آخرین خبرها
خانه / گزارش (برگ 53)

بایگانی دسته بندی ها : گزارش

اشتراک به خبردهی

سودجویان خاک هرمز را هم می‌فروشند

فروش خاک جزیره هرمز یکی از چالش‌های زیست‌محیطی در جنوب کشور است؛ زیرا خاک این منطقه از مواد معدنی بالایی برخوردار است به همین دلیل برخی شرکت‌ها و نهاد‌های خصوصی آن را به کشورهای همسایه می‌فروشند. نکته اینجاست که تاکنون در کشورمان درباره اهمیت و ارزشگذاری خاک هرمز مطالعات دقیق نشده است.

روز گذشته پروین فرشچی، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در نشستی خبری در این باره تصریح کرد: این یکی از چالش های ما در حوزه خلیج فارس است و سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان یک دستگاه نظارتی به تنهایی نمی تواند مانع این مساله شود. البته استانداران در این خصوص مسئولیت سنگین تری دارند.

این در حالی است که از پیوستن جزیره هندورابی به کیش به عنوان منطقه آزاد تجاری نیز می توان جزو یکی دیگر از چالش های زیست محیطی در خلیج فارس نام برد؛ زیرا ساخت و سازهایی که در این منطقه بدون ارزیابی زیست محیطی انجام می شود، تهدیدی برای زندگی آبزیان و مرجان های این جزیره است.

فرشچی در این باره بیان کرد: ما با ساخت و سازهایی که بدون ارزیابی زیست محیطی انجام می شود، مخالف هستیم.

افزون بر این، وی بروز چنین مشکل هایی را نتیجه دوگانگی مسئولیت ها میان مناطق آزاد و سازمان حفاظت محیط زیست دانست و ادامه داد: مدیریت یکپارچه ای در این مناطق وجود ندارد، اما قرار شده در جلسه ای که بزودی بین سازمان حفاظت محیط زیست و مدیریت مناطق آزاد تشکیل خواهد شد، دراین باره تصمیم هایی گرفته شود.

تعداد محیط بانان دریایی مشخص نیست

فرشچی با بیان این که کمبود محیط بان در سواحل کشور یکی از مشکلات اصلی دراین مناطق است، ابراز کرد: باید محیط بانان بیشتری در این مناطق داشته باشیم البته ارائه آموزش های لازم به این افراد ضروری است. اکنون یگان حفاظتی در مناطق ساحلی وجود دارد، اما این مناطق باید گارد ساحلی داشته باشند.

معاون سازمان محیط زیست با بیان این که برخی کارشناسان محیط زیست داوطلبانه به عنوان محیط بان نیز عمل می کنند، عنوان کرد: به همین دلیل نمی توان آمار دقیقی از محیط بانان دریایی کشور داد.

به گفته وی، تفاهم نامه ای با نیروی دریایی در حال تنظیم است که بر اساس آن تعداد نیروهای محیط بان در مناطق ساحلی افزایش می یابد.

آلودگی و قاچاق سوخت

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که معضلات زیست میحطی در خلیج فارس و دریای عمان طی دو سال اخیر افزایش یافته است، گفت: آلودگی هایی که قاچاق سوخت به وجود می آورد، یکی از چالش های اصلی در این حوزه است؛ زیرا بر اساس آماری که نیروی دریایی کشور منتشر کرده قاچاقچیان سوخت فقط هنگام تعقیب و گریز با ماموران پنج میلیون لیتر سوخت را در آب رها کرده اند.

فرشچی با اشاره به این که این میزان سوخت قاچاق فقط از عهده باندهای حرفه ای قاچاق بر می آید، اظهار کرد: برای مهار این معضل باید تعامل و هماهنگی میان دستگاه ها، نهادهای دولتی و اجرایی ایجاد شود.

به گفته وی، امسال معاونت دریایی سازمان حفاظت محیط زیست توجه ویژه ای به این موضوع دارد به همین دلیل کمیته ای ملی دراین باره تشکیل شده که سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان های دریایی، نیروی انتظامی و استانداری ها برخی از اعضای آن هستند.

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این که اکتشاف و استخراج نفت خلیج فارس و دریای عمان از سوی کشورهای منطقه با آسیب های زیست میحطی زیادی همراه است، عنوان کرد: رفع این مشکل نیز در قالب همکاری های ملی و منطقه ای باید پیگیری شود.

مشکل گونه های غیربومی

یکی دیگر از مشکلاتی که در حوزه محیط زیستی خلیج فارس با آن روبه رو هستیم، ورود گونه های غیربومی به آب های منطقه است که بیشتر از طریق آب توازن کشتی ها (آبی که برای حفظ ثبات کشتی در مخازن کشتی نگه داشته می شود) است.

این در حالی است که ایران تنها کشور عضو کنوانسیون کنترل و مدیریت آب توازن کشتی ها در منطقه است، به همین دلیل سازمان بنادر و دریانوردی به عنوان مرجع این کنوانسیون در ایران تلاش می کند تا نظر دیگر کشورهای منطقه را جلب و آنها را به عضو شدن در این کنوانسیون تشویق کند.

به گفته فرشچی، بررسی و مقابله با کشند قرمز و برنامه ریزی حفاظت از گونه های جانوری خلیج فارس مانند دلفین ها، لاک پشت ها، مرجان ها و دیگر گونه های دارای اهمیت اقتصادی و غیراقتصادی، یکی دیگر از برنامه های آینده معاونت محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست است.

علاوه بر این، وی با اشاره به این که هر پنج نوع ماهی خاویاری ایران در خطر انقراض هستند، عنوان کرد: آلودگی دریای خزر، صید قاچاق و سدسازی، از دلایل اصلی انقراض ماهیان خاویاری است.

وی ادامه داد: برای نمونه در دهه 90 هر سال 3000 تن خاویار از خزر به دست می آمد، اما در سال 2011 با این که مجوز برداشت 250 تن ماهی خاویار از سوی پنج کشور حاشیه دریای خزر داده شد، اما هیچ وقت برداشت این مقدار ماهی خاویاری ممکن نشد.

بگذارید رافائل آرام بگیرد

در این نشست خبری، معاون سازمان حفاظت محیط زیست درباره برنامه سازمان برای خارج کردن کشتی رافائل که حدود 30 سال پیش در بوشهر غرق شد، عنوان کرد: این کشتی اکنون به زیستگاهی مصنوعی برای آبزیان منطقه تبدیل شده است، از طرفی خارج کردن این کشتی از آب، سبب ایجاد کدورت در آب و نابود شدن زیستگاه آبزیان می شود بنابراین عواقب زیست محیطی خارج کردن این کشتی از آب، بیشتر از ماندن آن در آب است.

به گفته فرشچی، با توجه به این دلایل، سازمان حفاظت محیط زیست از نیروی دریایی خواسته فعالیت های تحقیقاتی و غواصی خود را در این باره متوقف کند.

فاجعه ای به نام انتقال آب خزر

انتقال آب خزر به سمنان طرحی است که براساس مصوبه دور سوم سفرهای استانی رییس دولت دهم در اواخر فروردین 91 کلید خورد و تاکنون کارشناسان محیط زیست نسبت به عواقب اجرایی شدن این طرح هشدارهای زیادی داده اند.

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که به نظرم این طرح «گریه آور» است، یادآور شد: این طرح تبعات زیادی روی اکوسیستم خزر خواهد داشت، به همین دلیل با آن مخالف هستم، این در حالی است که ضمانتی نیز برای پایدار ماندن آب انتقالی در مقصد وجود ندارد. افزون بر این باید تاکید کرد که اجرایی شدن این طرح با تعهدات بین المللی کشورمان نیز همخوانی ندارد.

نامه نگاری با وزارت نیرو

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که وزارت نیرو برای ایجاد سیستم تصفیه فاضلاب در شهرهایی با جمعیت بالای 30 هزار نفر به تعهدات خود عمل نکرده است، یادآور شد: رییس سازمان حفاظت محیط زیست با ارسال سومین نامه تذکر به وزارت نیرو، خواستار مسئولیت پذیری بیشتر این وزارتخانه شد.

فرشچی درباره برنامه های سازمان حفاظت محیط زیست در روز جهانی زمین پاک عنوان کرد: فاز دوم مسیر سبز، ساحل پاک در سواحل استان های جنوبی کشور اجرا خواهد شد.

مهدی آیینی – گروه جامعه

مزاحمان تلفني از خطي به خط ديگر منتقل مي شوند

مزاحمان تلفنی محدود شده‌اند، اما منقرض نه. این افراد به بیماری عجیبی مبتلا هستند که تاکنون درمان صددرصدی برای آن میسر نشده است، به همین دلیل‌ هر وقت شرایط برای آنها فراهم شود، در یک چشم به‌هم زدن خواب و خوراک عده‌ای را حرام می‌کنند.

بررسی کارشناسان سازمان مخابرات نشان داده که مزاحمت های تلفنی بیشتر خانوادگی است و اغلب از سوی افرادی اتفاق می افتد که خواستگاری ناموفقی را تجربه کرده اند. در این بین می توان گفت بیشتر مزاحمان تلفنی کم حرف هستند، زیرا آمار ها نشان می دهد اغلب این مزاحمان ترجیح می دهند پشت خط تلفن سکوت کنند.

گذشت زمان نشان داده که پیشرفت تکنولوژی توانسته تا حد زیادی از تعداد مزاحمان تلفنی کم کند، زیرا با آمدن آیدی کالر یا همان شماره انداز به بازار و مجهز شدن تلفن ها به این تکنولوژی دیگر کمتر شخصی جرات ایجاد مزاحمت تلفنی دارد ، چون وجهه مشترک این افراد ترسو بودن است و آنها همیشه از شناسایی شدن واهمه دارند. به همین دلیل این روزها بیشتر مزاحمت های تلفنی از طریق تلفن های همگانی یا اعتباری صورت می گیرد. جالب است بدانید از حدود ده سال پیش که تلفن ها به شماره انداز مجهز شده، مزاحمت های تلفنی حدود صد درصد کاهش داشته است.

مصطفی کاظم ستوده، مدیر کل بازرسی و ارزشیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات مخابرات استان تهران درباره مزاحمان تلفنی به جام جم می گوید: مزاحمان تلفنی کماکان وجود دارند، اما نسبت به گذشته خیلی کمتر شده اند، بیشتر مزاحمت ها از تلفن های همگانی یا تلفن افراد دیگری غیر از مالک اتفاق می افتد. برای نمونه سال 91 درخواست کشف مزاحم های تلفن ثابت در استان تهران و البرز 4440 مورد بود و سال گذشته این آمار به 3900 درخواست رسیده است.

به گفته ستوده، آمار مزاحمت های تلفنی قبل از آمدن تلفن های شماره انداز صدبرابر آمار های ا مروزی بوده است.

هرچند امروزه بیشتر مزاحمت های تلفنی از طریق تلفن های همگانی انجام می شود، اما آمار چنین تماس هایی نیز کاهش داشته. ستوده اظهار می کند: اکنون تلفن های همگانی را نیز می توان ردیابی کرد، به همین دلیل تعداد مزاحمت های تلفنی که از طریق این تلفن ها انجام شده سال 91 برابر 566 مورد بوده و سال گذشته به 240 مورد رسیده است.

قطع تلفن مزاحمان

چنانچه از یک خط تلفن برای شخصی ایجاد مزاحمت شود، آن شخص می تواند با مراجعه به دفتر امور مشترکین محل زندگی خود یا مراجعه به دفتر بازرسی شرکت مخابرات برای برخورد با شخص مزاحم اقدام کند، اما در این بین با توجه به سابقه مزاحمت های ایجاد شده برای مالک خط تلفن تصمیم گیری می شود. مدیر کل بازرسی و ارزشیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات مخابرات استان تهران عنوان می کند:اگر از یک خط تلفن برای اولین، دومین یا سومین بار تماس مزاحمتی گرفته شود، براساس قانون برخورد های متفاوتی با مالک تلفن خواهد شد، به این شکل که چنانچه بار اول باشد خط تلفن تا یک هفته قطع و از مالک خط تعهد گرفته می شود، برای بار دوم سه ماه تلفن قطع و تعهد کتبی تهیه می شود، ولی اگر از یک خط تلفن سه بار تماس مزاحمت آمیز برقرار شود، امتیاز خط تلفن از مشترک گرفته می شود.

