آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : ثبت احوال

بایگانی/آرشیو برچسب ها : ثبت احوال

اشتراک به خبردهی

يک کارت و هزار مشکل

نام کارت ملی هوشمند با مشکل گره‌خورده، کمتر شهروندی پیدا می‌شود که گذرش به ادارات ثبت احوال یا پیشخوان‌های الکترونیک دولت بیفتد، اما از روند صدور کارت ملی هوشمند رضایت داشته باشد. در واقع برای گرفتن کارت ملی هوشمند باید از هفت‌خوان گذشت، از صف‌های دور و دراز و قطع مکرر سیستم بگیرید تا ثبت نشدن درست اثر انگشت و آمد و رفت‌های مکرر که آلودگی هوا و ترافیک نیز به آن دامن می‌زند.

 غرولندکنان از ساختمان خارج می‌شوند؛ این نقطه مشترک بیشتر شهروندانی است که برای گرفتن کارت ملی هوشمند به یکی از ادارات سازمان ثبت احوال در مرکز تهران آمده‌اند.

در هر طبقه سالن بزرگی برای ارائه خدمت به افراد وجود دارد، اما تعداد کارمندان آنقدر کم است که اصلا به چشم نمی‌آیند و پشت برخی از باجه‌ها شهروندانی که ذهنشان پر از سوال است، صف کشیده‌اند؛ کارمندی که دست‌تنهاست و انگار وقت سر خاراندن ندارد.

در این گیر و دار قطع شدن سیستم نیز به قول معروف قوزبالاقوز است؛ این مشکل به گفته کارمندان هرچند روز یک‌بار اتفاق می‌افتد.

مرد سالخورده‌ای می‌گوید بیشتر از هفت ماه است برای کارت ملی هوشمند اقدام کرده، اما هنوز نتوانسته کارتش را بگیرد.

برای او امروز پیامک رسیده که کارتش صادر شده و باید برای گرفتنش به یکی از پیشخوان‌های دولت مراجعه کند، اما آنجا که رفته جواب شنیده کارتش جای دیگری است‌، برای همین به اداره ثبت‌احوال آمده تا بداند بالاخره کارتش کجاست.

پس از حدود 20 دقیقه مشکل قطع سیستم حل می‌شود و کارمندی که پشت باجه نشسته به مرد سالخورده می‌گوید کارتش در همان دفتر پیشخوانی است که با پیامک به او اطلاع داده شده‌، اما این‌که چرا کارمندان دفتر پیشخوان مرد سالخورده را دوباره روانه اداره ثبت‌احوال کرده‌اند، پرسشی است که بی‌جواب می‌ماند!

بازار داغ نارضایتی

مرد میانسالی که با همسرش آمده، می‌گوید حدود هشت ماهی است که در جست‌وجوی کارت ملی هوشمند است، اما امروز که برای دریافت کارت هوشمندشان مراجعه می‌کنند، جواب شنیده‌اند که اسکن اثر انگشت همسرش با اسکن اولیه همخوانی ندارد به همین دلیل پس از مراجعه به اداره ثبت احوال در شرق تهران به پیشخوانی در همان حوالی ارجاع شده، اما از آنجا نیز به مرکز تهران و این اداره فرستاده شده تا دوباره اثر انگشت همسرش را اسکن کنند.

او از این می‌نالد که رنج ترافیک و گرفتن مرخصی و آمد و شد در این هوای آلوده را باید به جان بخرد، چرا که یک کارمند کارش را درست انجام نداده است.

پسر جوانی نیز می‌گوید گفته بودند از طریق پیامک خبر صدور کارت هوشمند را اطلاع‌رسانی می‌کنند، اما پس از هفت ماه برایم پیامک نیامد، به همین خاطر به اینجا آمده‌ام و حالا مسئولان می‌گویند حدود یک ماه است کارت هوشمند ملی‌ام صادر شده است.

حق با مردم است

وقتی علت قطع شدن سیستم‌های ثبت احوال را که با مسئولان این سازمان در میان گذاشتیم، آنها مسئولیت این مشکل را پذیرفتند، اما گفتند که دیر رسیدن اعتبار برای خرید کارت ملی خام مشکلی بود که آنها در آن نقشی نداشته‌اند.

حمید پارسایی، معاون فناوری اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در گفت‌وگو با جام‌جم، قطع شدن سیستم و معطلی مردم را قبول می‌کند و حق را به شهروندان می‌دهد. آن طور که او می‌گوید بتازگی از میزان قطعی‌های سیستم کاسته شده و همکاران او در سازمان ثبت‌احوال تمام تلاششان را به کار گرفته‌اند تا میزان قطعی‌ها به صفر برسد.

این درحالی است که گزارش قطعی‌های سیستم ثبت احوال در آبان از این حکایت دارد که تاکنون هشت مورد قطعی ثبت شده که بیشتر آنها بین هشت تا 25 دقیقه زمان برده، اما دوم آبان سیستم برای 110 دقیقه قطع بوده است.

البته این قطعی‌ها فقط مربوط به قطعی سیستم ثبت احوال است و باید قطع سیستم‌های دفاتر پیشخوان را جدا محاسبه کرد. پارسایی می‌گوید، در روزهای پرترافیک تعداد قطع شدن سیستم‌ها بیشتر می‌شود، چون 11 هزار اپراتور به آن وصل هستند.

سازمان ثبت احوال برای کاهش طول صف ارباب رجوع‌ها نیز تدبیری اندیشیده و برای این کار اخیرا محل صدور کارت هوشمند را از پنج منطقه در تهران به 50 منطقه افزایش داده است.

اعتباری که دیر رسید

گلایه اصلی شهروندان زمانبر شدن پروسه صدور کارت ملی هوشمند است، چرا که باید دست کم پنج تا شش ماه منتظر بمانند و به نظر می‌رسد مشکل اصلی تامین شدن کارت‌های خام ملی از خارج از کشور باشد، مساله‌ای که در گرو تامین اعتبار بموقع است.

پارسایی در این‌باره تصریح می‌کند: اعتبار لازم برای خرید کارت‌های خام درنظر گرفته شده بود، اما آخر سال گذشته مشکلی پیش آمد به همین دلیل نتوانستیم برای تامین کارت بموقع قرار‌داد ببندیم.

آن طور که او می‌گوید اعتبارات لازم در خرداد و تیر گذشته به دستشان رسید، به همین خاطر پنج تا شش ماه از برنامه عقب افتاده‌اند. تاکنون حدود 18 میلیون درخواست برای صدور کارت ملی هوشمند ثبت شده، اما برای حدود 5/ 12میلیون نفر کارت صادر شده و قرار است تا آخر سال این آمار به 20 میلیون کارت برسد.

به نظر می‌رسد پروژه‌ای مانند صدور کارت ملی هوشمند باید مورد توجه مسئولان باشد، زیرا روی زندگی حدود 80 میلیون ایرانی تاثیر‌گذار است به همین دلیل ضعف در سیستم‌ها و نبود اعتبار نمی‌تواند بهانه مناسبی برای سرگردانی شهروندان باشد، چرا که چنین مشکلاتی ‌با حمایت و توجه ویژه دولت قابل پیشگیری است.

روند صدور کارت هوشمند سرعت می‌گیرد

حمید درخشان‌نیا، رئیس سازمان ثبت احوال کشور نیز از خرید دستگاه‌های جدید صدور کارت هوشمند ملی خبر داده و گفته حدود 12 میلیون نفر از جمعیت بالای 15 سال کشور کارت ملی هوشمند دریافت کرده‌اند.

