آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : شمال

بایگانی/آرشیو برچسب ها : شمال

اشتراک به خبردهی

درخت‌کُشی به بهانه حفظ درختان ادامه دارد

جنگل‌های هیرکانی، کهنسال‌ترین جنگل‌های شمال کشور در حال نابودی است؛ چون مدت‌هاست به این جنگل‌ها به چشم چوب نگاه شده و به علت بهره‌برداری بیش از حد، هر روز آسیب بیشتری می‌بینند. بهانه مسئولان نیز در این بین چیزی نیست جز این که هزینه نگهداری از جنگل‌های شمال از این طریق تامین می‌شود.

معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور دیروز برای رفع این مشکل به طرح‌های جایگزینی مانند عوارض دروازه‌ای اشاره کرد، این در حالی است در این طرح شهروندانی که به استان‌های شمالی کشور سفر می‌کنند ملزم می‌شوند برای دیدن جنگل عوارض پرداخت کنند، اما کارشناسان معتقدند چنین طرح‌هایی نمی‌تواند سبب نجات جنگل‌های کشور شود.

درخت‌کُشی ادامه دارد

مساحت جنگل‌های شمال کشور حدود دو میلیون هکتار برآورد می‌شود، در این میان حدود یک میلیون هکتار از این جنگل‌ها طرح جنگلداری دارد؛ اما حدود 900 هزار هکتار از جنگل‌های باستانی شمال کشور طرح جنگلداری ندارد و به اعتقاد کارشناسان کمتر مسئولی دغدغه حفظ آنها را دارد.

این در حالی است که در جنگل‌هایی که طرح جنگلداری شامل حالشان شده، هزینه نگهداری از درختان منوط به بهره‌برداری از جنگل است؛ اما باید تاکید کرد، چنین رویکردی در بلندمدت به مرگ جنگل ختم خواهد شد.

دیروز نشست خبری بهزاد انگورج، معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور برگزار شد.

او درباره انتقاد‌ها نسبت به موافقتش با بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کشور گفت: من مجری قانون هستم و براساس قانون قرارداد‌هایی با مدیران طرح‌های جنگلداری باید بسته شود، اما تلاش این است که با بهره‌برداری کمی مسیر را دنبال کنیم.

عوارض دروازه‌ای

یکی از پیشنهادهایی که در نشست خبری معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور مطرح شد، طرحی به نام عوارض دروازه‌ای است. این طرح با این هدف ارائه خواهد شد که بتواند مقداری از هزینه مدیریت جنگل‌های شمال کشور را تامین کند.

انگورج در این باره یادآور شد: چنین طرحی قبلا هم در کشور وجود داشت؛ اما در سال‌های 55 یا 56 لغو شد. براساس چنین طرحی می‌توان از شهروندانی که به شمال کشور سفر می‌کنند عوارض گرفت و آن را برای حفظ جنگل هزینه کرد.

وی ادامه داد: هفت جاده به سه استان شمال کشور ختم می‌شود و می‌توان با گرفتن عوارض از مسافرانی که از این مسیرها عبور می‌کنند، برای حفظ جنگل‌های شمال کشور تلاش کرد.

این درحالی است که این طرح فعلا در حد پیشنهاد است؛ زیرا اجرایی شدن آن منوط به تصویب قانون است و برای این کار سازمان جنگل‌ها باید پیشنهاد خود را در قالب لایحه به مجلس ارائه کند.

تناقض در دل جنگل

به نظر می‌رسد آنچه کار را برای حفظ جنگل‌های کشور دشوارتر کرده، تناقض‌هایی است که در این حوزه وجود دارد. برای نمونه مسئولان معتقدند فقط حدود 10 درصد چوب مورد نیاز کشور از جنگل‌های کشورمان تامین می‌شود و بقیه از طریق زراعت چوب یا واردات آن مهیا می‌شود.

البته کارشناسان نظر دیگری دارند، هادی کیادلیری، رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران و رئیس دانشکده منابع طبیعی علوم و تحقیقات تهران در گفت‌وگو با جام‌جم می‌افزاید: اگر ادعای مسئولان مبنی بر تامین 10 درصد چوب مورد نیاز کشور از طریق بهره‌برداری از جنگل درست باشد، توقف بهره‌برداری از جنگل کار مشکلی نیست، اما به نظر این آمار درست محاسبه نشده به همین دلیل با توقف بهره‌برداری از جنگل‌ها موافقت نمی‌شود.

این درحالی است که مسئولان همواره هشدار داده‌اند که قطع بهره‌برداری از جنگل، صنایع کشور را فلج می‌کند؛ اما باید هشدار داد: اگر 10 درصد چوب مورد نیاز کشور از جنگل‌های کشورمان تامین می‌شود، قطع آن نباید چنین عواقب بحران‌سازی به دنبال داشته باشد.

وی اظهار می‌کند: تا زمانی که با رویکرد چوب طرح جنگلداری تهیه می‌شود جنگل‌های کشور به ویرانه بدل خواهد شد.

پول جنگل کجا می‌رود؟

این در حالی است که کارشناسان معتقدند طرح‌های جنگلداری نیز که اکنون اجرا می‌شود مشکلات فنی زیادی دارد ؛ برای نمونه می‌توان به قیمت چوب اشاره کرد،مثلا قیمت هر مترمکعب چوب در محلی که قطع می‌شود حدود 200 تا 300 هزار تومان محاسبه می‌شود، اما در بازار تهران آن را متری حدود یک میلیون تومان می‌فروشند.

بنابراین به نظر می‌رسد اگر بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کشور به بهانه حفظ و حراست از جنگل دنبال می‌شود نباید شاهد چنین اختلاف قیمت‌هایی بود.

کیادلیری عنوان می‌کند: افزون براین، مسئولان می‌گویند میزان برداشت از جنگل های شمال کشور سالانه حدود 600 هزار متر مکعب است،اما هنگام بررسی نباید آنها این رقم را بر تمام مساحت جنگل‌های شمال تقسیم کنند؛ در واقع باید این بررسی دقیق تر انجام شده و محل و زمان دقیق برداشت آن را در نظر گرفت.

به نظر می‌رسد مشکل جنگل‌های کشور حل نمی‌شود،چون برخی مسئولان همیشه به دنبال آسان‌ترین راه‌ها هستند؛ یعنی درختان را بفروشند و هزینه حراست از جنگل را از این طریق تامین کنند، زیرا طرح‌های اصولی دشواری‌های خاص خودش را دارد و هر مدیری راضی به تن دادن به حل مسائل دشوار نیست.