بر اساس آمارهای شرکت مخابرات استان تهران، تعداد مزاحمت هایی که سال 91 برای اولین بار به ثبت رسید ه، 342 و سال گذشته 166 مورد بوده است، به همین دلیل کارشناسان می گویند آمار مزاحمت های تلفنی رو به کاهش است.

برخورد قضایی با مزاحمان تلفنی

علاوه بر سازمان مخابرات، شهروندان از طریق قوه قضاییه و دادسرا ها نیز می توانند برای برخورد با مزاحمان تلفنی اقدام کنند. زیرا قانون برای مزاحمان تلفنی جریمه زندان در نظر گرفته است. ستوده ادامه می دهد: جریمه مزاحمان تلفنی براساس قانون شش ماه تا دو سال حبس است. وقتی شهروندی برای پیگیری مزاحم تلفنی به مخابرات مراجعه می کند، ما براساس رویه خودمان با مالک خط تلفن برخورد می کنیم و هیچ وقت شخص مزاحم را به شاکی معرفی نمی کنیم، اما اگر قاضی مشخصات مزاحم را بخواهد ما کتبا مشخصات فرد خاطی را اعلام می کنیم.

این در حالی است که مزاحمان تلفنی بیشتر از سیمکارت های اعتباری و تلفن های همگانی استفاده می کنند. به همین دلیل به نظر می آید راهی وجود ندارد تا تمامی دسترسی های شخص مزاحم را محدود کرد، زیرا اگر سیمکارت او غیرفعال شود، مزاحم تلفنی می تواند براحتی از یک اپراتور دیگر سیمکارت تهیه کند. ستوده درباره راهکار موجود برای رفع این مشکل عنوان می کند: اکنون چارچوب هایی برای تمامی اپراتور ها تهیه شده که براساس آن می توانند با یکدیگر همکاری و مزاحم گیری کنند، اما نمی توان گفت با چنین طرح هایی این معضل صد درصد از بین می رود، زیرا این مشکل نیاز به کار فرهنگی و اجتماعی دارد.

اختلافات خانوادگی و سکوت

بیشترین مزاحمت های تلفنی در شب و زمانی اتفاق می افتد که همه اعضای خانواده دور هم جمع هستند. با تعطیل شدن مدارس و دانشگاه ها در تابستان نیز تعداد مزاحمان تلفنی بیشتر از هر زمانی می شود. ستوده دراین باره توضیح می دهد: معمولا در جامعه امروزی بیشتر مزاحمت های تلفنی به دلیل اختلافات خانوادگی است. البته جوانانی که به خواستگاری رفته و جواب منفی می گیرند در این میان بیشتر به چشم می آیند.

به گفته وی، روزهای تعطیل چون جمع خانواده جمع است، تعداد مزاحمت های تلفنی بیشتر می شود.

ستوده با اشاره به این که بیشتر مزاحمان تلفنی را جوانان و میانسالان تشکیل می دهند، درباره جنسیت و نحوه مزاحمت مزاحمان تلفنی اظهار می کند: مزاحمان از نظر جنسیت باهم برابر هستند، اما اگر عمده مزاحمت ها را بررسی کنید متوجه می شوید بیشتر مزاحمان تلفنی پشت خط تلفن سکوت می کنند.

نکته دیگری که می توان به آن اشاره کرد، هزینه ای است که برای شناسایی مزاحمان تلفنی و برخورد با آنها در کشور می شود، زیرا بخشی از پرونده های دادسراها به مزاحمان تلفنی اختصاص دارد و در سازمان مخابرات نیز برای رفع این معضل چارت سازمانی وجود دارد. طبیعی است اگر این مشکل از بین برود، هزینه ها کاهش پیدا می کند و می توان این بودجه را برای سرویس دادن بهتر به شهروندان به کار گرفت.

این در حالی است که مزاحمان تلفنی برای سایر سازمان ها نیز مشکل ایجاد می کنند. برای نمونه اورژانس، آتش نشانی و پلیس همیشه از تماس های مزاحمان تلفنی با سامانه تلفنی سازمان خود گله داشته و دارند.

 

جوانان فراري از ازدواج؛مسئولان فراري از مسئوليت

تعداد جوانان مجرد در کشور نگران‌کننده است، ۵۰ درصد طلاق‌ها در سال اول ازدواج رخ می‌دهد، ۶۰ درصد از طلاق‌ها به دلیل انتخاب نادرست اتفاق می‌افتد، اینها نمونه‌ای از مسائلی است که این روزها کارشناسان فعال در حوزه جوانان نسبت به آنها هشدار می‌دهند، نکته اینجاست که مسئولان اگر از جوانان بیشتر مقصر نباشند کمتر نیستند، زیرا آنها آن طور که باید و شاید به این مسائل توجهی نداشته و ندارند، زیرا وعده‌های آنها تاکنون از مقام حرف بالاتر نرفته، برای نمونه حدود یک میلیون جوان ماه‌هاست که منتظر دریافت کمک هزینه ازدواج هستند و عده زیادی نیز درجستجوی شغل و مسکن هر روز از آرزوهای خود فاصله می‌گیرند.

مشکلات در حوزه جوانان زیاد است و بی‌برنامگی مسئولان هر روز به این اوضاع آشفته دامن می‌زند، چون باوجود این‌که مسئولان از مشکلات نسل جوان کشور باخبر هستند، اما تاکنون راهکار مناسبی برای رفع مشکلات انتخاب نکرده و به ابراز نگرانی بسنده کرده‌اند. برای نمونه محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در نخستین نشست مشورتی مجمع ملی خیرین ازدواج عنوان کرد: با بحران‌های مختلفی بر سر راه ازدواج جوانان روبه‌رو هستیم و در وهله نخست باید به بحران بی‌رغبتی یا بی‌انگیزگی، همسریابی و همسرگزینی اشاره کرد.

وی ادامه داد: چالش دیگر حوزه ازدواج جوانان همسرگزینی است که نباید این چالش اساسی را از نظر دور داشت، چون 50 درصد طلاق‌های کشور در سال اول ازدواج رخ می‌دهد. با بررسی‌های انجام شده و افزایش روند رو به رشد طلاق در تهران و البرز مشخص شده است که از هر سه ازدواج یکی منجر به طلاق شده و هزاران جوان کمتر از 30 سال در یک تا پنج سال اول زندگی مطلقه می‌شوند. افزون بر این 60 درصد طلاق‌ها نیز به دلیل انتخاب نامناسب افراد اتفاق می‌افتد.

مشکلات اقتصادی، بیکاری، دسترسی آسان به جنس مخالف، تغییر سبک زندگی، لذت‌جو شدن و فرار از مسئولیت از علت‌هایی است که سبب شده جوانان کمتر به ازدوج تمایل داشته باشند.

غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه دراین باره به جام‌جم می‌گوید: خیلی از جوانان از ازدواج فراری هستند، چون بیشتر آنها تجربه زندگی زناشویی داشته و دارند به همین دلیل براحتی با جنس مخالف خود ارتباط برقرار کرده و سبب می‌شوند، این ماجرا به جوانان مجرد نیز سرایت کند.

محسن ایمانی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس نیز دراین باره به جام‌جم می‌گوید: نبود شغل، درآمد، پافشاری در تحصیل، مخالفت خانواده‌ها یا دوستان با ازدواج از عللی است که سبب شده جوانان تمایلی به ازدواج نداشته باشند.

به گفته ایمانی، در جوامع شهری دسترسی آسان به جنس مخالف عمده دلیل جوانان برای فرار از ازدواج است.

نکته دیگری که در این میان می‌توان به آن اشاره کرد تغییر سبک زندگی است، زیرا جوانان لذت‌گرا شده‌اند و به دنبال لذت بردن شخصی هستند. به همین دلیل تعهد و مسئولیت‌پذیری در جامعه کمرنگ‌تر از گذشته شده است.

بالا بودن هزینه‌های ازدواج نیز علت دیگری است که جوانان را از ازدواج فراری داده، کبریا دراین باره می‌افزاید: هزینه‌ها برای ازدواج سرسام‌آور است، اکنون ازدواج آسانی وجود ندارد، زیرا ازدواج ساده حدود 60 میلیون تومان هزینه دارد.

ایمانی به جوانانی که مسئولیت‌پذیر نیستتند، اشاره کرده و اظهار می‌کند: برای رفع این مشکل خانواده‌ها باید از کودکی با سپردن مسئولیت‌هایی درحد توان به کودکان، آنها را مسئولیت‌پذیر بار بیاورند. زیرا اکنون بیشتر خانواده‌ها تک فرزند شده و این خطر بیش از پیش جوانان آینده را تهدید می‌کند.

کبریا درباره آمار بالای طلاق در پنج سال اول زندگی یادآور می‌شود: در واقع این مدت را می‌توان دوران ستیز و گریز نامید، زیرا زن و مرد به دنبال سلیقه‌هایی هستند که از پیش در ذهن داشته‌اند و وقتی ناچار می‌شوند از سلیقه‌های خود فاصله بگیرند دچار تنش و درگیری بایکدیگر می‌شوند.

انتخاب درست

مشکل دیگری که سبب شده آمار طلاق در کشور بالا برود این است که جوانان بخوبی نمی‌توانند شناخت کاملی از یکدیگر به دست بیاورند.

کبریا دراین باره یادآور می‌شود: اکنون محله‌گرایی از بین رفته است و روابط درون خانواده و برون خانواده دچار آسیب شده، چون مدیریت اجتماعی ما مناسب نیست. به همین دلیل جوانان خیلی سخت می‌توانند از خصوصیات یکدیگر باخبر شوند.

به گفته وی، اکنون زوج‌های جوان در محل کار یا محل تحصیل بایکدیگر آشنا می‌شوند، این درحالی است که در این محیط‌ها نمی‌توان شناخت کاملی بدست آورد، زیرا افراد در چنین محیط‌هایی شخصیت واقعی خود را نشان نمی‌دهند.

وی ادامه می‌دهد: برای شناخت کامل باید معدل رفتار فرد در خانواده را گرفت، زیرا رفتار شخص با اعضای خانواده واقعی است.

برای رسیدن به چنین شناختی خانواده‌ها قبل از ازدواج باید رفت و آمد بیشتری داشته باشند تا آنجا که کارشناسان پیشنهاد می‌کنند حتی با یکدیگر به مسافرت بروند.

ایمانی یادآور می‌شود: مراجعه به مشاوره و انجام آزمون‌های روان‌شناسی می‌تواند به زوج‌های جوان برای شناخت کامل از یکدیگر کمک کند. این درحالی است که نظر بزرگان و دیگر اعضای خانواده نیز می‌تواند راهگشا باشد.

وی درباره شناخت افراد در محیط کار یا تحصیل عنوان می‌کند: در این محیط‌ها رفتار افراد کاملا شبیه درون خانواده نیست، اما می‌توان با توجه به رفتار شخص با دوستان نزدیک و غریبه‌ها تا حدی شناخت به دست آورد.

ناچیز و دست نیافتنی

مساله دیگری که در این بین می‌توان به آن اشاره کرد، نبود بسته‌های تشویقی و حمایتی از زوج‌های جوان است. هرچند مسئولان بارها دراین باره وعده داده‌اند، اما واقعیت اینجاست که جوانان تاکنون بهره‌ای از آنها نبرده‌اند. برای نمونه می‌توان به وام ازدواج اشاره کرد که با این‌که ناچیز است، اما جوانان برای دریافت آن با مشکل روبه‌رو هستند.

