آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : دریاچه ارومیه

بایگانی/آرشیو برچسب ها : دریاچه ارومیه

اشتراک به خبردهی

دست پاییز خالی است

پیش‌بینی‌‌ها از تداوم بحران آب در کشور خبر می‌دهد

پرونده سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۳در پایان شهریور با کسری حدود ۴۰درصدی بسته خواهد شد و حالا نگاه‌ها به پاییز است؛ فصلی که معمولا یک‌چهارم بارش سال کشور را به همراه دارد‌. مدل‌های هواشناسی اما برای پاییز و زمستان پیش‌رو پیش‌بینی‌های نگران‌کننده‌ای دار‌د،باتوجه به انباشت خشکسالی درکشورمان،بارش‌های کمتر از میانگین بلندمدت و نرمال درزمستان پیش‌رونمی‌تواند گرهی ازکمبودآب کشور بگشاید‌.

صورت‌مسأله از همان نقطه شروع نگران‌کننده است؛ وقتی سال آبی‌ جاری با کسری‌ حدود ۴۰‌درصدی تمام می‌شود یعنی سدها و آبخوان‌ها پر نشده‌اند و رودخانه‌ها جان نگرفته‌اند. سال جدید با «بدهی» آغاز می‌شود و هر تأخیر در بارش، پیامدهای این بدهی را بالا می‌برد. ‌صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا در سازمان هواشناسی، به ما می‌گوید: «سال آبی در پایان شهریور تمام می‌شود و امسال با حدود ۴۰‌درصد کم‌بارشی به خط پایان رسید. به زبان ساده، منابع آبی کشور از همان ابتدای سال جدید با  کسری جدی روبه‌رو هستند.»

 

باران خزر؛ مسکنی کوتاه‌اثر

خبر خوب این روزها بارندگی شمال است؛ خاک را مرطوب و نفس شهررا تازه می‌‌کنداما فراگیرنیست و حساب مخزن‌ سدها را چندان تغییر نمی‌دهد. ضیائیان توضیح می‌دهد: «این هفته بارش‌های خوبی در استان‌های ساحلی دریای خزر داریم اما این بارش‌ها ‌نمی‌توانند تصویر کم‌بارشی کشور را دگرگون کنند و مدیریت شهری و روستایی باید بر مدار صرفه‌جویی بچرخد.»

‌کارشناسان معتقدند پیش‌بینی فصلی حکم قطعی نیست، برای پاییز پیش‌رو، خروجی مدل‌های پیش‌بینی از یک سناریو حکایت دارند، بارش کمتر از میانگین بلندمدت است‌. ضیائیان می‌گوید: پیش‌بینی‌های فصلی براساس مقایسه با بلندمدت ارائه می‌شود و ماهیتا احتمالی‌اند و درصد وقوع‌شان حدود ۶۰ درصد است. با احتمال بالا بارش‌های پاییز امسال زیر نُرم خواهد بود. این زیر نُرم بودن لزوما به معنای خشکی مطلق نیست و می‌تواند رگبارهای نقطه‌ای داشته باشد اما در نهایت، تراز پایین می‌ماند؛ دقیقا همان چیزی که ذخایر را کم‌جان می‌گذارد.

 

پاییزی نه‌چندان دلگرم‌کننده

در این رابطه احد وظیفه،رئیس مرکزملی اقلیم ومدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور نیز درگفت‌وگو با ما تأکید می‌کند: پاییز پیش‌رو دلگرم‌کننده نیست. باتوجه به شرایط فعلی، جای نگرانی جدی وجوددارد.بسیاری از استان‌ها همین حالا وضعیت مطلوبی ندارند و افکار عمومی چشم‌انتظار بارش‌های پاییزی است. اما متأسفانه بیشتر مدل‌ها نشان می‌دهد که این بارش‌ها گرایش به کمتر از نرمال‌بودن دارد. نمی‌توان با قطعیت صددرصدی صحبت کرد اما احتمال وقوع این وضعیت حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد است. به بیان دیگر، بارندگی‌ها کمتر از متوسط بلندمدت خواهد بود و دما نیز بالاتر از نُرم.

 

کلانشهرها زیر فشار کم‌آبی

وظیفه توضیح می‌دهد:«‌این شرایط به‌ویژه برای مناطق زاگرس ــ ‌از بخش مرکزی تا شمالی و جنوبی ــ نگران‌کننده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد پاییز برای این مناطق با بارش‌های کمتر از معمول همراه خواهد بود و این مسأله پیامدهای گسترده‌ای بر کشاورزی و منابع آبی خواهد داشت.»

رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور می‌گوید: «در شهرهایی مانند تهران، مشهد و تبریز نیز احتمال بروز تنش آبی یا حتی بحران آب وجود دارد. با توجه به وضعیت منابع، انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول سیاست‌های سختگیرانه‌تری برای مدیریت مصرف اعمال کنند. شهروندان نیز باید همراهی کنند.»

 

کشاورزی پاییزه در تنگنا

وظیفه درباره بخش کشاورزی نیز می‌گوید:«کشاورزی دیم، به‌ویژه در پاییز، به احتمال زیاد با تأخیر آغاز خواهد شد. کشاورزان ناچار می‌شوند زمان کاشت را تغییر یا سطح زیرکشت را کاهش دهند. کشت‌های آبی نیز در بسیاری از استان‌ها محدودتر خواهد شد. بنابراین شرایط به‌گونه‌ای است که هم کشاورزان و هم مدیران منابع آب باید سازگاری بیشتری با کمبودها نشان دهند و برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند.»

وی تاکید می‌کند:«با توجه به وضعیت اقلیمی و احتمال بالای پاییز کم‌بارش، صرفه‌جویی یک توصیه اخلاقی نیست بلکه ضرورتی عملی است.»

 

مدیریت مصرف را دریابید

آنچه از سخنان دو کارشناس ارشد سازمان هواشناسی برمی‌آید، تصویر یکسانی است؛ پاییز پیش‌رو بارش‌هایش کمتر از میانگین خواهد بود وحتی اگرزمستان نرمال باشد،این نرمال بودن فقط برای تثبیت وضعیت فعلی کافی است،نه جبران کسری‌های گذشته. ضیائیان بر احتمال ۶۰ درصدی بارش‌های کمتر ازنُرم وتأثیر محدود بارندگی‌های شمال کشور تأکید دارد؛ در حالی‌که وظیفه به سهم حیاتی پاییز در تأمین ۲۵ درصد بارش سالانه اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که حتی با زمستان نزدیک به نرمال، کمبودها جبران نخواهد شد. ترکیب این دو نگاه نشان می‌دهد پاییز امسال بیش از هر زمان دیگری به سیاست‌های مدیریت مصرف گره خورده است. دیگر نمی‌توان تنها به آسمان امید بست؛ زیرا بارش‌های پراکنده و کوتاه‌مدت نه‌ فقط مسأله کم‌آبی را حل نمی‌کند، بلکه با نبود مدیریت درست، تأثیر چندانی بر سفره‌های آب زیرزمینی و سدها ندارد. بنابراین پیام اصلی برای شهروندان و مدیران یکی است: «بحران آب در ایران نه با امید به یک پاییز یا زمستان پربارش، بلکه با اصلاح الگوی مصرف و تصمیم‌های سختگیرانه مدیریت می‌شود.‌»

 

دریاچه ارومیه؛ امیدی به بارش نیست

به گفته وظیفه، دریاچه ارومیه هم از این وضعیت مستثنی نیست: «تابستان بسیار گرم و خشک امسال باعث شد لایه‌های بالایی خاک در اطراف دریاچه خشک‌تر از حد معمول باشد. حتی اگر در پاییز بارش‌هایی رخ دهد، این باران صرفا خاک سطحی را مرطوب می‌کند و سهمی به دریاچه نمی‌رسد. بنابراین نباید انتظار داشت پاییز امسال گره از مشکلات این پهنه آبی باز کند.» او هشدار می‌دهد:«برداشت‌های بی‌رویه از منابع زیرزمینی و رودخانه‌ها که در سال‌های اخیر شدت گرفته، بحران را عمیق‌تر کرده است. این روند باید مهار شود. تداوم برداشت‌های غیرمجاز یا بی‌رویه، خاک را آسیب‌پذیرتر و دشت‌ها را با خطر فرونشست بیشتری مواجه می‌کند.»

