آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : بيابان

بایگانی/آرشیو برچسب ها : بيابان

اشتراک به خبردهی

خوره بيابان بر جان ايران

غول بیابانزایی جدی گرفته نمی‌شود؛ این را لب‌ها و صورت ترک خورده زمین فریاد می‌زند و می‌گوید غول بیابانزایی سرعتش را زیاد کرده تا زمین‌های حاصلخیز را با بیابان‌های لم‌یزرع تاخت بزند و مرگ را با زندگی. آمارهایی که رئیس سازمان جنگل‌ها می‌دهد نیز گواهی است بر این ادعا، چراکه حدود یکصد میلیون هکتار از عرصه‌های کشور در معرض پدیده بیابانزایی قرار دارد.

مراسم روزجهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی دیروز در سازمان جنگل‌های کشور برگزار شد؛ مراسمی که نماینده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نیز در آن حضور یافت تا یادآور شود امسال جهان با شعار «حفاظت از زمین، احیای اراضی و مشارکت مردم» به استقبال این روز رفته است.

سرانه تامل برانگیز

دیروز خداکرم جلالی، رئیس سازمان جنگل‌ها سخنانش را با مقایسه چند فاکتور آغاز کرد تا هشدار دهد خطر بیابانزایی در کشورمان جدی است، آن طور که جلالی یادآور شد سرانه جنگل در کشورمان 1700مترمربع است. این در حالی است که این عدد در جهان به 6000 مترمربع می‌رسد، درباره سرانه مرتع نیز سهم هر ایرانی 1.1 هکتار است، اما در جهان سرانه مرتع 7.6 هکتار برآورد می‌شود.

اما سرانه بیابان در کشورمان قابل توجه است، چراکه به هر ایرانی حدود 4300 مترمربع بیابان می‌رسد، اما در جهان سهم هر شخص حدود 2000 مترمربع است با توجه این آمار می‌توان شرایط نامناسب کشورمان را حدس زد. افزون براین، دیروز رئیس سازمان جنگل‌ها از خسارتی که بیابانزایی به کشور تحمیل می‌کند پرده برداشت و تصریح کرد فرسایش خاک سالانه 18 میلیارد،سیل 1600 میلیارد و تخریب آبخوان‌ها نیز 20 هزار میلیارد تومان خسارت به کشور می‌زند .بنابراین هر سال حدود 40 هزار میلیارد تومان خسارت فقط به این شکل به کشور تحمیل می‌شود .

افزون بر این به گفته جلالی صد میلیون هکتار از عرصه‌های کشور در معرض پدیده بیابانزایی است و در این بین حدود 7.5 میلیون هکتار کانون بحرانی بیابان‌زا در کشور وجود دارد.

غذا کم می شود؟

در مراسم دیروز سرج ناکوزی، نماینده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نیز حضور یافت تا از خطرات جدی پدیده بیابانزایی بگوید، او از حقایقی گفت که براساس آن می‌توان از بیابانزایی به عنوان خطری برای کره زمین یاد کرد.

ناکوزی با اشاره به این که در مناطق خشک و نیمه خشک جهان مانند ایران چالش‌ها و فشار بر منابع طبیعی بیشتر قابل مشاهده است، عنوان کرد: در سطح جهانی چنانچه طی 25 سال آینده تخریب سرزمین با روند کنونی ادامه یابد به میزان 12 درصد از تولیدات محصولات غذایی جهان کاسته می‌شود؛ چراکه حدود 30 درصد بر قیمت این محصولات در ابعاد بین‌المللی افزوده می‌شود.

مهدی آیینی 

تهران فصلی برای نفس کشیدن ندارد

روزهای آلوده تهران دیگر محدود به پاییز و زمستان نیست، چون تا مدتی قبل وارونگی دما در فصل‌های سرد سال علت اصلی تنگ شدن نفس پایتخت‌نشینان بود، اما این روزها پایتخت‌نشینان در فصل بهار و تابستان نیز بیشتر از قبل با آلودگی هوا دست به گریبان هستند، زیرا براساس اطلاعاتی که اداره‌ حفاظت محیط‌زیست تهران و شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در اختیار جام‌جم گذاشته‌اند تعداد روزهای ناسالم امسال تا دیروز 36 روز بوده است، این در حالی است که در مدت مشابه سال93 آمار 18 روز ناسالم در تقویم ثبت شده بود.