همکاری مردم و مسئولان؛ کلید سفرهای خاطره‌انگیز

قفل شدن جاده‌ها و کلافه شدن شهروندان در ترافیک‌های شبانه‌روزی به بخشی از سفر بدل شده است، چون نتوانسته‌ایم مشکلات این حوزه را بدرستی مدیریت کنیم. برای نمونه تعطیلات در تمامی فصول سال به شکل مناسب توزیع نشده و مسئولان نیز برای تشویق شهروندان برای سفر در ایامی بجز تعطیلات و مناسبت‌های تقویم، برنامه‌ای ندارند. این در حالی است که شهروندان دست‌کم می‌توانند با توزیع زمان سفر خود و رعایت انضباط ترافیکی مشکلات این حوزه را به حداقل برسانند.

سفر مقوله ای انتخابی است، به همین دلیل برنامه های صرفا دولتی نمی تواند نقش زیادی در کنترل آن داشته باشد، اما دست کم با همکاری همه جانبه تمامی دستگاه ها و وزارتخانه ها می توان سفرهای شهروندان را به شکلی مدیریت کرد که مشکلات این حوزه به حداقل برسد؛ هرچند پلیس برای تعطیلات عید فطر در محورهای کرج به چالوس، هراز، فیروزکوه و برخی محورهای پرتردد برون شهری ممنوعیت و محدودیت در نظر گرفته است، اما باید تاکید کرد رفع این مشکل به همکاری دولت و شهروندان نیاز دارد.

ناصر رضایی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری سازمان میراث فرهنگی نیز در گفت وگو با جام جم تصریح می کند: برای مدیریت سفر در کشور به همکاری دوجانبه از سوی دولت و مردم نیاز است. یکی از دلایل انبوه سفر در تعطیلاتی مانند عید فطر را می توان وابستگی و پیوستگی بین کار دولتی و غیردولتی دانست.

وی با تاکید بر این که دولت برای رفع این مشکل باید مکان های گردشگری را نیز مناسب توزیع کند، خاطرنشان می کند: مقاصد گردشگری معنوی مانند قم، شیراز و مشهد که سالانه بیش از 25 میلیون زائر دارد، مشخص هستند، اما دولت می تواند برای دیگر نقاط کشور نیز دست به تبلیغات و بازاریابی گردشگری بزند، به این شکل زمان تعطیلات مقصد بیشتر گردشگران شمال کشور نخواهد بود.

نکته دیگری که مسئولان باید به آن توجه داشته باشند، توزیع زمان سفر است؛ زیرا آنها با مدیریت آن می توانند تا حد قابل توجهی از حجم سفرها در تعطیلاتی مانند عید فطر کم کنند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری اظهار می کند: باید یادآور شد تعطیلات در کشورمان بیشتر از برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی نیست؛ زیرا تعطیلات رسمی و آخر هفته آنها بیشتر است، اما آنها تعطیلات خود را بدرستی در طول سال توزیع کرده اند.

تمرکززدایی

برای رسیدن به شرایط مطلوب، آموزش و پرورش و وزارت علوم می توانند تعطیلات زمستانه خود را با فاصله حدود دو هفته ای از یکدیگر در نظر بگیرند.

رضایی تاکید می کند: دولت می تواند با در نظر گرفتن مشوق های مناسب، کارمندان خود را وادار کند سفرهای خود را به مناسبت های تقویم محدود نکنند، حتی آنها می توانند کارمندان را به سفر رفتن مجبور کنند تا کارایی کارمندان نیز افزایش پیدا کند.

با توجه به این که یک ششم جمعیت کشور در تهران ساکن هستند، می توان گفت محورهایی که از این کلانشهر به شمال کشور منتهی می شود، ترافیک سنگین تری دارند. برای رفع این مشکل باید تمرکز زادیی را در پیش گرفت و با مدیریت مسیر و مقصد، حوادث را در این محورها به حداقل رساند.

عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری یادآور می شود: تقویم دوگانه ما نیز که هجری شمسی است، اما مناسبت های آن براساس هجری قمری است. این مساله سبب می شود تعطیلات و مناسبت ها شناور باشند، مدیریت این مساله به همکاری تمام ارگان ها با یکدیگر نیاز دارد.

نقش مردم و مسئولان در کنترل سفر

علیرضا اسماعیلی، مدرس دانشگاه تهران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: در تعطیلات پیش رو محورهای شمالی کشور با ترافیک سنگین همراه خواهد بود و رفع این مشکل به همکاری مردم و مسئولان نیاز دارد. برای نمونه شهروندان می توانند با توزیع زمان سفر خود، این مساله را تا اندازه ای مدیریت کنند.

به گفته وی، یکی دیگر از عوامل قفل شدن ترافیک در چنین زمان هایی بی انضباطی برخی رانندگان است. منظور اسماعیلی افرادی است که به محض کند شدن حرکت خودروها در مسیر اصلی سعی می کنند در حاشیه های خاکی جاده تردد کنند، اما این بی انضباطی آنها سبب شوک ترافیکی شده و به قفل شدن ترافیک می انجامد.

افزون بر این، مسئولان نیز برای کنترل انبوه سفر در تعطیلات پیش رو نیز نقش بسزایی دارند. عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی در این باره تصریح می کند: مشکل، توزیع نامناسب تعطیلات در فصول کشور است؛ به همین دلیل مردم سعی می کنند از فرصت هایی مانند تعطیلات نوروزی یا عید فطر بیشترین بهره را ببرند.

این در حالی است که کشورهای موفق برخلاف ایران تعطیلات خود را در تمامی ماه ها و فصول سال تقسیم می کنند، بنابراین شهروندان برای مسافرت با محدودیت روبه رو نیستند.

اسماعیلی تاکید می کند: برای رفع این مشکل باید تعطیلات بدرستی در کشورمان تعریف شود، مشکل دیگری که می توان به آن اشاره کرد، این است که در کشورمان برخلاف دیگر کشورها تعطیلات آخر هفته برای تمام شهروندان دو روز نیست.

بنابراین مسئولان با توزیع روزهای تعطیل در تمام طول سال می توانند این امکان را به شهروندان بدهند که به دلخواه زمان مناسبی برای سفر در نظر بگیرند.