 

 

  زهرا اردشیری

 

 

 

 

 

یک مشت خاک روی نقشه

آیا دریاچه ارومیه به سرنوشت هامون، بختگان و گاوخونی دچار می‌شود؟ 

 

تصاویر ماهواره‌ای جدید از دریاچه ارومیه بار دیگر واقعیتی تلخ را عیان کرده است؛ پهنه‌ای آبی که روزگاری به‌عنوان بزرگ‌ترین دریاچه شور شناخته می‌شد، حالا در قاب ماهواره چیزی جز لکه‌هایی پراکنده و خاک ترک‌خورده نیست. کاهش بی‌سابقه سطح آب و محو شدن تدریجی دریاچه زنگ خطری است که نه‌تنها کارشناسان محیط زیست بلکه افکار عمومی را هم نگران کرده. این تصاویر، روایت بی‌پرده‌ای از مرگ تدریجی ارومیه‌اند؛ مرگی که اگرچه تدریجی است، اما سرعت آن هر روز بیشتر می‌شود.

 

از هامون تا ارومیه؛ روایت یک تکرار تلخ 

کارشناسان می‌گویند دریاچه ارومیه هنوز قابلیت احیا دارد، اما واقعیت تلخ این است که سوءمدیریت منابع آب، ادامه کشت محصولات پرمصرف و وجود ده‌ها هزار چاه غیرمجاز، شریان حیاتی دومین حوضه پرآب کشور را بریده است. بحران فقط یک مسأله زیست‌محیطی نیست. تهدید بیماری‌های ریوی و چشمی، ریزگرد‌های نمکی و موج مهاجرت اجباری می‌تواند به‌زودی گریبان آذربایجان و در نهایت کل کشور را بگیرد.خشک شدن دریاچه‌ها در ایران قصه امروز و دیروز نیست. دهه‌هاست نقشه ایران آرام‌آرام لکه‌های آبی‌اش را از دست داده. هامون در سیستان، بختگان در فارس، گاوخونی در اصفهان که هر کدام روزی بخشی از حیات اجتماعی و اقتصادی مناطق خود بودند، امروز به نمکزار یا خاطره‌ای دور تبدیل شده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند اگر روند فعلی ادامه یابد، دریاچه ارومیه هم به همان سرنوشت دچار می‌شود؛ سرنوشتی که دیگر برگشتی ندارد.مسعود باقرزاده کریمی، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و بودجه شرکت مهندسی آب کشور و دبیر پیشین ستاد احیای دریاچه ارومیه در گفت‌و‌گو با جام‌جم تأکید می‌کند: «نمی‌توانیم بگوییم به احیای دریاچه ارومیه دیگر هیچ امیدی نیست. این دریاچه هنوز زنده، اما گویی روی تخت جراحی خوابیده است. اگر امروز تصمیمات درست گرفته شود، می‌توان بخشی از حیات آن را برگرداند.»

ارومیه هنوز نمرده‌

باقرزاده کریمی در بخشی می‌گوید: «داده‌های رسمی نشان می‌دهد حوضه آبریز دریاچه ارومیه سالانه ۷ تا ۸میلیارد متر مکعب بارندگی دارد. از این مقدار، باید ۳ میلیارد متر مکعب مستقیم وارد دریاچه شود تا سطح آن پایدار بماند و الباقی برای نیاز‌های شرب، کشاورزی و صنعت در نظر گرفته شود، اما واقعیت چیز دیگری است.»به گفته کارشناسان بخش عمده این آب سر از باغات تازه‌تأسیس و کشت‌های پرمصرف در‌می‌آورد. توسعه بی‌ضابطه باغ‌های سیب و انگور و حتی کشت محصولاتی که اصلا با اقلیم منطقه سازگار نیستند سهم دریاچه را عملا صفر کرده است.باقرزاده کریمی می‌گوید: «وقتی آب به دریاچه نرسد، طبیعی است که خشک می‌شود. الان کشاورزی بی‌سامان و توسعه بی‌رویه باغات، سهم دریاچه را بلعیده. بارندگی هست، اما مدیریت آب درست انجام نمی‌شود.»

 

چغندر و یونجه؛ صادرات پنهان آب 

 

یکی از معضلات اصلی دریاچه، کشت محصولاتی است که به‌اصطلاح «آب‌بر» هستند. چغندر قند و یونجه در صدر این فهرست قرار دارند. هر هکتار چغندر قند به‌طور متوسط ۱۰ تا ۱۲هزار متر مکعب آب مصرف می‌کند؛ عددی که در منطقه خشک آذربایجان فاجعه‌بار است.

 

باقرزاده کریمی در پاسخ به این سوال که چرا هنوز کشت چغندر و یونجه در این منطقه ادامه دارد، می‌گوید: «ما در ستاد احیای دریاچه، خروج چغندر از منطقه را ممنوع کرده بودیم. گفتیم اگر کارخانه‌ای در خود منطقه هست، محصول همانجا مصرف شود اشکالی ندارد، اما اجازه ندهید چغندر از منطقه خارج شود.»

 

آن‌طور که او توضیح می‌دهد، برای دور زدن قانون، کارخانه‌های قدیمی و کم‌بازده را به منطقه آوردند و محصول را حتی تا مشهد بردند. این یعنی صادرات آب از ارومیه. «صادرات آب مجازی» فقط یک اصطلاح تئوریک نیست. معنایش این است که حقابه دریاچه به‌جای بازگشت به بستر اصلی، به‌صورت محصول کشاورزی از منطقه خارج می‌شود. به بیان دیگر دریاچه می‌خشکد تا کارخانه‌ای در استان دیگر فعال بماند.

 

بیماری‌های خاموش؛ وقتی توفان نمک بوزد 

 

خشک شدن دریاچه تنها به‌معنای ناپدید شدن یک پهنه آبی نیست. سلامتی انسان‌ها هم در خطر است. تجربه دریاچه‌های خشک شده دیگر در ایران و جهان نشان می‌دهد توفان‌های نمکی که از بستر خشک برمی‌خیزند، بیماری‌های ریوی و چشمی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهند.

 

باقرزاده کریمی می‌گوید: «کارشناسان ادعا کرده‌اند سرطان در اطراف دریاچه افزایش یافته است. نمی‌توان به‌طور قطع آن را رد یا قبول کرد. چون مدرکی قطعی در دست نیست، اما تجربه هامون در سیستان نشان داد که با خشک شدن پهنه‌های آبی شور، بیماری‌های ریوی و چشمی بیشتر می‌شود. پراکنش نمک در هوا، مشکلات تنفسی ایجاد می‌کند. در ارومیه هم همین احتمال جدی وجود دارد.»

 

بدیهی است این هشدار فقط به یک منطقه محدود نمی‌شود. با وزش باد‌های شدید، ریزگرد‌های نمکی می‌توانند تا صد‌ها کیلومتر دورتر هم حرکت کنند. یعنی تبریز، زنجان و کردستان نیز از پیامد‌های آن در امان نخواهند بود.

 

چاه‌های غیرمجاز؛ زخمی ۶۰ هزارباره 

 

یکی از تکان‌دهنده‌ترین آمار‌ها مربوط به ۶۰ هزار چاه غیرمجاز در استان آذربایجان غربی است. این چاه‌ها سالانه میلیارد‌ها متر مکعب آب زیرزمینی را بدون هیچ حساب و کتابی بیرون می‌کشند.

 

باقرزاده کریمی توضیح می‌دهد: «این واقعا یک درد مزمن است. همه می‌گویند باید جلوی چاه‌های غیرمجاز گرفته شود، اما دستگاه‌ها توپ را به زمین هم می‌اندازند. سال‌هاست این موضوع روی زمین مانده. اگر قرار بود برخورد شود، باید همان سال‌ها می‌شد. حالا هم دیر نیست، اما نیاز به اراده جدی دارد.»

