری در کشور اتفاق می‌افتد.

مجردان به روایت آمار

جمعیت افرادی که در سن ازدواج قرار دارند، اما مجرد باقی مانده‌اند، حدود 11 میلیون و 240 هزار نفر برآورد می‌شود، پنج میلیون و 570 هزار از این آمار را مردان20 تا 34 ساله تشکیل داده و خانم‌های 15 تا 29 ساله نیز پنج میلیون و 670 هزار نفر دیگر این آمار هستند، این در حالی است که براساس آمار یک میلیون و 300 هزار دختر و پسر30 تا 49 ساله نیز در کشور وجود دارند که هنوز مجردند یا حدود 152 هزار نفر نیز از سن تجرد قطعی یعنی 49 سالگی عبور کرده‌‌اند.

در این بین مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر روز جوانان را از ازدواج دورتر می‌کند، به همین دلیل نباید جوانان را به ازدواج‌گریزی متهم کرد، زیرا آنچه آنها را نسبت به ازدواج دلسرد کرده، مشکلاتی است که روزبه‌روز به تعداد آنها اضافه می‌شود.

فرصت و تهدید؛ 2 روی سکه نوجوانی

امروز روز نوجوان است؛ روز گروهی از افراد جامعه که برخی از دغدغه‌ها و نیازهایشان میان مسئولیت‌های سازمان‌ها و نهادهای مختلف گم شده است و حتی گاهی این بی‌توجهی سبب می‌شود برخی والدین نیز با دنیای آنها غریبه باشند. به همین دلیل آنها گاهی به بی‌مسئولیتی، توجه بیش از حد به گروه همسالان و عصیانگری متهم می‌شوند. اما نوجوانی، دورانی طلایی است که در آن هویت شخص شکل می‌گیرد و اگر از سوی مسئولان و والدین جدی گرفته شود، نسلی پویا تربیت می‌شود که می‌تواند آینده‌ای بهتر بسازد.

به دلیل نبود برنامه ای مشخص، این روزها نوجوانان کشور در خوشبینانه ترین حالت یک هدف را دنبال می کنند و آن هم چیزی نیست جز گذشتن از سد کنکور اما عبوراز این سد نیز پایان مشکلات آنها نیست، بلکه مرحله ای است که شخص با چالش های بیشتری روبه رو می شود. در واقع نوجوانان پس از ورود به دانشگاه با چالش هایی نظیر بحران هویت و درک معنای زندگی رو به رو می شوند در صورتی که اگر والدین و نظام آموزشی کشور زمینه رشد همه جانبه نوجوانان را فراهم کنند و برنامه ای جامع برای آنها داشته باشند، قبل از رسیدن به دانشگاه نوجوانان این مسائل را برای خود حل و فصل خواهند کرد.

نوجوان، سردرگم

مشکل دیگر دوران نوجوانانی را باید در نبود هدف جست وجو کرد، زیرا نوجوانی سن هدف گذاری فرد برای دوران بزرگسالی است؛ اما تنها هدفی که اکنون والدین و مسئولان برای نوجوانان در نظر دارند، درس خواندن است.

دکتر سوسن علیزاده فرد، روان شناس درباره مشکلات نوجوانان در کشور به جام جم می گوید: نوجوانان تنها هدف زندگی خود را درس و کنکور می دانند. به این ترتیب، تک بعدی رشد می کنند و در صورت موفقیت در کنکور نیز دچار بحران های دیگری می شوند. زیرا گذشتن از سد کنکور برای آنها خیلی بزرگ جلوه داده شده است. وقتی نوجوان از این سد می گذرد، متوجه می شود واقعیت زندگی با هدف آنها متفاوت است؛ پس احساس می کند در خلأ رها شده و در پی آن، سوال هایی درباره هویت و زندگی مطرح می شود. این سوال ها باید در دوره نوجوانی مطرح می شد، اما نوجوانان ما به دلیل سیاستگذاری ها نامناسب خیلی دیر به این مرحله می رسند.

درواقع والدین و نظام آموزشی کشور باید کمک کنند نوجوانان با توجه به علایق، استعداد و امکانات شان هدف های متنوعی در زندگی داشته باشند.

نوجوانی و گریز از مسئولیت

یکی دیگراز مشکلاتی که خانواده ها با نوجوانان دارند مسئولیت پذیر نبودن آنهاست. مسئولیت پذیری، فرآیندی است که قبل از دوره نوجوانی باید به آن پرداخت. درواقع خانواده ها باید از کودکی ریشه های مسئولیت پذیری را در کودکان خود به وجود آورند. در صورتی که امروزه والدین با محبت های بیش از حد به کودکان خود آسیب می زنند و آنها را مسئولیت پذیر بار نمی آورند.

کیهان نیا:

برخی خانواده ها نوجوانان را در فضای مجازی رها کرده و از آنها اطلاع کافی ندارند. این موضوع سبب شده نوجوانان آسیب پذیرتر شوند

علیزاده فرد خاطر نشان می کند: باید به این نکته نیز توجه داشت مسئولیت هایی که نوجوانان تصور می کنند به عهده آنهاست با خواسته های خانواده ها متفاوت است.

نباید فراموش کرد نوجوانی سن توجه بیش از حد به گروه همسالان است و به همین علت، نوجوانان وظایف خود را در قبال گروه دوستان به درستی انجام می دهند، اما خواسته های والدین را چون قبول ندارند، اجرا نمی کنند. این مشکل ریشه در هدف گذاری برای نوجوانان دارد، زیرا فاصله خانواده با نوجوانان زیاد شده است. به همین دلیل والدین فقط از نوجوانان درخواست دارند آن هم بدون این که از فضا و دنیای آنها اطلاعات مناسبی داشته باشند.

نوجوانی در بند فضای مجازی

در سال های اخیر با رشد فناوری و نبود آگاهی های لازم دراین حوزه، خانواده ها دستخوش آسیب و تغییر شده اند، زیرا دسترسی به دنیای مجازی راحت تر شده و نوجوانان به دلیل کنجکاو بودن، جذب اینترنت می شوند و چون از آسیب های احتمالی اطلاعی ندارند خیلی زود خود و خانواده را دچار مشکل می کنند.

دکتر اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده دراین باره به جام جم می گوید: متاسفانه بخشی از خانواده ها از این موضوع غافل هستند و نوجوانان را به حال خود رها می کنند. برخی والدین بر این باورند که فضای مجازی نوجوانان را سرگرم می کند تا آنها به کارهای خود رسیدگی کنند.

به علاوه عده کمی از نوجوانان از فضای مجازی به درستی استفاده می کنند؛ به عنوان مثال برای آموزش از آن بهره می برند، اما نباید فراموش کرد بیشتر نوجوانان فقط برای سرگرمی از رایانه و اینترنت استفاده می کنند.

علیزاده فرد:

کنکور نباید تنها هدف زندگی نوجوانان باشد زیرا به این شکل اشخاص تک بعدی رشد می کنند و در آینده دچار بحران های دیگری می شوند

کیهان نیا معتقد است خانواده ها در این میان مرتکب خطا می شوند. او می افزاید: برخی والدین در دنیای مجازی، نوجوانان را به حال خود رها می کنند و برخی دیگر برای بالا بردن سطح آگاهی خود نسبت به فضای مجازی تلاش نمی کنند، زیرا هرچه آگاهی آنها بیشتر شود بهتر می توانند نوجوانان را در این مسیر کنترل کنند. به گفته او بی توجهی نسبت به این مساله سبب شده سن انحراف، جرم و اعتیاد پایین بیاید. این در حالی است که خانواده قوی ترین، موثرترین و نزدیک ترین الگو برای نوجوان است و چون بیشتر خانواده ها اکنون به سمت فضای مجازی جذب شده اند نوجوانان و کودکان نیز از آنها الگو می گیرند و آسیب می بینند.

رسیدگی به نوجوان روی کاغذ

در کشورمان ارگان یا وزارتخانه مشخصی وظیفه رسیدگی به امور نوجوانان را به عهده نمی گیرد. دراین میان وزارت آموزش و پرورش فقط به درس و مشق نوجوانان پرداخته و برای بهبود دیگر جنبه های زندگی جوانان آن طور که باید تلاش نمی کند. معاونت ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان نیز برای رسیدگی به امور جوانان با مشکل روبه روست و رسیدگی به امور نوجوانان را وظیفه خود نمی داند.

کیهان نیا در این باره تصریح می کند: متاسفانه در کشورمان روی کاغذ تمام وزارتخانه ها و نهادها، برنامه ریزی لازم برای حمایت از خانواده ها وجود دارد، اما بیشتر جلساتی که مسئولان برگزار می کنند، محصولی ندارد. به همین دلیل حتی نتوانسته ایم اسباب سرگرمی مناسب برای اوقات فراغت نوجوانان فراهم کنیم یا دست کم به آنها مشاوره مناسب بدهیم.

این در حالی است که باید در مدارس، مشاوری ویژه حضور داشته باشد تا در صورت نیاز مشکل نوجوانان را برطرف کند؛ ولی در کشورمان فقط مشاور تحصیلی در مدارس وجود دارد که دسترسی به او نیز برای تمامی نوجوانان میسر نیست.

تربیت نوجوان

با توجه به این که اکنون بیشتر خانواده ها به تک فرزندی روی آورده اند باید نکات لازم را نیز برای تربیت کودک خود در نظر بگیرند، زیرا وقتی کودکی از نعمت داشتن خواهر و برادر محروم می شود می تواند آسیب پذیرتر باشد. کیهان نیا در این باره عنوان می کند: اگر خانواده ها به شکل تمام و کمال در خدمت کودکان خود باشند و نیازهای آنها را برطرف کنند کودک مانند گلی که در گلخانه رشده کرده پرورش می یابد و خارج از گلخانه آسیب خواهد دید. چنین نوجوانانی با وارد شدن به جامعه دچار سرخوردگی می شوند، زیرا همان انتظاری را که از والدین خود دارند از دوستان و اطرافیان نیز انتظار می رود؛ اما چون این افراد به اندازه پدر و مادر نوجوان را دوست ندارند، خواسته های شخص را برآورده نمی کنند. به این ترتیب نوجوان سرخورده، گوشه گیر و بهانه گیر می شود و نمی تواند با جامعه خود ارتباط برقرار کند. بنابراین والدینی که یک فرزند دارند باید در تربیت او دقت لازم را داشته باشند.