به نظر می‌رسد با راه‌اندازی دستگاه‌های جدید روند صدور کارت هوشمند ملی سرعت بگیرد و از مشکلات شهروندان کاسته شود. علاوه بر این درخشان‌نیا به ایجاد پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان ثبت احوال اشاره کرده و گفته به این ترتیب ارتباط بیش از 120 وزارتخانه، موسسه، نهاد و سازمان دولتی، قوه قضاییه و بانک و دانشگاه با این پایگاه برقرار شده است. آن‌طور که رئیس سازمان ثبت احوال گفته، به‌روز نگه داشتن و تقویت این پایگاه جزو اولویت‌های این سازمان است.

مهدی آیینی

 

مردم در پیچ خدمات الکترونیک

«عطای کارت ملی هوشمند را به لقایش بخشیده‌اند.» این حکایت آنهایی است که روزها از کار و زندگی افتاده‌اند و برای گرفتن کارت ملی هوشمند در دفاتر پیشخوان دولت و سازمان ثبت احوال این در و آن در زده‌اند. ماجرایی که فراتر از روند فرسایشی به‌دست آوردن این کارت است، زیرا شهروندان علاوه بر زمانبر شدن کارشان، از برخــوردهـــای نامناسب کارمندان و درخواست‌های عجیب برخی‌شان مانند گرفتن رمز دوم حساب بانکی مراجعه کنندگان نیز دل خوشی ندارند.
«برای تعویض کارت ملی مادرم به دفتر پیشخوان دولت آمده‌ام، اما کارمند آنجا از من رمز دوم کارت بانکم را طلب کرد.» اینها را مردی میانسال می‌گوید که از رفتار کارمندان یکی از دفاتر پیشخوان در خیابان شریعتی متعجب شده است.

آن‌طور که او توضیح می‌دهد، کارمندان دفتر پیشخوان به جای آن که از امکاناتی مانند پایانه‌های فروش استفاده کنند و اجازه بدهند شهروندان خودشان رمز عابربانکشان را وارد کنند از آنها رمز دوم کارتشان را طلب می‌کنند. این درحالی است که کارشناسان پلیس فتا بارها توصیه کرده اند که شهروندان نباید رمز دوم کارت خود را در اختیار دیگران قرار دهند.

شهروند دیگری تاکید می‌کند رمز دوم کارت چیزی نیست که بتوان آن را در اختیار دیگران قرار داد؛ زیرا به این شکل امکان برداشت و سوءاستفاده از حساب اشخاص افزایش پیدا می‌کند.

مرد جوان دیگری توضیح می‌دهد:با این کار فقط وقت شهروندان را تلف می‌کنند، زیرا بعد از انجام شدن کارم دست کم باید به بانک بروم تا رمز دوم کارتم را تغییر بدهم.

زنی میانسال نیز ازاین گله می‌کند که رمز عابربانکی را در اختیار کارمندان دفتر پیشخوان قرار داده که حقوقش به آن واریز می‌شود و خودش به تنهایی نمی‌تواند برای تغییر رمز دوم اقدام کند، به همین خاطر نگران است که از حسابش به شکل غیرمجاز برداشت شود.

هرچند نمی‌توان زحمات و درستکار بودن بسیاری از کارمندان دفاتر پیشخوان را انکار کرد، اما چنین اقداماتی سبب می‌شود شهروندان نسبت به عملکرد آنها بدبین شوند.

کارمندان بی‌حوصله

دفاتر پیشخوانی نیز وجود دارد که شهروندان از نحوه فعالیت آنها رضایت دارند، برای نمونه بیشتر شهروندانی که از دفتر پیشخوان دولت شرق تهران خارج می‌شوند از برخورد مناسب کارمندان و رسیدگی بموقع به درخواست‌شان رضایت دارند.

این در حالی است که شماری از شهروندان نیز نسبت به برخورد نامناسب برخی کارمندان دفاتر پیشخوان اعتراض دارند. برای نمونه م. احمدی می‌گوید: بدرستی توضیح ندادند که برای انجام درخواستم به چه مدارکی نیاز دارم به همین خاطر مجبور شدم چند بار به این دفتر پیشخوان رفت و آمد کنم.

خانم میانسالی نیز از این ناراحت است که نمی‌تواند عکسی را که از قبل تهیه کرده به دفتر پیشخوان ارائه کند، زیرا کارمندان از او خواسته اند در دفتر پیشخوان عکس بگیرد، اما چون نمی‌دانسته آمادگی لازم را برای گرفتن عکس نداشته است.

زیرساخت‌های ضعیف

پیگیری مشکلاتی که شهروندان در دفاتر پیشخوان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، نشان می‌دهد بیشتر آنها به‌خاطر تهیه کارت ملی هوشمند به دردسر افتاده‌اند؛ دردسرهایی که چیزی جز آماده نبودن زیرساخت‌های الکترونیک مسبب آن نیست.

علی فلاح، دبیرکل کانون دفاتر پیشخوان دولت در گفت‌وگو با جام‌جم درباره گلایه‌های شهروندان می‌گوید: فرآیندهایی که در دفاتر به آنها رسیدگی می‌شود چند گانه است ؛ یعنی برخی از درخواست‌ها زمانی که تقاضای ارباب رجوع در دفتر پیشخوان تائید و قبول می‌شود باید مسیر دیگری را نیز در دستگاه‌های خدمات دهنده پشت سربگذارد.

آن‌طور که او توضیح می‌دهد در این مسیر نیز دو عامل انسانی و فرآیندهای الکترونیکی نقش دارد به همین دلیل رسیدگی به درخواست شهروندان هنگام بررسی در دستگاه‌های خدمات دهنده زمانبر می‌شود.

او ادامه می‌دهد: اگر نگاهی به چند سال گذشته بیندازیم، صف‌های طولانی در ادارات را به یاد خواهیم آورد،اما حالا که امکان دسترسی از سوی دفاتر پیشخوان ایجاد شده به همان نسبت انتظار مردم که بحق است، بالا رفته است.

به نظر می‌رسد با توجه به نامناسب بودن زیرساخت‌ها بهینه‌سازی ارائه خدمات در دفاتر پیشخوان یا سازمان‌های درگیر در گروی بهبود زیرساخت‌هاست که امری زمانبر است.

این درحالی است که براساس مصوبات و نقشه راه دولت الکترونیک، دستگاه‌ها و سازمان‌ها باید متحول شوند تا به این شکل استعلام‌هایی که از آنها برای ارائه خدمات به شهروندان می‌شود با دیگر دستگاه‌ها نیز به اشتراک گذاشته شده و در زمان کمتری نتیجه آن اعلام شود.

فلاح خاطرنشان می‌کند:بیش از بحث بسترسازی، بحث ایجاد سامانه‌های یکپارچه و تعامل آنها با یکدیگر مهم است؛ زیرا به این شکل بهتر می‌توان پاسخگوی شهروندان بود.

افزون براین برخی کارشناسان معتقدند در این بین بحث تحریم و تامین امکانات مورد نیاز برای رسیدگی و تسریع مسائلی مانند صدور کارت ملی هوشمند نیز موثر است؛ زیرا صدور کارت ملی هوشمند به تجهیزات خاص چاپ نیاز دارد.

