آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : بازيافت

بایگانی/آرشیو برچسب ها : بازيافت

اشتراک به خبردهی

طلای کثیف، کثیف می‌ماند

عنوان طلای کثیف به زباله داده‌اند، اما کمتر کسی به این واقعیت توجه دارد، زیرا براساس آماری که سازمان حفاظت محیط‌زیست منتشر کرده کمتر از 20 درصد از پسماندهای شهری و روستایی کشور بازیافت می‌شود، این در حالی است که با بازیافت زباله می‌توان بخش قابل توجهی از مشکلات کشور را در زمینه‌های اشتغالزایی، تولید انرژی و حفظ محیط‌زیست برطرف کرد.

قانون مدیریت پسماند، 11 سال پیش تصویب شد، اما تاکنون از سوی وزارتخانه ها و سازمان های مرتبط جدی گرفته نشده، زیرا براساس آن تا سال 1390 باید در تمامی کلانشهرها، زباله های شهری از مبدأ تفکیک می شد و تا سال 92 نیز دیگر شهرهای کشور این قانون را رعایت می کردند، اما این قانون هیچ وقت اجرا نشد، نتیجه اش هم این شده که از 48 هزار تن زباله ای که روزانه در کشور تولید می شود، کمتر از 20 درصدش بازیافت می شود.

این در حالی است که کشورهای موفق از بازیافت پسماند به اشتغالزایی، درآمدزایی و تولید انرژی رسیده و محیط زیست خود را نیز حفظ می کنند؛ نکات مثبتی که تاکنون در کشورمان برای به دست آوردن آنها وعده های زیادی داده شده، اما در عمل دستاوردی نداشته ایم. برای نمونه برخی کارشناسان ادعا می کنند فقط با بازیافت کاغذ در کشور می توان در ماه از تخریب 90 هکتار جنگل جلوگیری کرده و نقش بسزایی نیز در مصرف آب و انرژی داشت، چون با پسماند کاغذ در کشور حدود 12 میلیون لیتر آب و 120 هزار کیلو وات برق صرفه جویی می شود.

فقط زباله تولید می کنیم

سعید متصدی، معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست درباره حجم تولید پسماند و بازیافت پسماند در کشور می گوید: روزانه 48 هزار تن زباله عادی شهری و روستایی در کشور تولید می شود که کمتر از 20درصد آن بازیافت می گردد، این در حالی است که این آمار در کشورهای موفق به 40 تا 55 درصد نیز می رسد.

علاوه بر زباله های عادی و شهری روزانه در کشورمان 400 تن زباله بیمارستانی، 80 تن ویژه بیمارستانی، بیش از 90 هزار تن صنعتی و 380 تن پسماند لجن اسیدی و خاک رنگ بر در کشور تولید می شود.

به گفته متصدی، سالانه 170 میلیون تن پسماند عادی کشاورزی و 200 تن پسماند ویژه و سموم کشاورزی نیز در کشور تولید می شود.

داریوش گل علیزاده، معاون فنی اداره کل محیط زیست استان تهران نیز در این باره به جام جم می گوید: در استان تهران نیز کمتر از 30 درصد پسماندهای تولید شده بازیافت می شود.

وی درباره مشکلاتی که سبب شده بازیافت بدرستی در کشورمان صورت نگیرد، توضیح می دهد: در کشور با مشکلات زیرساختی مانند تفکیک نشدن زباله از مبدأ و نبود فناوری های جدید برای بازیافت روبه رو هستیم.

نباید فراموش کرد که با مدیریت پسماند شهری و روستایی می توان گاز متان و برق تولید و به این شکل در مصرف انرژی صرفه جویی کرد.

این در حالی است که در کشورمان تاکنون برای بازیافت پسماند به شکل خرد و محدود اقداماتی صورت گرفته است و هنوز تفکیک زباله به شکل سنتی از سوی زباله گردها انجام می شود، باید تاکید کرد مسئولان نیز تاکنون نتوانسته اند حلقه اول تفکیک یعنی تفکیک از مبدأ را عملی کنند.

یکی از دلایل شکست این طرح آن است که مسئولان شهری نتوانسته اند شهروندان را تشویق کنند که زباله هایشان را تفکیک شده تحویل ماموران جمع آوری زباله بدهند، افزون بر این در محلات نیز سطل زباله مخصوص یا محل ویژه ای برای نگهداری زباله های خشک وجود ندارد.