نوجوان و اوقات فراغت

با توجه به این که نوجوانان آینده ساز کشور هستند، باید روی مسائل آنها تمرکز بیشتری کرد . دراین دوره هویت شکل می گیرد و اکنون نیز بیشترین مشکل نوجوانان و جوانان، بحران هویت است و متاسفانه خانواده ها و مسئولان به این مساله توجه ندارند. در این میان، سرگرمی نوجوانان نیز مطرح می شود. نوجوانی دوره ای است که زمینه هایی از کودکی و خواسته هایی از بزرگسالی در اشخاص دیده می شود، بنابراین سرگرمی و اوقات فراغت دراین دوران نقش قابل توجهی دارد. نبود امکانات مناسب سبب شده خانواده ها دغدغه اوقات فراغت نوجوانان را داشته باشند و آن را مشکل بزرگی بدانند. اکنون نوجوانان اوقات فراغت خود را در خلوت سپری می کنند و به فضای مجازی وابسته شده اند درحالی که این فضا برای خانواده ها و مسئولان قابل کنترل نیست.

 

از اعتیاد نوجوانان تا دوستی با آنان

نوجوانان بسیار کنجکاو هستند، به همین علت ممکن است به سمت آسیب‌هایی مانند سیگار یا مواد مخدر کشیده شوند؛ اما به جز کنجکاوی، دلایل دیگری را نیز می‌توان ذکر کرد، برای نمونه نوجوان تمایل دارد بگوید بزرگ شده و علاقه دارد کارهای ممنوع را با نیت کسب هیجان انجام دهد.

 

 علاوه براین، تاثیر گروه دوستان و ارزان و در دسترس بودن سیگار و مواد مخدر را نیز می توان از دلایل دیگر تمایل برخی نوجوانان به مصرف مواد مخدر دانست. گاهی مصرف مواد مخدر از سوی نوجوانان به دلیل اعتراض صورت می گیرد. در این مواقع والدین باید با نوجوانان صحبت کنند، یعنی پدر و مادر باید در کمال آرامش مضرات سیگار یا هر نوع مواد مخدر را به نوجوانان اطلاع دهند.

باید توجه داشت اگر والدین دراین مواقع رفتار تندی از خود نشان دهند، سبب زیرزمینی شدن رفتار نوجوان خواهند شد، یعنی شخص تمام تلاش اش را به کار می گیرد تا خانواده اش از کارهایی که انجام می دهد آگاه نشود. برای ایجاد رابطه بهتر با نوجوان والدین باید سعی کنند با کودک خود دوست شوند.

دوستي با نوجوانان

بیشتر والدین تصور می کنند با نوجوانان خود دوست هستند، به همین دلیل فرزندشان آسیب کمتری خواهد دید. برای دوستی واقعی با نوجوانان، والدین باید نکاتی را رعایت کنند. در واقع والدین نباید به شکلی رفتار کنند که احترام آنها از بین برود یا اقتدار آنها بر فضای دوستی حاکم باشد. دوستی با نوجوانان زمانی شکل می گیرد که والدین بتوانند اعتماد آنها را به دست بیاورند. به عبارت دیگر وقتی نوجوان به این باور برسد که پدر یا مادرش اسرار او را حفظ می کند و یا او را سرزنش نمی کند با آنها دوست خواهد شد.

 

موانعی‌ که بر‌چیده نمی‌شود

سهيل معيني15 اکتبر، 23 مهر روز جهانی عصای سفید، مظهر و نماد اعتمادبه‌نفس و استقلال نابینایان و کم‌بینایان جهان است.‌امروزه به حکم و پشتوانه آمار شاهدیم افراد نابینا و کم بینا، تحصیلکرده ترین گروه دارای محدودیت های جسمی و حسی کشورند، به گونه ای که حضور بسیاری از آنان در پست های کارشناسی، کادرهای آموزشی و سطوح مختلف مدیریتی به هیچ عنوان بعید نیست و از جلوه های روزانه زندگی اجتماعی ماست، اما این گروه برخلاف برخورداری از استعدادهای مشابه با سایر افراد و در وجه غالب با اراده هایی مصمم تر از سایر آحاد، نیازمند ایجاد فرصت های برابر برای به ثمر نشاندن سرمایه های تخصصی خود هستند.

15 نابینایان و کم بینایان به تبعیض مثبت نیاز ندارند، آنچه سقف خواست آنهاست، برچیدن موانع بر سر راه رشد و مشارکت آنها در همه عرصه هاست؛ چه موانع فیزیکی در محیط های شهری و چه موانع حقوقی که امکان رقابت مساوی را از آنان می گیرد. رفع این موانع، مهم ترین درخواست های جامعه نابینایان و کم بینایان کشور از دولت، نهادهای عمومی و جامعه است.

به این اعتبار، مهم ترین اولویت های نابینایان و کم بینایان که متاسفانه هنوز حل آنها روی کاغذ مانده و در مقام عمل رفع نشده اند، عبارتند از: 1 ـ ایمنی در تردد و تحرک، 2 ـ ایجاد فرصت های اشتغال پایدار، 3 ـ دسترسی به منابع آموزشی، 4 ـ فرصت های برابر برای مشارکت اجتماعی.

در حالی که تمام قوانین حمایتی بر حذف موانع برای مشارکت کامل افراد معلول از جمله نابینایان تاکید دارند، برخی تفاسیر از قوانین کشور در این خصوص موانعی جدی برای مشارکت افراد نابینا و کم بینا ایجاد می کنند؛ از جمله ماده 28 قانون عمومی انتخابات که بر اساس آن، نابینایان به دلیل تفسیر از این ماده مبنی بر ناتوانی در خواندن و نوشتن، قادر به نامزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی نیستند.

سهیل معینی

مدیرعامل انجمن باور

ندیدن، دلیل نرسیدن نیست

امروز، روز جهانی عصای سفید است؛ روزی که باید در کنار تلاش برای بازگو کردن مشکلات نابینایان به توانایی آنها نیز پرداخت؛‌ توانایی‌هایی که اگر جدی گرفته شود و با حمایت اطرافیان به مرحله بلوغ برسد، می‌تواند ضعف بینایی آنها را جبران کند. امروز دراین صفحه، کنار پرداختن به مشکلات عمده این افراد، گوشه ای از زندگی آنها روایت می شود که در کنار ضعف نابینایی با مشکلاتی که اغلب مردم برای آموزش و یافتن شغل با آن روبه رو هستند، دست و پنجه نرم کرده و توانسته اند توانایی هایشان را به اطرافیان خود ثابت کنند و اکنون از موقعیت شغلی و اجتماعی مناسبی برخوردار باشند.

زندگی اش با دنیای خبر گره خورده است. بیشتر اوقات روز را به بررسی خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی بین المللی می پردازد تا از دنیای خبر عقب نماند و بتواند با کمک همکارانش ـ که حدود 25 نفر هستند ـ نیاز مخاطبان را برآورده کند. این حکایت این روزهای امیرحسین سلیمانی، سردبیر بخش بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان است.

امیرحسین برای این که از دیگر رقیبان رسانه ای عقب نماند، باید تلاش بیشتری کند، زیرا او در کنار محدودیت هایی که اغلب روزنامه نگاران با آن روبه رو هستند، باید برای جبران نابینایی اش بیشتر تلاش کند؛ تلاشی که تاکنون نتیجه بخش بوده و توانسته توانایی هایش را به مدیران مجموعه ای که او در آن مشغول است، ثابت کند.

یک روز کاری

روز کاری برای سلیمانی از 5 و 20 دقیقه صبح شروع می شود. او باید 6 و 10 دقیقه سوار سرویس شود و خود را به محل کارش برساند.

آقای سردبیر درباره یک روز کاری اش می گوید: حدود 6 و 45 دقیقه صبح پشت میزکارم هستم و با روشن کردن رایانه کارم را شروع می کنم. چون همکاران او در چند شیفت به شکل شبانه روزی فعال هستند، سلیمانی صبح کاری اش را با مرور خبرها و گزارش هایی که همکارانش در شیفت شب تهیه کرده اند، آغاز می کند. به این ترتیب او خبرهای روز دنیا را رصد می کند تا با رسیدن همکارانش به محل کار، وظیفه هر شخص و گروه از قبل مشخص باشد و بدانند باید چه خبرها و گزارش هایی را آماده یا ترجمه کنند.

سلیمانی می گوید: روند خواندن، بررسی و مقایسه خبرها و انتخاب خبرهای برتر برای پیامک شدن تا 5 یا 7 عصر ادامه پیدا می کند. به این ترتیب، آقای سردبیر در پایان کار دوباره با سرویس به خانه برمی گردد، اما کار او هنوز تمام نشده، زیرا در خانه نیز از راه دور باید خبرها را بررسی کند و هر جا نیاز باشد، به همکارانش نکاتی را یادآور شود. به گفته خودش او تا 12 شب نیز با خبرها سر و کله می زند.

گوش هایی که حکم چشم دارند

سلیمانی برای کار بهتر، از فناوری نهایت بهره را می برد، زیرا رایانه اش به سیستم گویا مجهز است، به این شکل که نرم افزار نصب شده روی رایانه اش متن های مورد نیازش را به زبان های مختلف برای او می خواند. او ادامه می دهد: سرعت خواندن نرم افزار در اختیار خودم است و حتی می توانم متن را خط به خط یا حرف به حرف گوش کنم. آقای سردبیر همه خبرها،گزارش ها و ترجمه هایی را که همکارانش تهیه می کنند، می شنود و هر کجا لازم باشد، ایراد ها را بر طرف می کند.