آن‌طور که فلاح می‌گوید زمانبر شدن رسیدگی به درخواست افراد در دفاتر پیشخوان به زیان این دفاتر است زیرا آنها بخش خصوصی هستند و زمانبر شدن رسیدگی به تقاضاهای شهروندان به زیان آنهاست.

دبیرکل کانون دفاتر پیشخوان دولت درباره زمانبر شدن رسیدگی به درخواست شهروندان در دفاتر پیشخوان یادآور می‌شود: گرفتن اثر انگشت و عکس حساسیت خاص خود را دارد که براساس قانونی که در برنامه پنجم مصوب شد باید آنها را رعایت کرد،برای نمونه براساس این قانون، کارمندان این دفاتر باید از ارباب رجوع عکس گرفته و فایل آن را به ثبت احوال ارسال کنند، ما حتی اجازه ذخیره عکس را نداریم و نمی‌توانیم آن را به شهروندان بدهیم؛ چون خلاف قانون است.

او درباره گلایه شهروندان نسبت به نامناسب بودن برخورد برخی کارمندان دفاتر پیشخوان عنوان می‌کند: شهروندان با مراجعه به سایت کانون کشوری دفاتر پیشخوان و تماس با شماره‌هایی که برای این کار در نظر گرفته شده می‌توانند نظرات خود را به ما منتقل کنند، زیرا اگر برای ما مشخص شود کارمندان دفتری برخورد نامناسب با شهروندان داشته‌اند، مجوز آن را باطل خواهیم کرد.

دفتر پیشخوان؛ سد اول

شهروندانی که تاکنون برای گرفتن کارت ملی هوشمند اقدام کرده اند معتقدند پس از مراجعه به پیشخوان دولت آنها باید به دفاتر ثبت احوال مراجعه کنند، جایی که در آن صف‌های طولانی‌تر و رفتار نامناسب کارمندان بیشتر به چشم می‌آید.

یکی از این شهروندان توضیح می‌دهد: پس از بیش‌از سه ماه مراجعه به دفتر پیشخوان به یکی از ادارات سازمان ثبت احوال مراجعه کردم تا مراحل پایانی درخواستم انجام شود؛ اما آنجا صف‌ها طولانی‌تر و برخورد‌ها نامناسب‌تر بود.

کارت هوشمند، خیلی دور خیلی نزدیک

تلاش برای صدور کارت ملی هوشمند در حالی صورت می‌گیرد که هنوز تمامی ایرانیان کارت ملی خود را دریافت نکرده‌اند. ماجرا از این قرار است که حدود 14 سال از آغاز فرآیند صدور کارت ملی برای شهروندان می‌گذرد، اما تا اواخر سال گذشته تعداد افرادی که کارت ملی نداشتند، چیزی حدود سه میلیون نفر بود.

بنابراین باید از مسئولان خواست به شکلی برنامه‌ریزی کنند که از مشکلات مردم برای گرفتن کارت ملی هوشمند کاسته شود؛ زیرا هدر رفتن وقت و انرژی شهروندان سبب می‌شود آنها نسبت به گرفتن کارتشان دلسرد شوند.

داوود اوصالی، معاون اسناد و هویت سازمان ثبت احوال تهران نیز مدتی پیش در گفت‌وگو با جام‌جم درباره این که در پایتخت، روزانه چند نفر برای گرفتن کارت ملی هوشمند اقدام می‌کنند،گفته بود در تهران روزانه 5000 درخواست صدور کارت ملی هوشمند از طریق پست و دفاتر پیشخوان به ادارات ثبت احوال تهران ارجاع می‌شود.

این در حالی است که افزون بر این هر روز حدود 3500 شهروند نیز حضوری به ادارات ثبت احوال در شرق، غرب، مرکز، شمال، شهرری و شمیرانات می‌روند تا برای گرفتن کارت ملی هوشمند خود اقدام کنند.

اوصالی درخصوص ظرفیت جوابگویی ثبت احوال به این افراد نیز تصریح کرد: امکانات سازمان جوابگوی رسیدگی مطلوب به نیمی از این مراجعان است؛ چراکه ثبت احوال خدمات دیگری را نیز باید به شهروندان ارائه کند.

روند رسیدگی به درخواست شهروندان برای صدور کارت ملی هوشمند گواهی است بر نامناسب بودن زیرساخت‌های الکترونیک در کشور و واقعیتی که نباید ازآن به آسانی گذشت ؛ زیرا اگر روند ارائه خدمات به شهروندان به همین شکل ادامه پیدا کند، بیشتر ایرانی‌ها زمانی کارت ملی هوشمند خواهند گرفت که نیازی به آن نخواهند داشت، بنابراین باید از مسئولان خواست دست‌کم با توجه به حجم توانایی و زیر ساخت‌هایی که در اختیار دارند نسبت به صدور کارت ملی هوشمند فراخوان بدهند.

جمع خانواده‌ها، جمع نیست

در سایه کمرنگ بودن سیاست‌های حمایتی از خانواده، هر روز پدیده‌های نوظهوری کانون خانواده را نشانه رفته‌ و خبرساز می‌شود.براساس اطلاعاتی که سازمان ثبت احوال منتشر کرده می توان گفت که روند تشکیل خانوار های تک نفره و زوجی نسبت به گذشته افزایش یافته است؛ به این شکل که خانوارهای تک نفره 7.1 درصد و خانوار های زوجی 14.64 درصد تمام خانوارهای کشور را تشکیل می دهند. نگران کننده تر این که در کشورمان تاکنون سیاست های حمایتی و راهبردی مشخصی برای حمایت از خانواده اجرایی نشده است.

حمایت از خانواده در کشورمان تاکنون چندان از مقام شعار فراتر نرفته، به همین دلیل هر روز آسیب جدیدی این اولین نهاد اجتماعی را دچار آسیب می کند.

تا دیروز کارشناسان نسبت به رشد خانوارهای تک فرزند و افزایش سالمندی هشدار می دادند، اما امروز در کنار این آسیب ها باید نگران افزایش خانوارهای تک نفره و تک والد نیز بود؛ خانوارهایی که با افزایش آنها روند گسترش آسیب های اجتماعی در کشور نیز سرعت بیشتری پیدا می کند.

علی اکبر محزون، مدیرکل اطلاعات، آمار و مهاجرت سازمان ثبت احوال درباره اطلاعاتی که مطالعات پژوهشکده آمار و سازمان ثبت احوال درباره تحول در نوع خانواده ها ارائه داده در گفت وگو با جام جم اظهار می کند: 60.63 درصد خانواده ها از زن، شوهر و فرزند، 14.64 درصد فقط زن و شوهر، 3.84 درصد نیز در گروه خانواده گسترده (چند نسل کنار هم)، 6.97 درصد تک والد و 7.16 درصد نیز در گروه تک نفره قرار می گیرند. در این بین 0.24 نیز خانوارهایی هستند که فرزند سرپرست، خوانده می شوند، 6.52 درصد از خانوارها نیز در دیگر گروه ها قرار می گیرند.

به گفته وی، در چند دهه گذشته آمار خانواده های گسترده کاهش داشته به شکلی که از ۱۰ درصد به کمتر از 4 درصد رسیده است.

خانواده آب می رود

در این میان افزایش خانواده زوجی و تک نفره نگران کننده است؛ زیرا تشکیل چنین خانوارهایی نه فقط مشکلی از جامعه برطرف نکرده بلکه سبب می شود اعضای جامعه نتوانند نیازهای ابتدایی و اساسی خود را نیز برآورده کنند.

