آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی (برگ 14)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : مهدی آیینی

اشتراک به خبردهی

گنج‌هایی که زیر پا می‌مانند یا خوراک دام می‌شوند

 

مهدی آیینی

مهدی آیینی


صدها گونه از آنها در کشورمان وجود دارد، سرمایه این مملکت هستند، اما کسی باورشان ندارد یا دست‌کم آن‌طور که باید قابلیت‌های آنها جدی گرفته نشده است به همین دلیل این روزها 2405 گونه از آنها در معرض خطر قرار دارند، از 8000 گونه گیاهی کشورمان حرف می‌زنیم؛ گیاهانی که اگر خوب به آنها رسیدگی کنیم و برای رشد و پرورششان بکوشیم، صادراتشان می‌تواند سود سرشاری را به کشور سرازیر کرده و خانواده‌های زیادی را از فقر و جوانان بی‌شماری را از بیکاری نجات دهد، زیرا ارزش تجارت جهانی گیاهان دارویی بیش از 43 میلیارد دلار تخمین زده شده و آمار‌ها از این حکایت دارد که چین، آلمان و کانادا از کشورهای پیشگام در این زمینه به‌شمار می‌آیند.

جالب است بدانید که به گفته رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، 8000 گونه گیاهی کشور برابر 80درصد گونه های گیاهی است که در کل اروپا می رویند؛ جالب تر این که 6000 گونه از این گیاهان دارویی است و در این میان 1727 گونه از گیاهان بومی کشور در دنیا بی نظیر محسوب می شود، بنابراین با یک حساب سر انگشتی می توان به سودآوری گونه های گیاهی کشورمان پی برد، اما متاسفانه به دلیل نبود مدیریت کارآمد 431 گونه از گیاهان کشور به مرحله شکنندگی رسیده و 20 گونه دیگر هم در لبه پرتگاه انقراض قرار گرفته اند.

چرای بی رویه دام در مراتع یا فعالیت برخی عشایر و جنگل نشینانی که در نبود شغل و درآمد گیاهان دارویی را به خورد دام هایشان می دهند یا که آنها را چیده و می فروشند، این اوضاع نامناسب را برای گونه های گیاهی کشور رقم زده است، هرچند نبود فناوری فرآوری گیاهان دارویی در کشور هم سبب شده ما در صادرات این گونه ها جایگاه مناسبی نداشته باشیم و مجبور شویم برای رفع نیاز، گیاهان دارویی را که در کشورمان می رویند، آنها را از دیگر کشورها تهیه کنیم البته نباید از نبود نظارت مناسب بر رویشگاه های گیاهان دارویی هم غافل شد، زیرا سازمان جنگل ها نیرو و امکانات لازم را برای نظارت همیشگی و کارآمد در این مناطق در اختیار ندارد به این دلیل به نظر می رسد تا زمانی که مسئولان حداقل ها را برای حفاظت از گونه های گیاهی تامین نکنند، کشورمان نمی تواند از توانمندی هایش استفاده و بخشی از نیازهای خود را از این راه برطرف کند.

مهدی آیینی / جام جم

رستم های بازار

مهدی آیینی /جام جم – در حالی که 400 کیلوگرم بار روی دوش دارند از کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و فرسوده‌ای عبور می‌کنند که عابران معمولی هم برای رفت و آمد در آنجا با مشکل روبه‌رو هستند، آنها بارهای سنگین را از پله‌هایی بالا می‌برند که هر لحظه امکان دارد زیر پایشان خراب شود. درباره باربر های بازار آل یاسین تهران حرف می زنیم، باربرهایی که دستگاه های سنگین جوراب بافی را در این محدوده جابه جا می کنند، زیرا بافت فرسوده این قسمت به صاحبان دستگاه های جوراب بافی اجازه نمی دهد از خودرو یا جرثقیل برای جابه جایی استفاده کنند. در این گزارش به بازار آل یاسین تهران رفتیم و پای درددل باربرهایی نشستیم که برای کسب درآمد جان خود را به بازی می گیرند. تعدادشان انگشت شمار و پاتوقشان بازار آل یاسین است و هر روز از ساعت 10 تا 18 در سه راهی اول این بازار در انتظار کار، کنار هم می نشینند تا زمانی که صاحب یکی از کارگاه های جوراب بافی برای جابه جایی دستگاه های خود به آنها نیاز پیدا کند.

بافت این قسمت از بازار آنقدر فرسوده است که باربرهای معمولی با چرخ یا گاری های دستی شان نمی توانند از این کوچه پس کوچه ها عبور کنند، از طرفی مغازه ها و کارگاه های جوراب بافی هم در ساختمان هایی فرسوده دایر شده اند که راه پله هایی غیراستاندارد دارند، این فرسودگی و غیراستاندارد بودن سبب شده مالکان کارگاه ها به کارگران نیرومندی که می توانند بارهای سنگین را جابه جا کنند، نیازمند باشند.

یکی از جوراب باف ها در این باره می گوید: از قدیم ما در این منطقه از بازار مشغول بوده و هستیم، اگر بخواهیم به جای بهتری هم برویم، برایمان صرف نمی کند، چون اجاره ملک بالاست و از طرفی هر شخصی بخواهد کار سفارش بدهد به این قسمت می آید.

به گفته این مالک کارگاه این دلایل سبب شده جوراب باف ها در بافت فرسوده کار کنند و تمایلی برای ترک این منطقه نداشته باشند. از طرفی فعالیت جوراب باف ها در بافت فرسوده سبب شده شغل کاذبی هم برای تعدادی کارگر باربر ایجاد شود؛ کارگرهایی که به واسطه زور بازویی که دارند،به این کار روی آورده اند.

کار دیگری نیست!

مهدی علیزاده، یکی از باربرهای قدیمی این قسمت از بازار است، او که 36 سال دارد، درباره حرفه اش می گوید: البته این کاری که ما انجام می دهیم، شغل نیست؛ چون یک روز هست و روز دیگر نیست. بیشتر مواقع ما در سه راهی بازار کنار یکدیگر می نشینیم تا کاری برایمان پیدا شود.

علیزاده حدود 20 سال است که در بازار آل یاسین کار می کند، به همین دلیل او یکی از باربرهای شناخته شده بازار است و مالکان کارگاه های جوراب بافی هر وقت برای جابه جایی دستگاه های خود به باربر نیاز داشته باشند به سراغ علیزاده می روند.

او ادامه می دهد: دستگاه های جوراب بافی بین 280 تا 500 کیلوگرم وزن دارند و جابه جا کردن آنها کار آسانی نیست و از عهده هر باربری بر نمی آید.