آلودگی هوا با نام تهران گره خورده است، پاییز و زمستان وارونگی دما به آن دامن می زند، بهار و تابستان نیز کم آبی و رقص ریزگردها در اقصی نقاط کشور.

در حالی که هنوز تا شروع فصل های سرد سال زمان زیادی باقی است آمارهای منتشر شده از این حکایت دارد که بهار و تابستان تقویم تهرانی ها نیز پر می شود از روزهای آلوده، روزهایی که نفس کشیدن را برای گروه های حساس یعنی سالخورده ها، بیماران قلبی و عروقی و کودکان سخت تر می کند.

مریم نادری، مدیر واحد پایش آلودگی هوای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران درباره وضع روزهای پاک، سالم و ناسالم پایتخت در چهار ماه گذشته به جام جم می گوید: براساس بررسی های ما تا دیروز تعداد روزهای پاک تهران 10 روز سالم، 77 روز ناسالم و برای گروه های حساس 36 روز بوده است. این آمار برای مدت مشابه سال گذشته نیز به این شکل است، هفت روز پاک، 98روز سالم و 18روز ناسالم برای گروه های حساس.

بنابراین می توان گفت، تعداد روزهای ناسالم چهار ماه گذشته برای گروه های حساس امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته دو برابر شده است. این درحالی است در چهار ماهه اول سال 92 نیز تهرانی ها دو روز پاک، 96 روز سالم و 26 روز ناسالم را تجربه کرده اند. نادری درباره علت افزایش تعداد روزهای ناسالم پایتخت اظهار می کند: گرد و غبار سبب شده روزهای ناسالم برای گروه های حساس امسال دو برابر شود.

سالی برای مستی ذرات معلق

برخلاف این که گفته می شد گرد و خاک بیشتر از کشورهای همسایه به پایتخت می رسد، تحقیقات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان می دهد خشکسالی و کاهش پوشش گیاهی سبب شده منشا ریزگرد های تهران استان های همسایه این کلانشهر باشد، زیرا خاک استان های همجوار سست شده و با وزش باد، گرد و خاک به تهران می رسد.

محمد رستگاری، معاون نظارت و پایش محیط زیست استان تهران نیز در گفت و گو با جام جم تصریح می کند: امسال میزان ذرات معلق افزایش پیدا کرده که ناشی از تحت تاثیر قرار گرفتن تهران از منابع بیابانی است.

به گفته وی، منشا ذرات معلق می تواند از خارج از استان، کشور یا حتی بیابان های استان باشد.

رستگاری یادآور می شود: البته یک سری از پارامترهای آلاینده گازی کاهش داشته است، بنابراین می توان گفت برنامه سازمان حفاظت محیط زیست و دولت در بحث کنترل منابع احتراقی اثرگذار بوده است.

این در حالی است که باید تاکید کرد، برنامه های دولت تاکنون نتوانسته در کاهش منابع ریزگردها موثر باشد.

وی دراین باره عنوان می کند: دربحث بیابان زدایی به برنامه ریزی بلندمدت نیاز داریم، چون همان طور که طی سال ها به وجود آمده، حل آن نیز به زمان نیاز دارد.

اما باید یادآور شد، تاکنون تحقیقات جامعی درباره میزان اراضی بیابانی یا منابع ریزگردها در تهران یا استان های همجوار آن صورت نگرفته است تا بتوان امیدوار بود مسئولان براساس آن برای کنترل این منابع قدم بردارند.