مدیرکل اطلاعات، آمار و مهاجرت سازمان ثبت احوال درباره پدیده های نوظهور در خانواده ها تصریح می کند: آمار خانوارهای تک نفره از 5.2 درصد در سال ۸۵ به 7.1 درصد در آخرین سرشماری (1390) رسیده است.

در تعریف خانوار تک نفره نیز می توان گفت افرادی در این گروه قرار می گیرند که به علل مختلف مانند فوت والدین، استقلال طلبی، کهنسالی یا ترک فرزندان زندگی مستقلی دارند.

افزون بر این باید یادآور شد آمار خانواده های تک والد نیز در کشور در حال افزایش است، به این شکل که با فوت یکی از والدین، طلاق، ترک خانواده و عواملی که سبب زندانی شدن یکی از والدین می شود، آمار خانواده های تک والد نیز افزایش یافته و به 7 درصد رسیده است. این درحالی است که برای حمایت از زنان سرپرست خانوار نیز برنامه جامعی در کشور وجود ندارد.

به گفته محزون تعداد زنان سرپرست خانوار به 2.5 میلیون نفر رسیده و سن ۳۱ درصد آنها کمتر از ۵۰ سال است.

خانواده در آغوش آسیب

مهدی حاج اسماعیلی، روان شناس و مشاور خانواده نیز در این باره به جام جم می گوید: برای بررسی آسیب های پدیده هایی مانند خانوارهای تک نفره، تک والد و تک فرزند می توان به یکی از رویکردهای روان شناسی که به تئوری انتخاب معروف است، اشاره کرد، زیرا براساس تئوری انتخاب انسان پنج نیاز اساسی دارد؛ احساس تعلق و عشق، قدرت، آزادی، بقاء و تفریح این نیازها هستند.

این درحالی است که این پنج نیاز بیشتر در رابطه و مناسبت های انسانی شکل گرفته و برآورده می شود، بنابراین وقتی خانواده دچار چالش شود بستری که می توانست این نیازها را به شکل منطقی برآورده کند دستخوش آسیب می شود.

وی عنوان می کند: با آسیب دیدن خانواده و گسترش خانوارهای تک نفره یا تک والد، افراد از داشتن روابط انسانی چهره به چهره محروم می شوند و به این ترتیب گرایش آنها به سمت رابطه مجازی سوق پیدا می کند.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که رابطه مجازی تا حدی نیاز چنین افرادی را برآورده می کند، اما باید گفت در عمل نیاز آنها برآورده نمی شود. به این ترتیب وقتی نیازهای افراد ارضا نشود، اشخاص دچار مشکل روانی و رفتاری مانند ناشادابی، ناخشنودی و احساس ناامیدی شده و به این ترتیب وقتی تعداد افرادی که روان آنها آسیب دیده وارد جامعه می شوند، خانواده جایگاه اصلی خود را از دست داده و انسان ها به سمت روابط برون خانوادگی گرایش پیدا می کنند.

حاج اسماعیلی تاکید می کند: در چنین شرایطی اگر اعضای جامعه مهارت های اساسی را نیاموخته باشند با مشکلات خاص رو به رو شده و زمینه آسیب های اجتماعی را فراهم می کنند. نباید فراموش کرد که چون در جامعه نهاد سرویس دهی و خدمات دهی در این خصوص وجود ندارد، در آن جامعه پدیده هایی مانند ازدواج سفید رخ می دهد که برای زنان آسیب های بیشتری دارد. به گفته وی، مسئولان باید به فکر پیشگیری باشند و با بومی سازی راهکارهای دیگر کشورها برای کاهش چنین آسیب هایی برنامه ریزی کنند.

جای خالی برنامه های جامع

بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق و افزایش جمعیت سالمندان را نیز می توان جزو عواملی دانست که سبب گسترش خانوارهای تک نفره یا تک والد در کشور می شود، بنابراین باید برای کاهش طلاق در کشور برنامه جامعی را تدارک دید، افزون براین با توجه به هشدارهایی که نسبت به پیری جمعیت در کشور داده می شود مسئولان باید برای ارائه خدمات به سالمندان از هم اکنون برنامه ریزی کنند.

نام نكو؛ ارثيه اي كه مي ماند

«آفت تبخالپور» در نگاه اول شبيه ناسزا به نظر مي رسد، اما جالب است بدانيد اين واژه هاي به قول معروف، غريب و نامانوس نام و نام خانوادگي شخصي بود که مدتي قبل، پايش براي تغييرنام به سازمان ثبت احوال باز شد. هرچند حدود 97 سال از صدور اولين شناسنامه در کشورمان مي گذرد، اما هنوز هستند افرادي که نام مناسبي براي فرزندان خود انتخاب نمي کنند. به همين دليل سازمان ثبت احوال قوانيني را در نظر گرفته که با توجه به آن، انتخاب برخي اسامي ممنوع است يا افراد مي توانند براي تغييرنام يا نام خانوادگي خود از آنها استفاده کنند.
تغييرنام در کشور به دو بخش تقسيم مي شود؛ تغييرنام مناسب و نام نامناسب. افرادي که معني نامشان نامناسب است، مي توانند به شکل مستقيم به اداره ثبت احوال بروند و درخواست خود را مطرح کنند. به اين ترتيب، هيات اختلاف به درخواست متقاضي رسيدگي مي کند و اگر نام شخص براساس قوانين ثبت احوال نامناسب بود، براي تغييرنام او اقدامات لازم انجام مي شود.
تغييرنام هاي نامناسب از ابتدا در صلاحيت سازمان ثبت احوال بوده و از طريق هيات حل اختلاف انجام مي شود.
اواخر ارديبهشت 92 نيز تغييراتي در نحوه رسيدگي به درخواست هاي تغييرنام اتفاق افتاد، زيرا تا پيش از اين تصميم گيري بررسي تمام درخواست هاي تغييرنام در سازمان ثبت احوال پايتخت صورت مي گرفت، اما با اين تغيير رويکرد اختيارات لازم به ادارات استان ها نيز تفويض شد. به همين دليل درخواست متقاضيان تغييرنام پس از اين تصميم گيري در اداره ثبت احوال محل زندگي شخص بررسي مي شود.

14 گروه براي نام هاي نامناسب
براساس ماده 20 قانون ثبت احوال افرادي را که مجاز به تغييرنام خود هستند مي توان به 14 گروه تقسيم کرد. در گروه اول افرادي جاي مي گيرند که نامشان سبب هتک حيثيت به مقدسات اسلامي مي شود. عبداللات و عبدالعزي نمونه هايي از اين نام ها به شمار مي آيد، زيرا لات و عزي نام دو بت در دوران قبل از اسلام است.
گروه دوم افرادي هستند که نامشان مرکب ناموزون است، اما براساس عرف يک نام محسوب مي شود؛ ماننده سعيد بهزاد يا شهره فاطمه.
اشخاصي که نامشان عناوين لشکري يا کشوري يا ترکيبي از اسم و عنوان است در گروه سوم جاي مي گيرند؛ سرتيپ، دکتر سروان، شهردار و سروان محمد تعدادي از اين نام هاست که قابل تغيير است.
گروه چهارم را بايد افرادي دانست که نامشان القاب ساده و مرکب است، مانند شوکت الملک يا حاجيه سلطان.
گروه پنجم نيز مربوط به افرادي با اسامي زننده و مستهجن است. اين افراد نام هايي دارند که بر حسب زمان و مکان زننده به حساب مي آيد، مانند نام هايي که با ارزش هاي انساني همخواني ندارد؛ مثل گرگ يا قوچي. علاوه بر اين نام هايي مانند لات و خونريز که با عرف و فرهنگ مغاير هستند، در اين گروه قرار مي گيرند. براساس قانون ثبت احوال نام هايي مانند وانوشکا، ژاکاردو و شاهدوست نيز که سبب ترويج فرهنگ بيگانه مي شود و نام هايي را که سبب تحقير افراد مي شوند، بايد در گروه پنجم قرار داد؛ مانند کنيز،گدا و صد توماني.

