آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : شیلات

بایگانی/آرشیو برچسب ها : شیلات

اشتراک به خبردهی

بی‌توجهی‌ شیلات به منابع دریایی

امروز در جنوب کشور اتفاقات عجیبی در حوزه صیادی غیرمجاز رخ می‌دهد، زیرا در شرایطی که منابع دریایی جزو انفال عمومی است و مدیریت آن برعهده سازمان شیلات قرار دارد، این سازمان توان و اراده کافی برای نظارت و ساماندهی برداشت از این منابع را ندارد. مثلا با وجود آن که در مصوبه دی ۹۳ شورای عالی حفاظت محیط‌زیست صید همه انواع کوسه‌ماهیان ممنوع شده است، اما هنوز در آیین‌نامه‌های ابلاغی این سازمان، صید همه کوسه‌ماهیان ممنوع نیست و همین مساله برای صیادان تناقض خاصی را ایجاد کرده. این در حالی است که شورای عالی حفاظت محیط‌زیست نهاد بالادستی سازمان شیلات محسوب می‌شود و این سازمان باید مصوبات این شورا را اجرا کند.

از سویی دیگر، در سال‌های اخیر صید کوسه ماهیان در همه کشورهای دنیا از جمله ایران رشد چشمگیری پیدا کرده است. صیادان نیز بیشتر این گونه‌ها را به خاطر باله آنها صید می‌کنند و این باله‌ها نیز اغلب از طریق بنادر کشورهای حاشیه خلیج فارس به کشورهای آسیای شرقی قاچاق می‌شوند. علاقه مردم آسیای شرقی به مصرف خوراکی باله کوسه نیز باعث کاهش محسوس جمعیت این گونه‌ها در سراسر جهان شده است و اکنون حدود صد گونه از انواع کوسه‌ماهیان در لیست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت قرار گرفته‌اند که ۱۷ گونه از آنها در آب‌های خلیج فارس زیست می‌کنند. این اتحادیه نیز صید همه کوسه‌هایی را که در لیست قرمز قرار دارند، در تمام کشورها ممنوع اعلام کرده است، اما اکنون در سایه ضعف نظارتی سازمان شیلات صید کوسه‌ماهیان در آب‌های جنوب کشور چه به صورت ضمنی و چه به صورت هدف رواج دارد.

نکته دیگر اینجاست که در سال‌های اخیر سازمان شیلات با وجود علم به کمبود نیروی انسانی و امکانات یگان حفاظت خود، تعداد زیادی کشتی صیادی ترال را راهی آب‌های آزاد جنوب کرده است و این کشتی‌ها نیز با ظاهر موجه ولی در حقیقت غیرقانونی ذخایر آبزیان کشور را با تور ترال نابود می‌کنند. زیرا سازمان شیلات در اصل برای صید فانوس‌ماهیان به این کشتی‌ها مجوز داده است، اما بسیاری از این کشتی‌ها به بهانه صید فانوس‌ماهی، انواع گونه‌های کف‌زی آ‌ب‌های جنوب ایران را با تورهای بزرگ خود جمع می‌کنند، اما هیچ نهادی به طور قاطع جلوی این تخلف نمی‌ایستد.

در این شرایط نیز وقتی صیادان محلی می‌بینند که خود سازمان شیلات راه را برای وقوع تخلف باز گذاشته است، بدون توجه به کاهش جمعیت کوسه‌ماهیان یا دیگر گونه‌های آبزی به دل دریا می‌زنند تا سهمی از این سفره داشته باشند. آنها دیگر هم به این فکر نمی‌کنند که صیدشان مجاز است یا غیرمجاز، زیرا شاهد آن هستند که امروزه در پهنه‌های آبی کشور متولی امامزاده، خود حرمت آن را نگه نداشته است.

 

محمدرضا فاطمی، کارشناس محیط‌زیست دریایی

 

آبزیان در محاصره ۱۶۰۰۰ قایق غیرمجاز

مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی شیلات در گفت‌وگو با ما به ضعف این سازمان در نظارت بر آشفته‌بازار صید اعتراف می‌کند

چند وقت پیش که به یکی از بازارهای ماهی‌فروشی در تهران سر زدیم، دیدیم که بسیاری از مغازه‌داران بدون هیچ ترسی از برخورد نهادهای قانونی کوسه‌های صیدشده در آب‌های جنوب کشور را می‌فروشند. این در حالی است که براساس مصوبه ۳۸۰ شورای عالی حفاظت محیط‌زیست از دی ۹۳ به این سو هر گونه صید و خرید و فروش انواع کوسه‌ماهیان ممنوع شده است. اما آن‌طور که ما دیدیم بازاریان متخلف تهرانی هیچ نگرانی خاصی از برخورد قانونی نداشتند، چراکه اساسا نهاد متولی برخورد با صید غیرمجاز آبزیان، یعنی سازمان شیلات ایران هیچ نظارتی بر بازارهای ماهی‌فروشی شهرهای مرکزی ایران از جمله پایتخت ندارد. وقتی هم این ماجرا را از مدیرکل دفتر حفظ و بهسازی منابع دریایی سازمان شیلات نیز پیگیری می‌کنیم، می‌بینیم او نیز خود به ضعف سازمان متبوعش در نظارت بر بازارهای ماهی‌فروشی اعتراف می‌کند.

رضا شاهی‌فر همچنین ‌ به این نکته اذعان دارد که وقتی تعداد نیروهای یگان حفاظت سازمان شیلات در سراسر کشور به ۵۰۰ نفر نیز نمی‌رسد و از طرفی براساس آخرین تحقیقات سازمان شیلات تعداد قایق‌های صیادی غیرمجاز از ۱۵ هزار و ۸۶۰ فروند نیز بیشتر شده، اساسا نباید از این یگان انتظار داشت که بتواند با تخلفات حوزه صیادی برخورد کند.

