آخرین خبرها
خانه / گزارش (برگ 60)

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی

وام ازدواج نگرفته‌اید؟ گزارش کنید

635084402829497095

770 هزار و 999 نفر برای گرفتن وام ازدواج ثبت‌نام کرده‌اند، اما تاکنون موفق نشده‌اند وام بگیرند در این بین زوج‌های جوان از پشت‌گوش‌اندازی بانک‌ها حرف می‌زنند و بانک‌ها هم ادعا می‌کنند اعتبار کافی برای پرداخت وام ازدواج ندارند، وزارت ورزش و جوانان برای رفع این مشکل و پیدا کردن مقصر اصلی دست به کار جالبی زده که قرار است تا ابتدای مرداد در سراسر کشور عملی شود با عملی شدن این طرح زوج‌های جوان می‌توانند شکایت‌های خود را در سامانه وزارت ورزش و جوانان ثبت کنند.

ماجرای عقب افتادن پرداخت وام ازدواج و مشکل زوج های جوان در این رابطه آنقدر بالا گرفته که مسئولان به فکر راه اندازی سامانه ای برای ثبت این شکایت ها هستند تا با ثبت به موقع آنها دست کم بتوان کاری برای زوج های جوان انجام داد این سامانه که اکنون در قم به صورت آزمایشی راه اندازی شده قرار است در آینده نزدیک در همه استان ها شروع به کار کند.

مسعود امینی مدیرکل دفتر برنامه ریزی ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان دراین باره به جام جم می گوید: وقتی پیگیری های لازم برای پرداخت وام ازدواج بموقع انجام نشود تاخیر در پرداخت ها بیشتر می شود برای نمونه چون بانک ها ادعا می کنند وام ازدواج پرداخت می کنند، اما زوج های جوان هم می گویند به بانک مراجعه کرده اند، ولی بانک ها کم کاری می کنند، برای این که بدانیم اشکال کار کجاست مقرر شد که این سامانه راه اندازی شود تا ما با استفاده از نتایج آن مشکلات را حل کنیم.

اکنون این سامانه در حوزه معاونت فرهنگی و تربیتی امور جوانان در استان قم عملیاتی شده است و تحت نظارت ستاد ساماندهی امور جوانان در استان فعالیت می کند به این شکل که استاندار رئیس ستاد و مدیرکل امور جوانان دبیر آن است.

امینی اضافه می کند: کمیته ای هم تحت این مجموعه تشکیل شده که دبیر آن مدیرکل اقتصادی استان است علاوه بر این، خود اداره کل ورزش و جوانان و بانک ملی استان اعضای این کمیته هستند، هم اکنون در قم این کمیته تشکیل شده و فعلا به صورت آزمایشی است.

مدیرکل دفتر برنامه ریزی ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان تاکید می کند: از آنجا که موضوع وام ازدواج باید در بانک مرکزی بررسی شود، پیشنهاد داشتیم که شکایت ها نیز در بانک مرکزی باشد، اما منتظر این ماجرا نماندیم، و هم اکنون در قم اقدام خوبی آغاز شده و به شکایت زوج های جوان رسیدگی می کند.

این در حالی است که به گفته امینی به همه استان ها هم ابلاغ شده تا پیش بینی های لازم را برای راه اندازی این سامانه انجام بدهند.

وام ازدواج در آمار

هر چند که اکنون هم شکایت های زوج های جوان در خصوص نگرفتن وام ازدواج به مسئولان به صورت مکاتبه ای می رسد، اما آنها امیدوارند با سراسری شدن این سامانه مشکل پرداخت وام ازدواج زودتر حل شود.

امینی تصریح می کند: امسال 770 هزار و 999 نفر را داریم که در سامانه ثبت نام کرده اند، ولی هنوز وام نگرفته اند. این آمار باید پالایش شود، یعنی آنها که در صف انتظار هستند، مشخص شوند.

آمارها حاکی از این است که در سال 90، یک میلیون و 254 هزار و 549 نفر و در سال 91 هم 938 هزار و 81 نفر وام گرفته اند.

امینی درباره زوج های جوانی که امسال وام گرفته اند، اضافه می کند: آخرین آمار ما تا بیست و پنجم خرداد است، در این مدت 157 هزار و 945 نفر وام خود را دریافت کرده اند یعنی در مجموع 2 میلیون و 350 هزار و 575 نفر در این مدت وام گرفته و 770 هزار و 999 هزار نفر وام نگرفتند؛ در این خصوص هم باید دلیل تاخیر را فهمید که آیا تقصیر بانک است یا آنها برای تامین اعتبار مشکل دارند.

امینی ادامه می دهد: به کمیته ستاد ساماندهی جوانان همه استان ها تاکید کرده ایم که اگر پس از ایجاد سامانه رسیدگی به شکایات وام ازدواج مشکلات زوج های جوان حل نشد، این مساله در ستاد ساماندهی امور جوانان قابل پیگیری باشد، زیرا از ظرفیت ستاد برای رفع مشکل وام ازدواج باید استفاده کرد.

به این ترتیب دفتر برنامه ریزی ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان از پیشرفت و نحوه رسیدگی به شکایت های زوج هایی که برای وام گرفتن با مشکل روبه رو شده اند باخبر خواهد شد.

به نظر می رسد تا ردیف بودجه مشخصی به وام ازدواج تعلق نگیرد کماکان مشکل پرداخت وام ازدواج مطرح است، زیرا بانک ها از منابع قرض الحسنه خود که محدود هستند برای پرداخت وام به زوج های جوان استفاده می کنند، البته این در حالی است که برخی از بانک ها ترجیح می دهند این سپرده ها را در محل های دیگری سرمایه گذاری کنند.

امینی با اشاره به این موضوع ادامه می دهد: در مجلس هم طرح دو فوریتی برای گرفتن بودجه مطرح شد که امیدواریم این طرح هرچه زودتر به نتیجه برسد و مشکل حل شود.

امینی در خصوص هزار میلیارد ریالی که قرار بود در اختیار صندوق مهر امام رضا قرار بگیرد هم عنوان می کند: صندوق مهر امام رضا گفته این مبلغ را دریافت کرده است به همین دلیل زوج های جوان الان با مراجعه به سامانه دریافت وام ازدواج بجز بانک ملی، کشاورزی، ملت، تجارت و صادرات می توانند صندوق مهر امام رضا را هم انتخاب کنند.

مدتی است که بانک مرکزی با بانک های خصوصی رایزنی می کند تا آنها را هم به پرداخت وام ازدواج تشویق کند.

امینی ادامه می دهد: بانک مرکزی با بانک های خصوصی که علاقه مند هستند وام قرض الحسنه ازدواج پرداخت کنند در حال رایزنی است و قرار است اعتبارلازم به این بانک ها پرداخت شود. اکنون تفاهم نامه ای بین این بانک ها و بانک مرکزی نوشته شده است.

امینی در خصوص آمار ازدواج در سال گذشته می گوید: آمار ازدواج هایی که ثبت شد 831 هزار و 670 واقعه بود که در این میان 312 هزار و 498 نفر آقایان بین 20 تا 24سال سن داشتند و خانم هایی هم که در این رده سنی بودند تعدادشان به 275 هزار و 873 نفر می رسید.

مصائب خانه به​دوشی

همان طور که آپارتمان‌ها و برج‌ها در شهرها سر به فلک می‌کشند، به تعداد اجاره‌نشین‌ها هم روز به روز اضافه شده و اسباب‌کشی هم برای خودش راه و روش جدیدتری پیدا می‌کند. این روزها دیگر در شهرهای بزرگ مانند گذشته خانه های حیاط دار و ویلایی پیدا نمی شود و به هزار و یک دلیل شهروندان به زندگی در آپارتمان های کوچک یا به قول معروف قوطی کبریت ها تن می دهند، برای نمونه آمارهای اعلام شده از سوی اتحادیه کشوری مشاوران املاک از این ماجرا حکایت دارد که سال گذشته ثبت قراردادهای اجاره میان تهرانی ها بیش از 56 درصد افزایش داشته است، به همین دلیل رکورد اجاره نشینی و جابه جایی همچنان در دست ساکنان تهران این کلانشهر و وادی اجاره نشینان است. مسلما این آمار بالای اجاره نشینی سبب بالا رفتن اسباب کشی و رونق گرفتن کار شرکت هایی که در این زمینه فعالیت می کنند هم شده است. برای نمونه اوضاع کار و بار شرکت های حمل و نقل یا همان اتوبار ها امروز سکه تر از گذشته است و آنها با ارائه خدمات گوناگون و تخصصی سعی دارند نظر مشتری های بیشتری را به خود جلب کنند.
مرد جوان با یخچال سایدبای ساید روی دوشش، آنقدر با مهارت طبقه های برج را یکی پس از دیگری فتح می کند که در نگاه اول تصور می کنید او ماکت یخچال را روی دوش خود گذاشته و مشغول نقش بازی کردن فیلم یا سریال تلویزیونی است، شاید هم با دیدن او فکر کنید یکی از قوی ترین مردان ایران در حال تمرین و زورآزمایی با یخچال است، اما در واقع ماجرا چیز دیگری است.

مرد جوان نه بازیگر است و نه مشغول تمرین برای رقابت در مسابقات قوی ترین مردان ایران، بلکه این کار هر روز اوست و مرد جوان از این راه امرارمعاش می کند.

دیگر گذشت آن زمانی که هنگام اسباب کشی همه جوانان فامیل بسیج می شدند و سه یا چهار نفری لوازم سنگین خانه را جابه جا می کردند، این روزها اوضاع تغییر کرده است یعنی علاوه بر تغییر طراحی و ساخت خانه ها جوانان هم دیگر تاب و توان حمل وسایل سنگین و بالا رفتن از پله آپارتمان ها را ندارند.

هر چند اگر عده ای هم توان انجام چنین کارهایی را داشته و با بلند کردن وسایل سنگین کارشان به دوا و دکتر نرسد؛ جابه جایی بار به دست آنها مقرون به صرفه نیست چون به طور حتم هنگام جابه جایی لوازم خانه در راه پله های تنگ آپارتمان های امروزی به در و دیوار خورده و خسارت می بینند، البته بجز خراب شدن وسیله ها باید خسارتی که به دیوارهای خانه هم می خورد هم به حساب آورد. به همین دلیل مانند سایر کارها مردم ترجیح می دهند کار را به کاردان بسپارند، بنابراین مدتی است شرکت هایی شروع به کار کرده اند که به صورت تخصصی خدمات اسباب کشی ارائه می دهند.

جابه جایی با تضمین

بسته بندی ویژه، کارگران متخصص و مجرب و کامیون های مجهز به جرثقیل؛ اینها برخی شعارهای تبلیغاتی است که شرکت های جابه جایی و اسباب کشی چاشنی کار خود کرده اند. تا چند سال پیش اسباب کشی را بیشتر اعضای خانواده انجام می دادند به این شکل که با گرفتن وانت بار در چند مرحله کار اسباب کشی انجام می شد، اما این روش سختی های خاص خود را داشت.

برای نمونه معمولا حین جابه جایی حداقل به چند وسیله خسارت جدی وارد می شد یا حتی اعضای خانواده هنگام بلند کردن اشیای سنگین صدمه جسمی می دیدند، اما امروزه با فعالیت شرکت های باربری زحمت خانواده ها کمتر شده است و آنها خستگی زیادی احساس نمی کنند.

محمود کاظمی، مدیر دفتر یکی از شرکت های باربری تهران دراین باره به جام جم می گوید: این روزها مشتری های ما درخواست های ویژه ای دارند، برای مثال آنها می خواهند لوازم خانه خود را با کمترین خسارت ممکن به خانه جدید منتقل کنند. به همین دلیل ما هم خدمات ویژه ای را تدارک دیده ایم مانند استفاده از کیسه های حباب دار و ضربه گیر یا کارتن های خاص و مقاومی که با استفاده از آن می توان اطمینان پیدا کرد هنگام جابه جایی به وسایل کمترین آسیبی وارد نمی شود.

چون خسارت به وسایل هنگام اسباب کشی اجتناب ناپذیر است، بنابراین مردم از خدمات شرکت های باربری استقبال می کنند.

کاظمی ادامه می دهد: مشکلی که ما الان با آن روبه رو هستیم این است که شرکت های بیمه تعرفه مناسبی برای بیمه کردن لوازمی که ما جابه جا می کنیم، ندارند. برای نمونه ما برای یک سرویس حدود 80 هزار تومان می گیریم، اما شرکت های بیمه، بار یک کامیون را حدود 23 هزار تومان بیمه می کنند، این مبلغ برای مشتری ها گران تمام می شود، به این دلیل ما ترجیح می دهیم اگر هنگام جابه جایی وسیله آسیب دید خودمان خسارتش را جبران کنیم یا مشکل دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که شرکت های بیمه می گویند قبل از جابه جایی باید وسایل را ببینند که این کار هم وقت گیر است.

