آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی (برگ 25)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : منابع طبیعی

اشتراک به خبردهی

درخت ها ایستاده می میرند

هوا‌‌ را می‌سازند، اما هیچ‌کس هوایشان را ندارد، زندگی را ارزانی می‌کنند، اما بهارشان خیلی زود به خزان ختم می‌شود. خبر قلع و قمع آنها داستان تلخی است که بیشتر سر زبان‌ها می‌افتد‌، چون نگهداری از درخت‌ها به اندازه نمایش درختکاری اهمیت ندارد. ‌
امروز 15 اسفند روز ملی درختکاری و آغاز هفته منابع طبیعی است، هفته‌ای که در آن‌ مدیران سازمان ‌و شخصیت‌های مختلف آستین‌هایشان را بالا می‌زنند، بیل به دست می‌گیرند و درخت می‌کارند تا بگویند به فکر محیط‌زیست هستند و برای درختان احترام قائلند، اما بیشتر آنهایی که در این هفته درخت می‌کارند به معنی واقعی برای محیط‌زیست دلشان نمی‌سوزد، چراکه اگر غیر از این بود، توجه به محیط‌زیست و منابع طبیعی به یک هفته نمادین محدود نمی‌شد.

حذف فیزیکی یک درخت

طرفدار محیط‌زیست بودن کار آسانی است، البته در مقام سخن. کم نیستند افرادی که ادعا می‌کنند طرفدار سینه چاک طبیعت هستند، اما وقتی پای عمل به میان می‌آید، حاضرند از درختان بگذرند تا جایشان آهن و سیمان بکارند.

قلع و قمع شدن باغ‌های کلانشهرها گواهی است براین ادعا، زیرا کم نیستند شهروندانی که از خشکاندن باغ‌هایی خبر می‌دهند که قرار است به جایشان ‌آسمانخراش‌ها قد بکشند.

حذف آسان درختان، نشانه‌ای است براین‌که برخی شهروندان و ‌مسئولان هنوز از اهمیت حفظ درختان با خبر نیستند، چراکه اگر غیر از این بود، مردم از شرایط نامناسب درختان شناخته شده‌ای مانند درختان خیابان ولیعصر پایتخت، گله نمی‌کردند. درخت‌ها در جنگل، پارک و معابر شهری آسان حذف می‌شوند، زیرا هر چند برای کاشت درخت فرهنگسازی می‌شود، اما برنامه‌ای مشخص با هدف حفظ درخت‌ها‌ تاکنون در کشور ارائه نشده است.

نگهداری مهم‌تر از کاشت

قرار است در هفته منابع طبیعی امسال حدود ده میلیون اصله درخت کاشته شود، این اتفاق مثبتی است که باید به آن افتخار کرد، اما نباید فراموش کرد که به‌جای هزینه برای کاشت درخت‌های جدید، اگر برای حفظ درختان قدیمی تلاش شود، شرایط محیط‌زیست کشور بهتر می‌شود. این مساله‌ای است که مورد تائید بسیاری از کارشناسان نیز هست.

محمدرضا مروی مهاجر، استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: فرهنگسازی برای درختکاری‌ اقدام مثبتی است، اما مساله مهم این نیست که ما هر سال چقدر درخت می‌کاریم، ‌چراکه‌ حفظ و نگهداری از آنها مهم است به همین دلیل باید مردم را هنگام اجرای برنامه‌هایی مانند درختکاری تشویق کرد که ‌حساسیت‌شان روی نگهداری از درخت‌ها باشد‌.

آن‌طور که وی توضیح می‌دهد، مهم این است چه تعداد درخت در کشورمان زنده می‌ماند. مساله‌ای که استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران از آن انتقاد می‌کند، این است که با موضوع درختکاری نباید‌ به شکل تفننی و تبلیغاتی برخورد کرد.

مروی مهاجر ادامه می‌دهد:چنین برنامه‌هایی باید جنبه ماندگاری داشته باشد و هنگام اجرای آن نکات زیادی را رعایت کرد تا تلاش‌های مردمی نتایج مناسبی داشته باشد.

ریزه کاری‌های درختکاری ‌

توجه نکردن به درختکاری اصولی سبب می‌شود تلاش سازمان‌های مردم نهاد و شهروندانی که برای حفظ محیط‌زیست سنگ تمام می‌گذارند، نتایج مطلوبی نداشته باشد.زیرا بسیار پیش می‌آید که درختکاری بدون توجه به شرایط اقلیمی منطقه اتفاق می‌افتد و سبب ایجاد مشکلات تازه‌ای می‌شود.برای نمونه می‌توان به کاشت درختانی با مصرف آب زیاد در مناطق کم آب اشاره کرد. استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران می‌گوید: چون منابع آب کشور محدود است، باید برای توسعه فضای سبز از درخت‌هایی استفاده کرد که نیاز آبی کمتری دارند‌ به همین دلیل درخت‌های زینتی که آب بیشتری مصرف می‌کنند، نباید در برنامه‌های فرهنگسازی به کار برده شوند. ‌

علاوه بر این باید گونه‌ای از درخت‌ها را برای کاشت از سوی شهروندان انتخاب کرد که به نگهداری کمتری نیاز داشته و در برابر آفات نیز مقاوم باشد‌.

مروی مهاجر به ‌عنوان نمونه، درباره گونه‌های مناسب تهران می‌گوید:‌ چنار، داغداغان، پسته وحشی، بادام وحشی و اقاقیا برخی گونه‌های مناسب است. این درحالی است که مدتی پیش روی کاشته گونه درخت توت آمریکایی تاکید شد و چون سریع‌رشد کرد، مورد استقبال مسئولان شهری قرار گرفت، اما این گونه در چند سال اخیر به یکی از میزبان‌های اصلی مگس سفید بدل شده و دردسرهای جدی برای شهروندان ایجاد کرده است به همین دلیل موقع کاشت درخت باید به چنین نکاتی نیز دقت کرد‌.

مساله دیگری که استاد دانشگاه منابع طبیعی دانشگاه تهران به آن اشاره می‌کند، توجه به تنوع گونه‌ها در پارک هاست و به گفته او ‌مسئولان باید توجه داشته باشند که گونه‌های بومی متنوعی را از نظر نوع و ساختار در پارک‌ها بکارند تا به این وسیله محیط مناسبی برای شهروندان ایجاد کنند.

بنابراین برای حفظ جنگل و فضاهای سبز شهری باید شرایطی ایجاد کرد که در آن شهروندان و مسئولان از اهمیت حفظ درختان اطلاع پیدا کنند و به بهانه اجرای طرح‌های توسعه مانند ساخت اتوبان یا انتقال خطوط لوله به قلع و قمع درختان دست نزنند، زیرا درختکاری هیچ وقت نمی‌تواند آسیبی را که حذف درختان به جامعه تحمیل می‌کند جبران کند.

 

مهدی آیینی

تبر توسعه ناپایدار بر گردن جنگل

تبر طرح‌های عمرانی از آتش‌سوزی تیزتر است،چراکه در سال‌های گذشته بیشتر از آتش‌سوزی به جنگل‌های کشور خسارت زده و این اعتراف تلخی است که رئیس سازمان جنگل‌ها نیز مهر تائیدش را پای آن می‌زند.

هرچند او از ارائه آمار در این‌باره خودداری می‌کند اما براساس آمارهایی که جام‌جم به‌دست آورده، هر سال به‌طور میانگین بیش از حدود 17 هزار هکتار از اراضی جنگلی طعمه اجرای طرح‌های عمرانی می‌شوند، به عبارت دیگر هرسال بیش از دو میلیون و 500 هزار اصله درخت قربانی توسعه ناپایدار می‌شود.

جاده، معدن و سد تبر می‌شوند، پتک می‌شوند، بر سر جنگل فرود می‌آیند و درختان را یکی پس از دیگری از ریشه در می‌آورند تا از جنگل‌های سرسبز چیزی جز بیابان باقی نماند، زیرا توسعه ناپایدار همچنان گوی سبقت را از آتش‌سوزی‌های مهیب جنگل دزدیده و لقب قاتل سریالی‌ جنگل را به کسی نمی‌دهد.

طرح‌های عمرانی را باید بلای جان جنگل‌ها دانست، زیرا مثل خوره به جان جنگل افتاده‌اند تا از آن چیزی باقی نگذارند. یک روز سد می‌شوند، روز دیگر جاده و روز دیگر تبر. این حکایت تلخی است که تا زمانی که به پایان نرسد نمی‌توان به حفظ منابع طبیعی کشور امیدوار بود، زیرا بسیاری از نمایندگان مجلس و مدیران همچنان بر طبل توسعه ناپایدار می‌کوبند و تصور می‌کنند که می‌توان با کاشت درخت این مصیبت را جبران کرد.

درخت می‌کاریم جنگل می‌کشیم

قرار است 10 میلیون اصله درخت کاشته شود تا مرهمی باشد بر زخم‌های زمین، زخم‌هایی که به دست خود آنهایی که برای کاشت درخت شعار می‌دهند، ایجاد شده است.

اما اگر این آمار درختکاری چند برابر هم شود، نمی‌تواند جایگزین جنگل‌های از دست رفته باشد، زیرا جنگل اکوسیستمی است که طی هزاران سال ایجاد شده و درختکاری نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای آن باشد.

بنابراین وقتی هنوز طرح‌های عمرانی بیشتر از آتش‌سوزی به جنگل‌های کشور خسارت می‌زند نمی‌توان امید داشت که مراسم‌های نمادینی چون روز درختکاری و یا هفته منابع طبیعی اندکی این شرایط موجود را بهبود بخشد.

وقتی میزان تخریب‌هایی را که اجرای طرح‌های عمرانی به جنگل تحمیل می‌کند از خداکرم جلالی،رئیس سازمان جنگل‌ها می‌پرسیم، او ادعا می‌کند آمار دقیقی دراین‌باره ندارد و همین قدر می‌داند که اجرای طرح‌های عمرانی خسارت زیادی به جنگل‌ها می‌زند، آن‌قدر که از میزان آتش‌سوزی‌ها بیشتر است.

این در حالی است که براساس پاسخ اختصاصی سال گذشته مسعود منصور،‌ معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل‌ها به جام‌جم در 9 ماهه سال 94 طرح‌هایی سبب از بین رفتن حدود 17 هزار هکتار از اراضی جنگلی شد. نگران‌کننده‌تر این‌که تعداد درختان در هر هکتار از این اراضی ‌حدود150 اصله برآورد می‌شود، یعنی در خوشبینانه ترین حالت و به شکل میانگین هر سال بیش از دو میلیون و 550 هزار اصله درخت جنگلی به دلیل عملیات عمرانی سربریده می‌شود.

اما این همه واقعیت تلخ نیست،زیرا‌ خسارتی که طرح‌های عمرانی به محیط‌زیست کشور می‌زند خیلی بیشتر ‌‌و سالی 300 هزار هکتار نیز گزارش شده است. برای نمونه سال گذشته طرح‌های عمرانی مانند ایجاد دکل برق و خطوط لوله ‌حدود 195 هزار هکتار از عرصه‌های منابع طبیعی کشور را تخریب کرد. ‌ بنابراین تازمانی که اجرای طرح‌های توسعه ناپایدار در اولویت مسئولان و نمایندگان مجلس است، نمی‌توان به حفظ جنگل‌های کشور امیدوار بود، در واقع باید در چنین شرایطی از هفته منابع طبیعی که از یکشنبه آینده در کشورمان شروع می‌شود به عنوان هفته سوگواری برای منابع طبیعی یاد کرد،زیرا تمامی سازمان‌ها تمام سال به اشکال مختلف به قتل عام جنگل می‌پردازند و هفته پایانی سال از اهمیت حفظ منابع طبیعی دم می‌زنند.