او در میان صحبت‌هایش به آمار مهم دیگری نیز اشاره می‌کند و می‌گوید از حدود ۷۲۰ هزار تن صید جنوب کشور در سال گذشته، حداقل ۱۵۱ هزار تن آن سهم صیادان غیرمجاز بوده است. شاهی‌فر البته قصور سازمان شیلات در برخورد با تخلفات حوزه صیادی را می‌پذیرد، اما در این باره توپ را به زمین نهادهای دیگر از جمله دادسراهای شهرهای ساحلی هم می‌اندازد و می‌گوید تا وقتی قضات این مناطق احکام سنگینی برای صیادان غیرمجاز صادر نمی‌کنند و دستگاه‌های انتظامی نیز در مبارزه با صیادی غیرمجاز مشارکت نمی‌کنند، این معضل در پهنه‌های آبی کشور حل نمی‌شود.

 

اجازه بدهید یک راست برویم سر اصل مطلب. با وجود منع قانونی صید انواع کوسه‌ماهیان، همچنان شاهد آن هستیم که صید این گونه‌ها در آب‌های جنوب کشور ادامه دارد. ماجرا چیست؟

ببینید مشکل اصلی در صید کوسه‌ماهیان مساله صید ضمنی است. به دلیل وجود همین معضل نیز ما با سازمان محیط زیست وارد مذاکره شده‌ایم که با وجود ممنوعیت صید انواع کوسه‌ماهیان، تا ۵ درصد صید ضمنی کوسه قابل قبول تلقی شود. البته باید توجه داشت در سال‌های اخیر صید ضمنی کوسه به شدت کاهش پیدا کرده است و براساس آمارنامه سازمان شیلات، در سال ۹۸ وزن کوسه‌ماهیانی که به صورت اتفاقی در تور صیادان گرفتار شده بودند، فقط حدود ۰٫۹۷ درصد معادل ۷۰۰۰ تن از صید جنوب کشور را تشکیل می‌داد.

وزن کل صید ضمنی کشور چقدر است که این مقدار آن مربوط به کوسه می‌شود؟ 

برآورد دقیقی در زمینه محاسبه وزن کل صید ضمنی انجام نشده است. چون اصولا میزان صید ضمنی در صید گونه‌های مختلف متفاوت است و نمی‌توان آمار دقیقی در این زمینه به دست آورد. در آمارنامه سالیانه سازمان شیلات هم وزن یا درصد کل صید ضمنی ذکر نمی‌شود. با این حال، می‌دانیم برخی افراد از مساله صید ضمنی سوءاستفاده می‌کنند و به دنبال جمع‌آوری لاشه کوسه‌هایی هستند که به صورت ضمنی صید شده‌اند.

قصدشان از این کار چیست؟

بیشتر می‌خواهند باله‌های کوسه‌ها را قاچاق کنند. البته برخی از این افراد پیش ما هم آمده‌اند و خواسته‌اند که مجوز صادرات باله کوسه بگیرند، حتی یکی از همین افراد چند مرتبه هم باله کوسه را از گمرک رد کرده بود و تازه بعد از چند ماه گمرکی‌ها از او مجوز شیلات را خواستنه بودند. ما هم به او مجوز ندادیم و از گمرک خواستیم که جلوی بارش را بگیرد.

آیا با این فرد برخورد هم کردید؟ چون همین فرد می‌توانست سرنخی برای کشف تخلفات بعدی باشد.

فکر می‌کنید فقط همین یک مورد است، هر روز بارها سرنخ‌هایی از انواع تخلفات غیرمجاز به دست ما می‌آید، اما وقتی که پیگیری می‌کنیم، اغلب پرونده این افراد به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد، چون معمولا محاکم قضایی استان‌های ساحلی جنوب با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی حاکم بر منطقه برای این افراد حکم صادر می‌کنند و بیشتر مواقع حکم سنگینی به صیادان غیرمجاز نمی‌دهند. تا زمانی هم که این شرایط وجود داشته باشد، معضل صیادی غیرمجاز حل نمی‌شود.

یعنی می‌گویید مشکل تداوم فعالیت‌های صیادی غیرمجاز سهل‌انگاری محاکم قضایی است؟

مشکل اصلی اینجاست که اصولا هیچ‌کس متولی برخورد با فعالیت‌های صیادی غیرمجاز نیست. این در حالی است که براساس آخرین برآورد سازمان شیلات هم‌اکنون حداقل ۱۵ هزار و ۸۶۰ فروند قایق صیادی غیرمجاز در سطح کشور وجود دارد. اما متاسفانه دستگاه‌های امنیتی و انتظامی به جای این که برای برخورد با این قایق‌ها پای کار بیایند، از حدود سه سال پیش به ما فشار می آورند که به این شناورها هم مجوز صید بدهیم.

مگر خود شما متولی اصلی برخورد با صیادی غیرمجاز نیستید؟

بله، ما متولی اصلی هستیم، اما نکته اینجاست که یگان حفاظت سازمان شیلات نسبت به گذشته کاملا تحلیل رفته است، یعنی بسیاری از نیروها بازنشست شده‌ و تعداد کمی جایگزین آنها شده‌اند.

به دلیل کمبود بودجه؟

بله، قطعا پایین بودن مقدار بودجه هم در کمبود نیروی انسانی ما موثر است. فکر می‌کنم ما در کل سازمان شیلات در یک بازه زمانی ۱۷ ساله هیچ استخدامی نداشتیم تا این که در دو سال گذشته در مجموع کمتر از ۵۰ نفر به سازمان ما اضافه شدند.

با این اوضاع، الان نیروهای نیروهای یگان حفاظت سازمان شیلات کلا چند نفر هستند؟

اکنون شاید تعداد کل نیروهای این یگان در سطح کشور به ۵۰۰ نفر هم نرسد.

این ۵۰۰ نفر چطور می‌توانند با ۱۵ هزار و ۸۶۰ قایق صیادی غیرمجاز برخورد کنند؟

قبول دارم که با این تعداد اندک نیروهای یگان حفاظت سازمان شیلات، فعالیت‌های صیادی غیرمجاز قابل کنترل نیست. همچنین یگان ما در مجموع اصلا کارآیی سابق را ندارد. چون این یگان اصلا نه سوخت به اندازه کافی دارد، نه تجهیزات. البته در سال‌های اخیر توانستیم برخی تجهیزات را از وزارت دفاع تهیه کنیم، اما هنوز مشکلات اساسی یگان ما پابرجاست.