هرچند شرکت های حمل و نقل سابقه زیادی در کشورمان دارند، اما تا اوایل دهه 80 مردم بیشتر از خدمات آنها برای جابه جایی بار در مسافت های طولانی استفاده می کردند مثلا آنهایی که از شهرستان ها به تهران می آمدند بیشترین مشتری های این شرکت ها را تشکیل می دادند، ولی از سال 80 به بعد در شهرهای بزرگ مردم از خدمات شرکت های اتوبار در داخل شهر هم استقبال می کنند.

دغدغه زیاد شهروندان در کلانشهر ها را هم باید یکی از دلایلی دانست که سبب شده مردم به استفاده از خدمات شرکت های باربری روی بیاورند،زیرا در شهرهای کوچک مردم هنوز از خودروهایی مانند نیسان و وانت بار برای اسباب کشی استفاده می کنند. کاظمی می افزاید: مردم این روزها آنقدر گرفتار هستند که حتی وقت ندارند هنگام اسباب کشی در خانه مانده و به کار کارگران نظارت کنند.

البته باید اضافه کرد هرچند امروز شرکت های خدماتی زیادی برای اسباب کشی و جابه جایی وجود دارد، اما خیال مردم در گذشته خیلی راحت تر بود، زیرا آن زمان جمله اجاره نشینی خوش نشینی است بین مردم باب شده بود.

کاظمی اضافه می کند: خب زندگی سخت شده، خیلی ها اسباب کشی و جابه جایی برایشان عین کابوس است، مگر آنها که بعد از عمری اجاره نشینی صاحب خانه شده اند، به همین دلیل من و همکارانم تمام تلاش خود را به کار می گیریم تا وظیفه مان را درست انجام داده و برای مستاجرها دغدغه بیشتری درست نکنیم.

به گفته کاظمی، با گران شدن قیمت مسکن و بالا رفتن نرخ اجاره بها در تهران این روزها بیشتر مشتری های آنها به حاشیه شهرها مهاجرت می کنند، او ادامه می دهد: از وقتی که قیمت خانه، یکباره بالا رفته بیشتر افرادی که به شرکت ما زنگ می زنند، می خواهند به حاشیه تهران مانند پردیس یا پرند بروند زیرا آنها دیگر قدرت پرداخت اجاره بهای بالا را ندارند.

کاظمی می گوید: در این میان مردم بهتر است از خدمات شرکت هایی استفاده کنند که برای این کار مجوز دارند زیرا شرکت های زیادی هم اکنون در شهر تهران فعالیت می کنند که مجوز ندارند. او ادامه می دهد: خیلی از این مراکز با انتشار آگهی در روزنامه ها فعالیت می کنند و کسی از محل دفتر آنها خبر ندارد به همین دلیل اگر حادثه ای اتفاق بیفتد نمی توان مطمئن بود خسارت فردی که زیان دیده جبران شود.

مشکل دیگری که این شرکت های بدون مجوز ایجاد کرده اند تعیین تعرفه های غیرواقعی است. برای نمونه آنها برای حمل و جابه جایی برخی وسایل سنگین پول بیشتری طلب می کنند. کاظمی توصیه می کند: الان در بین شرکت های حمل و نقل عرف است کارگرها برای جابه جایی گاوصندق، پیانو و یخچال سایدبای ساید هزینه بیشتری می گیرند، مثلا برای هر طبقه 5000 تومان، اما شرکت هایی که فاقد مجوز هستند از این ماجرا سوءاستفاده کرده و برای حمل و نقل وسایل دیگری مانند کمد، تردمیل یا شیشه میز ناهارخوری هم پول بیشتری می گیرند. مردم باید بدانند این کار قانونی نیست.

به گفته کاظمی، فعال نبودن اتحادیه شرکت های اتوبار هم سبب شده شرکت های فاقد مجوز براحتی فعالیت کنند.

با این حال، خدمات مناسبی که اتوبارها ارائه می کنند، سبب شده این روزها بیشتر مردم از آنها بهره ببرند. کاظمی یادآور می شود: الان شرکت ها شبانه روزی در تمام نقاط کشور خدمات می دهند. خدمات بسته بندی وسایل اکنون در کشورمان مانند کشورهای اروپایی ارائه می شود و شرکت ها برای هر وسیله ای بسته بندی مخصوصی در نظر می گیرند. برای نمونه به بسته های مخصوص حمل رختخواب یا لباس می توان اشاره کرد. تمام این امکانات به راحت تر شدن اسباب کشی کمک می کند.

افزایش 56 درصدی اجاره نشینی

یکی از دلایل اصلی افزایش شرکت های حمل و نقل به طور حتم افزایش آمار اجاره نشینی در کشور است، برای اثبات این ادعا می توان از آمار کمک گرفت؛ طبق آماری که مدتی قبل اتحادیه کشوری مشاوران املاک منتشر کرد سال گذشته اجاره نشینی در تهران بیش از 56 درصد افزایش یافت و آمار بالای ثبت قرارداد اجاره، تهرا نی ها را در صدر جدول اجاره نشینی کشور قرار داده است. علاوه براین، سال گذشته حدود 547 هزار قرارداد اجاره واحدهای مسکونی در کشور ثبت شد. جالب این که این آمار 197 هزار مورد نسبت به سال 90 افزایش پیدا کرده است. البته کارشناسان دلایلی مانند افزایش مهاجرت و رشد جمعیت را در این خصوص مطرح می کنند. اگر کمی به عقب تر برگردیم یعنی در سال 90 حدود 350 هزار اجاره نامه در کشور تنظیم شد، اگر این آمار را با سال 89 مقایسه کنید متوجه خواهید شد 50 هزار مورد افزایش داشته است. این در حالی است که در چهار سال گذشته کمترین آمار اجاره نشینی در سال 88 و بیشتر این آمار هم در سال 91 ثبت شده است، زیرا در طول 11 ماه از سال گذشته 157 هزار و 986 قرارداد اجاره در استان تهران ثبت شد که نسبت به سال 90، 63 هزار و 241 مورد افزایش داشته است بنابراین آمار بالای اجاره نشینی در کشور یکی از دلایل عمده ای است که سبب شده شرکت های حمل و نقل خدمات بیشتری را برای مشتریان خود در نظر بگیرند.

دایه‌های بی‌حامی ‌طبیعت

 

همیشه و همه جا مراقب طبیعت و حیات‌وحش هستند، فرقی نمی‌کند تابستان است یا زمستان، تفاوتی ندارد در کویر باشند یا کوهستان. آنها قسم خورده‌اند در هر شرایطی از طبیعت حمایت کنند و نگذارند اتفاق تلخی در این زمینه رقم بخورد، اما شرایط دشوار کار گاهی برای آنها گران تمام می‌شود به همین دلیل گاهی اوقات نقص عضو می‌شوند یا حتی هنگام درگیری با متخلفان جانشان را از دست می‌دهند. از محیط‌بانان کشورمان حرف می‌زنیم؛ افرادی که با حداقل امکانات از طبیعت کشورمان مراقبت می‌کنند.

محیط بانی در کشورمان از سال 1335با شروع به کار کانون شکار ایران کلید خورد و چند سال بعد یعنی در 1346 با تاسیس سازمان شکاربانی و نظارت بر صید ادامه پیدا کرد.

چند سال هم به همین روال گذشت تا این که سال 51 سازمان حفاظت محیط زیست شکل گرفت، به این شکل تا مدتی هم محیط بانان با عنوان گارد محیط بانی فعالیت می کردند، اما بعد از تشکیل یگان حفاظت از محیط زیست، سال 89 محیط بانان به عنوان نیروی یگان حفاظت محیط زیست در سراسر کشور شروع به کار کردند.

وظیفه اصلی محیط بان ها حفظ اموال عمومی مانند کویر و دریا، حفاظت از تنوع زیستی جانوری و گیاهی است، البته آنها ماموریت دارند از عرصه های طبیعی خشکی، دریایی، محیط زیست انسانی، حفظ تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی گیاهی و جانوری حیات وحش ایران مراقبت کرده و نگذارند مقررات زیست محیطی نادیده گرفته شود.

حمیدرضا خیلدار، فرمانده یگان سازمان حفاظت محیط زیست درباره دیگر وظایف محیط بانان می گوید: اگر بخواهیم به وظایف محیط بانان اشاره کنیم، باید انجام اقدامات بازدارنده و مقابله با اخلالگران و مجرمان در زمینه شکار، صید، تخریب محیط زیست و عاملان آلودگی زیست محیطی همراه با دستگیری متهم ها و تشکیل پرونده و معرفی به مقامات قضایی را نیز در نظر بگیریم، زیرا به این شکل قانون از محیط بانان حمایت می کند تا با افرادی که قصد تخریب محیط زیست را دارند، برخورد شود.

به گفته خیلدار، جلوگیری از فعالیت مراکز غیرقانونی و کارگاه های تاکسیدرمی و مراکز فروش غیرقانونی حیوانات تاکسیدرمی شده و مراکز غیرمجاز و تکثیر و پرورش حیات وحش هم یکی دیگر از وظایف محیط بانان است.

اما در این بین، آنچه کار را برای محیط بانان دشوار می کند، وسعت محدوده ای است که آنها باید پوشش دهند، زیرا 2617 محیط بان کشور باید محدوده ای برابر با 17 میلیون هکتار را زیر نظر داشته باشند. خیلدار دراین باره می گوید: خوشبختانه در اسفند سال گذشته ساختار تشکیلاتی جدید ما به تصویب رسید و قرار است ما نیروهای بیشتری را به کار بگیریم.

این درحالی است که اکنون به هر محیط بان، محدوده ای حدود شش میلیون و 500 هزار هکتار می رسد، ولی اگر همه چیز خوب پیش برود تا یک یا دو سال دیگر تعداد محیط بانان کشور به 7344 نفر افزایش پیدا خواهد کرد؛ اما به نظر می رسد این تعداد نیرو هم مناسب مناطق حفاظت شده کشور نباشد.

خیلدار ادامه می دهد: البته سهمیه سرباز امریه هم داریم که از بین افرادی که تحصیلات عالیه دارند انتخاب می شوند. ما در سال می توانیم صد نفر سرباز امریه جذب کنیم. البته تعداد نیروهایی که تاکنون آموزش داده ایم بیشتر از این است چون تعدادی نیروی طرحی هم داشته ایم، در واقع تا امروز 3250 نفر را آموزش داده ایم.

تجهیزات یک محیط بان

همه نیروهای محیط بانی تجهیزات لازم کار خود را در اختیار داشته و دوره های کار با سلاح و احکام حمل سلاح را پشت سر گذاشته اند. از تجهیزات محیط بانان می توان به شوکر، افشانه و دستبند اشاره کرد.

خیلدار درباره تجهیزات محیط بانان می گوید: تا چند سال پیش محیط بانان تجهیزات لازم را نداشتند، برای نمونه سلاح کم و نامناسبی داشتند. علاوه بر این، حکم حمل سلاح هم به تعداد لازم در اختیار نداشتند، اما الان ما محیط بانی نداریم که مجوز حمل اسلحه نداشته باشد. درباره خودرو هم مشکلی نداریم، چون در شش ماهه دوم سال گذشته تقریبا همه ناوگان موتوری یگان نو شد.

علاوه بر این، هم اکنون محیط بانی کشور350 مرکز فرماندهی و 672 پاسگاه محیط بانی در سراسر کشور دارد.

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور درباره فعالیت های سال گذشته این مرکز می افزاید: تعداد متخلف هایی که در سال گذشته دستگیر شدند، 13 هزار و 291 نفر بوده است. تعداد کل تخلف های ثبت شده هم 9719 مورد بوده؛ یعنی ممکن است یک متخلف چند تخلف انجام داده باشد. در این میان تعداد پرونده های جاری یگان 5705، پرونده های مختومه 3629 و پرونده های برائت شده هم 385 مورد ثبت شده است.

خیلدار ادامه می دهد: سال گذشته نیرو های یگان حفاظت محیط زیست به دلیل کمبود اعتبار نتوانستند در تمام دوره های آموزشی شرکت کنند و بناچار فقط در سه دوره سلاح شناسی، تیراندازی و قانون به کارگیری سلاح شرکت کردند، اما امسال قرار است 43 دوره را برای محیط بانان برگزار کنیم. برای مثال با توجه به محل فعالیت محیط بانان دوره هایی مانند قایقرانی، غریق نجات، دفاع شخصی، قانون مجازات اسلامی، حقوق قضا و قانون به کارگیری سلاح برگزار خواهد شد.

پخش کننده گوشت الاغ و گراز

دستگیری سردسته باند پخش گوشت الاغ و گراز در قزوین هم یکی از اقدامات محیط بانان در سال گذشته بوده است.

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور عنوان می کند: این مورد هم یکی از اقدامات خوب یگان در سال گذشته بود، نیروهای ما توانستند فردی را که با ماشین سازمان حمل گوشت اقدام به توزیع گوشت الاغ و گراز کرده بود، دستگیر کنند.

