تازه ها
خانه » بایگانی/آرشیو برچسب ها : آتش سوزی

بایگانی/آرشیو برچسب ها : آتش سوزی

اشتراک به خبردهی

تاول تغییر اقلیم برتن جنگل‌

دو روز انتهایی هفته گذشته شاهد سوختن حداقل ۴۱ هکتار از جنگل‌های هیرکانی در استان گیلان بودیم. مسئولان منابع طبیعی منطقه، افزایش شدید دمای هوا و وزش بادهای گرم را به عنوان عامل اصلی این آتش‌سوزی معرفی کرده‌اند. این در حالی است که پیش از این وزش بادهای گرم مدیترانه‌ای در جنگل‌های شمال صرفا در فصل پاییز سابقه داشت و اکنون وزش این بادها و وقوع آتش‌سوزی در میانه فصل زمستان در جنگل‌های هیرکانی را می‌توان به عنوان یکی از نشانه‌های تغییر اقلیم در نظر گرفت.

اصولا تغییرات اقلیمی در سطح جهان باعث جابه‌جایی فصل‌ها شده‌اند که این مساله تغییر الگوی آب و هوایی در اکوسیستم‌های مختلف را به همراه داشته است. بر این اساس، تغییر الگوی وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران نیز از جمله تاثیرات تغییرات الگوهای آب و هوایی محسوب می‌شود. این نوسانات دانشمندان کشورهای مختلف را بر آن داشته است تا نسبت به تغییر روال عادی زندگی انسان‌ها و حیات ساکن در اکوسیستم‌های حساس هشدار دهند. همان‌طور که آتش‌سوزی‌های غیرمنتظره جنگل‌های هیرکانی نیز روند زندگی مردم مجاور این جنگل‌ها و الگوی حیات طبیعی حیات وحش منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

باید اذعان داشت که ما نمی‌توانیم به طور کامل جلوی بروز نوسانات آب و هوایی را بگیریم، اما می‌توانیم با برداشتن گام‌هایی مهم اثرات ناشی از این نوسانات را در کشور خودمان بخصوص جنگل‌های هیرکانی کمتر کنیم. البته مسئولان سازمان جنگل‌ها و مراتع همواره تاکید دارند که عامل شروع بیش از ۹۰ درصد آتش‌سوزی جنگل‌های کشور، انسان‌ها هستند. اگر این آمار صحت داشته باشد، می‌توان با ارائه آموزش و آگاهی‎بخشی در میان جوامع محلی و تشدید تنبیهات و جرایم جنگل‌سوزی تا حد زیادی جلوی وقوع آتش‌سوزی را در جنگل‌های ایران گرفت. چراکه تعداد اندکی از افراد از روی سودجویی گاهی سطح وسیعی از جنگل‌های کشور را به آتش می‌کشند و خسارات جبران‌ناپذیری به بار می‌آورند. این افراد کمتر در اثر فرهنگ‌سازی حاضر به تغییر رفتار خود می‌شوند و با چنین افرادی بیشتر باید با زبان تنبیه سخن گفت. از سوی دیگر، تقویت تجهیزات اطفای حریق و ارائه آموزش‌های بیشتر و افزایش تعداد نیروهای جنگل‌بانی نیز می‌تواند تاثیر بسیاری در کاهش اثرات مخرب آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور داشته باشد.

 

دکتر هادی کیادلیری، کارشناس جنگل

آتش به پا خواهد شد

کارشناسان ‌ نسبت به تکرار حریق گسترده جنگل‌های استرالیا در پهنه‌های جنگلی ایران هشدار می‌دهند

بیش از سه ماه است که استرالیا در آتش خشم طبیعت می‌سوزد. خشمی برآمده از گرمایش زمین که در این روزها قدرت خود را با سوزاندن بیش از ۶ میلیون هکتار از جنگل‌های استرالیا و از بین بردن نزدیک نیم میلیارد جانور از ۲۴۴ گونه مختلف در این کشور پهناور به رخ می‌کشد.
اقلیم‌شناسان متفق‌القول بروز آتش‌سوزی وسیع و طولانی‌مدت در پهنه‌های جنگلی استرالیا را به تغییرات اقلیمی نسبت می‌دهد. این ماجرا با شرح و بسط کامل در صفحه ۱۵ روزنامه امروز از سوی گروه دانش بررسی شده است. اما آنچه برای ما مهمتر جلوه می‌کند، این است که تغییرات اقلیمی در دهه‌های گذشته آثار سوء خود را بر طبیعت ایران ما نیز گذاشته و افزایش متوسط دما، ایجاد نوسان در الگوهای بارشی و جابه‌جایی زمان طبیعی فصل‌ها را به دنبال داشته است.
تبعات ناشی از تغییر اقلیم امروزه کارشناسان منابع طبیعی و اقلیم‌شناسان کشورمان را به این نتیجه رسانده است که ما نیز باید نگران بروز آتش‌سوزی‌های گسترده ناشی از این پدیده در سطح محدود جنگل‌هایمان باشیم و لازم است هرچه سریع‌تر توان خود را برای مقابله با آثار مخرب گرمایش جهانی بخصوص احتمال بروز آتش‌سوزی وسیع در پهنه‌های جنگلی ایران بالا ببریم.
استرالیا جزیره‌ای است احاطه‌شده در میان اقیانوس‌های آرام، هند و منجمد جنوبی که در اطراف آن کانون‌های کم‌فشار و پرفشار آب‌وهوایی و جریانات اقیانوسی گوناگونی وجود دارد. در ماه‌های اخیر نیز تغییرات گسترده‌ای در جریانات آب‌وهوایی این اقیانوس‌ها شکل گرفته است که از جمله مهمترین آنها می‌توان به بروز پدیده انسو در جریانات آبی جنوب شرقی اقیانوس آرام اشاره کرد.
این نکته‌ای است که حسین میرموسوی، اقلیم‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه زنجان در گفت‌وگو با ما روی آن دست می‌گذارد و تاکید دارد در چند ماه گدشته تغییر جهت چرخه واکر در اقیانوس آرام سبب بروز خشکسالی‌های شدید و افزایش درجه حرارت در استرالیا شده است.
مقصود از چرخه واکر، یک جریان چرخشی است که به صورت عادی در اقیانوس آرام بین استرالیا و آمریکای جنوبی رخ می‌دهد، اما در بعضی از مواقع جهت این چرخه در اثر بروز پدیده انسو تغییر می‌کند و باعث بروز خشکسالی گسترده در استرالیا و سیلاب شدید در آمریکای جنوبی می‌شود.
میرموسوی معتقد است بروز تغییرات اقلیمی در سال‌های اخیر سبب تشدید اثرات پدیده انسو و در نتیجه افزایش درجه حرارت در استرالیا شده است. گرمایی که وقوع دوره‌های طولانی خشکسالی در استرالیا را در پی داشته و اکنون نیز باعث ایجاد حریقی وسیع و طولانی مدت در پهنه‌های جنگلی این کشور شده است.

تغییر الگوی آتش‌سوزی جنگل‌ها
سطح وسیع وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌های استرالیا و همچنین طولانی بودن مدت آن، حاکی از آن است که جنگل‌سوزی‌های اخیر این کشور، رخدادی عادی نیست و به صورت کلی وقایعی از این دست نشان می‌دهد که الگوی آتش‌سوزی‌های طبیعی جنگل‌ها در سطح کره زمین تغییر کرده است. اتفاقی که سنگین‌تر شدن بار خسارت‌های ناشی از آتش‌سوزی جنگل‌ها را در پی دارد و باعث می‌شود دیگر بروز آتش‌سوزی در جنگل‌ها براساس تئوری‌های بوم‌شناسی قابل پیش‌بینی نباشند.
البته درباره آتش‌سوزی جنگل‌های استرالیا باید به این نکته نیز توجه داشت که بخش زیادی از گونه‌های گیاهی موجود در پهنه‌های جنگلی این کشور از نوع اکالیپتوس هستن. این گونه گیاهی قابلیت اشتعالزایی بسیار بالایی دارد و حضور آن در پهنه‌های جنگلی، آسیب‌پذیری این پهنه را در برابر آتش‌سوزی به شدت بالا می‌برد. اما بیشتر گونه‌های گیاهی موجود در جنگل‌های ایران قابلیت اشتعال‌پذیری بالایی ندارند و همین مساله سبب می‌شود پهنه‌های جنگلی ما تاب و تحمل بیشتری در برابر تبعات گرمایش جهانی داشته باشند.
با این وجود، هادی کیادلیری، رییس انجمن جنگلبانی ایران معتقد است در این شرایط نیز باید نگران بروز آتش‌سوزی‌های ناشی از گرمایش زمین در کشورمان باشیم، زیرا الگوی وقوع حریق در جنگل‌های ایران نیز در سال‌های اخیر تغییر کرده است. او در این باره جنگل‌های هیرکانی شمال کشور را مثال می‌زند و به ما می‌گوید: تا چند سال پیش هیچ‌گاه در فصل بهار جنگل‌های هیرکانی طعمه حریق طبیعی نمی‌شدند و عمده آتش‌سوزی‌ها در فصل پاییز به دلیل وزش بادهای گرم مدیترانه‌ای رخ می‌داد. اما چند سالی است که می‌بینیم در فصل بهار نیز آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های شمال اتفاق می‌افتد.