ابهام در منابع ریزگرد

فرهاد سرداری، معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها در گفت و گو با جام جم عنوان می کند: مطالعه و تحقیق کاملی درباره مشخص شدن میزان مناطق بیابانی تهران نشده است، این در حالی است که بحث بیابانی شدن ثابت نبوده و متغیر است، یعنی اراضی کشاورزی به علت کم آبی اگر زیرکشت نروند به منبع ریزگرد تبدیل می شوند، بنابراین نمی توان به شکل کامل مشخص کرد چقدر منبع ریزگرد در اطراف تهران وجود دارد. این درحالی است که دست کم می توان گفت بیشتر منابع ریزگرد در اطراف تهران اراضی است که خاک آنها به قول معروف دستکاری می شود مانند اراضی کشاورزی و مراتعی که در آنها برداشت صورت می گیرد.

سرداری درباره منشاء ریزگردهایی که سال گذشته تهران را فرا گرفت،خاطر نشان می کند: وقتی طوفان سال گذشته تهران را بررسی کردیم مشخص شد منشاء گرد و غباری که همراه داشت داخل کشور بوده برای نمونه بخشی از ریزگردها از ملارد به تهران رسیده بود.

بعد از این توفان ، استانداری تهران بودجه ای در نظر گرفت تا جهاد کشاورزی تهران با استفاده از آن برای کنترل این منابع وارد عمل شود،اما به نظر نمی رسد تاکنون این اراضی کنترل شده باشند.

به گفته معاون فنی دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها نزدیک ترین منطقه بیابانی به پایتخت، اشتهارد، رامین و ملارد است.

اراده ای برای مهار گرد و غبار نیست

قاسم حقانی، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران نیز در گفت وگو با جام جم درباره مساحت اراضی بیابانی تهران بیان می کند: در تهران 104 هزار و 902 هکتار اراضی بیابانی داریم که از این محدوده 10 هزار هکتار کانون بحرانی فرسایش بادی است.

به گفته وی، منشا عمده گرد و غبار که در جهت باد است در ملارد قرار گرفته است.

در واقع می توان گفت اراده جدی برای مهار پدید گرد و غبار وجود ندارد، چون قرار بود15 میلیارد تومان اعتبار برای این مساله تخصیص پیدا کند. اما حقانی تصریح می کند: سازمان جنگل ها برای اینکار 150 میلیون تومان اختصاص داد که با آن نمی توان کار خاصی انجام داد.

معاون فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران ابراز می کند: اگر باد از جنوب شرقی بوزد گرد و غبار از دشت ورامین یا شهر ری به تهران می رسد، اگر باد از سمت جنوب باشد منشأ گرد و غبار همراه آن را باید اطراف فرودگاه امام و شهر ری دانست. چنانچه باد از جنوب غرب استان بوزد منابع گرد و غبار در ملارد و رود شور اشتهارد قرار دارد.

با توجه به در نظر نگرفتن اعتبار مناسب باید یاد آور شد اراده ای برای کاهش منابع گرد و غبار در کشور وجود ندارد.این درحالی است که با تخصیص اعتبار مناسب و با مشارکت مردمی می توان مشکل نبود شغل و منابع گرد و غبار را کنترل کرد.

دل باید کند از تهران

تهران زیباست، زندگی در تهران موج می زند؛ درباره تهران هزاران جمله می توان نوشت که حاکی از علاقه مردم به این کلانشهر است که تمامی منابع کشور در آن جمع شده به همین دلیل تهران برای خیلی ها شهری سراسر خاطره است، از آسمانخراش های سر به فلک کشیده اش بگیرید تا خیابان هایی که در آنها جای سوزن انداختن نیست، این شلوغی و ازدحام جمعیت، زندگی خیلی ها را به این کلانشهر گره زده،چون بجز دراین کلانشهر هیچ کجا برایشان آب و نان ندارد، اما دراین میان هستند افرادی که می توانند سختی شال و کلاه کردن و مهاجرت را تاب آورده و در استان دیگری بجز تهران ساکن شوند.

این درحالی است که باید یاد آور شد بیشتر گروه های آسیب پذیر که آلودگی هوا بیشترین صدمه را به آنها می زند با گرفتن تصمیم های منطقی و کمی گذشت می توانند مهاجرت مطلوبی را تجربه کنند که منجر به بهبود سلامت آنها خواهد شد.