البته نباید رشادت های محیط بانان را هم از یاد برد، چون در سال گذشته یکی از محیط بانان خوب کشورمان به نام حسین یاری هنگام درگیری با متخلفان به شهادت رسید.

او مرداد سال گذشته در «لشکردر» ملایر به شهادت رسید. علاوه براین، دو محیط بان دیگر به نام های عبدالباسط ارساری و حمید ایری در کردکوی جان خود را از دست دادند. آنها برای گشتزنی به روستای «چمن ساور» در ارتفاعات جهان نمای کردکوی رفته بودند که بعد از افتادن در آب بند این روستا بر اثر یخ زدگی جان خود را از دست دادند.

خیلدار می افزاید: یکی دیگر از محیط بانان یگان هم هنگام انتقال آب به یکی از آبشخورهای حاجی آباد هرمزگان دچار برق گرفتگی شد و بر اثر این حادثه دو پای خود را از دست داد.

انجام وظیفه در سرمای کوهستان و گرمای کویر

مردم تصور می کنند شغل محیط بانی به دلیل حضور در طبیعت همیشه جذاب و راحت است، ولی برای یک محیط بان بودن در طبیعت تا یک یا دو ماه ممکن است جذاب باشد، به همین دلیل شغل محیط بانی هم سختی های خاص خودش را دارد زیرا در نقاط مختلف کشور شرایط متفاوت است.

برای نمونه دامنه های البرز و زاگرس در زمستان به دلیل بارش برف مسدود شده و رفت و آمد در جاده ها تقریبا غیرممکن می شود، در کویر مرکزی هم شرایط طور دیگری است. آنجا گرمای شدید بیداد می کند، اما محیط بانان باید با تمام این سختی ها کنار آمده و وظیفه خود را به درستی انجام دهند.

اسماعیل میران زاده، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران در این باره می گوید: این شرایط، کار را برای محیط بانان دشوار می کند، چون من 20 سال سابقه کار در پارک ملی کویر را دارم، از خطرات این منطقه باخبر هستم و می توانم از خطرات آنجا مثال بیاورم. آنجا بعضی وقت ها احتمال داشت اعضای گروه ما به دلیل بی آبی و نقص فنی خودرو هر لحظه جان خود را از دست بدهند، برای نمونه چند شکارچی در این منطقه به دلیل شرایط سخت جان خود را از دست دادند.

به گفته میران زاده، در دهه 60 محیط بانان از کمبود امکانات رنج می بردند، زیرا وسایل نقلیه و وسایل ارتباطی مناسبی در اختیار نداشتند.

او ادامه می دهد: آن زمان خودروهایمان قدیمی بود یا بی سیم هایمان در شب ارتباط نمی داد، اما از سال های 75 تا 85 امکانات ما رشد چشمگیری داشته و سیستم های ارتباطی مان خوب شده است، الان بی سیم نفری و خودرو به اندازه کافی داریم.

میران زاده درباره تعداد کم محیط بانان کشور می گوید: درست است، ما نسبت به مساحت مناطق تحت پوشش مان نیرو کم داریم. البته استانداردی هم در این خصوص نداریم چون شرایط فرق می کند برای نمونه در اراضی هموار کویر محیط بان با استفاده از خودرو می تواند 5000 هکتار را پوشش بدهد، ولی مناطق کوهستانی هم داریم که روستاهای زیادی هم اطرافشان وجود دارد برای این مناطق باید برای هر 500 هکتار یک محیط بان گذاشت یا از هر دره باید یک محیط بان مراقبت کند به همین دلیل اگر استانداردی هم مشخص شده باشد برای همه جا کاربرد ندارد.

شرط اصلی، عشق به طبیعت است

اگر پای حرف های محیط بانان بنشینید، خواهید شنید که همه آنها عاشق طبیعت هستند و به همین دلیل تاکنون توانسته اند با بی مهری هایی که هر از گاهی به آنها می شود، کنار آمده و دوام بیاورند. فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران در این باره می گوید: شغل محیط بانی، شغلی است که اساسا افراد علاقه مند باید وارد آن شوند؛ یعنی شخصی اگر فقط برای امرار معاش آن را انتخاب کند، نمی تواند برای محیط زیست مفید باشد.

به گفته آقای محیط بان، از ابتدای شروع کار محیط بانی اساس بر این بوده که افراد علاقه مند به محیط زیست وارد این حرفه شوند. زیرا شاید در نگاه اول بودن در طبیعت جذاب باشد، اما این جذابیت برای آنها که واقعا عاشق طبیعت و حیات وحش نیستند، بیشتر از دو ماه دوام نمی آورند و بعد از آن قطعا مشکل ساز خواهند شد. به همین دلیل در بین محیط بانان واقعی اصلا بحث حقوق مطرح نیست، زیرا آنها عاشق کارشان هستند.

میران زاده درباره حقوق محیط بانان می گوید: هر محیط بان اکنون تقریبا بین 500 تا 750 هزار تومان حقوق می گیرد، ولی اقداماتی شده که حقوق کارکنان افزایش پیدا کرده و به یک تا یک میلیون و 400 هزار تومان برسد.

البته در طول چند دهه ای که از عمر سازمان محیط زیست می گذرد، فقط بحث کافی نبودن حقوق برای محیط بانان مطرح نبوده است، بلکه حمایت نشدن محیط بانان در شرایط بحرانی آنها را بیشتر از هر چیزی آزار می دهد. برای نمونه چون امکان دارد در کش و قوس حفاظت از محیط زیست محیط بانان با خلافکاران درگیر شده و کار به درگیری مسلحانه بکشد، باید قانون از آنها حمایت کند. در چنین حادثه هایی ممکن است به محیط بان بی مهری شود، چنین مسائلی اثر روحی بدی روی محیط بان می گذارد.

به گفته میران زاده اگر این حمایت ها کمرنگ شود، محیط بان روحیه اش را از دست می دهد. به همین دلیل بهتر است مردم هم به سهم خود به محیط زیست کمک کرده و حامی محیط بانان واقعی کشورمان باشند.

فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران در باره کمک افراد داوطلب به محیط زیست می گوید: هر فردی که با طبیعت ارتباط داشته باشد، می تواند به ما کمک کند. برای نمونه، مردم اگر فردی را دیدند که اسلحه همراه دارد می توانند به ما خبر بدهند، چون ما با توجه به پروانه های شکاری که صادر شده می توانیم بفهمیم آن فرد متخلف است یا نه.

میران زاده تاکید می کند: اگر مردم در سطح شهر دیدند جانوران وحشی خرید و فروش می شوند به ما اطلاع بدهند، حتی اگر علم این را هم ندارند که حیوان وحشی است یا نه بهتر است به ما خبر بدهند. برای این کار در استان تهران مردم می توانند با شماره تلفن 77359564 تماس بگیرند. البته در شهر های دیگر هم مردم می توانند با یگان های حفاظت از محیط زیست تماس بگیرند.

خوب، بد، زشت

همه محیط بانان خاطرات شنیدنی زیادی از گشتزنی در مناطق حفاظت شده کشور دارند، خاطراتی که تلخ یا شیرین است. میرا ن زاده ، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران هم در این مدتی که در محیط بانی مشغول به کار بوده خاطرات خواندنی زیادی دارد. او دیدن یوزپلنگ را یکی از جذاب ترین خاطراتش می داند و می گوید: سال 73 تقریبا احساس می شد نسل یوزپلنگ در کشورمان منقرض شده است، اما من و همکارانم در یکی از گشت هایمان دو یوزپلنگ را در پارک ملی کویر دیدیم. یکی از آنها زخم کوچکی داشت به همین دلیل برای مداوا آن را زنده گیری کرده و به قصر بهرام منتقل کردیم. آنجا تیم دامپزشکی، یوز را مداوا کرد و بعد هم در طبیعت رهایش کردیم. بهتر از همه این که پروژه حمایت از یوزپلنگ ایرانی تقریبا از آن زمان کلید خورد. اگر از آقای محیط بان درباره خاطرات تلخش بپرسید، او به خراب شدن خودرو و گیرافتادنش در پارک ملی اشاره می کند و ادامه می دهد: تیر 76 به همراه دو محیط بان دیگر برای گشتزنی دو روزه به جنوب شرقی پارک ملی کویر رفتیم، روز آخر و هنگام برگشت در حالی که تقریبا آذوقه مان تمام شده و فقط 75 کیلومتر با پاسگاه فاصله داشتیم خودرویمان خراب شد. میران زاده و دوستانش ابتدا تصور کردند می توانند براحتی مشکل را برطرف کنند، اما خیلی طول نکشید که آنها متوجه شدند گرفتار دردسر بزرگی شده اند. او ادامه می دهد: گیربکس خودرو ایراد اساسی پیدا کرده بود و نمی شد همان جا تعمیر کرد. چون من جوان ترین عضو گروه بودم تصمیم گرفتم برای آوردن کمک خودم را به پاسگاه برسانم. بی سیمی که همراه محیط بانان بود خراب شده بود، به همین دلیل میران زاده پیاده به سمت پاسگاه به راه افتاد. او اضافه می کند: در حالی که مسافت زیادی را طی نکرده بودم، بی سیم را امتحان کردم. خوشبختانه برای یک لحظه پیام درخواست کمک به دوستانم رسید و آنها به کمک ما آمدند، اما در این گیر و دار تشنگی به همکارانم فشار آورده بود تا حدی که یکی از آنها برای مدتی در بیمارستان بستری شد. در این مدتی که آقای محیط بان در یگان حفاظت محیط زیست مشغول بوده حوادث ناگوار زیادی را دیده است. او یکی از آنها را این طور شرح می دهد: متاسفانه در یک برهه زمانی کوتاه بعد از انقلاب وضع پاسگاه ها به هم ریخت و بعضی از پاسگاه ها تقریبا نیرویی نداشتند. در این زمان کوتاه عده ای از مردم با سلاح هایی که داشتند حیوانات را شکار می کردند. برای نمونه، جمعیت جبیر از 300 به 50 راس رسید یا یک بار هم گروهی را گرفتیم که شش جیبر را با موتورسیکلت شکار کرده بودند. این یکی از فجیع ترین شیوه های شکار است، آنها با موتور آنقدر حیوانات را دنبال می کنند تا از پا دربیایند.

شرح پریشانی مردم آن شهر

مریم یوشی زاده / جام جم -یک شب همزادش بیدارش کرد، صدایش مثل کشیده شدن آهن بر زمین بود، داد می‌کشید، اما جز وحید، کسی نمی‌شنیدش. از چشم‌های همزاد خون می‌بارید. هوار زد، «امشب کار را یکسره می‌کنیم.» و آن وقت وحید را کشان‌کشان برد تا آشپزخانه، تیزترین چاقوی خانه را داد دستش و غرید «باید بچه‌ها و زنت را سر ببری!» وحید ضجه زد «چرا؟» همزاد طوری فریاد زد که وحید لرزید. وقتی رفتند بالای سر اعضای خانواده، همه خواب بودند؛ وحید ماتش برد به دخترک شش ماهه اش که توی خواب می خندید و به زنش که روی صورتش، پاره ای مهتاب افتاده بود؛ همزاد نعره زد «تمامش کن!» و ناگهان دست مرد را گرفت، به سرعت همراه چاقو بالا برد و با شتاب پایین آورد، اما نرسیده به گردن زن، وحید جهت چاقو را عوض کرد و آن را به شکم خودش کوبید، یک بار نه، دو بار نه، سه بار نه، 40 بار! پیراهنش را بالا می زند، زخم ها را نشان می دهد. می گوید: «لعنت به هر چی همزاده! ببین چه کرده!»
قصه وحید از زبان خودش، این است، اما در پرونده اش نوشته شده که او توهم دارد. می پرسم: «هنوز همزادت را می بینی؟» بی حال می خندد: «اینجا نمی گذارند همزاد بیاید، اما اینها از صد تا همزاد بدترند.» و با دست بیماران دیگر را نشان می دهد، غریبه هایی که یا پتو پیچ روی تخت دراز کشیده اند یا راه می روند و با دوستان نامرئی شان حرف می زنند یا بهت زده به جایی خیره شده اند و همه با هم یک وجه مشترک دارند و آن، اقامت در بیمارستان روانپزشکی رازی، بزرگ ترین مرکز درمان و نگهداری از بیماران روانی در کشور است، همان امین آباد سابق.

شهری در حریم کاج ها

پیش از آن که به بیمارستان روانپزشکی رازی بیایم، همیشه تصورم از آنجا اردوگاهی مخوف و محصور بین دیوارهایی بلند بود که در آن بیمارانی مجنون و آشفته با لباس های ژنده به تخت ها زنجیر شده اند. اینجا اما بر خلاف خیال من، به شهری کوچک می ماند با ساختمان های بزرگ و کوچک، محصور میان کاج های کهنسال.

بیمارستان دو بخش دارد؛ بخش فعال که بیمارانش پس از گرفتن خدمات درمانی، مرخص می شوند و بخش مزمن که حدود 600 بیمار دارد و برای آنها برگشت به خانه ممکن نیست چون یا محکومیت های قضایی دارند یا بی سرپرست هستند یا خانواده های شان توان نگهداری شان را ندارند.