قانون، ضمانت اجرایی ندارد

معاون فنی اداره کل محیط زیست استان تهران با اشاره به این که قانون مدیریت پسماند ضمانت اجرایی ندارد، اظهار می کند: مدیریت پسماند در شهرها وظیفه شهرداری هاست و در خارج از حریم شهرها باید از سوی بخشداری و دهیاری ها صورت بگیرد. در این بین وزارت کشور نیز باید محل دفن زباله را مشخص کند.

اما باید یادآور شد دفن زباله در برنامه پنجم توسعه ممنوع شده، زیرا چنانچه زباله بازیافت یا امحا نشد باید برای دفن آن اقدام کرد.

نکته اینجاست که هنوز زیرساخت های لازم برای جلب مشارکت شهروندان نیز فراهم نشده تا آنها زباله کمتری تولید کرده و پسماندهایشان را تفکیک کنند.

گل علیزاده با اشاره به این که حدود 11 سال از تصویب قانون مدیریت پسماند می گذرد، عنوان می کند: سازمان حفاظت محیط زیست در حال آماده کردن لایحه ای است که براساس آن قوانین مدیریت پسماند مورد بازنگری قرار خواهد گرفت.

آفتی به نام الگوبرداری اشتباه

بهروز ده زاد، کارشناس محیط زیست نیز در این باره به جام جم می گوید: مراکز بازیافت پسماند و اشتغالزایی در این حوزه در کشورمان بدرستی مدیریت نشده است، زیرا الگوبرداری نامناسبی از کشورهای موفق صورت گرفته است برای نمونه در استان گیلان اکنون چند جوان در این زمینه سرمایه گذاری کرده و «ورمی کمپوست» تولید می کنند، اما محصول آنها آنقدر گران تمام می شود که خریدار زیادی ندارد، بنابراین باید مسئولان به بومی سازی الگوها بپردازند.

وی با تاکید بر این که برای اجرایی شدن مدیریت پسماند به برنامه جامع نیاز است، یادآور می شود: قبل از الگوبرداری باید ابتدا زیرساخت ها را در جامعه آماده کرد و در مرحله بعد به فرهنگسازی پرداخت پس از اجرای موفق این دو مرحله باید به مدیریت درست بازیافت پسماند امیدوار بود.

ده زاد ادامه می دهد: مساله مدیریت پسماند با تک تک مردم سر و کار دارد ، به همین دلیل باید با توجه به نحوه زندگی آنها الگوی مناسبی را ارائه داد.

به گفته وی، فعالیت دلالان در این حوزه نیز سبب شده مدیریت پسماندها بخوبی انجام نشود.

این در حالی است که باید تاکید کرد مدیریت پسماند پروژه ای زمانبر است و فقط در شرایطی می توان به اجرای درست آن امیدوار بود که نیروی فعال جامعه در آن نقش ایفا کند، به عنوان مثال می توان پیشنهاد کرد شهرداری ها می توانند با به کارگیری پاره وقت دانشجویان از آنها برای گسترش فرهنگ تفکیک زباله از مبدأ استفاده کنند.

احترام بیشتر به قانون

محمد حقانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای شهرتهران نیز در گفت وگو با جام جم می افزاید: دلیل اجرا نشدن قانون پسماند در کشورمان چیزی نیست جز این که سازمان ها و وزارتخانه های درگیر در این حوزه به قانون عمل نمی کنند. وی ادامه می دهد: حدود هفت سال طول کشید تا این قانون در مجلس سرانجام در سال 83 در مجلس تصویب شد، اما با این که قوانین خوبی در نظر گرفته شده، اما بیشتر آنها اجرا نشده و یا اگر شده خیلی سطحی بوده است.

به گفته وی، وزارت بهداشت و درمان، وزارت کشور،وزارت جهادکشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست و شهرداری ها در این بین مقصر هستند. حقانی ادامه می دهد: اگر شیوه درست در مدیریت پسماند به کار گرفته شود فقط در بخش تولید تا دفع و دفن پسماند در تهران 5000 فرصت شغلی ایجاد خواهد شد. برای حل معضل مدیریت نشدن پسماند های کشور دست کم مسئولان باید در قوانین بازنگری کرده و شرایطی را فراهم آورند که بخش خصوصی به سرمایه گذاری در این حوزه تمایل پیدا کند، زیرا بازیافت پسماند در دنیا آنقدر صنعت پرسودی است که کشورهای پیشتاز در این حوزه برای سرمایه گذاری در کشورهایی دیگر نیز اعلام آمادگی می کنند.

