آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مدارس

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مدارس

اشتراک به خبردهی

جوانان بي مهارت در گود زندگي ضربه فني مي شوند

بی‌مسئولیتی، طلاق عاطفی، دخالت اطرافیان، کمبود مهارت‌های زندگی و اعتیاد از مسائل عمده‌ای است که این روزها زندگی جوانان را با چالش رو به رو کرده ؛ مشکلاتی که تحکیم خانواده را نشانه رفته و سبب شده 50 درصد ازدواج‌ها در پنج سال اول زندگی مشترک به طلاق ختم شود.

نکته اینجاست که دراین بین نمی توان فقط جوانان را مقصر دانست؛ زیرا برنامه های والدین، اولیای مدارس و مسئولان دانشگاه نیز برای آماده شدن جوانان برای زندگی هدفمند نیست، به همین دلیل زمینه برای شکست جوانان فراهم شده و بسیاری از آنها به محض برداشته شدن چترهای کوچک حمایتی، در گود زندگی ضربه فنی می شوند.

جوانان برای زندگی آماده نبوده و آماده نیز نمی شوند، این حقیقت تلخی است که خانواده ها، مدارس و دانشگاه ها نمی توانند از زیربار مسئولیت آن شانه خالی کنند؛ زیرا به طور قطع می توان گفت آنها چیزی برای رفع این نیاز جوانان در چنته ندارند.

برای نمونه این روزها پدران آنچنان سرگرم تهیه وسایل رفاهی شده اند که از تربیت و پرورش خانواده های خود غفلت می کنند. به زبان ساده تر می توان گفت برای پدران و برخی مادرانی که وظیفه تامین نیازهای فرزندان را به عهده دارند تهیه خانه و ویلا، خودرو و گوشی همراه آخرین مدل اولویت اول است و آنها کمتر برای کارآزموده شدن و توانا شدن نسل آینده تلاش می کنند.

نکته اینجاست که والدین آن قدر دغدغه دارند که از نیازهای آموزشی فرزندان خود غافل شده و تمام امیدشان به مدارس و دانشگاه هاست؛ مراکزی که در راه تحقق این هدف از خانواده ها اگر عقب نباشند جلوتر نیستند.

این درحالی است که باید یاد آور شد برخی خانواده ها به حدی درحمایت از فرزندان خود افراط می کنند که دیگر کنترلی روی فرزندان خود ندارند، بنابراین هرگونه رفتار درست آنها نیز از سوی فرزندان دخالت در زندگی تلقی شده و می توان اعتراف کرد زمام زندگی به این شکل از دست جوانان و والدین رها شده است.

مریم نجابتیان، مدیر گروه مشاوره وزارت ورزش و جوانان دراین باره به جام جم می گوید: در گذشته خانواده ها نقش زیادی درهدایت فرزندان خود به عهده داشتند؛ اما این روزها نقش خانواده ها کمرنگ شده است.

این درحالی است که مهارت آموزی جوانان برای خانواده ها باید در اولویت قرار گیرد سپس به فکر بالابردن سطح رفاه فرزندان خود باشند.

تحکیم خانواده با نسل ناز پرورده

با توجه به آموزش هایی که از سوی نهادهای مختلف در اختیار جوانان قرار می گیرد نباید انتظار داشت تحکیم خانواده در کشور با چالش رو به رو نشود و آمار طلاق و ازدواج های ناموفق در کشور رشد نکند.

محمدباقر عبادی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: سبک زندگی به صورت شایسته به دانش آموزان تعلیم داده نمی شود؛ چون بیشتر جوانان یاد نگرفته اند برای آینده خود برنامه ریزی کنند، به همین دلیل خیلی زود به مشکل بر می خورند.

وی به نقش خانواده ها در شکست های جوانان اشاره و اظهار می کند: اکنون در جامعه با این چالش رو به رو هستیم که خانواده ها فرزندان خود را نازپروده بار می آورند، به این شکل که والدین تمام کارهای فرزندان را انجام داده و تاکید دارند که بچه ها فقط درس بخوانند.

البته باید یادآور شد آموزش ها به گونه ای باشد که وقتی فرد به 18 سالگی رسید احساس مسئولیت کرده ودر خانواده وظایفی را به عهده بگیرد؛ اما متاسفانه کم نیستند افرادی که از 30 سالگی عبور کرده اند، اما هنوز از والدین خود پول توجیبی می گیرند.