امین اجلی، مدیر اداره پرستاری بیمارستان می گوید: حدود نیمی از بیماران مرکز سالمندند و علاوه بر اختلالات روانی مشکلات جسمی هم دارند و باید برای درمان به سطح شهر فرستاده شوند، اما بیمارستان از مرکز شهر بسیار دور است و رفت و آمد، دشوار و هزینه بر.

نگهداری از مجرمان با دست خالی

«مطمئنید یکی از آن مشت ها را به ما نمی زند؟» این را از پرستاری که خونسرد کنارم ایستاده است، می پرسم. زانوهایم از ترس سست شده اند. مرتضی اولین بیماری است که در بخش مردان دیده ام، چهارشانه و قوی هیکل است و بی وقفه به کیسه ای آویخته از سقف مشت می کوبد و جای هر مشت روی کیسه گود می افتد.

پرستار در گوشم زمزمه می کند: «آن مشت را اگر به کیسه نزند و انرژی اش تخلیه نشود، ممکن است به ما بزند.» مرتضی کیسه را رها می کند و می آید طرف ما. از ترس حتی توان عقب رفتن ندارم، اما او لبخند می زند.

پرستار می گوید: «مرتضی گیتاریست بوده… .» مرد می گوید: «شیشه می کشیدم. خیلی توهم داشتم. حالا بهترم.» پرستار می گوید: «اینجا می تواند ساز هم بزند.»

در راهروی بخش، هفت مرد، بهت زده، با لباس های خاکستری، دورم حلقه می زنند و تماشایم می کنند. سخت حرف می زنند، سخت تمرکز می کنند و سخت به یاد می آورند چرا بستری شده اند، بعد از 6ـ 5 دقیقه، اولین نفر می گوید: «شیشه می کشیدم، قاطی می کردم.»

دومی بی خبر است چرا آمده؛ سومی هم شیشه می کشیده و جن ها دائم توی گوشش حرف های نامربوط می زده اند. چهارمی حتی نمی داند کجاست، اما دندان های یک در میان سیاه شده، لب های بی رنگ و پوست آفتاب سوخته و خشکش، گواه می دهند که معتاد به یکی از مواد مخدر صنعتی است. پنجمی هم معتاد بوده است، ششمی نام بیماری اش را نمی داند و پرستار می گوید اسکیزوفرن * است؛ هفتمی، جوابم را نمی دهد، مدتی به من خیره می ماند و بعد رو می کند به دیوار و با خودش زمزمه می کند.

مشت نمونه خروار است. اگر در بازدید از یک بخش، نیمی از بیمارانی که با آنها گفت وگو کرده ام نام شیشه را به زبان آورده اند، می شود نتیجه گیری کرد که شمار معتادان به مواد مخدر صنعتی در میان بیماران روانی بالاست.

مدیر اداره پرستاری بیمارستان حرفم را تائید می کند: «در سال های اخیر درصد بالایی از مراجعان سوءمصرف مواد مخدر داشته اند. گاهی اختلال روانی، بیمار را به سمت مصرف مواد می کشاند و گاهی مصرف مواد، باعث بروز اختلال روانی می شود.»

معتادهای توهم زده و پرخاشگر، فقط مجرمانی نیستند که در بیمارستان رازی نگهداری می شوند. این مرکز بیش از 60 بیمار قاتل با محکومیت قضایی هم دارد، اما از نیروی انتظامی برای حفظ امنیت کادر درمان و حتی بیماران دیگر در بخش های درمانی خبری نیست.

چرا از ما می ترسند؟

وارد بخش زنان که می شوم، یلدا، دستم را توی دستش فشار می دهد و می گوید: «می دانستی من ایدز دارم؟» او از نوجوانی، ده ها بار از خانه فرار کرده است. در یکی از فرارهایش، مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته و مبتلا به ایدز شده است. می پرسم: «چرا این همه فرار می کنی؟» می گوید: «مردم چرا از ما می ترسند؟»

بقیه رفقای یلدا، با لباس های نخی گشاد، روی صندلی های گوشه سالن رو به روی تلویزیونی که روشن است نشسته اند، اما کسی تماشایش نمی کند. بتول، گیس سپید بافته اش را یک طرف شانه می اندازد. تازه عروس بوده که شوهرش او را در مرکز بستری کرده و از آن روز تا حالا بیش از 30 سال است انتظار برگشتن مردش را می کشد.

یلدا در نیمه باز بخش را که می بیند شاید باز، یاد فرار می افتد که به سرعت به طرفش خیز برمی دارد. پرستاری جلوی در با او گپ می زند و آهسته در را می بندد و قفل می کند و بعد عینکش را نشانم می دهد «گاهی که حالشان بد می شود بدجوری می زنند. می دانی تا حالا چند تا عینک توی صورتم شکسته اند؟ دست و پا هم می شکنند.»

زمین لرزه های ترسناک بر تن رازی

اصغر همتی، رئیس امور اداری بیمارستان می گوید: «ما از خانواده های بیماران هزینه ای نمی گیریم. خیلی هایشان آنقدر مشکلات مالی دارند که حتی هزینه رفت و آمدشان را هم ندارند و ما ناچاریم از بخش خیریه برایشان درخواست کمک کنیم.»

آمارهای داخلی بیمارستان نشان می دهد که به طور متوسط هر بیمار در ماه حداقل یک میلیون و 500 هزار تومان خرج دارد که تامین آن برای بیمارستان دشوار است، اما همیشه نیکوکارانی هستند که از راه می رسند و بخشی از نیازهای بیماران را تامین می کنند.

سیدعطاء موسوی، مسئول خیریه ثامن الحجج (ع) برایم تعریف می کند: بیمارستان روانی برای خیلی از نیکوکارها شناخته شده نیست و به همین علت تعداد نیکوکارهایی که به بیمارستان کمک می کنند محدود است و شمار زیادی از اعضای خیریه، همان کادر درمان بیمارستان هستند که بازنشسته شده اند.

حرفمان که به نیازهای بیماران می رسد، موسوی می گوید: «به همه چیز احتیاج داریم، غذا، لوازم بهداشتی، پوشاک اما از همه بیشتر پوشینه می خواهیم که گران و کمیاب است.»

حرفش هنوز تمام نشده که زمین لرزه می گیرد، شیشه ها به رعشه می افتد، استکان چای از دستم می افتد و صندلی را محکم می چسبم. به گمانم زلزله آمده است، اما زمین که آرام می گیرد، پرستار بازنشسته ای که کنارم نشسته توی گوشم نجوا می کند: «از ساعت 12 ظهر لرزه ها شروع می شود تا عصر! اعصاب بیماران به هم می ریزد. منشأ زلزله آنجاست…» با انگشت، تپه مجاور بیمارستان را پشت پنجره نشان می دهد.

خیلی از بیماران بیمارستان رازی خیال می کنند زمین لرزه ها جزئی از توهمات است، اما کادر درمان می دانند که آن لرزهای روزانه حاصل انفجار دینامیت هایی است که کارگران کارخانه سیمان برای استخراج معدن در کوه کار می گذارند و شکایت های مسئولان بیمارستان از کارخانه هم به جایی نرسیده است.

بیمارستان رازی، گرچه فضای سبز بزرگی دارد، اما قرار گرفتنش در کنار واحد های آلاینده ای مانند کارخانه ذوب فلزات، کارخانه تولید آجر نسوز و سیمان باعث شده خیلی از بیماران، پرستاران و پزشکان دچار مشکلات ریوی شوند. هوا آنقدر آلوده است که روی خودروی پارک شده کادر درمان در طول چند ساعت، لایه ای از غبار نشسته است.

در حیاط بیمارستان، پیرمردی آشفته از بخش اورژانس بیرون می آید و راه می افتد به طرف کاج ها. پرستاری دستش را می گیرد تا او را به اورژانس برگرداند و از من می پرسد: «کسی همراهش نبود وقتی آمد اینجا؟» یادم می آید چند دقیقه پیش، پسر جوانی، پیرمرد را جلوی در اورژانس رها کرد و دستپاچه سوار خودرویش شد و رفت. می گویم: «نه… به گمانم کسی همراهش نبود…» و به سمت در خروجی راه می افتم.

*اسکیزوفرن: نوعی اختلال روانی که در فرهنگ عامه به آن جنون می گویند.

برای با سواد شدن کافی است اقرار کنید

تعریف سواد در هر کشور متفاوت است، برخی‌ها به صورت کاربردی به ماجرا نگاه کرده و می‌گویند در کشورشان فردی باسواد خوانده می‌شود که در کنار خواندن و نوشتن مهارت ویژه‌ای هم برای کار خود به دست آورده باشد یا در تعدادی دیگر از کشورها فردی که بجز زبان مادری به زبان انگلیسی تسلط داشته باشد با سواد نامیده می‌شود. در کشورمان باسواد این طور تعریف شده است: نیازی به هیچ مدرک نیست، هر فردی که اقرار کند توانایی خواندن، نوشتن و حساب کردن ساده را دارد باسواد خوانده می شود.

جالب اینجاست که طبق سرشماری سال 90 و با توجه به این تعریف 85 درصد مردم کشورمان باسود هستند.

طبق تعریف جهانی یونسکو هر شخصی که بتواند به یک زبان بخواند، بنویسد و حساب کند باسواد است، این تعریفی عمومی در جهان است، البته برای این فاکتورها میزانی در نظر گرفته نشده تا هر کشور بر مبنای شرایط خودش آنها را تعیین کند به همین دلیل تعریف سواد در کشورهای مختلف متفاوت است.

اما در آخرین تعریفی که از سواد یا آموزش پایه ارائه شده، سواد از دو جزء تشکیل شده است؛ جزء اول که ابزارهای سواد نامیده می شود عبارتند از: خواندن، نوشتن، حساب کردن و حل مسائل، اما جزء دوم که محتوا خوانده می شود شامل دانش، بینش، ارزش و مهارت هایی است که به فرد این توان را می دهد که بتواند زندگی خود را حفظ کرده و با عزت زندگی کند و بیشتر توانایی های خود را پرورش دهد علاوه بر این بتواند در توسعه جامعه مشارکت کامل داشته و کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشد و با اطلاع و آگاهی تصمیم گرفته و آموزش و یادگیری را ادامه دهد.

محمد مهدی زاده، معاون آموزش سازمان نهضت سوادآموزی درباره مزایای چنین سوادی در جامعه می گوید: اگر باسوادی به این شکل در جامعه اتفاق بیفتد نتایج خوبی دارد. اشتغال، قبول مسئولیت در زمینه های مختلف، تعهد به عدالت اجتماعی و محیط زیست، شکیبایی و مدارا در تفاوت های اجتماعی، سیاسی و مذهبی، تعهد به حقوق بشر و ارزش های متداول فرهنگی و اخلاقی، تعهد به صلح جهانی و استقلال در دنیایی با وابستگی های متقابل از نتایج عملی شدن چنین تعریفی در جامعه است.

تعریف های گوناگون

در کشورمان برای سواد چند تعریف وجود دارد، یکی از آنها تعریف مرکز آمار است و طبق آن 85 درصد از مردم کشورمان باسواد هستند، با توجه به این تعریف هر فردی با اقرار به توانایی خواندن، نوشتن و حساب کردن ساده باسواد است نیازی هم به مدرک نیست، یعنی ممکن است شخص دیپلمه ای بگوید من بی سواد هستم یا فرد بی سوادی ادعا کند با سواد است.

مهدی زاده درباره تعریف های دیگر از سواد اضافه می کند: تعریفی هم سازمان نهضت سوادآموزی دارد که در اساسنامه این سازمان آمده: فردی که توانایی خواندن، نوشتن، حساب کردن و روخوانی قرآن را داشته باشد باسواد است. البته در این تعریف سطح مشخص نشده است، اما پیرو این تعریف، ما آیین نامه اجرایی اساسنامه نهضت هم داریم که می گوید حداقل سواد پنجم ابتدایی است.

طبق تعریف دیگری از سواد که در کـشور رایج است هر شخصی که مدرک تحصیلی دارد، باسواد خوانده می شود، این تعریف امروزه خود به خود نهادینه شده و با توجه به آن حتی به فردی که مدرک اول ابتدایی دارد با سواد می گویند اما نباید فراموش کرد که این تعریف منبع و مرجع قانونی ندارد.

معاون آموزش سازمان نهضت سوادآموزی درباره آخرین تعریفی که شوای عالی آموزش پرورش درباره سواد تصویب کرده می گوید: دو سال پیش در شورای عالی آموزش و پرورش ساختار آموزشی تغییر کرد و مصوبه ای برای نظام آموزشی نهضت سواد آموزی تصویب شد، که به تعریف سواد داشتن مدرک را هم اضافه کرد، طبق این تعریف کسانی باسواد هستند که علاوه بر خواندن، نوشتن، حساب کردن و روخوانی قرآن حداقل مدرک سوم ابتدایی یا قبولی دوره تکمیلی نهضت سواد آموزی یا دوره سواد آموزی که معادل سوم ابتدایی است، داشته باشند.