بحث رفتن از تهران مدتی قبل از سوی معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مطرح شد هرچند آن زمان خیلی ها در برابر این اظهار نظر جبهه گرفتند اما با توجه به زمان بر بودن بهبود شرایط آلودگی هوای تهران می توان بار دیگر از شهروندانی که قادر به مهاجرت از تهران هستند خواست دراین باره بیشتر فکر کنند زیرا هیچ مقامی نمی تواند آنها را مجبور به مهاجرت کند اما حفظ سلامتی دلیل قانع کننده ای برای این جا به جایی است.

جاي خالي سازماني قوي براي حفظ منابع طبيعي کشور

حال و روز منابع طبيعي کشور خوب نيست؛ زمين خواري و قاچاق چوب در شمال کشور مانند تبر به جان جنگل ها افتاده و در غرب کشور نيز آفات بلاي جان درختان زاگرس شده است، افزون بر اين چراي بيش از حد دام، مراتع کشور را نيز با چالش رو به رو کرده، اين در حالي است که بايد تاکيد کرد براي حفظ و بهره برداري از آب و خاک کشور نيز قوانين سفت و سختي وجود ندارد، بنابراين مي توان گفت لزوم حفظ منابع طبيعي کشور در سايه توسعه از ياد رفته و روز به روز آسيب بيشتري مي بيند، روز گذشته برنامه مناظره به اين موضوع پرداخت و در جريان آن کارشناسان با بيان اين که سياست هاي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور با وزارت جهاد کشاورزي همخواني ندارد از لزوم ايجاد سازماني قوي دراين رابطه و توجه به منابع طبيعي کشور سخن گفتند.
عادل جليلي، رئيس موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور؛ علي سلاجقه، رئيس پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران؛ شمس الله شريعت نژاد، عضو کميسيون کشاورزي؛ هادي کيا دليري، رئيس دانشکده منابع طبيعي دانشگاه آزاد و ناصر مقدسي، قائم مقام رئيس شواري عالي جنگل، مرتع و آبخيزداري کشور مهمانان برنامه مناظره بودند.
پرسش نظرسنجي برنامه مناظره نيز به شکلي طراحي شده بود که شرکت کنندگان مي توانستند اولويت خود را از بين دو گزينه توسعه طرح هاي عمراني و حفظ جنگل ها و مراتع انتخاب کنند؛ در پايان برنامه حدود 88 درصد از شرکت کنند گان لزوم حفظ جنگل ها و مراتع را به عنوان اولويت خود معرفي کردند.
    جنگل ها، بيابان مي شود
وضع منابع طبيعي کشور آن قدر نگران کننده است که برخي از کارشناسان هشدار مي دهند در هر دقيقه دو هکتار از منابع طبيعي کشور از بين رفته تا آنجا که هيچ بعيد نيست تا 30 سال آينده جنگل طبيعي در کشور وجود نداشته باشد.
عادل جليلي، رئيس موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور با بيان اين که دولت هرچه در شاخص هاي اقتصادي موفق عمل کند وضع منابع طبيعي کشور نيز بهتر مي شود، گفت: به اين شکل ارتباط بهتري بين مردم و منابع طبيعي ايجاد مي شود.
وي ادامه داد: اين در حالي است که فرهنگ عمومي ما در حوزه حفظ منابع طبيعي در سطح طرح کلان مسئولان و مردم اصلاخوب نيست، به همين دليل بايد ريشه يابي کرد تا در آينده بحران جدي نداشته باشيم. افزون بر اين مي توان گفت در کشور حفظ محيط زيست کماکان موضوعي فانتزي است و براي رفع اين ديدگاه تاکنون برنامه مشخصي آماده و اجرا نشده است.