نقش شهروندان در مساله بازیافت پسماند

کلیدی ترین حلقه در مدیریت پسماند را باید نقش شهروندان در تفکیک زباله از مبدا دانست، چون تا زمانی که شهروندان به این وظیفه خود عمل نکنند، مدیریت پسماند در کشور راه به جایی نمی برد، لازم به یادآوری است که مدیریت پسماند مساله ای بین بخشی است و حل آن نیاز به همکاری وزارتخانه، دستگاه ها و شهروندان دارد، اما در این بین شهروندان می توانند این مساله را بیش از هر نهاد دیگری مدیریت کنند، زیرا خواسته های آنهاست که در نهایت سبب تصمیم گیری از سوی مدیران می شود. برای نمونه می توان شرایط چند سال پیش تعدادی از محلات تهران را مثال زد. آن زمان شهرداری برای تفکیک زباله چند سطل مکانیزه با رنگ های متفاوت را در برخی محلات قرار داد تا شهروندان زباله های
خشک و تر خود را در سطل های مخصوص قرار دهند، اما شهروندان زیادی به این طرح توجه نکردند به همین دلیل بیشتر این سطل های خاص تخریب یا از سطح شهر جمع آوری شدند.

اما اکنون شرایط تغییر کرده و برخی از شهروندان از نبود سطل های زباله ویژه برای زباله خشک و تر گله دارند، گواه این ادعا نیز کیسه هایی حاوی زباله های خشکی است که در اطراف سطل های مکانیزه تعدادشان هر روز بیشتر می شود، در واقع شهروندان با این کیسه ها به مدیران شهری این پیام را می دهند که برای تفکیک زباله های خشک و تر سطل های جداگانه ای در نظر بگیرد، نکته اینجاست که اگر این روند از سوی شهروندان ادامه پیدا کند، مسئولان شهری ناچار به ارائه پاسخ و عمل مناسب که همان نصب سطل های ویژه تفکیک زباله است، خواهند شد.

مهدی آییني

کیسه‌های زباله؛ لُپ‌لُپ زباله‌گردها

جثه کوچکش اجازه نمی‌دهد براحتی داخل سطل زباله مکانیزه را ببیند، به همین دلیل روی پنجه‌اش بلند می‌شود، اما باز براحتی نمی‌تواند زباله‌ها را برانداز کند، در نتیجه بدن خود را اهرم کرده و به لبه سطل زباله فشار می‌آورد؛ سطل زباله لمبر خورده و تا مرز افتادن به سمت زمین کج می‌شود.

 پسرک با شتاب و کنجکاوی خاصی سر و کله اش را درون سطلی می کند که رهگذران با نزدیک شدن به آن بینی خود را گرفته و مسیرشان را تغییر می دهند، اما دنیای پسرک با رهگذران متفاوت است، او زباله را مانند اسباب بازی های نداشته اش می بیند و با حوصله کیسه های رنگارنگ زباله را این طرف و آن طرف می اندازد و تا جایی که زورش می رسد با دست های کوچکش کیسه ها را پاره می کند. برای پسرک کیسه های زباله حکم تخم مرغ شانسی های لپ لپ را دارد، زیرا چشمان او بعد از پیدا کردن هر شیء فلزی یا پلاستیکی برق می زنند.

غدیر 13 سال بیشتر ندارد و حدود دو سال است که از افغانستان به ایران آمده تا کمک خرج خانواده اش باشد. می گوید هر روز ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شود تا کارش را شروع کند؛ کاری که با پرسه در خیابان ها و زیر رو کردن سطل های زباله گره خورده است.

حرکت از جنوب شهر

بیشتر زباله گرد های پایتخت را اتباع افغانستان تشکیل می دهند، اما گاهی می توان چند ایرانی را هم بین آنها پیدا کرد، هرچند بیشتر آنها که در زمینه خرید و فروش کلی ضایعات فعالند ایرانی هستند و از این راه درآمد خوبی نیز دارند.

اما در این میان زباله گرد ها نقش مهم تری دارند، آنها به تک تک سطل های زباله مکانیزه شهر سرک می کشند تا اشیای قابل بازیافت را جمع آوری کنند.

غدیر می گوید حدود 50 نفر از هموطنانش را می شناسد که مانند او از راه جمع آوری ضایعات روزگار می گذرانند. او ادامه می دهد: در یکی از جنوبی ترین محله های تهران زندگی می کنم و هر روز ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شوم تا به همراه دیگر دوستانم برای جمع آوری زباله به نقاط مختلف شهر برویم.