افزون براین باید تاکید کرد مدارس و دانشگاه ها نیز بیشتر روی مسائل درسی تکیه دارند ؛ دروسی که خیلی کم جوانان را برای زندگی آماده می کنند. باید اعتراف کرد نظام آموزش کشور، جوانان را برای زندگی آینده تربیت نمی کند.

واقعیت اینجاست که در گذشته تربیت جوانان از سوی مدارس و خانواده ها انجام می شد،اما اکنون تربیت جوانان از سوی شبکه های اجتماعی و محیط های بیرون از خانواده، مدارس و دانشگاه ها صورت می گیرد.

درواقع این اختیار از پدر و مادر و اولیای مدارس گرفته شده و آنها کنترلی روی آموزش و تربیت کودکان ندارند.

دلیل این اتفاق را می توان این نکته دانست که والدین و اولیای مدارس همگام با فناوری نتوانسته اند خود را بالا بکشند؛ بنابراین آموزه هایی که تا دیروز کارساز بود، امروز کارگر نیست.

شبکه های اجتماعی، جایگزین خانواده

نکته اینجاست که اکنون جوانان بیشتر اطلاعات و مهارت های خود را در فضای مجازی به دست می آورند، اما چون اطلاعات درستی در اختیارشان قرار نمی گیرد نمی توانند مسائل و مشکلات خود را بدرستی رفع کنند.

این درحالی است که تا مدتی قبل که زندگی محله محور بود، بیشتر جوانان مهارت های لازم را به شکل بومی از افرادی یاد می گرفتند که در محله شناخته شده بودند و برایشان موفقیت جوانان مهم بود.

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه و کارشناس روابط انسانی نیز دراین باره به جام جم می گوید: باید فضای مجازی را به محیطی برای همگرایی تبدیل کنیم زیرا گروه های جوان به جای محله های گذشته در فضاهای مجازی شکل گرفته اند و متاسفانه شخص آگاهی نیز در این گروه ها حضور ندارد تا جوانان را راهنمایی کند.

باید تاکید کرد والدین، معلمان و استادان دانشگاه در کنار جوانان در این گروه ها قرار گرفته تا از ظرفیت این شبکه ها برای مهارت آموزی به جوانان نهایت استفاده را ببرند.

خانواده ها جمع نیستند

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که خانواده های ایرانی اکنون وضع خوبی ندارند،چون ارتباطات اجتماعی در آنها بشدت کاهش یافته است.

برای نمونه اکنون بسیاری از کودکان برخی از بستگان درجه یک و دو خود را نمی شناسند چون با آنها ارتباطی ندارند بنابراین می توان گفت عامل پیوند گروهی در جامعه کنونی ایران آسیب دیده و مدیریتی نیز برای بهبود شرایط وجود ندارد.

بنابراین تحکیم خانواده امری رویایی به نظر می رسد، نکته اینجاست که در مدارس و دانشگاه نیز اوضاع مناسبی حاکم نیست؛ چون جوانان و نوجوانان ترجیح می دهند به جای این که از معلم یا استاد خود بیاموزند، از همسن و سالان خود فرا می گیرند زیرا مدارس و دانشگاه ها نیز دیگر محلی برای همگرایی نیستند.

در چنین شرایطی کودک، نوجوان و جوان تمام آموزش های لازم را از گروه همسالان خود و افرادی می گیرد که تجربه و اطلاعات درست در اختیار ندارند، به همین دلیل مهارت لازم را برای حل مشکلات خود به دست نمی آورند.

دست خالی اقتصاد و فرهنگ

بیکاری و بی توجهی به برنامه های فرهنگی را نیز باید از مشکلات عمده جوانان به حساب آورد که زندگی مشترک آنها را تهدید می کند.

در واقع جوانان برای حل این مشکلات نیز آن طور که باید و شاید آموزش نمی بینند؛ به همین دلیل در پیدا کردن شغل و کسب درآمد به مشکل برخورده یا در زندگی مشترک گرفتار چشم و همچشمی شده و زندگی مشترک خود را به سمت پرتگاه طلاق سوق می دهند.

محمود عسگری،معاون مجتمع قضایی صدر و قاضی پیشین دادگاه خانواده در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: چون برنامه ای برای مهارت آموزی جوانان وجود ندارد اغلب آنها تصور می کنند زمانی که به بلوغ جسمی می رسند، می توانند تشکیل خانواده بدهند، اما جامعه باید شرایطی ایجاد کند تا جوانان همزمان با بلوغ جسمی به بلوغ اجتماعی و اقتصادی نیز برسند.نبود این شرایط سبب شده این روزها جوانان بسادگی ازدواج کنند و به همان سادگی نیز طلاق بگیرند.