کلاه وزارت بر سر محیط زیست

ادغام محیط زیست و منابع طبیعی برای تشکیل وزارتخانه‌ای تازه، یکی از طرحی‌هایی است که دیروز در جلسه علنی مجلس اعلام وصول شد؛ اتفاقی که به نظر می‌رسد مخالفانش بیشتر از موافقانش باشد، زیرا براساس تحلیل کارشناسان با تشکیل وزارتخانه محیط زیست و منابع طبیعی، روی دستگاه‌هایی که به تخریب محیط زیست دامن می‌زنند نظارت کمتری خواهد شد و سرنوشت محیط زیست کشور به دست نمایندگانی می‌افتد که بیشترشان با ضرورت حفظ محیط زیست آشنا نیستند.
با ابین وجود موافقان این طرح امیدوارند با تبدیل معاونت محیط زیست به وزارتخانه، مدیران زیست محیطی را پاسخگو کنند.‌وقتی غلامرضا کاتب عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی دیروز‌ طرح‌های اعلام وصول شده را نام برد، به طرح تشکیل وزارت محیط زیست و منابع طبیعی نیز اشاره کرد؛ طرحی که با اجرا شدنش باید منتظر تخریب بیشتر محیط زیست بود‌.

هوشنگ ضیایی، کارشناس محیط زیست یکی از مخالفان‌ ادغام محیط زیست با منابع طبیعی است به نظر او ‌ سازمان حفاظت محیط زیست باید بر نحوه عملکرد سایر دستگاه‌ها نظارت کند و اگر به وزارتخانه بدل شود،‌ نمی‌تواند مانع عملکرد برخی دستگاه‌ها شود؛ دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ هایی ‌که سبب تخریب محیط زیست می‌شوند.

هرچند ‌سازمان حفاظت محیط زیست نیز این روزها نمی‌تواند بدرستی به وظیفه اش عمل کند؛ زیرا وزیر صنعت، معدن و تجارت دولتی که خود را زیست محیطی‌ترین دولت تاریخ کشور می‌داند، با صحبت درباره ساخت معدن و گورخرهایی که در منطقه بهرام گور قرار دارند آب پاکی را روی دست زیست محیطی‌ترین دولت ریخته است.

بنابراین مشخص است که برای حفظ محیط زیست کشور با مشکلات زیادی روبه‌رو هستیم، اما چاره این کار را نمی‌توان در ادغام این دو نهاد جست‌وجو کرد.

مرگ نظارت

در واقع چنانچه سازمان حفاظت محیط زیست برقرار باشد و از مدیریتی مناسب برخوردار باشد، می‌تواند مانع عملکرد چنین وزرایی شود؛ اما اگر خودش وزیر شود دیگر تاثیر چندانی در عملکرد وزرا و دیگر مدیران نخواهد داشت.

بنابر این گره کار را باید در جای دیگری جست؛ زیرا دولت‌ها هیچ وقت در مقام عمل به فکر محیط زیست نیستند و برای جبران این ضعف باید آگاهی و دانش مدیران را افزایش داد تا بتوان بدرستی مسائل زیست محیطی را مدیریت کرد.‌

به همین دلیل به نظر می‌رسد تلاش نمایندگان برای ایجاد وزارت محیط زیست و منابع طبیعی بیشتر برای این است که بتوانند رئیس سازمان حفاظت محیط زیست را استیضاح کرده و مهره‌ای همراه را به‌کار بگیرند.‌

ضیایی می‌افزاید: وزارت جهاد کشاورزی و منابع طبیعی آنقدر وسیع است که محیط زیست در آن گم خواهد شد‌. پیش از این نیز بسیاری از کارشناسان مخالف ادغام کشاورزی و جهاد سازندگی بودند و اکنون نیز بر این نکته پافشاری می‌کنند که با تشکیل وزارت محیط زیست و منابع طبیعی، محیط زیست کشور سرنوشت ناگواری پیدا خواهد کرد.‌

مقایسه‌ای اشتباه

یکی از دلایلی که سبب شده برخی به فکر ایجاد وزارت محیط زیست و منابع طبیعی باشند، الگوبرداری از کشورهای اروپایی است که همه دستگاه‌ها و نهادهای فعال در حوزه محیط زیست در یک وزارتخانه جمع شده‌اند.

هادی کیادلیری، رئیس دانشکده منابع طبیعی و رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور در این باره می‌گوید: نباید محیط زیست کشور را با کشورهای اروپایی مقایسه کرد و گفت چون آنها وزارت منابع طبیعی دارند ما نیز باید مانند اروپایی‌ها عمل کنیم.

آن طور که او می‌گوید‌ منابع طبیعی کشورمان برخلاف اروپا‌ انسان ساخت ‌نیست و به معانی واقعی منابع طبیعی است و باید آگاه بود اگر در کشورهای اروپایی چنین اتفاقی افتاده بابت این است که مدیران دستگاه اجرایی کشورهای اروپایی برای حفظ محیط زیست حساسیت بیشتری نسبت به دستگاه‌های نظارتی دارند.

باید تاکید کرد در کشورمان اکنون ‌به اشتباه برخی وظایف اجرایی به محیط زیست واگذار شده؛ زیرا ماهیت اصلی این سازمان نظارت است نه اجرا. بنابراین یکی دیگر از مشکلات محیط زیست کشور‌ تداخل وظیفه‌های دستگاه‌هاست، زیرا اگر محیط زیست وارد اجرا شود در نهایت باید ارگان دیگری بر فعالیت آن نظارت کند.

جاده صاف‌کن تخریب

‌قابل پیش‌بینی است که با ادغام سازمان حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی موانع برای اجرای پروژه‌های غلط و تجاوز و تخریب محیط زیست برداشته می‌شود.

آن طور که کیادلیری می‌گوید، ‌با ایجاد وزارت ‌محیط زیست سرنوشت تمام منابع طبیعی کشور به دست نمایندگان مجلس می‌افتد؛ این درحالی است که برخی نمایندگان هنوز از بلوغ محیط زیستی برخوردار نیستند.

نکته‌ای را که کیادلیری به آن اشاره می‌کند، باید در منطقه‌ای فکر کردن نمایندگان جست‌وجو کرد، زیرا بسیاری از آنها برای راضی نگه‌داشتن حوزه انتخاباتی خود ترسی از تخریب محیط زیست ندارند و بیشتر به دنبال گرفتن نتایج کوتاه‌مدت هستند و به اندازه کافی آینده‌نگر نیستند. برای نمونه می‌توان به نمایندگانی اشاره کرد که برای حل مشکل اشتغال، علیه طرح تنفس جنگل رای می‌دهند‌‌.

در واقع باید وزارتخانه‌ای برای منابع طبیعی تشکیل داد، اما محیط زیست را نیز به عنوان دستگاه ناظر حفظ کرد.

مساله دیگری که رئیس دانشکده منابع طبیعی ‌ به آن اشاره می‌کند، نبود مدیران متخصص است،‌ انگشت‌شمار بودن مدیرانی که به معنای واقعی دغدغه محیط زیست را دارند سبب شده محیط زیست کشور شرایط مناسبی نداشته باشد،در واقع این روزها بیشتر مدیران زیست محیطی به فکر حفظ سمت و میزشان هستند تا به فکر حفظ محیط زیست کشور.

کیادلیری ازاین می‌گوید که باید منابع طبیعی را از زیر مجموعه جهادکشاورزی خارج کرد، زیرا 83 درصد اراضی کشور جزو منابع طبیعی است و اکنون زیر مجموعه بخش کشاورزی که بخشی خدماتی است قرار گرفته ، به همین خاطر از نظر اعتبارات و منابع انسانی توجه زیادی به آن نمی‌شود. در واقع وزیر چنین وزارتخانه‌ای بیشتر به فکر اهداف کوتاه مدت ـ که در بخش کشاورزی دست یافتنی است ـ می‌افتدو برای حفظ منابع طبیعی کشور که در بلند مدت به دست می‌آید، تلاشی نمی‌شود.‌

ضعف‌ها عریان شده

به نظر می‌رسد یکی از دلایلی که سبب شده باردیگر نمایندگان طرح ایجاد وزارت محیط زیست و منابع طبیعی را به هیات‌رئیسه بدهند، مشکلات زیست‌محیطی است که این روزها عریان‌تر از گذشته خود نمایی می‌کند. مشکلاتی مانند آنچه در چند روز اخیر بر مردم خوزستان گذشت و زندگی را به کامشان زهر کرد،‌ هوای آلوده‌ای که مانند بختک روی سینه کلانشهرنشینان افتاده، از تامین نشدن حقابه تالاب‌های هامون و هور‌العظیم و…‌ که باعث آواره شدن بسیاری از ایرانیان شده، کاهش قابل توجه حیات وحش کشور و … . اما اینها فقط برخی از مشکلات زیست‌محیطی این‌‌ روزهاست که مدیریتشان نیازمند چاره‌ای جدی است، اما برای درمان این مشکلات باید راه‌حلی مناسب انتخاب کرد و به قول معروف از چاله به چاه نیفتاد‌.

مهدی آیینی

شرح پریشانی تالاب ها

شرح پریشانی تالاب‌هادست خیلی‌ها به خون تالاب‌ها آلوده است؛ از قوانین نامناسب و مدیریت اشتباه بگیرید تا‌ مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که راه را بر حقآبه تالاب‌ها بسته‌اند و هر روز جان این کانون‌های زندگی را می‌گیرند تا جای آنها کانون‌های بحرانی گرد و غبار بنشانند. به مناسبت پنجشنبه پیش‌رو (دوم فوریه) که در تقویم روز جهانی تالاب‌هاست، از حدود هزار تالاب کشور یاد می‌کنیم؛ تالاب‌هایی که از بیشتر آنها جز خاطره‌ای خشکیده چیزی باقی نمانده است.
هامون، بختگان و پریشان فرقی نمی‌کند. این روزها بیشتر تالاب‌های کشور شرایط نامناسبی دارند؛ شرایطی که زندگی را به کام بومیان این مناطق تلخ و آنها را وادار به کوچ کرده است، زیرا با از بین رفتن تالاب‌ها، ساکنان این مناطق امکان کشاورزی، ماهیگیری و دامداری را از دست داده‌اند.

براساس تعریف کنوانسیون رامسر، اگر تا عمق شش متری دریاچه، آبگیر و سواحل کشور را تالاب تعریف کنیم، می‌توان گفت حدود یکهزار تالاب در کشور وجود دارد، اما نباید انتظار داشت تحت تاثیر این تعداد تالاب، شرایط ساکنان مناطق تالابی کشور ایده‌آل باشد، چراکه نبود مدیریت مناسب منابع آب، سبب شده حدود 80 درصد این تالاب‌ها شرایط نامناسبی داشته باشند.