از دیگر نکاتی که مسئولان باید برای رفع آن تلاش کنند، مدیریت حوادث در تعطیلات پیش روست، چون با توجه به بالا بودن آمار مسافران و خودرو ها در معابر، تصادفات جزئی نیز می تواند سبب قفل شدن عبور و مرور شود. برای نمونه حتی اگر بقایای شیشه شکسته یک خودرو نیز از کف خیابان بموقع جمع آوری نشود، می تواند به ترافیک شوک وارد کرده و تردد را مختل کند.

محورهای پرتردد در تعطیلات عید فطر

هراز؛ فیروز کوه؛ کرج ـ چالوس؛ تهران ـ سمنان ـ مشهد ؛ شمشک ـ دیزین؛ محور قدیم رشت ـ قزوین؛ محور قدیم ساوه ـ همدان و ساوه ـ بوئین زهرا؛ محور قزوین ـ کرج و قزوین ـ زنجان؛ محور بجنورد ـ چمن بید ـ جنگل گلستان ـ گرگان ـ گلوگاه و برعکس؛ محور آستارا ـ اردبیل و اردبیل ـ سرچم و برعکس و محور ملایرـ همدان برخی از محورهایی است که پیش بینی می شود در تعطیلات عید فطر ترافیک قابل توجهی داشته باشد، به همین دلیل پلیس برای تردد در آنها محدودیت و ممنوعیت هایی در نظر گرفته است. شهروندان قبل از سفر می توانند از طریق سایت راهور ۱۲۰ یا شماره تلفن ۸۸۲۵۵۵۵۵ از جزئیات محدودیت های اعمال شده در این محور ها اطلاع پیدا کنند.

مرحله دوم طرح تابستانه پلیس راهور کلید خورد

تلاش پلیس برای مدیریت سفرهای تابستانه وارد مرحله دیگری شده؛ چون همزمان با آغاز تعطیلات عید فطر پلیس مرحله دوم طرح تابستانه خود را کلید زده است تا شهروندان سفر ایمن تری را تجربه کنند.

براساس آمارهای منتشر شده تابستان سال گذشته حدود 5000 نفر از مسافران به مقصدهای خود نرسیدند.

هر چند در دور اول مسافرت های تابستانی امسال تلفات جاده ای حدود 8 درصد کاهش داشته، اما باید به شهروندانی که برای مسافرت خود در حال برنامه ریزی هستند هشدار داد همچنان بی احتیاطی از سوی آنان عواقب جبران ناپذیری دارد؛ زیرا ۸۰درصد تصادفات کشور دلیلی جز تخطی از سرعت مطمئنه، توجه نکردن به جلو، انحراف به چپ و رعایت نکردن حق تقدم ندارد. بنابراین شهروندان با رعایت این چهار فاکتور می توانند سفر ایمن تری را تجربه کنند.

به گزارش مهر، سردار تقی مهری، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا دراین باره گفت: از روز چهارشنبه براساس پیش بینی های پلیس راهور سفرهای مرحله دوم طرح تابستانی به صورت گسترده آغاز خواهد شد؛ به همین دلیل از بامداد چهارشنبه محدودیت های ترافیکی در محورهای پرتردد اجرا خواهد شد.

سردار مهری توضیح داد: پلیس راهور در طول تعطیلات پایان هفته از تمام ظرفیت خود برای ایجاد تسهیلات لازم در جاده های درونشهری و برونشهری بویژه در استان های شمالی و شهرهای زیارتی استفاده می کند تا شهروندان سفر خوبی داشته باشند.

رئیس پلیس راهور ناجا در ادامه با اشاره به این که سرعت غیرمجاز، حرکت مارپیچ و غیرمتعارف، تجاوز به چپ و اقدامات خطرساز به عنوان خط قرمزهای پلیس راهور محسوب می شود، افزود: پلیس حتما با رانندگانی که مرتکب این تخلفات شوند برخورد قاطع و قانونی خواهد داشت.

سردار مهری از شهروندان خواست قبل از سفر آخرین وضعیت جاده ها اعم از محدودیت و ممنوعیت تردد را از طریق سایت راهور ۱۲۰ یا شماره تلفن ۸۸۲۵۵۵۵۵ دریافت کنند.

گاهی مسیر، مقصد است

برخی شهروندان به اشتباه تصور می کنند سفر یعنی هر چه زودتر به مقصد رسیدن، این در حالی است که اساس سفر، دیدن زیبایی های بین مبدا و مقصد است که بسیاری آن را به فراموشی سپرده اند. باید گفت شهروندانی که به محض استارت زدن خودروی خود فقط به رسیدن به مقصد می اندیشند، فلسفه سفر را نیاموخته اند. نتیجه بی توجهی به مفهوم سفر این شده که براساس گزارش پلیس راهور بیشتر تصادفات و حوادث در 30 کیلومتری مقصد مسافران رخ می دهد؛ زیرا آنها فقط بر پدال گاز فشار می دهند تا هر چه زودتر به مقصد برسند، به همین دلیل معمولا در نزدیکی مقصد های خود خسته شده و احتمال تصادف آنها بیشتر می شود.