آتش تغییر اقلیم در کمین جنگل‌های ایران
تغییر الگوی بروز آتش‌سوزی در جنگل‌های استرالیا را می‌توان از نشانه‌های تغییرات اقلیمی دانست. پدیده‌ای که علاوه بر ایجاد تغییر در الگوی وقوع حریق در جنگل‌های شمال و غرب ایران، تاثیرات سوء دیگری نیز بر پهنه‌های جنگلی کشورمان داشته است. به طور مثال، براساس صحبت‌های رئیس انجمن جنگلبانی ایران، میانگین دمای هوا در جنگل‌های غرب کشور در یک دهه گذشته به طور متوسط ۳/۱درجه سانتی‌گراد بالا رفته و میزان بارندگی سالیانه در این جنگل‌ها به طور میانگین ۷۰ میلی‌متر کاهش پیدا کرده است.
همچنین به گفته کیادلیری، نظم حاکم بر بارش باران در جنگل‌های هیرکانی در یک دهه گذشته به شدت تغییر کرده و طول مدت فصل خشک در این پهنه‌های جنگلی از یک ماه به سه ماه افزایش یافته است. مسائلی که کاهش توان مقاومت جنگل‌های ایران در برابر آتش‌سوزی را به همراه دارد و به همین دلیل، می‌توان گفت احتمال بروز آتش‌سوزی‌های ناشی از تغییر اقلیم در یک دهه گذشته در جنگل‌هایمان بالا رفته است.
گرمایش زمین همچنین باعث بروز خزان زودرس در جنگل‌های زاگرس و حتی برخی پهنه‌های جنگلی هیرکانی شده است. سرمازدگی درختان جنگل‌های زاگرس حتی در فصل بهار و جابه‌جایی زمان طبیعی فصل‌ها نیز از دیگر آثار سوء گرمایش جهانی بر اندک پهنه‌های جنگلی ایران ارزیابی می‌شود.
باید توجه داشت که تغییرات اقلیمی مساله‌ای جهانی است و همه کشورها از استرالیا گرفته تا ایران تحت تاثیر آن هستند. اما این پدیده از جنبه‌های گوناگون باید برای ما مهتر باشد. زیرا کشور ما در اقلیم خشک و نیمه‌خشک جهان قرار گرفته است و پهنه‌های جنگلی فقط هفت درصد از مساحت آن را تشکیل می‌دهد.
از سویی دیگر، آن‌طور که کیادلیری می‌گوید، طبیعت کشور ما در سال‌های اخیر قربانی توسعه ناپایدار و استفاده بی‌حد و مرز از منابع طبیعی شده است و این مساله به افزایش میزان آسیب‌پذیری اقلیم‌های گوناگون ایران بخصوص جنگل‌هایمان در برابر تبعات تغییر اقلیم دامن زده است. بنابراین از نظر رئیس انجمن جنگلبانی ایران، ما باید بیشتر از بسیاری از کشورهای جهان نگران بروز آثار سوء گرمایش زمین از جمله وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌هایمان باشد.

زورمان را در برابر آتش زیاد کنیم
نگرانی از احتمال وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های ایران شبیه آنچه در سه ماه گذشته در استرالیا رخ می‌دهد، نگرانی بی‌جایی نیست. زیرا اقلیم ایران در تاثیر پذیرفتن از تبعات ناشی از گرمایش جهانی مستثنی نیست و این گرمایش آثار سوء خود را روی جنگل‌های کشورمان نیز خواهد گذاشت.
میرموسوی ضمن بیان این نکته، تاکید دارد براساس همه مدل‌های اقلیمی، متوسط دمای کشور و میانگین دمای بیشینه در سال‌های اخیر به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا کرده است و پیش‌بینی می‌شود که این روند با شدتی مضاعف در سال‌های آینده ادامه پیدا کند.
حال با توجه به شرایط جغرافیایی ایران، هرچه میانگین درجه حرارت در کشورمان بالاتر برود، پوشش گیاهی جنگل‌ها بخصوص در فصول گرم سال خشک‌تر می‌شود. مساله‌ای که احتمال وقوع آتش‌سوزی‌های طبیعی در جنگل‌های کشور بالا می‌برد و به گسترش سریع حریق‌های عمدی در پهنه‌های جنگلی ایران دامن می‌زند.
بنابراین با توجه به بالا بودن میزان احتمال وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های کشورمان، مسئولان سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور باید از توان حداکثری خود برای جلوگیری از بروز آتش‌سوزی‌های گسترده در پهنه‌های جنگلی ایران استفاده کنند. این در حالی است که در شرایط فعلی امکانات سازمان جنگل‌ها و دیگر دستگاه‌های اجرایی کشور برای مقابله با آتش‌سوزی‌های هر چند کوچک در پهنه‌های جنگلی بسیار ضعیف است.
اما عضو هیات علمی دانشگاه زنجان معتقد است که وقتی کشورمان به لحاظ امکانات مورد نیاز برای مقابله با آتش‌سوزی جنگل‌ها در مضیقه شدید قرار داد و شرایط تحریمی اجازه نمی‌دهد که در آینده‌ای نزدیک تجهیزات لازم برای این کار را تهیه کنیم، مسئولان سازمان جنگل‌ها باید اولویت نخست خود را کاهش احتمال وقوع این آتش‌سوزی‌ها قرار دهند.
برای این منظور، این اقلیم‌شناس پیشنهاد می‌دهد که در ابتدا کانون‌های متداول وقوع آتش‌سوزی‌های طبیعی یا عمدی در جنگل‌ها و نقاط آسیب‌پذیر در این زمینه شناسایی شوند و سپس شرایط و امکانات اولیه برای مقابله با حریق با اولویت ویژه‌ای برای این کانون‌ها فراهم شود.
در این حالت حتی اگر امکان مقابله با بروز آتش‌سوزی در جنگل‌های سراسر کشور وجود نداشته باشد، حداقل توان لازم برای اطفای حریق در دقایق اولیه در مناطقی که بیشتر در معرض این خطر قرار دارند، بالا می‌رود و همین مساله می‌تواند در کاهش احتمال وقوع حریق گسترده در جنگل‌های کشور نقش به‌سزایی داشته باشد.

جنگل‌سوزان همه‌جا هستند
مسئولان سازمان جنگل‌ها در مقاطع مختلف عامل اصلی ۹۰ تا ۹۵ درصد آتش‌سوزی پهنه‌های جنگلی ایران را بی‌احتیاطی، کم‌توجهی و حتی رفتار عمدی برخی مردم بومی عنوان کرده‌اند. شواهد و قراین نیز نشان می‌دهد که عمده آتش‌سوزی‌های جنگل‌های کشور ریشه در عوامل انسانی دارد و موارد بسیاری پیش آمده است که برخی افراد سودجو برای تغییر کاربری جنگل‌ها به مزارع کشاورزی یا ویلاسازی در دل جنگل به صورت عمدی در پهنه‌های جنگلی آتش به پا کرده‌اند. علاوه بر این، سهل‌انگاری‌های بسیاری از سوی گردشگران کم‌توجه نیز باعث ایجاد آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های کشورمان شده است.
این مسائل نشان می‌دهد تا زمانی که فرهنگ‌سازی جامعی در میان مردمان محلی و طبیعت‌گردان درباره تبعات ناشی از بروز آتش‌سوزی در جنگل‌ها صورت نگیرد، هر اقدام دیگری برای بالا بردن توان کشور جهت کاهش احتمال وقوع حریق گسترده در جنگل‌ها بی‌فایده است.
جالب است بدانید در استرالیا نیز با این که همه کارشناسان، تغییرات اقلیمی را به عنوان عامل اصلی بروز آتش‌سوزی در سطح وسیعی از جنگل‌های این کشور معرفی کرده‌اند، اما بازهم رد پای سودجویان در جنگل‌سوزی‌های این کشور نیز دیده می‌شود. هفته گذشته یک روزنامه استرالیایی گزارش داد ۱۸۳ نفر به دلیل به آتش کشیدن جنگل‌ها در شهرهای مختلف این کشور دستگیر شده‌اند. گزارشی که در آن، مدیر دانشگاه علوم رفتاری دانشگاه سوینبرن استرالیا عنوان کرده بود که حدود ۵۰ درصد آتش‌سوزی‌ها در جنگل‌های استرالیا با ایجاد حریق‌های عمدی آغاز شده است.

 

محمدحسین خودکار

آتشباران

نبود تجهیزات اطفای حریق وناهماهنگی ملی این بار بخش وسیعی ازجنگل های ارسباران را خاکستر کرد

نه، این ارسباران دیگر ارسباران بشو نیست. شاید اگر چوب خوارها می افتادند به جان ارسباران و مردم محلی هر از گاهی ناخونکی به درخت هایش می زدند ارسباران این همه حالش بد نمی شد که این روزها بد است. از بریده شدن درخت های جنگلی باور کنید که بدتر هم هست؛ آتش، همین آتشی که موذیانه در بهشت مخفی ایران، در کنج ِ سبز آذربایجان به پا شده و خیلی چیزها را خاکستر کرده و مانده است آه.

ارسباران چند روزی است دارد می سوزد، کسی نمی داند دقیقا چند روز ولی همه مطمئن اند که جنگل دارد می سوزد. فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست می گوید آتش از پنجشنبه شروع شده، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها اما می گوید از یکشنبه پیش آتش به پا شده، این وسط نیز هر که مسوولیتی داشته و تریبونی، یک تاریخ گفته که بین دوشنبه تا پنجشنبه چرخ می خورد. خلاصه ارسباران دارد      می سوزد اما به روایت های مختلف؛‌ روایت واقعی، روایت مدیریتی، روایت ماست مالی و روایت چاپلوسانه حتی.

فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست دیروزحاضر نشد آماری از اراضی جنگلی و مرتعی نابود شده در آتش بدهد چون به ایسنا می گفت که هنوز خسارت ها در دست بررسی است ولی میان کلی اظهارنظر و حرف های رنگ به رنگِ آدم های مختلف از ارگان های گوناگون یک عدد ۳۰۰ هکتار چند بار تکرار شد که موثق ترین اش مربوط است به داور نامدار مدیرکل منابع طبیعی آذربایجان شرقی که می گفت بلوط ها، ممرزها، شیرخشت ها و سیاه تلوها حتی درختان اورس سوزنی برگ و نادر هم در آتش سوختند.

ارسباران این روزها چه قدر شبیه آمازون شده،‌ هر دو دارند می سوزند و هر دو نیز به عمد. درباره آمازون گفته اند آتش اش به عمد به پا شده و گرمی هوا و باد نیز کارگر افتاده و آتش را سرایت داده به دور دست ها، آنقدر که دود این آتش به آسمان سائوپائولو نیز رسیده. درباره ارسباران هم همین را البته گفته اند و باد و هوای گرم را در آتش سوزی دخیل دانسته اند،‌ ولی مهم جرقه اول است که یک انسان آن را به پا کرده. فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما گفت کسی در جنگل داشته غذا می خورده و این جهنم را از روی سهل انگاری به راه انداخته.

تناقض های یک حریق

ارسباران، جنگلی مرموز و به غایت زیباست، چشم اندازهای خیس و پر مه اش آنقدر خوشگل و چشم نواز است که گردشگران اروپایی و آمریکایی که چشم و گوششان از سبزی و جنگل پر است زبان به تمجیدش باز کرده اند و به شگفت آمده اند از این همه سبزی در فلات خشک و کویری ایران. گل سرسبد زیبایی های آذربایجان اصلا همین ارسباران است با درخت های بلوط و کرب و کرکو و سرخدار و بنه و ملچ و اوجا و زغال اخته هایش که صفت ذخیره گاه بیوسفر را برای این جنگل به ارمغان آورده ان، زیستگاهی با اکوسیستم و گونه های گیاهی کمیاب و استثنایی.

نوبت مدح و تعریف و تمجید از ارسباران که می رسد دردانه ای است این جنگل،‌ نگین تنوع زیستی ایران است به عبارتی که با وجود داشتن کمتر از پنج صدم مساحت کشور بیش از ۱۳ درصد پوشش گیاهی، ۲۹ درصد پستانداران، ۴۴ درصد از پرندگان، ۳۲ درصد دوزیستان، ۹ درصد آبزیان و ۲۰ درصد خزندگان سرزمین مان را در خود جای داده.