 

برای درک بهتر این عدد کافی است بدانیم مصرف سالانه آب شرب کل تهران حدود یک میلیارد متر مکعب است. حالا تصور کنید ده‌ها هزار چاه غیرمجاز چه فشاری به سفره‌های زیرزمینی ارومیه وارد می‌کنند.

 

آب هست، مدیریت نیست 

 

بسیاری تصور می‌کنند ارومیه قربانی خشکسالی شده است، اما آمار نشان می‌دهد این حوضه بعد از خزر دومین حوضه پرآب کشور است. رودخانه‌های زیادی به آن می‌ریزند و بارندگی نسبی خوبی دارد.

 

باقرزاده کریمی در خصوص مشکل دریاچه ارومیه تأکید می‌کند: «حسابداری آب وجود ندارد. بارندگی داریم، رودخانه داریم، اما به‌جای بازتوزیع درست، همه چیز در کشاورزی بی‌سامان مصرف می‌شود. سیاست‌های ملی با نگاه‌های محلی هماهنگ نیست. نمایندگان مجلس هر کدام رویکرد منطقه‌ای خودشان را دارند و این تضاد باعث شده تصمیم‌های ملی بی‌اثر شود.»

 

یادآوری آرال؛ عبرتی نزدیک 

 

دریاچه آرال در آسیای میانه یکی از بزرگ‌ترین فجایع زیست‌محیطی قرن بیستم بود. با انحراف رودخانه‌ها برای کشت پنبه، طی چند دهه بخش بزرگی از دریاچه خشک شد، اما در سال‌های اخیر، با همکاری چندکشور همسایه بخشی از شمال آرال دوباره جان گرفت.

 

باقرزاده کریمی می‌گوید: «آرال بخش زیادی‌اش نابود شد، اما نشان داد اگر اراده باشد، می‌شود بخشی را احیا کرد. ما هم می‌توانیم چنین الگویی داشته باشیم؛ به‌شرطی که هماهنگی ملی و منطقه‌ای شکل بگیرد.»

 

پیامد‌های اجتماعی؛ از مهاجرت تا سقوط اقتصاد محلی 

 

خشک شدن دریاچه ارومیه فقط یک بحران زیست‌محیطی نیست؛ تبعات اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای دارد. کشاورزی که زمینش به نمکزار تبدیل شود، دیگر نه محصولی دارد و نه معیشتی. این یعنی موج مهاجرت به شهرها. این کارشناس محیط زیست هشدار می‌دهد: «وقتی زمین‌های کشاورزی منطقه نابود شوند، اقتصاد محلی فرو می‌ریزد. این یعنی مهاجرت روستاییان و خالی شدن شهرها. سوال این است که این جمعیت کجا باید سکونت پیدا کند؟ در کشوری که خودش با بحران آب و انرژی دست‌به‌گریبان است، انتقال میلیون‌ها نفر به مناطق دیگر عملا غیرممکن خواهد بود.»

 

تجربه دریاچه آرال نشان داد مهاجرت اجباری می‌تواند حتی ساختار اجتماعی یک کشور را تغییر دهد. در ایران نیز خشک شدن ارومیه می‌تواند به تغییر بافت جمعیتی آذربایجان و افزایش فشار بر شهر‌های بزرگ منجر شود.

 

فرصت اندک، انتخاب سخت 

 

دریاچه ارومیه هنوز زنده است، اما روی تخت جراحی. احیای آن نه با شعار، که با تصمیم‌های سخت امکان‌پذیر است: بستن چاه‌های غیرمجاز، توقف کشت‌های پرمصرف، بازتوزیع عادلانه آب و هم‌راستا کردن سیاست‌های ملی و منطقه‌ای.

 

باقرزاده کریمی می‌گوید: «مشکل کمبود آب نیست. مشکل مدیریت است. اگر امروز این جراحی بزرگ را انجام ندهیم، فردا نه‌تنها ارومیه بلکه دیگر دریاچه‌های کشور هم در صف مرگ خواهند بود.»

 

 

 

 

  زهرا اردشیری

مرگ پاییزی یک دریاچه

بیش از دو ماه از پاییز می‌گذرد. اما شرایط دریاچه ارومیه بهبود پیدا نکرده است و برخی گزارش‌ها از مرگ دریاچه ارومیه حکایت دارد.

مرداد گذشته بود که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در نشست بررسی وضعیت زیست محیطی پارک ملی دریاچه ارومیه ابراز امیدواری کرد که شرایط دریاچه در پاییز امسال بهبود پیدا کند.

این درحالی است که بیش از دو ماه از پاییز می‌گذرد و شرایط دریاچه نه فقط بهتر نشده بلکه برخی گزارش‌ها از این حکایت دارد که شرایط آن ناگوارتر نیز شده است. برای نمونه براساس آخرین گزارش مرکز تحقیقات سنجش از دور دانشگاه شریف این روز‌ها حدود ۴ درصد از سطح آب دریاچه باقی‌مانده است.

البته کم نیستند کارشناسانی که چنین شرایطی را پیش‌بینی می‌کردند و هشدار می‌دادند که نباید به بهبود شرایط دریاچه ارومیه در پاییز امیدوار بود، زیرا این دریاچه آب زیادی را از دست داده است و یک فصل بارندگی مناسب نمی‌تواند، شرایط آن را تغییر دهد.

احد وظیفه، رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی مدتی پیش در این باره به ما گفت‌: بارش‌های پاییزی حدود ۲۷ درصد بارش‌های سالانه کشور را تشکیل می‌دهد و غیر ممکن است که بارش‌های این فصل دریاچه ارومیه را نجات دهد.

آن طور که او توضیح داد، نیمه شمالی آذربایجان غربی و تمام آذربایجان شرقی درگیر خشکسالی شدید شده و حدود سه سال است که این مناطق چنین شرایطی دارند. به همین دلیل بافت زمین نیز تغییر کرده و خاک رطوبت خود را از دست داده است. در نتیجه اگر بارش پاییزی مناسبی نیز در حوضه آبریز اتفاق بیفتد، بخش قابل توجهی از آن جذب خاک خواهد شد.

ارومیه در پاییز خشکید

‌در این بین آنچه سبب نگرانی بیشتر کارشناسان شده این مساله است که این روز‌ها به دلیل شرایط جوی کشاورزی و برداشت آب در حوضه دریاچه ارومیه انجام نمی‌شود و یا بشدت کاهش یافته است. اما در چنین شرایطی نیز وضیعت دریاچه بهبود پیدا نکرده است.

حسام احمدی بیرگانی، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در این خصوص به ما گفت: بیش از دو ماه از پاییز می‌گذرد. اما بارش‌های مناسبی که پیش‌بینی شده بود تاکنون اتفاق نیفتاده است و می‌توان گفت شرایط دریاچه مانند تابستان گذشته است.

او با اشاره به اینکه این روز‌ها فقط چاله‌های موجود در بستر دریاچه آب دارند، عنوان کرد: قسمت‌های بیشتری از دریاچه بی‌آب شده است و بجز قسمت‌های کوچکی که تابستان نیز دارای آب بود، بقیه سطح دریاچه خشکیده است.

این درحالی است که کارشناسان تاکید می‌کنند، وقتی از سطح آب دریاچه ارومیه صحبت می‌شود، باید به عمق آب نیز توجه کرد، زیرا از طریق تصاویر ماهواره‌ای فقط می‌توان به میزان سطح آب دریاچه پی‌برد.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه درباره اینکه گفته می‌شود، فقط ۴ درصد از سطح آب دریاچه باقی است، نیز توضیح داد: به نظرم شرایط نامناسب‌تر از این است، زیرا باید به عمق آب نیز توجه کرد. اگر فقط به تصاویر ماهواره‌ای‌ از پهنه آبی اکتفا کنیم، ممکن است هنگام بررسی شرایط دریاچه دچار خطا شویم.