جاي خالي سازماني قوي براي حفظ منابع طبيعي کشور

حال و روز منابع طبيعي کشور خوب نيست؛ زمين خواري و قاچاق چوب در شمال کشور مانند تبر به جان جنگل ها افتاده و در غرب کشور نيز آفات بلاي جان درختان زاگرس شده است، افزون بر اين چراي بيش از حد دام، مراتع کشور را نيز با چالش رو به رو کرده، اين در حالي است که بايد تاکيد کرد براي حفظ و بهره برداري از آب و خاک کشور نيز قوانين سفت و سختي وجود ندارد، بنابراين مي توان گفت لزوم حفظ منابع طبيعي کشور در سايه توسعه از ياد رفته و روز به روز آسيب بيشتري مي بيند، روز گذشته برنامه مناظره به اين موضوع پرداخت و در جريان آن کارشناسان با بيان اين که سياست هاي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور با وزارت جهاد کشاورزي همخواني ندارد از لزوم ايجاد سازماني قوي دراين رابطه و توجه به منابع طبيعي کشور سخن گفتند.
عادل جليلي، رئيس موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور؛ علي سلاجقه، رئيس پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران؛ شمس الله شريعت نژاد، عضو کميسيون کشاورزي؛ هادي کيا دليري، رئيس دانشکده منابع طبيعي دانشگاه آزاد و ناصر مقدسي، قائم مقام رئيس شواري عالي جنگل، مرتع و آبخيزداري کشور مهمانان برنامه مناظره بودند.
پرسش نظرسنجي برنامه مناظره نيز به شکلي طراحي شده بود که شرکت کنندگان مي توانستند اولويت خود را از بين دو گزينه توسعه طرح هاي عمراني و حفظ جنگل ها و مراتع انتخاب کنند؛ در پايان برنامه حدود 88 درصد از شرکت کنند گان لزوم حفظ جنگل ها و مراتع را به عنوان اولويت خود معرفي کردند.
    جنگل ها، بيابان مي شود
وضع منابع طبيعي کشور آن قدر نگران کننده است که برخي از کارشناسان هشدار مي دهند در هر دقيقه دو هکتار از منابع طبيعي کشور از بين رفته تا آنجا که هيچ بعيد نيست تا 30 سال آينده جنگل طبيعي در کشور وجود نداشته باشد.
عادل جليلي، رئيس موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور با بيان اين که دولت هرچه در شاخص هاي اقتصادي موفق عمل کند وضع منابع طبيعي کشور نيز بهتر مي شود، گفت: به اين شکل ارتباط بهتري بين مردم و منابع طبيعي ايجاد مي شود.
وي ادامه داد: اين در حالي است که فرهنگ عمومي ما در حوزه حفظ منابع طبيعي در سطح طرح کلان مسئولان و مردم اصلاخوب نيست، به همين دليل بايد ريشه يابي کرد تا در آينده بحران جدي نداشته باشيم. افزون بر اين مي توان گفت در کشور حفظ محيط زيست کماکان موضوعي فانتزي است و براي رفع اين ديدگاه تاکنون برنامه مشخصي آماده و اجرا نشده است.

جليلي درباره مشکل ساختاري در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري يادآور شد: مشکل ما فعلاساختار نيست بلکه نگرش برخي مسئولان و مردم است، چون عده اي در اين حوزه قشنگ حرف مي زنند، اما زمان عمل همه زمين خوار حرفه اي هستند.
علي سلاجقه، رئيس پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران مهمان ديگر برنامه بود که با اشاره به اين که منابع طبيعي فقط جنگل و مرتع نيست، بلکه آب و خاک و هوا نيز جزئي از آن است، يادآور شد: مشکل اينجاست که در اين حوزه ساختار ايراد داشته و تخصص معني ندارد. اکنون روستايياني که در حاشيه جنگل زندگي مي کنند بهتر از برخي مسئولان، منابع طبيعي را مي شناسند. وي ادامه داد: در حوزه منابع طبيعي از نظر قانونگذاري نيز مشکل داريم، زيرا برخي قوانين متناقض است يا در جاهايي خلاقانوني وجود دارد.
سلاجقه تصريح کرد: منابع طبيعي بايد در کشور جايگاه درخوري پيدا کرده و از وزارت کشاورزي جدا باشد.

    دولت هاي مخرب منابع طبيعي
شمس الله شريعت نژاد، عضو کميسيون کشاورزي نيز مهمان برنامه مناظره بود. او با بيان اين که سهم دولت ها در تخريب محيط زيست بيش از 80 درصد است، اظهار کرد: اکنون فقيرترين آدم ها در حاشيه جنگل هاي شمال و غرب کشور زندگي مي کنند، اين افراد براي تامين مايحتاج خود با مشکل روبه رو هستند و بناچار از جنگل بهره برداري مي کنند.
وي با بيان اين که سياست ها در کشور براي حفظ منابع طبيعي اشتباه بوده، عنوان کرد: بايد از قوه قضاييه پرسيد با چند زمين خواري که پشتوانه سياسي داشته اند تاکنون برخورد شده است. هادي کيا دليري، رئيس دانشکده منابع طبيعي دانشگاه آزاد نيز با تاکيد بر اين که هيچ کشوري با منابع طبيعي آسيب ديده موفق نمي شود، بيان کرد: درحالي که در کشور پوشش گياهي کمي داريم ، در مرحله توسعه قرار گرفته ايم و اين شرايط مي تواند براي منابع طبيعي خطرناک باشد.
وي ابراز کرد: توجه نکردن مردم و مسئولان مساله را بحراني تر کرده است، نکته اينجاست که پتانسيل قانوني و فني داريم، اما از آنها بدرستي استفاده نمي کنيم.
رئيس دانشکده منابع طبيعي دانشگاه آزاد درباره ارتباط سازمان جنگل ها با وزارت کشاورزي تصريح کرد: کشاورزي 80 درصد عامل نابودي جنگل هاست، به همين دليل نبايد سازمان جنگل ها زير مجموعه چنين وزارتخانه اي باشد. افزون بر اين در دولت قبلي بهترين زمين هاي کشاورزي به دليل ناتواني کشاورزان از دست رفت.
ناصر مقدسي، قائم مقام رئيس شواري عالي جنگل، مرتع و آبخيزداري کشور با اشاره به تاثير هدفمندي يارانه ها روي منابع طبيعي کشور، بيان کرد:تا مدتي قبل قطع درختچه ها براي تامين سوخت در کشور حدود 12 ميليون متر مکعب بود که با برنامه هاي ما پنج تا شش ميليون متر مکعب کاهش پيدا کرد، اما با هدفمندي و افزايش قيمت حامل هاي انرژي بهره برداري اکنون به هشت ميليون متر مکعب رسيده است.
وي با بيان اين که مشکل ديگر نبود نيروي کافي و اعتبار است، ادامه داد: اکنون براي هر 70 هزار هکتار يک نيروي محافظ وجود دارد، اين درحالي است که نيروهاي ما از حداقل تجهيزات نيز استفاده مي کنند.
اين در حالي است که با توجه به اظهار نظر کارشناسان و وضع شکننده منابع طبيعي در کشور مي توان بر لزوم وجود سازماني قوي براي حفظ منابع طبيعي کشور تاکيد کرد. در اين ميان مي توان پيشنهاد کرد که سازمان جنگل ها از وزارت کشاورزي جدا شده و زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست اداره شود، زيرا رئيس اين سازمان معاون رئيس جمهور نيز هست و قدرت بيشتري براي اجرا کردن قوانين دارد. البته هرگونه تغيير و تحولي در اين زمينه نياز به کار کارشناسي دارد؛ زيرا تجربه ثابت کرده ادغام بي برنامه سازمان ها بايکديگر مي تواند نتايج بدي داشته باشد؛ براي نمونه مي توان به ادغام سازمان جوانان با سازمان تربيت بدني اشاره کرد که اکنون زمزمه هاي لزوم جدايي آنها هر از گاهي رسانه اي مي شود.