غفلت مرگبار

آوارگی بومیان مناطق تالابی، همه داستان تلخی نیست که مرگ تالاب‌ها را رقم زده است، چراکه باید در انتظار حوادث ناگوارتری بود؛ حوادثی که فقط تالاب‌ها امکان ایستادگی در برابرشان را دارند. به همین خاطر، امسال کنوانسیون رامسر برای روز جهانی تالاب‌ها ـ که پنجشنبه (دوم فوریه) در تمام کشورها برگزار می‌شود ـ شعار قابل توجهی انتخاب کرده و مضمون شعار این است که تالاب‌ها کاهش‌دهنده اثرات بلایای طبیعی هستند؛ نکته‌ای که در کشورهای در حال توسعه مانند ایران به آن توجه نمی‌شود، زیرا بومیان مناطق و برخی مدیران معمولا به تالاب‌ها بیشتر از جنبه معیشتی و ارزش‌های محلی نگاه می‌کنند، یعنی نگاه کلان در این میان وجود ندارد.

یکی از دلایل این غفلت آن است که کشورهای در حال توسعه با مشکلات روزمره مانند فقر و توسعه نیافتگی دست و پنجه نرم می‌کنند. بنابراین در تلاشند از منابع تالابی بیشتر برای تامین معیشت خود استفاده کنند. در واقع برای آنها تامین‌ خورد و خوراک خود یا علوفه دام‌هایشان در اولویت است.

گنج تالاب

تالاب‌ها را باید گنج‌هایی دانست که تخریبشان اقتصاد کشور را با مشکل روبه‌رو می‌کند، چراکه براساس مطالعات انجام شده سالانه تالاب‌ها دست‌کم حدود 9/4 میلیارد دلار ارزش خدماتی برای کشور ایجاد می‌کنند. براساس مطالعاتی که از سوی بانک جهانی در سال 2002 انجام شده، خسارت زیادی به خاطر تخریب تالاب‌ها به کشورمان تحمیل شده است، طبق نتایج این پژوهش، خسارت‌های ناشی از تخریب تالاب‌ها حدود 350 میلیون دلار برآورد شده است. این در حالی است که برخی کارشناسان تاکید دارند، ارزش‌ اکولوژیک تالاب‌ها 10 برابر جنگل‌‌ و 200 برابر زمین‌های زراعی است. برای نمونه می‌توان به تالاب شادگان اشاره کرد که وقتی شرایطش مناسب بود، معیشت بیش از 5000 خانواده وابسته به آن بود. افزون بر این باید یادآور شد، زمانی که تالاب هامون شرایط مناسبی داشت، بیش از 70 هزار خانواده، معیشت‌شان به این سفره پربرکت وابسته بود‌ یا می‌توان از این گفت که زمانی که هورالعظیم شرایط مناسبی داشت، حدود 12 هزار خانواده از ماهیگیری در این تالاب روزگار می‌گذراندند.

گزارش دیگری از بانک جهانی نشان می‌دهد، کشورمان هر سال حدود 8000 میلیارد تومان را به دلیل خسارت‌های زیست‌محیطی از دست می‌دهد. آن طور که در این گزارش آمده، بیشترین خسارت که حدود 2550 میلیارد تومان برآورد شده، در بخش آب به کشور تحمیل می‌شود و پس از آن تخریب جنگل، اراضی کشاورزی، مراتع و تالاب‌ها قرار دارد که حدود 2260 میلیارد تومان به کشور خسارت می‌زند.

یک مرگ و هزاران بلا

تالاب‌ها ارزش محلی، منطقه‌ای و جهانی دارند و نباید فراموش کرد آنچه در اکوسیستم جایگاه بسیار مهم‌تری به آنها می‌بخشد، این است که تالاب‌ها کاهش‌دهنده بلاهای طبیعی بسیار خطرناک هستند‌.

مسعود باقرزاده کریمی، معاون امور تالاب‌های دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره این توانایی تالاب‌ها به جام‌جم می‌گوید: مرگ تالاب‌ها رابطه مستقیمی با ‌‌گرمایش زمین دارد.

گرمایش کره زمین بر اثر متصاعد شدن دی‌اکسیدکربن است. در این میان، نوعی تالاب (پیت لند) که در کشورمان به عنوان‌‌ چمنزار مرطوب شناخته می‌شود، وجود دارد که نقش چشمگیری در تثبیت کربن دارد.

آن طور که باقرزاده کریمی می‌گوید، در کشورمان تاکنون دست‌کم ده پیت لند با وسعت‌ 163 هزار هکتار به مجامع جهانی معرفی شده است.

آنچه باید به آن توجه کرد، این است که مساحت تمام پیت لندها حدود 3 درصد خشکی‌های کره زمین را شامل می‌شود، اما این مناطق یک‌سوم کربن کره زمین را تثبیت می‌کنند.

اگر پیت لندها نابود شود، کربن بیشتری به هوا متصاعد می‌شود. متاسفانه 20 درصد گرمایش زمین ناشی از فعالیت انسان و به خاطر تخریب پیت لندهاست. بنابراین حفظ پیت لند‌ها می‌تواند مانع گرمایش زمین شود‌.

در کشورمان پیت‌لندهای سرد سیری و گرمسیری وجود دارد. برای نمونه می‌توان به عنوان پیت لند سردسیری‌ به بخش‌هایی از تالاب گندمان در چهارمحال و بختیاری‌ یا تالاب هشیلان در کرمانشاه اشاره کرد‌.

هورالعظیم و شادگان‌ نیز از پیت لند‌های گرمسیری کشورمان هستند.

تالاب علیه سیلاب

در کنار کاهش گرمایش زمین می‌توان از کنترل خشکسالی و سیلاب نیز به عنوان نقش‌های دیگر تالاب‌ها یاد کرد، زیرا‌ خشکسالی و سیلاب‌ دو روی یک سکه هستند. اگر در منطقه‌ای سیلاب گل‌آلود جاری شود، به احتمال زیاد سال بعد در آن منطقه خشکسالی خواهد شد.

تالاب‌ها با ذخیره کردن آب از تخریب مناطق پایین دست جلوگیری می‌کنند. برای نمونه تالاب انزلی مانند کمربندی بندر انزلی را محصور کرده و آب 11 رودخانه‌ای که وارد این تالاب می‌شود، به کمک این تالاب به تدریج به دریا می‌ریزد، اما اگر این تالاب از بین برود، طغیان رودخانه‌ها به تهدیدی جدی برای ساکنان منطقه‌ بدل می‌شود.

علاوه براین باید توجه داشت که خشک شدن تالاب‌ها سبب می‌شود آب‌های جاری بدرستی به سفره‌های زیرزمینی تزریق نشود‌ و به این شکل دراثر بارندگی‌های کوچک سیلاب ایجاد می‌شود.

آسایش در کنار تالاب

مرگ تالاب‌ها تهدید‌های جدی زیادی برای انسان در پی دارد. ریزگرد‌ها و از بین رفتن آسایش اقلیمی دو خطر جدی هستند که می‌توان به آنها نیز اشاره کرد، زیرا براساس مطالعات انجام شده، بیش از 80 درصد ریزگردهای خاورمیانه ناشی از تالاب‌های خشک شده منطقه و بویژه بین‌النهرین است.

معاون امور تالاب‌های دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط‌ زیست درباره نقش تالاب‌ها در آسایش اقلیمی توضیح می‌دهد: آسایش اقلیمی، محدوده اقلیمی است که بشر به لحاظ گرما و رطوبت در آن آسایش دارد.

‌تالاب‌ها به طولانی شدن اقلیم آسایش مناطق منجر می‌شوند. برای نمونه تا پیش از بحرانی شدن شرایط دریاچه گفته می‌شد ارومیه آب و هوای خوبی دارد، زیرا دریاچه‌ دما ‌و رطوبت نسبی را مناسب می‌کرد.

اما وقتی در منطقه‌ای تالاب خشک می‌شود، فاصله دمایی شب و روز بیشتر می‌شود. بنابراین مدت اقلیم آسایش آن منطقه کاهش می‌یابد.

مراسم روز جهانی تالاب

در کشورمان نیز قرار است به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها مراسم مختلفی برگزار شود. ابوالفضل آبشت، مدیر طرح حفاظت از تالاب‌های ایران به جام‌جم می‌گوید:‌ 14 بهمن (دوم فوریه) به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها در‌ خوزستان کنفرانسی برگزار می‌شود که در آن مدیران ارشد محیط زیست و نمایندگان مجلس و سفیران برخی کشور‌ها شرکت می‌کنند.

او توضیح می‌دهد، در این مراسم قرار است سه نفر به عنوان قهرمان تالاب معرفی شوند و
علاوه بر آن سه محیط‌بان نیز که در حفظ تالاب‌های کشور تلاش کرده‌اند، به عنوان محیط‌بان تالابی معرفی خواهند شد. در استان‌های تالابی نیز قرار است مراسم ویژه‌ای به کمک سازمان‌های مردم نهاد برگزار شود تا شهروندان هر چه بیشتر با اهمیت حفظ تالاب‌ها آشنا شوند.

مراسم روز جهانی تالاب‌ها دوم فوریه‌ برگزار می‌شود. تاریخچه برگزاری این مراسم به سال 1971 و تصویب کنوانسیون تالاب‌ها در شهر رامسر بازمی‌گردد‌.

تالاب تشنه توجه ویژه

تالاب‌های کشور حال و روز مناسبی ندارند. یکی پس از دیگری خشک می‌شوند و خاطرات بومیان منطقه از آنها تنها چیزی است که باقی می‌ماند.

گفتن از حقآبه تالاب‌ها یا این که باید به آنها توجه بیشتری کرد، تا زمانی که به مرحله اجرا نرسد گرهی از کار تالاب و بومیان مناطق تالابی باز نمی‌کند.

ابوالفضل آبشت، مدیر طرح حفاظت از تالاب‌های ایران درباره تلاش‌های انجام شده برای حفظ تالاب‌ها می‌گوید: برنامه‌های اجرا شده برای حفظ تالاب‌ها دست‌کم‌ سبب شده‌، تصمیم‌گیران بزرگ کشور نیز به شرایط تالاب‌ها بپردازند. برای نمونه در سخنرانی‌های رئیس‌جمهور به این مهم پرداخته می‌شود.

آن طور که او می‌گوید، این روزها تمام سطوح جامعه نسبت به اهمیت تالاب‌ها آگاهند و در برخی استان‌ها به کمک بومیان منطقه‌، تالاب‌ها احیا شده‌اند.

عوامل زیادی در تخریب تالاب‌های کشور نقش دارند که باید برای رفع آنها چاره‌ای اندیشید. قسمتی از این اتفاق به دلیل نبود قوانین و مقررات بازدارنده رقم می‌خورد.

برای نمونه می‌توان به اجرای طرح‌هایی اشاره کرد که بدون گزارش ارزیابی زیست‌محیطی عملی می‌شوند و حقآبه تالاب‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند. البته نمی‌توان از نقش مدیریت اجرایی نامناسب و منابع اکوسیستم نیز غافل شد.

‌در کنار این عوامل باید از مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز نوشت که تحت تاثیر آنها جوامع محلی برای تامین نیازهای اولیه خود دست به تخریب تالاب‌ها می‌زنند.