جليلي درباره مشکل ساختاري در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري يادآور شد: مشکل ما فعلاساختار نيست بلکه نگرش برخي مسئولان و مردم است، چون عده اي در اين حوزه قشنگ حرف مي زنند، اما زمان عمل همه زمين خوار حرفه اي هستند.
علي سلاجقه، رئيس پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران مهمان ديگر برنامه بود که با اشاره به اين که منابع طبيعي فقط جنگل و مرتع نيست، بلکه آب و خاک و هوا نيز جزئي از آن است، يادآور شد: مشکل اينجاست که در اين حوزه ساختار ايراد داشته و تخصص معني ندارد. اکنون روستايياني که در حاشيه جنگل زندگي مي کنند بهتر از برخي مسئولان، منابع طبيعي را مي شناسند. وي ادامه داد: در حوزه منابع طبيعي از نظر قانونگذاري نيز مشکل داريم، زيرا برخي قوانين متناقض است يا در جاهايي خلاقانوني وجود دارد.
سلاجقه تصريح کرد: منابع طبيعي بايد در کشور جايگاه درخوري پيدا کرده و از وزارت کشاورزي جدا باشد.

    دولت هاي مخرب منابع طبيعي
شمس الله شريعت نژاد، عضو کميسيون کشاورزي نيز مهمان برنامه مناظره بود. او با بيان اين که سهم دولت ها در تخريب محيط زيست بيش از 80 درصد است، اظهار کرد: اکنون فقيرترين آدم ها در حاشيه جنگل هاي شمال و غرب کشور زندگي مي کنند، اين افراد براي تامين مايحتاج خود با مشکل روبه رو هستند و بناچار از جنگل بهره برداري مي کنند.
وي با بيان اين که سياست ها در کشور براي حفظ منابع طبيعي اشتباه بوده، عنوان کرد: بايد از قوه قضاييه پرسيد با چند زمين خواري که پشتوانه سياسي داشته اند تاکنون برخورد شده است. هادي کيا دليري، رئيس دانشکده منابع طبيعي دانشگاه آزاد نيز با تاکيد بر اين که هيچ کشوري با منابع طبيعي آسيب ديده موفق نمي شود، بيان کرد: درحالي که در کشور پوشش گياهي کمي داريم ، در مرحله توسعه قرار گرفته ايم و اين شرايط مي تواند براي منابع طبيعي خطرناک باشد.
وي ابراز کرد: توجه نکردن مردم و مسئولان مساله را بحراني تر کرده است، نکته اينجاست که پتانسيل قانوني و فني داريم، اما از آنها بدرستي استفاده نمي کنيم.
رئيس دانشکده منابع طبيعي دانشگاه آزاد درباره ارتباط سازمان جنگل ها با وزارت کشاورزي تصريح کرد: کشاورزي 80 درصد عامل نابودي جنگل هاست، به همين دليل نبايد سازمان جنگل ها زير مجموعه چنين وزارتخانه اي باشد. افزون بر اين در دولت قبلي بهترين زمين هاي کشاورزي به دليل ناتواني کشاورزان از دست رفت.
ناصر مقدسي، قائم مقام رئيس شواري عالي جنگل، مرتع و آبخيزداري کشور با اشاره به تاثير هدفمندي يارانه ها روي منابع طبيعي کشور، بيان کرد:تا مدتي قبل قطع درختچه ها براي تامين سوخت در کشور حدود 12 ميليون متر مکعب بود که با برنامه هاي ما پنج تا شش ميليون متر مکعب کاهش پيدا کرد، اما با هدفمندي و افزايش قيمت حامل هاي انرژي بهره برداري اکنون به هشت ميليون متر مکعب رسيده است.
وي با بيان اين که مشکل ديگر نبود نيروي کافي و اعتبار است، ادامه داد: اکنون براي هر 70 هزار هکتار يک نيروي محافظ وجود دارد، اين درحالي است که نيروهاي ما از حداقل تجهيزات نيز استفاده مي کنند.
اين در حالي است که با توجه به اظهار نظر کارشناسان و وضع شکننده منابع طبيعي در کشور مي توان بر لزوم وجود سازماني قوي براي حفظ منابع طبيعي کشور تاکيد کرد. در اين ميان مي توان پيشنهاد کرد که سازمان جنگل ها از وزارت کشاورزي جدا شده و زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست اداره شود، زيرا رئيس اين سازمان معاون رئيس جمهور نيز هست و قدرت بيشتري براي اجرا کردن قوانين دارد. البته هرگونه تغيير و تحولي در اين زمينه نياز به کار کارشناسي دارد؛ زيرا تجربه ثابت کرده ادغام بي برنامه سازمان ها بايکديگر مي تواند نتايج بدي داشته باشد؛ براي نمونه مي توان به ادغام سازمان جوانان با سازمان تربيت بدني اشاره کرد که اکنون زمزمه هاي لزوم جدايي آنها هر از گاهي رسانه اي مي شود.