جنگل‌های شمال 7 درصد آب رفت

شرایط جنگل‌های کشور مناسب نیست؛ قاچاق چوب و بی‌توجهی مسئولان، راه را برای تخریب جنگل‌های شمال هموار کرده، افزون بر این شرایط جنگل‌های زاگرس نیز بحرانی است تا آنجا که رئیس سازمان جنگل‌ها بصراحت عنوان می‌کند وسعت جنگل‌های شمال در 60 سال گذشته 7.1 درصدکاهش پیدا کرده و یکصد هزار اصله از درختان آفت‌زده بلوط زاگرس اکنون قطع و به زغال تبدیل شده است.

این در حالی است که شرایط اقلیمی کشور حکم می کند مسئولان برای نگهداری از جنگل ها تدابیر ویژه ای درنظر بگیرند، زیرا 32 میلیون هکتار اراضی بیابانی در کشور وجود دارد و باید سعی کرد وسعت آن بیش از این نشود.

فردا در تقویم روز جهانی بیابان زدایی نامیده شده است، به همین مناسبت روز گذشته نشستی خبری در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور برگزار شد و خداکرم جلالی، رئیس این سازمان با اشاره به کاهش 7.1 درصدی وسعت جنگل های شمال کشور گفت: سال 1334 سطح جنگل های شمال حدود دو میلیون و 88 هزار هکتار بود، اما براساس بررسی هایی که در سال 86 انجام شد وسعت این جنگل ها حدود یک میلیون و 939 هزار هکتار برآورد می شود.

این در حالی است که باید تائید کرد تاکنون از جنگل های شمال که یکی از مهم ترین رویشگاه های کشور محسوب می شود، فقط چهار بار و در سال های 34، 46، 73 و 86 عکسبرداری هوایی شده و نکته اینجاست که از سال 86 تاکنون مطالعات دقیقی برای مشخص شدن وسعت جنگل های شمال صورت نگرفته است.

زاگرس اعتبار می خواهد

جلالی با بیان این که وسعت خشکیدگی جنگل های زاگرس اکنون به یک میلیون و 130 هزار هکتار رسیده، اظهار کرد: برای این که بتوان آفات جنگل های زاگرس را در پنج سال مهار کرد، هزار میلیارد تومان اعتبار لازم است.

وی با اشاره به این که از سال 88 تا سال گذشته سطح آلودگی در زاگرس هر سال دو برابر شده، تصریح کرد: تاکنون یکصد هزار اصله درخت آلوده به آفات قطع و به زغال تبدیل شده است.

افزون بر این، جلالی درباره راهکارهای این سازمان درباره مقابله با ریزگردها، عنوان کرد: مهار ریزگرد هایی که منبع خارجی دارند برعهده سازمان حفاظت محیط زیست است و ما آماده ایم تا تجربیات موفق خود را در اختیار آنها قرار دهیم.

این در حالی است که بخشی از ریزگردها منبع داخلی داشته و سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری باید برای مهار آن تلاش کند.وی یادآور شد: از 32میلیون هکتار اراضی بیابانی کشور حدود شش میلیون و 500 هزار هکتار کانون بحرانی است و از این مقدار نیز می توان گفت دو میلیون و 400 هزار هکتار کانون بحرانی درجه یک است. به گفته جلالی، سازمان جنگل ها با توجه به اعتباری که دارد سالانه 40 هزار هکتار از اراضی بیابانی کشور را کنترل می کند، اما باید تاکید کرد این عملکرد مناسب با سرعت زایش بیابان در کشور نیست به همین دلیل مسئولان کشور باید توجه بیشتری به این ماجرا داشته باشند.

هزینه بالای جنگلکاری

رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری درباره اعتبار این سازمان برای بیابان زدایی خاطرنشان کرد: به امور بیابان سازمان سالانه 43 میلیارد تومان اعتبار تعلق می گیرد.این در حالی است که باید تاکید کرد حدود صد میلیون هکتار از اراضی کشور در معرض خطر بیابانی شدن است.

جلالی با بیان این که سه میلیون هکتار از عرصه های بیابانی و جنگلی کشور در طول عمر این سازمان درختکاری شده، ابراز کرد: از این مقدار دو میلیون در عرصه های بیابانی و یک میلیون هکتار نیز در جنگل ها بوده است.

جلالی درباره هزینه درختکاری در هر هکتار عنوان کرد: در مناطقی غیر از شمال کشور که آب زیادی وجود ندارد هزینه هر هکتار جنگلکاری حدود دو میلیون تومان می شود.

مهدی آیینی – گروه جامعه

برخورد با رستوران‌های طبخ‌کننده پرندگان مهاجر

چند ماهی از مهاجرت پرندگان وحشی به شهرهای شمالی کشور مانند فریدونکنار و سرخرود می‌گذرد، اما در این مدت خبرهای تلخی از کشتار این پرندگان که برای یافتن شرایطی بهتر رنج کیلومترها سفر را تحمل می‌کنند، به گوش می‌رسد؛ از صید بی‌برنامه و افراطی آنها در دامگاه‌هایی که در زمین‌های شخصی برپا می‌شود بگیرید تا خرید و فروش آنها در بازارچه‌های محلی و طبخ آنها در رستوران‌های شمال کشور. نکته اینجاست که در بازارچه های محلی روزانه بیش از هزار قطعه از این پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت خرید و فروش می شود؛ این در حالی است که برخی از آنها در خطر انقراض قرار دارند. هرچند مسئولان استانی تا مدتی قبل کشتار پرندگان مهاجر و خرید و فروش آنها را در بازارچه های محلی انکار می کردند، اما روز گذشته معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست این ماجرا را تائید کرد و از برخورد سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری نیروی انتظامی با فروشندگان و رستوران هایی که این پرندگان را طبخ می کنند، خبر داد.

کوچک یا بزرگ، حلال گوشت یا حرام گوشت برای صیادان محلی هیچ فرقی نمی کند، دامگاه های آنها آن قدر بزرگ است که کمتر پرنده مهاجری توان رهایی از آن را دارد.

به همین دلیل این روز ها در بازارچه های محلی شمال کشور می توان پرنده هایی مانند بوتیمار، اردک بلوطی، اردک سرسفید، اردک چشم طلایی، چنگر، طاووسک و باکلان را دید که مرده و زنده شان خرید و فروش می شود.