سلیمانی : بخشی از موفقیتم به دلیل اصرار خودم بود و بخشی نیز به اعتماد دوستان برمی گردد تا مدیران به من اعتماد کرده و این فرصت را در اختیارم بگذارند

بسته به تحولات و دنیای اخبار، کار سلیمانی و همکارانش افزایش پیدا می کند، اما به شکل میانگین آنها روزانه یکصد خبر و گزارش آماده می کنند. به گفته او بخش بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان حدود 25 نفر نیرو دارد.

علاوه بر این، سلیمانی بخش ویژه خبری به نام مجله خبری توانا را نیز اجرا می کند. این برنامه از شبکه خبر پخش می شود. او در این باره توضیح می دهد: به عنوان مجری در این برنامه فعالیت می کنم. برای این کار متن اخباری را که در حوزه آخرین تحولات معلولان کشور و جهان است، به شکل بریل آماده می کنم تا موقع اجرا به مشکل بر نخورم. این برنامه، سه شنبه شب ها ساعت 11 و 15 دقیقه از شبکه خبر روی آنتن می رود.

تلاش، رمز موفقیت

امیرحسین متولد 59 است. او که مادرزادی نابیناست، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. سلیمانی حدود 6 سال است با سازمان صدا و سیما همکاری می کند. تا پیش از آن نیز او در سازمان بهزیستی به عنوان مسئول انفورماتیک مشغول بوده است. سلیمانی درباره چگونگی ورود به دنیای روزنامه نگاری می گوید: زمانی که در دانشگاه زبان می خواندم، از خبر غافل نبودم و ترجمه و خبر را دنبال می کردم. به این ترتیب مدتی در نشریه ایران سپید، ستونی ویژه فناوری داشتم که هفتگی منتشر می شد. این ابتدای فعالیت سلیمانی در دنیای روزنامه نگاری بود.

او درباره این که چگونه توانسته مسیرش را به درستی انتخاب کند، می افزاید: پاسخ این سوال آسان نیست. علاوه بر تلاش های مادرم که بسیار تاثیرگذار بود، انگیزه خوبی دارم. نمی توان سختی ها را انکار کرد، اما بر این باورم که با تلاش بیشتر می توان این کمبود را جبران کرد. بخشی از موفقیتم به دلیل اصرار و سماجت خودم بود و بخشی نیز به اعتماد دوستان برمی گردد. برای نمونه مدیرانم به من اعتماد کرده و این فرصت را در اختیارم گذاشته اند. سلیمانی تاکید می کند: بسیاری از نابینایان، افراد توانمندی هستند، اما فرصت نشان دادن توانایی خود را پیدا نمی کنند. علاوه بر این، اواخر دهه 70 فناوری های مناسبی در حوزه رایانه داشتیم که توانست در تحصیل و اشتغال کمکم کند.

آقای نابینا،‌ آقای نیکوکار

635804436611288400نصر الله ابراهیمی، یکی دیگر از نابینایان موفق کشورمان است که در کارهای خیر، گوی سبقت را از بسیاری افراد که توانایی دیدن دارند، ربوده است. او در تشکل‌هایی مانند انجمن نابینایان، کانون ناشنوایان و انجمن نیکوکاران دانشگاه‌ساز فعالیت می‌کند، اما بیشتر تمرکز ابراهیمی بر موسسه خیریه‌ای است که هدف اصلی‌اش، نگهداری از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست است. او در این باره می گوید: در این مرکز خیریه، واحدی نیز برای کمک به نابینایان بازمانده از تحصیل روستایی وجود دارد. به این شکل، ابراهیمی و دیگر نیکوکاران تلاش می کنند این کودکان به چرخه تحصیل برگردند، چون سن این کودکان از سن تحصیل در مدارس بالاتر است، از کمک معلمان داوطلب استفاده می شود تا کودکان نابینا آموزش های لازم را ببینند و پس از پشت سر گذاشتن آزمون های لازم، وارد مدارس بزرگسالان شوند. ابراهیمی، دبیر آموزش و پرورش و دانشجوی دکتری فلسفه دین است. علاوه بر این او به عنوان مشاور مدیرکل بهزیستی سنندج برای بهبود امور معلولان تلاش می کند.

پدر مسئولیت پذیر

چشمان ابراهیمی به شکل مادرزاد ضعیف بود، اما وقتی به هفت سالگی رسید، بینایی اش را از دست داد و البته این عارضه نتوانست او را از مسیر اصلی زندگی خارج کند، چون با کمک پدرش توانست ادامه تحصیل بدهد. آقای معلم که اکنون 50 ساله است، دراین باره می گوید: در روستای گنبد علیا اطراف کامیاران زندگی می کردیم. به همین دلیل پیدا کردن مدرسه ای مناسب برای من دشوار بود، اما پدرم با تمام مشکلاتی که وجود داشت، نگذاشت از تحصیل عقب بمانم.

ابراهیمی :

اوایل که تجربه کاری کمی داشتم با مشکلاتی روبه رو بودم، اما اکنون در مدارس عادی به راحتی تدریس می کنم

پدر ابراهیمی یک بار در شش سالگی، مدرسه ای را برای ادامه تحصیل پسرش پیدا کرد، اما برخی اهالی روستا نگذاشتند پدرش برای بردن او به مدرسه زمان بگذارد. پدرش به صحبت های ناامیدکننده اطرافیان توجه نکرد. به همین دلیل به تلاش خود ادامه داد و مدرسه مناسبی در تهران پیدا کرد. عامل کلیدی در موفقیت ابراهیمی، کسی به جز پدرش نیست. ابراهیمی حدود 12 سال داشت که توانست وارد مدرسه نابینایان شود. ابراهیمی توضیح می دهد: هنگامی که در دبیرستان مشغول تحصیل بودم، بار دیگر پدرم مسیر زندگی ام را مشخص کرد، زیرا یک روز به من گفت پسرم برای بردن تو به مدرسه با مشکلات زیادی روبه رو بودم. بنابراین تلاش کن در آینده به افرادی که مشکلاتی مثل خودمان دارند، کمک کنی. به این ترتیب ابراهیمی به سفارش های پدرش گوش کرد و در کنار تحصیل به فعالیت نیکوکارانه نیز روی آورد.

معلم موفق

آقای معلم این روزها در مقطع دبیرستان، پیش دانشگاهی و در برخی دانشگاه ها دروس مربوط به فلسفه را تدریس می کند.

او درباره نحوه تدریس می گوید: اوایل که تجربه کاری کمی داشتم، با مشکلاتی روبه رو بودم، اما اکنون در مدارس عادی به راحتی تدریس می کنم.

ابراهیمی گاهی از دانش آموزان و دانشجویان برای نوشتن نکات درسی روی تخته کلاس کمک می گیرد، اما در کلاس های درسی که به ویدئو پروژکتور مجهز است، او با استفاده از لپ تاپ دروس را برای دانش آموزان و دانشجویان تشریح می کند. آقای معلم درباره شرایط نابینایان در سنندج عنوان می کند: در محیط شهری، بخشی از پیاده روها مناسب سازی شده، اما هنوز با شرایط مطلوب فاصله دارد. از لحاظ فرهنگی نیز مردم در تمام کشور به معلولان محبت دارند، اما هنوز روش درست برخورد با معلولان نهادینه نشده است. به همین دلیل، بسیاری از مردم نمی دانند مناسب سازی معابر برای معلولان باید چگونه باشد. بنابراین وسایل نقلیه خود را به شکلی پارک می کنند که برای معلولان مشکل ساز می شود.

زبان‌ اشاره؛‌ تکنیکی‌ غیر‌قابل‌ حذف

آموزش و پرورش استثنایی کشور بر استفاده نکردن کم‌شنوایان از زبان اشاره تاکید می‌کند، اما باید گفت زبان اشاره تکنیک بوده و هیچ تکنیکی از نظر علمی قابل حذف شدن نیست. اگر شخصی پس از استفاده از سمعک و کاشت حلزون نتواند مشکل کم‌شنوایی خود را بر طرف کند، ناچار به استفاده از زبان اشاره برای حل مشکلات خود است.حدود یک میلیون و 170 هزار نفر معلول تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند. از این تعداد، حدود169 هزار نفر افرادی هستند که اختلالات شنوایی دارند. البته باید یاد آور شد این آمار تمام معلولان کشور را شامل نمی شود، زیرا این آمار افرادی را شامل می شود که معلولیت شدید دارند.

زهرا نوع پرست، مدیر کل دفتر توانپزشکی سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: سال گذشته از 13 هزار و 500 دانشجوی معلول که تحت پوشش بهزیستی بودند، 2691 نفر آنها اختلال شنوایی داشتند. این آمار سه سال قبل حدود 1900 نفر بود، بنابراین می توان گفت توانبخشی و توجه خانواده باعث تقویت این افراد شده است.

توجه به غربالگری

مشکل اصلی افرادی که از اختلال شنوایی رنج می برند، این است که والدین به موقع از اختلال آنها باخبر نشده اند، زیرا درمان اختلالات شنوایی در دوره کودکی به ویژه نوزادی و شیرخوارگی بهتر به نتیجه می رسد.