ماجرای دیگری که سبب شده در بازار آل یاسین فقط چهار تا شش نفر بتوانند از عهده جابه جا کردن دستگاه های سنگین جوراب بافی بر بیایند، بافت محل و غیراستاندارد بودن کارگاه هاست.

جابه جایی بار در محلی که رفت و آمد برای عابران معمولی مشکل است و بالا رفتن از پله های فلزی و قدیمی که هیچ اعتمادی به آنها نیست، کار را برای باربرهای این قسمت مشکل تر کرده است.

باربر خوش سابقه

باربر ها در این قسمت از بازار برای خود دو یار کمکی دارند که به آنها در جابه جایی دستگاه های جوراب بافی کمک می کنند.

علیزاده ادامه می دهد: کمکی ها به باربر کمک می کنند تا بار را روی دوش خود بگذارد، علاوه بر این یکی از آنها جلوی باربر حرکت می کند و یکی هم پشت سر او، چون کوچه پس کوچه های اینجا واقعا تنگ است و باید مراقب بود دستگاه به در و دیوار نخورد و آسیب نبیند.

گران بودن دستگاه های جوراب بافی کار را برای باربرهایی مانند مهدی سخت تر می کند، او تاکید می کند: دستگاه ها بین 15 تا 30 میلیون تومان قیمت دارند، اگر باربری آنها را زمین بیندازد کلی به مالک کارگاه ضرر می زند.

باربرها خیلی مراقبند دستگاه ها را زمین نیندازند، زیرا در بازار آل یاسین به باربری که بار خود را زمین انداخته باشد، دیگر کار نمی دهند، مهدی ادامه می دهد: وقتی باربری دستگاهی را زمین بیندازد، اسمش بد می شود؛ یعنی دیگر شخصی به او کار نمی دهد، برای همین باربر باید قید کار کردن در این قسمت از بازار را بزند.

دست کم؛ کمر درد

باربرهایی که وسایل سنگین را جابه جا می کنند، خیلی زود دچار آسیب دیدگی می شوند، کمردرد و بادفتق از مشکلاتی است که بیشتر باربرها با آن دست و پنجه نرم می کنند، علیزاده می گوید: باربرها خیلی زود آسیب می بینند. من چند نفر را می شناسم که به دلیل گشاد شدن رگ های قلبشان خانه نشین شده اند. کمردرد، پادرد و بادفتق هم که مخصوص همه باربرهاست.

به گفته مهدی از زمانی که او مشغول این کار شده یکی از انگشتان دست خود را از دست داده است. علیزاده اضافه می کند: انگشت میانی دست راستم چند سال پیش هنگام جابه جایی بار زیر یک گاوصندق سنگین ماند.

او با خنده اضافه می کند: بعضی وقت ها چای شیرینم را با همین انگشتم هم می زنم چون دیگر حسی ندارد!

علیزاده چند سال پیش از طریق یکی از دوستانش با این کار آشنا شد، او در جستجوی کار از اردبیل به تهران آمد، اما وقتی نتوانست شغل مناسبی پیدا کند، ناچار کار باربری در بازار آل یاسین را انتخاب کرد. مهدی چند سال به عنوان نیروی کمکی در کنار دیگر باربرها کار کرد تا سرانجام توانست اعتماد صاحبان کارگاه های جوراب بافی را جلب کرده و برای خودش کار کند.

مهدی ادامه می دهد: این کار واقعا سخت است چون وقتی دستگاه را برداشتی تا رسیدن به مقصد نمی توانی آن را زمین بگذاری اگر هم بخواهی آن را زمین بیندازی روی پای خودت می افتد.

به گفته علیزاده سخت ترین قسمت کار آنها بالا رفتن از پله های غیراستاندارد کارگاه های جوراب بافی است، چون پله ها آنقدر کوچک هستند که بعضی وقت ها دستگاه در راه پله گیر می کند، او می گوید: یک بار در راه پله ای حدود نیم ساعت گیر افتادم، دستگاه گیر کرده بود نه می توانستم آن را زمین بگذارم نه می شد به راه ادامه داد، شرایط سختی بود تا این که سرانجام به کمک چند بار بر دیگر توانستیم دستگاه را آزاد کنیم.

باربری شبانه

علیزاده در این مدتی که در بازار آل یاسین مشغول به کار بوده خاطرات زیادی از کارش دارد، او یکی از خواندنی ترین های آن را برایمان تعریف می کند: یک​بار مردی به سراغم آمد و گفت می خواهد دستگاهی را به زیرزمین خانه ای مسکونی منتقل کند، اما چون ممکن است همسایه ها او را ببینند باید این کار را شبانه انجام بدهد.

به این ترتیب صاحب دستگاه با علیزاده قرار می گذارد که شبانه و پنهانی این کار را انجام دهند. مهدی ادامه می دهد: به همراه برادرم ساعت 12 نیمه شب دستگاه را به محلی که صاحب کارگاه گفته بود بردیم، اما جلوی کوچه یک خودروی پراید پارک شده بود که راه ما را بند آورده بود. شرایط بدی بود، چون نه می شد به دنبال صاحب ماشین گشت نه می شد بی خیال کار شد.

به گفته علیزاده آن شب او و برادرش تصمیم عجیبی گرفتند؛ آنها خودروی پراید را جابه جا کردند تا راهشان باز شود. آقای باربر ادامه می دهد: مجبور شدیم با برادرم پراید را به آن طرف جوی آبی که آنجا بود منتقل کنیم، برای این کار دو نفرمان یک بار جلوی پراید را بلند کردیم و یک بار هم عقب خودرو را.

اما مهدی و برادرش بعد از جابه جا کردن دستگاه جوراب بافی دوباره مجبور شدند خودروی پراید را به جای اولش برگردانند، او در این باره می گوید: وقتی دستگاه جوراب بافی را به زیرزمین منتقل کرده و داشتیم برمی گشتیم دیدیم چند نفر دور پراید جمع شده اند، مرد جوانی داشت برای همسرش توضیح می داد: من خودرو را آن طرف جوی آب پارک کردم نمی دانم چطور به این طرف آمده اینجا پلی روی جوی آب نیست که من به آن طرف بروم.

علیزاده و برادرش وقتی این صحنه را دیدند، تصمیم گرفتند خودروی پراید را به جای اولش برگردانند، او اضافه می کند: نمی توانستیم به آنها بگوییم کار ما بوده از طرفی هم نمی شد کمکشان نکنیم برای همین دوباره به کمک برادرم پراید را به جای اولش برگرداندیم، فکر کنم آنها متوجه ماجرا شدند، ولی به روی ما نیاوردند.