به گزارش جام جم، احمدعلی کیخا، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست دیروز در نشست خبری خود در سازمان محیط زیست درباره صید غیرقانونی پرندگان وحشی و مهاجر در شهرهای شمالی کشور گفت: ما از سوی سازمان های مردم نهاد از این ماجرا باخبر شدیم. برخی از ساکنان شهرهای شمال کشور در ملک خصوصی خود دام هایی گذاشته و دست به شکار پرندگان می زنند.

این در حالی است که این روش صید از گذشته به صورت سنتی وجود داشته و انجام می شده است، اما آنچه که سبب نگرانی دوستداران محیط زیست شده، افراط و نبود برنامه ای مشخص برای صید این پرندگان است، زیرا اکنون کار به جایی رسیده که صیادان با خیال راحت روزانه صدها پرنده مهاجر را بدون این که مشخص باشد حلال گوشت هستند یا حرام گوشت در دام های خود گرفتار کرده و می کشند. افزون بر این، پرندگان در خطر انقراضی مانند باکلان کوچک که حرام گوشت نیز هست در دام صیادان محلی جان می دهند.

کیخا اظهار کرد: در گذشته صیادان به شکلی عمل می کردند که به محیط زیست آسیب کمتری می رسید، اما اکنون به پرندگان آسیب جدی وارد می شود، به همین دلیل ما حق نداریم بپذیریم که عده ای خلاف قانون عمل می کنند. در این خصوص دستورالعمل هایی به مدیرکل استان های شمالی ابلاغ کرده ایم.

به گفته کیخا، تاکنون فهرست بسیاری از رستوران هایی که حیات وحش قاچاق را طبخ می کنند، مشخص شده و سازمان محیط زیست با آنها مکاتبه کرده است.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: برخورد با این رستوران ها نیازمند همراهی و همکاری نیروی انتظامی بود، به همین دلیل هماهنگی های لازم برای برخورد با این رستواران ها انجام شده است.

افزون بر این، با استاندارهای مربوط نیز مکاتبه شده تا با سودجویانی که در بازارچه های کوچک محلی اقدام به خرید و فروش غیرقانونی پرندگان وحشی می کنند، برخورد شود. کیخا ادعا می کند مجموعه این کارها در حال اقدام است.

دامگاه هایی که به ارث می رسد

افشین کرمی راد سرپرست اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست در این باره ادامه داد: افرادی که این دامگاه ها را به پا کرده اند، ادعا می کنند اراضی مال خودشان است، بحث اینجاست که پرنده ای که در این محل ها صید می شود نیز به آنها تعلق دارد یا نه!

صیادان محلی ادعا می کنند اجداد آنها به این شکل پرندگان را صید می کرده اند، برخی دیگر نیز می گویند شش ماه از سال را بیکار هستند و برای گذران زندگی مجبور به صید پرندگان هستند.

جالب تر این که گروهی نیز عنوان می کنند دامگاه خود را به ارث برده اند به این شکل که بعد از مرگ سرپرست خانواده، اموال او بین افراد خانواده تقسیم شده و در این بین دامگاه به عنوان ارث به یکی از افراد خانواده رسیده است. به نظر می رسد برای رفع مشکل صید پرندگان وحشی در شمال کشور سازمان های درگیر در این حوزه باید روی مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی صیادان سرمایه گذاری کنند.

کرمی راد تصریح می کند: یکی دیگر از مشکلات افرادی هستند که پرندگان صید شده را از صیادها خریده و در آنها انگیزه ایجاد می کنند.

کمیته بحران پلنگ

کیخا درباره این که سازمان حفاظت محیط زیست چه برنامه ویژه ای برای حمایت از پلنگ ایرانی دارد تا این گونه به سرنوشتی مشابه یوزپلنگ آسیایی دچار نشود، بیان کرد: یکی از وظایف ما، حمایت از حیات وحش است. قطعا باید برنامه هایی داشته باشیم، به نظرم نباید به این مساله مقطعی نگاه کرد.

وی خاطرنشان کرد: دلایل مختلفی سبب مرگ پلنگ ها شده که بخشی از آنها نیاز به کار آموزشی دارد که به عهده واحد آموزش سازمان حفاظت محیط زیست است.

کیخا درباره وظایف خود و همکارانش در معاونت محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در قبال جلوگیری از کشتار پلنگ ها ابراز کرد: ما با همکاری یگان حفاظت و دفتر زیستگاه ها و امور مناطق به سازمان های درگیر در این حوزه تذکر داده ایم، برای نمونه با وزارت راه و ترابری و پلیس راهنمایی و رانندگی مکاتبه کرده ایم تا حداقل امکاناتی مانند علائم هشداردهنده و تابلو در جاده هایی که از زیستگاه پلنگ عبور می کند، نصب شده و حداکثر سرعت در این جاده ها کاهش پیدا کند.

وی در ادامه از تشکیل کمیته بحران پلنگ خبر داد و درخصوص برنامه های بلندمدت سازمان حفاظت محیط زیست بیان کرد: علاوه بر این نقشه راه جامع برای حفاظت از گربه سانان بویژه پلنگ نیز در حال تدوین است.

این در حالی است که ساخت جاده در زیستگاه های پلنگ، گسترش کشاورزی و تخریب زیستگاه ها سبب شده سالانه حدود 15 پلنگ جان خود را از دست بدهند.

استفاده 3.6 برابری از منابع طبیعی در ایران

همه کارشناسان حوزه محیط زیست بر این باورند که شرایط محیط زیست کشور بحرانی است. برای نمونه بهره برداری از منابع طبیعی که در قالب شاخصی به عنوان رد پای اکولوژیک مطرح می شود، در کشورمان برابر 3.6 است، یعنی ما از ظرفیت منابع طبیعی خود 3.6 برابر بیشتر استفاده می کنیم، درواقع اگر با همین شیوه مصرف و بهره برداری از منابع طبیعی در کشور ادامه پیدا کند، باید وسعتی برابر با 3.6 برابر ایران در اختیار داشته باشیم تا وضع محیط زیست در شرایط ایده آل قرار گیرد. کیخا در این باره بیان کرد: در حوزه منابع آب، شرایط بسیار نگران کننده است. بسیاری از شهرهای ما تنش آبی دارند. وزیر نیرو اعلام کرد که 290 سفره زیرزمینی که وسیع تر از دریاچه ارومیه هستند، شرایط بحرانی دارند، اما چون دیده نمی شوند، کسی به آنها توجه نمی کند. وی ادامه داد: افزون بر این در ابتدای انقلاب برداشت مازاد ما از سفره های آب زیرزمینی حدود 50 میلیون مترمکعب بود، در حالی که در کل این چند سال ما بالغ بر 150 میلیارد متر مکعب برداشت آب زیرزمینی داشته ایم، یعنی سالانه چیزی بیش از 10 میلیارد متر مکعب. بنابراین اگر ما از اکنون صرفه جویی را شروع کنیم، شاید بیش از چهار دهه زمان ببرد که به 30 سال قبل برگردیم. به همین دلیل حل بحران های محیط زیستی کشور باید در اولویت دولت قرار بگیرد.