نامي که با جنس نمي خواند
در گروه ششم، افرادي قرار مي گيرند که نامشان با جنسشان متناسب نيست. گروه هفتم نيز به اشخاصي تعلق دارد که نام آنها با کلمات زائد و غيرضروري مانند قلي، غلام و زلف همراه است.
برخي مواقع نيز پيش مي آيد که نام افراد با اشتباه املايي ثبت مي شود. اين اشتباه بيشتر به دليل آشنا نبودن ماموران ثبت احوال با لهجه هاي بومي رخ مي دهد؛ مانند منيجه به جاي منيژه.
علاوه بر اين، هستند افرادي که همنام پدر، مادر يا خواهر و برادر خود هستند. ازاين افراد بايد به عنوان گروه 10 و 11 ياد کرد که مي توانند نام خود را تغيير دهند.

نام از شنبه تا جمعه
براساس مقررات، افرادي که نام آنها به صورت عربي نوشته شده، امکان تصحيح آن به فارسي را دارند. به عنوان مثال مي توان به نام رحمن يا اسحق اشاره کرد که بعد از تصحيح به شکل رحمان و اسحاق نوشته مي شود. در گروه دوازدهم نيز افرادي جاي مي گيرند که با تائيد مراجع ذي صلاح به دين اسلام مشرف مي شوند.
گروه 13 نيز به افرادي تعلق دارد که نام آنها نام ايام هفته است.
براساس مقررات، افرادي که تغيير جنسيت مي دهند، با حکم دادگاه مي توانند نام خود را در اسناد هويتي تغيير دهند. از اين افراد مي توان به عنوان گروه 14 ياد کرد که مي توانند نام خود را تغيير دهند.

تغييرنام هاي مناسب
برخلاف افرادي که از معني بد اسم خود به ستوه آمده و تصميم به تغييرنام گرفته اند هستند افرادي که معني نامشان مناسب است، اما قصد تغيير آن را دارند. براساس قانون تا مدتي قبل صلاحيت رسيدگي به چنين درخواست هايي برعهده محاکم عمومي بود، اما از سال 91 سازمان ثبت احوال مجاز به رسيدگي به درخواست هاي تغييرنام مناسب نيز شد. به همين دليل اشخاص براي بررسي درخواست خود مي توانند به ثبت احوال محل زندگي خود مراجعه کنند و راحت تر به هدف خود برسند. حارس و اسکندر، نمونه هايي از نام هايي است که معناي نامناسبي ندارد. هرچند چنين نام هايي در گذشته از فراواني بالايي برخوردار بودند، اما در چند سال گذشته با اقبال مناسبي برخوردار نبوده اند. به همين دليل در قوانين ثبت احوال به چنين اشخاصي اجازه تغييرنام داده شده است.
از صغري، کبري، اصغر و اکبر نيز مي توان به عنوان اسامي مناسبي نام برد که امکان تغيير آنها وجود دارد. سازمان ثبت احوال به افرادي که چنين نام هايي دارند اجازه مي دهد نام مذهبي ديگري براي خود انتخاب کنند. مثلافاطمه يا زهرا به جاي صغري و کبري يا علي و محمد به جاي اصغر و اکبر.

نامي که در دهان نمي چرخد
کرم، عشرت و خرم نام هايي هستند که به قول معروف در دهان خوب نمي چرخند و در املاو تلفظ آنها ممکن است اشتباهي اتفاق بيفتد و معناي نامناسبي را تداعي کند بنابراين اشخاصي که چنين نام هايي دارند مي توانند براي تغييرنام خود اقدام کنند.
افزون بر اين، نام هاي ديگري هستند که تلفظ يا نوشتنشان به علت پردندانه يا پر نقطه بودن با پيچيدگي و دشواري همراه است. سيبويه و ذواليمينين نمونه هايي از اين نام ها هستند که براساس قوانين سازمان ثبت احوال امکان تغيير آنها وجود دارد.
در اين ميان، هستند افرادي که تمايل دارند واژه مناسبي به نام خود بيفزايند، مثلاامير را به اميرمحمد يا امين را به محمدامين بدل کنند. اين افراد نيز مي توانند براي رسيدن به خواسته خود به ثبت احوال مراجعه کنند. علاوه براين، اشخاصي که کنيه مذهبي مانند ابوسعيد و ابوحامد دارند مي توانند نام مذهبي ديگري براي خود انتخاب کنند.

نامي که در شان نيست
کم نيستند افرادي که به ادارات ثبت احوال مراجعه مي کنند و مي گويند نامي که براي آنها انتخاب شده اکنون با شان و شخصيت اجتماعي، علمي، مذهبي و اداري آنها تناسب ندارد. اين افراد چنانچه بتوانند براي ادعاي خود سند ارائه کنند، به درخواستشان پاسخ داده مي شود. به عنوان مثال، اگر پزشک جراحي نام خانوادگي اش قصاب باشد يا استاد دانشگاهي غضنفر ناميده شده باشد يا يک روحاني نامش کامران باشد، با ارائه مستندات مي تواند نام مناسب ديگري براي خود انتخاب کند.

دردسرنام مشابه
هستند افرادي که در محل کار، تحصيل يا در ميان بستگان خود نام کاملامشابهي دارند و اين تشابه براي آنها دردسرساز شده است. سازمان ثبت احوال براي اين که مشکل چنين اشخاصي را حل کند، با درخواست تغييرنام آنها موافقت مي کند.
اگر جزو افرادي هستيد که دو نام داريد يعني در ميان دوستان و آشنايان خود به نام مذهبي که در شناسنامه شما ثبت نشده شهرت پيدا کرده ايد، مي توانيد به ثبت احوال برويد و اين نام را در شناسنامه خود ثبت کنيد.

محمد؛ نامي براي همه مردان
سازمان ثبت احوال براي تمام آقايان اين فرصت را در نظر گرفته که نام خود را به محمد تغيير دهند. اين امکان پس از توهين به حضرت محمد فراهم شده است، به اين ترتيب با بخشنامه اي که سازمان ثبت احوال در اين خصوص ابلاغ کرده، همه آقايان مي توانند در کمترين زمان ممکن با مراجعه به سازمان ثبت احوال محل زندگي خود نامشان را به محمد تغيير دهند.

گرفتاری‌های بچه‌دار شدن با رحم اجاره‌ای

با این‌که بیش از 10 سال از زمانی که استفاده از رحم اجاره‌ای در کشور شروع شده می‌گذرد، اما هنوز مشکلات زیادی بر سر راه زوج‌هایی است که برای رفع مشکل خود از این راهکار استفاده می‌کنند؛ از نبود قانون برای درج نام مادر نوزاد در شناسنامه‌اش تا باب شدن رقم‌های غیرمتعارف برای اجاره رحم، تاجایی که افراد سودجو به عنوان تجارت به این ماجرا نگاه کرده و رحم خود را تا 22 میلیون تومان اجاره داده و در مدت بارداری به بهانه‌های مختلف از زوج‌های جوان اخاذی می‌کنند.
 آمار مراجعان به مراکز ناباروری و درمانی از این حکایت دارد که تعداد زوج هایی که در کشورمان با مشکل ناباروری دست و پنجه نرم می کنند کم نیست و به اعتقاد برخی کارشناسان حدود 21 درصد زوج های جوان با چنین مشکلی روبه رو هستند.