با این تفاسیر به نظر می‌رسد که شما نظارت مناسبی هم بازارهای ماهی‌فروشی نداشته باشید.

خیر، اتفاقا یکی از راهکارهایی که ما آمار صید غیرمجاز را به دست می‌آوریم، بررسی بازارهای فروش ماهی در شهرهای ساحلی است.

رضا شاهی‌فر

رضا شاهی‌فر

آیا با کاسبان متخلف در این بازارها هم برخورد می‌کنید؟

متاسفانه در شهرهای ساحلی معمولا مسائل اجتماعی اجازه نمی‌دهد که به طور قاطع با فروشندگان محصولات دریایی غیرمجاز برخورد کنیم. مثلا همکاران ما در فریدونکنار چند بار با مغازه‌دارانی که به طور غیرقانونی ماهیان خاوری می‌فروختند، برخورد کردند، اما در نهایت این ماجرا به جنجالی اجتماعی در آن شهر تبدیل شد.

آیا به بازارهای شهرهای مرکزی ایران هم سر می‌زنید؟ مثلا نظارتی بر بازارهای ماهی‌فروشی تهران دارید؟

خیر، واقعیت این است که تهران را بررسی نمی‌کنیم، البته توجه داشته باشید که ماهی‌های دریایی همه از جنوب یا شمال کشور آورده می‌شود و به هر حال ما بازارهای عمده‌فروشی آن مناطق را رصد می‌کنیم.البته همکاران ما در اداره بهبود کیفیت، فرآوری و توسعه بازار بر نحوه قیمت‌گذاری در این بازارها نظارت دارند، ولی ما از نظر بررسی صید غیرمجاز، بازار شهرهای مرکزی را رصد نمی‌کنیم.

می‌دانستید در همین بازارهای ماهی‌فروشی تهران فیله و باله کوسه به‌راحتی پیدا می‌شود؟ آن‌طور که شخصا مشاهده کرده‌ام، مغازه‌دارها فیله کوسه را کاملا علنی می‌فروشند.

کوسه کامل را می‌فروشند یا قطعه قطعه شده؟

هم کامل و هم قطعه قطعه شده.

حقیقتا نمی‌دانستم، واجب شد که حتما یک بار به بازار بعثت سر بزنم.

البته من کوسه را در راسته ماهی‌فروشان سرچشمه دیدم.

در هر صورت من کنجکاو شدم که حتما به این بازارها سر بزنم.

اصلا می‌دانید بازار سرچشمه کجاست؟ چرا بر این بازار و دیگر بازارهای ماهی‌فروشی تهران هیچ نظارتی ندارید؟

بازار سرچشمه را می‌شناسم، قبلا هم رفته‌ام، اما جایی نیست که همیشه بر آن نظارت داشته باشیم. چون اصولا نظارت بر بازارهای ماهی‌فروشی تهران جزو شرح وظایف ما نیست. همچنین توجه داشته باشید من در اداره خودم مجموعا سرپرست ۷ نیروی دیگر هستم. یعنی اساسا نیرویی ندارم که بخواهم به این بازارها سر بزنم.

اما با توجه به خرید و فروش گونه‌های غیرمجاز در بازارهای ماهی‌فروشی، حتما لازم است که سازمان شیلات به طور مداوم به این بازارها سر بزند.

بله، من هم موافقم که باید نظارت قوی‌تری بر بازارهای ماهی‌فروشی وجود داشته باشد. اما باید توجه داشت مهمترین مشکلی که باعث ایجاد این ضعف نظارتی شده، کمبود نیروی انسانی است، مثلا همین یگان حفاظت سازمان شیلات فقط ۵ ۶ کارمند در تهران دارد.

ولی به نظر می‌رسد که سال‌ها سهل‌انگاری سازمان شیلات در برخورد با متخلفان، باعث گسترش این تخلفات شده است؟

به نظر من در این زمینه فقط سازمان شیلات مقصر نیست. اتفاقا در گذشته ما خیلی سفت و سخت با صیادان غیرمجاز برخورد می‌کردیم، اما الان وضعیت طوری شده است که به ما می‌گویند که کاری با این افراد نداشته باشید، چون از سر بیکاری صید می‌کنند. این در حالی است براساس آمار سازمان شیلات در سال ۹۸، از حدود ۷۲۰ هزارتن صید انواع آبزیان در جنوب کشور، حدود ۱۵۱ هزارتن یعنی ۲۱ درصدآن مربوط به صیادی غیرمجاز می‌شود.

آیا انداختن توپ به زمین دیگر نهادها، توجیهی برای ضعف نظارتی یگان حفاظت سازمان شیلات نیست؟

خیر، این واقعیت ماجراست. ببینید الان وضعیت به گونه‌ای است که نیروهای یگان ما با وجود کمبود شدید امکانات، با تلاش زیاد تعدادی صیاد متخلف را دستگیر می‌کنند، اما دادگاه این ماموران را به علت برخورد فیزیکی با صیادان بازداشت می‌کند، ولی آن صیادان را آزاد می‌گذارد. خب وقتی ماموران ما نه مصونیت قضایی دارند و نه کسی از آنها حمایت می‌کند، طبیعتا هیچ انگیزه‌ای هم برای برخورد با متخلفان برایشان باقی نمی‌ماند.

 

محمد حسین خودکار

 

هرکسی بجز عیسی کلانتری!

رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس ‌ از اولویت‌هایش  و لزوم تغییر سکاندار سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید

محیط‌زیست کشور زخم کم ندارد از تغییراقلیم و سوء‌مدیریت بگیرید تا آتش‌سوزی، شکار غیرمجاز و تامین نشدن حقابه‌. برای التیام این‌ زخم‌ها نسخه کم پیچیده نشده و شعار هم کم داده نشده است. در متن سخنرانی مسؤولان استانی و کشوری همیشه ردی از محیط‌زیست به چشم می‌خورد، اما زخم‌های محیط‌زیست کشورمان هر روز ناسور‌تر می‌شود و این گواهی است بر این‌که محیط‌زیست قربانی سیاست‌ هم هست. سیاست‌هایی که در دولت و مجلس به نام محیط‌زیست ‌مطرح می‌شود، اما در نهایت به کام صندوق‌های رای یا توسعه ناپایدار تمام می‌شود‌. این مسائل را با سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس یازدهم که به‌تازگی کارش را شروع کرده است در میان می‌گذاریم. او ادعا می‌کند برای حل این مشکلات پاشنه کفش‌هایش را ور کشیده و می‌خواهد با نگاه تخصصی و استفاده از نخبگان زخم‌های محیط‌زیست را مرهم بگذارد. جالب‌تر این‌که او می‌گوید اولین نماینده تخصصی محیط‌زیست مجلس بعد از چهار دهه است، ادعایی که بدون شک شرایط را برای رفیعی دشوارتر می‌کند، چراکه دوستدارن محیط‌زیست وعده‌های او را به‌خاطر می‌سپارند و درآینده درباره‌ علمکردش قضاوت خواهند کرد.

محیط‌زیست کشور با مشکلات زیادی رو‌به‌روست به نظر شما فراکسیون محیط‌زیست که به نظر می‌رسد در چندسال اخیر بیشتر سیاسی شده می‌تواند گرهی از این مشکلات باز کند؟

ادوار گذشته در فراکسیون محیط‌زیست برای حل مشکلات محیط‌زیست کار علمی و تخصصی انجام نشده‌ است.

برای رفع این مشکل چه برنامه‌ای دارید؟

می‌خواهیم برنامه‌های خود را در مجلس یازدهم تخصصی و با حضور کارشناسان ‌پیش ببریم. محیط‌زیست حوزه گسترده‌ای است به همین دلیل برای هر مساله‌ای باید از متخصص آن حوزه استفاده شود. بنا داریم با استفاده از نخبگانی که سیاست‌زده نیستند اولویت‌ها را شناسایی ‌کنیم.

 می‌توانید به چند متخصصی که قرار است از آنها مشاوره بگیرید اشاره می‌کنید؟

بله. آقایان عبدلی، صدیقی، خانلر، مخدوم، فتحی، علیزاده، کیابی و…

تحصیلات شما با محیط‌زیست مرتبط ‌است؟

من اولین نماینده تخصصی محیط‌زیست مجلس بعد از ۴۰ سال هستم.

رشته تحصیلی شما چه بوده است؟

لیسانس مهندسی محیط‌زیست، فوق‌لیسانس برنامه‌ریزی و مدیریت محیط‌زیست.

یعنی امیدوار باشیم وضع محیط‌زیست بهتر شود؟

ان‌شاءا… ما تلاش می‌کنیم و امیدوارم.

برخی کارشناسان می‌گویند بهتر است در مجلس به‌جای فراکسیون، کمیسیون محیط‌زیست تشکیل شود، شما چه نظری دارید؟

کمیسیون شأن رسمی‌تری نسبت به فراکسیون دارد فراکسیون یک قدم عقب‌تر از کمیسیون است، اما کار کارشناسی و ریل‌گذاری صحیح برای تصمیمات کمیسیون‌ها در فراکسیون‌ها شکل می‌گیرد. البته به شرطی که نمایندگان مجلس کارکرد فراکسیون را بدانند.

پس لزومی به تشکیل کمیسیون محیط‌زیست نمی‌بینید؟

اتفاقا فکر می‌کنم این تغییر لزوم دارد و بهتر است کمیسیون‌های تخصصی مجلس تغییر کند. برای نمونه کمیسیونی داریم به نام آب، ‌کشاورزی، منابع طبیعی و محیط‌زیست، این کمیسیون باید به مسائل زیادی رسیدگی کند.

سمیه رفیعی

باید یاد‌آور شد که منافع کشاورزی و محیط‌زیست این روزها به دلیل مدیریت نامناسب باهم در تضاد است.

بله در محل‌هایی دچار تقابل هستند و برای تشخیص اولویت باید دقت بیشتر کرد، آب مساله مهمی است که بحرانی جدی در دنیا محسوب می‌شود. بنابراین اصلاح کمیسیون‌های تخصصی در دستور کار مجلس قرار دارد.

در مجلس‌های گذشته بسیاری از نمایندگان محیط‌زیست را قربانی اهداف کوتاه مدت می‌کردند، چگونه می‌خواهید مانع این کار در مجلس یازدهم شوید؟ مثلا خیلی از نمایندگان شمال برای اشتغالزایی به دنبال بهره‌برداری از جنگل هستند؟

این مسائل زاییده تفکرات سنتی ‌است. این روزها در نطق نمایندگان می‌توانید ‌دغدغه محیط‌زیست را بشنوید. بحران‌های زیست‌محیطی سبب‌شده که محیط‌زیست به مطالبه مردم بدل شود.‌

شما برای افزایش سواد محیط‌زیستی همه نمایندگان تلاش می‌کنید؟

قطعا همین‌طور است، برای من مهم است که مخاطبان محیط‌زیست دو گروه هستند یعنی مردم و مسؤولان. این دو گروه باید با هم برای حفظ محیط‌زیست تلاش کنند تا مشکلات برطرف شود، متاسفانه بعضا سواد محیط‌زیستی مردم از مسؤولان بیشتر است. بنابراین یکی از اولویت‌های ما این است که ‌سواد محیط‌زیستی نمایندگان مجلس افزایش یابد.

شما بهتر می‌دانید که خیلی از نمایندگان ظاهرا طرفدار محیط‌زیست هستند.

نماینده موظف است صدای مردم را به گوش مسؤولان برساند حتی اگر محیط‌زیست را مهم نداند باید مطالبه شهروندان که حفظ محیط‌زیست است را منتقل کند. مشکل اینجاست که سطح محیط‌زیست به مسائل سطحی تقلیل پیدا کرده‌است، برای نمونه خیلی‌ها افرادی را که به سگ‌ها و گربه‌ها غذا می‌دهند فعال محیط‌زیست می‌دانند. مهربانی با حیوانات مهم است، اما نباید فراموش کرد که‌‌ اصالت محیط‌زیست با ازدیاد جمعیت این گونه‌ها ‌مخالف است. اما چنین نمایش‌های غلطی نماد محیط‌زیست شده‌است.