مهدی آیینی

خیانت مجلس نشینان به مردم و جنگل

635646823685917009 (1)نفس طرح تنفس‌جنگل را گرفتند؛آخرین مرهم زخم جنگل‌های باستانی کشور را ضایع کردند تا جنگل های شمال کشور  به مرگ نزدیک‌تر شود و دیگر خاطره ای از جنگل های هیرکانی که از عصر یخبندان جان سالم به در برده‌اند باقی نماند‌.تبر بی‌توجهی نمایندگان و فشار لابی ها بزودی زخمی کاری را بر تن جنگل های کشور می نشاند،زخمی که بی شک شرایط جنگل های شمال کشور را بحرانی تر می کند.

پنج شنبه گذشته درحالی که بیشتر کارشناسان حوزه محیط زیست ، منابع طبیعی و شهروندان منتظر بودند بخوانند و بشنوند که نمایندگان‌شان در مجلس مهر تایید خود را پای طرح تنفس جنگل می زنند،خبرهای از مجلس منتشر شد که ‌آب پاکی را روی دست آنهایی می ریزد که تصور می کنند مجلس‌نشینان برای نجات جنگل های کشور بیش از مجلس گذشته اهمیت قائلند.

براساس آخرین تصمیم های‌ گرفته شده قرار است طرح تنفس  جنگل از ابتدای چهارمین سال برنامه ششم، یعنی سال 1399 کلید بخورد!

‌ در شرایطی که زمان برای نجات جنگل های کشور حیاتی است و شدت تخریب ها آنقدر است که فقط ‌ در پنج سال اخیر 40 میلیون اصله درخت 300ساله شمشاد ‌از بین رفته اند‌ و چنانچه طرح تنفس از همین امروز نیز شروع شود‌برای برگشت به شرایط پیش از تخریب باید به جنگل های کشور حدود 150 سال زمان داد.

تعلل در اجرای طرح تنفس تنها غفلتی نیست که از نمایندگان نسبت به منابع طبیعی کشور سر زده، زیرا ‌آنها با قطع درختان برای اجرای طرح های عمرانی نیز موافقت کرده اند! آن هم در شرایطی که تاکنون بیش از‌ 7000 کیلومتر جاده در این جنگل ها ایجاد شده و درختان زیادی را به کام مرگ فرو برده است.

علاوه بر این مجلس نشینان با بهره‌برداری از جنگل با هدف بهداشت، حفاظت و پرورش جنگل از درختان پیر، خشک سرپا، افتاده، لاپی، آفت‌زده غیرقابل احیا نیز ‌ با مجوز سازمان جنگل‌ها‌ موافقت کرده اند؛ماجرایی که تا پیش از این نیز به همین شکل دنبال می شد و سود جویان با سوء استفاده از آن و نبود نظارت مناسب درختان سالم زیادی را قلع و قمع کرده اند.

چنین تصمیم هایی به طور حتم دیر یاز زود نه تنها جنگل های هیرکانی را از بین می برد بلکه سبب می شود شمال کشوراز زندگی خالی شده و تمامیت ارضی کشور نیز باتهدید رو به رو شود‌.

به نظر می رسد نمایندگان مجلس فراموش کرده اند یا نمی خواهند باور کنند‌ ‌میانگین بارش ‌در هیرکانی حدود 2000میلی‌متر برآورد می‌شود ‌و هر سال جنگل سه میلیارد و شش میلیون مترمکعب آب را ذخیره می کند.(بزرگ‌ترین سد کشور ‌،کارون‌‌ سه میلیارد مکعب آب را پشت خود نگه می‌دارد.) و یا    هر سال جنگل‌های شمال از انتشار 136میلیون تن گرد و غبار در کشور جلوگیری می کنند.

بنابراین زمانی که درختان جنگل های هیرکانی قطع شوند نه فقط آبی ذخیره نمی شود بلکه سیلاب و طغیان ریزگردها زندگی ساکنان شمال کشور و دیگر مناطق ایران را نابود خواهد کرد‌.

با تمام این غفلت ها هنوز فرصت برای نجات جنگل های کشور باقی است، باید از اعضای شورای نگهبان خواست هنگام بررسی نهایی لایحه ششم به این مهم توجه کرده و از نمایندگان مجلس بخواهند قانون را تمام و کمال برای حفظ منابع طبیعی کشور بکار گیرند و دست کم به اصل 50 قانون اساسی کشور احترام بگذارند. ‌

‌مهدی آیینی

نفس برید‌ه‌ای به نام جنگل

صدای اره برقی‌ها در جنگل‌های شمالی قطع نمی‌شود، درختان یکی از پس دیگری می‌افتند تا اکوسیستمی که قدمتش بیش از یک میلیون سال برآورد می‌شود و از عصر یخبندان جان سالم به در برده این‌بار توسط انسان زمینگیر شود و بجز خاطره‌اش برای ‌برای نسل‌های آینده چیزی باقی نماند؛ این واقعیت تلخی است که بهره‌برداری بیش از حد از جنگل‌های شمال دلیل اصلی‌اش است به همین دلیل اجرای طرح استراحت جنگل را باید تنها راه نجات جنگل‌های هیرکانی دانست، در این گزارش کارشناسان از ضرورت اجرای طرح تنفس جنگل می‌گویند.

هیرکانی؛ جنگل باستانی و منحصر به‌فرد

محمدرضا مروی‌مهاجر/ استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران

حدود 600 هزار سال پیش در کره زمین یخچال‌های طبیعی شروع به گسترش کردند و بیشتر جنگل‌های نیمکره شمالی زمین ‌زیر این یخچال‌ها مدفون شدند، اما جنگل‌های شمال ما از حمله یخچال‌ها مصون ماندند.

بعد از پسروی یخچال‌ها، بیشتر اراضی اروپا به چمنزار تبدیل شد و به این شکل جنگل‌های اولیه و ثانویه شکل گرفت.

بنابراین می‌توان گفت جنگل‌های اروپایی قدمتی حدود ده تا 12 هزار سال دارند، اما جنگل‌های شمال کشورما که ماندگار شدند قدمت بیشتری دارند، چراکه از دوران سوم زمین‌شناسی باقی‌مانده‌اند. به همین سبب ما اکوسیستم بی نظیری در شمال کشور داریم که تنوع زیستی بالایی دارد و اطلاعات ژنتیک فوق‌العاده‌ای را در دل خود جای داده است.

اما به نظر من به عنوان یک محقق هنوز به بسیاری از‌ ارزش‌های این اکوسیستم پی نبرده و آن را آن‌طور که باید به جهان معرفی نکرده‌ایم، چراکه کارشناسان اروپایی وقتی به کشورمان می‌آیند از دیدن جنگل‌های شمال کشور تعجب می‌کنند.

این روزها در اروپا نهضت جنگل‌داری همگام با طبیعت شروع شده به همین سبب اروپایی‌ها به دنبال مدل‌های اولیه جنگل هستند تا با توجه به آنها، جنگل‌هایشان را مدیریت کنند‌. چنین جنگل‌هایی در نیمکره شمالی زمین خیلی کم است‌؛ از جنگل‌های شمال کشور می‌توان به عنوان موزه، آزمایشگاه و الگویی بهره برد که می‌تواند مورد استفاده اروپایی‌ها قرار گیرد.

ما تجربه نیم قرن جنگل‌داری در شمال کشور را داریم‌، اما با توجه به علم امروز می‌توان گفت شیوه‌هایی که تاکنون به کار گرفته‌ایم مناسب نبوده است‌، چراکه براساس الگوبرداری از اروپا جنگل‌هایمان را مدیریت کرده‌ایم، اما نکته اینجاست که جنگل‌های اروپا‌ انسان ساخت است. به همین دلیل مدیریت جنگل با شیوه‌هایی که آنها به کار می‌گیرند درست نیست.

علاوه بر این در کشورمان بهره‌برداری از جنگل مساوی است با برداشت چوب، ‌اما چنین بهره‌برداری را باید سرمایه‌برداری دانست‌. براساس تجربه‌ای که در این سال به دست آورده‌ایم، باید تاکید کرد راه مناسبی را در پیش نگرفته‌ایم و باید هرچه زودتر به جنگل‌های شمال کشور استراحت بدهیم. چراکه ‌بهره‌برداری شدید از جنگل‌های شمال سبب کاهش سطح جنگل و تنوع زیستی این اکوسیستم شده است.

در واقع می‌توان گفت جنگل‌های شمال ما در مسیر انحطاط اکولوژیکی قرار گرفته اند و نیاز به فرصتی برای بازسازی دارند‌. البته ‌اجرای طرح ده ساله استراحت جنگل فرصت مناسبی است که باید از آن نهایت استفاده را برد و به آمایش جنگل‌ها پرداخت و ‌اطلاعات مناسبی گردآوری کرد‌. برای نمونه باید مشخص کرد واقعا چند درصد از جنگل‌های شمال کشورمان بکر هستند‌ (تخمین کنونی 10درصد است). افزون بر این لازم است برای ثبت جنگل‌های هیرکانی به عنوان میراث طبیعی و جهانی نیز تلاش کرد‌ و در نظر داشت که تخریب این جنگل‌ها تبعات جبران‌‌ناپذیری به دنبال دارد،زیرا میانگین بارش در جنگل‌های زاگرس حدود 600 تا 700 میلی متر است، اما در شمال کشور این میانگین حدود 2000میلی‌متر برآورد می‌شود و بر همین اساس اگر این جنگل‌ها از بین برود‌ امکان حیات نیز در این منطقه برای انسان از بین خواهد رفت.

 

جنگل طبیعی قابل بهره‌برداری نیست

علی اوسط‌ منتظری/ مرجع ملی جنگل

‌اجرای طرح تنفس جنگل ضروری است، زیرا بهره‌برداری از جنگل‌های طبیعی مفهومی ندارد و‌ باید تاکید کرد‌ بهره‌برداری خاص جنگل‌های انسان ساخت و دست کاشت است‌.

این مساله را نیز می‌شود ثابت کرد، چراکه متغییرهای تولید محصول در جنگل‌های طبیعی در اختیار انسان نیست‌. برای نمونه، شرایط و تغییر اقلیم مثل خشکسالی در قوه نامیه (بذر درختان اگر قوه نامیه نداشته باشد رشد نخواهد کرد) بذر درختان جنگلی تاثیرگذار است.

به این شکل انسان نمی‌تواند برآوردی از رشد و توسعه جنگل‌های طبیعی داشته باشد تا با توجه به آن برای بهره‌برداری از جنگل برنامه‌ریزی کند‌‌.

افزون براین شرایط نامناسب جنگل‌های کشور دلایل دیگری نیز دارد مثلا ما قوانین را بدرستی اجرا نکرده‌ایم. برای نمونه طبق قانون، حفاظت، احیا و توسعه و بهره‌برداری از جنگل ‌بر عهده سازمان جنگل‌هاست یعنی باید از طریق حفاظت به بهره‌برداری می‌پرداختیم، اما زمان اجرا برعکس عمل کردیم‌، چراکه طرح‌های جنگل‌داری اکنون به شکلی است که از بهره‌برداری به حفاظت می‌رسند‌.