با این که هنوز وامانده مانده ایم میان آمارهای متناقضی که از مساحت دقیق جنگل های ارسباران از این سازمان تا آن ارگان روایت می شود و نمی دانیم بالاخره مساحت ۱۶۰ هزارهکتاری درست است یا آمار ۱۳۰ هزارهکتاری، اما مجال برای باد به غبغب انداختن مهیاست وقتی همین آمارهای نیم بندِ در دسترس را مرور می کنیم که می گوید منطقه ارسباران به تنهایی معادل۳۴ درصد پوشش گیاهی ارمنستان، ۲۵ درصد از پوشش گیاهی آذربایجان، ۲۵ درصد پوشش گیاهی فرانسه، ۲۵ درصد پوشش گیاهی گرجستان و۱۷ درصد پوشش گیاهی ایتالیا را داراست.

اما ارسباران با این عظمت، درد کم ندارد. زخم کهنه و ناسورش تبدیل شدن درختانش درگذشته ای نه چندان دور به زغال بود و درد سال های اخیرش ثبت جهانی نشدن آن، آن هم نه به این دلیل که ارسباران جنگل قابلی نیست بلکه فقط به علت تعدی های بی حساب آدم ها به حریم اش. در منطقه ارسباران ۷۸ روستا وجود دارد که دست همه مردمانش در جیب این جنگل است. اینها در ارسباران می کارند و رمه می پرورند و دست شان اگر برسد درخت قطع می کنند، در مقیاس بزرگ تر هم دولت ها در این منطقه سد ساخته اند و معدن کاویده اند به حدی که درسال های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ یونسکو پرونده جنگل های ارسباران را به خاطر همین دست اندازی های عیان از فرایند ثبت جهانی شدن کنارزد. حالا یک ارسباران زخمی مانده و یک عنوان “ثبت شده درفهرست میراث طبیعی” با شماره ۲۰۴ که از سال ۹۳ تا امروز تقریبا به هیچ کار این جنگل نیامده است.

بد به حال ارسباران که با این طمطراق ظاهری، درغائله آتش سوزی اخیر حتی روایت مسوولان مختلف از اعزام نیرو و تجهیزات برای اطفای حریق در آن روایت روشنی نبود، بلکه حتی متناقض بود و سرگیجه آور، مثل فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست که ظهر دیروز از خاموش شدن کامل آتش این جنگل خبر داد ولی عصرگاه فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما گفت نه تنها هنوز آتش شعله ور است بلکه برخلاف آنچه گفته می شود بالگرد ارتش تازه به منطقه رسیده و هلال احمر نیز قول بالگرد داده است. این درحالی است که فرمانده قرارگاه منطقه‌ای شمال‌غرب ارتش چند ساعتی قبل از اظهارنظرعلی عباس نژاد به ایرنا گفته بود که سه فروند بالگرد هوا نیروز ارتش برای کمک به مهار کامل آتش‌سوزی جنگل های ارسباران به منطقه اعزام شده است.

ضد و نقیض گویی در بحران البته مهارت ماست که این بار پیه آن به تن ارسباران مالید، ضد و نقیضی که نه بار مسوولیتی از دوش کسی برمی دارد و نه تبعات احتمالی کم کاری ها را پاک می کند بلکه فقط حاشیه امنی می شود برای عده ای و مجال خوبی می شود برای آتش که بیشتر و قوی تر در ارسباران تنوره بکشد.

معضل حل نشده تجهیزات

کمبود تجهیزات و امکانات از آن حرف های نخ نمای روزگار است، اصلا حرف کمبود که وسط می آید مخصوصا در مواقع آتش سوزی جنگل، بدن آدم های هوشیار کهیر می زند. آخر چه قدر بشنویم که کمبود هست، چه قدر وعده بشنویم که کمبودها مرتفع می شود و نمی شود، چه قدر هر وقت که آتشی در منابع ملی شعله می کشد بشنویم دستگاه های ذیربط همساز نیستند. این داستان در کشورمان اما چون تمامی ندارد همه اش را از سر تا ته در مورد آتش سوزی ارسباران نیز شنیدیم.

مدیرکل منابع طبیعی آذربایجان شرقی دیروز در جلسه ستاد مدیریت بحران استان می گفت که درخواست امکانات و امداد هوایی داده اند ولی با وجود وعده ها هنوز امدادی نرسیده است،‌ استاندار نیز می گفت مهارکامل آتش‌سوزی نیازمند لکه‌گیری ازطریق پشتیبانی هوایی است ولی علیرغم مکاتبات و پیگیری‌های زیاد با ستاد کل نیروهای مسلح، وزارت دفاع و هوانیروز ارتش، تاکنون اقدامی نشده است. همچنین مدیرکل منابع طبیعی استان توضیح می داد که سال گذشته از منابع ملی، اعتباری به حوزه اطفای حریق درعرصه های طبیعی تخصیص نیافت و از منابع استانی نیز که مبلغ اندکی لحاظ شد حتی کنترل و گشت درمناطق را هم کفایت نکرد. مدیرکل که این را گفت رئیس سازمان برنامه و بودجه استان نیز اظهار کرد که فرآیند تامین اعتبار در ماده ۱۰ و ۱۲ قانون مدیریت بحران طولانی است و معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری آذربایجان شرقی نیز ابراز تاسف کرد که اقدام قابل توجهی به صورت ملی درباره آتش سوزی ارسباران انجام نشده یعنی که آب از سرچشمه گل آلود است،‌ از تهران.

دراین آشفتگی که کمبود تجهیزات در مرکزش ایستاده و ناهماهنگی ها و جزیره ای و سلیقگی عمل کردن دستگاه ها و ارگان های مختلف به آن دامن می زند، عجیب نبود که علی عباس نژاد فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما بگوید که حتی بیسیم های در اختیارشان درمناطق جنگلی ارسباران آنتن نمی دهد که لااقل امدادگران از حال هم باخبر شوند!

مشکل بیسیم که حل نشده بدیهی است که مشکل امداد هوایی نیز به این آسانی ها حل نمی شود حتی بعد از گذشت سه سال از امضای تفاهم نامه میان سازمان جنگل ها و وزارت دفاع که اصلا نوشته شد برای رفع ناهماهنگی های موجود و رسیدن بموقع هلی کوپتر در زمان وقوع حریق . فرمانده یگان ماجرا را خلاصه می کند و می گوید دولت بابت پروازهایی که دستگاه ها و سازمان های صاحب هلی کوپتر تا به حال انجام داده اند ۳۰ میلیارد تومان به آنها بدهکار است و درنتیجه هیچ نهادی تمایلی به ارسال بالگرد برای اطفای حریق جنگل و مرتع ندارد؛ به همین سادگی.

 

مریم خباز

 

 

تفاهم‌نامه‌ای که سوخت

آتش سوزی جنگل‌های ارسباران وارد روز ششم می‌شود؟

فرمانده یگان حفاظت سازمان‌جنگل‌ها گفت: ارگان‌هایی که بالگرد دراختیار دارند به دلیل تامین نشدن اعتبار  و طلبی که از دولت دارند به تفاهم‌نامه اطفای هوایی حریق عمل‌ نکرده و تمایلی به ارسال بالگرد ‌ ندارند.

علی عباس‌نژاد درباره علت تدام آتش‌سوزی در جنگل‌های ارسباران در گفت‌وگو با گزارشگران سبز افزود: مشکلی که با آن رو به رو هستیم، ‌همکاری نکردن ارگان‌هایی است که باید در بخش اطفای حریق هوایی کمک کنند.

آن طور که او گفته تا ظهر امروز پیگیری ها آنها نتیجه ای نداشته است و چند ساعت پیش فقط یک بالگرد از ارتش به کمک آنها رفته است‌.

این درحالی است که جنگل‌های ارسباران از یکشنبه گذشته دچار آتش سوزی شده است.

تفاهم‌نامه بی اعتبار

فرمانده یگان حفاظت سازمان‌جنگل‌ها عنوان کرد: سال۹۴ ‌سازمان جنگل‌ها، نیروهای مسلح و مدیریت بحران به این تفاهم رسیدندکه ارگان‌های صاحب بالگرد ‌باید‌ دراطفای حریق هوایی شرکت کنند، اما این نهادها تمایلی به ارسال بالگرد ندارند، چون‌دولت اعتبار لازم را به آنها نداده و جمع طلب‌هایشان در۳سال گذشته ‌‌به ۳۰میلیارد ‌رسیده‌است.

عباس نژاد درباره اینکه چرا دولت اعتبار لازم را در نظر نگرفته است، عنوان می‌کند: جالب است که در مکاتبات ‌معاون اول  و آقای نوبخت تاکید می‌کنند که موضوع مهمی است و باید رسیدگی شود، اما ‌معاون اقتصادی برنامه و بودجه ‌ گفته در بودجه سالانه دو ردیف بودجه ای به سازمان جنگل ها اختصاص داده شده که در آن اعتبار لازم برای  اطفای حریق هوایی دیده شده است.

فرمانده یگان حفاظت سازمان‌جنگل‌ها ادامه داد: وقتی این ادعا را بررسی کردم، متوجه شدم‌ به یکی از ردیف‌‌ بودجه اصلا اعتباری تخصیص داده نشده و ردیف دیگر نیز مربوط به اطفای هوایی حریق نیست.‌‌

‌او درباره برآوردهای انجام شده درباره خسارت آتش سوزی نیز بیان کرد: دست کم ‌ ۳۰۰هکتار از جنگل و مراتع سوخته ‌ اما باید پس از آتش سوزی برآورد دقیقی انجام شود.

 

بالگرد پیشکش، بیسیم نیست!

ارسباران از یکشنبه می‌سوزد و نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی، جهاد کشاورزی یگان تکاوری ارتش، مرز بانی و مردم محلی  تلاش‌ می‌کنند تا آتش را مهار کنند، اما با توجه به صعب‌العبور بودن منطقه هنوز موفق نشده‌‌ایم آتش را به طول کامل مهار کنیم.

عباس نژاد از کمبود دیگری پرده بر می‌دارد که از بی توجهی به محیط زیست و منابع طبیعی کشور حکایت دارد. ‌ او درباره وضعیت نیروهایی که برای مهار آتش وارد عمل شده‌اند، گفت: چون بیسیم مناسب در دسترس نیست نمی‌توان از شرایط نیروها در لحظه اطلاع دقیقی بدست آورد باید منتظر ماند آنها از ارتفاعات پایین بیایند تا بتوان شرایط شان را پرسید.‌

سال سیاه جنگل

با آغاز آتش سوزی درمناطق جنگلی و مرتعی کشور، کارشناسان درباره تشدید حریق در روزهای آینده هشدار می دهند

دیروزعصر که ما با فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها حرف می زدیم بادام زارهای دشتی بوشهر هنوز داشت می سوخت، این سوا ازجنگل ها و مراتع خائیز،‌ پادوک،‌ برج بهمنی، راک، نارک، دیل، آوک ، دره دریلا، بی بی جان آباد و جنگل های باشت و خوزستان و فارس و حتی فشم درتهران بود که سوخته بود.