از سواد تا باسواد

حدود چهار سال پیش یونسکو کشور ها را با توجه به میزان افراد با سواد در هر کشور طبقه بندی کرد، کشورمان در بین 130 کشور رتبه 86 را به دست آورد، از این گذشته ما در بین 24 کشور منطقه رتبه هفدهم را داریم.

جالب است بدانید در سایر کشورها تعریف هایی که درباره سواد وجود دارد، متفاوت است. برای نمونه ساده ترین تعریف در زمان استقلال کوبا عنوان شده بود. آن زمان طبق تعریف سواد در کوبا هر شخصی که می توانست به فیدل کاسترو نامه بنویسد باسواد شناخته می شد.

مهدی زاده ادامه می دهد: برخی کشورها بحث سواد اطلاعاتی را مطرح کرده و برای نمونه گفته اند افرادی که بتوانند با کامپیوتر کار کنند، باسواد هستند یا برخی دیگر از کشورها به افرادی با سواد می گویند که علاوه بر زبان مادری خود به زبان انگلیسی هم تسلط داشته باشند.

البته در بعضی از کشورها سواد آموزی را کاربردی تعریف کرده اند یعنی فقط به خواندن و نوشتن اکتفا نشده است مثلا در کشور چین سوادآموزی برای کارگر یا کشاورز تفاوت می کند، زیر آنها علاوه بر خواندن و نوشتن باید مهارت لازم برای حرفه خود را به دست بیاورند.

خودروسازان برای استاندارد سازی بازهم زمان می‌خواهند

635074918657152969

دوباره مهلت خودروسازان برای انطباق محصولاتشان با استاندارد یورو ۴ به پایان رسیده و قرار است پلیس راهور ناجا خودروهایی را که با استاندارد یورو ۲ تولید می‌شوند، شماره‌گذاری نکند، اما این بار اولی نیست که این مهلت به پایان رسیده، زیرا قرار بود از اوایل سال گذشته این قانون عملی شود، ولی تا امروز خودروسازان و وزارت نفت با بهانه‌هایی مانند تحریم از زیر بار تولید خودرو و بنزین استاندارد شانه خالی کرده‌اند و در این میان فقط مردم مجبور به استفاده از خودروهای بی‌کیفیت در هوای آلوده کلانشهرها شده‌اند.

قصه بحرانی شدن آلودگی هوا در کلانشهرها داستان تازه ای نیست، این روزها کمتر شخصی را می توان پیدا کرد که نسبت به خطرات و دلایل گسترش آن آگاهی نداشته باشد، در این میان خودروسازها و وزارت نفت سهم قابل توجهی در آلوده کردن هوا دارند؛ خودروسازها با روانه کردن خودروهای فاقد استاندارد و وزارت نفت هم با تولید بنزین بی کیفیت و عرضه آن در بازار داخلی به این آلودگی و نابسامانی دامن زده اند، به همین دلیل دیگر ضروری است که مسئولان در این خصوص از مرحله شعار و ارفاق عبور کنند، زیرا در زمانه ای که خیلی از کشورها استانداردهای بالاتری را به کار می گیرند، رسیدن به استاندارد یورو 4 و حفظ سلامت شهروندان در کشورمان دیگر جای بحث ندارد.

روز پایانی در 8 کلانشهر

با توجه به مصوبه دولت از ابتدای تیر ماه شرکت های خودروساز باید خودروهای تولیدی خود را با استاندارد یورو 4 روانه بازار کنند، به همین دلیل پلیس راهور ناجا می تواند از شماره گذاری خودروهایی که استاندارد یورو 2 دارند، در هشت کلانشهر کشور خودداری کند.

علی محمد شاعری، قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست در این باره به مهر می گوید: شرکت های خودروسازی طبق گزارش هایی که به ما داده اند حدود 30 درصد از محصولاتشان را با استاندارد یورو 4 تولید کرده اند و 70 درصد باقیمانده با استاندارد یورو 4 انطباق نیافته اند.

طبق مصوبه دولت از امروز در کلانشهر های تهران، مشهد، اصفهان، اراک، شیراز، اهواز، تبریز و کرج فقط خودروهایی که استاندارد یورو 4 گرفته اند، شماره گذاری می شود، این در حالی است که به گفته شاعری تولید و عرضه بنزین با استاندارد یورو 4 نیز شروع شده است.

او ادامه می دهد: هفته گذشته در 20 جایگاه سوخت رسانی تهران، بنزین یورو 4 در اختیار شهروندان قرار گرفت و قرار است بنزین استاندارد کم کم در دیگر شهرهای کشور نیز توزیع شود.

خودروسازها درجا می زنند

موید حسینی صدر، سخنگوی فراکسیون محیط زیست و عضو کمیسیون صنایع مجلس نهم درباره شرکت های خودروسازی و کیفیت محصولاتشان به جام جم می گوید: نصب مبدل رفع آلاینده یکی دیگر از اقداماتی است که مورد غفلت قرار گرفته و دو سالی است که روی خودروها نصب نمی شود، این مساله هم سبب آلوده شدن بیشتر هوا می شود.

به گفته این نماینده مجلس، در کنار این غفلت ها قانون ارتقای کیفیت خودرو هم تاکنون نادیده گرفته شده است. او ادامه می دهد: هنوز به این قانون عمل نشده و خودروسازها تا به حال گزارشی به ما نداده اند که در چه مرحله ای هستند، یا چقدر پیشرفت داشته یا با چه موانعی روبه رو شده اند.

عضو کمیسیون صنایع ادامه می دهد: ما در حوزه خودروسازی حدود شش سال است که درجا می زنیم و راهبرد مشخصی در این باره نداریم. به همین دلیل کیفیت خودروهایی که تولید می شود مانند شش سال پیش است و رشد کیفی خودرو در ایران متوقف شده است.

وزارت نفت آماده نیست

در این میان یکی از بهانه های خودروسازان برای عمل نکردن به استاندارد یورو 4 نبود سوخت با کیفیت جهانی است.

حسینی صدر دراین باره اضافه می کند: این هم درست است، ما با وزارت نفت صحبت کردیم، این انتقاد بجاست چون وزارت نفت هم برای تولید سوخت کافی ابراز آمادگی نکرده و این مساله هم باید مورد توجه قرار گیرد به هر حال تمام اینها باید در دولت ساماندهی شود، ما در مجلس تمام نگرانی های مردم را به دولت منتقل کردیم.

هرچند انتظار می رود که این ماجرا در دولت دهم سرو سامان پیدا کند، ولی به اعتقاد کارشناسان دولت یازدهم باید به مسائل محیط زیست توجه بیشتری کند. زیرا در چند سال گذشته رتبه کشورمان در زمینه محیط زیست همواره در حال تنزل بوده است، جالب است بدانید که هم اکنون بین 145 کشور ایران در جایگاه 114 قرار دارد.

عضو کمیسیون صنایع مجلس نهم درباره شروع استانداردسازی سوخت و خودرو در کشورمان می گوید: قرار بود از ابتدای سال 91 وزارت نفت سوخت با استاندارد یورو 4 را تامین کند و سه ماه بعد از آن و زمانی که شرکت های خودروساز از تامین سوخت اطمینان پیدا کردند محصولات خود را با استاندارد یورو 4 عرضه کنند.

اما این وعده از سوی وزارت نفت و خودروسازها تا امروز عملی نشده است، حسینی صدر درباره میزان بنزین استاندارد در کشور اضافه می کند: شنیده ها حاکی است هشت میلیون لیتر بنزین استاندارد تولید می شود، چون متاسفانه ما به منبع موثقی دسترسی نداریم و تاکنون جواب دقیقی از سوی وزارت نفت به ما داده نشده است، البته باید حداقل نیمی از سوخت ما یعنی 30 میلیون لیتر بنزین در روز با استاندارد یورو 4 تولید شود.

کیفیت پالایشگاه ها مناسب نیست

این در حالی است که به گفته سخنگوی فراکسیون محیط زیست حتی تاکنون وزارت نفت به آنها نگفته کیفیت کار پالایشگاه ها چه زمانی ارتقا پیدا خواهد کرد.

او ادامه می دهد: ما از کیفیت کار پالایشگاه ها مطلقا راضی نیستیم، زیرا هم اکنون یک سوم از نفت خامی که وارد پالایشگاه ها می شود به صورت نفت کوره بیرون می آید، این مقدار نفت سنگین خیلی زیاد است. در دنیا حداکثر 10 درصد از نفت خام به صورت نفت کوره از پالایشگاه خارج می شود، یعنی عمده ترین مشکل در کشور ما کیفیت پایین پالایشگاه هاست.

نفت سنگینی که از پالایشگاه ها خارج می شود به آلوده شدن محیط زیست دامن می زند، زیرا این سوخت در کوره ها و آجرپزی ها استفاده شده و هوا را بیشتر آلوده می کند.

نماینده مجلس نهم درباره شرکت های خودروسازی که تحریم را بهانه می کنند، می گوید: تحریم ها یک یا دو سال است که تشدید شده، خودروی ما با این همه سابقه صنعت نباید به این روز می افتاد، برای نمونه ما از کره جلوتر بودیم ببینید کره به کجا رسیده و تولیدات خودروسازهای ما چه هستند، به همین دلیل خودروسازهای ما نمی توانند عقب ماندگی خود را به گردن تحریم بیندازند.

به گفته سخنگوی محیط زیست مجلس، خودروسازهای ما باید خود را با شرکت هیوندای مقایسه کنند، زیرا این شرکت بعد از کشورمان فعالیت خودروسازی خود را شروع کرده و اکنون محصولاتش بازارهای جهانی را به دست آورده است.

وی ادامه می دهد: به نظر من ضعف مدیریت کلان کشور، ضعف نظارت و انحصاری بودن بازار سبب شده خودروسازها فانتزی بار آمده و در این میان به مردم اجحاف شود.

حسینی صدر درباره فعالیت های مجلس برای فشار بر خودروسازها و وزارت نفت می گوید: ما با تمام مسئولان مکرر جلسه گذاشتیم، برای نمونه در سال گذشته ده بار جلسه گذاشتیم، این ضعف علل زیادی دارد به همین علت دولت باید مجموعه توانمندتری داشته باشد. نماینده مجلس نهم می گوید، خودروسازها همین حالا هم از قانون عبور کرده اند، زیرا قرار بود آنها سال گذشته به وعده هایشان عمل کنند.

وی تاکید می کند، فرصتی که تا امروز به آنها داده شده بود هم ارفاق بیش از حد بوده است. اما به هر حال باید بحث به سرانجام برسد در این خصوص مجلس باید برخورد کند، چون این یک تخلف است و سازمان دیوان محاسبات و بازرسی می توانند به این موضوع وارد شوند، اگر بازهم این وعده عملی نشود ما مسئولان را احضار کرده و به آنها تذکر خواهیم داد.

احتمال تمدید مهلت خودروسازان برای تولید خودروهای یورو 4

طرحی در هیات دولت در دست بررسی است که در صورت تصویب آن مهلت جدیدی به خودروسازان برای ارتقای استاندارد آلایندگی خودروها به یورو 4 داده خواهد شد.

به گزارش ایسنا، هیات دولت اوایل امسال در مصوبه ای مهلت ارتقای استاندارد آلایندگی خودروهای داخلی به یورو 4 را تا ابتدای تیر تمدید کرد.با این حال خودروسازان دلیل اجرا نشدن مصوبه دولت در این زمینه را توزیع نشدن سوخت یورو 4 در کنار مشکلات تامین ارز و تحریم های بین المللی عنوان کرده اند. توزیع سوخت یورو 4 نیز به میزانی محدود در برخی جایگاه های تهران شروع شده است.

با اجازه عروس خانم، بعله!

635074905587227726

«امکان داره زمان مراسم عقد شناسنامه ما را به اقوام نشان ندهید؟» این جمله شاید برای شما معنی و مفهوم خاصی نداشته باشد یا تعجب کرده و به این فکر بیفتید چه اطلاعات محرمانه‌ای ممکن است در شناسنامه آنها ثبت شده باشد که می‌خواهند شخصی آن را نبیند، اما این روزها محضردارها از شنیدن این جمله مثل من و شما تعجب نمی‌کنند، چون هر از گاهی دامادهایی برای ثبت ازدواج خود آستین بالا زده و به سراغشان می‌روند که چند سال از عروس خود کوچک‌تر هستند.

جالب است بدانید آمار های رسمی سازمان ثبت احوال از این حکایت دارد که در سه ماهه اول سال گذشته 24 هزار و 967 ازدواج ثبت شده که در آن پسرها با دختران از خود بزرگ تر ازدواج کرده اند.