مهدی در این مدتی که دربازار آل یاسین کار کرده خاطرات زیادی دارد،او ادامه می دهد: چند وقت پیش هم دستگاهی را به یک مجتمع تجاری در خیابان جمهوری منتقل کردیم، صاحب دستگاه می گفت شما فقط دستگاه را تا ورودی پاساژ و جلوی آسانسور بیاورید، بقیه راه را با آسانسور می بریم، اما وقتی ما دستگاه را در آسانسور گذاشیم، آسانسور به جای این که بالا برود پایین رفت، به همین دلیل ناچار شدیم دستگاه را تا طبقه چهارم پاساژ بالا ببریم.

البته آقای باربر از زور بازوی خود برای کمک به مردم هم استفاده می کند،او ادعا می کند تا به حال صدها خودروی خراب را هل داده و چند اتومبیل دیگر را که در جوی خیابان گیر کرده بودند درآورده است، مهدی می گوید: یک بار هم وقتی داشتم به اردبیل می رفتم متوجه شدم یک خودروی پیکان پنچر شده ولی راننده جک نداشت تا لاستیک خودرو را عوض کند، به همین دلیل برای چند دقیقه عقب ماشین را بلند کردم تا مرد راننده لاسیتک خودرو را عوض کند.

روزی حلال می چسبد

هرچند کار باربر های این قسمت از بازار تهران سخت است، اما همگی آنها معتقدند چون پول حلال در می آورند خستگی کار از تنشان بیرون می رود، آنها دوست دارند مسئولان فکری به حالشان بکنند و حداقل با پرداخت کمی از سهم بیمه آنها را کمک کنند، علیزاده می گوید: این روزها بازار کار ما هم تعریفی ندارد، الان حدود دو روز است که کار نکرده ام، اما باز هم خدا را شکر همین که پول حلال درمی آوریم کافی است. باور کنید بعضی وقت ها از سنگینی بار پله های کارگاه ها زیر پایمان می شکند یا پایمان در کوچه پس کوچه های خاکی اینجا فرو می رود. باربرهای این قسمت بازار با صاحبان دستگاه ها بیشتر به صورت توافقی کار می کنند، مالکان دستگاه ها هم چون از سختی کار آنها باخبرند هوای آنها را دارند، برای نمونه آنها اگر دستگاهی به وزن 400 کیلوگرم را به طبقه چهارم ساختمانی ببرند حدود 130 هزار تومان دستمزد می گیرند، البته این دستمزد برای باربر و دو نیروی کمکی اوست. باربرها برای این که راحت تر بتوانند دستگاه ها را جابه جا کنند از کوله های مخصوصی استفاده می کنند، این کوله ها شبیه وسیله ای است که کولبرها در مناطق کوهستانی از آن استفاده می کنند، علیزاده ادامه می دهد: ما این کوله ها را تا مدتی قبل در تهران می خریدیم، اما الان باید آنها را سفارش بدهیم تا از بانه به قیمت صد هزار تومان برایمان بیاورند، چون دستگاه هایی که ما جابه جا می کنیم سنگین است، این کوله ها را برای ما سفارشی می سازند. آقای باربر 117 کیلوگرم وزن دارد، او می گوید به دلیل کار سختی که دارد، غذای زیادی هم می خورد. علیزاده ادامه می دهد: بیشتر برای ناهار به مغازه دیزی فروشی بازار می روم، صاحب آنجا هم که از کار و بار من با خبر است به من غذای بیشتری می دهد، خلاصه اینجا همه هوای ما را دارند، البته ماهم با آنها خوب رفتار می کنیم.

شلیک اسلحه‌های شکاری به قانون

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هفته‌ای نیست که در آن خبرگزاری‌ها یا سایت‌های حامی حقوق حیوانات از کشته شدن جانوران در مناطق حفاظت شده، دستگیری شکارچیان غیرمجاز یا زخمی شدن محیط‌بانان ننویسند، هر چند مسئولان هم این خبرها را می‌خوانند و در سخنرانی‌های خود تاکید می‌کنند که باید مانع بروز چنین حوادث تلخی شد، اما اوضاع آشفته محیط‌زیست گواهی است بر این نکته که سخنان مسئولان تاکنون در حد حرف و وعده باقی‌مانده زیرا با این ‌که آنها در جریان اتفاقاتی که در محیط زیست رخ می‌دهد، هستند، روز به ‌روز شرایط برای جانورانی که در مناطق حفاظت شده زندگی می‌کنند بدتر شده و نام گونه‌های جانوری بیشتری در لیست قرمز و در کنار جانوران در خطر‌انقراض حک می‌شود.

برای نمونه روز گذشته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست از وجود یک میلیون و ۲۰۰ هزار قبضه سلاح شکاری در کشور خبر داد و به فارس گفت: فقط ۷۰ هزار مجوز برای سلاح شکاری در کشور صادر شده یعنی یک میلیون و 130 هزار سلاح شکاری در دستان افرادی است که کمترین چیزی از قانون به کارگیری سلاح و شکار نمی دانند، این نابسامانی تبعات اجتماعی زیادی دارد؛ از نابود شدن گونه های جانوری در کشورمان گرفته تا بروز خشونت، درگیری و نزاع در کشور.

علاوه بر این از سخنان فرمانده یگان حفاظت محیط زیست می توان نتیجه گرفت که قانون سفت و سختی هم برای خرید و فروش سلاح شکاری در کشور وجود نداشته یا حداقل ضمانت اجرایی ندارد چون به نظر می رسد هر شخصی که هوس شکار به سرش زد ، براحتی می تواند از یکی از فروشگاه های خرید و فروش مهمات شکاری که این روز ها در هر شهر و روستایی وجود دارد، سلاح خریده و به جان طبیعت، حیوانات و محیط بانانش بیفتد.

با توجه به این اوضاع و این که مسئولان آمار سلاح های شکاری بدون مجوز را اعلام کرده اند، باید منتظر ماند و دید که برای جمع آوری آنها یا حداقل اضافه نشدن به تعداد این سلاح ها چه راهکاری در پیش می گیرند، هر چند ساده ترین کار نظارت بیشتر بر مراکز فروش سلاح شکاری و کوتاه کردن مراحل اداری واگذاری سلاح به خریداران است، زیرا حداقل به این شکل می توان مطمئن شد، شخصی که سلاح در اختیار دارد با اصول اولیه استفاده از سلاح آشنایی دارد و بر اثر سهل انگاری و بی اطلاعی او حادثه تلخی رقم نمی خورد.

مهدی آیینی / جام جم

سمندر لرستانی و سنجاب‌های زاگرس وارداتی نیست

مهدی آیینی

مهدی آیینی

 

فقط حیوانات وارداتی در کشور خرید و فروش می‌شوند؛ به قول معروف هر شخص عاقل و بالغی این جمله را براحتی باور نمی‌کند، زیرا هر کسی که برای یک بار گذرش به مغازه‌های فروش حیوانات که این روزها در بیشتر خیابان‌های شهر مانند قارچ سر بیرون آورده‌اند افتاده باشد، بی‌برو برگرد جانوران زیادی را در قفس این مغازه‌ها دیده که تعدادی از آنها از جانوران بومی کشورمان هستند؛ از سمندر لرستانی و لاک‌پشت پوزه عقابی بگیرید تا سنجاب‌های زاگرس.