او درباره اینکه آیا شرایط نامناسب دریاچه ارومیه بی‌سابقه است؟ نیز گفت: دریاچه ارومیه شرایط نامناسب داشته است. اما آنچه نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد، این نکته است که این روز‌ها در حوضه آبریز دریاچه کشاورزی انجام نمی‌شود و برداشت آبی نیز از سوی کشاورزان اتفاق نمی‌افتد با این حال شرایط دریاچه بهبود پیدا نکرده است.

آن طور که احمدی بیرگانی توضیح می‌دهد، این اتفاق نشانه خطرناکی است و از این حکایت دارد که در تابستان آینده دریاچه ارومیه شرایط بسیار بدتری پیدا خواهد کرد.

دریاچه به شرایط قبل باز نمی‌گردد

کم نیستند مسئولانی که در سخنرانی‌های خود وعده نجات دریاچه ارومیه را داده‌اند. اما در عمل تاکنون اتفاقی نیفتاده است.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان به نجات دریاچه امیدوار بود؟ گفت: دریاچه بیش از ۲۰ میلیارد متر مکعب آب از دست داده است و نمی‌توان انتظار داشت که به شرایط سابق خود برگردد. البته احتمال دارد که در فصل‌های پربارش آب دریاچه به میزانی برسد که در آن قایق سواری کنند. اما چنین شرایطی موقتی است و با افزایش دمای هوا وضعیت دریاچه دوباره بحرانی خواهد شد.

او درباره اینکه آیا وعده‌هایی که برای نجات دریاچه داده شده بی‌تاثیر است؟ نیز توضیح داد: وعده‌هایی که به عنوان پروژه‌های سخت افزاری مطرح شده نمی‌تواند به نجات دریاچه منجر شود. برای نمونه لایروبی رودخانه‌ها اقدام خوبی است. اما نباید انتظار معجزه از آن داشت.

به این ترتیب لازم به یادآوری است که سدسازی در منطقه افزایش داشته و اولویت مسئولان نیز تامین آب شرب است. علاوه بر این اقدام مناسبی نیز برای بهبود نحوه کشاورزی، مدیریت منابع آب و تغییر الگوی کشت انجام نشده است. به همین دلیل در چنین شرایطی منطقی نیست که به نجات دریاچه ارومیه امیدوار بود. در واقع کارشناسان معتقدند‌ وعده‌های داده شده برای نجات دریاچه با وضعیت بحرانی آن همخوانی ندارد و نباید با چنین اقداماتی انتظار بهبود شرایط را داشت.

 

  مهدی‌آیینی

 

دریاچه ارومیه پاییز را نمی‌بیند؟

دریاچه ارومیه در نامناسب‌ترین شرایط خود در چند سال گذشته قرار گرفته ‌ و برخی کارشناسان معتقدند که سطح تراز دریاچه نسبت به سال گذشته حدود ۵۰ سانتی‌متر کاهش یافته است، در چنین شرایطی ‌ احتمال اینکه دریاچه تا اواخر تابستان کاملا خشک شود، افزایش یافته است. ‌

هشدارها نسبت به شرایط نامناسب دریاچه این روزها بیش از  گذشته به  گوش می‌رسد، براساس بررسی‌هایی که در دانشگاه شریف انجام شده است، برخی می‌گویند دریاچه در ناگوارترین شرایط ۶۰ سال گذشته قرار دارد.

آن  چه در این بین شرایط را بحرانی‌تر می‌کند، این مساله است که سازمان حفاظت محیط زیست نیز گزارش مناسبی از وضعیت دریاچه ارومیه منتشر نمی‌کند.

دکتر حسام احمدی بیرگانی، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه درباره آخرین وضعیت این دریاچه می‌گوید: شرایط دریاچه نسبت به سال گذشته بسیار ناگوارتر شده است و می‌توان گفت سطح تراز دریاچه نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۵۰ سانتی‌متر کاهش یافته است.‌

او با انتقاد از سازمان حفاظت محیط زیست عنوان می‌کند: باید از سازمان حفاظت محیط زیست ‌پرسید که چرا در خصوص وضعیت تراز آب دریاچه ارومیه بدرستی اطلاع رسانی نمی‌کند؟ این سازمان در فصل‌های سرد سال مانند زمستان که شرایط دریاچه اندکی بهتر می‌شود به طور مدام درباره تراز دریاچه ارومیه آمار می‌دهد. اما این روزها این اطلاع رسانی را متوقف کرده است.

آبرسانی قطره چکانی به دریاچه

‌مساله دیگری که کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند، افزایش رسوب نمک در دریاچه است. دکتر احمدی بیرگانی در این باره توضیح می‌‌دهد: یکی از مشکلات دریاچه این است که سطح آن گسترده شده ‌و میزان نمک ته نشین شده در دریاچه افزایش یافته است. این شرایط سبب شده میزان تبخیر آب در دریاچه نیز بیشتر شود.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه با اشاره به اینکه برآورد می‌شود، هر سال حدود یک میلیارد مترمکعب آب  در دریاچه تبخیر شود، می‌افزاید: اگر میزان آب ورودی به دریاچه افزایش پیدا نکند، شرایط دریاچه ناگوارتر می‌شود‌. در واقع ورود ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب به محیطی که حدود ۲۵ میلیارد متر مکعب آب از دست داده است، ‌تاثیر زیادی ندارد.

او درباره کمبود منابع آب نیز توضیح می‌دهد: این واقعیتی است که شهرها و کشاورزی در منطقه توسعه پیدا کرده است. اما برای نجات دریاچه باید منابع آب را به درستی مدیریت کرد‌.

دکتر احمدی بیرگانی درباره حقابه دریاچه ارومیه نیز عنوان می‌کند: مقداری آب برای دریاچه رها می‌شود. اما نظارتی در طول مسیر انجام نمی‌شود. به همین دلیل کم نیستند کشاورزانی که با استفاده از پمپ ‌حقابه دریاچه را در بین راه برداشت می‌کنند و مانع از رسیدن آب کافی به دریاچه می‌شوند.‌

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در پاسخ به این پرسش که احتمال  خشکیدن دریاچه ارومیه چقدر جدی است؟ نیز می‌گوید: اگر ورودی آب به دریاچه تغییری نکند این احتمال وجود دارد که تا اواخر تابستان دریاچه به طور کامل خشک شود، فراموش نکنیم که سال گذشته حدود ۹۷ درصد دریاچه خشک شد و امسال شرایط نسبت به سال گذشته ناگوارتر است.

به این ترتیب باید هشدار داد؛ احتمال اینکه دریاچه ارومیه تا اواخر تابستان امسال به طور کامل خشک شود افزایش یافته است و این فاجعه محیط زیستی این روزها بیش از گذشته به ما نزدیک است.‌

رویای نجات دریاچه با یک تونل | وعده‌هایی که ارومیه را می‌خشکاند

‌ آیا افتتاح پروژه تونل انتقال آب از سد کانی‌سیب دریاچه ارومیه را نجات می‌دهد؟

دریاچه ارومیه آب ندارد، آنقدر که محیط‌بانان با خودرو به جزایر این دریاچه رفت و آمد می‌کنند. در چنین شرایطی ‌ مسئولان از نجات دریاچه با افتتاح پروژه تونل انتقال آب از سد کانی سیب سخن به میان می‌آورند. این درحالی است که کارشناسان معتقدند احیای دریاچه فقط با مدیریت یکپارچه حوضه آبخیز امکان پذیر است و افتتاح پروژه انتقال آب در کوتاه مدت تاثیری در شرایط دریاچه ندارد.

وعده‌ها درباره احیای دریاچه ارومیه دوباره به سرتیتر خبرها باز گشته است، آن طور که از دولت خبر می‌رسد، قرار است فاز اول پروژه انتقال آب از سد کانی سیب به دریاچه ارومیه در بهمن ماه به اتمام برسد و به این شکل ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب در سال به دریاچه برسد.