مهدي آييني/گروه جامعه

 

نامگذاری از شمال تا جنوب شهر

مهدی آیینی/ جام جم- فکر می‌کنید پدر و مادرهای امروزی برای انتخاب نام فرزندان خود به چه نکاتی توجه می‌کنند یا برای این کار چقدر وقت می‌گذارند؟ برای این‌که از چند و چون این ماجرا باخبر شویم به دو اداره ثبت احوال تهران رفتیم؛ یکی در شمال شهر یعنی محدوده شمیرانات و دیگری در جنوب شهر یعنی اداره ثبت احوال شهر ری.جالب است بدانید کارشناسان ثبت احوال در جنوب شهر به طور میانگین روزانه برای 150نوزاد شناسنامه صادر می کنند و در شمال شهر این رقم به 40 شناسنامه در روز کاهش پیدا می کند. از این گذشته، ملاک ها و رفتارهای پدر و مادر هایی که برای نامگذاری به این مراکز آمده بودند هم کمی باهم متفاوت بود، اما آنچه در این دو اداره مشابه بود، انتخاب نام ایرانی برای کودکان و تاثیرگذار بودن مادران جوان برای تعیین نام فرزندان بود.
اداره ثبت احوال شهرری درست کنار ایستگاه متروی این منطقه قرار دارد. بعد از وارد شدن به اداره خیلی راحت می توانید از رفت و آمد پدر و مادران جوان، بخشی را که به صدور شناسنامه نوزادان اختصاص دارد، پیدا کنید. در سالن نسبتا بزرگی که برای این کار در نظر گرفته اند، روی دیوار ها چند عکس و پوستر از کودکان خودنمایی می کند، چند ردیف صندلی هم در سالن چیده شده است و پدر و مادرها روی آنها نشسته اند و منتظرند نوبت شان برسد.

«نام پدر بزرگ خدا بیامرزش حسن بود. برای همین خانمم دوست دارد پسرمان همنام پدرش باشد، اما من هم دوست دارم اسم پسرم را داریوش بگذارم، به همین علت با همسرم توافق کرده ایم در شناسنامه اسم پسرمان را حسن بگذاریم، ولی در خانه داریوش صدایش کنیم.» اینها را مرد میانسالی می گوید که برای گرفتن شناسنامه فرزند پنجم خود به اداره ثبت احوال آمده است. او که تحصیلاتش زیر دیپلم است، ادعا می کند داریوش نام زیبا و سنگینی است برای همین می خواهد بچه اش را در خانه به این نام صدا کند.

کمی آن طرف تر از آقای میانسال، مرد جوانی مشغول پر کردن فرم های مربوط به صدور شناسنامه نوزدان است. او که مدرک تحصیلی اش فوق دیپلم است و بعد از گذشت چهار سال از ازدواجش پدر شده، این طور ادامه می دهد: «به انتخاب همسرم اسم کودکمان را ماهان گذاشتیم. ماهان یعنی مانند ماه. برای انتخاب اسم هم خانمم می گفت باید نام ایرانی، تک و زیبا باشد برای همین این نام را انتخاب کرد و من هم قبول کردم.»

یکی دیگر از پدرهای جوان نام یسرا را برای فرزند خود انتخاب کرده است. او می گوید: «تحصیلاتم سیکل است و همسرم این نام را با مطالعه از قرآن انتخاب کرده است.»

مرد جوان دیگری می گوید نام پویا را انتخاب کرده، چراکه برای فرزند خود دنبال اسم اصیل ایرانی می گشته است. او که مدرک تحصیلی اش فوق دیپلم است، برای انتخاب این اسم حدود 5 ماه زمان گذاشته است.

پدر جوان دیگری که به گفته خودش تحصیلاتش دیپلم است و فعلا از کار بیکار شده، می گوید: «چون فرزندم در ماه ربیع الاول به دنیا آمده نام امیرمحمد را برایش انتخاب کرده ام.»

مرد جوان دیگری که همراه همسرش برای گرفتن شناسنامه فرزندشان به اداره ثبت احوال شهرری آمده، این طور توضیح می دهد: «برای دخترمان نام یغما را انتخاب کرده بودیم، اما اینجا می گویند یغما نام پسر است و قبول نمی کنند.» این پدر جوان هم تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخوانده است.

به گفته پدر جوان دیگری، او نام ملینا را برای فرزندش انتخاب کرده چراکه تک است. او که تا مقطع دیپلم درس خوانده و شغلش هم آزاد است، می گوید: «چون نام فرزند اولمان را من انتخاب کردم، برای فرزند دوم تصمیم گیری را به عهده همسرم گذاشتم.»

مرد دیگری که مشغول واریز کردن 2000تومان پولی است که اداره ثبت احوال برای صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته می گوید تا مقطع ابتدایی بیشتر درس نخوانده است. او ادامه می دهد: «غیر از رسید پول، اصل گواهی ولادت و شناسنامه والدین هم باید باشد. من و همسرم امیرحسین را انتخاب کردیم چون از اسامی ائمه است.»

پدر جوان دیگری می گوید ملاک او برای انتخاب اسم فرزندش، ایرانی و تک بودن است. او اضافه می کند: «تصمیم گیری را به عهده همسرم گذاشتم، چون او برای به دنیا آمدن فرزندمان سختی زیادی کشید، وقتی نام سارینا را انتخاب کرد، من هم موافقت کردم.»

به گفته یکی از کارمندان اداره ثبت احوال شهرری، پدر و مادرهایی هم هستند که تا لحظه ارائه درخواست برای صدور شناسنامه هنوز برای فرزند خود نامی انتخاب نکرده ا ند. او ادامه می دهد: «هر روز یا یک روز در میان با افرادی از این دست برخورد می کنیم. ما به آنها می گوییم نمی توانیم برایشان اسمی انتخاب کنیم و بهتر است خودشان باهم مشورت کنند و به نتیجه برسند.» جالب است بدانید کارمندان ثبت احوال شهرری روزانه بین 140 تا 150 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند.
ثبت احوال شمیرانات

برخلاف سالن بزرگی که در اداره ثبت احوال شهرری برای بخش صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته اند در اداره ثبت احوال شمیرانات قسمت کوچکی را به این کار اختصاص داده اند، البته این را هم اضافه کنیم که تعداد مراجعه کنندگان به این قسمت هم خیلی کمتر از شهرری است.