مدیر کل دفتر توانپزشکی سازمان بهزیستی کشور تاکید می کند: از خانواده ها می خواهیم پس از تولد کودکشان تصور نکنند کودک مشکل ندارد. آنها باید برنامه غربالگری را جدی بگیرند، چون شایع ترین نقیصه بدو تولد شنوایی است و میزان شیوع این اختلال 2 در 1000 نوزاد متولد شده است. بنابراین اگر خانواده ها به موقع در جریان قرار نگیرند، علاوه بر آسیب دیدن شخص، هزینه های زیادی به جامعه تحمیل می شود. غربالگری شنوایی یکی از خدماتی است که سازمان بهزیستی ارائه می دهد و در بدو تولد نوزادان در تمام استان ها ارائه می شود. به گفته نوعدوست، 60 درصد موالید کشور تحت پوشش غربالگری شنوایی قرار می گیرند و سال گذشته در این غربالگری ها مشخص شد2270 کودک مشکل شنوایی دارند.

وی ادامه می دهد: یکی از خدماتی که بهزیستی ارائه می دهد، کمک هزینه سه میلیون تومانی کاشت حلزون شنوایی است. سال گذشته 1666 نفر کمک هزینه کاشت حلزون گرفتند و اکنون شخصی پشت نوبت دریافت کمک هزینه قرار ندارد. علاوه بر این، 62 مرکز غیر دولتی خانواده و کودک کم شنوا نیز به کودکان زیر شش سال خدمات ارائه می دهند.

این در حالی است که عمل جراحی کاشت حلزون مانند عمل های دیگر ممکن است عوارضی داشته باشد، اما باید تاکید کرد شخصی که عمل کاشت حلزون انجام می دهد شنوا نمی شود، مگر این که بعد از عمل جراحی در دوره های توانبخشی، گفتار درمانی و تربیت شنیداری حضور پیدا کند. تمام این خدمات هزینه بر است و بهزیستی فقط برای کاشت حلزون کمک هزینه پرداخت می کند. بنابر این بسیاری از افراد پس از عمل جراحی کاشت حلزون، شنوایی خود را به دست نمی آورند.

علاوه بر این، خانواده هایی که چنین عمل جراحی انجام داده اند، گلایه هایی نیز دارند. برای نمونه برخی از آنها از به هم خوردن تعادل کودکشان بعد از عمل جراحی شکایت دارند یا بعد از عمل جراحی مشخص شده دستگاه سوخته در گوش کودک کار گذاشته شده و به همین دلیل نیاز به عمل مجدد بوده است. این در حالی است که از خانواده ها باید خواست به خواسته کودک کم شنوا یا ناشنوای خود احترام بگذارند. برای نمونه اگر کودک دوست دارد از زبان اشاره استفاده کند، مانع او نشوند.

ناشنوایان و دغدغه ازدواج و اشتغال

ناشنوایان نیز مانند دیگر افراد جامعه با مشکلات اشتغال و ازدواج دست به گریبان هستند، اما نکته اینجاست که آنها به دلیل این که در برقراری ارتباط با دیگران باید زمان بیشتری بگذارند، برای حل این مسائل با مشکلات بیشتری رو‌به‌رو هستند.

ناشنوایان تمرکز زیادی در کار داشته، اما کارفرمایان تمایل به جذب آنها ندارند، چون بلد نیستند با ناشنوایان ارتباط بگیرند. این درحالی است که برخلاف دیگر معلولان به کارگرفتن ناشنوایان در کارگاه ها آسان تر است و فقط به کمی حوصله نیاز دارد.

باید یاد آور شد، چنانچه کارفرمایی تمایل به جذب ناشنوایان دارد، می تواند به دفتر این انجمن مراجعه کند و با مسئولان این مرکز برای اشتغالزایی ناشنوایان قدم بردارد.

درباره ازدواج نیز ناشنوایان بیشتر تمایل دارند با شخصی ازدواج کنند که کم شنوا یا ناشنوا باشد. نکته اصلی در ازدواج ارتباط است. به همین دلیل این افراد نیز تمایل دارند با شخصی ازدواج کنند که با مشکل آنها کاملا آشنا باشد و درک شان کند. در انجمن خانواده ناشنوایان ایران دفتری تشکیل شده تا مقدمات ازدواج ناشنوایان با یکدیگر را فراهم کند.

برای این کار کافی است ناشنوایان به این دفتر مراجعه و با پر کردن فرم هایی که برای این کار تهیه شده، درخواست خود را مطرح کنند تا مشاوران انجمن با توجه به خصوصیات هر فرد، شخص مناسبی را به او معرفی کنند. به این ترتیب خانواده ها نیز در جریان قرار می گیرند و مقدمات ازدواج زوج های ناشنوا فراهم می شود. سال گذشته 20 زوج ناشنوا به این شکل ازدواج کردند. افراد نیکوکار نیز در صورت تمایل می توانند به انجمن خانواده ناشنوایان ایران مراجعه و با کمک به تسهیل ازدواج این افراد، آنها را به شروع زندگی مشترک تشویق کنند.

امروز‌ ناشنوایان را بشنویم

تقویت تفاوت‌های انسانی، شعاری است که امسال برای روز جهانی ناشنوایان در نظر گرفته شده است؛ افرادی که در جامعه حضور دارند، اما چون ما برای ارتباط برقرار کردن با آنها پیشقدم نمی‌شویم، درک درستی از شرایط آنها نداریم. گاهی ناشنوایان برای رسیدن به ابتدایی‌‌ترین حق خود نیز با مشکل روبه‌رو هستند.ناشنوایان برای آموزش، این روزها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند؛ از هزینه استفاده از رابط (اشخاص مسلط به زبان اشاره) بگیرید تا تصمیم هایی که آنها را در به کار بردن زبان اشاره محدود می کند . دراین مصاحبه اکرم سلیمی مدیرعامل انجمن خانواده ناشنوایان ایران از مشکلات آموزشی به عنوان عمده ترین مشکل ناشنوایان صحبت می کند.

ناشنوایان جامعه با مشکلات زیادی رو به رو هستند. شما به عنوان مدیرعامل انجمن خانواده ناشنوایان، مشکل اصلی این افراد را چه می دانید ؟

بزرگ ترین مشکل به آموزش این افراد مربوط می شود، زیرا سطح آموزشی ناشنوایان اصلا مناسب نیست.

یعنی امکانات مناسبی در اختیار ندارند؟

درست است. امکاناتی که برای آموزش اشخاص عادی در کشور در نظر گرفته می شود، برای افراد ناشنوا چند سطح پایین تر است.

یکی از نیازهای اصلی آموزشی ناشنوایان را می توان افرادی دانست که نقش رابط را ایفا می کنند؟

بله، اولین نیاز آموزشی این افراد را می توان رابط دانست، مساله اینجاست که داشتن رابط به طور طبیعی هزینه بر است.

هزینه رابط چقدر است؟

این افراد، ساعتی 20 هزار تومان دریافت می کنند.

این مبلغ بالا نیست؟

خیلی ها این تصور را دارند، اما رابط باید زمانی که همراه فرد ناشنوا در کلاس درس حاضر می شود، به جای تمام افرادی که در آن جمع حضور دارند، صحبت و گفته های آنها را برای شخص ناشنوا ترجمه کند. بنابراین کار مشکلی انجام می دهد.

کشورهای دیگر، این مشکل را چگونه بر طرف کرده اند؟

در بیشتر کشورها، هزینه رابط از سوی آموزشگاه یا وزارت آموزش و پرورش تامین می شود، اما متاسفانه در کشورمان، هزینه رابط به عهده فرد ناشنواست و خیلی از آنها قادر به تامین چنین هزینه ای نیستند.

مشکل دیگری که برخی خانواده های افراد ناشنوا از آن گله دارند، حذف زبان اشاره است. این مساله به کجا رسید؟

زبان اشاره در حال حذف شدن است. این طرحی است که برخی کشورها آن را اجرا کرده، اما به نتیجه نرسیده اند. متاسفانه در کشورمان نیز قصد دارند طرح سوخته برخی کشورها را اجرا کنند.

دلیل مسئولان برای اجرای چنین طرحی چیست؟

آنها بر این باورند که شخص باید از باقیمانده شنوایی خود استفاده کند، اما به هرحال شخص ناشنوا در این زمینه ضعف دارد و هرچه بخواهد از اندک توان خود استفاده کند، برایش کافی نیست تا بتواند مطالب را درک کند .بنابراین لب خوانی تمام و کمال نمی تواند مطلب را منتقل کند و ناشنوا ها برای درک بهتر موضوع باید از لب خوانی و زبان اشاره همزمان استفاده کنند.

یعنی اکنون اجازه استفاده همزمان از لب خوانی و زبان اشاره به ناشنوایان داده نمی شود؟

در کشور ما تاکید بر لب خوانی است.

چرا لب خوانی کافی نیست؟

برای انتقال مطالب از طریق لب خوانی چند فاکتور باید به درستی رعایت شود. برای نمونه معلم باید به درستی کلمات را ادا کند و تلفظ را درست انجام دهد. علاوه بر این کلمات مشابه نیز در فارسی زیاد است و افراد ناشنوا دچار مشکل می شوند. درک اصطلاحات جدید نیز برای ناشنوایان سخت است. با این حال آموزش و پرورش استثنایی به ناشنواها می گوید از دست هایشان استفاده نکنند.

سلیمی:

حذف زبان اشاره طرح سوخته کشورهای دیگر است، اما متاسفانه در کشورمان سعی دارند آن را اجرایی کنند

در مدارس باغچه بان نیز همین مقررات حاکم است؟

مدارس باغچه بان نیز کماکان دایر است، ولی از زبان اشاره در آنها استفاده نمی شود.

از چه زمانی در کشور تصمیم به حذف زبان اشاره گرفته شده است؟

بیش از ده سال است که ممنوع شده.

با توجه به گذشت این همه سال، آیا مسئولان آموزش و پرورش استثنایی هنوز به این نتیجه نرسیده اند که افراد ناشنوا آسیب می بینند؟

به نظر می رسد هنوز برایشان مشخص نشده است. اکنون کنوانسیون جهانی ناشنوایان که ایران در آن عضو است، تاکید دارد شخص ناشنوا باید خودش شیوه آموزشی را انتخاب کند، اما درکشورمان به زور می خواهند افراد ناشنوا را مجبور کنند از دستان خود استفاده نکنند، در حالی که این کار از سوی آنها ناخودآگاه صورت می گیرد تا بتوانند مطلب خود را بهتر منتقل کنند.