جالب اینجاست که برخی از این گونه های جانوری مانند سمندر لرستانی در خطر انقراض قرار دارند و به همین دلیل از کنار سخنان رئیس اداره ساماندهی و هماهنگی اداره کل حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان محیط زیست براحتی نمی توان عبور کرد.

این مقام مسئول روز گذشته به ایسنا گفت همه حیواناتی که در پایتخت خرید و فروش می شوند، وارداتی هستند و به شکل مجوزدار یا به صورت قاچاق وارد کشور شده اند، اما انگار او تا به حال به مغازه های فروش حیوانات نرفته و آشنایی زیادی با گونه های جانوری کشورمان ندارد یا حداقل خبرهای مربوط به حوزه اش را پیگیری نمی کند، زیرا با شروع فصل بهار که موقع زاد و ولد جانوران است تا به حال نوزادان جانوران وحشی زیادی زنده گیری شده اند که با توجه به کمبود محیط بان در کشور فقط برخی از آنها به دست همیاران محیط زیست یا محیط بانان کشف شده است.

کشف یک راس بره میش وحشی در اسفراین، دو بزغاله وحشی در رامهرمز، یک توله خرس در چهارمحال و بختیاری، ۱۵ حلقه مار افعی در کلات و در جدیدترین مورد محیط بانان شهرستان فریدن اصفهان دو قلاده توله گرگ زنده گیری شده را از قاچاقچیان حیات وحش کشف و ضبط کردند.

با توجه به این جانوران کشف شده، باید پرسید اگر این نوزادان حیات وحش برای خرید و فروش زنده گیری نمی شوند، قاچاقچیان به چه دلیلی خطر زنده گیری آنها را به جان می خرند؟ یا چرا نظارت دقیقی روی مغازه های فروش حیوانات نیست تا نوزادان حیات وحش به دلیل وسوسه یا طمع برخی سودجو سر از خانه های مسکونی در نیاورند.

این در حالی است که طبق آخرین گزارش اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی 77 گونه جانوری در کشور در لیست قرمز قرار دارند، باید گفت اگر سیاست های محیط زیست تغییر نکند هیچ بعید نیست تا چند سال دیگر این عدد سه رقمی شده و گونه های جانوری بیشتری در خطر انقراض قرار بگیرند.

گفت و گوي اختصاصي با شعبده بازي كه برج هاي دوقلوی مالزي را ناپديد كرد

مهدی آیینی- مهدي معمر يكي از شعبده بازان موفق ايراني است.او امسال براي بار دوم موفق شد، جايزه بین المللی مرلين را به دست بياورد-مرلين جايزه اي است كه هر سال به بهترين شعبده باز هر كشور از طرف انجمن شعبده بازان جهان اهدا مي شود- معمر اين روزها در مالزي زندگي مي كند و به علت نمايش هاي مهيجي که اجرا می کند در اين كشور خيلي ها او را مي شناسند. در دنياي شعبده بازي معمر لقب موديني را براي خود انتخاب كرده است، براي اينكه از چند و چون دنياي شعبده بازها بيشتر بدانيم با اين شعبده باز تماس تلفني برقرار كرده و از او درباره موفقيت هایش و دنیای عجیب شعبده بازها پرسيديم.

• امسال براي دومين بار موفق شديد جايزه مرلين بگيريد داوران با توجه به چه نكاتي اين جايزه را به شما دادند؟
در يك‌سال گذشته تمرين هاي زيادي داشتم، اين ماجرا سبب شد در اين مدت پيشرفت زيادي در نحوه اجراي نمايش ها و متحير كردن مردم داشته باشم تا جايي كه در يكي از مسابقات شعبده بازي كه با حضور داوران بین المللی شعبده بازی و حدود 3000 تماشاچي برگزار شد،خيلي ها كار مرا تحسين كردند،البته اجراي نمايش هاي جديد كه براي اولين بار در دنيا توسط من انجام شده هم در دريافت اين جايزه بي تاثير نبود.

• اولين بار چه زماني جايزه مرلين را به دست آوريد؟
براي اولين با سال 2012 بود كه اعضاي انجمن شعبده بازان كه در آمريكا قرار دارد به مالزي آمدند و اين جايزه را به من دادند، اما در سال 2013 در ماه مارچ اين جايزه به من رسيد، و به اين ترتيب 28 نفر از اعضاي اين انجمن در مراسمي كه در يكي از بزرگترين سالن هاي نمايش مالزي برگزار شد ،حاضر شدند. من در اين برنامه حدود 2 ساعت نمايش اجرا كردم و در پايان جايزه مرلين را براي دومين بار به دست آوردم.

• چند نمونه ازنمايش هاي خاصي كه تا به حال اجرا كرده ايد را شرح دهيد؟
غيب كردن خودروي فراري وهواپيماي ايرباس در فرودگاه KLIA كوالالامپور به گفته طرفدارانم از نمايش هايي است كه همه را به وجد آورده البته نمايش هاي مهيج ديگري هم دارم كه در ‌آينده بيشتر از‌آنها خواهيد شنيد.

• براي آينده چه برنامه هايي داريد؟
در حال حاضر مشغول ضبط 13 قسمت برنامه هنري شعبده بازي هستم كه براي اولين بار در دنيا انجام مي شود،حدود6 قسمت اين برنامه آماده شده و قرار است به صورت سريال هاي يك ساعته تنظيم شود،اين برنامه در مورد اجراهاي بزرگ شعبده كه براي اولين بار در دنيا انجام مي شود،بهتر است بگويم كه تمام ايده هاي نمايش هاي اين سريال مال خودم است،البته با كمك و هم فكري ديويد كاپرفيلد كه از دوستان بنده است، انجام مي شود.اين برنامه كه magical Moudini نام دارد قرار است در ماه آوريل در مالزي،سنگاپور،امريكا،انگليس،فرانسه،آلمان،سويس وژاپن پخش شود.

• از نمايش هايي كه در اين برنامه اجرا كرده ايد، بگوييد؟
به نظرم غيب كردن برج هاي دوقلوي مالزي براي چند ثانيه آن‌هم جلوي چشم توريست‌ها و رهگذران يكي از نمايش هاي مهيج اين برنامه است،حدود 20 روز پيش بود كه اين نمايش را اجرا كردم كه خدا را شكر مورد استقبال زيادي قرار گرفت،دوست خوبم ديويد كاپرفيلد هم بعد از ديدن فيلم اين نمايش گفت كه هماهنگي خوبي داشته ام.