غدیر و دوستانش هر روز با یک کامیونت به نقاط شمالی شهر تهران سفر کرده و کار خود را آغاز می کنند.

او می گوید: این کامیونت حدود 15 نفر را سوار کرده و در نقاط مختلف شهر پیاده می کند. هرکدام از ما هر جا دلش خواست پیاده می شود و سطل های زباله را می گردد و حدود ساعت 9 یا 10 شب هم همین کامیونت می آید و ما را به خانه بر می گرداند، البته افرادی هم هستند که شب ها کار می کنند و تا صبح دنبال ضایعات می گردند.

غدیر درباره این که برخی ها ادعا می کنند، زباله گرد ها برای خود محدوده مشخصی دارند، می گوید: اصلا این طور نیست، من و دوستانم هر جا که بخواهیم می رویم و دنبال ضایعات می گردیم، فقط من و دوستانم چون کوچه پس کوچه های محدوده برخی نقاط را بهتر می شناسیم، در این منطقه کار می کنیم.

او درباره درآمدش هم می گوید: اگر خوب کار کنم بین 25 تا 30 هزار تومان در روز درآمد دارم، آهن را کیلویی حدود 130، پلاستیک کیلویی 150 و نان خشک را کیلویی 140 تومان می فروشیم، اما بیشتر درآمد برای آنهایی است که ضایعات را از ما می خرند. من و دیگر دوستانم درآمدمان را برای خانواده هایمان در افغانستان می فرستیم.

بیماری را خدا می دهد

روی سر و صورت غدیر رد چند زخم کهنه به چشم می خورد، از انگشت هایش هم که از سوراخ های دستکش سیاهش بیرون زده، می توان فهمید دست هایش بارها هنگام گشتن زباله زخمی شده است. اگر به غدیر بگویید ممکن است به دلیل آلوده بودن زباله ها بیمار شود، خواهید شنید: بیماری را خدا می دهد، با این چیز ها آدم مریض نمی شود.

او زخمی را که روی یکی انگشت هایش هست، نشان می دهد و می گوید: یک بار وقتی داشتم کیسه های زباله را می گشتم، دستم برید، تا مدت ها زخم بود، اما این چیز ها برای ما عادی است. خیلی از دوستانم دست و صورتشان زخم است.

بجز دستکش پاره، غدیر ابزار کار دیگری هم دارد. او چند گونی بزرگ دارد که در طول روز باید آنها را پر از ضایعات کند. جالب اینجاست که گونی های پر شده از زباله با قد غدیر برابری می کند و او به زحمت آنها را در خیابان های شهر به دوش می کشد. هر زباله گرد در طول روز ممکن است حدود 100 کیلوگرم ضایعات جمع آوری کنند. غدیر ادامه می دهد: بعد از این که هر گونی را پر کردیم آن را در جایی در کنار پیاده رو بین شمشاد ها می گذاریم تا گونی های دیگرمان را هم پر کنیم، ولی بعضی وقت ها ماموران شهرداری گونی هایمان را می برند.

رویای یافتن گنج

نکات مشترک زیادی بین زباله گردها وجود دارد، اما همه آنها در گوشه ای از ذهنشان امیدوارند روزی هنگام زیر و رو کردن زباله ها، شیء باارزشی پیدا کنند. به همین دلیل بین آنها خاطرات زیادی در این زمینه وجود دارد. برای نمونه غدیر درباره یکی از هموطنانش که در محله ای اعیان نشین در کیسه زباله حدود دو کیلوگرم طلا پیدا کرده است، حرف می زند. او تاکید می کند: اگر شانس با آدم باشد به طور حتم خیلی چیزهای باارزش در کیسه های زباله پیدا می کند. مثلا یکی از زباله گردها چند سال پیش دو کیلوگرم طلا پیدا کرد.

اگر به غدیر بگویید که امکانش خیلی کم است که مردم طلا یا اشیای باارزششان را درون سطل های زباله بیندازند، او برای قانع کردن شما می گوید: برخی ها در شمال شهر، آنقدر پول دارند که حواسشان نیست، برای همین ممکن است اشیای باارزششان را بیرون بیندازند، من خودم یک بار گوشی اپل پیدا کردم، یکی از دوستانم هم چند تا لپ تاپ پیدا کرد. خیلی ها بوده اند که پول های میلیونی پیدا کرده اند، فقط باید خوش شانس بود.

بالا