جنگل‌های شمال 7 درصد آب رفت

شرایط جنگل‌های کشور مناسب نیست؛ قاچاق چوب و بی‌توجهی مسئولان، راه را برای تخریب جنگل‌های شمال هموار کرده، افزون بر این شرایط جنگل‌های زاگرس نیز بحرانی است تا آنجا که رئیس سازمان جنگل‌ها بصراحت عنوان می‌کند وسعت جنگل‌های شمال در 60 سال گذشته 7.1 درصدکاهش پیدا کرده و یکصد هزار اصله از درختان آفت‌زده بلوط زاگرس اکنون قطع و به زغال تبدیل شده است.

این در حالی است که شرایط اقلیمی کشور حکم می کند مسئولان برای نگهداری از جنگل ها تدابیر ویژه ای درنظر بگیرند، زیرا 32 میلیون هکتار اراضی بیابانی در کشور وجود دارد و باید سعی کرد وسعت آن بیش از این نشود.

فردا در تقویم روز جهانی بیابان زدایی نامیده شده است، به همین مناسبت روز گذشته نشستی خبری در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور برگزار شد و خداکرم جلالی، رئیس این سازمان با اشاره به کاهش 7.1 درصدی وسعت جنگل های شمال کشور گفت: سال 1334 سطح جنگل های شمال حدود دو میلیون و 88 هزار هکتار بود، اما براساس بررسی هایی که در سال 86 انجام شد وسعت این جنگل ها حدود یک میلیون و 939 هزار هکتار برآورد می شود.

این در حالی است که باید تائید کرد تاکنون از جنگل های شمال که یکی از مهم ترین رویشگاه های کشور محسوب می شود، فقط چهار بار و در سال های 34، 46، 73 و 86 عکسبرداری هوایی شده و نکته اینجاست که از سال 86 تاکنون مطالعات دقیقی برای مشخص شدن وسعت جنگل های شمال صورت نگرفته است.

زاگرس اعتبار می خواهد

جلالی با بیان این که وسعت خشکیدگی جنگل های زاگرس اکنون به یک میلیون و 130 هزار هکتار رسیده، اظهار کرد: برای این که بتوان آفات جنگل های زاگرس را در پنج سال مهار کرد، هزار میلیارد تومان اعتبار لازم است.

وی با اشاره به این که از سال 88 تا سال گذشته سطح آلودگی در زاگرس هر سال دو برابر شده، تصریح کرد: تاکنون یکصد هزار اصله درخت آلوده به آفات قطع و به زغال تبدیل شده است.

افزون بر این، جلالی درباره راهکارهای این سازمان درباره مقابله با ریزگردها، عنوان کرد: مهار ریزگرد هایی که منبع خارجی دارند برعهده سازمان حفاظت محیط زیست است و ما آماده ایم تا تجربیات موفق خود را در اختیار آنها قرار دهیم.

این در حالی است که بخشی از ریزگردها منبع داخلی داشته و سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری باید برای مهار آن تلاش کند.وی یادآور شد: از 32میلیون هکتار اراضی بیابانی کشور حدود شش میلیون و 500 هزار هکتار کانون بحرانی است و از این مقدار نیز می توان گفت دو میلیون و 400 هزار هکتار کانون بحرانی درجه یک است. به گفته جلالی، سازمان جنگل ها با توجه به اعتباری که دارد سالانه 40 هزار هکتار از اراضی بیابانی کشور را کنترل می کند، اما باید تاکید کرد این عملکرد مناسب با سرعت زایش بیابان در کشور نیست به همین دلیل مسئولان کشور باید توجه بیشتری به این ماجرا داشته باشند.