• شما شعبده باز و شعبده بازي را چطور تعريف مي كنيد؟
شعبده باز يعني شخصي كه بتواند افراد را به وجد آورده و متحير كند،شعبده باز بايد بتواند با مهارت دست،بيان و نگاه هر شخصي را هيجان زده كند. در دنيا شعبده بازان زيادي هستند كه برنامه هاي آنها در تلويزيون و فضاي مجازي به نمايش گذاشته مي شود،به نظر من خندادن ،سرگرم كردن و متحير كردن انسان ها كارهاي پسنديده اي است كه شعبده بازان آنرا انجام مي‌دهند. شعبده باز يعني مسئول و استاد،شعبده باز بايد بتواند با هنر و نمايش هايش كاري را از خود به يادگار بگذارد كه در آينده هم بتوان از آن شخص به خوبي ياد كرد.

• كمي از تاريخچه شعبده بازي بگوييد
شعبده بازي از سالها قبل اجرا مي شده است،شخصي مانند هري هوديني يكي از استوره هاي بزرگ شعبده بازان دنيا است كه تا به امروز شخصي نتوانسته از اسرار نمايش هاي او مطلع شود،او در نمايش هايش در حالي كه به وسيله قفل و زنجير بسته شده بود وارونه درون آكواريومي پر از آب مي رفت و در مدت 2 دقيقه و 30 ثانيه خودش را نجات مي داد،اين نمايش تا به امروز هم جزو بهترين كارهاي دنيا است.شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد من بعد از 255 روز تمرين فشرده امسال توانستم يكي از نمايش هاي هري هوديني را انجام دهم وقتي برنامه ام آماده شد حتما از ديدن آن لذت خواهيد برد.
• شعبده بازي نسبت به گذشته چه تغييرهايي كرده است؟
شعبده بازي نسبت به گذشته بخصوص در خارج از ايران خيلي تغيير و پيشرفت کرده شعبده بازي در واقع يك علم است كه روز به روز به دست شعبده بازهاي خلاق گسترش پيدا مي‌كند،در سفرهايي كه به كشورهاي مختلف داشته ام كارها و نمايش ها شعبده بازان زيادي را ديده ام كه برايم جالب بوده است،واقعا شعبده بازان در سال هاي اخير نو آوري هاي زيادي داشته‌اند.

• شعبده بازي را در ايران چگونه مي بينيد؟
متاسفانه در ايران اهميت زيادي به شعبده بازي داده نمي شود،خيلي ها هنوز تصور مي كنند شعبده يعني دروغ،جادو و حقه بايد اين طرز فكر تغيير كند و مردم از ديدن نمايش هاي شعبده بازي لذت ببرند،براي مثال اگر شما يك كار كوچك شعبده را براي يك شخصی در اروپا يا ژاپن اجرا كنيد او واقعا لذت مي برد، از طرفي شعبده باز هم وقتي شوق و لذت را در چشم هاي تماشاچي مي بيند،
تشويق مي شود كه كارهاي بهتر و جديدي ارائه كند،اما در ايران اين ماجرا برعكس است خيلي ها در ايران هنگام اجراي نمايش به دنبال لذت بردن نيستند و فقط مي خواهند از راز نمایش شما مطلع شده و به قول معرف حال شما را گرفته و بگويند ديدي نتوانستي سرمن كلاه بگذاري!

• از پشت پرده نمايش هاي شعبده بازي كه تماشاچي ها از آن كمتر اطلاع دارند،بگوييد
خيلي ها وقتي نمايش يا اجرايي را در تلويزيون مي بينند، تصور مي كنند اين كار خيلي آسان است، يا فكر مي كنند با كمي تمرين مي توان چنين نمايشي را انجام داد،آنها از سختي كار و پشت پرده اين نمايش ها بي خبر هستند،براي نمونه من زماني كه مي خواستم براي يكي از نمايش هايم پرواز كنم و سه متر از سطح زمين فاصله بگيريم مدت ها تمرين كردم،اتفاقا اين نمايش را در حضور نخست وزير مالزي آقاي نجيب رزاق انجام دادم، ايشان هم از من پرسيد براي اجراي اين نمايش چقدر تمرين كرده ام من در پاسخ به ايشان گفتم اين كار حاصل 12 سال زحمت و تمرين است.

• به نظر مي رسد براي چنين نمايش هايي افراد زيادي با شعبده باز ها همكاري مي كنند،اين طور نيست؟
حتما همين طور است.شعبده بازان بزرگ و نامي دنيا همگي تيم وي‍ژه اي دارند،اين را بدانيد وقتي شعبده بازي به صحنه هاي جهاني راه پيدا مي كند،به تنهايي به اين موفقيت دست پيدا نكرده بلكه تيم ويژه اي به او در اين راه كمك كرده اند.

• از افرادي كه درتهيه نمايش به تو كمك مي كنند برايمان بگوييد؟
از سال 2012 تيم خودم را گسترش داده و تا به حال 18 نفر را به صورت نيمه و تمام وقت استخدام كرده ام،ما به صورت فشرده تمرين مي كنيم جالب است بدانيد كه در بين اعضاي تيم پزشك و استاد فيزيك هم هستند، يكي از فيزيكدان هاي دانشگاه UPM مالزي به صورت تمام وقت با من همكاري مي كند از اين گذشته ما روزي 18 ساعت تمرين مي كنيم تا بتوانيم نمايش هاي بي نقصي را روي صحنه ببريم.

• شعبده بازها براي اجراي يك نمايش چقدر بايد آماده باشند؟قدرت بدني چقدر در كار شما تاثير دارد؟
در مورد تمرين هاي خودم بايد بگويم از سال 1998 كه به مالزي آمدم روزي يك ساعت مي‌دوم،1000 تا دراز و نشست مي روم، چرا كه قصد دارم ركورد دراز و نشست كه 800 تا هست را شکسته و ركورد دار گينس شوم، با تمرين هايي كه داشته ام مي توانم در 25 دقيقه 1000 تا دراز و نشست بروم اينها گوشه اي از تمرين ها هر روز من است.

• بيشترين زماني كه تا به حال براي يك نمايش گذاشته اي چقدر بوده؟
حدود يك ساعت بوده چون اگر بيشتر از اين زمان بگذاريد تماشاچي ها خسته مي شوند ،چراكه در كار ما بيشتر هيجان و شادي مهم است تا وقت برنامه.