ارزیابی کیفی جنگل‌های شمال نیز گواه دیگری است بر این که باید برای اجرای طرح تنفس پافشاری کرد،چراکه از سال 1337 هر ده سال گزارشی دراین زمینه آماده می‌شود و نتایج این پژوهش و بررسی‌ها لزوم اجرای طرح تنفس را تایید می‌کند‌. ‌‌مساله دیگری که باید به آن توجه کرد، فعالیت‌های زیادی است که در جنگل انجام می‌شود. برای نمونه علاوه بر قاچاقچیان چوب باید فعالیت برخی دامداران و روستاییان و بهره‌برداران از معادن و طرح‌های عمرانی را نیز در نظر گرفت که شرایط بقای جنگل را با مشکل روبه‌رو‌ کرده است. مثلا در جنگل‌های شمال حدود 7000 کیلومتر جاده ایجاد شده و این درحالی است که ظرفیت‌ و توان این اکوسیستم محدود است. بنابراین نباید اصرار کرد که همچنان در قالب طرح‌های بهره‌برداری به برداشت چوب پرداخت‌.

این درحالی است که در جنگل‌های ‌کشور، اکوتون‌ها (مرز اکوسیستم‌ها) نیز جا‌به‌جا شده است. مثلا‌ در فارس، جنگل‌های بلوط جای خود را به اکوسیستم ایران ـ تورانی (بیابانی) داده‌اند و در جنگل‌های شمال همچنین تغییراتی را شاهد هستیم،اما این تغییرات آیینه عملکرد ما‌ و خطری است که اکوسیستم‌های طبیعی را تهدید می‌کند.

 

آمارهایی تلخ از استثمار جنگل

هادی کیادلیری/ رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور

منابع طبیعی کشور زمانی منابع ملی خوانده می‌شود که منافع ملی داشته باشد. پس به منظور حفظ سرزمین و منافع ملی کشور باید طرح استراحت جنگل را اجرایی کرد.

با نگاهی به طبیعت ایران می‌توان شاهد تغییرات جنگل‌های کشور بود، منابعی که باید مولد فرصت باشند به منبعی برای تهدید تبدیل شده‌اند‌‌ و قابل توجه است که این منابع که ارزش جهانی دارد در یک درصد خاک کشور قرار دارد‌ و قطع شدن یک درخت از آن نیز کشور را به سمت بیابانی شدن سوق می‌دهد.

بنابراین باید به این تن بیمار استراحت داد‌ و مانع تکرار تخریب جنگل شد،زیرا به نظر می‌رسد اتفاقی که در جنگل‌های زاگرس رخ داد و از شش میلیون هکتار جنگل این منطقه، یک میلیون هکتار را نابود کرد، جنگل‌های شمال را نیز تهدید می‌کند.

در پنج سال اخیر طغیان 45 گونه آفت را در سطحی حدود 350 هزار هکتار از جنگل‌های شمال شاهد بوده‌ایم،آفاتی که برخی از آنها برای سلامت انسان بسیار خطرناکند و بعید نیست در آینده صنعت گردشگری را نیز تحت ‌تاثیر بگذارد.

میزان رشد آتش‌سوزی نیز در ده سال اخیر قابل توجه است و در شمال کشور به 190 هزار هکتار افزایش یافته است .

‌خشک شدن چشمه‌ها و رودخانه‌ها نیز از دیگر علائم بیمار شدن جنگل است، زیرا بسیاری از 130 رودخانه‌ای که از جنگل تغذیه می‌شوند ‌از حالت دائمیبه فصلی بدل شده‌اند.

در پنج سال اخیر 40 میلیون اصله درخت 300ساله شمشاد را که بومی جنگل‌های ایران است از دست داده‌ایم و باید تاکید کرد مرگ و میر دسته‌‌جمعی گونه‌ها نشان‌دهنده فروپاشی اکوسیستم‌هاست.

برخلاف باور اشتباه برخی‌ها که جنگل را فقط چوب می‌دانند، باید گفت جنگل اکوسیستم است و کوچک‌ترین عضو دراین اکوسیستم نقش حیاتی دارد‌. متاسفانه اکنون‌ حیات وحش در جنگل باقی نمانده و می‌توان این را نشانه‌ای جدی از تخریب جنگل دانست.

این نشانه‌های تلخ، گواهی است براین که بی‌برنامه از جنگل بهره‌برداری شده و آن را به نوعی استثمار کرده‌ایم، چراکه‌ حدود‌ پنج برابر استاندارد‌ها از این اکوسیستم بهره‌برداری شده است.

‌برای اجرای مناسب طرح تنفس، باید ‌تغییراتی بنیادی در نگرش‌ها ایجاد کرد تا به این شکل، مسئولان و شهروندان به جنگل‌های کشور به دید بنگاه چوب نگاه نکنند و آگاه باشند که با اجرای طرح استراحت برای مدت ده سال، شرایط جنگل‌های کشور به پیش از تخریب بازنخواهد گشت ‌و در واقع برای بازگشت به شرایط آن دوران دست کم به 150 سال زمان نیاز است‌.

شاید برخی منتقدان از نحوه تامین اعتبار برای اجرای طرح استراحت جنگل ایراد بگیرند، اما باید گفت وقتی دولت برای ساخت سد‌های کوچک حدود 500 میلیارد تومان هزینه می‌کند، چطور می‌تواند برای جنگل‌های شمال که بیشتر از‌ بزرگ‌ترین سد کشور ‌آب ذخیره می‌کند‌ حدود 300میلیارد تومان هزینه نکند.

در واقع اگر بتوان نگاه افراد را به طبیعت تغییر داد ‌بسیاری از مشکلات این حوزه بر طرف خواهد شد. برای نمونه، همان‌طور که هنگام ساخت مسجد و مدرسه و سرمایه‌گذاری برای رشد فرهنگ و علم نمی‌پرسیم چقدر برای ما درآمد خواهد داشت، برای حفظ جنگل نیز باید اینچنین سرمایه‌گذاری کرد.

ضرورت اجرای طرح استراحت جنگل

عباسعلی نوبخت/ معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها

جنگل‌های شمال کشور نقش چشمگیری در تولید اکسیژن، ذخیره آب و جذب ریز گردها دارند و نباید از یاد برد که در شمال کشور 1800 گونه گیاهی وجود دارد که مختص این منطقه است. فواید جنگل‌های کشور آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنها را در چنین یادداشت کوتاهی ارائه کرد، اما می‌توان به تعدادی از آنها پرداخت.

هر هکتار جنگل 5/2 تن اکسیژن در سال تولید می‌کند، بنابراین میزان اکسیژنی که جنگل‌های شمال تولید می‌کند برمبنای تاج پوشش بیش از 10 درصد و مساحتی حدود دو میلیون هکتار‌، حدود پنج میلیارد و ده میلیون کیلوگرم اکسیژن خواهد بود و اگر قیمت هرکیلوگرم اکسیژن را دست‌کم 2500 تومان در نظر بگیریم. ارزش ریالی اکسیژن تولید شده در شمال کشور برابر با 12هزار و 525 میلیارد تومان است.

علاوه بر این هر هکتار جنگل اکسیژن مورد نیاز ده انسان را نیز تولید می‌کند براین اساس جنگل‌های شمال اکسیژن مورد نیاز 20 میلیون و 40 هزار نفر را نیز تامین می‌کند.

در این بین بحث گرد و غبار و ریزگردها نیز مطرح است، زیرا هر هکتار جنگل 68تن گرد و غبار را در سال جذب می‌کند به عبارت دیگر هر سال جنگل‌های شمال 136میلیون تن گرد و غبار را جذب می‌کند و مانع گسترش آن در کشور می‌شود.

‌میزان آبی که جنگل‌های شمال در خود ذخیره می‌کند نیز قابل توجه است، اگر این مقدار را به طور متوسط 1500 مترمکعب برای هر هکتار در نظر بگیریم، باید گفت هر سال سه میلیارد و شش میلیون مترمکعب آب در جنگل‌های شمال کشور ذخیره می‌شود، این درحالی است که بزرگ‌ترین سد کشور (کارون)، سه میلیارد مکعب آب را پشت خود نگه می‌دارد‌ و لازم به یاد آوری است که آب پشت سد‌ها تبخیر می‌شود، اما آب ذخیره شده از سوی جنگل تبخیر نمی‌شود.

‌بنابراین‌ اجرای طرح استراحت جنگل ‌مساله‌ای ضروری است و باید برای اجرای آن ‌تلاش کرد. در پاسخ به منتقدان این طرح نیز می‌توان گفت حفظ جنگل آنقدر فایده برای کشور دارد که به کمک آنها می‌توان نقاط ضعف زیادی را پوشش داد.

درباره سرنوشت طرح‌های بهره‌برداری از جنگل نیز باید خاطرنشان کرد پیرو ابلاغیه وزیر جهاد کشاورزی، طرح‌هایی به بهره‌برداری می‌رسد که در گذشته قراردادشان امضا شده و دیگر تمدید نمی‌شوند. برای نمونه امسال 15 طرحی که‌ در اراضی به وسعت 140 هزار هکتار اجرا شده بود ‌به پایان رسیده و دیگر تمدید نشد.

نکاتی که به آن اشاره شد گواهی است بر این که اجرای طرح تنفس ‌جنگل واجب است و برای حفظ تنوع گیاهی و جانوری شمال کشور باید هرچه زودتر آن را اجرایی کرد.

تجدیدنظر در جانمایی صنایع

ناصر مقدسی‌/ رئیس شورای‌عالی جنگل

‌اجرای ‌طرح تنفس جنگل ضرورتی غیرقابل انکار است و منظور از آن مدیریت تهدیدها و کاهش فشارها روی اکوسیستم است، زیرا برای نجات جنگل ارتقای شاخص‌های کمی، کیفی و پایداری جنگل باید مورد توجه قرار گیرد.

لازم به یادآوری است ‌بالاترین سطح حاکمیتی نظام نیز بر حفظ جنگل‌های کشور تاکید دارد و رهبر معظم انقلاب نیز در بیاناتشان به این مهم پرداخته‌اند.

این درحالی است که اجرای طرح تنفس جنگل در سایر کشورها اجرا شده و نتایج مناسبی داشته است. برای نمونه چین، ژاپن و اندونزی با اجرای چنین طرح‌هایی جنگل‌های خود را حفظ کرده‌اند.

با اجرای طرح تنفس در ده سال اول بهره‌برداری چوب‌ به شکل تجاری و صنعتی متوقف می‌شود، البته رهاسازی جنگل ‌در دستور کار ما نیست، چراکه از کمک مجریان و کارگزاران با صلاحیت برای مدیریت پایدار جنگل استفاده خواهد شد.

در این مدت سعی خواهد شد‌ سنگ بنای مدیریت پایدار جنگل نیز طراحی شود، هرچند باید تاکید کرد که ده سال استراحت نیز برای جنگل زمان کوتاهی است.

در مدت اجرای طرح استراحت جنگل، آمایش جنگل صورت می‌گیرد و به این شکل مشخص خواهد شد که از دو میلیون هکتار جنگل‌های هیرکانی کشور چه مقدار باید تحت حفاظت شدید قرار بگیرد یا از کدام بخش‌ها می‌توان بهره‌برداری کرد.