 برخی کارشناسان نیز معتقدند بهتر است سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها با هم ادغام شده و وزارت محیط‌زیست تشکیل شود. شما با این ایده موافق هستید؟

در این‌که ساختار فعلی باید تغییر کند و ناکارآمد است هیچ شکی نیست. ایجاد وزارتخانه محیط‌زیست نیز مسائلی دارد و ممکن است نگاه بومی و منطقه‌ای در آن تاثیرگذار شود. به نظرم نیاز به بررسی بیشتر است، چون برای حفظ محیط‌زیست کشور نباید سلیقه‌ای عمل کرد.

در فراکسیون محیط‌زیست مساله‌ای هست که بایگانی شده‌باشد؟

بحث هزینه دادرسی دادگاه‌های محیط‌زیستی بایگانی شده‌است، محیط‌زیست اگر بخواهد علیه متخلفی شکایت کند باید هزینه دادرسی را پرداخت کند، اما سازمان محیط‌زیست ‌آن‌قدر قوی نیست که بتواند هزینه‌ها را پرداخت کند. ‌رسیدگی به این مشکل دوباره باید به جریان بیفتد. یا مساله‌ حمایت از محیط‌بانان و جنگلبانان دارای نواقصی است، مثلا حمایت از افراد داوطلب دیده نشده‌است.

شورای نگهبان این مورد را به دلیل هزینه‌بر بودن در لایحه حذف کرد.

بله. به همین خاطر می‌خواهیم این مساله را جبران کنیم تا برای حمایت از افرادی مانند البرز زارعی با مشکل روبه‌رو نباشیم. این ناپسند است که نتوانیم از این افراد حداقل حمایت مادی کرد. افرادی که از بسیاری از مسؤولان متعهدتر هستند.

چرا رسیدگی به یگان حفاظت سازمان جنگل و محیط‌زیست مناسب نیست؟ خیلی از جنگلبانان حقوق‌شان عقب‌افتاده و برخی محیط‌بانان نیز برای حفاظت از محیط‌زیست انگیزه ندارند.

فکر می‌کنم مشی دستگاه‌های اجرایی این بوده که این‌ها را در حداقل سطح ممکن رفاهی و حقوقی قرار بدهند. دلیلش را نمی‌دانم، اما رویه اشتباهی است، چون اصل حفاظت از محیط‌زیست کشور بر عهده جنگلبانان و محیط‌بانان است. شاید یکی دیگر از دلایل آن این است که در مجلس نیز روی این مسائل نظارت تخصصی انجام نشده‌است.

 به جنگلبانان و محیط‌بانان‌‌ قول می‌دهید که به شرایط‌شان رسیدگی کنید؟

ما یک جلسه فراکسیون محیط‌زیست را به جنگلبانان اختصاص داده و می‌خواهیم درباره حقوق عقب‌افتاده آنها و قراردادهای نامناسب کاری‌شان با وزارت جهادکشاورزی جلسه بگذاریم. البته با توجه به پیشرفت فناوری ما کمترین بهره را برای حفظ محیط‌زیست از آن می‌بریم. درواقع می‌توان برای حفظ منابع انسانی از فناوری بهره برد.

حرف از استفاده از فناوری می‌زنید اما با توجه به این‌که یگان حفاظت از حداقل‌ها مانند‌ آتش‌کوب یا حتی دوربین چشمی برخوردار نیست این موضوع خیلی دور از دسترس است.

درست است، بودجه این دستگاه‌ها نیز مناسب نیست و باید اصلاح شود، این سازمان‌ها در قسمت ستاد‌ فربه شده‌اند و به بخش صف آنها بودجه نمی‌رسد.

پس باید ساختار آنها تغییر کند؟

هر روزی با این ساختار بگذرد بدون‌شک ما ضرر می‌کنیم. این‌که معاون رئیس‌جمهور به کسی پاسخگو نیست اصلا اتفاق خوبی نیست. ایشان برای آتش‌سوزی‌ها می‌گویند ۱۵۰۰هکتار سوخته و عددی نیست!

به آقای کلانتری اشاره کردید. ایشان ابتدای شروع به کارشان گفتند دغدغه آب را دارند. به نظرتان محیط‌زیست چقدر در کاهش بحران آب موفق بوده‌است؟

صفر درصد. ایشان نه‌فقط برای حل این بحران هیچ کاری نکرده بلکه همچنان شناخت درستی از مساله آب نیز ندارد. بحران آب با حرف‌زدن برطرف نمی‌شود. ایشان هنوز به شناخت مساله هم نرسیده است.

فکر می‌کنید این مدت باقیمانده را سازمان حفاظت محیط‌زیست چگونه بگذراند؟

به نظرم سازمان حفاظت محیط‌زیست کاری نکند و به ستادش مرخصی بدهد. اتفاقا بهتر است هیچ کاری نکند.

چرا؟

چون تلاش‌هایش برای بهبود محیط‌زیست نیست.

اما شما هم نباید دست روی دست بگذارید؟

دولت به اصلاح محیط‌زیستی باید هرچه زودتر نسبت به رئیس سازمان محیط‌زیست بازنگری کند و مطمئن باشد که مجلس یازدهم دراین خصوص نظارت تخصصی دارد و با هرکه خلاف تعهداتش عمل کند قانونی برخورد می‌کند.

اما به نظر می‌رسد برای دولت محیط‌زیست مهم نیست و هرشخصی را دراین سمت بگذارد‌‌ فرقی نمی‌کند؟

ما به این باور رسیده‌ایم که هرکسی بجز ایشان رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست شود، بهتر است. شخصی که از کنار مسائل محیط‌زیست آسان می‌گذرد و راحت می‌گوید ۱۵۰۰هکتار جنگل سوختن چیزی نیست یا معاون ایشان می‌گویند ۴۰هکتار از جنگل‌های شمال از بین برود چیزی نیست! در واقع مشی این‌ها این است.