آرش دولتشاهی، وکیل دادگاه خانواده نیز در گفت وگو با جام جم عنوان می کند: با توجه به پرونده هایی که بررسی کرده ام می توان گفت 90 درصد طلاق ها ریشه در مشکلات مالی دارد، نکته اینجاست که اگر مشکلات مالی برطرف شود عوامل دیگر طلاق براحتی حل می شود.

این درحالی است که باید یادآور شد نظام آموزشی کشور نیز به شکلی نیست که با مهارت آموزی، جوانان را برای کسب درآمد و پیدا کردن شغل مناسب آماده کند. در واقع اکنون خانواده و جوانان تصور می کنند پیش شرط یافتن شغل مناسب داشتن تحصیلات عالیه است،اما این طرز فکر فقط سبب شده تعداد تحصیلکرده های بیکار در کشورمان به بیش از 40 درصد برسد و آنها پس از ازدواج نیز به کمتر از پشت میزنشینی راضی نشوند.

بنابراین باید تاکید کرد تاکنون حمایت های دولت برای تحکیم و تشکیل خانواده فقط در سه میلیون تومان وام ازدواجی خلاصه شده که هنوز بسیاری از جوانان در صف دریافت آن هستند؛ این درحالی است که بیش از 11 میلیون جوان مجرد زیر 30 سال در کشور وجود دارد که مسئولان فقط آنها را تشویق به تشکیل خانواده می کنند بدون این که برنامه ای برای آموزش آنها داشته باشند بنابراین باید هشدار داد چنانچه برنامه هدفمندی برای آموزش مهارت های زندگی به جوانان در کشور اجرا نشود، درآینده جامعه آسیب بیشتری در بحث تحکیم خانواده خواهد دید.

کارشناسان چه می گویند

مریم نجابتیان، مدیر گروه مشاوره وزارت ورزش و جوانان: مهارت آموزی جوانان برای خانواده ها باید در اولویت قرار گیرد و پس از آن باید به فکر سطح رفاه فرزندانشان باشند.

محمدباقر عبادی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس: بیشتر جوانان یاد نگرفته اند برای آینده خود برنامه ریزی کنند به همین دلیل خیلی زود به مشکل برمی خورند.

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه و کارشناس روابط اجتماعی: خانواده های ایرانی اکنون وضع خوبی ندارند،چون ارتباطات اجتماعی در آنها بشدت کاهش یافته است.

محمود عسگری،معاون مجتمع قضایی صدر و قاضی پیشین دادگاه خانواده: اغلب جوانان تصور می کنند زمانی که به بلوغ جسمی می رسند، می توانند تشکیل خانواده بدهند، اما جامعه باید شرایطی ایجاد کند تا جوانان همزمان با بلوغ جسمی به بلوغ اجتماعی و اقتصادی نیز برسند