فکر می کنید در ازدواج هایی که در فصل بهار سال گذشته به ثبت رسید، عروس ها چقدر از دامادها بزرگ تر بودند؛ یک، دو، سه، 10 یا 20 سال؟ اگر دهانتان از تعجب باز مانده بهتر است آمار را با دقت بیشتری دنبال کنید، چون تعداد زوج هایی که با چنین اختلاف سن هایی پیمان زناشویی بسته اند کم نبوده و نیست، با یک حساب سرانگشتی و انداختن نگاهی به آمارها می توان متوجه این ماجرا شد؛ زیرا در سه ماهه نخست سال گذشته 224 هزار و 52 زوج با هم پیمان زناشویی بستند، در این میان 28 هزار و 47 زوج همسال بودند، اما 8399 ازدواج ثبت شد که در آن مرد ها یک سال کوچک تر از همسران شان بودند.

آمار تازه دامادهایی که دو سال از همسرشان کوچک تر بودند هم برابر با 4990 نفر بود و تعداد تازه عروس هایی که سه سال از همسران شان بزرگ تر بودند هم 3652 نفر ثبت شد، اما پیمان های زناشویی عجیب تری هم ثبت شده برای نمونه در همین مدت 248 ازدواج میان پسران و دخترانی ثبت شده که در آن پسرها 10 سال کوچک تر از دختران بوده اند یا 174 ازدواج به صورت رسمی ثبت شده که در آن تازه دامادها بین 16 تا 20 سال از همسر خود کوچک تر بوده اند، اگر فکر می کنید این آمار اینجا متوقف می شود، اشتباه کرده اید زیرا 181 نفر از شاه داماد ها ترجیح دادند با زنانی که بیشتر از20سال از آنها بزرگ تر هستند، ازدواج کرده و راه و رسم دیگری را در پیش بگیرند.

اگر کمی به عقب تر بگردیم و آمارهای سال 90 را هم بررسی کنیم، این ماجرا بخوبی به چشم می آید، زیرا در این سال حدود 800 هزار ازدواج به ثبت رسیده و در این میان 32 هزار و 24 ازدواج ثبت شد که در آن مرد یک سال کوچک تر از همسرش بود و 13 هزار و 917 داماد هم عروس هایی را به خانه بخت بردند که سه سال از آنها بزرگ تر بودند، درباره اختلاف سنی پنج سال هم باید به عدد 5872 اشاره کنیم و بگوییم 3160 ازدواج هم با اختلاف سنی هفت سال به ثبت رسیده این درحالی است که در سال 90 اختلاف سنی ده و 20 سال هم به ترتیب عدد های 1084 و 686 ازدواج را به خود اختصاص داده اند.

نیاز مادرانه!

کارشناسان برای این رویه دلایل زیادی را مطرح می کنند. برای نمونه برخی ها معتقدند پسرانی که با دختران از خود بزرگ تر ازدواج می کنند، ناخودآگاه در جستجوی مهر مادرانه می گردند.

علی اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده در این باره به جام جم می گوید: به نظر من دو دلیل مهم وجود دارد، اول این که چون در این سال ها مادران بیشتر مشغول کار شده اند وقت کافی برای همراهی فرزندان ندارند، بنابراین بیشتر پسرها از نظر غریزه مادری به دلیل کار و اشتغال مادر از عواطف او بهره مند نشده اند به همین دلیل بعضی از پسر ها به زنی که از آنها بزرگ تر است و بخشی از نیاز مادری را به آنها می دهد،گرایش پیدا می کنند.

دلیل دیگری که می توان در این خصوص ارائه کرد، پنهان است و پسر یا دختری نمی تواند به صورت مستقیم به آن اشاره کند به همین دلیل زوج های جوان سعی در پنهان کردن آن دارند.

کیهان نیا اظهار می کند: به دلیل شرایط اقتصادی بد، بیکاری و نداشتن شغل، بعضی از پسر ها به طرف دختر خانم هایی که کارمند بوده و از شرایط اقتصادی مناسبی برخوردارند، رفته و جذب می شوند مثلا دختری که خانه ای دارد یا حقوق بگیر است.

به گفته کیهان نیا، این دلایل پنهان هستند و پسرها این موضوع ها را مطرح نمی کنند. در این گونه رابطه ها عشق زیاد مطرح نیست، ولی مادیات مهم است. به همین دلیل برخی مردها ترجیح می دهند با زنی ازدواج کنند که کار و وضع مالی مناسبی داشته باشد.

به این ترتیب، دخترانی هم که سن شان بالا رفته تن به چنین ازدواج هایی می دهند زیرا این دخترها وقتی پسری به آنها ابراز علاقه می کند زودتر تصمیم به ازدواج می گیرند. کیهان نیا در این باره ادامه می دهد: این دسته از دخترها با این کار می خواهند نشان دهند آنقدر خوب و جذاب هستند که پسران جوان تر از آنها تصمیم به ازدواج با آنها گرفته اند.

چنین ازدواج هایی می تواند تبعات زیادی در بر داشته باشد، اما در این بین اگر زن و مرد هر دو بیشتر از 30 سال سن داشته باشند، چون به بلوغ فکری، اجتماعی و فرهنگی رسیده اند با خطر کمتری روبه رو هستند، اما اگر سن آنها زیر 25 سال باشد این ازدواج بشدت خطرناک است زیرا تقریبا 80 درصد چنین ازدواج هایی سرانجام خوبی ندارد.

این مشاور خانواده ادامه می دهد: بخصوص اگر پسر 25سال به پایین باشد مشکلات بیشتری پیش می آید چون حرف هایی که او بعد از یک مدت می زند، شبیه این جمله هاست «گولم زدی»، «من جوانی نکرده بودم»، «چرا اینقدر احمق شدم که آمدم با تو ازدواج کردم» و «تو جای مادر من هستی.»

او می گوید: البته نباید فراموش کرد هر چیزی، هم قاعده دارد هم استثنا. در این مورد هم قاعده این است که زن یا مرد بعد از پنج سال به وضع موجود اعتراض می کنند، اما استثنا هم وجود داشته و ممکن است در بعضی از ازدواج ها که مرد تا دو سال از زن کوچک تر است بعد از آمدن بچه، زوج دیگر مصلحت گرا شوند، اما توجه داشته باشید در برخی از این ازدواج ها خیانت یا ازدواج دوم و سوم مطرح است.

دبه درنیاورید

اما همان طور که به آن اشاره کردیم، آمارها از ثبت شدن چنین ازدواج هایی حکایت دارند. به همین دلیل بهتر است زوج هایی که تن به چنین ازدواج هایی می دهند حداقل نکاتی را رعایت کنند تا زندگی مشترک شان دچار تنش نشود.

کیهان نیا در رابطه این طور توضیح می دهد: برای نمونه دختر باید قوانین شوهرداری را یاد بگیرد و البته نسبت به روان شناسی خود و شوهرش آگاهی پیدا کند.

همچنین بهتر است در این گونه ازدواج ها مرد و زن به حرف مردم توجه نکنند، آنها باید آیین همسرداری را بدانند.

برای نمونه این روزها کتاب و سی دی هایی با این عنوان منتشر شده است، زوج های جوان می توانند با توجه به آنها این نکات را فرا بگیرند البته در چنین ازدواج هایی مرد هم باید نکاتی را رعایت کند، مثلا او باید به انتخاب اولیه خود احترام گذاشته و به جای تمرکز روی سن همسرش به ارزش های واقعی او توجه کند.

کیهان نیا تاکید می کند: مرد هم باید سعی کند با شرایطی که خودش مسبب آن بوده و تلاش کرده به آن برسد، کنار بیاید چون وقتی از زوج هایی که با چنین مشکلی روبه رو شده اند می پرسیم چرا با هم ازدواج کرده اید، زن می گوید از بس همسرش ابراز علاقه کرده و به قول معروف پاشنه در خانه آنها را از جا درآورده راضی به ازدواج شده است.

اگر همین پرسش را برای چنین مردی مطرح کنید، او ضمن تائید حرف های همسرش جواب خواهد داد اول این طور بود حالا نمی دانم چرا نظرم تغییر کرده است.

به گفته وی ، با توجه به این نکات باید به این مرد گفت چون تو خودت انتخاب کردی و سرنوشت یکی دیگر را با سرنوشت خود گره زده ای باید از نظر خدا، دین و پیغمبرهم یادت باشد که تو انتخاب کرده ای و به قول معرف نباید دبه دربیاوری!

خانواده ها باید بدانند

در این بین نباید نقش خانواده ها را فراموش کرد، چون آنها می توانند با راهنمایی فرزندان خود آنها را از تبعات چنین ازدواج هایی باخبر کنند، چون میزان سن و قانون احتمالات بیانگر این است که در این ازدواج ها اختلافات می تواند زیاد باشد مگر این که پسر و دختر هر دو بالای 30 سال سن داشته باشند.

کیهان نیا در این باره می گوید: برای نمونه اگر دختر سی و چهار ساله باشد و پسر 32 تا 33 سال سن داشته باشد چون در این مدت نه پسر موفق شده زن خوبی بگیرد، نه دختر توانسته شوهر مناسبی داشته باشد، می توان امیدوار بود آنها زندگی خوبی داشته باشند، اما فراموش نکنید اگر زوج زیر 25 سال سن داشته باشند بروز اختلاف طبیعی است.

این مشاور خانواده درباره زمان مناسب برای بچه دار شدن چنین زوج هایی می گوید: حتما باید در دو یا سه سال اول به توافق کافی رسیده و وقتی از زندگی خود مطمئن شدند، تصمیم به بچه دارشدن بگیرند، برای نمونه وقتی زن متوجه شد عشق مرد نسبت به او رگباری و زودگذر نبوده می تواند خیالش راحت باشد، زیرا طلاق با بچه و بدون بچه خیلی متفاوت است.

اختلاف سنی مناسب

کارشناسان معتقدند اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بین چهار تا هفت سال است، یعنی مرد باید تا این حدود از همسرش بزرگ تر باشد.

کیهان نیا می گوید: این تفاوت سنی احتمال اختلاف را کمتر می کند، چون مرد به اقتدار و توانمندی بیشتری رسیده و قادر است خانه را اداره کرده و کمتر به مشکل بربخورد؛ البته فراموش نکنیم به این شرط که سن مرد ازحدود 28 سال بیشتر باشد، زیرا اگر سن کمتری داشته باشد، باز هم به دلیل پایین بودن سن به مشکل برمی خورد.

مساله بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی

ازدواج پسران با دختر های بزرگ تر از خود می تواند سبب بروز مشکلات و مسائل دیگری از لحاظ ​بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی شود.

حسن عشایری، استاد دانشگاه ​​در این باره ​می گوید: مساله ای که مطرح است، مساله بیولوژی است. خانم ها زودتر به یائسگی می رسند، مردها هم به این سن می رسند، اما مانند زن ها نیستند به همین دلیل اگر قرار است زوجی خانواده تشکیل داده و فرزندانی داشته باشند، سن بالای خانم ها می تواند مطرح باشد.

به گفته عشایری، سن بالای خانم ها می تواند از نظر ژنتیکی و تولد بچه ها مساله ایجاد کند و ریسک آمار اختلالاتی که ممکن است پیش بیاید بالاست.

باید اضافه کرد از نظر روانی هم شخصی که سن کمتری دارد، می خواهد فعال تر باشد. اگر اختلاف زوجین بالا باشد آنها در مسائلی مانند تفریح و هیجان طلبی هم به مشکل برخواهند خورد، زیرا یکی از آنها به دلیل سن و سالش طالب تفریح و هیجان است، اما دیگری به دلیل سن بالا نمی تواند او را همراهی کند.

عشایری می افزاید: در این بین مسائل اقتصادی هم وجود دارد. در خیلی جا ها به دلیل مسائل اقتصادی سن و سال را نادیده می گیرند، اما خوشبختانه امروز فرهنگ خانواده ها بیشتر شده و دیگر تن به این ازدواج ها نمی دهند.

به گفته عشایری، از نظر روانکاوی هم بعضی از پسران ناخودآگاه در جستجوی یک پختگی یا مادر گمشده هستند.

او اضافه می کند: از طرف دیگر برخی پسرها روان رنجوری دارند که نمی توانند با جوان ها روابط پویا برقرار کرده و به همین دلیل شخصی که پخته تر است می تواند یک امنیت کاذب برای آنها ایجاد کند.

برخی مردان جوانی که با دختران بزرگ تر از خود ازدواج می کنند، تصور می کنند دختری که سن بالایی دارد مطالبات دختران جوان را ندارند، اما پس پرده نکته دیگری هم وجود دارد، زیرا چنین مردانی اگر وضع اقتصادی مناسبی هم نداشته باشند، می توانند ادعا کنند از طرف مقابل جوان تر هستند و به این شکل از سرمایه بیولوژیکی که دارند، استفاده کرده و سعی می کنند برای خود امتیاز بگیرند.