آن بارش های ابتدای بهار، آن همه گیاه که مثل مخمل سبز ایران را پوشانده، پیش بینی شده بود که بستری بشوند برای آتش این روزها؛ گفته بودند هرچه پوشش گیاهی بیشتر، هرچه علوفه افزون تر و هرچه ایران سبزتر، آتش نیز افزون تر، علوفه هایی که خشک می شوند و در روزهای گرم سال می شوند بستر مستعد حریق. حالا هم پیش بینی، روند رو به  تزاید آتش سوزی هاست، علی مقصودی، مدرس آتش نشانی حتی به ما می گوید نگرانِ از این به بعد است، تقریبا نگران۷۰ روز آینده که هوا گرم تر می شود وعلوفه های جنگلی و مرتعی خشک تر. هادی کیادلیری، کارشناس جنگل و رئیس انجمن جنگلبانی ایران هم به ما گفت که گفته بود امسال سال سیاه جنگل هاست و هرچه زمان بیشتر بگذرد خطر بیشتر می شود.

در بودن خطر شکی نیست اما این که چرا خطر رفع نمی شود و چرا با وجود حتمی بودن آتش سوزی، جلوی حریق گرفته نمی شود بحثی است کشدار که یک سرش می رسد به سازمان جنگل ها که متولی حفاظت است، یک سرش به مردم که قدم خیلی هایشان برای طبیعت نحس است و سر دیگرش به همه سازمان های دولتی که وقتی حریق به جان جنگل و مرتع می افتد پا پس می کشند.

مردم آتش افروزی می کنند؟

سال های۹۱، ۹۲ و۹۳ آمارها می گفت به ازای هر سال ۱۵ هزارهکتار از اراضی جنگلی و مرتعی طعمه حریق شدند. سال ۹۶ آتش به جان ۹۵۰۰ هکتار افتاد و پارسال این رقم تقریبا نصف شد و به ۴۷۰۰ هکتار رسید. آمارها در واقع روند کاهشی حریق درجنگل ها و مراتع را نشان می دهد که تازه با این که آمارش افت کرده ولی همچنان به حدی بزرگ است که سوختن تقریبا ۵۰۰۰ هکتار جنگل و مرتع در سال را مثل خاری می کند توی چشم.  با این که علی مقصودی کارشناس حریق جنگل می گوید که هیچ آمارجامعی از میزان آتش سوزی در این اراضی وجود ندارد ولی فعلا متقن ترین آماری که در دست است همین است و چاره ای جز استناد کردن به آن نیست. فارغ از آمارها اما حقیقت، عجین بودن آتش با جنگل های ایران است، جنگل های شکننده، آسیب پذیر و تُنک بویژه در زاگرس.

سازمان جنگل ها همیشه گفته است و این بار نیز علی عباس نژاد، فرمانده یگان حفاظت این سازمان به ما می گوید که وقتی شرایط  وقوع حریق جور باشد، مثل امسال که بارش های بهاری مخمل سبز بر چهره جنگل ها و مراتع کشیده، با کوچک ترین بی احتیاطی و سهل انگاری آتشی پا می گیرد و شعله هایش خیلی زود رشد می کند و هکتار هکتار زمین را می سوزاند.  او می گوید مقصر مردمی هستند که به دل طبیعت می زنند ولی آداب روشن کردن آتش و زیست در جنگل و مرتع را نمی دانند، نمی دانند که نباید بی محابا آتشی روشن کرد یا بی پروا ته سیگاری را به امان خودش درطبیعت رها کرد.

آمارهای رسمی سازمان جنگل ها همیشه سهمی ۹۸ تا ۹۹ درصدی برای عامل انسانی حریق ها در نظر گرفته است و کارشناسان نیز به تناوب این آمار را تایید کرده اند ازجمله علی مقصودی که به ما می گوید انسان ها مستقیم و غیرمستقیم در آتش سوزی ها نقش دارند، چه وقتی ته سیگارهایشان را پرتاب می کنند، چه وقتی ظروف شیشه ای را درطبیعت ول می کنند و نمی دانند که این زیر تابش آفتاب می شود ذره بینی قوی و مسبب برپایی آتش و چه وقتی کودکانشان برای بازی آتشی می افروزند و بعد از اتمام کارآن را خاموش نکرده می گذارند و می روند.

ازاین سهل انگاری ها که بگذریم آتش سوزی های عمدی نیز وجود دارد که گرچه به روایت سازمان جنگل ها حدود دو درصد حریق ها چنین منشایی دارد ولی به هر حال سهمی مهم در نابودی جنگل ها و مراتع دارد، آتش سوزی هایی که گفته می شود برای تصاحب اراضی جنگلی و مرتعی، زمین خواری یا دعواهای قومی قبیله ای و طایفه ای ایجاد می شود.

با این حال هستند کسانی که سهم بیش از ۹۸ درصدی عامل انسانی در آتش سوزی های طبیعت را بی چون و چرا قبول نمی کنند و درباه اش اما و اگر می آورند، کسانی مثل هادی کیادلیری، کارشناس جنگل و رئیس انجمن جنگلبانی ایران. او می گوید من این آمار بزرگ را تام و تمام قبول نمی کنم چون مگر بعد از هر آتش سوزی بررسی می شود که چه عاملی باعث آتش افروزی شده است که خط کش بگذاریم میان عوامل طبیعی و انسانی. با این حال او می گوید اگر آمارهای رسمی را ملاک قضاوت قرار دهیم پس یعنی که ما بیش ازهرچیز به آموزش و آگاهی دهی به مردم نیاز داریم بویژه اطراف روستاها ومناطق گردشگر پذیر.

با این حال فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما می گوید نه برای تک تک پلاک های ملی که ۱۳۵میلیون هکتار وسعت دارد به اندازه کافی نیروی حفاظتی داریم و نه معتقدیم که مردم مان به قدری ناآگاهند که باید اصول اولیه را به آنها گوشزد کرد. با این حال پس از چند جمله ای بحث و اقناع، او قبول کرد که همچنان به آموزش و اطلاع رسانی نیاز است که اگرنیاز نبود این همه حریق درجنگل ها و مراتع رخ نمی داد. عباس نژاد البته می گوید سازمان متبوعش در حد وسع برای آگاه کردن مردم کوشیده، وسعی که واقعا ناچیز است و به گفته او خلاصه می شود در توزیع ۵۰۰۰ تراکت میان گردشگران درباره این که با ته سیگارهایشان چه بکنند.

دست خالی جنگل ها

پیشگیری با این که همیشه بهتر از درمان است ولی وقتی برای پیشگیری دست ها خالی است نوبت درمان می رسد که البته برای درمان هم دست ها خالی است. دست خالی سازمان جنگل ها برای اطفای حریق های کوچک و بزرگ آنقدرعیان است که همه می دانند. خاموش کردن شعله های سرکش آتش با شاخه های درختان، لگد کوب کردنشان و پاشیدن آب به آتش با دبه های کوچک و حتی سطل های خانگی صحنه های غریبی نیست که مردم از آن بی خبر باشند. داستان پرواز هلی کوپترهایی که آب را در حجم وسیع حمل می کنند و یکباره آن را ازآسمان می پاشند روی خطور آتش نیز طرفه داستانی است، هلی کوپترهایی که هر سال با منت و تضرع از این سازمان و آن سازمان قرض گرفته می شوند ولی چون حرفه ای این کار نیستند، دردی دوا نمی کنند معمولا.

حالا همین هلی کوپترهای نیم بند نیز برای آمدن به عرصه های درحال سوختن کلی کرشمه دارند و فرمانده یکان حفاظت سازمان جنگل ها از این کرشمه ها می گوید که البته به زبان او تعبیر می شود به ناهماهنگی بین دستگاه ها.

علی عباس نژاد روایت می کند که اعتبارامسال دولت برای اطفای حریق ازطریق بالگرد دراختیار سازمان‌های مربوطه قرارنگرفته و به همین دلیل سازمان جنگل‌ها هنوزنتوانسته بالگردی به خدمت بگیرد. او می گوید این مشکل اصلی در کنترل آتش است و وقتی درباره جزییات، بیشتر از او پرسیدیم گفت با این که سازمان جنگل ها با ستادکل نیروهای مسلح تفاهمنامه ای دراین باره دارد ولی چون دولت هزینه ای بابت اعزام بالگردها به نیروهای مسلح و دستگاه مختلف نداده، آنها نیز تعلل می کنند به نحوی که در آتش‌سوزی خوزستان بالگرد با ۱۵ ساعت تاخیر رسید که همین باعث افزایش خسارت ها شد. فرمانده می گوید دولت قول داده بود علی الحساب پنج میلیارد تومان بابت اعزام بالگردها بدهد که هنوز نداده است.

این که منابع طبیعی ومحیط زیست همیشه زورش کمترازخیلی هاست، حرف تازه ای نیست، این که همیشه درحاشیه بوده و آنها که درمتن بوده اند همیشه ازاین حاشیه بهره برده اند نیز چالشی قدیمی است  ولی هادی کیادلیری می گوید قوانینی موجود است که سازمان جنگل ها می تواند براساس آنها هرگونه تعلل درحفاظت ازمنابع طبیعی را تحت پیگیرد قرار دهد و خواستارمجازات خاطیان شود، اما این که چرا چنین نمی کند و چرا تابه حال نکرده جای بحث دارد.

مریم خباز

خانواده جانباختگان حادثه مریوان: پاسخ مسئولان قانع‌مان نکرد/ شاهدان عینی دوبار صدای انفجار شنیدند

چندی پیش و در پی مرگ ۴ فعال محیط زیست در آتش سوزی جنگل‌های مریوان، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت : پزشکی قانونی تایید کرده فوت اعضای تیم اطفای حریق‌ مریوان بر اثر حریق بود‌ه و آثاری غیر از سوختگی در بدن آن‌ها وجود نداشته، این در حالی است که خانواده جانباختگان معتقدند پاسخ مسئولان مبنی بر مرگ براثر خفگی قانع‌شان نکرده و ابهامات درباره مرگ عزیزان‌شان همچنان باقی است.