مديران ناکار آمد محصول رقابت افراطي مدارس

بين دفتر و کتاب  يا درس و مشق​هاي اجباري گم شده​اند،تمام فکر و ذکرشان درس شده چيزي که تاب و توان آنها را گرفته و نمي​گذارد به چيز ديگري فکر کنند،حتي کودکي يا نوجواني​شان؛ اين​ حکايت اين روزهاي خيلي از دانش آموزان ايراني است که با چهره هاي زرد و خسته در اتاق هايشان مشغول درس خواندن هستند، بخصوص آنهايي که فاصله زيادي با کنکور ندارند.ماجرا از اين قرار است که برخي از مدارس آنقدر به دانش آموزان فشار مي​آورند که آنها تمام آينده خود را در موفقيت در کنکور مي بينند.نکته اينجاست که تعدادي از مسئولان مدارس هدفشان موفقيت دانش آموزان نيست،بلکه آنها فقط به اين فکر مي​کنند که رتبه​هاي يک يا دو رقمي دانش آموزان مي​تواند براي آنها حکم جلب دانش آموز بيشتر را داشته باشد. در واقع موفقيت تحصيلي دانش آموزان ​ براي آنها حکم درآمد بيشتر را پيدا کرده و آنها براي رسيدن به اين هدف از  کنکور و يا حتي آزمون​هاي معمولي براي دانش​آموزان غول بي شاخ و دمي مي​سازند که سبب مي شود نوجوانان از مسير طبيعي زندگي شان فاصله بگيرند.اين درحالي است که متاسفانه بيشتر خانواده​ها نيز براحتي تحت تاثير اين جنجال مدارس و موسسه هاي آموزشي قرار گرفته و عرصه را هرچه بيشتر بر نوجوانان تنگ مي​کنند​ تا آنجا که تعطيلات نوروزي براي چنين نوجواناني کاملا بي​معني مي شود و يا کم نيستند خانواده​هايي که با نزديک شدن به کنکور رفت وآمد خود را با بستگانشان قطع مي​کنند تا فرزندشان فقط درس بخواند.  نتيجه اين فشارهاي افراطي به نوجوانان در نگاه اول شايد سبب شود آنها با رتبه​هاي خوب در دانشگاه هاي معتبر قبول شده و در نهايت به عنوان مدير در سازمان​هاي مختلف کشور مشغول به کار شوند،اما نکته اينجاست که مديراني که به اين شکل ترتيب مي​شوند، باري از روي دوش کشور بر نمي​دارند، زيرا آنها درک درستي از دغدغه کارمندان خود ندارند و يا دست کم آن​طور که بايد و شايد با مشکلات شان آشنا نيستند، براي نمونه کارمند خوب از ديدگاه آنها شخصي که در طول سال کمترين مرخصي را بگيرد،ولي نبايد فراموش کرد شخصي که در دوران کودکي در کنار خانواده خود روابط اجتماعي را نياموخته باشد به طور حتم  نمي​تواند مدير يا حتي کارمند موفقي باشد.به همين دليل اکنون که بيشتر خانواده ها خود را براي تعطيلات نوروزي آماده مي کنند بايد به مسئولان آموزش پرورش،مديران مدارس و والدين نوجوانان گوشزد کرد که در کنار درس و مشق دانش آموزان کمي هم به فکر نيازهاي عاطفي و اجتماعي آنها باشند.

مهدي آييني/گروه جامعه

صدای زنگ ورزش جان ندارد

مهدی آیینی

مهدی آیینی

مهدی آیینی/جام جم-  پایش که بیفتد مسئولان آموزش و پرورش می‌توانند ساعت‌ها درباره فواید ورزش سخنرانی کرده و مقاله‌های چند صفحه‌ای در این باره بنویسند، اما طبق بررسی‌های انجام شده حدود نیمی از مدارس کشور زنگ ورزش را جدی نمی‌گیرند؛ بنابراین اگر از دانش آموزان درباره زنگ ورزش مدارس بپرسید خواهید شنید که مسئولان مدارس به این نیاز دانش آموزان آن طور که باید و شاید، نپرداخته‌اند. برای نمونه در خوشبینانه ترین حالت در مدارس دولتی خبری از امکانات ورزشی مناسب نیست یا برخی از معلمان تعهد لازم نسبت به این موضوع را ندارند، به همین دلیل این زنگ برای دانش آموزان به زمان بطالت تبدیل شده است.

جالب اینجاست که این ماجرا در مدارس غیرانتفاعی بغرنج تر می شود، زیرا این مدرسه ها حیاط و محوطه ای برای ورزش ندارد و آنهایی هم که حیاط دارد به دلیل کوچک بودن آن ناچار عطای ورزش را به لقایش می بخشند.

در تائید این ماجرا روز گذشته قائم مقام معاون بهداشتی وزارت بهداشت به فـارس گفـت، ساعت های ورزش در ۴۲ درصد مدارس کشور بویژه مدارس روستایی و پسرانه جدی گرفته نمی شود.

افزون بر این باید هشدار داد که فقط ۱۲ درصد دانش آموزان به طور منظم در طول هفته در کلاس ورزش حاضر می شوند، به همین دلیل می توان ادعا کرد خانواده ها نیز برنامه های ورزشی فرزندان خود را جدی نمی گیرند.

از این گذشته رئیس دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت نیز معتقد است که 17 تا ۱۸ درصد دانش آموزان اضافه وزن دارند.

جدی گرفته نشدن ورزش و تحرک سبب بالا رفتن آمارهای بد دیگری نیز در کشور شده است، برای نمونه براساس آمار سازمان ثبت احوال علت مرگ 58 درصد از فوت های سال گذشته بیمارهای قلبی و عروقی بوده است.

علاوه براین می توان به شیوع بیماری های غیرواگیر مانند دیابت و فشار خون نیز اشاره کرد که ورزش می تواند در پایین آوردن آنها نقش مهمی داشته باشد.

اگر این آمار ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که برای تغییر سبک زندگی و کاستن از هزینه هایی که این بیماری ها به جامعه تحمیل می کند، باید سیاست های آموزشی را تغییر داد.

بالا