روز گذشته رییس کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به این‌که دولت و مجلس هیچ قدمی برای جوانان برنمی‌دارند به مهر گفت: کمیسیون اجتماعی مجلس در بودجه 93، اعتباری به مبلغ3000 میلیارد تومان را برای وام ازدواج جوانان تصویب کرد که در نهایت کمیسیون تلفیق با اختصاص این اعتبار موافقت نکرد.

به گفته عبدالرضا عزیزی، بسیاری از جوانان نیازمند دریافت وام ازدواج هستند، اما متاسفانه این افراد در نوبت وام‌دهی حتی به مدت یک تا دو سال هستند که این خود منجر به بی‌انگیزه شدن جوانان می‌شود.

این درحالی است که مقدار وام ازدواج سه میلیون تومان است و ارزش آن نسبت به چند سال گذشته پایین‌تر آمده، ولی هنوز جوانان نمی‌توانند براحتی آن را دریافت کنند.

نمی‌توان بانک‌ها را ملزم کرد

عزت‌الله یوسفیان، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس درباره تصویب نشدن این طرح به جام‌جم می‌گوید: بخشی از بانک‌ها خصوصی و نیمه‌خصوصی هستند و نمی‌توان آنها را ملزم به پرداخت کرد، چون آنها از بودجه دولت استفاده نمی‌کنند.

به گفته وی، این کار نیاز به قانون جدید ندارد، زیرا اگر شورای عالی بانک‌ها تصمیم به پرداخت وام ازدواج بگیرند شعبه‌های بانک‌ها این‌کار را انجام می‌دهند.

این درحالی است که اکنون بانک‌ها به سپرده‌گذارها حدود 24 درصد سود می‌دهند، طبیعی است که چنین بانک‌هایی اگر بخواهند به جوانان وام ازدواج بدهند نرخ بهره بالایی طلب خواهند کرد که از عهده آنها خارج است.

بنابراین باید به مسئولان هشدار داد چنانچه دغدغه جوانان و پیر شدن جمعیت کشور را دارند، باید از سخنرانی و برگزاری جلسات بی‌نتیجه فاصله گرفته و برای عملی کردن یکی از هزاران راهکاری که تاکنون ارائه شده آستین بالا بزنند؛ زیرا تاکنون باحرف زدن مشکل هیچ جامعه و جوانی حل نشده است.

بلوط هاي زاگرس جان مي گيرند

گزارش تصويري مربوط به گزارش

با آمدن بهار، خون تازه اي در رگ و ريشه درختان بلوط جاري شده و به نظر مي رسد آنها کم کم دارند جان دوباره اي مي گيرند، اما نبايد فراموش کرد که درختان زاگرس حکم بيماري را دارند که اگر توجه ويژه اي به آنها نشود، خيلي زود دوباره بيماري آنها را به زانو در خواهد آورد، چون کمبود اعتبار و نيروي انساني سبب شده مسئولان آن طور که بايد و شايد نتوانند براي رسيدگي به اين درختان که بيماري زغالي بلوط، سوسک هاي چوبخوار و آفت لورانتوس امانشان را بريده، بخوبي عمل کنند.
واقعيت اينجاست که متاسفانه در کشورمان منابع طبيعي هيچ وقت جزو اولويت ها نبوده و تاکنون وعده هاي مسئولان دراين باره از مقام وعده و حرف فراتر نرفته است، اما نکته اينجاست اکنون که طبيعت به کمک زاگرس و درختانش آمده، مسئولان ديگر نبايد با کم توجهي از کنار اين فرصت تکرار نشدني عبور کنند.
صدها اصله درخت در زاگرس به بيماري زغالي بلوط مبتلاشده و تاکنون مسئولان مجبور به قطع 80 هزار اصله از آنها شده اند، زيرا تنها راه مقابله با اين آفت، قطع درختان بيمار و سوزاندن آنهاست. اين در حالي است که براساس آيين نامه اجرايي بند ب ماده 12 قانون افزايش بهره وري، ارزش هر اصله درخت 250 هزار تومان است. به گفته رئيس سازمان جنگل ها، خشکيدگي جنگل هاي بلوط تاکنون 4666 ميليارد و 255 ميليون تومان به کشور زيان رسانده و براي اجراي عمليات پنج ساله احياي جنگل هاي زاگرس به 900 ميليارد تومان اعتبار نياز است.
يک ميليون هکتار آلوده
کامران پورمقدم، مديرکل دفتر امور منابع جنگلي سازمان جنگل ها با اشاره به اين که حدود يک ميليون هکتار از جنگل هاي زاگرس به آفت زغالي بلوط مبتلاشده ، به جام جم مي گويد: اعتبار در نظر گرفته شده براي سال 93 حدود 47 ميليارد تومان است، اما ما براي اجراي تمامي طرح ها سالانه حدود 250 ميليارد تومان اعتبار نياز داريم، البته اولويت ما مهار کانون هاي بحران است و ما اميدواريم امسال اعتبار ويژه اي براي بازسازي مناطق آسيب ديده در نظر گرفته شود.
پورمقدم ادامه مي دهد: خوشبختانه به دليل بارندگي هاي اخير وضع جنگل هاي زاگرس رو به بهبود است، ولي چنانچه نتوانيم طرح هاي حمايتي، بهداشتي و حفاظتي را بموقع اجرا کنيم، اين شرايط دوام نخواهد آورد و دوباره وضع درختاني که اکنون جان تازه اي گرفته اند، وخيم مي شود.
رضا احمدي، مجري طرح احياي جنگل هاي زاگرس نيز دراين باره به جام جم مي گويد: بيماري زغالي بلوط براي اولين بار در استان هاي ايلام، فارس، لرستان و کهگيلويه و بويراحمد مشاهده شد.
اين درحالي است که خشکيدگي درختان بلوط در ايلام 577 هزار هکتار، لرستان 276 هزار و 363 هکتار، کهگيلويه و بويراحمد صد هزار هکتار، فارس 18 هزار و 171 هکتار، چهارمحال و بختياري 17 هزار و 215 هکتار، کرمانشاه ده هزار و 508 هکتار و در خوزستان 2564 هکتار وسعت دارد. به گفته احمدي، جنگل هاي اين هفت استان بيشترين خسارت را از بيماري زغالي بلوط ديده اند.

درختان زندگي بخش
مجري طرح احياي جنگل هاي زاگرس ادامه مي دهد: نقش درختان زاگرس در حيات کشور ناديده گرفته شده، زيرا اين درختان فقط در استان ايلام 71 برابر سد اين استان آب ذخيره کرده و مقدار زيادي از ريزگردها را در خود رسوب مي دهند.
به گفته وي، با توجه به نقش درختان زاگرس در زندگي ايرانيان بايد توجه ويژه اي به آنها داشت.
احمدي يادآور مي شود: تاکنون کانون هاي بحراني را شناسايي کرده و اولويت بندي کرده ايم، ما طرح هاي پيشگيري و مقابله را نيز در مرحله اجرا داريم، اما براي ادامه و کسب نتيجه ايده آل نياز به تامين اعتبار است.به گفته وي، هر ساله بين دو تا سه ميليون نهال بلوط توليد و براي احياي جنگل هاي زاگرسي در اين عرصه ها کاشته مي شود.

4 ميليون هکتار جنگل آلوده
بهمن افراسيابي، مديرکل دفتر فني حفاظت و حمايت سازمان جنگل ها در گفت و گو با جام جم مي افزايد: در کشورما عرصه هاي منابع طبيعي حدود 134 ميليون هکتار وسعت دارد. در اين ميان حدود 84 ميليون هکتار از اين وسعت مرتع، 32.6 ميليون هکتار بيابان و 14.2 ميليون هکتار جنگل است. اين درحالي است که وسعت جنگل هاي زاگرس شش ميليون هکتار است.
افراسيابي ادامه مي دهد: در بخش آفات و امراض سال گذشته در مجموع 56 ميليون هکتار از عرصه هاي منابع طبيعي کشور را بررسي کرده و مشخص شد از اين مقدار چهار ميليون هکتار از جنگل آلوده به آفات و امراض است که حدود يک ميليون هکتار از آن شرايط بحراني دارد.
نکته ديگري که در اين ميان مي توان به آن اشاره کرد جمعيت وابسته به عرصه هاي منابع طبيعي کشور است، چون 916 هزار خانوار در کل کشور که جمعيتي بالغ بر پنج ميليون را شامل مي شوند به اين عرصه ها وابسته اند. افزون بر اين از 124 ميليون واحد دامي کشور 83 ميليون واحد دامي ارتباط مستقيمي با عرصه هاي منابع طبيعي دارند از اين تعداد حدود 30 ميليون واحد دامي به جامعه عشايري تعلق داشته و 53 ميليون نيز به خانوارهاي روستايي تعلق دارد.
اين درحالي است که به گفته افراسيابي جمعيت وابسته به منابع طبيعي کشور 5.7 و تعداد دام ها نيز 2.5 برابر بيشتر از توان سرزمين است.
وي يادآور مي شود: در صورتي که بخواهيم واحد اقتصادي براي دامداري و بهره برداري تعريف کنيم بايد براي هر دامدار 570 واحد دامي با 250 هکتار مرتع تعريف کنيم، اما اکنون هر دامدار به طور متوسط حدود 90 هکتار مرتع و 85 واحد دامي در اختيار دارد.
اين درحالي است که بهره برداري هاي ديگري مانند گردشگري، عمليات عمراني و برداشت گياهان دارويي و صنعتي نيز به عرصه هاي طبيعي کشور آسيب مي زند. براي نمونه فقط تا سال 88، 5527 معدن در کشور به ثبت رسيده است.

درخت يا سوخت
مساله ديگري که سبب شده منابع طبيعي کشور بيشتر از پيش آسيب ببيند اين است که از 109 ميليون هکتار از 134 ميليون هکتار از عرصه هاي منابع طبيعي کشور براي تامين سوخت بهره برداري مي شود؛ به اين شکل که ساکنان اين مناطق از بوته و شاخ و برگ درختان به عنوان سوخت استفاده مي کنند. اين بهره برداري بعد از هدفمند شدن يارانه ها رنگ وبوي جدي تري بخود گرفت.
فرشته مرادي، يکي از جايگاه داران توزيع سيلندر گاز در روستاي انارک ايلام دراين باره به جام جم مي گويد: آن زمان هر سيلندر گاز حدود 800 تومان قيمت داشت و مردم بومي از آن استفاده مي کردند، اما اکنون قيمت هر سيلندر گاز 5000 تومان شده و ديگر کمتر شخصي براي استفاده از آن تمايل دارد.
خيلي ها ترجيح مي دهند يارانه خود را گرفته و از شاخ و برگ درختان به عنوان سوخت استفاده کنند.
مديرکل دفتر فني حفاظت و حمايت سازمان جنگل ها تصريح مي کند: در بخش جنگل، جمعيت وابسته به منابع طبيعي در عرصه هاي جنگلي قبل از سال 74 سالانه 12ميليون متر مکعب چوب استفاده مي کردند، اما با اجراي پروژه هاي تامين سوخت جايگزين اين آمار به هشت ميليون متر مکعب رسيده است.
وي عنوان مي کند: ميزان استفاده از بوته براي سوخت نيز در سطح يک ميليون تن بوده که بعد از سال 74 به 600هزار تن رسيده است.
به گفته افراسيابي اگر وزن هر بوته خشک را سه کيلوگرم در نظر بگيريم، وزن بوته هاي مصرفي در کل به 600 هزار تن مي رسد، افزون بر اين اگر ما اين عدد را به کيلوگرم تبديل و آن را تقسيم بر سه کنيم، مي توان گفت سالانه 200ميليون بوته از پوشش گياهي کشور حذف مي شود.
مديرکل دفتر فني حفاظت و حمايت سازمان جنگل ها درباره اقدامات اين سازمان ادامه مي دهد: در بخش سوخت 1110 جايگاه توزيع سيلندر گاز تاسيس شده، براي خريد 265 سيلندر يارانه پرداخت کرده و 401 نانوايي عمومي براي بوميان منطقه تاسيس کرده ايم.
با توجه به وضع و شرايط جنگل هاي زاگرس بايد از مسئولان خواست با تامين منابع مالي و انساني براي حفظ جنگل هاي زاگرس تلاش کنند. افزون بر اين حمايت از سازمان هاي مردم نهاد براي آموزش و آگاهي بخشي به جوامع محلي نيز مي تواند درحل مشکل عرصه هاي طبيعي کشور نقش ويژه اي داشته باشد.