‌مساله مهم دیگری که برای اجرای طرح تنفس جنگل باید به آن توجه داشت، پرداختن به تقویت توان حفاظتی سازمان جنگل‌هاست؛ زیرا کمبود نیرو و تجهیزات سبب شده یگان حفاظت سازمان نتوانند بدرستی تمام مناطق جنگلی کشور را پوشش دهند‌، این درحالی است که در کشورهای موفق، گارد جنگل ‌جزو مقتدرترین نیروهای حفاظتی هستند.

بنابراین باید این کمبودها را جبران کرد و به مواردی که برای رفع این مشکل در نظر گرفته شده پرداخت، برای نمونه دربرنامه‌های سوم و چهارم برای حل و فصل شدن این مشکل سازمان جنگل‌ها نکاتی در نظر گرفته شده بود، اما هرگز اجرایی نشدند‌.

نکته دیگری که برخی منتقدان اجرای طرح تنفس به آن اشاره می‌کنند، صنایعی است که در شمال کشور جانمایی شده‌اند. دراین باره نیز باید خاطرنشان کرد در الگوی جدید ما صنایع بزرگ جایگاهی ندارند‌، چراکه استقرار صنایع بزرگ در جنگل‌های کوچک اشتباه است. در واقع برای تامین چوب مورد نیاز صنایع باید به توسعه جنگل‌های دست کاشت و انسان ساز پرداخت و‌ سازوکار واردات چوب را نیز تسیهل کرد، زیرا جنگل‌های طبیعی کاربرد‌های حیاتی برای کشور دارند و نباید آنها را به چشم منبع تولید چوب دید.

 

مهدی آیینی

مشکل محیط زیست دوربرگردان‌های سیاسی است

«پرداختن به سیاست، به جای رتق‌ و ‌فتق مسائل‌ محیط زیست» این‌ یکی از انتقادهایی است که این روزها رئیس‌سازمان حفاظت محیط‌زیست با آن رو به روست، مساله‌ای که باعث شده خیلی‌ها نتوانند با اطمینان بگویند سکاندار پردیسان‌، چهره‌ای است سیاسی یا زیست‌محیطی.

اگرچه ‌معصومه ابتکار پیش از این نیز به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مشغول بوده و پدرش نیز چنین مسئولیتی را تجربه کرده، اما او چهره‌ای است که اولین بار به عنوان یک دانشجوی پیرو خط امام، در جریان تسخیر لانه جاسوسی در رسانه‌ها مطرح شد و سال‌های بعد با ورود به احزاب، درباره مسائل روز سیاسی اظهارنظر کرد، شاید همین اظهارنظرها او را در کانون توجهات و نقدها قرار داد.

ابتکار اولین زنی نیز است‌ که در تاریخ جمهوری اسلامی به هیات وزیران راه یافته‌ شاید هم این ویژگی‌‌ او را به سوژه مناسبی برای رسانه‌های خارجی تبدیل کرده و گفت‌وگوهای او با این رسانه‌ها، برایش چندان کم‌هزینه نبوده است. برای همین ‌بسیاری می‌گویند رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به‌جای آن که وقتش را صرف وظایفش کند، بیشتر درگیر فعالیت‌های سیاسی است. ما در این گفت‌وگو با ابتکار درباره عملکرد سازمان حفاظت محیط‌زیست و نقدهایی که از او می‌شود صحبت کردیم.

خیلی‌ها شما را به عنوان یک فعال سیاسی می‌شناسند تا یک چهره زیست‌محیطی. شاید به‌خاطر سابقه‌ای که از شما در فضای رقابت‌های حزبی ایران وجود دارد، این ذهنیت شکل گرفته‌، واقعا چقدر مسائل محیط زیست را سیاسی می‌دانید؟

در حدود سه سال و اندی که مسئولیت اجرایی دارم فکر می‌کنم ۹۹ درصد کارم تخصصی محیط زیست و اجرایی است و یک درصد سیاسی، آن هم بستگی به تعریف نگاه، فعالیت یا جهت‌گیری سیاسی دارد، چراکه اقتضای کار همین است.

این که گفتید ۹۹ درصد فعالیت‌هایتان زیست‌محیطی است واقعا صادقانه است؟‌ خیلی زیاد تخمین نزدید؟

بله واقعا صادقانه است،چون فکر می‌کنم اگر جاهایی وارد بحث سیاسی می‌شویم تا دستاوردی‌ های دولت را تبیین کنیم در حقیقت در راستای کار ماست، برای نمونه می‌پرسند چرا دستاورد‌های برجام را تبیین می‌کنیم، چون بخش مهمی از دستاورد‌های برجام با دسترسی به فناوری‌های روز منجر به بهبود شرایط محیط زیست می‌شود. افزون براین باید یادآور شد که ۸ درصد کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را به بحث برجام وابسته کرده‌ایم و گفته‌ایم اگر تحریم‌ها به شکل کامل برداشته شود این میزان گاز گلخانه‌ای را کاهش خواهیم داد، بنابراین این بحث‌ها به یکدیگر وابسته است.

با وجود این شاهد هستیم که شما اظهارنظرهای سیاسی دارید. اظهارنظرهایی که شاید ضرورتی نداشته باشد در مقام رئیس سازمان محیط زیست آنها را بیان کنید. سوال من این است که چطور بین سمت حقوقی و شخصیت سیاسی‌تان مرزبندی می‌کنید؟‌

به هرحال با یکدیگر ارتباط دارند، چون در دنیا نیز جهت‌گیری احزاب سیاسی و دولت‌ها نسبت به مسائل محیط زیست متاثر از جهت‌گیری سیاسی آنهاست و شاید احزابی که نگاهشان رو به آینده است یا روی آزادی‌ها و حقوق اجتماعی تاکید دارند نسبت به مسائل محیط زیست حساس هستند، اما احزابی که نگاهشان بسته‌تر است و محافظه کار هستند خیلی موضوعات محیط زیست را جدی نمی‌گیرند.

‌با این همه، عملکرد دولت آقای روحانی هم در قبال محیط زیست چندان بی‌عیب نیست. مثلا دولت کارش را با یک مصوبه درباره دریاچه ارومیه آغاز کرد، اما بعدا کار رها شد.  

چند نکته وجود دارد اول این که ماهیت مسائل محیط زیست برنامه‌ای و بلند مدت است یعنی اگر بخواهیم مشکلات زیست‌محیطی را حل کنیم باید در دوره‌های ۵ تا ۱۵ ساله با برنامه‌ریزی هدف‌گذاری تامین اعتبارات همراه باشد مساله دیگر فرابخشی بودن مسائل محیط زیست است، مثلا در دریاچه ارومیه وزارت نیرو و کشاورزی مسئولیت جدی دارند.

یعنی این دو وزارتخانه با برنامه‌های شما هماهنگ نیستند؟ خب، این که می‌شود یک نشانه دیگر از ضعف دولت در حل مساله محیط زیست!

هماهنگ هستند، اما برنامه‌هایشان بلند مدت است و با مشکلاتی که بیشتر آنها به گذشته برمی‌گردد مواجهند. برای نمونه در حوضه دریاچه ارومیه در ۴۰ سال گذشته ۱۵۰ هزار هکتار کشاورزی بود که بیشترش انگور بود، اما کشت به سمت چغندر و سیب رفت که بیش از پنج برابر انگور آب مصرف می‌کند،‌ مساحت اراضی کشاورزی نیز به ۴۰۰ هزار هکتار رسید‌. علاوه بر این ۹۰ سد نیز در این محدوده ساخته شد.‌ از این گذشته‌ واقعیت تغییر اقلیم را نیز نمی‌توان نادیده گرفت، چراکه در حدود ۵۰ سال گذشته روند تدریجی کاهش بارندگی، روان آبها و افزایش دما را تجربه کرده‌ایم.

 

همان طور که اشاره کردید برخی دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها در زمینه مسائل زیست‌محیطی کم‌کاری می‌کنند، بتازگی نیز سازمان بازرسی کشور گفته می‌خواهد اسامی ۱۱ دستگاه کم‌کار درباره آلودگی هوا را معرفی کند. اینها نشان می‌دهد انتقاد منتقدان نسبت به فعالیت زیست‌محیطی دولت درست است‌. فکر می‌کنید سازمان حفاظت محیط زیست نیز جزو این دستگاه‌هاست؟

در رابطه با آلودگی هوا باید گفت مساله بلندمدت و فرابخشی مطرح است،برای نمونه سال ۷۹ برنامه کاهش آلودگی هوا را شروع کردیم و اجرای استانداردهای خودرو را شاهد بودیم و پیکان از رده خارج شد یا سرب از بنزین حذف شد و دولت برنامه ده سال آینده را تصویب کرد و براساس آن قرار شد در سال ۸۶‌ استاندارد بنزین و خودرو‌ها به یورو ۴ ارتقا پیدا کند، اما متاسفانه سال ۸۶ هیچ اتفاقی نیفتاد. از سال ۸۳ و ۸۴ برنامه برای کاهش آلودگی هوا داشتیم که ده سال بود نیمه‌کاره رها شده بود.‌ وقفه‌ای که افتاد سبب شد سال ۹۲ دوباره به اول خط برگردیم و براستاندارد یورو ۴ برای بنزین و خودرو تاکید کنیم.

بنابراین به نظر شما دلیل اصلی آلودگی هوا وقفه‌ای بوده که دولت قبلی در اجرای این سیاستگذاری‌ ها داشته است؟

یکی از دلایل این است.

فکر نمی‌کنید نباید همه مشکلات را به گردن دولت قبل انداخت؟

‌دلیل دیگر این است که دستگاه‌های دیگر نیز باید به وظیفه خود عمل می‌کردند. به فرض دولت مساله را جدی نگیرد، اما خودروسازی یا نیروگاه‌ها باید این مساله را جدی می‌گرفتند. دستگاه‌ها به تبع این که دولت در دوره‌ای این مسائل را رها کرد آنها نیز به آن توجه نکردند، اما دلیل این که چرا امروز با این مشکل مواجه هستیم این است که تعداد زیادی خودروی فرسوده داریم که بموقع از رده خارج نشدند. الان به این منظور برنامه‌ریزی می‌کنیم.

اما انتقادهای زیادی درباره از رده خارج کردن خودروهای فرسوده وجود دارد که می‌گویند این روند کند است.

براساس آخرین آماری که رئیس‌جمهور هم به آن اشاره کرده‌اند حدود ۸۰۰ هزار خودرو از رده خارج شده‌اند. نوسازی ۶۰ هزار خودرو را داشتیم که اکنون در کلانشهرها ۳۰ هزار تاکسی نوسازی شده‌اند و برای نوسازی اتوبوس‌ها نیز برنامه داریم. علاوه بر این با همکاری وزارت کشور و پلیس راهور سیستم یکپارچه معاینه فنی ایجاد شد و لایحه هوای پاک را به مجلس بردیم.

با این همه وضع هوای کلانشهرها قابل دفاع نیست. به نظر می‌رسد لابی‌هایی علیه هوای پاک اقدام می‌کنند؟

ما تلاش خودمان را می‌کنیم مجلس نیز همراهی می‌کند. بالاخره اگر انضباط مقررات زیست‌محیطی را اجرا کنیم ممکن است به شکل مقطعی برای گروه‌های خاصی محدودیت‌هایی ایجاد کند.