به گزارش ایلنا، حوالی ظهر سوم شهریور سال‌جاری بود که دود ناشی از آتش‌سوزی در جنگل‌های روستای پیله و سلسلی در شهرستان مریوان به آسمان برخاست.حجم آتش سوزی به اندازه‌ای زیاد بود که مردم محلی و فعالان محیط زیست نتوانستند دست روی دست بگذارند و منتظر نیروهای امدادی شوند. پس خودشان دست به کار شدند و برای مهار آتش سوزی به منطقه رفتند. در این میان ۲ نفر از نیروهای سازمان منابع طبیعی به نام‌های محمد پژوهی و رحمت حکیمی‌نیا و ۲ نفر از اعضای انجمن سبز چیا در مریوان به نام‌های شریف باجور و امید حسین‌زاده (کهنه‌پوش) دچار حادثه شده و فوت کردند.نقل قول‌های زیادی درباره نحوه مرگ این افراد تاکنون روایت شده است. مسئولان استانی و شهرستان مریوان گفته‌اند علت فوت این افراد براثر خفگی ناشی از دود آتش‌سوزی بوده، ولی در مقابل خانواده فوت شدگان روایت دیگری دارند و علت مرگ را حادثه انفجار می‌دانند.چه بر سر برادرم آمد

محمد باجور برادر شریف باجور در گفت‌وگو با ما درباره مرگ برادرش گفت: برادرم فعالیت‌های بسیاری در خصوص اطفای حریق و محافظت از جنگل‌های این مناطق انجام می داد. شریف بدون کوچکترین چشم‌داشتی هر کجا آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس به وقوع می‌پیوست می‌رفت و آنها را مهار می‌کرد.

محمد مدعی شد: روز حادثه مردم می‌گفتند هنگام حادثه در منطقه دو بار صدای انفجار شنیده‌اند و اینکه می‌گویند برادرم و افرادی که همراهش بودند بر اثر خفگی ناشی از دود آتش‌سوزی فوت شدند را نمی‌پذیریم زیرا برادرم شریف‌ بیش از بیست سال در زمینه اطفای آتش‌سوزی جنگل‌ها تجربه داشت بنابراین سوال من این است که چرا این اتفاق افتاد؟ چه بر سر برادرم آمد؟

روز حادثه انفجارهایی در منطقه صورت گرفت

کاوه کردستانی عضو انجمن سبزه‌چیا در  مریوان نیز با تکرار این ادعا ‌ گفت: به نظرم این افراد بر اثر انفجار نامشخص که در داخل آتش‌سوزی رخ داده فوت کردند، همان روز نیز سلیمی، رئیس سازمان امداد و نجات کشور در شبکه خبر گفت: «انفجارهایی هم  در منطقه صورت گرفته »؛ اما هنوز  مشخص نیست انفجارها بر اثر مین بوده یا مواد منفجره دیگر، اصلا چرا آن انفجارها صورت گرفته است،  آن دو نفر که از نیروهای پیمانی سازمان منابع طبیعی بودند به دلیل سن کم و تجربه زیادی که در زمینه اطفای آتش‌سوزی نداشتند، ممکن است بر اثر دود ناشی از آتش‌سوزی خفه شده باشند ولی شریف و امید با تجربه‌هایی که در زمینه اطفای حریق داشتند امکان ندارد‌ خفه شده باشد.

کردستانی افزود: این دو نفر در طول سالیان زیادی آتش‌سوزی‌های جنگل‌های زاگرس بالغ بر سه الی چهار هزار مورد را اطفا کرده‌اند و آن‌قدر تجربه داشته‌اند که در دام آتش‌سوزی نیفتند.

وی ادامه داد: روز بعد از حادثه مرگ این چهار نفر ما با فرماندار مریوان محمد شفیعی جلسه داشتیم. در آن جلسه گفتیم که در این حادثه انفجار رخ داده و خواستاریم که تکلیف انفجار هر چه بوده حالا حاصل از انفجار مین و یا مواد منفجره دیگری که آنجا رخ داده مشخص شود و اصلا این انفجار بر اثر چه چیزی رخ داده است؟  وی در پاسخ به سئوال ما گفت که اجساد را تحویل پزشکی قانونی داده‌ایم و باید منتظر جواب باشیم.

 

منابع ما نیز باید پاسخ پزشکی قانونی را تایید کنند

عرفان حسینی مدیرعامل انجمن سبزه‌چیا شهرستان مریوان هم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: آتش‌سوزی از دو روز قبل شروع شده بود و این فعالان برای اطفای حریق به آنجا رفتند. روز حادثه حالا به چه دلیلی دوباره مجددا شعله‌ور شد، نمی دانیم این آتش‌سوزی و تمامی آتش‌سوزی‌های این منطقه عمدی هستند اما فعلا نمی‌توانیم خیلی شفاف بگوییم که این مورد هم عمدی بوده ، ولی یک‌سری حدس و گمان‌ها وجود دارد که منتظر جواب از سوی ارگان های مربوطه هستیم.

وی عنوان کرد: ما انتظار داریم که علت مرگ این افراد نه به خاطر ما و یا روشن شدن ‌افکار عمومی جامعه بلکه به خاطر خانواده‌های آنها شفاف اعلام شود. این خانواده‌ها خیلی مستاصل هستند و این بی خبری حق‌شان نیست.

حسینی ادامه داد: شریف و امید حسین‌زاده سال‌هاست که در مهار آتش‌سوزی‌های جنگل‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و حتی کردستان عراق شهر به شهر و منطقه به منطقه رفته و هر کجا آتش‌سوزی رخ می‌داد خاموش می‌کردند و گاه آتش‌سوزی‌هایی با گستردگی ۹۰۰ الی ۱۰۰۰ هکتار در این مناطق به وقوع پیوسته که این افراد به راحتی آنها را اطفا کردند و کوچکترین آسیبی به آنها نمی‌رسید.

وی اظهار داشت: سال ۸۹ نیز دقیقا مشابه همین آتش‌سوزی در این منطقه به وقوع پیوست و همین افراد ۹۰۰ هکتار را بعد از چهار الی پنج روز خاموش کردند و ما نمی‌گوییم که این حادثه عمدی بوده ولی برای ما قابل قبول هم نیست افرادی که نیروهای استان‌های دیگر را در زمینه خاموش کردن جنگل‌ها و آتش‌نشان‌های مریوان آموزش می‌دادند و از زبده‌ترین و کارآزموده‌ترین اعضای انجمن سبزه چیا بودند به راحتی در این آتش‌سوزی گیر افتاده و دچار سوختگی و خفگی شده‌باشند. احتمالا در حین آتش‌سوزی انفجاری رخ داده و مشکلی پیش آمده است.

مدیرعامل انجمن سبزه‌چیا ادامه داد: صداوسیمای کردستان با یکی از مصدومان حادثه که به شهر سنندج منتقل شد و فیلمش موجود است مصاحبه کرده بودند. این فرد می‌گوید در حین اطفای حریق صدای انفجار مهیبی به گوش رسید که چهار نفر در میان شعله‌ها بر سر انفجار گیر افتادند. این فرد که شاهد عینی حادثه بود از ناحیه کمر دچار سوختگی شده است.

حسینی تصریح کرد: پزشکی قانونی هرچه اعلام کند برای ما نیز باید قابل قبول باشد. امیدواریم پزشکی قانونی بنابر سوگندی که یاد کرده پایبند بوده و واقعیت را در مورد مرگ این عزیزان  اعلام کند.

وی در پایان گفت: با وجود تنش آبی در کشور، کوه‌های زاگرس هنوز هم حدود ۴۵ تا ۵۰درصد از آب شرب ایران را تامین می‌کنند پس چرا باید هر از چندی  دچار آتش‌سوزی شوند. چند نفر دیگر باید بمیرد تا  شاید مدیران از خواب غفلت بیدار شوند. هم‌اکنون تنش بر سر آب در برخی از شهرهای ما  به وجود آمده ولی متاسفانه این موضوع برای سازمان محیط‌زیست و منابع طبیعی ‌ایران اولویتی ندارد. کشورهای دیگر با وجودی که میانگین بارندگی در آنها از ایران کمتر است ولی با مدیریت صحیح  به مشکل بحران آب برنمی‌خورند. چرا با عاملان این اتفاق برخورد نمی‌شود؟

مسئولان برای  دلجویی نیامدند/ کودک امید فقط ۱۵ روزه بود

در ادامه عثمان کهنه‌پوش (حسین زاده) عموی امید ‌ در رابطه با مرگ برادرزاده‌اش در این حادثه گفت: وقتی به بیمارستان رفتیم و خبر فوت امید را به ما دادند  تعدادی از بچه‌های انجمن که همراهشان بودند گفتند هنگام خاموش کردن آتش‌سوزی صدای انفجار شنیدند که باعث شعله‌ور شدن بیشتر آتش شده بود. در همین حین قاضی کشیک دادگاه آمد و به ما گفت می‌خواهید اجساد کالبدشکافی شوند که ما گفتیم بله و آنها گفتند اجساد جهت کالبدشکافی باید به سنندج منتقل شوند. ما نیز جهت مراحل قانونی و تنظیم شکایت به دادگستری شهرستان رفتیم اما بلافاصله اجساد را به پزشکی قانونی مریوان منتقل کرده و همانجا کالبدشکافی می‌کنند در صوری که قاضی کشیک به ما گفته‌بود تجهیزات نداریم و اجساد به سنندج منتقل می‌شود که این مساله برای ما ایجاد ابهام کرده است.

حسین‌زاده ادامه داد: پیکرها کاملا سوخته بود و امید را از روی انگشتر عقیقی که دستش بود شناسایی کردیم. شریف نیز از روی موهای سرش که از پشت بسته بود شناسایی شد.

عموی امید ادامه داد:‌ امید بارها به دلیل بحث بازیافت زباله‌ها در مریوان و شریف هم بخاطر  مخالفت با احداث مکان تخلیه آلودگی‌های زیست محیطی پالایشگاه نفت در این شهرستان‌ با برخی به مشکل برخورده بودند.

وی اضافه کرد: مسئولان هیچ ارگانی جهت دلجویی از خانواده برادرم برای مرگ فرزند عزیزشان نیامدند و تنها تسکین درد آنها وجود اعضای انجمن و فعالان مدنی و جمع کثیری از مردم مریوان بود که در مراسم تشییع، زن و مرد و کودک شرکت کردند. امید، جانش را برای حفظ محیط زیست و جنگل‌های این شهرستان داد. برادر زاده‌ام مسیر خود را به درستی انتخاب کرد. امید پدری است که تنها فرزندش را که ۱۵ روز بود به دنیا آمده بود، سیر در آغوش نگرفت.

پزشکی قانونی جوابی نداد

در پی پیگیرهای ایلنا برای شنیدن پاسخ و توضیحات پزشکی قانونی مریوان چندین بار با این سازمان تماس گرفته شد اما مسئولان مربوط از ارائه پاسخ خودداری کردند.