 

آماده باشيد ريزگردها دوباره می​آیند

داستان ریزگردها در کشور ماجرای تازه‌ای نیست، از حدود 15 سال پیش پدیده گرد و خاک برای شهروندان کشورمان مشکل ایجاد کرده و می‌کند.

این ریزگردها که منشأ آن بیشتر کشورهای عراق، سوریه و اردن است همراه با باد به کشورمان سفر کرده و مهمان ناخوانده غرب و جنوب غرب کشورمان می شود، البته مدتی است ریزگردها پا را فراتر از رشته کوه های زاگرس و البرز گذاشته و به پایتخت نیز رسیده است، نکته اینجاست که با گذشت این همه سال هنوز راهکار مناسبی برای برخورد با این پدیده اجرایی نشده و مسئولان کماکان از راهکارهای بلندمدتی حرف می زنند که با اجرایی شدن فاصله زیادی دارد.

درست مانند آلودگی هوای کلانشهرها که در دست باد و باران است، ریزگردها را نیز باد و باران مدیریت می کند، چون مدیر ملی مقابله با پدیده گرد و غبار سازمان حفاظت محیط زیست ادعا کرده شدت بروز ریزگردها امسال نسبت به سال گذشته به علت افزایش 70 تا 73 درصدی بارش در کشور عراق کمتر خواهد شد.

ضیاالدین شعاعی با بیان این که نمی توان با پدیده های طبیعی جنگید، درباره ریزگردها می گوید: پدیده گرد و غبار پدیده ای جهانی است و دنیا با آن مانند یکی از حوادث طبیعی مانند زلزله و توفان برخورد می کند، به همین دلیل به نظر می رسد مناسب ترین راه، کاهش اثرات این معضل است.

به گفته وی باید با اطلاع رسانی مردم را برای حفظ سلامتی شان در برابر ریزگردها آماده کرد.

محمدطالب حیدری، مدیر هواشناسی کردستان نیز در این باره به جام جم می گوید: بادی که تا مدتی قبل از سمت عراق به کشور می وزید با خود باران به همراه می آورد، اما اکنون ریزگردها را می آورد، برخی ها ادعا می کنند امسال به دلیل بارش هایی که داشته ایم بحران ریزگردها کمتر می شود، اما من مخالفم چون مشکلی که در عراق ایجاد شده هنوز حل نشده باقی مانده است. به گفته حیدری در عراق بارندگی زیاد نبوده، افزون بر این، نکته اینجاست که رطوبت عراق به دلیل بارش نیست بلکه به دلیل رودهای دجله و فرات است.

وی عنوان می کند: شرایط جوی در روزهای اخیر نشان داد چشمه های گرد و غبار فعلا فعال هستند. در این مواقع چون وزش باد در عراق و کشور ما زیاد است این گرد و غبار زیاد مشکل ساز نمی شود، اما در فصل هایی که در کشورمان باد کمی می وزد این غبار روی استان های مختلف ته نشین شده و مشکلات زیادی را برای شهروندان ایجاد می کند.

به نظر می رسد برخی از مسئولان هنوز آن طور که باید و شاید از مشکلاتی که ریزگردها ایجاد می کنند باخبر نیستند، چون منشأ ریزگردها در عراق هنوز وجود دارد و باید گفت بیشتر از قبل هم شده است. نکته اینجاست که گرد و غبار فقط در برخی مواقع به دلیل شرایط جوی فروکش می کند.

حیدری اظهار می کند: هنوز تهدید جدی در غرب و جنوب غرب کشور پابرجاست، این مشکل در کوتاه مدت قابل حل نیست، مسئولان کشورمان باید با ترکیه، سوریه و عراق برای برطرف شدن مشکلات مذاکره کنند تا حقابه دشت عراق تامین شود و زمین های رها شده دوباره زیرکشت قرار گیرند.

ریزگردهای خارجی

در این مدتی که بحث ریزگردها در کشور مطرح بوده مسئولان همیشه انگشت اتهام را به سوی کشورهای همسایه نشانه رفته و تاکید کرده و دارند که ریزگردها منشأ خارجی دارند، اما نباید فراموش کرد بخشی از ریزگرد ها نیز منشأ داخلی دارند.

مدیر ملی مقابله با پدیده گرد و غبار سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این که بررسی عکس های ماهواره ای از این حکایت دارد که منشأ اصلی ریزگردها خارجی است و از کشورهای اردن، سوریه و عراق وارد کشور می شود، عنوان می کند: بین 15 تا 20 درصد گرد و غبار منشأ داخلی دارد، مدیریت غلط منابع آب از جمله کنترل آب در دجله و فرات از سوی ترکیه باعث خشک شدن تالاب های بین النهرین شده و در نتیجه کانون هایی برای ایجاد ریزگرد به وجود آمده است.

این در حالی است که باید نبود امنیت در عراق، رها شدن زمین های کشاورزی و خشک شدن سدهای این کشور را نیز از دلایل ایجاد ریزگرد ها به حساب آورد.

قاسم حقانی، رئیس گروه حفاظت خاک دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها درباره منشأ داخلی ریزگردها نیز به جام جم می گوید: برآورد دقیقی در این باره نشده است، منشأ عمده ریزگردها کشور عراق است، درباره منشأ داخلی نیز باید بگویم هنوز برآورد مساحتی نشده، اما مناطقی مانند هامون در سیستان و بلوچستان جزو منشأ های داخلی ریزگردها به حساب می آید.

این در حالی است که در کشورمان اراضی بیابانی زیادی وجود دارد تا آنجا که مساحت این اراضی به 32 میلیون هکتار می رسد. در این میان بیش از 20 میلیون هکتار ازاین اراضی تحت تاثیر فرسایش بادی است و 7.6 میلیون هکتار را نیز باید جزو کانون های بحرانی فرسایش بادی دانست.

راهکاری دیپلماتیک

کارشناسان بر این باورند که فقط از طریق برقراری دیپلماسی قوی می توان مشکل ریزگردها را برطرف کرد، زیرا کشورهای درگیر در این مشکل باید هماهنگ قدم بردارند. شعاعی عنوان می کند: باید پیگیر تفاهم نامه و توافقات بین المللی بین کشورمان با عراق، سوریه، عربستان، اردن و قطر باشیم، هر چه بیشتر این کشورها را برای رفع مشکل بایکدیگر همراه کنیم موفقیت بیشتری به دست می آوریم. برای نمونه تفاهم نامه ای با کشور ترکیه در این رابطه امضا شده چون مهار حدود 30 میلیارد مترمکعب آب دجله و فرات از سوی ترکیه سبب خشک شدن بین النهرین و تشکیل کانون های گرد و غبار شده است.

رئیس گروه حفاظت خاک دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها ابراز می کند: دو سال پیش برای کارشناسان عراقی برنامه آموزشی برگزار کردیم، اما در بین آنها عملا اراده ای وجود ندارد، زیرا دغدغه اصلی آنها برقراری امنیت در کشورشان است. افزون بر این کشور عراق برای تامین زیرساخت های خود نیز با مشکل روبه روست، به همین دلیل وزارت خارجه کشورمان باید قوی تر از گذشته عمل کرده و با هماهنگ کردن کشورهای درگیر در این حوزه از بار مشکلاتی که ریزگردها به کشور تحمیل می کند، کم کند.

به گفته مدیر هواشناسی کردستان، عراقی ها آنقدر مشکل دارند که گرد و غبار را مشکل نمی دانند به همین دلیل باید ابتدا کاری کرد که آنها ریزگرد ها را به عنوان مشکل بشناسند.

مالچ پاشی و بادشکن

تا مدتی قبل در کشورمان برای مقابله با کانون های گرد و غبار، مالچ پاشی صورت می گرفت تا آنجا که حدود 50 سال گذشته حدود 240 هزار هکتار از اراضی بیابانی کشور مالچ پاشی شده است. حقانی در این باره می گوید: اکنون با توجه به قیمت مالچ این کار مقرون به صرفه نیست. تا مدتی قبل مالچ پاشی رایگان بود، اما اکنون قیمت آن لیتری حدود 1440 تومان است. به همین دلیل اکنون کارشناسان راهکار ایجاد بادشکن های زنده و غیرزنده را در پیش گرفته اند و با کاشت نهال برای کاهش فرسایش بادی اراضی تلاش می کنند. وی یادآور می شود: تاثیر آنی مالچ پاشی بیشتر است، اما بادشکن زمانبر بوده و حدود دو سال زمان می برد تا نتیجه بدهد.

حیدری درباره مالچ پاشی خاطرنشان می کند: نمی توان با مالچ پاشی مشکل را حل کرد، زیرا برای چنین وسعتی جوابگو نیست، افزون بر این مالچ نیز به مرور زمان تجزیه شده و در هوا پخش می شود.

هر چند شرایط جوی مانند بارندگی و وزش باد روی بحران گرد و غبار تاثیرگذار است، اما نباید به امید باد و باران دست روی دست گذاشت تا ریزگردها زندگی شهروندان را در غرب، جنوب غرب و حتی مرکز کشور فلج کند، نکته اینجاست که با فعال تر کردن روابط خارجی کشور یا حداقل با کاشت درخت می توان تا حدی از بار مشکلات ریزگردها کاست، زیرا هر هکتار از جنگل به طور متوسط سالانه حدود60 تن ریزگرد را در خود رسوب می کند، اما مسئولان از این نکته غافلند، چون اگر غیر از این بود دستور قطع 19 میلیون اصله از درختان بلوط زاگرس به دلیل شیوع آفت زغالی بلوط هرگز صادر نمی شد.

 

فرهنگ سفر؛ حلقه گمشده گردشگري ايران

در تعطیلات نوروزی خیلی‌ها به سفر رفتند و خیلی‌ها نیز در خانه‌هایشان ماندند؛ در این میان برخی از بالا بودن هزینه‌ها گله دارند و برخی نیز می‌گویند زیرساخت‌های گردشگری در کشورمان مناسب نیست؛ یعنی تعداد هتل‌ها یا رستوران‌های مناسب در کشور کم است.

افزون بر این در کشورمان همه طرفدار گردشگری هستند، از مردم گرفته تا مسئولان، اما هیچ گروه از این افراد از شرایط صنعت گردشگری رضایت ندارد؛ دست اندرکاران صنعت گردشگری به همخوانی نداشتن درآمدها با خدماتی که ارائه می شود اشاره و ادعا می کنند حاکمیت باید زیرساخت ها را برای رونق گرفتن این صنعت آماده کند.

نکته اینجاست که فرهنگ سفر نیز در کشورمان آن طور که باید و شاید مناسب نیست، زیرا بیشتر مردم بی برنامه سفر می کنند و به جای بازدید از اماکن دیدنی به محیط زیست کشور آسیب می زنند، به همین دلیل کارشناسان تاکید می کنند تا زمانی که زیرساخت های ذهنی در کشور اصلاح و آماده نشود نباید انتظار داشت گردشگری داخلی و خارجی در کشور رونق بگیرد.

اولین برنامه مناظره در سال 93، روز گذشته با موضوع گردشگری روی آنتن رفت. مسئولان این برنامه پرسش نظرسنجی برنامه را به گونه ای طرح کرده بودند تا شرکت کنندگان مهم ترین وظیفه دولت در صنعت گردشگری را از بین دو گزینه «توسعه زیرساخت ها و شفاف سازی نرخ ها» و «قیمت گذاری و نظارت بر نرخ خدمات گردشگری» انتخاب کنند. در پایان برنامه نیز بیش از 70 درصد شرکت کنندگان به توسعه زیرساخت ها و شفاف سازی نرخ ها رای دادند.