در کنار این ماجرا هزینه های بالای درمان ناباروری در کنار نبود قانون مناسب در برخی روش ها سبب شده شرایط برای خیلی از زوج های جوان بسیار دشوار شود.

برای نمونه برخی از زوج های جوانی که از روش رحم اجاره ای استفاده می کنند، مجبور هستند برای این که نام مادر واقعی کودک در شناسنامه اش ثبت شود با بیمارستان ها تبانی کرده و شخصی که رحم خود را اجاره می دهد، با شناسنامه مادر واقعی هنگام زایمان در بیمارستان بستری شود، زیرا بر اساس قانون، سازمان ثبت احوال مکلف است نام شخصی را که زایمان کرده به عنوان مادر ثبت کند.

روز گذشته کارشناسان حقوقی سازمان ثبت احوال کشور در یک گردهمایی به بررسی مقررات سازمان ثبت احوال در مبحث رحم اجاره ای پرداختند.

محمدرضا علیان، مدیرکل امور حقوقی، مجلس و استان های سازمان ثبت احوال کشور در این باره به جام جم می گوید: چند سالی است که با پیشرفت فناوری مشکل ناباروری زوج هایی که مشکل دارند، حل می شود. یکی از این روش ها بحث اهدای جنین است که خوشبختانه قانونگذار سال 82 در خصوص آن قانون تصویب کرده و شرایط اهداکننده و گیرندگان را مشخص کرده است.

در این قانون پیش بینی شده مادر و پدری که تخمک یا اسپرم سالم ندارند، می توانند از شخص دیگری تخمک و اسپرم دریافت کنند. علاوه براین در این قانون آمده است که تقاضای دریافت باید به طور مشترک از سوی زوجین به دادگاه داده شود. از دیگر شرط های لازم برای زوج ها می توان به گواهی پزشکی معتبر مبنی بر امکان بچه دار نشدن زوجین اشاره کرد.

افزون بر این زوجه نیز باید استعداد دریافت جنین را داشته باشد. مهجور نبودن، مبتلا نبودن به بیماری های صعب العلاج و تبعه جمهوری اسلامی بودن نیز از دیگر شرایطی است که می توان به آن اشاره کرد. به این شکل دادگاه در صورت احراز شرایط زوجین مجوز دریافت جنین را صادر می کند.

در شیوه اهدای جنین چون قانون همه چیز را پیش بینی کرده، سازمان ثبت احوال نیز با توجه به حکم دادگاه برای کودک شناسنامه صادر می کند و مشکلی برای زوج ها به وجود نمی آید، اما بر خلاف این زوج هایی که از روش رحم اجاره ای استفاده می کنند، مشکلات زیادی دارند.

مشکلات دریافت شناسنامه

در روش رحم اجاره ای زن و شوهر مشکل تخمک یا اسپرم ندارند، بلکه به دلیل این که در زمینه محل نگهداری جنین یعنی رحم مشکل دارند، به رحم شخص دیگری نیاز دارند تا نقص خود را جبران کنند، اما نکته اینجاست که با این که بیش از ده سال از مطرح شدن این روش در کشور می گذرد، قانونی در این خصوص وجود ندارد. به همین دلیل سازمان ثبت احوال برای صدور شناسنامه کودک رویه ای را در پیش گرفته که نیاز است هرچه سریع تر به قانون تبدیل شود.

بر اساس ماده 19 قانون ثبت احوال ماما یا پزشکی که در حین ولادت نوزاد حضور دارد و در زایمان دخالت می کند مکلف به صدور گواهی ولادت به نام شخص زایمان کننده است اما برای این که زوج هایی که از شیوه اجاره رحم استفاده می کنند با مشکل روبه رو نشوند ثبت احوال بر اساس گواهی که بیمارستان صادر کرده و در آن تاکید می کند که شخصی که زایمان می کند رحم خود را اجاره داده است نام مالک تخمک و اسپرم به عنوان پدر و مادر واقعی در شناسنامه کودک ثبت می شود.

مدیرکل امور حقوقی، مجلس و استان های سازمان ثبت احوال کشور می افزاید: وقتی زوج هایی که با استفاده از این روش صاحب فرزند شده اند برای تنظیم شناسنامه کودک به ثبت احوال مراجعه می کنند، تناقصی مطرح می شود، چون دراین باره قانونی وجود ندارد وفقط نظریه حقوقی قوه قضاییه که سال 84 مطرح شده است به چشم می آید.بر اساس نظریه حقوقی قوه قضاییه مالک اسپرم صاحب کودک شناخته می شود، ولی خانم زایمان کننده نیز محرم خونی است .

هرچند ثبت احوال رویه ای را برای آسان شدن کار چنین زوج هایی در نظر گرفته است، اما این رویه باید با همکاری سازمان های درگیر به قانون تبدیل شود، زیرا در این رابطه بحث فقهی، حقوق شهروندی، قانون مدنی و قانون ثبت احوال مطرح است به همین دلیل سازمان هایی مانند وزارت بهداشت و درمان، مراکز درمان ناباروری و سازمان ثبت احوال باید برای تصویب شدن قانون در این زمینه وارد عمل شوند.

علیان در خصوص مشکلات دیگری که در این خصوص وجود دارد، تصریح می کند: بعضی می گویند هر دو زوجه مادر هستند، ولی با درجات مختلف چون بچه صفاتی را از هر دو زوجه به ارث می برد. علاوه براین در خصوص مبلغ اجاره رحم و پرداخت نفقه به شخصی که رحم خود را اجاره می دهد، مشکلاتی وجود دارد که باید چارچوب مشخصی برای آن تعیین شود.

اجاره های 22 میلیون تومانی

مساله دیگری که در این بین مطرح است فشارهای روانی است که صاحبان اصلی جنین در مدت 9 ماه باید آن را تحمل کنند، زیرا آنها امانتی را به شخصی سپرده اند که ممکن است به هر دلیل از آنها سوءاستفاده شود.

منصوره موحدین، جنین شناس و استاد دانشگاه تربیت مدرس در این باره به جام جم می گوید: گاهی شخصی که رحم خود را اجاره می دهد با کودک رابطه عاطفی پیدا کرده و حاضر نیست کودک را به پدر ومادر واقعی خود برگرداند.

افزون براین به دلیل این که در بیشتر موارد برای انتخاب جنین اجاره ای تحقیقی صورت نمی گیرد و تعداد افراد که رحم خود را اجاره می دهند نیز محدود است تعداد افراد سودجویی که فقط با نیت دریافت پول و سوءاستفاده مالی از زوج ها راضی به این کار می شوند، زیاد است برای نمونه بیشتر آنها معتاد بوده و دلسوزی لازم را در قبال جنین ندارند.

موحدین درباره قیمت رحم های اجاره ای اضافه می کند: اصلا مشخص نیست که این رقم ها چگونه تعیین می شود، ولی سعی ما این است که این رقم ها زیاد بالا نرود. اکنون قیمت ها روی 21 تا 22 میلیون تومان است.