سوختند تا نسوزد جنگل

 حداکثر پوشش حمایتی برای قربانیان آتش سوزی جنگل‌های مریوان استفاده از بیمه بی‌نام است

طبیعت دوستان ایران باز هم به سوگ نشستند. چهارنفر از حافظان طبیعت کشور در جریان انجام عملیات اطفای حریق در جنگل‌های روستای پیله و سلسی مریوان ‌ جان خود را از دست دادند. دو نفر از آنها نیروهای داوطلب و دو نیروی دیگر از همکاران فصلی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری مریوان بودند. هرچند پس از این حادثه برخی از شنیدن صدای انفجار سخن  گفته‌اند،اما‌ مقامات استانی و محلی بحث انفجار را رد کرده و تغییر جهت باد و صعب العبور بودن محل وقوع حریق را عامل بروز این حادثه دانسته‌اند.‌در حالی از نیروهای داوطلب در عملیات اطفای حریق استفاده می‌شود که هنوز قانون حمایتی برای آسیب دیدگان احتمالی از حوادث ناشی از مشارکت آنها در برنامه‌های حفاظتی، به تصویب مراجع قانونی نرسیده ‌ و حداکثر پوشش حمایتی برای این نیروها، استفاده از بیمه بی‌نام است.

شنبه گذشته همزمان با برگزاری نخستین روز از کارگاه آموزشی اطفای حریق که از سوی سازمان جنگل‌ها و با مشارکت کشور فنلاند در کرج برگزار شد، خبری تلخ طبیعت دوستان ایران شوکه کرد؛ دو تن از نیروهای فصلی منابع طبیعی به نام‌های محمد پژوهی، رحمت حکیمی نیا و دو نفر از اعضای انجمن سبز چیا به نام‌های امید کهنه پوشی(حسین زاده) و شریف باجور در حادثه آتش سوزی جنگل جان خود را از دست دادند.   در نخستین ساعات انتشار خبر حادثه برای حافظان طبیعت بحث انفجار مین در منطقه مطرح شد، زیرا جنگل‌های مریوان هنوز در تن خود آثار و بقایای جنگ هشت ساله ایران و عراق را دارد و مهمات باقی مانده از جنگ، هنوز هم قربانی می‌گیرد.

سایوان امینی، عضو انجمن سبز چیا که در مراسم تدفین همکارانش حضور دارد درباره حادثه می گوید: شریف باجور ‌ا رئیس کمیته بحران ‌ انجمن بود و سابقه‌ای بیش از یک دهه ‌در اطفای حریق داشت به همین دلیل باور مرگ او در آتش سوزی جنگل دشوار است.

امینی ادامه می‌دهد: رئیس سازمان امداد و نجات کل کشور،  در مصاحبه ای  گفت مرگ حافظان طبیعت به خاطر انفجار بوده چون‌ محل وقوع حریق نزدیک مناطق نظامی است. ‌

‌ او تاکید می‌کند:‌نمی‌خواهم احساسی صحبت کنم اما باید ‌توضیح بدهند که دلیل مرگ این عزیزان چه بوده است به همین خاطر باید گزارش پزشکی قانونی منتشر شود. ‌.

اگرچه امینی با تکیه بر مصاحبه یک مقام مسئول از انفجار ‌ در محل وقوع حریق سخن می‌گوید اما تمام مقامات مسئول استانی و محلی، بحث انفجار   را رد می‌کنند. سعدی نقشبندی، مدیر کل منابع طبیعی استان کردستان   در گفت‌وگو با  ما عنوان می‌کند: ارتفاع زبانه‌های آتش در محل حریق به بالای ۲۰ متر می‌رسید.

او ادامه می دهد:‌ اگرچه گزارش پزشکی قانونی را ندیده‌ام ‌،اما این گزارش در اختیار شورای تامین استان قرار می‌گیرد. با این حال روستاییان منطقه که در محل حضور داشته‌اند به شایعات منتشر شده در زمینه شلیک گلوله و انفجار می‌خندند.

نقشبندی وقوع حادثه در عملیات اطفای حریق را امری طبیعی می‌داند که حتی در کشورهای پیشرفته هم ممکن است رخ دهد.

آن طور که او می گوید ‌منطقه درگیر با حریق حدود ۳۰ هکتار وسعت داشته و جنگل پرپشت بلوط بوده است. این منطقه دارای پوشش جنگلی زیرآشکوب غنی (به دلیل بارش ۹۰۰ میلیمتری) است. در چنین فضایی اگر در یک لحظه سرعت باد افزایش ‌یابد و ‌تغییر جهت دهد، آتش به سرعت گسترش می‌یابد. به همین دلیل چهار نیروی اعزامی به محل حادثه در محاصره آتش قرار می‌گیرند.

به  گفته  مدیر کل منابع طبیعی کردستان سرعت آتش به حدی شدید بوده است که این افراد نتوانسته‌اند فرار کنند.

نشانی از انفجار نبود

تکذیب شایعات فقط محدود به مدیران استانی نمی شود؛ قاسم سبزعلی، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و ‌آبخیزداری کشور نیز در گفت‌وگو با ما درباره احتمال انفجار و چگونگی وقوع حادثه، بیان می‌کند: اگر انفجاری رخ داده بود باید‌ اجساد تکه تکه می‌شدند اما به گفته کسانی که اقدام به انتقال اجساد این افراد کرده‌اند، پیکرهای این چهار تن به شدت دچار سوختگی شده بود.

او ادامه می‌دهد: ساعت پنج صبح حریق رخ می‌دهد و این نیروها به منطقه اعزام می‌شوند. ساعت۱۰ و ۳۰دقیقه‌ نیروهای منابع طبیعی پیگیری می‌کنند که در صورت نیاز، تیم کمکی به منطقه اعزام کنند اما نیروهای حاضر در منطقه از قابل کنترل بودن حریق خبر می‌دهند. ساعت ۱۳ بعد از اینکه اطلاعاتی از آنها به دست نمی‌آید، احتمال ناپدید شدن آنها مطرح می‌شود و تیم دیگری به منطقه برای بررسی وضعیت می‌روند که با اجساد بی‌جان این چهار تن مواجه می‌شوند.

بیمه بی نام برای خانواده قربانیان

تکرار حادثه برای‌ نیروهای حافظ طبیعت، لزوم تصویب لایحه حمایت از جنگلبانان و محیط بانان را‌ دوچندان می‌کند اما دو سالی هست که این لایحه در دست بررسی است. در لایحه تقدیمی دولت به مجلس، بندی پیش‌بینی شده بود که آسیب دیدگان حوادث مختلف در عرصه‌های طبیعی شهید یا جانباز محسوب می‌شدند و دولت باید برای آنها و خانواده‌هایشان برنامه‌های حمایتی از جمله حقوق مناسب در نظر می‌گرفت. اما هنوز این لایحه به تصویب نرسیده است.

ماه گذشته رضا بهرامی جنگلبان گلستانی در جریان اطفای حریق جنگل‌های گلستان به کما رفت و تنها چتر حمایتی دولت برای این نیروی دولتی، پوشش‌های بیمه‌ای بود. اما به نظر می رسد وضعیت آسیب دیدگان کردستان کمی پیچیده‌تر است -زیرا این نیروها داوطلب بوده اند و به گفته فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، دو نفر از آنها نیروهای فصلی این سازمان محسوب می شوند به همین دلیل معلوم نیست دولت به این نیروها در فقدان قانون چگونه کمک خواهد کرد؟ سبزعلی در این رابطه می‌گوید: باید وضعیت این افراد بررسی شود تا بتوانیم خدمتی به خانواده‌‎های آنها انجام دهیم.

او عنوان می‌کند: باید ببینیم آیا در استان بیمه بی‌نام وجود دارد یا نه. به این ترتیب می‌توانیم این افراد را تحت پوشش بیمه ببریم.

نقشبندی، مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری کردستان هم در ارتباط با وجود بیمه بی‌نام برای خانواده قربانیان حادثه می‌گوید:  با توجه به اینکه پنج شهرستان دارای پوشش جنگل در استان وجود دارد و هر سال قراردادهایی را با نیروهای محلی برای اطفای حریق می‌بندیم، پوشش بیمه‌ای بی‌نام داریم تا اگر افرادی که به صورت داوطلب با ما همکاری می‌کنند دچار حادثه شدند، تحت پوشش بیمه قرار بگیرند.

او درباره خدمات ارائه شده به خانواده این افراد از سوی بیمه بیان می‌کند: درباره مفاد قرارداد بیمه اطلاعاتی در اختیار ندارم، اما احتمالا تا سقف ۲۰۰ میلیون تومان به بازماندگان غرامت پرداخت می‌شود.

نیروی داوطلب تجهیزات ندارد

پرداخت غرامت به آسیب دیدگان تنها یک روی سکه حمایت از نیروهای مدافع طبیعت است. آن روی دیگر سکه ‌ آموزش این نیروها و تامین تجهیزات مناسب برای آنهاست که اغلب مغفول می‌ماند. نقشبندی مدیر کل کردستان هم در پاسخ به این پرسش که آیا لباس ضد حریق در اختیار نیروهای محلی داوطلب قرار داشته یا خیر، می‌گوید: نیروهای داوطلب در زمان وقوع حریق به صورت خودجوش به منطقه اعزام می‌شوند و تامین لباس و تجهیزات برای آنها تقریبا عملی نیست.

اما آیا در سایر نقاط جهان هم نیروهای داوطلب بدون تجهیزات و ‌آموزش در عرصه‌‎های طبیعی فعالیت می‌کنند؟ و اینکه اساسا استفاده از نیروهای محلی در عملیات اطفای حریق امری مرسوم است؟

هدایت غضنفری، دانشیار دانشگاه کردستان در این باره به ما می گوید: اگر مالکیت عرفی مردم بر عرصه‌های طبیعی را به رسمیت بشناسیم، طبیعی است که بپذیریم آنها در عملیات اطفا حریق مشارکت داشته باشند.

او می افزاید: در هند دولت  به این نتیجه رسید که با استفاده از حکومت مرکزی نمی‌تواند عرصه‌های طبیعی را حفظ کند به همین دلیل شکست خود را پذیرفت و به سمت مدیریت مشارکتی با حضور مردم حرکت کرد اما در ایران هنوز شکست خود را نپذیرفته‌ایم.

به گفته این دانشیار دانشگاه کردستان تا کنون سازمان جنگل‌ها به نیروهای بومی برای اطفای حریق آموزش نداده است اما دانش بومی مردم منطقه هم در این رابطه کم نیست. او می‌گوید: دانش بومی ما اگر بهتر از دانش برگردان شده خارجی نباشد، بدتر از آن دانش هم نیست.