هر چند هنوز پرسش‌های زیادی در خصوص اجرای این پروژه مطرح است. اما برخی مسئولان آن را شاهکار مهندسی ایرانی می‌نامند. به همین دلیل به نظر می‌رسد، برخی می‌خواهند بی‌توجهی به احیای دریاچه ارومیه را با تبلیغات درباره این پروژه جبران کنند.

این درحالی است که برخی کارشناسان نیز معتقدند دولت سیزدهم برای احیای دریاچه ارومیه در ۱٫۵ سال گذشته اقدام قابل توجهی انجام نداده است و افتتاح پروژه انتقال آب نیز از طرح‌های دولت گذشته است که این روزها به مرحله اجرا نزدیک شده است.

البته برخی مسئولان مانند دبیر هیات تحقیق و تفحص از دریاچه ارومیه معتقدند‌ ‌دولت با وجود درگیری با مشکلات مالی‌ در تزریق اعتبار برای احیای دریاچه ارومیه سنگ تمام گذاشته است.

بنابراین می‌توان گفت هنوز بسیاری از مسئولان به دریاچه نگاه تبلیغاتی دارند، زیرا برخلاف وعده‌هایی که در چند سال گذشته مطرح شده شرایط دریاچه هر سال وخیم‌تر می‌شود.

دریاچه‌ای در حال مرگ

آمارهای مختلفی درباره وضعیت دریاچه ارومیه مطرح می‌شود که برخی از آنها به ظاهر از بهبود شرایط دریاچه حکایت دارد. برای نمونه سیزدهم آذرماه بود که مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان‌غربی ‌از افزایش شش سانتی‌متری تراز دریاچه ارومیه خبرداد و‌ گفت: تراز دریاچه به یک هزار و ۲۷۰ متر و ۱۰ سانتی‌متر رسیده است‌.

این درحالی است که ‌میزان بارش‌ها در حوضه آبریز دریاچه ارومیه ‌روندی کاهشی را نشان می‌دهد. تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد که میزان بارش‌ها در حوضه آبریز دریاچه از ابتدای سال آبی جاری تا ۳۰ آذرماه ۵۱٫۶ میلی‌متر بوده است. لازم به یادآوری است که میزان بارش‌ها در این حوضه در دوره بلندمدت ۸۵٫۸ میلی‌متر ‌گزارش شده بود.

افزون بر این برخی کارشناسان معتقدند با اعلام افزایش تراز دریاچه ارومیه نباید  تصور کرد سطح آب در تمام دریاچه افزایش پیدا کرده است.

دکتر حسام احمدی بیرگانی، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه ‌ در گفت‌وگو با ما در باره آخرین وضعیت دریاچه ارومیه تاکید می‌کند: می‌گویند شش سانتی‌متر به تراز دریاچه اضافه شده ‌ نکته اینجاست که وقتی گفته می‌شود، تراز دریاچه شش سانتی متر افزایش پیدا کرده برخی تصور می‌کنند که در کل دریاچه شش سانتی متر آب بالا آمده ‌ این درحالی است ‌در گودترین نقطه دریاچه اندازه گیری‌ها انجام می‌شود.

‌ عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه توضیح می‌دهد حدود ۹۰ درصد از دریاچه خشکیده است و شرایطی ایجاد شده که ‌محیط‌بانان با خودرو به جزایر دریاچه رفت و آمد می‌کنند.‌

در واقع افزایش شش سانتی‌متری تراز در‌ عمیق‌ترین نقطه دریاچه اتفاق افتاده است و نباید آن را به تمام بستر دریاچه تعمیم داد.‌

تکلیف دریاچه مشخص نیست

شرایط نامناسب دریاچه ارومیه از این حکایت دارد که برخلاف وعده‌هایی که برای نجات دریاچه تاکنون مطرح شده،‌ اقدام موثری برای احیای آن انجام نشده است.

دکتر احمدی بیرگانی نیز تاکید می‌کند که در ۱٫۵ سال گذشته شاهد اجرای هیچ برنامه مشخصی نبوده‌ایم و حتی درباره نحوه مدیریت دریاچه نیز هنوز اختلاف نظرهای قابل توجهی وجود دارد که سبب شده در استان نیز هنوز بین اینکه مدیریت مسائل باید از طریق ستاد احیای استانی ‌ یا مرکز آینده پژوهی  انجام شود توافقی صورت نگرفته است.

به این ترتیب می‌توان گفت هنوز مشخص نیست‌ چه تیمی و با چه برنامه‌ای قرار است برای احیای دریاچه تلاش کند؟‌

افزون بر این کارشناسان تاکید می‌کنند که برای احیای دریاچه نیاز است که در کنار پروژه‌هایی مانند انتقال آب به مسائل مهم دیگری مانند مدیریت کشاورزی و مدیریت منابع آب نیز پرداخت، زیرا بدون توجه به این مسائل نجات دریاچه امکان پذیر نیست و مدیران در این حوزه باید برنامه‌های مشخصی برای مدیریت کشاورزی، تغییر الگوی کشت و مدیریت منابع آب داشته باشند.

نجات دریاچه با یک تونل!

به این ترتیب این پرسش مطرح می‌شود که افتتاح پروژه تونل انتقال آب کانی سیب چقدر در احیای دریاچه نقش خواهد داشت؟

کارشناسان معتقدند مشکل دریاچه ارومیه فقط با افتتاح پروژه انتقال آب ‌کانی سیب رفع نمی‌شود، زیرا نیاز آبی دریاچه بسیار بیشتر از مقداری است که قرار شده از طریق تونل به دریاچه برسد.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه درباره تاثیر افتتاح تونل انتقال آب در احیای دریاچه ‌ به جام جم آنلاین می‌گوید: ‌ تونل انتقال آب ‌ در بهترین حالت حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب در سال به دریاچه می‌رساند.

آن طور که او توضیح می‌دهد‌‌ با ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب در سال نمی‌توان در کوتاه مدت‌ شرایط را بهبود داد، چون دریاچه ارومیه حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد مکعب آب را از دست داده است.

بنابراین با افتتاح پروژه انتقال آب در بهمن ماه در کوتاه مدت اتفاق خاصی برای دریاچه نمی‌افتد.

این درحالی است که هنوز مشخص نیست ورود آب از طریق تونل پایدار خواهد بود، زیرا ممکن است با اعتراض کشاورزان برای تامین آب وقفه‌‌ای در انتقال آب اتفاق بیفتد.

‌مساله دیگری که کارشناسان روی آن دست می‌گذارند نحوه تحویل آب به دریاچه است، زیرا وقتی حقابه‌ دریاچه از طریق سد‌ها رها می‌شود، بسیاری از کشاورزان در مسیر انتقال آب با استفاده از پمپ حقابه‌ دریاچه را برداشت می‌کنند.

دکتر احمدی بیرگانی در این خصوص توضیح می‌دهد: هنوز مشخص نیست که حجم مشخص شده آب از چه طریقی به دریاچه می‌رسد؟ زیرا اگر از طریق رودخانه‌ها انجام شود کشاورزان حقابه دریاچه را برداشت خواهند کرد.

افزون براین درباره پروژه تونل انتقال آب نیز هنوز پرسش‌هایی مطرح است. دکتر احمدی بیرگانی دراین باره می‌گوید: مشخص نیست که برای برداشت آب ‌هماهنگی‌های لازم با عراق انجام شده است یا نه؟ این نکته مهمی است،‌ چون عراق از ترکیه به دلیل جلوگیری از ورود آب شکایت کرده و ممکن است در خصوص ایران نیز چنین رویکردی در نظر گرفته شود.

او می‌افزاید: مساله دیگری که باید به آن توجه کرد، این است که آیا مشکلات فنی تونل برطرف شده است؟ چون برخی نگران هستند که به دلیل تعجیل در افتتاح  پروژه مشکلات بدرستی برطرف نشود.

تفکیک اراضی کشاورزی در اطراف دریاچه

کم نیستند کارشناسانی که تاکید می‌کنند که نمی‌توان به احیای دریاچه ارومیه امیدوار بود، زیرا ‌مدیریت کشاورزی به حال خود رها شده است و افزایش اراضی کشاورزی در حوضه دریاچه ارومیه هر سال بخش قابل توجهی از  حقابه دریاچه را می‌بلعد‌.