عشایری ادامه می دهد: البته این ماجرا چندمعلولیتی است، به همین دلیل باید تحلیل بشود چه اتفاقی می افتد که برخی ها به چنین ازدواج هایی روی می آورند و چرا نمی توانند هماهنگ شوند. من فکر می کنم برای یک همسفر پیدا کردن باید ابتدا به یک بلوغ فکری رسید و متوجه شد زن، ماشین تولید بچه نیست، زن برای تمکین مرد و رفع نیازهای او آفریده نشده است، بلکه یک همسفر است به همین دلیل باید فرهنگ تشکیل خانواده بر سنت های پوسیده بچربد.

از شنا در جوی آب تا اسکی در کوه‌های آلپ

635053672437793941

یکی خودش را برای مسافرت آماده می‌کند، دیگری برای ثبت‌نام فرزندش در کلاس‌های آموزشی فهرست هزار و یک جور کلاس را آماده کرده، آن یکی ریال روی ریال می‌گذارد تا بلیت استخر، سینما یا تئاتر بخرد، برخی‌ها هم که انگار همه 12 ماه سال برایشان تابستان است به فکر تفریح‌هایی افتاده‌اند که به قول معروف مخصوص از ما بهتران است، برای نمونه آنها پیست‌های اسکی کشورمان را قبول ندارند و سعی می‌کنند خود را برای اسکی به سوئیس برسانند یا سفر با هواپیما یا قطار برایشان تکراری شده و ترجیح می‌دهند نقاط دیدنی اروپا را با کشتی کروز برانداز کنند.

هرچند اگر بخواهیم درباره تفریح های این افراد حرف بزنیم باید کتاب قطوری بنویسیم و در این میان فقط حسرت به دلمان می ماند، زیرا از خدا پنهان نیست و از شما چه پنهان که آنها برای خرید های کوچک خود هم به دبی می روند یا برای سرحال نگه​داشتن حیوان های خانگی خود هزینه میلیونی می کنند،بنابراین بهتر است آنها را با دنیای رنگی شان رها کرده و به سراغ تفریح های خودمان که شاید بتوانیم با کم کردن از سایر هزینه هایمان تجربه شان کنیم، برویم.

در این گزارش، تعدادی از تفریح هایی را که برخی اقشار جامعه به دنبال آن هستند، مرور کردیم تا تابستان امسال شرایط تفریح ها غافلگیرمان نکند.

منوهای فرنگی و فلافل های زیرپله ای

این روزها رستوران رفتن تفریح خیلی از آدم هاست. پیر، جوان، متاهل و مجرد هم نمی شناسد، فقط بسته به توان مالی افراد خوراکی ها فرق می کند، این تفریح آنقدر فراگیر شده که هرازگاهی هم خبرساز می شود،بستنی طلای برج میلاد را می توان نمونه ای برای این ماجرا به حساب آورد.

فصل تابستان به این تفریح دامن می زند و البته در این میان فقط جایگاه رستوران ها و نحوه خدمات دادن آنها متفاوت است و مردم با توجه به شرایط مالی خود سراغ آنها را می گیرند، برای نمونه عده ای در رستوران های لوکس شمال شهر منوهای فرنگی را ورق می زنند، برخی ها هم به خرید ساندویچ فلافل از دکه ها یا مغازه های کوچک زیر پله ای اکتفا کرده و در کنار پارک یا خیابان ساندویچ شان را گاز می زنند، آنچه مشخص است این که خوردن غذا در بیرون از خانه به تفریح خیلی از خانواده های ایرانی تبدیل شده، این استقبال بی حد و مرز مردم از رستوران ها سبب دور هم جمع شدن یا قرار های جدیدی هم شده که بیشتر با نام رستوران یا اغذیه فروشی گره خورده؛ مانند قرار های ساندویچ کثیف یا زاپاتایی!

کتاب و کتابخوانی

هرچند کتاب و مطالعه همیشه یکی از تفریح های سالم به شمار آمده است، اما گران شدن کاغذ و بالا رفتن قیمت کتاب سبب شده خیلی از ناشران و نویسندگان تمایل خود را برای چاپ کتاب از دست بدهند یا اقدام به نشر کتاب هایی با تیراژ های سه رقمی کنند، در این میان بالطبع علاقه مندان کتاب و کتابخوانی هم کمتر سراغ کتابفروشی ها می روند، شاید علت این که بیشتر افرادی که به کتابفروشی ها می روند تماشاچی هستند یا سعی می کنند قسمتی از کتاب را در کتابفروشی ها مطالعه کنند همین گرانی کتاب است، جالب است بدانید سال گذشته، دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور سرانه مطالعه در کشور را 79 دقیقه اعلام کرد.

از کشتی کروز تا زیارت شاه عبدالعظیم

با نزدیک شدن به فصل تابستان و تعطیل شدن مدارس، مسافرت و بازدید از مکان های توریستی به یکی از تفریح های پرطرفدار بدل می شود، فقط حد و حدود سفر برای اقشار جامعه متفاوت است. برای نمونه خیلی ها مجال و توان مالی رفتن تا شاه عبدالعظیم را ندارند، اما برخی ها برای سفرهای دور اروپا و سوار شدن به کشتی کروز لحظه شماری می کنند.

گران شدن بلیت اتوبوس های داخل شهری و هزینه های اقامت در شهرهای توریستی شرایط را برای مسافرت دشوار کرده است برای نمونه بهای بلیت اتوبوس تهران ـ تبریز حدود 25 هزار تومان است و هزینه یک شب اقامت در مسافرخانه ای با امکانات متوسط در اصفهان حدود 90 هزار تومان است، البته کرایه اقامتگاه ها در شهرهای مختلف متفاوت است و نمی توان قیمت مشخصی برای آنها در نظر گرفت.

کوهنوردی و پارک گردی

این تفریح هم در تابستان مشتری های بیشتری پیدا می کند زیرا سالم،مثبت و کم هزینه است، البته فقط باید شانس داشته باشید که بتوانید براحتی خودتان را به این محل ها برسانید. سن و سال برای لذت بردن از این تفریح زیاد شرط نیست به همین دلیل خیلی ها به سمت این تفریح جلب می شوند، اگر سری به پارک کوچک محله خود بزنید حتما بازنشسته های زیادی را می بینید که روی صندلی های پارک جا خوش کرده اند و از فضای سبز کوچکی که در دسترس شان است، استفاده می کنند، اما جوانان به این فضاهای کوچک قانع نیستند آنها در گروه های دو نفره یا بیشتر قرار های هفتگی می گذارند و به ارتفاعات شهر یا پارک های بزرگ می روند.

ماشین گردی

اسمش را نمی توان تفریح سالم گذاشت، زیرا دست کم ترافیک را بیشتر کرده و برای دیگر شهروندان مشکل ساز می شود، اما کم نیستند جوانان و نوجوانانی که دست خود یا خانواده شان به دهانشان می رسد و برای تفریح هم که شده باک اتومبیل خود را پر کرده و در خیابان ها به گشت و گذار می پردازند، این روزها در بیشتر محله ها خیابانی پیدا می شود که جوانان در جستجوی تفریح آن را بالا و پایین کنند، این تفریح نابهنجار برای ساکنان این مناطق دردسرهای زیادی ایجاد می کند؛ از آلودگی صوتی بگیرید تا خطر تصادف، اما نکته اینجاست تا زمانی که شرایط و امکانات مناسب برای تفریح جوانان مهیا نشود، نمی توان آنها را از خیابان ها خارج کرد چون آنها در صورت برخورد فقط محل ویراژ دادن خود را عوض می کنند.

تفریح های پرهیجان

این تفریح ها مخصوص افرادی است که در جستجوی هیجان هستند، ماجراجوها برای تفریح به سراغ رشته ها و بازی هایی مانند کارتینگ، بانجی جامپینگ، اتومبیلرانی و موتورسواری می روند که البته کم هزینه نیستند برای نمونه، کارتینگ ورزشگاه آزادی​ 19 تا 22 هزار تومان برای شش دقیقه و یک بار پرش بانجی هم حدود 35 هزار تومان آب می خورد. البته در کنار این رشته های پرهیجان می توان به پینت بال، بولینگ و بیلیارد هم اشاره کرد، قیمت پینت بال هم بسته به امکانات باشگاه و محل جغرافیایی معمولا بین 15 تا 25 هزار تومان است، طرفداران بولینگ هم برای نمونه برای هر گیم باز که حدود 15 تا 20 دقیقه زمان می برد، حدود ده هزار تومان پرداخت می کنند.

سینما و​ تئاترم آرزوست

عده ای هم هستند که عشق سینما، تئاتر و کنسرت هستند. این افراد در تابستان فرصت زیادی دارند تا به تفریح های مورد علاقه خود رسیده و به قول معروف دلی از عزا درآورند، هرچند این روزها بلیت سینما و تئاتر و کنسرت هم برای خیلی ها زیاد است، اما هستند جوانانی که با پس انداز و کم کردن از دیگر هزینه های خود به تفریح های مورد علاقه شان می پردازند، برای نمونه این روزها بلیت تئاتر از 8 تا 25 هزار تومان، کنسرت هم با توجه به خواننده و سالن برگزاری از 20 تا صد هزار تومان و سینما هم از چهار تا شش هزار تومان است، به همین دلیل خیلی از خانواده ها ترجیح می دهند تفریح های دیگری را جایگزین این برنامه ها کنند.

شنا در کانال آب و پارک آبی

یکی از پرطرفدارترین تفریح های فصل تابستان، رفتن به استخر و تنی به آب زدن است، اما پرداختن به این ورزش و تفریح مناسب این روزها برای هر کسی مقدور نیست، چون استخرها با توجه به امکانات و موقعیت جغرافیایی خود در شهر قیمت بالایی برای خود در نظر می گیرند. برای نمونه بلیت استخر از ده هزار تومان شروع می شود مثلا بهای بلیت استخر اداره برق در میدان شهدای تهران برای یک سئانس ده هزار تومان است و استخر مجموعه ورزشی چمران 25 هزارتومان از مشتریان خود می گیرد.

هرچند این روزها در حاشیه های شهر، پارک های آبی هم ساخته شده است و خیلی ها ترجیح می دهند از آنها استفاده کنند، قیمت این پارک های آبی هم با توجه به محل و امکاناتشان متفاوت است برای نمونه بلیت دهکده آبی پارس 48 هزار تومان است، با توجه این قیمت ها به نظر می رسد خیلی ها نمی توانند در محل مناسب تنی به آب بزنند به همین علت هنوز هم در کانال های حاشیه شهر تهران مثلا محلی در نزدیکی بهشت زهرای تهران، کودکان و نوجوانان زیادی برای تجربه شنا درون کانال های آبی می روند که هر لحظه ممکن است برایشان حادثه ساز شود.

مساله این است؛ چای یا قهوه

شما جدی نگیرید، ولی این روزها بیشتر کافه دار ها از این شکایت دارند که مشتری هایشان فقط فضای کافه را اشغال کرده و دیگر کمتر مشتری پیدا می شود که سفارش های کوچک مانند قهوه یا چای بدهد چون وقتی قیمت یک فنجان چای با دو حبه قند در کافه های مرکز شهر به 4000 تومان می رسد، نباید از جوانان محله های مرکز شهر یا پایین تر انتظار داشت خیلی دست به جیب شوند، به همین دلیل آنها گروهی دور هم جمع می شوند و به کافه می روند تا با هم صحبت کنند نه این که چیزی بخورند، از طرفی هم برخی کافه دار ها دست پیش را گرفته اند تا پس نیفتند، آنها در قسمتی از منوی خود غیرمستقیم به این نکته اشاره دارند که استفاده از فضای کافه هم رایگان نیست، جالب است بدانید این کافه دار ها در منوی خود می نویسند ؛ هیچی: 2000 تومان یعنی این که نشستن روی صندلی کافه هم برای مشتری 2000 تومان آب می خورد. شاید به همین دلیل است که اوضاع قهوه خانه ها این روزها بهتر است و اگر از مقابل آنها عبور کنید جوانان زیادی را می بینید که در میان دود توتون های میوه ای گم شده اند، این روزها بیشتر قهوه خانه ها قلیان را به قیمت حدود 2000 تومان در اختیار مشتری های خود قرار می دهند.