نمی‌خواهید بگویید این لابی‌ها چه افرادی هستند؟

خودروسازها نباید مشکلی داشته باشند چون خودروساز نمی‌تواند استاندارد محیط زیستی را رعایت نکند. امروزه استاندارد زیست‌محیطی برای خودرو ضروری است. این افراد ممکن است عده‌ای باشند که فکر کنند می‌توانند از فرصت استفاده کرده و کشور را به عقب برگرداند. البته شاید نفوذ سیاسی باشد یا لابی قدرت و ثروت باشد؛ این مسائل همیشه بوده و ما نیز به این نوع فضا سازی‌ها بها نمی‌دهیم.

این که می‌گویید به این مسائل بها نمی‌دهید، آیا فقط مربوط به لابی‌هاست، یا نه، منتقدان را هم در بر می‌گیرد؟

برخی دنبال عیبجویی هستند. کار ما بدون اشکال نیست خیلی خوشحال می‌شویم که نقاط ضعف واقعی ما را مشخص کنند، اما وقتی در اوج گرد و غبار آلودگی هوا با نماینده سازمان ملل به ایلام و کرمانشاه رفتیم، گفتند من در جلسه نقاشی کشیده‌ام، اما عکسی که در این رابطه از من منتشر کردند فتوشاپ بود. این را نمی‌توان انتقاد نامید یا این که می‌گویند ابتکار در آلمان با یک مرد دست داد در شرایطی که ما توافق خوبی با آلمان انجام دادیم، اما اسمی از توافق آورده نمی‌شود. باید پرسید این مسائل چه فایده‌ای برای کشور یا سیاست دارد. علاوه براین انتقاد کردند که در یکی از روزهای آلوده من به نمایندگی از کشورمان در اجلاس بین‌الملی و مهم مراکش که در سطح رئیس‌جمهور شکل گرفت شرکت کردم.

اما شما سابقه آلودگی هوای اهواز و کنسل شدن پروازتان به این شهر و انتقادهایی که از شما در این زمینه شد را داشتید، با این همه ترجیح دادید به مراکش بروید. خب این نشان می‌دهد چندان به انتقادها توجهی ندارید؟

پس از سفر به ایلام و کرمانشاه من هفت سفر به خوزستان داشتم برای مسائل مختلف زیست‌محیطی این استان.

اما چرا به مراکش رفتید؟

مراکش ادامه اجلاس پاریس بود. آقای رئیس‌جمهور دعوت شده بودند و خیلی از سران کشورهای دیگر، اما آقای رئیس جمهور به دلیل گرفتاری‌هایی که داشتند دستور دادند من به این نشست بروم.

نمی‌توانستید پیشنهاد بدهید شخص دیگری به جای شما برود؟ به هر حال مدیری در سطح شما باید متوجه حساسیت‌های افکار عمومی باشد.

به جای رئیس‌جمهور باید معاون رئیس‌جمهور یا وزیر دیگری می‌رفت، اما این مساله در حوزه کاری من بود. از این گذشته شش ماه هماهنگی کرده و نشست بین‌المللی مقابله با گرد و غبار را طراحی کرده بودیم. به همین دلیل نمی‌شد آن را کنسل کنیم. ما آنجا با دست‌کم چهار وزیر محیط زیست دیدار کردیم و با رئیس‌جمهور عراق درباره کانون گرد و غبارهای این کشور مذاکره کردیم.

اما اینجا افکار عمومی به شما نیاز داشت.

افکار عمومی نبود، بلکه جوسازی بود که عده‌ای در برخی رسانه‌ها انجام دادند. هدف آنها بهانه‌جویی و عیب‌جویی است. کدام عقل سلیم و منطقی می‌گوید در اجلاسی بین‌المللی که منافع ما در آن وجود دارد شرکت نکنیم. این اجلاس‌ها تشریفاتی نیستند. بسیار متاسفم برای افرادی که تصور می‌کنند این اجلاس‌ها تشریفاتی است. این اجلاس‌ها مسئولیت ملی و بین‌المللی ماست. کشورهایی که نتوانند در سطح بین‌المللی از حقوق و منافع ملی خود دفاع کنند حتما شکست خورده‌اند. ما با قوت در اجلاس پاریس شرکت کردیم و جزو کشورهایی بودیم که در شکل‌گیری توافق پاریس نقش داشتیم. این ماجرایی است که منتقدان اصلا به آن اشاره نکردند. رئیس اجلاس رسما اعلام کردند هیات ایرانی جزو موفق و تاثیرگذارترین هیات‌ها بوده به همین سبب در نشست مراکش نیز باید حداکثر بهره را برای منافع ملی خود می‌گرفتیم. در اعتبارات بین‌المللی در بحث تغییر اقلیم سالانه صد میلیارد یورو در سطح بین الملی در نظر گرفته می‌شود تا کشورها از آن بهره بگیرند، بنابراین به چه دلیلی باید از منافع ملی خود بگذریم؟ به دلیل ترس از این که عده‌ای می‌خواهند عیب جویی کنند؟

می‌توان مساله را این‌طور دید که شما دربرابر افکار عمومی نیز مسئولیت دارید می‌توانستید آن روز در پردیسان بمانید و با مردم همدلی کنید.

مسئول باید همدلی کند؟ مسئول باید برای مردم کار کند.

اما باید به این مساله هم توجه داشت اگر بین مدیران و مردم گسست بیفتد، تلاش‌ها کمتر نتیجه می‌دهد. این‌طور فکر نمی‌کنید؟

من روزهای آلوده زیادی را در تهران بوده‌ام، اما سفر مراکش فقط ۴۸ ساعت بود، حدود ۲۴ ساعت در مسیر رفت و برگشت گذشت و حدود دو روز در مراکش بودیم.

از سفر به مراکش عکسی در صفحه اینستاگرام شما منتشر شد. چرا کامنت گذاشتن برای این عکس را محدود کردید؟ آیا برای این نبود که دریافتید، همه نگاه‌ها به این سفر انتقادی است؟

در یک دوره‌ای متاسفانه عده‌ای با عمد و ماموریت می‌آیند‌، به نوعی رفتارشان این را نشان می‌دهد؛ تعداد پست‌های خیلی از این کاربران‌ صفر است، یعنی آی دی ایجاد کرده‌اند برای کامنت‌گذاری و تخریب. البته باید این را روشن کنم جزو مسئولانی هستم که در شبکه‌های اجتماعی هستم و امکان انتشار کامنت و نظر را برای مخاطبان حفظ کرده ام. خیلی هم از کامنت و نظر استقبال می‌کنم، اما شرط دارد؛ اجازه توهین، افترا و تخریب را نمی‌دهیم به خاطر این که گروه‌های خاص بتوانند روی این موضوع سوار شوند هجمه‌هایی می‌آورند. طبیعی است شخصی که صفحه را مدیریت می‌کند ممکن است در آن زمان نتواند جوابگو باشد و برای چند ساعتی کامنت‌گذاری را محدود کند. ترسی از انتقادات نداریم هیچ محدودیتی در بحث نقد نیست، اما در مقابل تخریب و تهدید و الفاظ ناشایست باید به شکل شایسته‌ای مساله را مدیریت کرد.

می‌گویید انتقادهایی که از شما می‌شود، نقد نیست و بیشتر تخریب است. می‌خواهم بدانم درست‌ترین انتقادی که از شما می‌شود چیست؟ در واقع مصداق نقد درست از نظر شما چیست؟

مثلا انتقاد می‌شود چرا خیلی از برنامه‌ها به نتیجه نمی‌رسد یا زمانبر می‌شود، اما ماهیت بسیاری از مشکلات ما بلندمدت است. علاوه براین از ما انتقاد می‌شود چرا با مردم همراهی نمی‌کنید. فکر می‌کنم باید جوابگوی افکار عمومی باشیم، اما در عمل.

تا پایان عمر این دولت زمان زیادی باقی نمانده‌‌ در این مدت باقی مانده چه اولویت‌هایی دارید؟

فعلا تمام تلاشمان این است که برنامه‌های محیط زیست را نهادینه کنیم به نحوی که هر دولتی سرکار آمد نتواند مسیر اصولی را تغییر بدهد. ما از این بابت خیلی آسیب خوردیم. در گذشته در برنامه‌های محیط زیست چرخش‌های ۱۸۰ درجه اتفاق افتاد و دور برگردان زدند، محیط زیست مقوله سیاسی نیست. مساله‌ای است که باید همیشه در اولویت باشد. یعنی کشور در ریل درستی قرار بگیرد و همه دستگاه‌ها برنامه برای محیط زیست داشته باشند.

بگذارید بازگردیم به مساله آلودگی هوا که دغدغه این روزهای خیلی‌هاست. عامه مردم انتقاد می‌کنند آلودگی هوا ناشی از سیاست‌های سازمان شماست؛ اگر بخواهید به زبان ساده بگویید این مشکل چه زمانی حل خواهد شد، چه می‌گویید؟

براساس برنامه ده ساله‌ای که در نظر گرفته شده‌ برنامه آلودگی هوا باید پیش برود .در سه سال اخیر نیز دستاورد خوبی داشته‌ایم. تمام منحنی‌ها نشان می‌دهد وضع هوا رو به بهبود است ما در کلانشهرها دیگر بنزن نداریم. در حالی که سال ۸۹ بنزن تنفس می‌شد و در برخی مواقع تا هزار برابر حد مجاز بود. سرب نیز حذف شده است. تمام نیروگاه‌های کشور که قبلا از مازوت استفاده می‌کردند هم مکلف شده‌اند از گاز طبیعی استفاده کنند. متوسط شاخص آلودگی هوا در کشور کاهش پیدا کرده و تعداد روزهای ناسالم نیز کم شده است، اگرچه ما مساله گرد و غبار را داریم، خیلی جالب است که مشهد امسال از صحرای قره قم (ترکمنستان)گرد و غبار داشت، البته از کانون‌های داخلی نیز بود، مساله اینجاست که بر‌خی عوامل فراملی است.

در مورد مساله آشوراده چه، آیا شما واقعا با ساخت و ساز در این جزیره موافقت کردید؟

‌مناطق حفاظت شده و پارک‌های ملی در سطح کشور مطالعاتی دارد، مطالعات مربوط به آشوراده مربوط به دولت اصلاحات است. در این دوره ما مطالعات مدیریت آن را تکمیل کرده‌ایم و هر کدام از این مطالعات یک کتاب دارد‌، در واقع می‌خواهیم این کتاب را اجرایی کنیم، بخشی از این مطالعات‌ به طبیعت‌گردی با مشارکت مردم محلی مربوط می‌شود چیزی که در دنیا انجام می‌شود‌.‌

پس شما می‌گویید این موارد استاندارد و براساس مقررات است، پس چرا معاون وقتتان آقای کیخا گفت امضای صورت جلسه این پروژه بزرگ‌ترین اشتباه مدیریتی‌اش بوده است؟

آن بحثی بود که ایشان در مورد ساخت هتل و واگذاری گفتند، اما از اول بحث ساخت هتل و واگذاری مطرح نبود. بحث، تعریف فعالیت‌هایی است که بخش خصوصی بتواند با همکاری جوامع محلی برخی فعالیت‌های سبک طبیعت‌گردی و بدون هیچ تخریبی را دنبال کند.