پس فکر می‌کنید چرا آقای روحانی چنین مهره‌ای را به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست انتخاب کند؟

چون آقای روحانی اعتقاد واقعی به محیط‌زیست ندارد. ایشان شعار می‌دهد تا رای جمع کند.

ایشان که ادعا می‌کنند دریاچه ارومیه را نجات داده‌اند.

اگر میانگین بارش‌ها بیشتر نمی‌شد شرایط دریاچه تغییر نمی‌کرد. ستاد احیای دریاچه ارومیه باید پاسخ دهد ۹۰۰۰میلیارد تومانی که برای ارومیه هزینه کرده‌ چگونه خرج شده است. هنوز هیچکدام از پروژه‌های ستاد اجرایی نشده است.

 اولویت‌های اصلی فراکسیون محیط‌زیست‌ چیست؟

به اصلاح چند قانون باید توجه شود. در ساحت محیط‌زیست کشور یکسری تخلفات به شکل قانونی اجرا می‌شود، مانند شکار که تاکنون نیز به آن پرداخته نشده است.

یعنی می‌خواهید شکار  را ممنوع کنید؟

قطعی نمی‌توانم بگویم، چون به بررسی جامعی نیاز دارد مبنای قانونگذاری در اسلام شرع مقدس است و در اسلام شکار تفننی براساس نظر مراجع حرام است بنابراین باید قانون اصلاح شود. برخی قوانین دیگر مانند هوای‌پاک و حفاظت ازتالاب‌ها که قوانین خوبی است‌ نیز باید اصلاح شود چون ضمانت اجرایی مشخصی ‌ندارند.

پس از اجرای طرح تنفس به نظر می‌رسد جنگل‌های شمال به حال خود رها شده است، باید اقدامات بهداشتی و نگهداری در جنگل‌ها انجام شود.

کاملا پیگیر رسیدگی به جنگل‌های هیرکانی هستیم. طرح تنفس به شکل دقیق اجرا نشده و باید به آن پرداخته شود. نباید اجازه داد پای ژن‌های خوب نیز به جنگل باز شود.

برای منابع‌طبیعی‌خواری چه برنامه‌ای دارید؟

یکی از مهم‌ترین شؤون مجلس نظارت است و چون تخصصی نبوده به بهانه‌های مختلف تخریب محیط‌زیست اتفاق افتاده است. اما در مجلس یازدهم دیگر به شکل تخصصی به محیط‌زیست نگاه می‌کنیم و مانع کوه‌خواری، جنگل‌خواری و زمین‌خواری می‌شویم.

مساله دیگر بحث دیپلماسی آب است که درکشورمان جدی گرفته نمی‌شود. برای فعال شدن آن چه برنامه‌ای دارید؟

بحث دیپلماسی آب در دو دولت گذشته جدی گرفته نشده است. حتی متاسفانه در دولت یازدهم در سفری که برای تامین حقابه هامون آقای عبدا…  گل به ایران داشتند، رئیس وقت محیط‌زیست با ایشان بحث حقابه هامون را مطرح نکرد. باید به دیپلماسی آب به عنوان راهبرد نگاه کرد.

شما چه برنامه‌ای برای دیپلماسی آب‌ دارید؟

ما در مجلس توجه ویژه‌ای به دیپلماسی آب خواهیم داشت و نقشه‌ای جامع برای آن در نظر خواهیم گرفت.

بحث نبود نظارت بر بازار صید نیز مطرح است، برای نمونه خبرنگار ما هفته پیش از بازار سرچشمه باله کوسه خرید یا هنوز کشتی‌های صید ترال در آب‌های کشورمان جولان می‌دهند.

جلسه سوم فراکسیون محیط‌زیست با سازمان شیلات بود. شیلات تاکنون در حاشیه امنی بوده و هرکاری که خواسته با منابع انجام داده است. با دستور دادستان از صید ترال جلوگیری شد و البته جلسات ما با شیلات هنوز ادامه دارد.

 

 

مهدی آیینی

اعلان جنگ با آبزیان

فیلم صید گسترده ماهی با استفاده از شوک الکتریکی تکذیب شد، اما صید غیرقانونی با روش‌های مرگبار در آب‌های داخلی و دریایی ایران همچنان ادامه دارد

هزاران ماهی نقره‌ای رنگ در توری بزرگ گرفتار شده‌اند، تعدادی از ماهی‌ها نیز بی‌حرکت خارج از تور قرار دارند، آن‌طور که در توضیحات تصویر نوشته شده است این ماهی‌ها با شوک الکتریکی کشته شده‌اند. از بی‌حرکت ماندن ماهی‌ها حتی بعد از خروج از تور نیز می‌توان همین مساله را استنباط کرد.

هفته پیش فیلمی از صید ماهی با استفاده از شوک الکریکی از طریق روش پرساین دست به دست در فضای مجازی چرخید. ابتدا گفته شد این فیلم مربوط به صید ماهی ساردین توسط کشتی‌های چینی در آب‌های بندر کنارک استان سیستان و بلوچستان است. ادعایی که خیلی‌ها را یاد ماجرای کشتی‌های ترال چینی انداخت و باعث شد این تصاویر یکی دو روزی در شبکه‌های اجتماعی داغ شود. البته صحت فیلم خیلی زود از سوی مدیرکل دفتر امور صیادی سازمان شیلات ایران زیر سوال رفت و مختار آخوندی گفت که این تصویر مربوط به ایران نیست، چراکه اساسا صید پرساین در حوالی سواحل سیستان و بلوچستان انجام نمی‌شود.

اما جدا از این فیلم خاص، شاهد آن هستیم که گاه و بیگاه در فضای مجازی تصاویری منتشر می‌شود که حاکی از رواج انواع روش‌های غیرقانونی صید در آب‌های داخلی و بنادر ایران است؛ از صید با استفاده از مواد منفجره در رودخانه دز گرفته تا صید ترال در نقاط مختلف دریای عمان. مساله‌ای که نشان می‌دهد صید غیرقانونی به انواع روش‌ها در آب‌های داخلی و دریایی همچنان رواج دارد.