ناشنوایانی که در مدارس عادی درس می خوانند، هنوز با کمبود معلم تلفیقی (معلم آشنا به زبان اشاره) رو به رو هستند؟

یک معلم تلفیقی هفته ای یکبار به دانش آموزان ناشنوایی که در مدارس عادی تحصیل می کنند، سر می زند تا مشکل آنها را بر طرف کند، چون چنین معلمی باید حدود 9 مدرسه را پوشش دهد. به همین دلیل زمان زیادی برای دانش آموزان ناشنوا در اختیار ندارد.

این مساله تاکنون چه مشکلاتی برای ناشنوایان ایجاد کرده است؟

برخی ناشنوایان که اکنون وارد دانشگاه شده اند، تازه متوجه این نکته می شوند که اندوخته علمی شان کافی نیست.

ناشنوایان دانشجو در دانشگاه ها با چه مشکلاتی رو به رو هستند؟

استادان برخی دانشگاه ها تاکید دارند که ناشنواها صدای آنها را در کلاس درس ضبط نکنند. به همین دلیل دانشجویان ناشنوا زمان زیادی از درس را از دست می دهند، چون استادان سریع صحبت می کنند و در بیشتر مواقع بحث های درسی نیز به حاشیه کشیده می شود و ناشنوایان متوجه موضوع نمی شوند یا اگر استاد یک لحظه پشت به دانشجویان حرف بزند، دانشجوی ناشنوا متوجه موضوع نمی شود. این درحالی است که برخی استادان اجازه حضور رابط را در کلاس درس نمی دهند و تاکید دارند فقط شاگردانشان در کلاس حضور داشته باشند.

برای ناشنوایان بازمانده از تحصیل نیز برنامه ای دارید؟

چون آموزش و پرورش استثنایی برنامه ای برای ادامه تحصیل این افراد ندارد، ما برای آنها در 17 شعبه انجمن در کشور کلاس برگزار می کنیم، اما این شعب جوابگوی نیاز آنها نیست.

مهدی آیینی

مشكلات ناشنوايان شنيده نمي شود

شايد نشنيدنشان باعث شده تا ديده نشوند. اين کلمات وصف حال ناشنوايان و کم شنواهاي کشور است که آمار دقيقي از آنها در دست نيست، اين افراد مانند ديگر معلولان جامعه با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم مي کنند، اما ناتواني آنها برخلاف ديگر معلولان سبب شده در برقراري ارتباط با ساير افراد جامعه با مشکلات بيشتري رو به رو باشند، چون ناشنوايان در دنياي ساکت شان هر روز تنهاتر مي شوند و موانع بيشتري بر سر راهشان قرار مي گيرد.
اين روزها ناشنوايان براي رفع نيازهاي ابتدايي خود مانند ارتباط با همنوع، اشتغال و تحصيل مشکل دارند. امروز روز جهاني ناشنوايان و فرصتي است تا به نيازهاي اين افراد که در کنار ما زندگي مي کنند و ديده و شنيده نمي شوند، بيشتر توجه کنيم.
هر سال در سراسر دنيا هفت روز پاياني ماه سپتامبر را به عنوان هفته ناشنوايان در نظر مي گيرند و سعي مي کنند مراسم مختلفي براي بازگو کردن نياز هاي اين افراد برگزار کنند، فدراسيون جهاني ناشنوايان امسال شعار «تقويت جايگاه ناشنوايان در جامعه» را براي اين مناسبت انتخاب کرده تا توجه مسئولان و شهروندان به اين حق طبيعي ناشنوايان بيشتر جلب شود. مسئولان فدراسيون جهاني ناشنوايان سعي دارند در اين هفته افراد بيشتري درباره لزوم شناسايي ناشنوايان در جامعه، کمک به رفع نيازهاي اين افراد، آگاهي نسبت به خطراتي که ناشنوايان را تهديد مي کند، ارتقاي فرهنگ ناشنوايان، اهميت زبان اشاره و توانايي هاي ناشنوايان آگاهي پيدا کنند.

    هزينه کاشت حلزون، 30 ميليون تومان
يحيي سخنگويي، معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي کشور درباره آمار ناشنوايان و کم شنوايان کشور به جام جم مي گويد: آمار دقيقي از معلولان کشور در دست نيست، برخي آمار نيز که به صورت کلي بيان مي شود برحسب آمار سازمان بهداشت جهاني است که براساس آن مي توان نتيجه گرفت 15درصد افراد جامعه را معلولان تشکيل مي دهند.
بايد يادآور شد چنانچه آمار دقيقي از اين افراد در دست باشد مسئولان و سازمان هاي مردم نهاد بهتر مي توانند به اين افراد کمک کرده و نيازهايشان را بر طرف کنند.
سخنگويي درباره عمده مشکلات ناشنوايان در کشور اظهار مي کند: در حيطه ناشنوايان و کم شنوايان با دو مشکل عمده تهيه سمعک و کاشت حلزون رو به رو هستيم، چون سمعک ديجيتال حدود 800 هزار تومان است و هزينه عمل جراحي کاشت حلزون (که در خصوص برخي افراد ناشنوا از طريق تحريک عصب شنوايي حسي عصبي سبب بهبود شنوايي فرد مي شود) نيز براي ناشنوايان و کم شنوايان حدود 30 ميليون تومان مي شود.
نکته اينجاست که تمام اين هزينه ها را نيز سازمان بهزيستي تقبل نکرده و افراد کم شنوا و ناشنوا با توجه به سن و سالشان مي توانند از کمک هاي دولت بهره ببرند در واقع سازمان بهزيستي براي کاشت حلزون کودکان زير چهار سال سه ميليون تومان پرداخت مي کند که سه ميليون تومان سهم خانواده است و 24 ميليون تومان نيز از صندوق ذخيره ارزي به آنها کمک مي شود.
اين در حالي است که 24 ميليون تومان کمک صندوق ذخيره ارزي به افراد بزرگسال تعلق نمي گيرد و فقط مي توانند از سه ميليون تومان کمک هزينه سازمان بهزيستي استفاده کنند.
معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي کشور با بيان اين که سالانه حدود 500 عمل جراحي کاشت حلزون در کشور انجام مي شود، عنوان مي کند: بهزيستي براي بچه ها غربالگري مي کنند و حدود سه سال است که ديگر هيچ کودکي پشت نوبت کاشت حلزون نيست.سال گذشته سه ميليارد تومان اعتبار در اين زمينه اختصاص يافت و به هزار نفر در اين خصوص کمک شد.
به گفته وي، امسال نيز چهارميليارد تومان اعتبار به کاشت حلزون افراد ناشنوا و کم شنوا اختصاص پيدا کرده است.
اکرم سليمي، مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران نيز در گفت وگو با جام جم با بيان اين که کاشت حلزون براي همه ناشنوايان جوابگو نيست، مي افزايد: نکته اينجاست که کاشت حلزون مشکلات خاص خودش را دارد. براي نمونه برخي افراد به دليل سوختن يا تمام شدن باتري اين قطعه دچار مشکل شده اند يا عده اي نيز چون عمل جراحي شان بخوبي انجام نشده، مشکل حرکتي يا روحي پيدا کرده اند. اين در حالي است که بايد گفت عمل جراحي کاشت حلزون مانند ساير جراحي ها خطرهاي خودش را دارد.

    اشتغال ناشنوايان
ناشنوايان نيز مانند ديگر معلولان کشور براي يافتن شغل با مشکل روبه رو هستند، اما نکته اينجاست که کيفيت کار اين افراد مثال زدني است؛ ناشنوايان چون صداي اطراف خود را نمي شنوند حين کار تمرکز بيشتري دارند بنابراين کيفيت کاري که آنها ارائه مي کنند از سطح بالايي برخوردار است.
مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران با اشاره به اين که تعداد ناشنواياني که در رشته هاي گرافيک و فناوري اطلاعات تحصيل کرده و فارغ التحصيل شده اند قابل توجه است، ادامه مي دهد: وقتي نمونه کار ناشنوايان در اختيار مديران شرکت هاي مختلف قرار مي گيرد آنها به استخدام اين افراد علاقه مند مي شوند، اما هنگام مصاحبه استخدام اغلب مديران وقتي متوجه مي شوند شخص ناشنواست و نمي توانند با او ارتباط برقرار کنند از استخدام منصرف مي شوند.
افزون بر اين بايد تاکيد کرد زماني که شخص ناشنوا در شرکت يا سازماني مشغول کار مي شود شانس ارتقاي پست او تقريبا صفر است.
سليمي ابراز مي کند: ناشنوايان چون نمي توانند با مديران خود ارتباط برقرار کنند در سطح اوليه کار باقي مي مانند يا با اين استدلال که اين اشخاص نمي توانند پاسخگوي تلفن باشند پست مديريتي نمي گيرند حتي در سازمان بهزيستي کشور. براي نمونه در اين سازمان شخص ناشنوايي با 11 سال سابقه فعاليت هنوز در دبيرخانه مشغول کار است، همه همکاران او ارتقاي شغلي داشته اند، اما اين شخص چون نمي شنود سال ها در اين پست بايد کار کند.