شاخص های گردشگری یکی از شاخصه های توسعه یافتگی در هر کشور است، اما نکته مهم کیفیت و چگونگی سفر است، زیرا سفر و گردشگری در ایران گران است و مردم ناچار باید از کیفیت آن کم کنند. شرکت هایی که در این زمینه خدمات می دهند می گویند با هزینه های موجود امکان کاهش قیمت ها وجود ندارد. این شرایط سبب شد تا در تعطیلات نوروزی امسال از 55 میلیون شب اقامت در کشور، کمتر از 5 درصد آنها در هتل ها ثبت شود، یعنی بیش از 95 درصد مسافران ترجیح دادند در کمپ ها، منازل استیجاری و مدارس ساکن شوند. این در حالی است که مسئولان از یک هفته قبل از تعطیلات اعلام کرده بودند چادر زدن ممنوع است، اما این تصمیم مسئولان با اعتراض مردم تغییر کرد.

برخی از کارشناسان بر این باورند که راهکار حل این مشکل، نظارت و قیمت گذاری از سوی دولت است، اما برخی دیگر ادعا می کنند قیمت گذاری از سوی دولت، انگیزه ساخت مراکز اقامتی را کاهش می دهد. آنها معتقدند دولت باید به جای نرخ گذاری در زمینه کیفیت خدمات و قیمت ها شفاف سازی کند تا در این بخش رقابت ایجاد شود. علاوه بر این به نظر می رسد یکی از مشکلات دیگر در این میان بی ثباتی شدید در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است، زیرا در پنج سال گذشته این سازمان هفت و در یک سال اخیر سه تغییر ریاست را تجربه کرده است.

مهمان برنامه مناظره روز گذشته را محمد بهشتی مشاور رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، امیرحسین جعفری استاد دانشگاه جهانگردی، جمشید حمزه زاده رییس جامعه هتلداران ایران، احمدرضا عامری مدیرعامل اتحادیه شرکت های تعاونی مسافربری کشور و محمدحسن کرمانی رییس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی تشکیل می دادند.

سفرهای ماجراجویانه

در ابتدای این برنامه، محمد بهشتی، مشاور رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با این که در این عرصه در هیچ زمینه ای وضع مطلوب نداریم، گفت: در آسیب شناسی نظری باید گفت مشکل اصلی ما مشکلات زیرساخت های ذهنی است؛ زیرا ما فراموش کردیم که چرا سفر می کنیم؛ به همین دلیل دچار مشکل می شویم و کار به جایی رسیده که بیشتر سفرهای ما ماجراجویانه است.

به گفته وی، مسافران ما از قبل برنامه ای برای محل اقامت و نحوه سفر خود ندارند، به همین دلیل با آرامش خاطر سفر نمی کنند.

بهشتی تاکید کرد: حاکمیت باید مشکلات زیرساخت های ذهنی را برطرف کند. گردشگر خارجی در کشور به این دلیل رونق نمی گیرد که برخی ها تصور می کنند امنیت ملی و اخلاقیت به خطر می افتد. این سوءتفاهم بزرگی است که باید برطرف شود و تا زمانی که این مشکل برطرف نشود، ما هرچه آژانس یا هتل بسازیم، کاری درست نمی شود.

او ادامه داد: سفرهای نوروزی کیفیت مطلوبی در کشور ندارد، برای نمونه خیلی ها برای سفر به شمال می روند، اما آنها هدف مشخصی از سفر ندارند تا آنجا که می توان گفت، این مسافران به دیدار جوجه کباب می روند. چنین سفرهایی فقط برای استان های مقصد مشکل ایجاد می کند و نمی توان از چنین سفرهایی توقع اشتغالزایی یا درآمد داشت. به عنوان مثال کلاردشت قطعه ای از بهشت بود، اما به دلیل رفتارهای نامناسب برخی از مسافران اکنون دارد به جهنم تبدیل می شود. به همین دلیل چنانچه چنین سفرهایی در کشور رونق بگیرد، جز زیان چیزی برای کشور به همراه ندارد.

مشاور رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درباره هزینه های بالای سفر در ایران یادآور شد: معدل هزینه های سفر در کشورمان خیلی بالا نیست، البته کشورهایی هستندکه از ما ارزان تر یا گران تر است.

گردشگری در تمام طول سال

امیرحسین جعفری، استاد دانشگاه جهانگردی نیز در این برنامه اظهار کرد: نمی توان شرایط کشورمان را با دیگر کشورها مقایسه کرد، زیرا با توجه به نوع درآمد شهروندان باید بین آنها تفاوت قائل شد. بیشتر سفرهای ما در نوروز و تعطیلات تابستانی اتفاق می افتد به همین دلیل در مواقع دیگر صنعت گردشگری رونقی ندارد، بنابراین نمی توان توقع داشت سرمایه گذار ها در ایام شلوغ قیمت را پایین نگه دارند. نکته دیگر این است که تورها در زمان غیر از تعطیلات قیمت کمتری دارند، اما از آنها استقبال نمی شود.

جعفری تصریح کرد: زیرساخت ها در کشور باید آماده شود، برای نمونه باید با ایجاد جشنواره در دیگر فصل ها نیز گردشگری را رونق داد.

جمشید حمزه زاده، رییس جامعه هتلداران ایران یکی دیگر از مهمانان برنامه مناظره بود. وی با بیان این که وضع گردشگری در ایران از استراتژی و برنامه کاملی برخوردار نیست، ابراز کرد: نگاه های سلیقه ای و جزیره ای سبب شده، تلاش مدیران متحمل سختی زیادی شود.

به گفته وی چنانچه بخواهیم نرخ سفر در کشور واقعی شود باید ابتدا برنامه جامع کاربردی و بلندمدتی تهیه کنیم.

حمزه زاده یادآور شد: دخالت های غیرکارشناسی برخی از ارگان های دولت سبب شده قیمت تمام شده در این حوزه به صورت میانگین 35 درصد افزایش پیدا کند، اما در این میان دولت می تواند با معاف کردن هتلداران از مالیات و گمرگ، زمینه را برای فعالیت سرمایه گذاران آماده کند. به گفته وی دولت باید تسهیلاتی برای سفر قائل شود.

سفر جایی در سبد خانوار ندارد

احمدرضا عامری، مدیرعامل اتحادیه شرکت های تعاونی مسافربری کشور نیز با اشاره به این که یکی از شاخص های کشور رشد حمل و نقل است، خاطرنشان کرد: در کشور 2000 شرکت حمل و نقل داریم که سال گذشته 450 میلیون مسافر از خدمات آنها استفاده کردند. خوشبختانه در حوادث جاده ای نیز کاهش زیادی داشتیم تا آنجا که نسبت به سال گذشته بیش از 50 درصد کاهش داشته ایم.وی عنوان کرد: سفر و تفریح جزو هزینه های اضافه خانواده است، یعنی در سبد خانواده چنین هزینه ای نیست، بخشی از آن به این دلیل است که زیرساخت ها در کشور جوابگوی نیاز ها نیست.

به گفته وی، سفرهای تفریحی در کشورمان کم است و بیشتر سفرها اجباری است تا آنجا که اگر دانشگاه آزاد تعطیل شود، روی کار ما اثر می گذارد.

محمدحسن کرمانی، رییس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی هوایی و جهانگردی نیز با تاکید بر این که مشکل عمده این است که دولت برای حل مشکلات این حوزه برنامه ای ندارد، تصریح کرد: در ایام خاصی مانند نوروز نباید به این موضوع پرداخت، چون سفر باید برنامه ریزی داشته و در طول سال توزیع شود. در برخی فصول بلیت ها با قمیت های خیلی پایین تر به فروش می رود. دولت باید آمادگی بالانس کردن این ماجرا را داشته باشد تا در دوره ارزانی سرمایه گذار ها را حمایت کند.کرمانی ابراز کرد: اشتغال موجود در این صنعت نیز خوب نیست، دولت باید صنعت گردشگری را نیز مانند دیگر صنایع جدی بگیرد.

به گفته وی، استراتژی و تاکتیک دولت برای ورود گردشگر خارجی باید مشخص باشد.

 

کلاهت را محکم بچسب رفیق

خیلی‌ها فریب خوردند، عده‌ای فریب دادند، خیلی‌ها مالباخته لقب گرفتند، عده‌ای پول روی پول گذاشتند، صفحه حوادث روزنامه‌ها درسالی که گذشت پر بود از شرح ماجرای ندانمکاری این افراد. اگر جزو طرفداران پر و پا قرص صفحه حوادث روزنامه‌ها باشید حتما از زیر و بم این خبرها اطلاع دارید؛ ماجراهایی که در آنها آدم‌های شیاد با سوءاستفاده از طمع، سادگی و مهربانی طعمه‌هایشان نقشه‌های خود را اجرا کردند.

در این گزارش، نمونه هایی از جنجالی ترین کلاهبرداری های سال 92 را مرور کردیم تا درس عبرتی بشود برای آنهایی که سال آینده قرار است در مقابل پیشنهاد های وسوسه انگیز کلاهبردارها محک بخورند، زیرا عده ای از کلاهبردارها از همین امروز مشغول طراحی نقشه هایی هستند که بر پایه قلقلک دادن حرص و طمع و سوءاستفاده از ساده لوحی طعمه ها طراحی شده و هیچ بعید نیست در سال جدید شما از اولین قربانی های شگرد های جدید کلاهبرداران لقب بگیرید.

کلاهبرداری از آن سوی میله ها

زندان خانه اول و دومش بود، به قول هم سلولی هایش نافش را در زندان بریده بودند، سابقه نداشت بیشتر از یک سال خارج از زندان دوام بیاورد. به همین دلیل وقتی دوباره وارد زندان شد، زندانی های قدیمی از دیدنش زیاد جا نخوردند، فقط برخی به کنایه گفتند: «هوشنگ اگر چند روز دیگه دوام آورده بودی رکورد یک سال آزادی را زده بودی» هوشنگ بعد از شنیدن این کنایه ها لبخندی زد و با خودش گفت اتفاقا این بار خودم خواستم برگردم زندان.

چند روزی از برگشتن هوشنگ به زندان نگذشته بود که زندانی های قدیمی به رفتار او مشکوک شدند زیرا آنهایی که از قبل هوشنگ را می شناختند، می گفتند او در دنیا هیچ کس را ندارد و بجز میله های زندان و زندانبان هیچ کس دلش برایش تنگ نمی شود؛ اما این بار هوشنگ همان هوشنگی نبود که سال تا ماه ملاقاتی و تماس تلفنی نداشته باشد. رفتارش تغییر کرده بود و هرازگاهی از بلندگوهای زندان نامش را صدا می زدند، چون ملاقاتی داشت، عجیب تر این که هوشنگ بیشتر وقتش را پای تلفنی که در زندان وجود داشت، می گذراند و هر فرصتی را برای استفاده از آن غنیمت می شمرد. رفتار جدید هوشنگ برای دیگر زندانی ها آنقدر عجیب بود که برخی می گفتند هوشنگ عاشق شده، ولی صدایش را در نمی آورد.

عده ای هم که نصفه و نیمه قسمتی از مکالمات تلفنی او را شنیده بودند، ادعا می کردند، هوشنگ کارش بالا گرفته و با دکتر ها و وکیل ها صحبت می کند. برخی هم می گفتند او با رادیو یا تلویزیون همکاری دارد. مدتی به این شکل گذشت تا این که یک روز هوشنگ را به دادسرا احضار کردند. او که تصور می کرد، شاکی پرونده اش رضایت داده با خیال راحت به دادگاه رفت، اما قاضی پرونده چیزی به هوشنگ گفت که برای یک لحظه دنیا روی سر او آوار شد.

صفحه حوادث روزنامه ها درسالی که گذشت پر بود از شرح ماجرای ندانم کاری افرادی که طعمه کلاهبرداران شده اند. اگر جزو طرفداران صفحه حوادث باشید حتما از زیر و بم این خبرها اطلاع دارید

این بار هوشنگ به کلاهبرداری تلفنی و برداشت از عابربانک های چند نفر متهم شده بود که بین آنها از پزشک و وکیل گرفته تا اشخاصی با شغل های معمولی به چشم می خوردند.