وی به زوج هایی که قصد دارند از این روش استفاده کنند، توصیه می کند: برای این که با مشکل روبه رو نشوند بهتر است از بستگان و نزدیکان خود تقاضای اجاره رحم کنند.

تنظیم قرارداد

زوج هایی که تصمیم به استفاده از روش اجاره رحم می گیرند با شخصی که رحم خود را اجاره می دهد، قرارداد، تنظیم می کنند در این قرار داد مبلغ اجاره و نحوه پرداخت آن قید می شود. افزون بر این در این قرارداد نوشته می شود فردی که رحم خود را اجاره می دهد صاحب کودک نخواهد بود.

مشاور حقوقی یکی از کلینیک های ناباروری درباره شرایطی که دراین قرارداد ها آورده می شود به جام جم می گوید: در این قرار داد پیش بینی می شود اگر در مدت بارداری پدر و مادر اصلی به هر دلیلی غایب شوند یا فوت کنند، سرپرستی کودک به خانواده پدری و در صورت نبود آنها به خانواده مادری خواهد رسید.

وی درباره قیمت هایی که برای رحم های اجاره ای در نظر گرفته می شود، خاطرنشان می کند: بیشتر توافقی است، اما بر اساس عرف اگر نوزاد سالم متولد شود، اجاره حدود 15 میلیون و 500 هزار تومان است یا اگر دو قلو باشد قیمت به 19 میلیون تومان می رسد.

این درحالی است که معمولا اجاره بهاء در این خصوص به صورت اقساط پرداخت می شود، به این شکل که با انتقال نطفه به رحم اجاره ای زوج باید حدود یک میلیون و 400 هزار تومان پرداخت کرده و بعد از آن اگر جواب آزمایش بارداری مثبت بود، ماهانه 600 هزار تومان پرداخت کنند و در نهایت مبلغ باقی مانده را نیز هنگام به دنیا آمدن کودک باید پرداخت کنند.

با توجه به آمار بالای مشکلات ناباروری در کشور و مشکلاتی که زوج های جوان برای استفاده از روش رحم اجاره ای با آن روبه رو هستند مسئولان هرچه زودتر باید برای به تصویب رسیدن قانون در این خصوص اقدام کنند و با توجه به این که این روزها قانون ثبت احوال در دست بازنویسی است می توان شرایط لازم را به عنوان تبصره در ماده 19 قانون ثبت احوال لحاظ کرد.

نامگذاری از شمال تا جنوب شهر

مهدی آیینی/ جام جم- فکر می‌کنید پدر و مادرهای امروزی برای انتخاب نام فرزندان خود به چه نکاتی توجه می‌کنند یا برای این کار چقدر وقت می‌گذارند؟ برای این‌که از چند و چون این ماجرا باخبر شویم به دو اداره ثبت احوال تهران رفتیم؛ یکی در شمال شهر یعنی محدوده شمیرانات و دیگری در جنوب شهر یعنی اداره ثبت احوال شهر ری.جالب است بدانید کارشناسان ثبت احوال در جنوب شهر به طور میانگین روزانه برای 150نوزاد شناسنامه صادر می کنند و در شمال شهر این رقم به 40 شناسنامه در روز کاهش پیدا می کند. از این گذشته، ملاک ها و رفتارهای پدر و مادر هایی که برای نامگذاری به این مراکز آمده بودند هم کمی باهم متفاوت بود، اما آنچه در این دو اداره مشابه بود، انتخاب نام ایرانی برای کودکان و تاثیرگذار بودن مادران جوان برای تعیین نام فرزندان بود.
اداره ثبت احوال شهرری درست کنار ایستگاه متروی این منطقه قرار دارد. بعد از وارد شدن به اداره خیلی راحت می توانید از رفت و آمد پدر و مادران جوان، بخشی را که به صدور شناسنامه نوزادان اختصاص دارد، پیدا کنید. در سالن نسبتا بزرگی که برای این کار در نظر گرفته اند، روی دیوار ها چند عکس و پوستر از کودکان خودنمایی می کند، چند ردیف صندلی هم در سالن چیده شده است و پدر و مادرها روی آنها نشسته اند و منتظرند نوبت شان برسد.

«نام پدر بزرگ خدا بیامرزش حسن بود. برای همین خانمم دوست دارد پسرمان همنام پدرش باشد، اما من هم دوست دارم اسم پسرم را داریوش بگذارم، به همین علت با همسرم توافق کرده ایم در شناسنامه اسم پسرمان را حسن بگذاریم، ولی در خانه داریوش صدایش کنیم.» اینها را مرد میانسالی می گوید که برای گرفتن شناسنامه فرزند پنجم خود به اداره ثبت احوال آمده است. او که تحصیلاتش زیر دیپلم است، ادعا می کند داریوش نام زیبا و سنگینی است برای همین می خواهد بچه اش را در خانه به این نام صدا کند.

کمی آن طرف تر از آقای میانسال، مرد جوانی مشغول پر کردن فرم های مربوط به صدور شناسنامه نوزدان است. او که مدرک تحصیلی اش فوق دیپلم است و بعد از گذشت چهار سال از ازدواجش پدر شده، این طور ادامه می دهد: «به انتخاب همسرم اسم کودکمان را ماهان گذاشتیم. ماهان یعنی مانند ماه. برای انتخاب اسم هم خانمم می گفت باید نام ایرانی، تک و زیبا باشد برای همین این نام را انتخاب کرد و من هم قبول کردم.»

یکی دیگر از پدرهای جوان نام یسرا را برای فرزند خود انتخاب کرده است. او می گوید: «تحصیلاتم سیکل است و همسرم این نام را با مطالعه از قرآن انتخاب کرده است.»

مرد جوان دیگری می گوید نام پویا را انتخاب کرده، چراکه برای فرزند خود دنبال اسم اصیل ایرانی می گشته است. او که مدرک تحصیلی اش فوق دیپلم است، برای انتخاب این اسم حدود 5 ماه زمان گذاشته است.

پدر جوان دیگری که به گفته خودش تحصیلاتش دیپلم است و فعلا از کار بیکار شده، می گوید: «چون فرزندم در ماه ربیع الاول به دنیا آمده نام امیرمحمد را برایش انتخاب کرده ام.»

مرد جوان دیگری که همراه همسرش برای گرفتن شناسنامه فرزندشان به اداره ثبت احوال شهرری آمده، این طور توضیح می دهد: «برای دخترمان نام یغما را انتخاب کرده بودیم، اما اینجا می گویند یغما نام پسر است و قبول نمی کنند.» این پدر جوان هم تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخوانده است.

به گفته پدر جوان دیگری، او نام ملینا را برای فرزندش انتخاب کرده چراکه تک است. او که تا مقطع دیپلم درس خوانده و شغلش هم آزاد است، می گوید: «چون نام فرزند اولمان را من انتخاب کردم، برای فرزند دوم تصمیم گیری را به عهده همسرم گذاشتم.»

مرد دیگری که مشغول واریز کردن 2000تومان پولی است که اداره ثبت احوال برای صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته می گوید تا مقطع ابتدایی بیشتر درس نخوانده است. او ادامه می دهد: «غیر از رسید پول، اصل گواهی ولادت و شناسنامه والدین هم باید باشد. من و همسرم امیرحسین را انتخاب کردیم چون از اسامی ائمه است.»