لیلا مرگن

مرگ چهار نفر تایید شد/ آتش هنوز مهار نشده

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها گفت: درحادثه آتش سوزی امروز ۴ نفر جان خود را از دست داده‌اند و یک نفر نیز از ناحیه دست دچار سوختگی شده است.

قاسم سبزعلی در گفت‌وگو با گزارشگران سبز افزود: دو نفر از جانباختگان از نیروهای سازمان مردم نهاد «چیا» بودند و دو نفردیگر‌ نیز از نیروهای سازمان جنگل‌ها(قرارداد فصلی) هستند.

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها درباره دلیل حادثه نیز عنوان کرد: این افراد مشغول خاموش کردن آتش بوده اند که ناگهان با تغییر مسیر وزش باد در محاصره آتش  گرفتار می شوند.

یکی از اعضای انجمن سبز چیا نیز با تایید مرگ دو عضو این سازمان مردم نهاد به گزارشگران سبز گفت: امید حسین زاده یکی از این افراد است که در هفته اخیر صاحب فرزند شده بود.

به گفته او شریف باجور نیز که مسئول کمیته بحران انجمن بوده در این حادثه جانباخته است.

 

تاول دیپلماسی خشکیده

ریشه اصلی مشکلات اخیر خوزستانی ها نبود دیپلماسی آب است

نـــــــــی‌‌زارهــــای هورالعظیم می‌سوزند و این ریه‌های مردم خوزستان است که علاوه بر آلودگی‌های نفتی و گرد و غبار با دود نیزارهای بخش عراقی هورالعظیم نیز پر می‌شود.
همسایگی با کشوری جنگزده در غیاب دیپلماسی مناسب برای وادار کردن عراق به انجام تعهدات بین‌المللی در زمینه محیط‌زیست، زندگی خوزستانی‌ها را مختل کرده و روزهای تعطیل ناشی از آلودگی را در این استان افزایش داده است.

دود ناشی از سوختن نیزارهای عراق، در آسمان هویزه، اهواز و بخش‌های مجاور این تالاب به چشم زیستمندان منطقه می رود اما هیچ مسئولی مسئولیت این مشکل را به‌عهده نمی‌گیرد. دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در حاشیه جلسه هیات دولت نسخه پیچید که مردمی که از این آلودگی‌ها به تنگ آمده‌اند از ماسک استفاده کنند؛ چون آتش سوزی خارج از ایران است. این راهکار در کنار پیکر خشکیده تالاب‌هایی مانند هامون ثابت می کند در دستگاه دیپلماسی کشور تلاش‌ها برای به جریان انداختن دیپلماسی آب از مقام وعده و حرف فراتر نرفته است.‌

راه‌حل‌های ماسکی

گاومیش‌های سوخته هور‌العظیم نیز با پوست‌های سوخته شان گواهی می‌دهند که آب هور العظیم را دزدیده‌اند، اما انگار آب در دل برخی مدیران تکان نمی خورد؛ مدیرانی که در روزهای اول سوختن گاومیش‌ها و دارایی خوزستانی‌ها را تکذیب می کردند، اما بالاخره وقتی تصاویر گاومیش های سوخته پخش شد ناچار به اقرار شدند.

حدود ۲۰ روز از آتش گرفتن هور می‌گذرد و دود غلیظ ناشی از آن آسمان اهواز را هم سیاه پوش کرده است. اما دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در حاشیه نشست هیات دولت به مردم توصیه کرده است از ماسک استفاده کنند، زیرا از دست آنها کاری ساخته نیست. او درباره اقدامات بین‌المللی سازمان متبوعش برای کاهش آثار ناشی از آتش‌سوزی هورالعظیم نیز به آنا گفت: آتش‌سوزی هورالعظیم داخل ایران نیست و در خاک عراق اتفاق افتاده است؛ خوشبختانه آتش آن به ایران نمی‌رسد!

دعوا بر سر محل وقوع آتش‌سوزی

مردمی که برایشان نسخه ماسک زدن تجویز می‌شود، همان‌هایی هستند که روزگاری معیشتشان با تالاب گره خورده بود، اما این روزها مجموعه سیاست‌های غلط در منطقه و نبود همکاری‌های بین‌المللی تالاب زنده را به پیکره‌ای تبدیل کرده که بلای جان مردم شده است. اما آیا نمی‌شود با تامین حقابه تالاب از طریق ایران از درد و رنج مردم کاست؟ مسعود باقرزاده کریمی، معاون دفتر زیستگاه و امور مناطق سازمان حفاظت محیط‌زیست به جام‌جم می‌گوید: آتش‌سوزی هورالعظیم در بخش عراقی این هور اتفاق افتاده است. رسیدن آب از سمت ایرانی هور زمان می‌برد. قسمتی که از ایران آبگیری می‌کند با مکان آتش‌سوزی ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر فاصله دارد.

به گفته او، اگر همین امروز آب وارد عراق شود، یک ماه طول می‌کشد به سمت عراقی هور آب برسد. علاج مشکل آتش‌سوزی آبگیری از سمت ایران نیست.

معاون دفتر زیستگاه و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست بیان می‌کند: در سمت عراق آب در هور نمی‌ماند و استفاده‌های دیگری از آب می‌شود و مشکل مقابله با آتش این نیست که از ایران آب رها کنیم.

او که درباره دلیل آتش‌سوزی در هور اطلاع دقیقی ندارد از وجود اختلاف نظر در مسئولان ایرانی و عراقی بر سر این‌که کدام قسمت هور آتش گرفته، خبر می‌دهد.

ضعف دستگاه دیپلماسی

گرچه باقرزاده کریمی درباره نقش دستگاه دیپلماسی در وضعیت این روزهای هورالعظیم اظهار بی‌اطلاعی می‌کند، اما علی محمد شاعری، عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس در گفت‌وگو با جام‌جم از ضعف دستگاه دیپلماسی خبر می‌دهد.

او می‌گوید: محیط‌زیست مرز نمی‌شناسد. محیط‌زیست یک موضوع فرامرزی و فرامنطقه‌ای است و منافعش متعلق به همه مردم جهان است. حفاظت از محیط‌زیست نیازمند یک همکاری بین‌المللی و منطقه‌ای است. وزارت‌خارجه به‌عنوان نماینده ایران برای دیپلماسی محیط‌زیست باید نقش خود را ایفا کند.

به گفته شاعری، در این شرایط وزارت خارجه نقش اساسی دارد تا با همکاری سازمان محیط‌زیست دولت عراق را وادار کند سریع‌تر این مشکل را رفع کنند. مسئولان نمی‌توانند بسادگی در این مسائل از خود سلب مسئولیت کنند.

او تاکید می‌کند: بسیاری از مشکلات نوار مرزی، نیازمند همکاری مشترک است. چالش‌هایی که در زمینه ریزگرد و حقابه زیستگاه‌های مرزی مثل هورالعظیم وجود دارد، به همکاری منطقه‌ای بین ایران و عراق نیاز دارد.

عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس ادامه می‌دهد: حتی اگر کشورهای دیگر کانون آسیب رساندن به کشور ما هستند، باید در چارچوب همکاری منطقه‌ای مشارکت آنها را جذب کنیم.

این نماینده مجلس ادامه می‌دهد: کشور عراق عضو کنوانسیون‌های محیط‌زیستی است. براساس همین معاهدات بین‌المللی باید دامنه همکاری‌ها را تعریف کنیم. تاکنون همکاری خوبی بین دولت‌های ایران و عراق در زمینه مقابله با چالش‌های محیط‌زیست صورت نگرفته است. وزارت خارجه درباره این موضوع نباید بی‌تفاوت باشد و باید وارد عمل شود.

سرطان سدسازی ترکیه

به گفته شاعری، یک میلیون هکتار از تالاب‌های عراق خشک شده است و این مساله به خاطر کاهش حقابه تالاب‌ها براثر احداث سدهای مطالعه نشده در کشور ترکیه است.

او می‌افزاید: فعالیت‌های زراعی و کشاورزی غیرعلمی و بهره‌برداری غیراصولی از سرزمین همچنین مهاجرت بی‌رویه مردم و رهاسازی اراضی کشاورزی به همراه نبود مدیریت منابع در کشور عراق، سبب شده است که تالاب‌های این کشور خشک شود.

شاعری آتش‌سوزی هور را معلول چند علت‌ می‌داند و تصریح می کند: علت اصلی آتش‌سوزی در هورالعظیم گرمایش زمین و کاهش شدید حقابه تالاب‌های عراق است که عوامل انسانی آن را تشدید کرده، حتی ممکن است برخی افراد به قصد تخریب و تجاوز به این عرصه‌ها، آتش‌افروزی کرده باشند.

چانه‌زنی برای آب

طاهر جومست، کارشناس سیاست خارجه در این‌باره به جام‌جم می گوید: برای حل چنین مشکلاتی باید با کشورهای منطقه وارد مذاکره حول‌محور آب شد. طبق کنوانسیون و معاهدات جهانی و بین‌المللی با محوریت آب، کشورهای بالادستی رودها نمی‌توانند با هرگونه اقدامات مخاطره‌آمیز خود دسترسی کشورهای پایین دستی را به جریان آب مختل کنند. از این بابت، کشورهایی که بیشترین مشکل را برای ایران ایجاد کرده‌اند ترکیه و افغانستان هستند که با ساخت سدهای متعدد و بزرگ روی مسیر رودها، حیات محیط‌زیست ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.‌

آن‌طور که او توضیح می‌دهد درچنین شرایطی توجه به هیدروپلیتیک (اهمیت سیاستگذاری با محوریت آب و منابع آبی)، حیاتی به نظر می‌رسد.

هیدروپلیتیک، هنر و اقدام درک و همکاری بر سر منابع آبی فرامرزی مشترک به نحوی برابر و پایدار است. بحران آب همان‌گونه که در علم هیدروپلیتیک بررسی می شود، مساله ای فراتر از توان کشوری واحد برای حل آن است و نیازمند همکاری جمعی کشورهای منطقه است.