برای نمونه استاندار آذربایجان غربی بتازگی نسبت به افزایش اراضی کشاورزی در اطراف دریاچه ارومیه هشدار داده است. او با تاکید بر اینکه احیای دریاچه ارومیه با توسعه اراضی کشاورزی در حوضه آبریز دریاچه همخوانی ندارد از افزایش وسعت اراضی کشاورزی در اطراف دریاچه ابراز نگرانی کرده و گفته  در هشت سال گذشته بیش از ۱۲۰ هزار هکتار به اراضی کشاورزی آذربایجان‌غربی اضافه و منجر به مصرف آبی به میزان ۲٫۵ میلیارد متر مکعب شده است.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری آذربایجان شرقی نیز معتقد است،‌ تغییر الگوی کشت و تغییر معیشت مردم منطقه از دامداری و کشاورزی به سمت مشاغل دیگر جزو ضرورت‌های حفاظت از دریاچه ارومیه و احیای آن است.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه نیز می‌گوید: شرایط برای حفر چاه‌های بیشتر در اطراف دریاچه ارومیه مهیا شده است، چون برخی  زمین‌های کشاورزی را تفکیک می‌کنند تا آن را راحت‌تر بفروشند.

آن طور که او توضیح می‌دهد این روزها ‌اراضی کشاورزی در قطعات ۵۰۰ متری ‌نیز خرید و فروش می‌شود و صاحبان این زمین‌ها نیز تلاش می‌کنند، برای دسترسی به آب در زمین‌های خود چاه حفر کنند.

به این ترتیب باید تاکید کرد که احیای دریاچه ارومیه فقط با افتتاح پروژه تونل انتقال آب امکان پذیر نیست، زیرا مسائل مختلفی باعث خشک شدن دریاچه شده است. در واقع بدون مدیریت یکپارچه حوضه آبخیز دریاچه نجات پیدا نمی‌کند و برای رسیدن به این هدف باید مدیریت مناسبی در بخش‌هایی مانند کشاورزی، تامین حقابه از سدها و فرهنگ سازی انجام شود.

مهدی آیینی

دریاچه‌ای غرق در فراموشی | نبض دریاچه در دست مدیران ناآگاه  

سوء مدیریت در بحث مدیریت منابع آب و اصلاح الگوی کشت سبب شده حدود ۹۵درصد از سطح دریاچه ارومیه خشک شود

دریاچه ارومیه جان ندارد، هنوز سد‌ها‌ پای رودخانه‌هایی را که به این دریاچه می‌رسند، می‌شکنند و کشاورزان با کشت محصولات آب‌بر اندک حق‌آبه دریاچه را به یغما می‌برند‌. در این بین تلاش‌های مدیران نیز به اظهار نظر درباره شرایط دریاچه محدود شده است‌، رویکردی که مرگ دریاچه را سرعت بخشیده و سبب شده برخی نسبت به خشکیدن ۹۵ درصد از سطح دریاچه هشدار بدهند‌.

دریاچه ارومیه تشنه آب است. اما در سیاست غرق شده به همین دلیل می‌توان گفت برنامه‌هایی که برای احیای آن نوشته شده تاکنون از مقام حرف و شعار فراتر نرفته است.

این روزها نیز که گفته می‌شود حدود ۹۵درصد دریاچه ارومیه خشک شده برنامه‌ها برای نجات دریاچه به اظهار نظر  محدود شده است.

تلاش‌ها برای نجات دریاچه ارومیه راه به جایی نمی‌برد، چون افرادی برای احیای آن نسخه می‌پیچند که درک درستی از شرایط منطقه و حوضه دریاچه ارومیه ندارند.کم نیستند کارشناسانی که معتقدند احیای دریاچه ارومیه با مسائل اقتصادی و اجتماعی نیز گره خورده است، اما در برنامه‌های نجات به این مهم توجه زیادی نمی‌شود.

دکتر حسام احمدی بیرگانی، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه نیز در گفت‌وگو با  ما معتقد است، تلاش‌ها برای احیای دریاچه ارومیه نتیجه مطلوبی نداشته است، زیرا برنامه‌ها احیا سبب نمی‌شود مردم و دولت در کنار یکدیگر برای نجات دریاچه عملکرد مطلوبی داشته باشند.‌

بنابراین می‌توان گفت ریشه‌های شکست در احیای دریاچه ارومیه را باید در ناتوانی در بحث‌ مشارکت‌های مردمی جست‌و‌جو کرد.

او از بی‌توجهی به مسائل روز کشاورزی به عنوان یکی از عواملی که زمینه را برای  شرایط نامناسب دریاچه فراهم کرده است، نام می‌برد و تاکید می‌کند: ‌حدود۷۰ سال از زمانی که کشاورزی نوین به کشور وارد شده  می‌گذرد، اما هنوز نتوانسته‌ایم بحث آمایش سرزمین و اصلاح الگوی کشت را به درستی اجرا و مدیریت کنیم.

‌نسخه دریاچه ارومیه در پایتخت پیچیده شد!

‌مسائل مختلفی دست به دست هم داده است تا شرایط دریاچه ارومیه بحرانی شود. از ناتوانی در بحث‌ مشارکت‌های مردمی گرفته تا نسخه پیچی برای نجات دریاچه از سوی افرادی که درک درستی از شرایط آن ندارند.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در این‌باره توضیح می‌دهد: به نظرم مشکل اینجاست که مدیرانی برای استان‌ها و مناطق درگیر بحران آب نسخه می‌پیچند که در پایتخت نشسته‌اند و  دیدگاه ‌ مناسبی درباره شرایط منطقه ندارند.

احمدی بیرگانی عنوان می‌کند: این ضعف سبب شده که ‌مدیران‌ صرفا با  استفاده از یکسری ‌اعداد برای احیای ‌دریاچه تلاش کنند.برای نمونه برخی مدیران روی کاغذ به این نتیجه می‌رسند که با انتقال آب از چند نقطه می‌توان سطح آب دریاچه را افزایش داد.

این درحالی است که بحث‌های اجتماعی و اقتصادی معادلات ریاضی این مدیران را تغییر می‌دهد و آنها هم به این مساله آن طور که باید توجه نمی‌کنند.

‌ عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه معتقد است برای احیای دریاچه باید نگاه‌های کلیشه‌ای را مانند این‌ ‌که دانشگاه تهران و شریف باید برای نجات دریاچه ارومیه نسخه بپیچند، ‌کنار گذاشت.

اگر از او بپرسید که آیا پتانسیل لازم برای نجات دریاچه ارومیه در دانشگاه ارومیه وجود دارد؟ احمدی بیرگانی می‌گوید: حتما این ظرفیت وجود دارد. توجه داشته باشید که همان طور که ‌ محققان دانشگاه ارومیه نمی‌توانند برای مدیریت ‌ ترافیک تهران  نسخه بپیچند در دانشگاه‌های پایتخت نیز  نمی توان مشکل دریاچه ارومیه را برطرف کرد، زیرا درک مناسبی از مسائل اقتصادی و اجتماعی منطقه وجود ندارد.

پیامد‌های یک نگاه اشتباه

کارشناسان معتقدند در طرح‌های احیای دریاچه ارومیه به نیاز جوامع محلی آن طور که باید توجه نمی‌شود به همین دلیل آنها اقداماتی انجام می‌دهند که با طرح‌هایی که برای نجات دریاچه نوشته می‌شود، همخوانی ندارد.

برای نمونه این بی‌توجهی سبب شده که مساله اصلاح الگوی کشت در حوضه دریاچه ارومیه از سوی کشاورزان جدی گرفته نشود.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در این باره توضیح می‌دهد: این بی‌توجهی سبب شده آب اختصاص یافته به دریاچه زمینه را برای افزایش سطح زیر کشت فراهم کند.‌ برای نمونه فقط در اطراف دانشگاه ارومیه که منطقه کوچکی است ۴۰۰هکتار سطح زیر کشت باغات افزایش پیدا کرده است.