به این دلیل از سوی هیچ لابی شما تحت فشار نیستید؟

نه هیچ لابی خاصی نیست. اگر تقاضا برای چنین فعالیتی باشد، در چارچوب مشخص آن را انجام خواهیم داد و ‌قرار است چنین فعالیت‌هایی نیز در کرمان انجام شود.

با همه دفاعی که از عملکرد خود و سازمان محیط زیست دارید، اگر مرحوم پدرتان که سابقه مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست را نیز داشت قرار بود به شما نمره بدهد فکر می‌کنید چه نمره‌ای می‌گرفتید؟

سوال سختی است. پدرم استاد خوب دانشگاه بود، اما سختگیرانه نمره می‌داد، نمی‌دانم… امیدوارم نمره خوبی بدهد. من محیط زیست را آموزش خانگی دیدم چون رشته تحصیلی‌ام نیست. فکرم می‌کنم ایشان نیز اگر بود می‌گفت بگذارید مردم نمره بدهند.

مهدی آیینی

اجاره جنگل، ماهی یک تا 2 میلیون تومان! ‌

ماهی یک تا دو میلیون تومان؛ این اجاره‌بهایی‌ است که برای صد‌ها هکتار از مناطق جنگلی شمال کشور در نظر گرفته شده، مناطقی مانند سی‌سنگان یا نمک‌آبرود که به اعتقاد کارشناسان ده‌ها برابر این اجاره درآمد دارند و نباید فراموش کرد که جنگل‌های کشور جزو انفال و دارایی‌های عمومی هستند، بنابراین نباید با چنین قراردادهایی حقوق مردم را زیر پا گذاشت.
این اتفاق درحالی   رسانه‌ای می‌شود که مسئولان، دیروز برای بحث درباره نحوه اجرایی ساختن طرح استراحت جنگل دور یکدیگر جمع شده بودند، نوشدارویی که برای نجات جنگل باید هرچه زودتر اجرایی شود تا دیگر شاهد انعقاد چنین قراردادهایی که بیشتر به شوخی شبیه‌اند، نباشیم. کارشناسان حاضر در نشست خبری تبیین سیاست‌های سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور‌ بر لزوم اجرایی شدن طرح تنفس جنگل پافشاری کردند‌. هادی کیادلیری، رئیس انجمن علمی جنگلبانی درباره قراردادهایی که براساس آن بخشی از جنگل‌های باستانی هیرکانی در ازای مبالغی در حدود یک تا دو میلیون تومان به برخی افراد واگذار شده به جام‌جم گفت، چنین قراردادهایی بیشتر به شوخی شبیه است، به همین دلیل باید معیار و شاخص‌های مناسبی برای تنظیم قرارداد‌های بهره‌برداری از جنگل در نظر داشت.

تلاش برای حفظ جنگل

جنگل‌های شمال کشورمان که بیش از یک میلیون سال از عمرشان می‌گذرد و کارشناسان قدمتشان را به دوران سوم زمین‌شناسی نسبت می‌دهند، این روزها حال خوشی ندارد، زیرا به جای بهره‌برداری به شکلی انجام شده که اگر ادامه پیدا کند، سبب نابودی این سرمایه ملی خواهد شد، چراکه تنوع گونه‌های گیاهی و جانوری بشدت کاهش یافته است. بیشتر کارشناسان معتقدند برای نجات جنگل‌های هیرکانی حتما باید به جنگل استراحت داد، اما در این بین به نظر می‌رسد باید نگران طرح‌های جایگزین بهره‌برداری از جنگل بود، چون اگر مانند طرح‌های گذشته دنبال شود، حتما مشکلات تازه‌ای برای جنگل‌های کشور ایجاد خواهد شد.

ناصر مقدسی، قائم‌مقام سازمان جنگل‌ها و رئیس شورای‌عالی جنگل نیز در پاسخ به پرسش جام‌جم درباره سرنوشت طرح‌هایی مانند سی‌سنگان و نمک‌آبرود تاکید کرد: در ده‌سالی که پیش‌رو خواهیم داشت؛ دیگر برای طرح‌ها بیلان اقتصادی نخواهیم نوشت، درواقع برای حفاظت جنگل و برگشت جنگل به پایداری سرمایه‌گذاری می‌کنیم.

آن‌طور که وی توضیح داد، با اجرایی‌شدن طرح تنفس جنگل تلاش می‌شود تا ‌طرح‌هایی که مطالعه دقیقی روی آنها شده و تهدیدی برای جنگل نیست، اجرا شود. به‌عنوان مثال، گردشگری پایدار می‌تواند یکی از این گزینه‌ها باشد. مقدسی درباره تامین اعتبارات و منابع بیان کرد: مشخصا باید از منابع نفتی،‌ برندسازی، اعتبارات دولتی یا ترکیبی از این منابع برای نجات جنگل بهره ‌گرفت.

بازنگری در طرح‌ها

مسئولان سازمان جنگل‌ها در نشست دیروز تاکید کردند، قرار است بازنگری مناسبی نیز در طرح‌های جنگلداری صورت گیرد و حقوق مردم که جنگل‌ها به آنها تعلق دارد، استیفا شود. آن‌طور که رئیس شورای عالی جنگل توضیح داد، این قرارداد‌ها تحت بازنگری است و برای بازپسگیری جنگل تلاش می‌شود‌ تا حقوق دولت و ملت استیفا شود.‌ هرچند مسئولان سازمان جنگل‌ها معتقدند چیزی به پایان عمر چنین قرار دادهایی نمانده، اما باید تاکید کرد با اجرای طرح تنفس جنگل و جایگزین شدن طرح‌هایی مانند گردشگری به‌جای برداشت چوب، امکان تکرار شدن چنین قراردادهایی وجود دارد، به همین دلیل سازمان جنگل‌ها باید با نظارت دقیق‌تر‌ مانع آسیب دیدن جنگل و پایمال شدن حقوق شهروندان شود.

مهدی آیینی

پاسگاه جنگلباني ديروز؛ كبابي كوهستان امروز

AZAD8301سال گذشته خبرهاي تلخ زيست محيطي زيادي منتشر شد، از قرباني کردن آشوراده براي گردشگري بگيريد تا قهر نمايندگان مجلس با محيطزيست و حيوان آزاري هايي که در گوشه و کنار کشور اتفاق افتاد، اما خبري که  بتازگی فاش شده تلخي متفاوتي دارد که بايد آن را فاتحه اي براي جنگل هاي کشور به حساب آورد.
ماجرا از اين قرار است که تصميم گرفته اند پاسگاه جنگلباني شاه بداغ در اسلام آباد غرب را تعطيل کنند و به جاي آن کبابي بسازند، به اين شکل که ساختمان پاسگاه به عده اي اجاره داده شده تا آن را به کبابي کوهستان تبديل کنند، يعني جايي که تا ديروز محل استراحت حافظان جنگل بود اکنون بايد شاهد تبديل شدن درختان به هيزم و زغال باشد.
حدود دو سال پيش هنگام تهيه گزارش از شرايط جنگل هاي غرب کشور، پاسگاه جنگلباني شاه بداغ را از نزديک ديدم، آن زمان شش نفر در دو نوبت در پاسگاه خدمت مي کردند، يعني هر روز يک راننده، يک سرباز و يک جنگلبان به عملکرد اهالي 68 روستايي که در دل جنگل هاي اسلام آباد غرب قرار دارند، نظارت کرده و مانع تخريب جنگل از سوي برخي افراد فرصت طلب مي شدند، آن زمان پاسگاه با کمبود شديد نيرو، سوخت و خودرو دست و پنجه نرم مي کرد و همه انتظار داشتند در اين مدت دست کم اين مشکلات برطرف شود، اما به نظر مي رسد برخي تصميم گرفته اند صورت مساله را پاک کنند، چون پس از گذشت حدود دو سال حالاروي ديوار پاسگاه جنگلباني سابق نوشته شده «کبابي کوهستان»، اين جمله آب پاکي را روي دست آنهايي که ادعا مي کنند در حفظ و حراست از جنگل مصمم هستند، مي ريزد.
وقتي اين ماجرا را با قاسم سبزعلي، فرمانده يگان حفاظت سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور در ميان گذاشتم، او موضوع را تائيد يا انکار نکرد و با طرح اين احتمال که شايد قضيه جا به جايي مطرح باشد، قول پيگيري اين اتفاق را داد.
تبديل شدن يک پاسگاه جنگلباني به کبابي کوهستان ماجراي ساده اي نيست که بتوان از آن به آساني گذشت؛ زيرا اگر به احتمال زياد مسئولان قصد جابه جايي پاسگاه جنگلباني و انتخاب محلي بهتر را داشتند، ابتدا بايد پاسگاه جديد را افتتاح مي کردند و سپس پاسگاه قديمي را براي تبديل شدن به کبابي اجاره مي دادند.

مهدی آیینی

ماهی ها به جهنم

در دو ماه گذشته آن‌قدر خبرهای بد در حوزه محیط زیست خوانده و نوشته‌ام که باورش برایم سخت است، خبرهای تلخی که این روزها مرا به یاد این شعر اکبر اکسیر می‌اندازد «با اجازه محیط زیست، دریا دریا دکل می‌کاریم، ماهی‌ها به‌جهنم…».

مجروح شدن محیط بانان در پارک ملی دنا به دست شکارچی های غیرمجاز، قاچاق و فروش لاله های واژگون در پایتخت، شکار جانوران آبستن به دست ناشکارچی ها و زنده گیری نوزادان حیوانات وحشی در گوشه و کنار مناطق حفاظت شده از خبرهای تاسف بار حوزه محیط زیست است، اما اینها فقط قسمتی از اتفاقات ناگواری است که در این مدت کوتاه رقم خورده است و باید به این خبرهای تلخ سخنان استاندار فارس را هم اضافه کرد.

او حدود دو هفته پیش در اظهارنظری ۳۰۰ گورخر باقیمانده در منطقه حفاظت شده بهرام گور را عامل مصیبت و بی کاری جوانان این استان معرفی کرد، در حالی که طرفداران محیط زیست از این سخنان هنوز شوکه هستند، روز گذشته دوباره سخنان رئیس شبکه انجمن های صنعتی و معدنی ایران خبرساز شد.او در تکمیل حرف های آقای استاندار به ایرنا گفت، سازمان حفاظت محیط زیست برای نگهداری و مراقبت از ۲۰ راس آهو مساحتی بیشتر از ۵۰۰ هکتار را با وجود دارا بودن پتانسیل معدنی، محصور ساخته و اجازه هیچ گونه فعالیتی را در این منطقه نمی دهد.

وقتی این مسئولان درباره محیط زیست و گونه های حفاظت شده این چنین اظهارنظرهایی می کنند، چطور می توان انتظار داشت اوضاع محیط زیست کشور از این بدتر نشود و اهالی روستاهای نزدیک مناطق حفاظت شده در رویای به دست آوردن ثروت و کار به کشتار حیوانات در خطر انقراض کمر نبندند.

چگونه می توان از چوپان ها انتظار داشت که به محیط زیست احترام گذاشته و دام های خود را برای چرا به مناطق حفاظت شده نبرند. به همین علت باید مسئولان کمی بیشتر به محیط زیست احترام گذاشته و در سخنرانی های خود اظهارنظر هایی نکنند که برای محیط زیست گران تمام شود.

مهدی آیینی

بالا