ایلیسو، بحران ساز منطقه

سدسازی‌های بی‌قاعده ترکیه روی دجله و فرات نه تنها تمدن میان‌رودان را در معرض خطر جدی قرار داده بلکه به دلیل خشک شدن تالاب‌های عراق و گسترش کانون‌های گرد و غبار، علاوه بر ایران، تا کیلومترها دورتر را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

مقامات ترکیه در اجلاس بین‌المللی گرد و غبار که دوم تیر سال گذشته در تهران برگزار شد، از امضای هرگونه سندی که بر نقش سدسازی و ایجاد گرد و غبار تاکید داشت، ممانعت و مخالفت خود را با بندهایی از بیانیه پایانی این اجلاس اعلام کردند تا بلایی که بر سر منطقه می‌آورند، برای آنها تبعات حقوقی نداشته باشد. آنها حتی در پاسخ به رسانه‌های ایرانی هم تمام مباحث مطرح شده در زمینه اثرات مخرب سدسازی ترکیه بر منطقه و کاهش حقابه دجله و فرات را رد و تاکید کردند فقط در دو سالی که سد ایلیسو آبگیری می‌شود، مردم عراق ممکن است با مشکل کم آبی مواجه شوند اما بعد از آن، همه چیز رو به راه خواهد شد و حقابه دجله و فرات تامین می‌شود. طرح گاپ و سدهای زیر مجموعه آن که قرار بود با منابع مالی بانک جهانی اجرا شود، چند دهه قبل با لابی گسترده اعراب از این منابع مالی محروم ماند ولی ترکیه از سدسازی روی دجله و فرات دست برنداشت و با همکاری رژیم اشغالگر قدس، این طرح‌ها را تکمیل کرد.

لیلا مرگن

آتش به جان جنگل و جنگلبان

جنگل و جنگلبانان کشور قربانی نبود آتش‌نشان تخصصی جنگل می شوند

جنگل حسینای مینودشت آتش گرفت و گرمای حاصل از این آتش‌سوزی، صخره‌های بزرگ منطقه صعب‌العبور درگیر حریق را شکافت و تکه‌ای از این صخره به سر رضا بهرامی، قرقبان این منطقه برخورد کرد. در جریان این حادثه قرقبان به کما رفت تا بار دیگر مظلومیت جنگل و جنگلبان تیتر روزنامه‌ها شود.

این بار اولی نیست که جنگلبانان بدون حداقل تجهیزات مانند لباس ضد حریق و کلاه ایمنی به جنگ آتش می‌روند.

مسئولان سازمان جنگل‌ها می‌گویند بتازگی قراردادهایی با دستگاه‌های مختلف منعقد کرده‌اند که برای حافظان جنگل، تجهیزات شخصی فراهم کنند، اما امسال سال حریق جنگل است.

مشخص نیست تا پایان دوره آتش‌سوزی، چند جنگلبان دیگر در جریان اطفای حریق آسیب خواهند دید.

بجز قرقبان مینودشت که در حریق این روزهای گلستان بشدت آسیب‌دیده، معاون فنی اداره کل گلستان هم بر اثر برخورد سنگ دچار جراحت شده است.

این حوادث نشان می‌دهد مسئولان باید بیشتر از گذشته به فکر اطفای حریق جنگل از طریق روش‌های روز جهان باشند.

امسال را سال حریق می‌نامند. سالی که بهار پرباران، مصیبتی بزرگ را برای سرمایه‌های کشور رقم خواهد زد. جنگل که آتش می‌گیرد، همه نگران حیات‌وحش و درختانی می‌شوند که طعمه حریق بی‌مبالاتی گروهی گردشگر یا شکارچی شده‌اند اما این سهل انگاری‌ها می‌تواند آتش به جان جنگلبانان اندازد و به قیمت جان آنها تمام شود.

درختان که می‌سوزند، دیگر روی پای خود بند نمی‌شوند. درختان آتش گرفته اگر روی شیب باشند، تحت تاثیر نیروی جاذبه به زمین می‌افتند و تا پایین دره می‌غلتند و در مسیر خود همه چیز را می‌سوزانند حتی جنگلبانان را.

قرقبان در کما

ابوطالب قزلسفلو، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان در گفت‌وگو با ما درجه هوشیاری قرقبان مینودشتی را که حالا در اتاق سی‌سی‌یو تحت مراقبت است، بین ۶ تا ۷ اعلام می‌کند.

او می‌گوید: بهرامی لیسانس منابع طبیعی دارد و با ۱۲سال سابقه، قرقبان منطقه بوده است و جزو نیروهای طرح صیانت به شمار می‌رود.

به گفته قزلسفلو، چند ساعت قبل از بهرامی هم عبدالرحیم لطفی، معاون فنی آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی گلستان با برخورد سنگ به پیشانی و پا در همین منطقه دچار مصدومیت می‌شود که با انتقال به مراکز درمانی به صورت سرپایی مداوا می‌گردد.

آتش و گسست بیمه‌ای

گرچه مدیر‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان اعلام می‌کند قرقبان آسیب‌دیده گلستانی تحت پوشش بیمه است و مشکلی برای ارائه خدمات بیمه‌ای به این جنگلبان وجود ندارد، اما فرهاد مسعودی، جنگلبان گلستانی از وضعیت دیگر جنگلبانانی سخن می‌گوید که نیروهای شرکتی به حساب می‌آیند و در این روزهایی که به روزهای آتش در بین نیروهای حفاظتی معروف شده، بدون پوشش بیمه‌ای به اطفای حریق جنگل مشغولند.

او به ما می‌گوید: با اجرای طرح تنفس در جنگل‌های شمال، بسیاری از طرح‌های جنگلداری تعطیل شد و هنوز مجری جدید طرح را تحویل نگرفته است، چون که بار حفاظت جنگل به دوش نیروهای طرحی و شرکتی است، در وقفه‌های بیمه‌ای ایجاد شده در سابقه افراد در اثر انتقال قرارداد به پیمانکار جدید اگر سانحه‌ای برای این نیروها رخ دهد، بار هزینه‌های درمانی بر دوش خود آنها خواهد بود.

تلاش برای دریافت حکم قضایی

گسست بیمه‌ای تنها مصیبت نیروهای غیر رسمی حاضر در یگان حفاظت نیست. محمدرضا عباس‌زاده، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی آمل در گفت‌گفت‌وگومامشکلات دیگر این نیروها اشاره می‌کند.

او می‌گوید: ادارات منابع طبیعی نیروی کافی آموزش‌دیده حریق ندارند و بار اصلی اطفای حریق بر‌دوش نیروهای صیانتی و شرکتی است که اصلا جزو نیروهای منابع طبیعی محسوب نمی‌شوند. حتی حق امضای صورتجلسه را هم ندارند. در صورت بروز حادثه هم هیچ مزایایی برایشان در نظر گرفته نمی‌شود.

عباس‌زاده ادامه می‌دهد: طنز قضیه اینجاست که بسیاری از نیروهای صیانتی با وجود کمبود نیرو توسط سازمان جنگل‌ها اخراج می‌شوند و پس از طرح دعوی در محاکم قضایی و گرفتن رای، با وضعیت قراردادی به‌محل کار خود بازمی‌گردند.

به گفته او، همه کسانی که حداقل یک‌بار در آتش‌سوزی جنگل‌های شمال شرکت کرده باشند، می‌دانند که مهار حریق در مراحل اولیه بخصوص فصل‌هایی غیر از پاییز، می‌تواند بسیار راحت باشد، فقط اگر در مرحله اولیه آتش‌سوزی عملیات اطفا انجام شود و منطقه درگیر حریق، جاده داشته باشد و صعب‌العبور نباشد.

آن‌طور که عباس‌زاده می‌گوید وقتی نیروهای جنگلبان گاهی پنج ساعت پیاده‌روی در شرایط سخت و پرنشیب می‌کنند، دیگر رمقی ندارند که بتوانند حریق را مهار کنند. اگرچه همواره در رسانه‌ها به ابتدایی بودن وسایل اطفای حریق جنگل در کشور تاکید می‌شود اما فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی آمل می‌گوید: در بسیاری از حریق‌ها با تعداد کافی نیرو و لوازم حمل آب مثل فلش‌تانک می‌توان براحتی حریق را مهار کرد، اما ایراد کار آنجاست که امکان حمل این لوازم تا محل حریق مقدور نیست و اگر هم باشد، اغلب آب در دسترس نیست.‌

به اعتقاد عباس‌زاده، احداث ایستگاه مرتفع برای پایش حریق جنگل و ناوگان حمل و نقل هوایی برای رساندن امدادگران و خدمات به محل حریق، از ضروریات است.

او ادامه می‌دهد: منابع طبیعی منابع مالی کافی برای تهیه غذا، لباس، کلاه و لوازم اولیه اطفای حریق برای نیروهای داوطلب و حتی نیروهای خود در اختیار ندارد.

لزوم پشتیبانی هوایی

هادی کیادلیری، رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور در گفت‌وگو با جام‌جم نقطه ضعف اطفای حریق جنگل‌های کشور را نبود پشتیبانی لازم می‌داند و می‌گوید: در جنگل‌های زاگرس که صعب‌العبور است نیاز به اطفای حریق و پشتیبانی به وسیله بالگرد است.

آن‌طور که او می‌گوید به کمک بیل و آتش‌کوب‌های دستی نمی‌توان آتش‌سوزی جنگل را بموقع مهار کرد و در چنین شرایطی احتمال آسیب دیدن جنگلبانان وجود دارد.

رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور تاکید می‌کند الگوهای آتش‌سوزی تغییر و افزایش پیدا کرده، اما تجهیزات آتش‌نشانان همچنان قدیمی است.

به گفته او، برای بهبود شرایط سازمان جنگل‌ها باید از علم روز بهره برد. علی مقصودی، رئیس هیات مدیره سازمان آتش‌نشانی رشت نیز نظر کیادلیری را تائید می‌کند. او که از نزدیک با آتش‌سوزی جنگل‌ها رو‌به‌رو بوده است از نبود آتش‌نشان ویژه جنگل به عنوان مشکل اصلی در این حوزه یاد می‌کند.

آن طور که او به ما توضیح می‌دهد در کشورمان نگاه درستی به اطفای حریق جنگل وجود ندارد، به همین خاطر از آتش‌نشان‌های شهری و جوامع محلی برای اطفای حریق استفاده می‌شود.

مقصودی تاکید می‌کند که ماهیت کار در کشور ما با کشورهای توسعه یافته تفاوتی ندارد، اما نبود دسترسی مناسب به بالگرد یا هواپیما برای خاموش کردن آتش جنگل سبب بحرانی شدن شرایط می‌شود.‌

گسترش حریق در سراسر کشور

برخی کارشناسان تاکید می‌کنند منابع طبیعی اعتبار لازم جهت خرید تجهیزات برای نیروهای خو‌د را در اختیار ندارد، اما قاسم سبزعلی، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها از امضای تفاهم‌نامه‌ای چندجانبه با وزارت جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت دفاع برای تامین تجهیزات انفرادی نیروهای یگان حفاظت خبر می‌دهد.

او می‌گوید: در ۱۵ روز اخیر در استان‌های گلستان، اصفهان، کردستان، مرکزی، بوشهر، خوزستان، مازندران، فارس، قزوین، گیلان، آذربایجان غربی، کرمان و کرمانشاه شاهد حریق بودیم.

لیلا مرگن

بالا