• نمايش هاي شعبده بازي چقدر براي شعبده بازها هزينه دارد؟
بسته به نوع نمايش هزينه ها متفاوت است ،اما نمايش هاي شعبده بازي بسيار پرهزينه هستند براي نمونه در مورد سريال 13 قسمتي كه در حال ساخت آن هستيم، بايد بگويم با اينكه تا به حال 6 قسمت اين مجموعه ضبط شده است و يك گروه 35 نفره از كشور انگلستان و آمريكا با من همكاري مي كنند، تا الان كه حدود 2 ماه سپري شده است، هر قسمت معادل 85 هزار پوند هزينه برده است به همين علت تخمين مي زنيم حدود يك ميليون پوند هزينه اين برنامه باشد،البته بايد بگويم يك شركت انگليسي حامي مالي من شده است.

• به نظر خودت عجيب ترين نمايشي كه تا به حال اجرا كرده اي چه بوده است؟
در مدت 3 سال گذشته نمایش های منحصر به فردی اجرا کرده ام که به زودی در تلویزیون های جهانی پخش خواهد شد ،برخی از این نمایش ها را تا به این لحظه هیچ شعبده بازی انجام نداده و برای اولین بار توسط من اجرا خواهد شد،برای یکی از این نمایش انجمن شعبده بازان جهان (IMS (مدال طلا و مدرک دکترای شعبده بازی به من اهدا کرد،باید بگویم این مدال طلا برای اولین بار در دنیا توسط آقای تونی‌هسینی، رئیس انجمن شعبده بازان جهان به من داده شد.در مراسمی که این مدال به من داده شد آقای هسینی گفتند تلاش زیادی کرده اند، تا بتوانند ثابت کنند من صلاحیت دریافت این مدال را دارم.

• از نمايشي كه دوست داريد اجرا کنید، بگوييد؟
برای اجرای نمایش به ویتنام دعوت شده ام تصمیم دارم برای 2 ماه آینده به این کشور بروم.مي‌خواهم در فرودگاه كوالالامپور در عرض 5 دقیقه خودم را به فرودگاه ویتنام برسانم!

• فکر می کنید این نمایش عملی است؟
این کار 100 درصد عملی است و قابل اجرا. وقتی این نمایش را اجرا کنم خبرش در دنیا خواهد پیچید.

• تا به حال از نمايش كداميك از شعبده بازان خارجي غافلگيرشده اي ؟ آن نمايش چه بوده است؟
دیوید کاپرفیلد شعبده بازی است که من کارهایش را تحسین می کنم در کودکی همیشه هنگام اجرای نمایش هایش غافلگیر می شدم، اما به کمک خدا و تلاش های خودم حالا وقتی بیشتر نمایش های شعبده بازان بزرگ دنیا را می بینم می توانم شگردشان را حدس بزنم و برخی هایشان را انجام بدهم.

• شعبده بازان حرفه اي مانند كريس آنجل چقدر براي نمايش هاي خود وقت گذاشته يا هزينه مي‌كنند،رمز موفقيت اين افراد به نظر شما چيست؟
به نظر من کریس آنجل یک اجرا کننده خوب است نه یک شعبده باز خوب، اجراي خوب و طرز حرف زدن او به نمایش هایش جلوه خاصی می دهد،کریس آنجل 5 استاد بزرگ شعبده بازی مانند Johnny Thomson و bana chek در گروهش دارد،این استاد ها برای او نمایش طراحی می‌کنند بعد کریس آنجل با تمرین های زیاد آنها را انجام می دهد.

• افراد علاقه مند به شعبده بازي چطور مي توانند در كار خود موفق شوند؟
در کل باید بگویم که شعبده باز خوب شدن کار بسیار سخت و دشواری است و اگر شعبده بازی نمایش های خارق العاده اجرا می کند نتیجه زحمات و تمرینات زیادی است که می کشد،باید بگویم هر شخصی در هر رشته هنری می تواند به قدرت هایی خاص دست پیدا کند،اگر شخص به خودش ایمان داشته باشد می تواند هر کار دشواری را انجام دهد تنها باید خودش را باورکند.نکته مهم اینجا است که باید به خود ایمان داشت،با تلاش و تمرین مکرر هر شخصی می تواند به آرزوهایش دست پیدا کند.

شعبده باز مخصوص

مهدی معمر درباره اینکه از چه زمانی وارد دنیا شعبده بازی شده است، می گوید: من در خانواده ای به دنیا آمدم که بیشترشان با شعبده بازی آشنا بودند،پدر،مادر،و دایی هایم شعبده باز بودند به همین علت از 5 سالگی با این هنر آشنا شدم، اولین نمایشی که اجرا کردم در جشن تولد خواهرم بود، آن موقع من بازی غیب کردن دستمال را انجام دادم ،ولی در 12 سالگی اولین نمایش خود را در سالن نمایش روی صحنه بردم. معمر بعد از اینکه شعبده بازی را به صورت حرفه ای یاد گرفت برای اجرای نمایش به کشور مالزی رفت و آنجا ماندگار شد،او اضافه می کند: چون مالزی کشوری اسلامی است،زندگی برایم اینجا مشکل نیست به این علت تصمیم گرفتم بمانم. به این ترتیب معمر در کشور مالزی ماند و آنجا لقب مودینی را برای خود انتخاب کرد و تصمیم گرفت نمایش های ویژه ای را طراحی کند.آقای شعبده باز در این باره می گوید: تمام تلاش خودم را به کار گرفتم تا نمایش های سرگرم کننده و مهیجی را روی صحنه ببرم خدا را شکر دراین کار موفق شدم و خیلی زود خیلی ها مرا شناختند. خیلی زمان نبرد که آوازه نمایش های مودینی در مالزی پیچید و سبب شد، او در برابر مسئولان بلند پایه این کشور هم نمایش اجرا کند،او ادامه می دهد: من برای نخست وزیر سابق این کشور یعنی آقای ماهاتیر محمد هم برنامه اجرا کرده ام،حالا هم در مراسم و جشن های ملی مالزی وقتی نجیب رزاق،نخست وزیر کنونی مالزی حضور پیدا می کند من نمایش اجرا می کنم. به گفته مودینی بهترین خاطره او از دنیای شعبده بازی آشنایی با همسرش است،او در این باره اضافه می کند:در یکی از همین نمایش های شعبده بازی با همسرم آشنا شده و ازدواج کرد،همسرم میشل نام دارد ما الان صاحب دو فرزند هستیم.

ماهی ها به جهنم

در دو ماه گذشته آن‌قدر خبرهای بد در حوزه محیط زیست خوانده و نوشته‌ام که باورش برایم سخت است، خبرهای تلخی که این روزها مرا به یاد این شعر اکبر اکسیر می‌اندازد «با اجازه محیط زیست، دریا دریا دکل می‌کاریم، ماهی‌ها به‌جهنم…».