پهنه‌های آبی ایران به دو دسته کلی آب‌های داخلی و آب‌های دریایی تقسیم می‌شود. آب‌های داخلی شامل روخانه‌ها، تالاب‌های طبیعی و دریاچه‌های مصنوعی پشت سدهاست. متولی صدور مجوز صید در رودخانه‌ها و تالاب‌ها سازمان محیط‌زیست است و متولی صدور مجوز صید در دریاچه‌های مصنوعی نیز وزارت نیرو. اصولا هم سازمان محیط‌زیست همواره در زمیان خارج از فصل تخم‌ریزی آبزیان، تعداد محدودی مجوز برای صید ماهی در رودخانه‌ها یا تالاب‌ها آن هم صادر می‌کند. در مجوزهای این سازمان نیز شیوه صید مشخص می‌شود و براین اساس صیادان در آب‌های داخلی یا حتما باید از قلاب استفاده کنند یا از تورهای گوش‌گیر با اندازه چشمه‌های مشخص (به سوراخ‌های ریز روی تور اصطلاحا چشمه می‌گویند).

از سم‌پاشی‌ در رودخانه‌ها تا دینامیت و شوک الکتریکی

همه این صحبت‌ها اما مربوط به روندهای قانونی صید ماهی در آب‌های داخلی است. روندهایی که البته معمولا کسی چندان آنها را جدی نمی‌گیرد. این نکته‌ای است که محمدرضا فاطمی، کارشناس محیط‌زیست دریایی در گفت‌وگو با جام روی آن دست می‌گذارد. او تاکید دارد برخی ساکنان حاشیه تالاب‌ها و رودخانه‌ها تقریبا در تمام طول سال حتی در فصل تخم‌ریزی ماهی‌ها بدون داشتن مجوز و با در دست داشتن قلاب یا تورهای گوش‌گیر معمولی اقدام به صید غیرمجاز ماهی می‌کنند. در این میان، برخی صیادان نیز تورهایی با چشمه‌هایی بسیارریز را به دو دیواره رودخانه می‌بندند و همه ماهیان ریز و درشت عبوری را به چنگ می‌آورند.

فاطمی البته توضیح می‌دهد که این‌ها شیوه‌های سنتی صید غیرمجاز است. شیوه‌هایی که به گفته او، ضرر آن برای محیط‌زیست به مراتب کمتر از روش‌های جدیدتر است. روش‌هایی که او درباره آن می‌گوید: در سال‌های اخیر شیوه‌هایی مانند صید از طریق انفجار دینامیت، سم‌پاشی در رودخانه یا استفاده از شوک الکتریکی در آب‌های داخلی‌مان رایج شده است. شیوه‌هایی که هر سه باعث به خطر افتادن نسل جانداران آب‌های داخلی می‌شوند و ضررهای جبران‌ناپذیری را به محیط‌زیست طبیعی تالاب‌ها و رودخانه‌ها وارد می‌کند.

این کارشناس محیط‌زیست دریایی معتقد است علت اصلی رواج این روش‌های صید غیرقانونی در آب‌های داخلی گوشه و کنار کشور توان پایین نهاد متولی نظارت بر صید در آب‌های داخلی است. او تاکید دارد سازمان محیط‌زیست به هیچ‌وجه نیروی کافی برای رصد دقیق همه رودخانه‌ها و تالاب‌ها در پهنای گسترده کشورمان را ندارد.

تهدید نسل جانداران دریایی با شیوه‌های صنعتی صید

متولی صدور مجوز برای صید آبزیان در آب‌های دریایی سازمان شیلات ایران است. آب‌هایی که در آن از دیرباز شیوه‌های سنتی صید رایج بوده است و جوامع محلی با استفاده از این شیوه‌ها از آبزیان دریا بهره‌برداری می‌کنند. رایج‌ترین روش صید سنتی در آب‌های جنوب کشور نیز همچنان استفاده از قلاب است. مزیت این روش نیز آن است که در صید با قلاب فقط ماهیان بزرگ صید می‌شوند و بچه‌ماهی‌ها به دام نمی‌افتند.

اما بخش زیادی از صیادان بومی به جای قلاب از تورهای گوش‌گیر استفاده می‌کنند. اندازه چشمه این تورها نیز با توجه به نوع ماهی هدف صید تعیین می‌شود. البته براساس روال قانونی، تعیین اندازه چشمه برعهده سازمان شیلات است و این کار نیز با هدف جلوگیری از صید ماهیان نابالغ انجام نمی‌شود. فاطمی اما معتقد است که بسیاری از صیادان آب‌های جنوب دستورالعمل‌های سازمان شیلات برای انتخاب اندازه چشمه‌های تورشان را جدی نمی‌گیرند و به همین دلیل، خیلی اوقات در صید با استفاده از تورهای گوش‌گیر بچه‌های ماهی‌های زیادی نیز گرفتار می‌شود.

اما به جز شیوه‌های سنتی، روش‌های صنعتی نیز بخصوص در سال‌های اخیر در آب‌های دریایی کشور رونق پیدا کرده است. شیوه‌هایی که بیشتر مختص به کشتی‌های بزرگ صیادی است و صیادان محلی کمتر از آن استفاده می‌کنند. از جمله روش‌های صنعتی نیز صید پرساین است که به گفته فاطمی، شرکت‌های صیادی بزرگ عمدتا از آن برای صید ماهی تن در دریای عمان استفاده می‌کنند و البته برخی افراد بومی نیز با استفاده از این روش در حوالی جزیره قشم ماهی ساردین می‌گیرند.

آسیب اصلی این روش آن است که همواره در صید پرساین این احتمال وجود دارد که تعدادی از آبزیان مهم حفاظت‌شده مثل دلفین‌ها که معمولا همراه گله‌های ماهیان تن حرکت می‌کنند، به صورت غیرعمدی به دام بیفتند. فاطمی توضیح می‌دهد در سال‌های گذشته به دلیل تلفاتی که استفاده از این روش در سطح جهان برای دلفین‌ها به بار آورد، در بسیاری از کشورها قرار بر این شد که تورهای پرساین را به گونه‌ای بسازند که در قسمت بالایی آن فضایی برای فرار دلفین‌ها وجود داشته باشد. به گفته او، در ایران هم بعد از کشتار ۱۵۰ دلفین در اثر صید پرساین در سال ۸۶، قرار بود این اتفاق رخ دهد، اما هنوز این کار انجام نشده است و از نظر این کارشناس محیط‌زیست دریایی همچنان احتمال به گیر کردن دلفین‌های خلیج فارس در تور پرساین وجود دارد.