به گفته یکی از کارمندان این بخش، آنها در طول روز به طور میانگین 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند. برای همین منتظر می مانیم تا پدر یا مادر جوانی از راه برسد تا با او درخصوص ملاک هایش برای انتخاب نام حرف بزنیم.

بعد از حدود ده دقیقه مرد جوانی از راه می رسد و سراغ بخش صدور شناسنامه نوزادان را می گیرد. او که نام مرصاد را برای فرزندش انتخاب کرده، می گوید: «تحصیلاتش دیپلم است و همسرش سعی کرده نامی انتخاب کند که دو سیلابی نباشد و مخفف هم نداشته باشد.»

یکی دیگر از مراجعه کنندگان به اداره ثبت احوال شمیرانات می گوید نام آریا را انتخاب کرده چون دوست داشته فرزندش نامی ایرانی داشته باشد. او که مدرک تحصیلی اش لیسانس است، می گوید: «با همسرم به این توافق رسیدیم که برای فرزند خود نامی ایرانی انتخاب کنیم تا همیشه ما و او را به یاد سرزمینش بیندازد.»

پدر جوان دیگری هم که تا مقطع لیسانس تحصیل کرده است، می گوید: «با همسرم مشورت کردیم تا نامی ایرانی و فارسی برای فرزندمان انتخاب کنیم. برای همین آرتمیس را که به معنی زن راستگوست انتخاب کردیم.»

در این میان یکی از کارمندان ثبت احوال با صدای بلند اعلام می کند پدر ابوالفضل کیست؟ شناسنامه اش حاضر است. مرد جوان در حالی که شناسنامه فرزندش را بررسی می کند، می گوید: «فوق لیسانس روان شناسی دارم و نام ابوالفضل را به این دلیل انتخاب کردم که پسرم پیرو ائمه باشد.»

پدر جوان دیگری هم که به گفته خودش کارشناس ارشد است، نام روشنا را برای فرزندش انتخاب کرده است . او می گوید: «در مرحله اول می خواستم نام فرزندم ایرانی و اصیل باشد. علاوه بر این می خواستم شبیه اسم فرزند دیگرم هم باشد.»

پدر جوان دیگری ادعا می کند، دنبال اسمی می گشته که هم مذهبی باشد و هم خیلی جدید نباشد، برای همین نام نیایش را انتخاب کرده است. او که مدرک تحصیلی اش لیسانس است، ادامه می دهد: «با همسرم این نام را انتخاب کردیم. دوست نداشتیم اسم های جدید و ناشناخته را برای فرزندمان انتخاب کنیم.»

مرد میانسالی هم برای کودک خود نام هستی را انتخاب کرده است. او که تا مقطع کارشناس ارشد تحصیل کرده، می گوید: «ملاک اصلی ام ایرانی بودن اسم بود، البته باید نامی انتخاب می کردم که به نام خانوادگی هم می خورد. برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم، هستی را انتخاب کنیم.»

آترین، نامی است که پدر و مادر جوان دیگری برای فرزند خود انتخاب کرده اند. آنها که هر دو کارشناس ارشد هستند، می گویند: «با هم مشورت کردیم تا نامی ایرانی، اصیل و تک انتخاب کنیم.»

وقتی از پدر جوان دیگری که نام آدریانا را برای فرزندش انتخاب کرده درباره معنی اسم کودکش می پرسم، می گوید: «فکر می کنم به معنی زیبارو باشد. بگذارید معنی دقیقش را تلفنی از همسرم بپرسم. راستش انتخاب من کاملیا بود، اما همسرم آدریانا را انتخاب کرده است. ما می خواستیم نامی انتخاب کنیم که تک باشد.» بعد از چند دقیقه مرد جوان می گوید همسرش گفته آدریانا نام اولین ملکه ایران زمین بوده است.

مرد جوان دیگری نام ساشا را برای پسرش انتخاب کرده است، اما وقتی کارشناسان ثبت احوال به او می گویند این نام خارجی است و سیستم به آنها اجازه ثبت نمی دهد. ناراحت می شود. او می گوید: «انتخاب این نام نظر خانواده ماست. به هر حال قبول نکردند برای همین نام سپهر را انتخاب می کنیم.»

یکی از کارمندان اداره ثبت احوال شمیرانات می گوید او و همکارانش به طور میانگین روزی 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند و برخی ها دوست دارند برای فرزندانشان نام خارجی بگذارند، اما طبق قانون این کار میسر نیست.

او ادامه می دهد: «به طور میانگین روزی یک یا دو نفر می خواهند اسم خارجی برای فرزند خود انتخاب کنند، ولی وقتی ما قانون را به آنها می گوییم، آنها اسم دیگری را انتخاب می کنند.» به گفته آقای کارشناس، بعد از تنظیم شدن سند، آنها دیگر نمی توانند نام را تغییر دهند و باید با حکم دادگاه این کار انجام شود.

او خاطره ای هم در این خصوص برایمان تعریف می کند: «یک بار خانمی زنگ زد و در حالی که بشدت گریه می کرد، گفت همسرم بدون مشورت با من نام بچه را انتخاب کرده است. او می خواست ما نام فرزندش را عوض کنیم با این که چند ساعت بیشتر از صدور شناسنامه کودک آنها نگذشته بود، اما طبق قانون بعد از صدور شناسنامه تنها با حکم دادگاه می توان نام را تغییر داد. برای همین ما کاری نتوانستیم انجام دهیم.»

یکی دیگر از خاطرات آقای کارشناس مربوط می شود به خواب نما شدن مادری جوان. او در این باره می گوید: «یک بار هم مادر جوانی می خواست نام دخترانه ای را روی پسرش بگذارد. وقتی ما به او گفتیم سیستم اجازه چنین کاری نمی دهد، او گفت خواب دیده که باید چنین اسمی را انتخاب کند. ما هم که نمی توانستیم کاری برایش انجام دهیم، راهنمایی اش کردیم تا به اداره کل ثبت احوال برود. گویا او بعد از کلی دوندگی توانست نام دلخواهش را روی فرزند خود بگذارد.»

بالا