مجروح شدن محیط بانان در پارک ملی دنا به دست شکارچی های غیرمجاز، قاچاق و فروش لاله های واژگون در پایتخت، شکار جانوران آبستن به دست ناشکارچی ها و زنده گیری نوزادان حیوانات وحشی در گوشه و کنار مناطق حفاظت شده از خبرهای تاسف بار حوزه محیط زیست است، اما اینها فقط قسمتی از اتفاقات ناگواری است که در این مدت کوتاه رقم خورده است و باید به این خبرهای تلخ سخنان استاندار فارس را هم اضافه کرد.

او حدود دو هفته پیش در اظهارنظری ۳۰۰ گورخر باقیمانده در منطقه حفاظت شده بهرام گور را عامل مصیبت و بی کاری جوانان این استان معرفی کرد، در حالی که طرفداران محیط زیست از این سخنان هنوز شوکه هستند، روز گذشته دوباره سخنان رئیس شبکه انجمن های صنعتی و معدنی ایران خبرساز شد.او در تکمیل حرف های آقای استاندار به ایرنا گفت، سازمان حفاظت محیط زیست برای نگهداری و مراقبت از ۲۰ راس آهو مساحتی بیشتر از ۵۰۰ هکتار را با وجود دارا بودن پتانسیل معدنی، محصور ساخته و اجازه هیچ گونه فعالیتی را در این منطقه نمی دهد.

وقتی این مسئولان درباره محیط زیست و گونه های حفاظت شده این چنین اظهارنظرهایی می کنند، چطور می توان انتظار داشت اوضاع محیط زیست کشور از این بدتر نشود و اهالی روستاهای نزدیک مناطق حفاظت شده در رویای به دست آوردن ثروت و کار به کشتار حیوانات در خطر انقراض کمر نبندند.

چگونه می توان از چوپان ها انتظار داشت که به محیط زیست احترام گذاشته و دام های خود را برای چرا به مناطق حفاظت شده نبرند. به همین علت باید مسئولان کمی بیشتر به محیط زیست احترام گذاشته و در سخنرانی های خود اظهارنظر هایی نکنند که برای محیط زیست گران تمام شود.

مهدی آیینی

ببر سیبری بیار؛ پلنگ ایرانی ببر

مهدی آیینی/جام جم-هر از گاهي خبر روي خروجي خبرگزاري ها قرار مي گيرد كه از احیای ببر مازندران، تبادل پلنگ ايراني با ببر سيبري يا شير هندي با آهوي ايراني حكايت دارد، هرچند كه اين اخبار براي توده مردم خبر خوش آب و رنگي است،اما كارشناسان محيط زيست كشورمان معتقدندبه فرض محال اگر اين طرح ها عملي هم بشوند سودي براي محيط زيست كشورمان ندارند،به همين علت بايد هزينه هاي اين طرح ها به حفظ و مراقبت از گونه هاي جانوري در خطر انقراض كشورمان اختصاص پيدا كند.

زمستان 88 بود كه  رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و طرف روسي اش در تفاهم‌نامه اي  دوجانبه قبول كردند تا در ازای شش قلاده ببر سیبری، شش پلنگ ایرانی به روسيه منتقل شود .اين طرح در ارديبهشت 89 با نقل و انتقال يك جفت پلنگ ايراني و يك جفت ببر سيبري كليد خورد،آن زمان مسئولان محيط زيست گفتند تا خرداد همان سال ببرهاي سيبري به ميانكاله منتقل مي شوند،اما اين جا به جايي صورت نگرفت  و در حالي كه ببرهاي روسي درباغ وحش تهران زندگي مي كردند،در اویل دي 89 خبرهايي منتشر شد كه از مبتلا شدن اين ببرها به بيماري مشمشه حكايت داشت و با تلف شدن ببر نر يكي از جنجالي ترين اتفاقات آن سال رقم  خورد.

به اين ترتيب باغ و حش تهران براي چند روز تعطيل شد و شيرهايي هم كه در اين باغ وحش روزگار مي گذراند به علت مبتلا شدن به بيماري مشمشه كشته شدند،بعد از اين ماجرا خبرهايي مبني بر مبتلا شدن ببرسيبري ماده هم به بيماري مشمشه به گوش رسيد، ولي سازمان محيط زيست ترجيح داد ببرماده را به قرنطينه منتقل كرده و مانع اطلاع رساني بيشتر دراين خصوص شود. از اين گذشته هرچند قرار بود ببرها و پلنگ هاي بيشتري باهم معاوضه شوند، ولي بعد از اين ماجرا تا كنون هيچ مبادله اي صورت نگرفته است.

پافشاری برای تبادل

اگر تا امروز خبرهاي مربوط به معاوضه پلنگ ايراني با ببرسيبري را پيگري كرده باشيد حتما شنيده يا خوانده ايد كه چند روز پيش معاون وزير محيط زيست روسيه از پشت سر گذاشتن بررسي هاي اوليه اين نقل و انتقال خبر داد و ياد آور شد كه فقط مراحل اداري اين كار انجام نشده است،نيكلاي پوپوف در مراسم امضاي پروتكل الحاقي به كنوانسيون درياي خزر  به خبرنگاراني كه از او درباره تاريخ ورود ببرهاي سيبري به ايران مي پرسيدند،گفت: بيشتر كارهاي لازم از طرف روسيه انجام شده و كارشناسان روسي آزمايش هاي لازم را روي ببرهاي سيبري انجام داده اند.

بیشتر بخوانید »

کیمیاگران قرن 21

مهدی آیینی / كوره هاي بزرگ و كوچكي كه آتش از هركدام آنها زبانه مي كشد،چند ظرف اسيد، قطعات فلز سرب و بيشتر ابزاري كه در كارگاه هاي ريخته‌گري كاربرد دارد را مي توان در كارگاه هاي غالكاري پيدا كرد،غالكاري حرفه سختي است اما خيلي ها به علت در آمد خوبی كه دارد به سراغش مي روند، زيرا غالكارها با فلز گرانبهاي طلا سر و كار دارند آنها،به طور به مستقيم با افرادي كه كارگاه طلاسازي دارند كار مي كنند تا ذرات طلايي كه سازندگان طلا هنگام ساخت اشيايي مانند انگشتر،النگو و گردنبد از دست مي دهند را دوباره به دست بیاورند،براي اینکه از زير و بم كار غالكارها بیشتر بدانیم به يكي از كارگاه هاي اين افراد در خارج از شهر تهران رفتيم.

 وانت بار جلوي كارگاه توقف مي كند و كارگرها بار اتومبيل را كه چندين كيسه پلاستيكي پر از زباله و چند بشكه آب است،خالي مي كنند،صاحب بار مرد جواني به نام احمد و مالك يكي از كارگاه هاي طلاسازي تهران است.او درباره علت آمدنش به كارگاه غالكاري مي گويد: با توجه به ميزان كار و طلايي كه مي سازم هر چند ماه يك بار به اينجا مي آيم تا غالكارها طلاي از دست داده‌ام را به من برگردانند.