هزینه بالای جنگلکاری

رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری درباره اعتبار این سازمان برای بیابان زدایی خاطرنشان کرد: به امور بیابان سازمان سالانه 43 میلیارد تومان اعتبار تعلق می گیرد.این در حالی است که باید تاکید کرد حدود صد میلیون هکتار از اراضی کشور در معرض خطر بیابانی شدن است.

جلالی با بیان این که سه میلیون هکتار از عرصه های بیابانی و جنگلی کشور در طول عمر این سازمان درختکاری شده، ابراز کرد: از این مقدار دو میلیون در عرصه های بیابانی و یک میلیون هکتار نیز در جنگل ها بوده است.

جلالی درباره هزینه درختکاری در هر هکتار عنوان کرد: در مناطقی غیر از شمال کشور که آب زیادی وجود ندارد هزینه هر هکتار جنگلکاری حدود دو میلیون تومان می شود.

مهدی آیینی – گروه جامعه

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

آمارها در حوزه جنگل تاسف‌بار است، آن قدر که اگر بگوییم جنگل را بیابان کرده‌اند، بیراه نگفته‌ایم. اکنون یک میلیون و 130 هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس گرفتار آفت زغالی بلوط شده و در این میان 106 هزار و 440 هتکار از این وسعت بین 75 تا 100 درصد به این آفت مبتلاست. می توان گفت اگر شرایط به همین روال پیش برود تا چند سال آینده از جنگل های زاگرس باید به عنوان بیابان های زاگرس یاد کرد البته در شمال کشور نیز اوضاع تعریفی ندارد؛ برای نمونه افراد سودجو برای خشکاندن سریع درختان روی تنه آنها اسید می پاشند تا راه را برای زمین خواری و قاچاق چوب باز کنند. افزون بر این حدود۵۰ هزار هکتار از توده های شمشاد در جنگل های شمال نیز گرفتار بیماری قارچی شده اند، تا آنجا که کارشناسان نسبت به انقراض این گونه گیاهی بارها هشدار داده اند.

این در حالی است که براساس آخرین آماری که سازمان فائو منتشر کرده، وسعت جنگل های کشورمان حدود 12 میلیون هکتار است و اگر بخواهیم سرانه جنگل را برای جمعیت کل کشور در نظر بگیریم، به هر نفر چیزی حدود 1600 مترمربع می رسد. متاسفانه رقم به دست آمده بسیار پایین تر از استاندارد های جهانی است، زیرا براساس استاندارد های بین المللی، این رقم باید برابر با 7500 متر مربع برای هر نفر باشد.

به همین دلیل باید تاکید کرد که مسئولان برای افزایش سرانه جنگل در کشور باید تلاش بیشتری از خود نشان دهند. یکی از دلایلی که سبب شده سازمان های مسئول در این حوزه نتوانند بخوبی از پس مشکلات بربیایند نبود مدیریت درست، کمبود بودجه و نیروی متخصص و متعهد است.

برای نمونه اکنون برای هر 13 هزار هکتار جنگل در کشور یک جنگلبان وجود دارد، این درحالی است که براساس استاندارد های بین المللی، دست کم برای هر هزار هکتار از عرصه های طبیعی به یک نیرو نیاز است.

به همین دلیل باید گفت اگر مسئولان جنگلبانی برای مهار آفت هایی که جنگل های زاگرس و شمال را دربرگرفته بهانه های مختلفی مطرح می کنند، درخصوص قاچاق چوب نمی توانند بهانه ای بیاورند، زیرا اگر آنها تلاش خود را برای مدیریت درست، تامین بودجه و جذب نیروهای لازم به کار ببرند، می توانند علاوه بر تنگ کردن عرصه بر قاچاقچی های چوب مانع افزایش خسارت 4660 میلیارد تومانی آفت جنگل های زاگرس به کشور شوند.

بالا