نکته دیگر آنجاست که براساس دستور سازمان شیلات، کشتی‌های بزرگ صید صنعتی باید صید ماهیان تن با استفاده از روش پرساین را در فاصله بیش از ۱۲ کیلومتری خط ساحلی انجام دهند تا در این شرایط صیادان محلی بتوانند در فواصل نزدیکتر به خط ساحلی از ذخایر دریا بهره‌برداری کنند. اما آن‌طور که فاطمی تعریف می‌کند، بسیاری از مواقع این کشتی‌ها در طول شب به فاصله کمتر از ۱۲ مایلی می‌آیند یا گله‌هایی را صید می‌کنند که به سمت ساحل می‌آیند و در واقع سهم صید بومی‌ها هستند.

در این میان باید توجه داشت وقتی فردی بومی در سرزمین مادری خود اقدام به صید می‌کند، حتی اگر صید او غیرمجاز باشد، صیادی تنها راه امرار معاش او در شرایط دشوار معیشتی امروز است، اما کشتی‌های صنعتی بزرگ متعلق به سرمایه‌گذارانی هستند که صیادی را به عنوان راهی برای کسب درآمدهای هنگفت دنبال می‌کنند. همچنین حجم ماهیان صیدشده از سوی کشتی‌های صنعتی بزرگ ده‌ها برابر صیادان بومی است و تداوم رواج روش‌های صنعتی در آب‌های دریایی کشور باعث تهدید نسل ذخایر دریایی ایران می‌شود. البته زمانی که آبزیان به اندازه کافی در دریاهای شمال و جنوب کشور حضور داشتند، این توجیه برای سازمان شیلات ایران وجود داشت که با دعوت از سرمایه‌گذاران بزرگ از دخایر دریا به نحوی مطلوب بهره‌برداری اقتصادی کند. اما امروز که در اثر صید بی‌رویه ماهیان، حجم این ذخایر به‌شدت کاهش یافته است، فعالیت گسترده این کشتی‌ها دیگر چندان توجیهی ندارد. فعالیتی که علاوه بر نابودی نسل جانداران دریایی صیادان سنتی را نیز که بقایشان به همین آبزیان وابسته است، عملا بیکار می‌کند.

فریب ترال

پرحاشیه‌ترین روش صید صنعتی، صید ترال است. در این روش، صیادان تورهای بزرگی را با چشمه‌هایی بسیارریز در کف یا میانه دریا می‌کشند و بعد از گرفتار شدن ده‌ها هزار ماهی در تور، آن را به طرف بالا جمع می‌کنند. ضرر اصلی صید ترال برای محیط‌زیست دریا نیز آن است که در این روش تعداد بسیارزیادی از آبزیان مختلف صید می‌شود. اتفاقی که در نتیجه آن دیگر تعداد بسیار اندکی ماهی برای صیادان جوامع محلی باقی می‌ماند و اتفاقا همین مساله در سال‌های اخیر صدای اعتراض صیادان سنتی جنوب را بلند کرده است.

البته سازمان شیلات ایران بعد از ماجراهایی که برای کشتی‌های ترال چینی پیش آمد، سه سالی است که صید ترال در آب‌های جنوب را محدود کرده. به این معنی که این سازمان در سال‌های اخیر فقط دو ماه از سال برای صید میگو در خلیج فارس مجوز می‌دهد و مجوز صید ترال در دریای عمان را نیز فقط برای ماهیان میکتوفیده آن هم در فاصله بیش از ۱۲ مایلی خط ساحلی  صادر می‌کند. همچنین در سال‌های اخیر مقرر شده است که اندازه چشمه‌های تورهای ترال به گونه‌ای انتخاب شود که تا حد امکان فقط ماهیان تعیین‌شده صید شوند.

این اما فقط ظاهر ماجراست، چراکه اکنون بسیاری از کشتی‌های مجوزدار صید ترال به بهانه داشتن مجوز برای صید ماهی میکتوفیده، آبزیان دیگری از جمله ماهیان یال‌اسبی را نیز می‌گیرند. این کشتی‌ها حتی بعضی مواقع به فاصله کمتر از ۱۲ مایلی خط ساحلی می‌آیند و در محدوده‌ای که طبق قانون باید در اختیار صیادان سنتی باشد، انواع ماهیان را صید می‌کنند.

نکته دیگر آن است که برخلاف سال‌های گذشته اکنون کشتی‌های ترال دیگر چینی نیستند و همه این کشتی‌ها با پرچم ایران فعالیت می‌کنند. زیرا از سه سال پیش که صید ترال از سوی کشتی‌های چینی ممنوع شد، چند شرکت صیادی بزرگ ایرانی کشتی‌های چینی را اجاره کردند. سال گذشته هم که دوباره اعتراضات گسترده‌ای علیه صید ترال شکل گرفت، این شرکت‌ها سند کشتی‌های اجاره‌ای چینی را به نام خود زدند و پرچم ایران را در آن بالا بردند.

الان هم شرایط به گونه‌ای است که کشتی‌هایی با پرچم ایران در آب‌های جنوب کشور به صید ترال مشغولند و ذخایر آبزیان ایران را با ظاهری قانونی جارو می‌کنند. در واقع، مشکل هنوز همان مشکل است، زیرا از ابتدا مساله این نبود که کشتی‌های ترال زیر پرچم کدام کشور به غارت منابع دریایی مشغولند، بلکه مشکل آنجا بود که در سایه ضعف نظارتی سازمان شیلات، نسل آبزیان کشورمان با استفاده از صید ترال رو به نابودی می‌رود.

 

محمد حسین خودکار

بالا