پدر جوان دیگری می گوید ملاک او برای انتخاب اسم فرزندش، ایرانی و تک بودن است. او اضافه می کند: «تصمیم گیری را به عهده همسرم گذاشتم، چون او برای به دنیا آمدن فرزندمان سختی زیادی کشید، وقتی نام سارینا را انتخاب کرد، من هم موافقت کردم.»

به گفته یکی از کارمندان اداره ثبت احوال شهرری، پدر و مادرهایی هم هستند که تا لحظه ارائه درخواست برای صدور شناسنامه هنوز برای فرزند خود نامی انتخاب نکرده ا ند. او ادامه می دهد: «هر روز یا یک روز در میان با افرادی از این دست برخورد می کنیم. ما به آنها می گوییم نمی توانیم برایشان اسمی انتخاب کنیم و بهتر است خودشان باهم مشورت کنند و به نتیجه برسند.» جالب است بدانید کارمندان ثبت احوال شهرری روزانه بین 140 تا 150 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند.
ثبت احوال شمیرانات

برخلاف سالن بزرگی که در اداره ثبت احوال شهرری برای بخش صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته اند در اداره ثبت احوال شمیرانات قسمت کوچکی را به این کار اختصاص داده اند، البته این را هم اضافه کنیم که تعداد مراجعه کنندگان به این قسمت هم خیلی کمتر از شهرری است.

به گفته یکی از کارمندان این بخش، آنها در طول روز به طور میانگین 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند. برای همین منتظر می مانیم تا پدر یا مادر جوانی از راه برسد تا با او درخصوص ملاک هایش برای انتخاب نام حرف بزنیم.

بعد از حدود ده دقیقه مرد جوانی از راه می رسد و سراغ بخش صدور شناسنامه نوزادان را می گیرد. او که نام مرصاد را برای فرزندش انتخاب کرده، می گوید: «تحصیلاتش دیپلم است و همسرش سعی کرده نامی انتخاب کند که دو سیلابی نباشد و مخفف هم نداشته باشد.»

یکی دیگر از مراجعه کنندگان به اداره ثبت احوال شمیرانات می گوید نام آریا را انتخاب کرده چون دوست داشته فرزندش نامی ایرانی داشته باشد. او که مدرک تحصیلی اش لیسانس است، می گوید: «با همسرم به این توافق رسیدیم که برای فرزند خود نامی ایرانی انتخاب کنیم تا همیشه ما و او را به یاد سرزمینش بیندازد.»

پدر جوان دیگری هم که تا مقطع لیسانس تحصیل کرده است، می گوید: «با همسرم مشورت کردیم تا نامی ایرانی و فارسی برای فرزندمان انتخاب کنیم. برای همین آرتمیس را که به معنی زن راستگوست انتخاب کردیم.»

در این میان یکی از کارمندان ثبت احوال با صدای بلند اعلام می کند پدر ابوالفضل کیست؟ شناسنامه اش حاضر است. مرد جوان در حالی که شناسنامه فرزندش را بررسی می کند، می گوید: «فوق لیسانس روان شناسی دارم و نام ابوالفضل را به این دلیل انتخاب کردم که پسرم پیرو ائمه باشد.»

پدر جوان دیگری هم که به گفته خودش کارشناس ارشد است، نام روشنا را برای فرزندش انتخاب کرده است . او می گوید: «در مرحله اول می خواستم نام فرزندم ایرانی و اصیل باشد. علاوه بر این می خواستم شبیه اسم فرزند دیگرم هم باشد.»

پدر جوان دیگری ادعا می کند، دنبال اسمی می گشته که هم مذهبی باشد و هم خیلی جدید نباشد، برای همین نام نیایش را انتخاب کرده است. او که مدرک تحصیلی اش لیسانس است، ادامه می دهد: «با همسرم این نام را انتخاب کردیم. دوست نداشتیم اسم های جدید و ناشناخته را برای فرزندمان انتخاب کنیم.»

مرد میانسالی هم برای کودک خود نام هستی را انتخاب کرده است. او که تا مقطع کارشناس ارشد تحصیل کرده، می گوید: «ملاک اصلی ام ایرانی بودن اسم بود، البته باید نامی انتخاب می کردم که به نام خانوادگی هم می خورد. برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم، هستی را انتخاب کنیم.»

آترین، نامی است که پدر و مادر جوان دیگری برای فرزند خود انتخاب کرده اند. آنها که هر دو کارشناس ارشد هستند، می گویند: «با هم مشورت کردیم تا نامی ایرانی، اصیل و تک انتخاب کنیم.»

وقتی از پدر جوان دیگری که نام آدریانا را برای فرزندش انتخاب کرده درباره معنی اسم کودکش می پرسم، می گوید: «فکر می کنم به معنی زیبارو باشد. بگذارید معنی دقیقش را تلفنی از همسرم بپرسم. راستش انتخاب من کاملیا بود، اما همسرم آدریانا را انتخاب کرده است. ما می خواستیم نامی انتخاب کنیم که تک باشد.» بعد از چند دقیقه مرد جوان می گوید همسرش گفته آدریانا نام اولین ملکه ایران زمین بوده است.

مرد جوان دیگری نام ساشا را برای پسرش انتخاب کرده است، اما وقتی کارشناسان ثبت احوال به او می گویند این نام خارجی است و سیستم به آنها اجازه ثبت نمی دهد. ناراحت می شود. او می گوید: «انتخاب این نام نظر خانواده ماست. به هر حال قبول نکردند برای همین نام سپهر را انتخاب می کنیم.»

یکی از کارمندان اداره ثبت احوال شمیرانات می گوید او و همکارانش به طور میانگین روزی 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر می کنند و برخی ها دوست دارند برای فرزندانشان نام خارجی بگذارند، اما طبق قانون این کار میسر نیست.

او ادامه می دهد: «به طور میانگین روزی یک یا دو نفر می خواهند اسم خارجی برای فرزند خود انتخاب کنند، ولی وقتی ما قانون را به آنها می گوییم، آنها اسم دیگری را انتخاب می کنند.» به گفته آقای کارشناس، بعد از تنظیم شدن سند، آنها دیگر نمی توانند نام را تغییر دهند و باید با حکم دادگاه این کار انجام شود.

او خاطره ای هم در این خصوص برایمان تعریف می کند: «یک بار خانمی زنگ زد و در حالی که بشدت گریه می کرد، گفت همسرم بدون مشورت با من نام بچه را انتخاب کرده است. او می خواست ما نام فرزندش را عوض کنیم با این که چند ساعت بیشتر از صدور شناسنامه کودک آنها نگذشته بود، اما طبق قانون بعد از صدور شناسنامه تنها با حکم دادگاه می توان نام را تغییر داد. برای همین ما کاری نتوانستیم انجام دهیم.»

یکی دیگر از خاطرات آقای کارشناس مربوط می شود به خواب نما شدن مادری جوان. او در این باره می گوید: «یک بار هم مادر جوانی می خواست نام دخترانه ای را روی پسرش بگذارد. وقتی ما به او گفتیم سیستم اجازه چنین کاری نمی دهد، او گفت خواب دیده که باید چنین اسمی را انتخاب کند. ما هم که نمی توانستیم کاری برایش انجام دهیم، راهنمایی اش کردیم تا به اداره کل ثبت احوال برود. گویا او بعد از کلی دوندگی توانست نام دلخواهش را روی فرزند خود بگذارد.»

بالا