    زبان اشاره؛ نياز ناشنوايان
ناشنوايان براي ارتباط برقرار کردن با ساير افراد بايد از زبان اشاره استفاده کنند، اما برخي کارشناسان بر اين باورند که اين افراد بايد از طريق لب خواني مشکلات خود را بر طرف کنند. به همين علت آنها نمي گذارند ناشنوايان از زبان اشاره استفاده کنند. در مقابل اين افراد کارشناساني هستند که تاکيد دارند چون ناشنوايان نمي توانند کلمات را درست تلفظ و ادا کنند، ناخودآگاه از زبان اشاره استفاده مي کنند.
مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران بيان مي کند: برخي مي خواهند زبان اشاره را از ناشنوايان بگيرند. براي نمونه سازمان آموزش و پرورش استثنايي به اين سمت حرکت مي کند تا ناشنوايان در کنار افراد عادي قرار بگيرند و در مدارس عادي تحصيل کنند، اما ناشنوايان براي برقراري ارتباط با شخصي که به صداي آنها آشنا نيست بايد در کنار لب زدن از زبان اشاره نيز استفاده کنند.
اين در حالي است که پافشاري سازمان آموزش و پرورش استثنايي روي استفاده نکردن ناشنوايان از زبان اشاره سبب شده برخي ناشنوايان که در مدارس عادي مشغول تحصيل هستند، دوباره به مدارس باغچه بان برگردند.
سليمي يادآور مي شود: زبان اشاره زبان بين المللي ناشنوايان است و بيشتر کشورهاي دنيا از آن استفاده مي کنند، بجز کشورمان که روي لب خواني و گفتار درماني ناشنوايان تاکيد مي کند. اين مساله سبب شده کودکان ناشنوايي که در مدارس عادي درس خوانده اند تقاضاي برگشت به مدارس باغچه بان را مطرح کنند يا براي شرکت در کلاس هاي آموزشي زبان اشاره به انجمن بيايند. آنها با يادگيري زبان اشاره مي خواهند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند.

    نياز ناشنوا به رابط
افراد ناشنوا در کشورمان مي توانند در مدارس و دانشگاه هاي عادي تا هر مقطعي ادامه تحصيل دهند. در اين ميان اين محدوديت که آنها بايد از لب خواني براي فراگرفتن نکات استفاده کنند مشکل ساز شده است. به همين علت اشخاص ناشنوا ناچارند در کلاس هاي درس به همراه رابط حاضر شوند.
رابط شخصي است که پل ارتباطي بين فرد شنوا و ناشنواست، به زبان اشاره تسلط دارد و گفته هاي افراد شنوا را براي شخص ناشنوا به صورت زبان اشاره بازگو مي کند، اما نکته اينجاست که بيشتر ناشنوايان قادر نيستند هزينه هاي رابط را پراخت کنند.
مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران با تاکيد بر اين که ناشنواياني که توان مالي ندارند، نمي توانند از پس هزينه هاي رابط برآيند، خاطرنشان مي کند: رابط ها معمولاساعتي 20 هزار تومان دستمزد مي گيرند،البته با توجه به درس و سختي آن، دستمزد رابط ها بيشتر نيز مي شود، چون آنها بايد مانند استاد تمام نکات را براي ناشنوايان شرح بدهند.
اين در حالي است که بايد تاکيد کرد چنانچه لب خواني شخص ناشنوا نيز در سطح خوبي باشد، او باز هم به رابط نياز پيدا مي کند، چون در برخي دروس اصطلاحات انگليسي و علمي به کار گرفته مي شود و شخص ناشنوا قادر نيست مفهوم اين لغات را از طريق لب خواني درک کند.براي رفع اين مشکل سازمان بهزيستي بايد از رابط ها حمايت کند، زيرا در برخي کشورها رابط ها پست سازماني دارند.

    ناشنواها در شهر
يکي ديگر از مشکلات ناشنوايان مناسب سازي نشدن امکانات شهري با نياز هاي اين افراد است. براي نمونه اين افراد هنگام استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي مانند مترو و اتوبوس به دردسر مي افتند. بارها براي اين افراد پيش آمده که نتوانسته اند در ايستگاه مورد نظرشان پياده شوند،زيرا تمام اتوبوس ها و بيشتر قطارهاي مترو مجهز به تابلوهايي که نام ايستگاه ها در آنها نوشته مي شود، نيست. افزون براين زماني که راهبران قطارهاي مترو به هر دليلي اعلام مي کنند در برخي ايستگاه ها توقف نخواهند داشت ناشنوايان متوجه موضوع نمي شوند و به همين دليل وقت بيشتري از آنها گرفته مي شود.
پاي درد دل افراد ناشنوا که بنشينيد متوجه خواهيد شد اغلب آنها براي گرفتن گواهينامه رانندگي نيز مشکلات زيادي را تحمل کرده اند.
سليمي در اين باره بيان مي کند: دو آموزشگاه براي آموزش رانندگي به معلولان در تهران وجود دارد، اما اين آموزشگاه ها براي ناشنوايان کمترين امکانات را درنظر گرفته اند. چون دايره لغات ناشنوايان محدود است و معمولامربيان در کلاس هايي مانند آيين نامه نکات را سريع تدريس مي کنند، ناشنوايان در يادگيري اين نکات با مشکل رو به رو مي شوند. در چنين شرايطي اين افراد بايد از شخصي به عنوان رابط استفاده کنند و از آنجا که اين آموزشگاه ها تمايلي به استفاده از رابط ها ندارند شخص ناشنوا بايد خودش هزينه رابط را پرداخت کند. مديرعامل انجمن خانواده ناشنوايان ايران ياد آور مي شود: ما بارها با اين آموزشگاه ها مکاتبه کرديم، اما آنها تمايلي به استفاده از رابط ها ندارند و اين شرايط سبب شده برخي ناشنوايان در مدت چهار سال نيز نتوانند در آزمون آيين نامه قبول شوند.
اين درحالي است که چنانچه مسئولان به آموزشگاه هاي ويژه معلولان بيشتري اجازه فعاليت دهند رقابت بين اين آموزشگاه ها ايجاد مي شود و در نتيجه آنها براي جذب متقاضي بيشتر به جذب رابط ها اقدام مي کنند و خدمات بيشتري به معلولان ارائه مي دهند.
بايد يادآور شد مشکلات ناشنوايان آن طور که بايد و شايد تاکنون از سوي مسئولان جدي گرفته نشده، افزون براين سازمان هاي مردم نهادي نيز که در اين حوزه فعاليت مي کنند به دليل مشکلات مالي نتوانسته اند به نيازهاي اين افراد پاسخ دهند. به نظر مي رسد براي رفع اين مشکلات مسئولان بايد از سازمان هاي مردم نهاد حمايت کرده و با برنامه هاي فرهنگي زمينه را براي تغيير ديدگاه برخي نيکوکاران که تمايلي براي کمک به رفع مشکل معلولان ندارند فراهم و آنها را تشويق کنند در مراکزي که براي حمايت از معلولان تشکيل شده حضور پيدا کرده و براي کمک به نيازمنداني که توان بازگو کردن نيازهايشان را ندارند پيشقدم شوند.

  مهدي آييني

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج

کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق در کشور مساله نگران‌کننده‌ای است که کارشناسان بارها نسبت به آن هشدار داده و می‌دهند، برخی از آنها جوانان را به فرار از ازدواج و مسئولیت‌پذیری متهم می‌کنند. اما در مقابل جوانان نیز روی مشکلاتی که مانع ازدواج آنها شد​ه پافشاری کرده و معتقدند در سایه نبود شغل، درآمد، تورم و امنیت شغلی آنها نمی‌توانند برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند به همین دلیل شروع یک زندگی مشترک ممکن است با مشکلات جدیدی برایشان همراه باشد؛ مشکلاتی که به احتمال زیاد خیلی زود رویاهای شیرین آنها را به کابوس طلاق بدل می‌کند.

به مناسبت هفته ازدواج که از چهارم مهر مصادف با اول ذی‌الحجه و سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) آغاز شده موانع ازدواج جوانان را با کارشناسان این حوزه در میان گذاشته و راه‌حل‌های آنها را بررسی کردیم.

سختگیری‌های غیرمنطقی والدین یکی از مشکلاتی است که گریبان زوج‌های جوان را هنگام ازدواج می‌گیرد، برخی پدر و مادرها به دلیل چشم و همچشمی با دیگر اقوام به وضع مالی خود و فرزندشان توجهی نداشته و با برگزاری مراسم پرهزینه و در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین به قول معروف جلوی پای جوانانی که قصد ازدواج دارند، سنگ می‌اندازند.

محسن ایمانی، عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس حوزه ازدواج در این باره به جام‌جم می‌گوید: باید نگرش‌های والدین در برخی موارد تغییر کند، چون سختگیری‌های آنها به یکی از موانع ازدواج جوانان تبدیل شده است. برای نمونه در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین و برگزاری مراسم پرهزینه از این موارد است.

البته سختگیری نکردن به این معنا نیست که نباید حداقل‌ها را در نظر گرفت، زیرا چنانچه توقع و تعادلی در بین نباشد زوج‌ها بخوبی قدر یکدیگر را نمی‌دانند.

نکته اینجاست که اغلب جوانان این روزها برای تهیه شغل با مشکل رو‌به‌رو هستند و آن دست از جوانان نیز که شغل دارند درآمدشان آنقدر پایین است که نمی‌توانند از پس هزینه‌های سنگین ازدواج بربیایند.

ازدواج بی‌مایه فطیر است

شروع زندگی مشترک این روزها با حداقل‌ها نیز مشکل است، برای نمونه چنانچه حداقل‌ها را برای شروع یک زندگی مشترک در نظر بگیریم، باید گفت رهن یک آپارتمان کوچک در حاشیه شهری مانند تهران دست‌کم 30 میلیون تومان آب می‌خورد و در خوشبینانه‌ترین حالت وقتی زوج جوان باید بی‌خیال برگزاری مراسم در تالار و سفر ماه عسل شده و حدود 20 میلیون تومان نیز برای خرید جهیزیه، مهمانی مختصر و خرید‌های ضروری دیگر کنار بگذارند. بنابراین باید تاکید کرد ​ ازدواج آسان که این روزها برخی مسئولان و کارشناسان حوزه ازدواج از آن دم می‌زنند نیز آنقدر آسان نیست. به همین دلیل مسئولان باید فکری برای برطرف شدن این مشکلات کنند.