این درحالی است که کشت محصولات دیگری مانند چغندر نیز افزایش پیدا کرده است، زیرا تصمیم‌هایی که برخی مدیران می‌گیرند کشاورزان را تشویق به کشت محصولات آب‌بر می‌کند. به عنوان مثال افتتاح کارخانه‌های قند در منطقه این پیام را به کشاورزان می‌دهد که بیشتر به کشت چغندر بپردازند، چون بازار برای خرید آن فراهم شده است.

آن طور که احمدی بیرگانی توضیح می‌دهد پیام‌های اشتباهی که به کشاورزان می‌رسد سبب شده وسعت زمین‌های کشاورزی و باغی افزایش پیدا کند. به همین دلیل این روزها در حوضه دریاچه ارومیه در مناطق ‌ صعب‌العبور نیز باغ ایجاد شده است.

افزایش قیمت زمین‌های کشاورزی

عملکرد نامناسب مدیران در حوزه کشاورزی و اجرای تصمیم‌های اشتباه شرایط را در حوضه دریاچه ارومیه پیچیده کرده است. درحالی تصمیم به اصلاح الگوی کشت و کاهش کشت محصولات آب بر بود، این روزها کشاورزان اراضی بیشتری را زیر کشت برده‌اند و محصولاتی پرورش می‌دهند که نیاز آبی بالایی دارند.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در این‌باره توضیح می‌دهد: اصلاح الگوی کشت در منطقه اتفاق نیفتاده‌ و شرایط به شکلی است که این روزها کشاورز هر محصولی که دوست داشته باشد، می‌کارد.

این درحالی است که طرح نصب کنتورهای هوشمند  روی چاه‌های آب نیز برخلاف انتظار سبب شده کشاورزان سطح زیر کشت خود را افزایش داده و آب بیشتری مصرف کنند.

احمدی بیرگانی  در این باره می‌گوید: با نصب کنتورهای هوشمند و رسیدن برق به اراضی کشاورزان ‌قیمت‌ زمین‌های آنها چند برابر شد و کشاورزان زمین‌های دیم خود را نیز زیر کشت برده‌اند.

‌آن طور که او توضیح می‌دهد نظارتی نیز روی فعالیت کشاورزان انجام نمی‌شود،  چراکه نیروی کافی در اختیار نهادهای مسئول نیست‌.

در جست‌وجوی حق‌آبه

سد سازی نیز همچنان در بالادست و حوضه دریاچه ارومیه در دستور کار بسیاری از مدیران قرار داد. به همین دلیل‌ اگر پروژه‌ای فعلا متوقف شده است، باید اتفاق را به پای نبود اعتبار نوشت.‌

این شرایط سبب شده که حق‌آبه لازم نیز به دریاچه ارومیه نرسد، این درحالی است که وزارت نیرو همواره ادعا می‌کند که حق‌آبه دریاچه را از سدها رها می‌کند.

عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه معتقد است، حق‌آبه دریاچه از سدها رها می‌شود. اما مشکل اینجاست که آب به دریاچه نمی‌رسد و در بین راه از سوی کشاورزان برداشت می‌شود.

در این بین وزارت نیرو ادعا می‌کند  نظارت بر تامین حق‌آبه پس از خروج از سد وظیفه این وزاتخانه نیست. این درحالی است که سازمان حفاظت محیط زیست نیز تاکید می‌کند که توانایی انجام این کار را ندارد‌.

ریزگردهای نمکی‌ از شایعه تا واقعیت

سوء مدیریت‌های انجام شده در بخش مدیریت آب و کشاورزی سبب شده تلاش‌ها برای احیای دریاچه ارومیه راه به جایی نبرد، این درحالی است که برخی کارشناسان هشدار می‌دهند با خشک شدن دریاچه باید منتظر توفان‌های نمک بود، ماجرایی که سلامتی شهروندان را در  مناطق گسترده‌ای تهدید می‌کند.

با این حال عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه نظر دیگری دارد، او معتقد است آزمایش‌ و نمونه برداری هایی که تاکنون انجام شده ریزگردهای نمکی را تایید نمی‌کند.

او در این باره می‌افزاید: ‌ به شکل تخصصی روی گرد و غبارهای نمکی مطالعه می‌کنیم. اما تاکنون‌ نتوانسته‌ایم وقوع آن را گزارش کنیم.

احمدی بیرگانی ادامه می‌دهد: به نظر می‌رسد این ‌نگاه مبالغه آمیزی  است که از سوی برخی مدیران مطرح می‌شود تا برخی دستگاه‌ها بودجه بیشتری به دست بی آورند.

‌نجات دریاچه با اقتصاد دریاچه

کم نیستند کارشناسانی که تاکید می‌کنند برای نجات دریاچه ارومیه باید نگاه سیاسی را کنار گذاشت و با کمک گرفتن از کارشناسان خبره برنامه‌هایی را برای احیا تدوین کرد که منجر به رفع مشکلات بومیان منطقه و مشارکت بیشتر آنها در برنامه‌های احیای دریاچه شود.

احمدی بیرگانی معتقد است‌ برای احیای دریاچه باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا می‌توانیم تمام دریاچه را نجات دهیم؟ او در پاسخ می‌گوید: با توجه به شرایط و مسائلی مانند تغییر اقلیم نمی‌توان به این مهم دست یافت.‌ به همین دلیل بهتر است دریاچه را به چند قسمت تقسیم کرد و برای هر قسمت برنامه‌ای مشخص داشت.

مساله دیگری که عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه روی آن دست می‌گذارد بحث اقتصاد در احیای دریاچه ارومیه است. این درحالی است که برخی کارشناسان معتقدند دریاچه در شرایطی نیست که بتوان به فکر درآمد‌زایی از آن بود.

او در این باره توضیح می‌دهد‌: ‌برای همراه کردن بومیان منطقه با طرح‌های نجات دریاچه باید به بخش‌هایی از  دریاچه نیز نگاه اقتصادی داشت البته به این شرط که پروتکل‌های محیط زیستی کاملا رعایت شود.

به گفته احمدی بیرگانی می‌توان برای رفع نیاز بومیان منطقه از آرتمیا،‌‌ نمک، پوشش، شورآبه‌ و پتانسیل گردشگری دریاچه استفاده کرد، البته تا زمانی که مسائل محیط‌زیستی رعایت شود.  ‌

آن طور که او می‌گوید بهتر است هر چه زودتر با واقعیت‌های دریاچه رو به رو شویم،  چراکه با توجه به تغییر اقلیم برگشت به شرایط گذشته امکان پذیر نیست.

با توجه به گفته‌های کارشناسان باید تاکید کرد که برای نجات دریاچه ارومیه باید نگاه‌های سیاسی را کنار گذاشت و با توجه به مسائل محیط زیستی برای احیای این دریاچه تلاش کرد. در این بین مدیران وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست نیز باید تعامل بیشتری با یکدیگر داشته باشند تا بتوان بحث اصلاح الگوی کشت و تامین‌‌ حق‌آبه را به درستی مدیریت کرد. افزون بر این برای افزایش مشارکت‌های مردمی نیز باید تلاش کرد، زیرا تا زمانی که بومیان منطقه با طرح‌های نجات همراه نشوند، نمی‌توان به نجات دریاچه امیدوار بود.

 

 مهدی آیینی

تکرار محیط‌نیستی‌ترین دولت

مهدی آیینی

مهدی آیینی

شکارچیان، محیط‌بانان را شکار می‌کنند، قاچاقچیان چوب جنگلبان را. قرقگاه‌ها برای شکار حیات وحش ساخته می‌شود، سدها برای قتل عام رودخانه‌ها. توسعه ناپایدار زیستگاه‌ها را فتح می‌کند، آلودگی و ریزگرد آسمان شهرها را. دیپلماسی آب در وزارت خارجه می‌خشکد، تالاب و دریاچه‌ها در سراسر کشور. این گوشه‌ای از شرایط محیط‌زیست کشور است که در روز زمین پاک می‌توان به آن اشاره کرد؛ شرایطی که تحت تاثیر عواملی مانند تغییر اقلیم و سوءمدیریت روندی نزولی را در پیش گرفته است.