هميشه وقتي طلاساز‌ها اشيايي مانند النگو و انگشتر مي سازند مقداري از طلايي كه داشته‌اند را از دست مي دهند ،چون هنگام پرداخت طلا براده هايي از آن جدا مي شود، براي نمونه هنگامي كه طلاساز ها تصميم به ساخت يك انگشتر مي گيرند بايد با سوهان و يا برس هاي مخصوص آنرا شكل دهند، طبيعي است كه با جدا شدن براده ها در اين مواقع از وزن طلاي اوليه كاسته مي شود.

قوانين كارگاه هاي طلاسازي

طلاساز ها براي اينكه جلوي ضرر و زيان خود را بگيرند سعي مي كنند ذرات طلا را دوباره به دست بياورند براي اينكار آنها در محيط كارگاه خود به نكات زيادي  توجه مي كنند،مثلا كف كارگاه هاي طلاسازي هميشه فنس هاي پلاستيكي يا فلزي مي گذارند تابراده هاي طلا به كفش كارگرها نچسبد.

البته قوانين كارگاههاي طلاسازي با گران شدن قيمت طلا رابطه مستقيمي دارد هرچه قيمت اين فلز خوش آب و رنگ بالا برود طلاسازها در كارگاه هاي خود قوانين سختگیرانه تری اجرا مي كنند،جالب است بدانيد برخي از طلاسازها از كارگران خود مي خواهند هنگام كار كمتر حرف زده يا ماسك به صورت بزنند زيرا آنها ادعا مي كنند ممكن است ذرات ريز طلا هنگام حرف زدن وارد دهان كارگرها شود.  بیشتر بخوانید »

سوگواره‌ای برای لاله‌های واژگون

آنقدر زیباست که گردشگران برای دیدنشان شال و کلاه می‌کنند و به دشت‌های مرتفع کشور می‌روند؛ آن‌قدر در تاریخ و فرهنگ کشورمان ریشه دارد که در کتیبه‌ها و سرستون‌های طاق بستان می‌توان آنها را در کنار پادشاهان ساسانی دید یا در افسانه‌ها خواند.

مهدی آیینی

مهدی آیینی

وقتی این گل کشته شدن سیاوش به دست افراسیاب را دید سر پایین انداخت تا در غم او اشک بریزد؛ از طرفی این گونه گیاهی آن قدر مظلوم واقع شده که این روزها در خطر انقراض قرار گرفته است، چون یا به دست گردشگرنماها چیده می شود یا چرای غیرمجاز دام آن را از بین می برد، هرچند که این روزها افراد فرصت طلب هم با فروش و قاچاق این گل ها آنها را بیشتر از پیش در خطر انقراض قرار می دهند.

درباره لاله های واژگون حرف می زنیم؛ گل هایی که هر بهار زیبایی دشت های خراسان شمالی، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان را چند برابر می کند.

لاله های واژگون از گونه های گیاهی در خطر انقراض کشورمان است، اما با این حال هر سال فصل بهار، زمانی که این گل ها سر از خاک بیرون می آورند، ماجرای قاچاق و فروش آنها به دست افراد سودجو خبرساز می شود.

روز گذشته فرمانده یگان حفاظت محیط زیست تهران از کشف و ضبط 45 شاخه لاله واژگون در پایتخت خبر داد، هرچند که طبق قانون و مقررات سازمان جنگل ها و مناطق حفاظت شده محیط زیست از بین بردن رستنی هایی که محدودیت رویشگاهی دارند، جرم است، ولی آگاهی نداشتن شهروندان در این باره سبب شده که افراد سودجو دست به خرید و فروش این گونه گیاهی در خطر انقراض بزنند.

با این که در چند سال اخیر برخی از زیستگاه های لاله های واژگون به ثبت ملی رسیده است، اما نبود نیروی کافی برای محافظت از این مناطق سبب شده این گونه گیاهی هنوز در خطر انقراض قرار داشته باشد، به همین علت مسئولان برای حفظ این گونه گیاهی باید راهکار مناسبی در پیش بگیرند، بدون تردید فرهنگ سازی و کمک به بخش خصوصی برای تولید و تکثیر پیاز این گل زیبا می تواند راهکار مناسبی برای حفظ گل لاله واژگون باشد.

پارک ملی کویر را نابود نکنید

مهدی آیینیهرچند که بحث اکتشاف نفت در پارک ملی کویر ماجرای تازه‌ای نیست و تاکنون کارشناسان بارها نسبت به عواقب آن هشدار داده‌اند، اما وقتی رئیس‌جمهور در سمنان از برطرف شدن مشکلات و موانع اکتشاف نفت در پارک ملی خبر داده و می‌گوید دستورهای لازم برای اتمام مصوبات عملیات اکتشاف نفت در محدوده پارک ملی کویر تا پایان سال صادر شده می‌توان نتیجه گرفت که او آب پاکی را روی دست دوستداران محیط‌زیست ریخته است.رئیس جمهور بارها در سخنرانی های خود در راستای حفظ محیط زیست سخن گفته، اما اشکال اینجاست که موقع عمل که می رسد ماجرا جور دیگری رقم می خورد. در حالی رئیس دولت دهم از برطرف شدن مشکلات برای اکتشاف نفت در بزرگ ترین پارک ملی حفاظت شده کشور حرف می زند که ما با کشورهای حاشیه خلیج فارس ذخایر و میدان های نفتی مشترک زیادی داشته و کشورهایی مانند قطر تمام تلاش خود را برای استخراج این ذخایر در پارس جنوبی به کار گرفته اند.

به همین علت، این پرسش مطرح می شود که چرا دولتمردان باید به فکر استخراج نفت در پارک ملی کویر و محلی باشند که زیستگاه چند گونه جانوری در خطر انقراض مانند جبیر، پلنگ و یوزپلنگ است.

جالب اینجاست که دولت برای حفظ گونه های در خطر انقراض مانند یوزپلنگ ها، میلیون ها دلار هزینه می کند.

شاید پیشنهاد صد میلیون دلاری شرکت چینی برای سرمایه گذاری در این خصوص تمامی مشکلات زیست محیطی را به یکباره برطرف کرده است یا شاید کارشناسان دولت در محاسبات خود دچار اشتباه شده اند، چرا که طبق ماده هشت آیین نامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، هر گونه عملیات عمرانی که منجر به تخریب محیط زیست شود، ممنوع است.

با این حال هیچ دور از ذهن نیست که با شروع به کار شرکت چینی و آغاز عملیات اکتشاف نفت در پارک ملی کویر این منطقه سرنوشت روشنی پیش رو نداشته باشد.

مهدی آیینی

بالا