ایمانی اظهار می‌کند: امکانات جوانان برای شروع زندگی کم است، بنابراین والدین در صورتی که توان مالی دارند باید به جوانان کمک کنند، برای نمونه همان طور که در زمان مجردی حواسشان به جوانان است، چنانچه می‌توانند بعد از شروع زندگی مشترک نیز بهتر است به آنها کمک کنند.

وی با تاکید بر این که در این میان مسائل اقتصادی برای جوانان​ مشکل‌سازتر است وقتی ​ بخواهند با طبقه بالاتری از خود ازدواج کنند، می‌افزاید: مشکلات اقتصادی زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که شخص بخواهد با طبقه بالاتر از خانواده‌اش ازدواج کند، برای نمونه اکنون برخی دختران با این که وضع مالی خانواده‌شان مناسب نیست، می‌خواهند با خانواده‌ای که وضع مالی مناسبی دارد ازدواج کنند یا پسرانی از طبقه متوسط قصد دارند با دختری از طبقه مرفه جامعه ازدواج کنند؛ این طرز فکرها سبب شده مشکلات اقتصادی بیشتر خودنمایی کند.

یه روز خوب می‌آد

مانع دیگری که سبب شده ازدواج جوانان با تاخیر انجام شده و سن ازدواج در کشورمان بالا برود، برخی توقع‌های غیرمنطقی خود جوانان است. برای نمونه بعضی از آنها تصور می‌کنند تا خانه و ماشین نداشته باشند نباید تن به ازدواج بدهند، اما نباید فراموش کرد که با شروع زندگی زناشویی زوج‌ها به کمک یکدیگر بهتر می‌توانند به این اهداف برسند.

عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس یادآور می‌شود: جوانان نباید منتظر بمانند وضع مالی‌شان خوب شود بعد ازدواج کنند، زیرا افرادی که چنین تصوری دارند از سن ازدواج عبور می‌کنند، این در حالی است که با شروع زندگی مشترک خداوند نیز به آنها کمک کرده و مشکلاتشان سریع‌تر حل و فصل می‌شود.

وی با اشاره به این که روابط خارج از عرف جوانان نیز یکی از موانع ازدواج است، خاطرنشان می‌کند: چنین روابطی سبب می‌شود جوانان به سمت زندگی مشترک نروند به همین علت باید آموزش‌های لازم به آنها داده شود.

مساله دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که با افزایش آمار طلاق تعدادی از جوانان تجربه زندگی زناشویی را داشته‌اند و به همین علت براحتی با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کنند، باید تاکید کرد این رفتار به جوانان مجرد نیز سرایت کرده و سبب بی‌میلی آنها نسبت به ازدواج می‌شود.

به گفته وی، برای تغییر نگرش جوانان مسئولان بایدکارهای فرهنگی انجام دهند، برای نمونه استادان دانشگاه باید در این باره توصیه‌های مناسبی به جوانان ارائه و در کلاس‌های درس نکات زندگی را نیز به جوانان آموزش دهند.

حمایت‌های دولت

این در حالی است که مسئولان نیز می‌توانند با کنترل تورم و ایجاد شغل و امنیت شغلی برای جوانان، موانع ازدواج آنها را برطرف کنند. برای نمونه دولت می‌تواند با قبول بازنشستگی پیش از موعد کارمندان یا برخورد با افرادی که اکنون چند شغل و پست دولتی دارند، زمینه را برای اشتغال تعدادی از جوانان بیکار آماده کند.

ایمانی عنوان می‌کند: مسئولان باید به جوانان مسکن ارزان‌قیمت داده و مقدمات صاحبخانه شدن آنها را فراهم کنند.

امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: تمام موانع موجود از سوی دولت قابل حل و فصل نیست، چون اگر دولت همه امکانات را نیز در اختیار داشته باشد، نمی‌تواند مشکل ازدواج نکردن جوانان را برطرف کند، هرچند دولت در ایجاد سبک زندگی نقش دارد که البته اثر غیرمستقیم رفتار دولت‌هاست.

نکته اینجاست که دولت در اعطای کمک‌های اقتصادی به جوانان نیز مشکلات جدی دارد و نتوانسته کارهای لازم را انجام بدهد. برای نمونه وام ازدواج تا مدتی قبل پرداخت نمی‌شد و حالا که دوباره روند پرداخت آن به صورت محدود آغاز شده، مبلغ آن تناسبی با رشد تورم ندارد.

تغییر سبک زندگی

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: اکنون سبک زندگی خانواده‌ها تغییر کرده، توقعات آنها بالا رفته و دیگر تمایلی به برگزاری مراسم ساده ​ جشن ازدواج ندارند. در چنین شرایطی اگر بخواهیم ازدواج آسان را مطرح کنیم، باید طرحی ارائه دهیم که با سبک زندگی حال حاضر خانواده‌ها همخوانی داشته باشد.

مسئولان باید با سرمایه‌گذاری روی برنامه‌های فرهنگی، جوانان و خانواده‌ها را نسبت به عواقب برگزاری مراسم پرهزینه ازدواج آگاه کنند؛ زیرا تعداد زیادی از جوانان به دلیل هزینه‌های غیرمنطقی در سال‌های اول زندگی خود بدهکار شده و روزهای زندگی آنها به جای خوشی و آرامش، تحت تاثیر قسط و بدهکاری‌ها رو به تلخی می‌گذارد.

این در حالی است که وقتی جوانان معنای واقعی زندگی آرام را درک کنند، به این نتیجه می‌رسند که می‌توانند به صورت پله‌ای نیازهای خود را برطرف کنند، به این شکل زوج‌های جوان اصراری برای داشتن خانه و خودرو در شروع زندگی نخواهند داشت.

ایمانی بیان می‌کند: چنین مشکلاتی فرهنگی است، اما نباید فراموش کرد ​ رفع مشکلات فرهنگی و تغییر رفتارهایی اینچنینی به زمان نیاز دارد. برای نمونه در چند سال گذشته خیلی از خانواده‌ها طرفدار برگزاری مراسم پرهزینه شده‌اند و برای تغییر دیدگاه آنها باید کار فرهنگی کرد که به زمان نیاز دارد.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور می‌شود: سبک زندگی به خانواده مربوط است، اکنون فرهنگ فردگرایی در حال شیوع است. برای حل این معضل نیز تمام نهاد‌های حاکمیتی و مردم باید تلاش کنند.

قاضی‌زاده هاشمی برای مثال به وضع خانواده‌ها در زمان جنگ جهانی اول اشاره و خاطرنشان می‌کند: در زمان جنگ جهانی اول حدود شش میلیون ایرانی در مدت چهار سال به دلیل شدت فقر و گرسنگی فوت کردند به همین دلیل جمعیت 26 میلیونی آن زمان کشور به حدود 19 میلیون رسید، اما در همان ایام سن ازدواج پایین بود؛ یعنی با توجه به وجود مشکلات زیاد پاسخ دادن به نیاز ازدواج جوانان اولویت خانواده‌ها بود.

به گفته وی، یکی از اولویت‌های خانواده‌ها باید پرداختن به ازدواج فرزندان باشد، ولی این اولویت با گذشت زمان کمرنگ شده است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این که برای رفع موانع ازدواج چنین مسائلی باید احیا شود، ابراز می‌کند: حل مشکل ازدواج جوانان نیاز به کار آسیب‌شناسی عمیق دارد.

به عمل کار برآید، نه به حرف

چند سالی است ​ در هفته ازدواج مسئولان به مناسبت این هفته نشست‌های خبری برگزار می‌کنند، اما نکته اینجاست که چنین نشست‌هایی گرهی از کار جوانان باز نمی‌کند، زیرا به نظر می‌رسد مسئولان نیز در حد کارشناسان این حوزه عمل کرده و فقط به ارائه توصیه و بیان مشکلات بسنده می‌کنند، ولی وظیفه مسئولان چیز دیگری است، به همین علت جوانان از آنها توقع دارند برای حل مشکلاتشان گام‌های عملی بردارند، زیرا این روزها همه از مشکلات جوانان باخبر هستند و تکرار این نکات دردی از جوانان دوا نمی‌کند.

عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس تصریح می‌کند: برگزاری نشست خبری و دم زدن از مشکلات جوانان​ دردی را دوا نمی‌کند، مسئولان باید خبر از اقدامات واقعی بدهند، مهم است که آنها بگویند چه کارهایی انجام داده و چه کارهایی می‌خواهند انجام بدهند، در واقع مسئولان نباید به توصیه و بیان مشکلات جوانان بسنده کنند، آنها باید با امکاناتی که در اختیار دارند ​ ازدواج را تسهیل کنند.

جوانان از مسئولان توقع دارند در چنین مناسبت‌هایی خبرهایی مانند افزایش وام ازدواج، آسان شدن دریافت کمک هزینه‌ها، ایجاد اشتغال و اختصاص تالارهایی با هزینه کم برای برگزاری جشن ازدواج را بخوانند و بشنوند.

اعتیاد زنان دیده می‌شود، اما جدی گرفته نمی‌شود

آمار‌های نگران‌کننده‌ای درباره اعتیاد در کشورمان منتشرشده و می‌شود، هر چند این معضل از دیرباز در کشورمان وجود داشته، اما شرایط خاص جامعه سبب شده در چند سال اخیر روند این آسیب سرعت بیشتری به خود گرفته و گروهی از جامعه را درگیر کند که تا مدتی قبل برخی از کارشناسان و مسئولان به اشتباه تصور می‌کردند آنها نسبت به اعتیاد از حاشیه امنی برخوردارهستند؛ درباره آمار نگران‌کننده اعتیاد در بین بانوان حرف می‌زنیم، معضلی که این روزها عیان‌تر از گذشته جامعه را با چالش روبه‌رو کرده و دیگر به مصرف شیشه از سوی بانوان برای لاغری محدود نمی‌شود.