هوشنگ ابتدا ادعا کرد روحش از ماجرا خبر ندارد، اما وقتی متوجه شد سه زنی که با او در عملی کردن نقشه هایش همکاری می کرده اند، دستگیر شده اند، ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: برای عملی کردن نقشه کلاهبرداری جدیدم طعمه هایم را به بهانه های مختلف پشت دستگاه عابر بانک می کشاندم و بعد از آنها می خواستم زبان دستگاه را به انگلیسی تغییر دهند تا بهتر بتوانیم کار کنیم.

ماجرا از این قرار است که او با پزشکان تماس می گرفت و خود را نماینده نظام وظیفه معرفی می کرد و می گفت به دنبال پزشکی هستند تا بیش از هزار سرباز را معاینه کند، به این ترتیب او از طعمه اش می خواست جلوی دستگاه عابربانک برود تا مبلغی را به عنوان پیش پرداخت به حسابش واریز کند، اما نکته اینجا بود که او با تغییر زبان دستگاه طعمه اش را بازی می داد تا موجودی حسابش را به جیب بزند.

او در ادامه بازجویی ها به قاضی پرونده گفت: خیلی ها با این شگرد از مردم عادی کلاهبرداری می کنند. آنها با این بهانه که در قرعه کشی برنامه تلویزیونی یا رادیویی برنده شده اند طعمه های خود را پای دستگاه خودپرداز کشانده، به این شکل حساب آنها را خالی می کنند، اما من بجز افراد معمولی به سراغ پزشکان و وکلا هم می رفتم، زیرا آنها نیز وقتی پای قراردادهای بزرگ درمیان باشد، طمع کار می شوند و این بهترین فرصت برای کلاهبرداران است.

هوشنگ برای این که ردی از خود به جا نگذارد از شماره حساب و شماره عابربانک چند زن سالخورده که آشنایی زیادی با نحوه کار عابربانک نداشتند، استفاده کرده بود، اما ماموران پلیس بعد از بررسی حساب مالباختگان رد این شماره حساب ها را گرفتند و با شناسایی صاحب حساب ها پی به راز مرد کلاهبردار بردند.

کلاهبرداری در کلاهبرداری

کرکره مغازه اش را پایین کشید و به طرف محلی که خودرویش را پارک کرده بود حرکت کرد، اما ماشین آنجا نبود، فکر کرد شاید جای دیگری خودرویش را پارک کرده، چون سابقه چنین فراموشی هایی را داشت. احمد با خودش گفت: «دکترها دروغ نمی گویند. یکی از عوارض آلودگی هوا فراموشی است، خدا می داند تا چند سال دیگر چقدر درد و مرض بگیریم.» بعد نگاهی به پایین خیابان انداخت، ولی در سراسر خیابان هیچ سانتافه سفید رنگی پارک نشده بود. آنقدر از ایمنی خودرویش اطمینان داشت که برای لحظاتی مردد شد که شاید اصلا امروز با مترو به سر کار آمده، ولی یادش آمد برای این که ماشین جدیدش را به رخ همسایه هایش بکشد، تمام شب گذشته را نقشه کشیده و ترافیک سنگین صبح را به جان خریده بود. یک آن چشمانش سیاهی رفت، زانوانش سست شد به دیوار تکیه داد و آرام نشست. عرق سردی روی پیشانی اش نشسته بود، ذهنش پر از سوال بود، شاید ماجرا یک شوخی باشد، چطور خودرویش را دزدیده بودند، سرمایه اش به باد رفته بود، جواب همسر و فرزندانش را چه می داد. دو هفته بیشتر از زمانی که احمد خودرو را خریده بود، نگذشته بود. در همین فکر ها بود که به ذهنش رسید نگاهی به فیلم های دوربین مداربسته جلوی مغازه اش بیندازد، شاید بتواند سرنخی از سارق خودرویش پیدا کند.

دزد آشنا

باورش نمی شد، اما شخصی که ماشین او را دزدیده بود صاحب قبلی خودرو بود؛ بازبینی فیلم دوربین مداربسته جلوی مغازه اش جای هیچ شکی باقی نمی گذاشت. همین چند روز پیش بود که 35 میلیون تومان ناقابل را به دست شخصی به نام حمید داده بود تا بالاخره ماشین شاسی بلند سوار شود، البته قرار بود بقیه پول را همزمان با انتقال سند به فروشنده بدهد، اما گویا قبل از رسیدن موعد مقرر صاحب خودرو دلش برای خودرو تنگ شده بود و با سوئیچ یدک ماشینش را پس گرفته بود.

به این ترتیب احمد بلافاصله نسخه ای از فیلم دوربین مدار بسته را برداشت و به اداره پلیس رفت تا از مرد فروشنده شکایت کند.

 

 

با شکایت احمد، پرونده ای در این باره تشکیل شد و ماموران پلیس هویت مردی به نام حمید را بررسی کردند، ولی جالب آنجا بود که چنین شخصی اصلا وجود خارجی نداشت. در مرحله بعد پلیس مشخصات خودرو را بررسی کرد و مشخص شد خودروی سانتافه متعلق به شرکتی است که در زمینه کرایه خودروهای مدل بالا فعالیت می کند. به این ترتیب ماموران پلیس تحقیق از شرکت کرایه خودرو را آغاز کرده و از بخش دیگری از کلاهبرداری های حمید پرده برداشتند. مسئولان شرکت ادعا کردند حمید با معرفی خود به عنوان تاجری خوشنام و ارائه اسناد جعلی و چک های مسروقه، خودرو را از آنها کرایه کرده و ناپدید شده است. جای شکی باقی نمانده بود که حمید کلاهبرداری حرفه ای است که با چک های مسروقه و اسناد جعلی به شرکت های کرایه خودرو مراجعه می کرده و بعد از تحویل گرفتن خودرو آن را با اسناد جعلی به طعمه هایش می فروخته و در مرحله بعد آنها را می دزدیده تا به شخص دیگری بفروشد. البته این تنها گوشه ای از فعالیت های مجرمانه حمید بود که اوایل بهمن منتشر شد، زیرا او با کرایه خودرو های مدل بالا و پوشیدن لباس های شیک به سراغ تاجران نیز می رفت و با استفاده از چک های مسروقه سر آنها کلاه می گذاشت. برای نمونه او به سراغ فردی که در زمینه پرورش بوقلمون فعالیت می کرد، رفت و با معرفی خود به عنوان نماینده یکی از شرکت های معتبر تولید محصولات پروتئینی و ارائه چک های مسروقه 48 میلیون تومان خرید کرده بود، افزون بر این فعالیت های مجرمانه او به پایتخت نیز محدود نبود، زیرا یکی از شاکیان او به ماموران پلیس گفت: در شمال کشور در زمینه خرید و فروش برنج کار می کنم، مدتی قبل شخصی که خود را تاجری سرشناس معرفی کرده بود 120 میلیون تومان از من برنج خرید، اما وقتی برای نقد کردن چک هایش به بانک رفتم پلیس مرا دستگیر کرد، زیرا چک ها مسروقه بودند. با به دست آمدن این اطلاعات گروهی از کارآگاهان پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران مامور شدند مرد کلاهبردار را شناسایی و دستگیر کنند. ماموران پلیس ابتدا به تحقیق از مالباختگان پرداخته و با اطلاعاتی که آنها در اختیارشان قرار دادند، توانستند تصویرمتهم را ترسیم کنند. به این شکل مشخص شد متهم یکی از کلاهبرداران باسابقه به نام امیر است که مدتی قبل به جرم کلاهبرداری به زندان محکوم شده بود؛ اما او بعد از آزادی از زندان دوباره فعالیت های مجرمانه اش را از سرگرفته و با چک های مسروقه و اسناد جعلی نقشه های کلاهبرداری جدیدش را اجرا می کرد. هر روز به شاکی های این پرونده اضافه می شد تا این که ماموران پلیس با استفاده از منابع خبری خود توانستند مخفیگاه امیر را در یوسف آباد تهران شناسایی کرده و وی را دستگیر کنند. امیر در بازجویی های فنی پلیس لب به اعتراف گشود و گفت: «بعد از آزادی از زندان چک های مسروقه را از کیف قاپ هایی که در زندان با آنها آشنا شده بودم به قیمت50 تا صد هزار تومان می خریدم و چون می دانستم خیلی ها به ظاهر انسان توجه می کنند، لباس های شیک و فاخر تهیه کرده و وانمود می کردم یکی از تاجران سرشناس کشور هستم به این شکل طعمه هایم حرف هایم را قبول کرده و فریب می خوردند.»

بازی با کلاه نمایندگان مجلس

ظاهرش آشفته بود، آن قدر که هر شخصی که با او برخورد می کرد در نگاه اول می فهمید حادثه ناگواری برایش اتفاق افتاده است. چند روز بود که در یکی از هتل های شمال کشور اقامت داشت، به هر دری می زد تا پول جور کند، موقع تسویه حساب که شد به کارمند هتل گفت شماره حسابی به او بدهد تا یکی از آشنایانش هزینه هتل را به حساب آنها واریز کند. مرد میانسال بعد از گرفتن شماره حساب به اتاقش رفت، در را بست و وقتی مطمئن شد شخصی آن اطراف نیست که صدایش را بشوند، تلفن همراهش را در دست گرفت و شماره ای را گرفت. «الو… الو آقای نماینده بیچاره شدم… همسرم… کشته شد دخترم.. مجروح شده به دادمان برسید» غصه از صدای مرد می بارید، آن طرف خط تلفن هم یکی از نمایندگان مجلس سرا پاگوش بود، مردمیانسال وقتی مطمئن شد آقای نماینده به حرف هایش گوش می دهد و از آن مسئولانی نیست که به وضع مردم بی تفاوت باشد، ادامه داد: «با زن و بچه ام داشتیم از حوزه انتخابی شما عبور می کردیم که تصادف کردیم حالا هم چیزی در بساط ندارم تا هزینه بیمارستان را بدهیم، لطفا کمک مان کنید.» صدای بغض آلود مرد میانسال آنقدر تاثیرگذار بود که آقای نماینده خیلی زود تحت تاثیر قرار گرفت و نتوانست چیزی جز جواب مثبت به مرد میانسال بدهد، به همین دلیل به او گفت هر طور شده کمک تان می کنم، فعلا شماره حساب یا شماره عابربانک تان را بدهید تا برایتان پول بفرستم. مرد میانسال هم بعد از تشکر و دعا در حق آقای نماینده و خانواده اش تلفن را قطع کرد. چند دقیقه بعد شماره عابر بانکی به تلفن همراه آقای نماینده پیامک شد و او به یکی از کارمندانش گفت حدود دو میلیون تومان به حساب مرد میانسال واریز کند.

 

 

 

چند روز از این ماجرا گذشته بود که آقای نماینده تصمیم گرفت سراغی از مرد میانسال بگیرد تا اگر مشکل دیگری دارد به او کمک کند، با شماره همراه او تماس گرفت، اما هیچ کس پاسخگو نبود به همین دلیل با بیمارستانی که مرد میانسال گفته بود دخترش آنجا بستری است تماس گرفت، اما مسئولان بیمارستان گفتند چنین مجروحی در بیمارستان آنها بستری نشده است. آقای نماینده باز هم قانع نشد و ماجرا را از پلیس پیگیری کرد، وقتی ماموران پلیس هم تائید کردند از وقوع چنین تصادفی بی اطلاع هستند، آقای نماینده متوجه شد کاسه ای زیر نیم کاسه است، بنابراین ماجرا را با حراست مجلس شورای اسلامی در میان گذاشت. آنجا بود که فاش شد آقای نماینده به دام کلاهبرداری حرفه ای افتاده، زیرا بجز او 14 نماینده دیگر ماجرایی مشابه با او را تجربه کرده بودند. به این شکل تیم ویژه ای از کارآگاهان پلیس آگاهی ماموریت پیدا کردند پرده از راز کلاهبرداری های مرد شیاد بردارند. در تحقیقات اولیه پلیسی مشخص شد شماره حساب هایی که مرد کلاهبردار در اختیار نمایندگان قرار داده به اشخاصی تعلق دارد که کارمند هتل یا افرادی هستند که در شمال کشور ویلای اجاره ای دارند. این افراد به ماموران پلیس گفتند مردمیانسال هنگام تسویه حساب با آنها به بهانه همراه نداشتن عابر بانک، شماره حساب یا شماره عابربانک آنها را می گرفته تا اقوامش هزینه اقامت او را به حساب آنها واریز کنند.