 

پز زیان‌بار با سیگار

بیشترشان اعتراف می‌کنند با دیدن فلان هنرپیشه یا فلان خواننده در حال سیگار کشیدن مشتاق شده‌اند ژست او را بگیرند و سیگار بکشند.بعضی ها هم وقتی عکس سوپر استاری را می بینند که سیگاری گوشه لب گذاشته است، سیگاری روشن کرده و با آن ستاره همذات پنداری می کنند، با این که خیلی از سیگاری ها این تاثیرپذیری را انکار می کنند، ولی اگر خوب به رفتار و ژست سیگار کشیدن آنها نگاه کنید متوجه می شوید که بیشترشان ژست و فیگورهای ستاره ها را هنگام کشیدن سیگار تقلید می کنند.
همه سیگاری ها با کشیدن یک یا دو نخ سیگار در روز شروع کرده اند، ولی وقتی به خود آمده اند که مصرفشان به یک پاکت یا نصف پاکت در روز رسیده، جالب اینجاست که سیگاری ها ذهن شان را به قول معروف بد تربیت می کنند، زیرا وقتی خوشحال هستند سیگاری روشن می کنند و وقتی هم ناراحت هستند و خبر بدی به آنها می رسد باز هم سیگار می کشند.علاوه بر این آنها می دانند سیگار چیز مضری است و اگر پای حرف هایشان بنشیند ادعا می کنند ترک سیگار کار راحتی است چون آنها بارها ترک کرده اند! در واقع سیگاری هایی که برای ترک بهانه می آورند، کلاه سرخودشان می گذارند چون ترک کردن سیگار اگر اصولی دنبال شود کار سختی نیست.درست است که مانند چند سال پیش دیگر در فیلم های سینمایی یا تبلیغات بازیگران سیگار گوشه لبشان نمی گذارند، اما هنوز فیلم های قدیمی تاثیر گذاری خود را دارند، فیلم هایی که هنرپیشه های نقش اول شان سیگاری هستند و اگر سیگار را از آنها بگیرند، از جذابیت نقش تاحد زیادی کاسته می شود.

سیگار کشیدن ستاره ها در فیلم های سینمایی بیشتر روی نوجوان تاثیر می گذارد، زیرا نوجوان همیشه به دنبال الگو است، علی اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده در این باره به جام جم می گوید: خاصیت نوجوان الگوسازی است، بیشتر نوجوانان سعی می کنند، مانند ورزشکاران یا خواننده ها لباس پوشیده یا موهای خودشان را آرایش کنند.

نبود اعتماد به نفس

با توجه به نحوه تربیت و شرایط جامعه برخی جوانان و نوجوانان از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند به همین دلیل نوجوانان افرادی را که در جامعه به آنها توجه می شود، به عنوان الگو انتخاب کرده و تلاش خود را به کار می گیرند تا هرچه بیشتر خود را شبیه الگوی خود کنند، حال اگر این الگوها رفتار مناسبی نداشته باشند جوان و نوجوان آسیب خواهد دید.

کیهان نیا ادامه می دهد: تبلیغی را در نظر بگیرید که در آن ستاره ای سیگار برلب دارد، نوجوان با دیدن این تبلیغ دوست دارد شبیه آن باشد، خوش تیپ و خوش لباس. چون نوجوان دوست دارد خود را به شکل قهرمانش درآورد به سمت سیگار هم کشیده می شود.

به گفته کیهان نیا وزارت ارشاد و مسئولان باید مانع از پخش فیلم هایی شوند که در آن هنرپیشه ها و قهرمانان داستان سیگار می کشند، زیرا این قهرمانان بعد از اکران فیلم به الگویی برای برخی از نوجوانان تبدیل می شوند.

برخورد شدید؛ ممنوع

ضعف شخصیت، قبول نداشتن خود و نیاز به توجه برخی دیگر از دلایلی است که سبب می شود نوجوان به سمت مصرف سیگار کشیده شود. کیهان نیا ادامه می دهد: نداشتن تفریح مناسب هم سبب می شود نوجوان به سمت سیگار برود،علاوه بر این نوجوان دوست دارد، بگوید بزرگ شده است به همین دلیل به مصرف سیگار روی می آورد. نوجوان خطر کردن را دوست دارد و به دنبال هیجان است برای همین علاقه دارد کارهای ممنوع را تجربه کند. اعتراض به خانواده، محیط، قوانین و جامعه را هم باید از دیگر علت های گرایش نوجوان به مصرف دخانیات دانست. کیهان نیا درباره نحوه برخورد خانواده ها با نوجوانان سیگاری تاکید می کند: حرکت نوجوانی که برای تفریح سیگار می کشد با فردی که به سیگار اعتیاد دارد فرق می کند، بنابر این اگر پدر یا مادری متوجه شد نوجوانش سیگار می کشد نباید از این اتفاق فاجعه بسازد،بلکه باید در یک جلسه محترمانه مضرات سیگار کشیدن را برای فرزندش شرح دهند. هرگز با نوجوان برخورد شدید نکنید و از سیگار کشیدن او اتفاق فاجعه باری نسازید، بلکه دوستانه او را نسبت به زیانبار بودن مصرف سیگار مطلع کنید. رسانه ها هم می توانند به صورت غیرمستقیم نسبت به مضرات سیگار هشدار داده و نوجوانان را آگاه کنند؛ زیرا نوجوان در برابر نصیحت های مستقیم مقاومت کرده و به آنها گوش نمی دهد. کیهان نیا اضافه می کند: ما یک عادت ذهنی و یک عادت جسمی داریم به این شکل که سیگاری ها مغز خود را عادت داده اند هر وقت خبر خوبی می شنوند یا حالشان خوب است جشن گرفته و سیگار بکشند یا هر وقت حال خوبی ندارند و خبر بدی به آنها می دهند، سیگار بکشند، در واقع آنها ذهن خود را بدعادت کرده اند

نواقص شناسنامه خود را جدی بگیرید

شاید جدی به نظر نرسد و تا به امروز خیلی‌ها از کنار آنها براحتی گذشته باشند، اما ثبت نشدن اطلاعات یا اشتباه درج‌شدن مشخصات در اسناد هویتی مانند شناسنامه دیر یا زود برای صاحبان بی‌توجه آنها گران تمام خواهد شد و آنها را گرفتار می‌کند، برای نمونه ثبت نشدن اطلاعات فرزندان در شناسنامه والدین یا درج نشدن ازدواج در شناسنامه یکی از زوجین می‌تواند مشکل‌ساز شود.

از دوست و فامیل خود که بپرسید، خواهید شنید که اطلاعات شناسنامه ای برخی آنها درست درج نشده یا به اصطلاح از قلم افتاده است، برای نمونه برخی زوج ها از این گله دارند که نام یکی از آنها در شناسنامه دیگری به عنوان همسر ثبت نشده یا در برخی خانواده ها که فرزندان بیشتری دارند، نام برخی از فرزندان در شناسنامه مادر یا پدر از قلم افتاده است، هرچند که این اشتباه یا سهل انگاری ها در شناسنامه های افرادی که سن و سالی از آنها گذشته است، بیشتر به چشم می خورد و آنها به دلیل سن بالای خود به اشتباه تصور می کنند این از قلم افتادن ها برایشان ضرری ندارد، ولی این افراد باید بدانند که دیر یا زود به این نیاز پیدا می کنند که برای رفع این مشکل اقدام کنند.

این درحالی است که برخی مواقع مانند انحصار وراثت دیگر صاحب شناسنامه زنده نیست که برای رفع مشکلی که گریبان فرزندان یا بازماندگان او را گرفته است دست به کار شود، بنابراین باید این نکات را جدی گرفت و برای رفع آنها دست به کار شد.

جلوی سوءاستفاده را بگیرید

شناسنامه در حقیقت سند هویت یک فرد است، زیرا اتفاقات مهم زندگی او در آن ثبت می شود، از تولد و ازدواج بگیرید تا طلاق و مرگ.

عبدالصمد خرمشاهی، حقوقدان دراین باره به جام جم می گوید: برای نمونه می توان به ازدواج اشاره کرد، طبق قانون شخصی که زنی را به عقد خود در می آورد، مکلف است ازدواجش را در شناسنامه به ثبت برساند، اگر ثبت نکند مجازات دارد. در این باره قانون مشخص است و صراحت دارد.

به گفته خرمشاهی از شناسنامه می توان به اشکال مختلف سوءاستفاد کرد، مثلا اگر مشخصات زوجه در شناسنامه ثبت نشود، مرد می تواند دوباره ازدواج کرده و برای زن دیگری هم مشکل ساز شود، چون امکان سوءاستفاده از اشتباهاتی که در مندرجات شناسنامه صورت می گیرد، متصور است و سابقه دارد.

خرمشاهی ادامه می دهد: بعضی از این سوءاستفاده ها را قانونگذار جرم دانسته و نکاتی را هم در نظر گرفته که در شناسنامه قید شوند؛ یعنی یکسری موارد است که قانونگذار تکلیف کرده و یکسری را هم به عهده خود افراد گذاشته است تا اگر نواقصی وجود دارد، اعلام کنند و رفع اشتباه شود.

به گفته او این رفع اشتباه اگر به موقع انجام شود، مشکلات زیادی را بر طرف می کند، برای نمونه شخصی را در نظر بگیرید که وضع مالی مناسبی دارد و در اثر یک حادثه فوت می کند، اگر او پنج فرزند داشته باشد که نام یکی از آنها در شناسنامه اش قید نشده باشد، این فرزند مشکلات زیادی پیدا می کند؛ زیرا باید به دادگاه برود و اثبات نسب کند.

خرمشاهی اضافه می کند: البته این شخص در پیچ و خم اداری هم گیر افتاده و خسارت مالی و معنوی زیادی می بیند.

خرمشاهی می گوید: سازمان ثبت احوال هم برای رفع این مشکل ها تصمیم های خوبی گرفته است برای نمونه تغییر نام و نام خانوادگی اکنون بدون نیاز به دادگاه در سازمان ثبت احوال انجام می شود.

او ادامه می دهد: در این باره هر چه بیشتر اداره های ثبت احوال اختیار داشته باشند، بهتر و به نفع مردم است.

دستکاری شناسنامه برابر جعل است

اگر بخواهیم از برخی دیگر از اشتباه های شناسنامه ای حرف بزنیم باید به اطلاع ندادن به موقع ثبت واقعه فوت از سوی بستگان متوفی اشاره کنیم.

بهمن مشایخی، معاون اداره کل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور درباره بروز اشتباه ها می گوید: شاید اطلاعات به ثبت احوال ارائه نشده یا اطلاعاتی که در اختیار آنها قرار داده اند ناخوانا بوده است؛ ولی آنچه که واضح است، این نکته است که افرادی که چنین مشکلاتی دارند، می توانند در اسرع وقت با مراجعه به اداره های ثبت احوال محل زندگی خود، خیلی سریع مشکل را بر طرف کنند.

به گفته مشایخی، این افراد نباید این کار را پشت گوش بیندازند؛ زیرا با ارائه اسناد به ثبت احوال خیلی راحت می توان این ایراد ها را برطرف کرد.

آنهایی که برخی اطلاعات در شناسنامه شان درج نشده نباید خودشان این اطلاعات را در شناسنامه خود وارد کنند؛ زیرا مطابق قانون، این کار آنها جعل محسوب شده و شناسنامه یا سند هویتشان از درجه اعتبار ساقط می شود.

آدم، بی نشان نمی شود

شاید شنیده باشید که برخی ، بعد از مدتی با مراجعه به دادگاه اعلام می کنند، قصد دارند نام فامیل خود را از شخصی که تا مدتی قبل تصور می کرده اند، فرزندشان است، پس بگیرند. عملی شدن این درخواست در صورت صحت آن نیاز به حکم دادگاه دارد. این مساله درباره افرادی که صاحب فرزندخوانده می شوند، دیده شده است.

مشایخی در این باره می گوید: در صورت احراز از سوی دادگاه مبنی بر نفی ولد و نبود رابطه نسب مستند به دلایل علمی و شرعی دادگاه حکم به نفی ولی صادر می کند و ثبت احوال نسبت به تعیین نام خانوادگی آزاد (بلامعارض) اقدام می کند.

فامیل در ازدواج موقت

قانون، برای فرزندانی که ازدواج پدر و مادر طفل به ثبت نرسیده باشد، نیز تدابیری اندیشیده است. مشایخی می گوید: در این صورت اعلام ولادت و امضای سند به طور مشترک به عهده پدر و مادر خواهد بود و هرگاه حضور پدر و مادر باهم در اعلام ولادت میسر نباشد، سند طفل با اعلام یکی از ابوین که مراجعه می کند و با قید نام کوچک طرف غایب تنظیم خواهد شد و اگر مادر اعلام کننده باشد، نام خانوادگی مادر به طفل داده می شود.اگر ازدواج زوجین به ثبت نرسیده باشد( ازدواج به صورت شرعی باشد) و مادر طفل نیز حضور نداشته باشد، پدر به عنوان ولی قانونی می تواند اعلام کننده واقعه ولادت فرزندش باشد، در این صورت نیاز به حکم دادگاه نبوده و سند هویتی طفل با نام خانوادگی پدر و تکمیل مشخصات ولی و ذکر نام کوچک مادر تنظیم می شود.

حذف نام همسر بعد از طلاق

هر وقت زن و مردی از یکدیگر طلاق بگیرند، می توانند نام و مشخصات یکدیگر را از شناسنامه خود حذف کنند. مشایخی دراین باره می گوید: در صورتی که ازدواج زوجین به طلاق منجر شود و طلاق از نوع بائن غیرمدخوله باشد در این صورت ازدواج و طلاق قابل حذف است و در غیر این صورت با ازدواج و طلاق مجدد امکان حذف ازدواج و طلاق اولیه و درج آخرین واقعه وجود دارد.
بالا