رئیس مرکز تحقیقات سوءمصرف و وابستگی به مواد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در این باره به مهر گفته آمار دختران مصرف کننده روانگردان ها در کشور 500 برابر شده است.

این در حالی است که با نگاهی دقیق تر به جامعه می توان تاکید کرد که سن مصرف مواد مخدر نیز در میان این گروه کاهش چشمگیری داشته، علاوه بر این آمارها می گوید مواد مخدر به طور مستقیم یا غیرمستقیم با علل به زندان افتادن حدود 60 درصد از زنان ارتباط دارد یا گروه قابل توجهی از زنان به دلیل داشتن همسر معتاد گرفتار اعتیاد می شوند، چون همسر آنها برای مناسب کردن شرایط مصرف موادمخدر ترجیح می دهد همسرش را با خود همراه کند.

نکته اینجاست که بانوان نقشی کلیدی در جامعه دارند و چنانچه مسئولان کماکان فقط به هشدار در حوزه آسیب های اجتماعی بسنده کنند، نباید امیدی به حل مشکل آنها داشت، زیرا این شرایط سبب شده در کشور بانک اطلاعاتی جامع و کاملی در این باره وجود نداشته باشد تا پژوهشگران و کارشناسان بتوانند با استفاده از آن برای حل این بحران نسخه ای بپیچند یا حداقل مسئولان رده بالا را از میزان خطر آگاه کنند.

این در حالی است که می توان تاکید کرد که این نگاه عواقب خطرناک دیگری نیز به همراه دارد، برای نمونه باید به نگاه متفاوت جامعه نسبت به زنان و مردان معتاد اشاره کرد؛ این مساله سبب شده زنان معتادی که تصمیم به درمان می گیرند با مشکلات زیادی روبه رو شوند، زیرا در بیشتر مواقع به زنان معتاد برچسب هایی سنجاق می شود که درمان اعتیاد را برایشان مشکل تر می کند.

این نوع طرز فکر به قدری در جامعه ریشه دوانده است که بسیاری از بانوان معتاد هنگام مراجعه به کلینیک های درمانی نیز با مشکل روبه رو می شوند، چون بخشی از اعضای ناآگاه کادر درمانی نیز چنین نگاه اشتباهی دارند.

این ماجرا سبب شده بسیاری از زنان معتاد برای ماندن در خانواده و جامعه رنج اعتیاد را به جان خریده و برای درمان بیماری خود قدم برندارند.

بنابراین باید هشدار داد برای درمان این معضل در کشور ابتدا باید نگاه مسئولان تغییر کند، زیرا تجربه نشان داده پاک کردن صورت مساله چاره کار نیست و تا زمانی که اغلب روش های درمانی مقابله با اعتیاد براساس نیازهای مردان معتاد طراحی و ارائه شود نباید نسبت به کاهش آمار زنان معتاد در کشور امیدوار بود.

مهدی آیینی – گروه جامعه

گم‌شدن آوا و هماهنگی در کنسرت‌های زنده

کنسرت به پایان می‌رسد، اما هیچ کس آن طور که باید و شاید راضی نیست، اگر به سخنان مخاطبان و اعضای گروه موسیقی که در حال ترک سالن هستند گوش دهید، متوجه می‌شوید هیچ کدامشان با رضایت کامل سالن را ترک نمی‌کنند در این میان آنها بیشترین گلایه را از صدابرداری دارند؛ برای نمونه نوازندگان می‌گویند نتوانسته‌اند صدای ساز خود یا سایر اعضای گروه را بشنوند.

مخاطبان هم ادعا می کنند صدای برخی از سازها اصلا به گوش آنها نرسیده است. نکته اینجاست که اعضای گروه ماه ها برای چنین روزی تمرین کرده و وقت گذاشته اند، در مقابل مخاطبان هم هزینه کرده اند و توقع اجرایی موفق و دلنشین را دارند، اما ناهماهنگی در صدابرداری سبب شده زحمات آنها به ثمر ننشیند. نکته اینجاست که نبود صدابرداری مطلوب در کنسرت های زنده مشکلی است که از دیرباز در کشورمان وجود داشته و همیشه یک پای لنگ اجراهای زنده بوده و هست تا آنجا که هرازگاهی بزرگان موسیقی کشور را نیز به واکنش وامی دارد.

این مشکل در موسیقی هایی که به صورت آلبوم منتشر می شود بسیار کمتر به چشم می آید، زیرا موسیقی در استودیو ضبط شده و امکان پالایش صدا با نرم افزارهای متفاوت وجود دارد، اما در کنسرت های زنده این امکان وجود ندارد.

البته در این میان نمی توان همه تقصیر ها را به گردن صدابرداری انداخت، زیرا آگاهی نوازنده از نحوه سونوریته (صدادهی ساز خود) نیز بسیار اهمیت دارد، نوازنده باید بداند هر بخش از ساز او چه حجم صدایی تولید می کند و او باید با چه نیرویی آن را بنوازد. افزون بر این نوازنده باید بتواند همان طور که در ذهن صدای سازش را تصور می کند، آوایی دلنشین را به مخاطب منتقل کند، زیرا برخی نوازندگان تصور اشتباهی از نحوه نواختن خود دارند.

نکته دیگری که روی عملکرد نوازنده تاثیرگذار است، استرس قبل از اجراست که در کنسرت های زنده بسیار دیده می شود، زیرا این روزها در اغلب گروه ها فردی به نام سرپرست گروه به معنای واقعی وجود ندارد، به همین دلیل در بیشتر گروه ها این وظیفه را خواننده یا یکی از نوازندگان به عهده می گیرد، بنابراین دغدغه آنها بیشتر شده و در نتیجه استرس بیشتری به گروه تحمیل می شود. این استرس زیاد سبب می شود نوازندگان نتوانند به خوبی تعامل لازم را با صدابردار برقرار کنند، در نتیجه در همان ابتدای کار ناهماهنگی ها شروع می شود. این در حالی است که چنانچه هر گروه موسیقی اگر یک نفر را که به صدای سازها آگاه است، همراه داشته باشد هنگام صدابرداری مشکلات کمتری خواهد داشت، زیرا در کشورهای موفق در زمینه کنسرت زنده معمولا فردی که به عنوان مهندس صدا شناخته می شود، قبل از اجرا تمام جوانب کار مانند نوع سالن، تجهیزات و آکوستیک مورد نیاز را بررسی کرده و شرایط را برای اجرایی بی نقص مهیا می کند.

صدابرداری و ساز ایرانی

این در حالی است که در کشورمان تاکنون درباره فن صدابرداری از سازهای ایرانی پژوهش یا بررسی تخصصی و علمی صورت نگرفته به همین دلیل مشکلات زیادی در کنسرت های گروه های سنتی کشور به چشم می آید برای نمونه ساز عود و بربط سازهایی هستند که کاسه طنین بزرگی دارند و هنگام صدابرداری اگر فاصله مناسبی با میکروفن نداشته باشد صدای ناخوشایند «هوم» تولید می کند. افزون بر این تجهیزات موجود در ایران مانند کمپرسور، مانیتور و میکروفن ها نیز با کشورهای موفق در این زمینه اصلا قابل مقایسه نیست، این در حالی است که اگر این تجهیزات در دسترس نیز باشد، کمتر صدابرداری را در کشور می توان یافت که بتواند با آنها کار کند.

افزون بر این تعداد صدابردارانی که در کشور به طور حرفه ای با علم موسیقی آشنا هستند نیز کم است، چون برای صدابرداری مطلوب خود صدابردار باید بتواند نت های موسیقی را در زمان اجرا دنبال کرده و شدت، ضعف و زیر و بم های قطعه های موسیقی را با دستگاه خود تنظیم کند. متاسفانه به این نکته در کشورمان توجه نشده و بسیاری از صدابرداران به صورت تجربی این حرفه را دنبال کرده اند. این ماجرا سبب ایجاد نوعی نبود درک بین نوازنده و صدابردار می شود.

مشکل دیگری که در این بین وجود دارد نبود تعریفی درست از صدابردار در کشور است، زیرا امروزه به شخصی که صرفا دستگاه میکسر دارد و می تواند چند میکروفن را جلوی سازها بچیند صدابردار می گویند. نکته اینجاست که خیلی از صدابرداران نیز در استودیو کار می کنند و قدرت و توانایی کار در کنسرت های زنده را ندارند، زیرا تجهیزات قابل استفاده در استودیو برای صدابرداری با کنسرت زنده بسیار متفاوت است.

نبود سالن مناسب

مساله دیگری که در این بین وجود دارد و نمی توان آن را به پای نوازندگان و صدابرداران نوشت؛ نبود سالن های آکوستیک مخصوص کنسرت های موسیقی در کشور است، زیرا درایران فقط سه سالن وجود دارد که برای موسیقی کلاسیک غربی طراحی شده و آکوستیک آنها به نحوی است که حتی بدون میکروفن هم ارکسترهای کلاسیک در آنها اجرای بی دردسری دارند، ولی سالن های استاندارد برای اجرای کنسرت های پاپ و سنتی ایرانی در کشور وجود ندارد، اگر سالن کنسرتی هم وجود داشته باشد تجهیزات آن محدود است، بنابراین بهتر است به سرپرست و اعضای گروه های موسیقی گوشزد کرد که قبل از اجرا حتما سناریو و نحوه چیدمان سازها را به صدابردار توضیح دهند، آنها باید مشخصات قطعات اجرا را از پیش مشخص کرده و حتی فاصله بین نوازندگان روی صحنه و چگونگی قرار گرفتن میکروفن را نیز از پیش بدانند. با رعایت این نکات و کمک گرفتن از صدابرداری با تجربه می توان اجرایی موفق و به یادماندنی داشت.

گلنوش ملایری / نوازنده و آهنگساز

 

بالا