با به دست آمدن این اطلاعات کارآگاهان سرانجام مرد میانسال را در مخفیگاهش در شمال کشور شناسایی و دستگیر کردند، او که 55 سال دارد و با این شگرد از طعمه های خود بیش از 30 میلیون تومان کلاهبرداری کرده، در بازجویی ها لب به اعتراف گشود و گفت:برای اجرای نقشه ام به دفتر نمایندگان مجلس یا مسئولان اداری و شهرداری شهرهای مختلف می رفتم. هر طور که می شد شماره تلفن همراه آنها را به دست می آوردم. بعد به حوزه انتخابی آنها رفته و در هتل یا خانه ای اجاره ای ساکن می شدم، سپس به آنها زنگ می زدم و آنها را با داستان ساختگی ام فریب می دادم، وقتی هم پول به حساب صاحبان ویلا واریز می شد، آنها کرایه خود را برداشته و بقیه پول را به من برمی گرداندند.

روزانه 68 مسافر در تصادفات نوروزي جان مي​دهند

تعطیلات نوروزی زمانی برای طغیان مسافرت‌های بین‌شهری است، مسافرت‌هایی که به علت‌های مختلف مانند غیراستاندارد بودن خودرو، جاده و خطا‌های انسانی همیشه برای مسافران نوروزی با خاطراتی خوش به پایان نمی‌رسد، زیرا آمار منتشر شده از سوی پزشکی قانونی کشور گواهی است بر طغیان مرگ و میر در تعطیلات نوروزی و به مقصد نرسیدن بیش از شش درصد از مسافران نوروزی کشور. نکته اینجاست که این مسافران در مدتی کمتر از 20 روز جان خود را از دست می‌دهند.

این روزها تب مسافرت در کشورمان بالاست، بیشتر خانواده ها کوله بارشان را بسته اند و در انتظار به پایان رسیدن روزهای کاری سال هستند تا به جاده بزنند، عده ای نیز چند روز مانده به آخر سال مرخصی گرفته اند تا زودتر به مقصد برسند، اما نکته اینجاست که با توجه به شرایط جاده، خودرو و فرهنگ رانندگی در کشور به جاده زدن در این روزها کم از به خطر زدن ندارد.

گواه این ادعا نیز آماری است که روز گذشته سازمان پزشکی قانونی منتشر کرده و براساس آن می توان گفت در تعطیلات نوروزی سال های 1388 تا 1392، 6445 نفر در کشور جان خود را از دست دادند.

این در حالی است که در این مدت، سال 89 با 1391 مورد تلفات رکورددار مرگ و میر مسافران نوروزی است، چون در این سال به طور متوسط روزانه 69.6 نفر در حوادث رانندگی جان باخته اند و سال 91 نیز با 1141 نفر کمترین آمار را در مدت این پنج سال به خود اختصاص داده است.

افزون بر این می توان گفت روزانه در سال 1390 تعداد کشته ها برابر با 65.9، سال 1388 برابر با 65.1، سال 1392 برابر با 58.4 و سال 1391 برابر با 57.1 نفر بوده است.

نکته اینجاست که با توجه به این که در حوادث رانندگی نوروز سال 1392، 1227 نفر جان خود را از دست دادند، این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل(1390) که تعداد تلفات حوادث رانندگی 1141 نفر بوده،2.4 درصد بیشتر شده است.

علاوه بر این با توجه به این که به طور میانگین در مدت این پنج سال سالانه حدود 1289 نفر جان خود را از دست داده اند و کارشناسان پزشکی قانونی آمار کشته شدگان را در محدوده زمانی بیست و پنجم اسفند هر سال تا پانزدهم فروردین سال بعد از آن در نظر گرفته اند، می توان نتیجه گرفت روزانه در تعطیلات نوروزی 68 نفر قربانی می شوند و پنج تا هفت برابر آن نیز یعنی 476 نفر دچار معلولیت می شوند.

محورهای برون شهری یا قربانگاه

این در حالی است که در تعطیلات نوروزی امسال که نفس هایش به شماره افتاده 873 مرد و 354 زن در حوادث رانندگی جان خود را از دست داده اند، در این میان بیشترین تلفات با850 مورد در جاده های برون شهری ثبت شده و بعد از آن مسیرهای درون شهری با 252 مورد، مسیر روستایی با 117 مورد و مسیرهای نامعلوم با هشت مورد در جایگاه های بعدی محل وقوع مرگ و میر قرار دارد. افزون بر این در تعطیلات نوروزی سال 91 نیز بیشترین کشته های حوادث رانندگی با 762 مورد در محورهای برون شهری ثبت شده است.

براساس گزارش پزشکی قانونی به صورت میانگین مرگ های تصادفات نوروزی، بین شش تا 6.5 درصد کل مرگ های تصادفات هر سال را به خود اختصاص می دهد. برای نمونه سال گذشته آمار تلفات حوادث رانندگی 19 هزار و 89 نفر بوده که شش درصد تلفات یعنی 1141 نفر در تعطیلات نوروزی ثبت شده است.

خطر رانندگان بی تجربه

کارشناسان، بی تجربگی رانندگان را یکی از عوامل تصادفات می دانند. محمدرضا مهماندار، رییس پلیس راه کشور در این باره به جام جم می گوید: رانندگانی که تجربه کافی ندارند، تصور می کنند رانندگی در شهر و جاده مانند هم است، اما نکته اینجاست که بی احتیاطی این افرد در داخل شهر سبب تصادفات خسارتی می شود، اما در خارج از شهر بی احتیاطی آنها به احتمال زیاد سبب تصادفات فوتی خواهد شد.این در حالی است که براساس قانون، شخصی که یک سال از صدور گواهینامه اش گذشته، می تواند در خارج از شهر رانندگی کند. چنانچه راننده ای این قانون را رعایت نکند براساس قانون علاوه بر جریمه های معمول، پلیس گواهینامه او را ضبط کرده و گرفتن گواهینامه برای راننده خاطی حدود یک سال به تعویق می افتد.

علیرضا اسماعیلی، فرمانده سابق پلیس راه کشور در گفت وگو با جام جم می افزاید: گروه دوم افرادی هستند که قرار است اولین بار در مسیری جدید رانندگی کنند، چون این افراد نقشه راه درستی ندارند احتمال خطرشان بالا می رود.

به گفته وی، گروه سوم نیز افرادی هستند که اولین بار خودرویی را خریده و به قول معروف قلق خودرو را ندارند. این در حالی است که باید گروه چهارم از رانندگان پرخطر را افرادی دانست که رانندگی های طولانی انجام می دهند.

کارشناسان بر این باورند که انسان می تواند دو ساعت رانندگی بی خطر داشته باشد، زیرا هر راننده باید بعد از هر دو ساعت رانندگی حدود 20 دقیقه توقف و استراحت کند.

اسماعیلی ادامه می دهد: آنالیز تصادفات نشان می دهد که بیشتر تصادفات در انتهای سفر و هنگام خستگی و خواب آلودگی راننده رخ می دهد، زیرا عمده تصادفات در 30 کیلومتری نزدیک شهرها اتفاق می افتد.نکته دیگری که دراین میان رانندگان باید به آن توجه کنند مصرف موادغذایی پیش از رانندگی است، چون مصرف دوغ، ماست و غذا های پرچرب می تواند در خواب آلودگی آنها تاثیر بگذارد.

محورهای پر رفت و آمد

در این بین نباید از مسیرهای پرتردد نیز غافل شد، زیرا این عامل نیز در بروز حوادث نقش پررنگی دارد.

رییس پلیس راه کشور عنوان می کند: محورهای تهران ـ مشهد، هراز ـ فیروزکوه، کرج ـ چالوس، کناره دریای خزر تهران ـ تبریز، تهران ـ قم و محورهایی که به جنوب کشور مانند بندرعباس بوشهر و خوزستان منتهی می شود از محورهای پرتردد کشور است.

در کنار ترافیک بالا در جاده های کشور، اسماعیلی، غیراستاندارد بودن جاده ها را نیز عامل دیگر بالا رفتن آمار تصادفات دانسته و ادامه می دهد: نقص بزرگی که داریم، کمبود تابلو و علائم رانندگی است یا مشکل روشنایی را باید در نظر گرفت. پیچ و شیب های بیشتر جاده های ما براساس خودروهایی با 60 کیلومتر سرعت در ساعت ساخته شده، بنابراین راننده باید خود را برای رانندگی مطمئن آماده کند، زیرا وقتی پیچ ها استاندارد نیست یا تقاطع های فرعی به اصلی ایمن سازی نشده است، باید هر لحظه امکان بروز خطر را در نظر گرفت.

به گفته مهماندار، بهترین زمان برای رانندگی ساعت هفت صبح تا یک بعدازظهر است، زیرا مرور آمار تصادفات بیانگر این است که بیشترین تصادفات بین 12 بعدازظهر تا هشت شب اتفاق می افتد.

رییس پلیس راه کشور درباره آمار کشته های حوادث رانندگی در امسال می گوید: امیدواریم در پایان سال 92 این آمار به 18 هزار نفر کاهش پیدا کند.

باورهای غلط

در این میان، باورهای غلطی نیز وجود دارد که به افزایش مرگ و میر در تصادفات کشور دامن می زند. برای نمونه خیلی از رانندگان وقتی خواب آلود می شوند، تصور می کنند می توانند خود را بیدار نگه دارند، اما خواب آلودگی را نمی توان کنترل کرد.

مهماندار یادآور می شود: برخی نیز تصور می کنند در سرعت های بالا نیز می توانند خودروی خود را کنترل کنند، اما سرعت گرفتن با راننده است و توقف خیلی در اختیار او نیست.

اسماعیلی تاکید می کند: برای سفرهای بین شهری باید خودرویی را انتخاب کرد که ایمن باشد، در غیر این صورت باید از حمل و نقل عمومی استفاده کنیم.

مهدی آیینی – گروه جامعه

پانزدهمين پلنگ هم شکار شد

 

Animal-Rights-Watch-ARW-7250

به گزارش گزارشک و به نقل از سايت دیده بان حقوق حیوانات  با منتشر شدن خبر اين پلنگ که در منطقه درازکلای بابل کنار شکار شده است، تعداد پلنگ هاي کشته شده اي که که خبرشان امسال رسانه اي شده به 15 قلاده مي رسد.

زاگرس در سوگ درختان بلوط

«زاگرس دیگر جان ندارد.» این را حال و روز درختان بلوط فریاد می‌زند. درختان مقاومی که اکنون از آنها فقط شبحی باقی مانده، بیماری و آفت آن‌قدر در دل جنگل‌های زاگرس ریشه دوانده که دیگر باید اینجا را سرزمین سوسک‌های چوب‌خوار، آفت زغالی بلوط و غده‌های لورانتوس (گیاهی انگلی) نامید، چون از آن زاگرسی که در کتاب‌های جغرافیا درباره‌اش خوانده‌اید، دیگر خبری نیست.

آفات و بی توجهی مسئولان همچون تبری تیز​، امان درختان اینجا را بریده است تا آنجا که کارشناسان می گویند بعید نیست تا دو سال آینده از جنگل های زاگرس فقط برهوتی به جای بماند. اگرسیاست های دولت و بی تفاوتی و ناآگاهی مردم نسبت به منابع طبیعی تغییر نکند به طور حتم نسل های آینده، هر سال در روز درختکاری ماجرای خشک شدن میلیون ها اصله درخت جنگل های زاگرس و سهل انگاری برخی انسان های امروزی را به عنوان درس عبرت مرور خواهند کرد.

شیرابه ای سیاهرنگ از زیر پوست تنه درخت بیرون می زند، شیرابه ای که بی شباهت به قیر نیست، خیلی زمان نمی برد که مقدار شیرابه بیشتر می شود تا آنجا که سیاهی روی تنه و زیر پوست درخت جا خوش کرده و درخت از داخل شروع به پوسیدن می کند. این حکایت حدود 19 میلیون اصله از درختان بلوط زاگرس است که تاکنون گرفتار آفت زغالی بلوط شده اند. درختانی که درواقع منشأ حیات هستند و با مرگ آنها باید منتظر فاجعه ای به وسعت شش برابر دریاچه ارومیه بود، زیرا سرچشمه 40 درصد از آب شیرین کشور، جنگل های زاگرس است و این رویشگاه، بزرگ ترین فیلتر طبیعی برای مقابله با ریزگردها نیز به شمار می رود.

به گفته کارشناسان، هر هکتار جنگل سالانه 60 تن ریزگرد را در خود رسوب می دهد. علاوه بر این باید یادآور شد 40 درصد از دام های کشور در این منطقه قرار گرفته اند، برای نمونه 27 هزار خانوار دامدار فقط در استان کرمانشاه زندگی می کنند و 3000 خانواده در این استان از طریق محصولات فرعی جنگل مانند استحصال سقز و کتیرا امرار معاش می کنند. در حالی که میانگین تراکم جمعیت در منطقه زاگرس دو برابر سایر نقاط کشور است، یعنی 84 نفر در هر کیلومتر مربع، افزون بر این طول جنگل های زاگرس حدود 1265 کیلومتر بوده و عریض ترین نقاط آن حدود400 کیلومتر پهنا دارد؛ بنابراین​نمی​توان دست روی دست گذاشت و مرگ زاگرس را به تماشا نشست، زیرا نقش جنگل های زاگرس را در زندگی ایرانیان نمی توان نادیده گرفت. مثلا زاگرس فقط هزاران شغل برای بومیان منطقه ایجاد کرده، در حالی که دولت معمولا برای ایجاد هر شغل 60 میلیون تومان هزینه می کند، اما تاکنون در قبال انسان هایی که با مرگ زاگرس آواره کلانشهرها خواهند شد، آن طور که باید و شاید وارد عمل نشده است، بعلاوه جنگل های زاگرس از ارزش ژنتیکی بالایی نیز برخوردار است. برای نمونه تاکنون بیش از 180 گونه درختی و درختچه ای در این رویشگاه شناسایی شده است.

زاگرس، محدوده گیلانغرب

عده ای در جنگل های بلوط گیلانغرب در حال بررسی درختان هستند تا از سلامت آنها مطمئن شوند. هر درختی بیمار شده باشد، قطع می شود، البته اگر بیماری به برخی شاخه های آن سرایت کرده باشد شاخه مبتلا شده از پایین ترین قسمت قطع می شود. در مرحله بعد محل قطع شدن شاخه ها و تنه درختان را با رنگ آبی یا قرمز نشانه گذاری می کنند. قرمز برای درختانی که به آفت زغالی مبتلا شده و آبی برای درختانی که گرفتار سوسک های چوبخوار شده اند. کار به همین جا ختم نمی شود، زیرا چوب های بریده شده باید از بین برود تا بیماری به سایر درختان سرایت نکند، به همین دلیل درختان بریده شده آتش زده می شوند. مراد شیخ ویسی، معاونت فنی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمانشاه به جام جم می گوید: در کرمانشاه نیز جنگل های هم مرز با ایلام گرفتار این آفت​ و 115 هزار هکتار از 527 هزار هکتار از جنگل های این استان آلوده شده است.

مسئولان منابع طبیعی استان کرمانشاه قصد دارند از بومی های منطقه برای مهار مشکل جنگل های منطقه استفاده کنند. به گفته آنها این راهکار سبب می شود هزینه نیز کاهش یابد. شیخ ویسی عنوان می کند: برای این کار محدوده 4000 هکتاری را مشخص کرده ایم تا برای پاکسازی این مناطق با بومی های منطقه قرارداد ببندیم. ​ حسین سلیمانی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کرمانشاه نیز به جام جم می گوید: متاسفانه حساسیت نسبت به وضع جنگل های زاگرس خیلی کم است، زیرا در مقابل دریاچه ارومیه که حدود یک میلیون هکتار وسعت دارد جنگل های زاگرس شش میلیون هکتار است.

از سال 88 پدیده خشکیدگی بلوط در زاگرس مشاهده شده، اکنون این بیماری بسرعت در حال گسترش است و تاکنون بیش از یک میلیون و 132 هزار و 220 هکتار از جنگل های زاگرس به بیماری قارچی مبتلا شده یا تحت تاثیر حمله آفات چوبخوار از بین رفته است. عوامل زیادی در توسعه بیماری زغالی بلوط و طغیان سوسک های چوبخوار نقش دارد. در این میان می توان به خشکسالی، تغییر اقلیم، افزایش شدت و مدت ریزگردها و چرای دام بیش از ظرفیت که سبب کوبیدگی خاک جنگل می شود، اشاره کرد.

مشکلی به نام کمبود نیرو

بعد از این که مناطق آلوده جنگل پاکسازی شد، باید شرایطی ایجاد کرد تا این مناطق قرق شود و دام وارد آنها نشود، زیرا دام ها شاخه های تازه جوانه زده را می بلعند، اما مشکل اینجاست که در بیشتر مناطق جنگلی، دام مازاد وجود دارد. برای نمونه فقط در استان کرمانشاه سه میلیون راس دام وجود دارد که حدود یک میلیون و 300 هزار راس آن مازاد است.

این در حالی است که براساس استاندارد ها برای حفاظت از هر 5000 متر از جنگل و هر ده هزار متر مربع از مراتع به یک نیرو نیاز است، اما با توجه به کمبود نیرو، مسئولان این استان برای هر 20 هزار هکتار یک نیرو در اختیار دارند.

میرزا کرم رمضانی، مسئول گشت پاسگاه حفاظتی جنگل و مرتع روستای شاه بداغ استان کرمانشاه درباره امکاناتی که در اختیار دارند، می گوید: ما شش نفر هستیم که در این پاسگاه به صورت دو شیفت کار می کنیم، یعنی هر سه روز یک راننده، یک سرباز و یک جنگلبان اینجا مستقر هستند.

جالب اینجاست که این پاسگاه وسعتی را پوشش می دهد که در آن 68 روستا قرار دارد، بنابراین سرکشی به تمام روستاها در طول هفته بسختی امکان پذیر است، در حالی که پاسگاه های حفاظتی معمولا با کمبود شدید نیرو، سوخت و خودرو دست و پنجه نرم می کنند.

محتاج ماهانه دو کیسه آرد

به گفته مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کرمانشاه، بعد از اجرای فاز اول هدفمندی یارانه ها، بهره برداری از جنگل از سوی روستاییان برای تامین سوخت تا پنج برابر افزایش پیدا کرد. پای درددل روستاییان هم که بنشینید، خواهید شنید آنها به دلیل کمبود سوخت هایی مانند گاز و نفت مجبور به قطع درختان هستند، افزون بر این عده ای نیز می گویند برای امرار معاش مجبورند درختان بلوط را قطع و زغال درست کنند.

سلیمانی درباره زغال گیری برخی روستاییان در جنگل های زاگرس می گوید: در یکی از مناطق جنوبی و محروم کرمانشاه، اگر از روستاییان بپرسید چرا این کار را انجام می دهند آنها می گویند اگر ماهانه دو کیسه آرد بگیرند، دیگر برای فروش زغال، درختان را نمی سوزانند. به همین دلیل باید گفت این مشکل ریشه در فقر و بیکاری بومیان این منطقه دارد.

رمضانی درباره تخلفات صورت گرفته در حوزه اش یاد آور می شود: تبدیل اراضی ملی به زراعتی بیشتر از سایر تخلفات صورت می گیرد، زیرا برخی کشاورزان ادعا می کنند اراضی ملی از پدرشان به آنها به ارث رسیده است.

یکی دیگر از مشکلاتی که جنگل های زاگرس را تهدید می کند، آتش سوزی های عمدی و غیرعمدی است. در حالی که با توجه به صعب العبور بودن قسمت هایی از زاگرس، اداره های منابع طبیعی امکانات مناسبی برای مقابله با آتش سوزی در اختیار ندارند و تا ماموران خود را به محل حادثه برسانند، بخش وسیعی از جنگل نابود شده است.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کرمانشاه درباره اعتباری که برای امسال در اختیار آنها قرار گرفته، اظهار می کند: امسال 600 میلیون تومان به عنوان طرح صیانت به ما اختصاص پیدا کرده، اما برای مبارزه با خشکیدگی درختان تاکنون چیزی به ما تخصیص داده نشده، در حالی که برای کنترل ایده آل این مشکل در استان، سالانه شش میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم.

افزون بر این، معاون وزیر کشاورزی نیز خسارت بیماری زغالی بلوط به جنگل های زاگرس را 4660 میلیارد تومان برآورد کرده و گفته برای اجرای عملیات احیای جنگل های زاگرس که برای پنج سال برنامه ریزی شده به اعتباری برابر با 900 میلیارد تومان نیاز است.

آفات و بیماری هر روز جان درختان بیشتری را در جنگل های زاگرس می گیرند، بنابراین اگر مدیران راهکار مناسب و اعتبار کافی برای مقابله با این مشکل را در اختیار نداشته باشند تا مدتی دیگر باید فاجعه زیست محیطی را شاهد بود که کارشناسان وسعت آن را شش برابر دریاچه ارومیه می دانند. به عنوان نمونه از بین رفتن جنگل های زاگرس سبب تغییرات کمی و کیفی در منابع آب شیرین بیش از 40 درصد کشور خواهد شد، گسترش بیابانزایی، فرسایش بادی و افزایش ریزگردها، تغییر در جوامع گیاهی و حذف برخی گونه ها، تهدید امنیت غذایی و سلامت، مهاجرت و کاهش تنوع زیستی را نیز باید از دیگر پیامدهای خشکیدگی جنگل های زاگرس دانست. بنابراین انتظار می رود دست کم هیات دولت برای رفع این مشکل وارد عمل شود.

ایلام، آلوده ترین قسمت

بیماری قارچ زغالی برای اولین بار در استان های ایلام، فارس، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد مشاهده شد. خشکیدگی درختان بلوط در استان های ایلام، لرستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویر احمد، فارس، چهارمحال بختیاری و خوزستان بیشتر از سایر مناطق مشاهده شده است. در این میان ایلام با مساحتی برابر با 641 هزار و 543 هکتار بیشترین منطقه آلوده را به خود اختصاص داده است.

این در حالی است که 464 هزار و 786 هکتار از مناطق آلوده کمتر از 25 درصد، 366 هزار و 797 هکتار بین 25 تا 50 درصد، 193 هزار و 197 هکتار بین 50 تا 75 درصد، 106 هزار و440 هکتار بین 75 تا 100 درصد دچار خشکیدگی شده است. با توجه به این که 15 درصد از جنگل های زاگرس به طور کامل خشک شده و به طور متوسط در هر هکتار از جنگل 110 اصله درخت وجود دارد، می توان نتیجه گرفت 18 میلیون و 665 هزار 20 اصله درخت تاکنون از بین رفته است و چنانچه ارزش هر درخت را براساس آیین نامه اجرایی بند ب ماده 12 قانون افزایش بهره وری 250 هزار تومان در نظر بگیریم، خشکیدگی جنگ های بلوط تاکنون 4666 میلیارد و 255 میلیون تومان به کشور زیان رسانده است.

مهدی آیینی / گروه جامعه

بالا