در این میان اما سوءمدیریت را باید عامل اصلی تخریب محیط‌زیست کشور دانست، آن هم در دورانی که رئیس‌جمهوری ادعای محیط‌زیستی‌ترین دولت را مطرح کرده است. سخت می‌توان فراموش کرد که دولت یازدهم با شعارهای محیط‌زیستی کار خود را آغاز کرد و به عنوان اولین مصوبه به بحث نجات دریاچه ارومیه پرداخت. دریاچه‌ای که در دوسال گذشته به همت باران و برف اندک، شرایط پایداری پیدا کرد. اما این روزها که خبری از باران نیست، وضعیت بحرانی‌اش دوباره سر زبان‌ها افتاده است. برای نمونه معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان‌غربی در پاسخ به انتقادها نسبت به این‌که این روزها دیگر آبی به دریاچه نمی‌رسد، گفته کاهش بارندگی از مهم‌ترین دلایل توقف رهاسازی آب سدها به سمت دریاچه است. همین اظهارنظر آب پاکی را روی دست آنهایی می‌ریزد که ادعا می‌کنند برنامه‌های محیط‌زیستی‌ترین دولت، دریاچه را نجات داد؛ برنامه‌هایی که به نام آنها حدود ۱۰هزار میلیارد تومان هزینه شده اما تاکنون به مرحله اجرا نرسیده است.

محیط‌زیستی‌ترین دولت، شعار تلخی است که گذر زمان آن را تلخ‌تر هم کرد، زیرا نه فقط وعده‌های محیط‌زیستی دولت تمام و کمال به سرانجام نرسید، بلکه او افرادی را سکاندار سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور کرد که در دوران مدیریت خود محیط‌زیست را قربانی سیاست و بی‌اطلاعی کرده‌اند.

سیاست‌زدگی سکانداران سازمان حفاظت محیط‌زیست سبب شد آنها هیچ‌وقت از کارشناسان خبره  برای پست‌های ارشد سازمانی که متولی نجات محیط‌زیست کشور است، استفاده نکنند. برای نمونه معصومه ابتکار از نیروهای بدنه سازمان حفاظت محیط‌زیست برای مدیریت پست‌های ارشد بهره نگرفت. در واقع او مدیرانی سیاسی را به کار گرفت که امضای آنها در پای اسناد محیط‌نیستی مانند واگذاری آشوراده به چشم می‌خورد.

این روند در دوران عیسی کلانتری نیز ادامه پیدا کرد و او نیز مانند سکاندار پیشین سازمان توجهی به توانایی‌های کارشناسان سازمان حفاظت محیط‌زیست نکرد. او حتی در پاسخ به انتقادها به نوعی نیروهای سازمان را زیر سوال برد و گفت سازمان حفاظت محیط‌زیست نیروی توانمند زیادی ندارد.

کلانتری که در اولین نشست خبری خود اعتراف کرد توان پاسخگویی علمی او به مسائل زیست‌محیطی حدود ۵درصد است، خیلی زود با تصمیم‌های محیط‌نیستی مانند پروژه‌های انتقال همراه شد. پروژه‌هایی که ارزیابی‌های محیط‌زیستی آن هنوز با اما و اگرهای بسیاری همراه است.

تصمیم‌های محیط‌زیستی در دوران محیط‌نیستی‌ترین دولت کم گرفته نشده است؛ از بی‌توجهی به سازمان‌های مردم نهاد بگیرید تا توجه ویژه به خودروسازها تصمیم‌هایی که شرح آنها در این نوشته کوتاه میسر نیست. به همین دلیل می‌توان گفت در چند سال اخیر نه فقط برای حفاظت محیط‌زیست و منابع طبیعی قدمی رو به جلو برداشته نشده است بلکه شاهد عقب‌گرد نیز بوده‌ایم، عقبگردهایی که گاه در پوشش موفقیت به نمایش گذاشته شده است،‌ مانند شرایط دریاچه ارومیه که این روزها دوباره روندی نزولی در پیش گرفته یا پروژه‌تصفیه‌خانه فاضلاب شرق اهواز که حدود چهارسال پیش افتتاح شد، اما هنوز از آن بهره‌برداری نشده است.

ارومیه کار ما بود، هامون‌ نه!

مهدی آیینی

مهدی آیینی

«عظیم‌ترین کار محیط زیستی انجام شد.» این‌ جمله‌ای است که دیروز رئیس‌جمهور در هیات دولت به زبان آورد و از این گفت که با نجات دریاچه ارومیه ۹۰درصد مشکل گرد وغبار منطقه‌ نیز حل شده است. این اولین بار نیست که رئیس‌جمهور یا معاونانش از احیای دریاچه ارومیه حرف می‌زنند و از آن به عنوان یکی از افتخارات‌ دولت یاد می‌کنند؛ دولتی که در چند سال اخیر ادعا کرده محیط زیستی‌ترین دولت تاریخ است!

ادعایی که البته بیشتر کارشناسان محیط زیست آن را رد می‌کنند، چراکه آنها می‌دانند نجات دریاچه ارومیه به عنوان اولین وعده زیست‌محیطی دولت هنوز به سرانجام نرسیده است و اگر شرایط دریاچه اندکی نسبت به گذشته بهبود یافته باید آن را به پای طبیعت گذاشت.

افزایش میزان بارش‌ در سال آبی گذشته و سال آبی امسال که هنوز به اتمام نرسیده، گواهی است براین که دریاچه را باد و باران نجات داده است. افزایش بیش از ۳۰درصدی بارش‌ها در حوضه ارومیه را نمی توان انکار کرد، چراکه گزارش‌های سازمان هواشناسی نیز آن ‌را تایید می‌کند.

آن‌طور که مسؤولان ستاد احیای دریاچه ارومیه گفته‌اند این ستاد از سال ۱۳۹۳ تاکنون دست‌کم ده‌هزار میلیارد تومان ‌برای احیای دریاچه ارومیه هزینه کرده است، اما به نظر می‌رسد اگر این هزینه انجام نمی‌شد هم اکنون دریاچه ارومیه شرایط کنونی را داشت، زیرا دو پروژه بزرگ ستاد یعنی انتقال آب زاب و استفاده از پساب تصفیه‌خانه‌ها تاکنون به سرانجام نرسیده است.

در پروژه انتقال آب زاب قرار است از طریق تونل،‌ ۶۲۳ میلیون متر مکعب آب به دریاچه هدایت شود؛ البته باید گفت با توجه به شرایط ستاد احیا و پیمانکار پروژه بعید است این اتفاق امسال اجرایی شود.

‌ پروژه‌ تصفیه‌خانه‌های آب شهرهای تبریز و ارومیه نیز تاکنون به سرانجام نرسیده و می‌توان گفت تاکنون پساب تصفیه‌شده‌ای راهی دریاچه نشده است. حتی از ‌تصفیه‌خانه گلمان که فاصله چندانی با دریاچه ارومیه ندارد!

‌از اجرایی نشدن پروژه‌های بزرگ برای احیای دریاچه ارومیه که بگذریم، باید گفت دیگر طرح‌های این ستاد نیز برای نجات ارومیه راه به جایی نبرده است. برای نمونه می‌توان به طرح به‌کاشت اشاره کردکه براساس آن قرار شد میزان کشت محصولاتی مانند چغندر کاهش یابد و دست کم ‌براساس نیاز منطقه کشت شود. جالب است بدانید اراضی کشت چغندر دست کم ۱٫۵ برابر شده است.

قرار بود برای افزایش بهره‌وری آب در بخش کشاورزی و بهبود زهکشی‌ها نیز تلاش شود، اما هنوز بسیاری از کشاورزان با پمپاژ حقابه دریاچه یا ساخت مسیرهای انحرافی نمی‌گذارند آن‌طور که باید آب لازم به دریاچه برسد‌.

رهاسازی آب از سدهای حوضه آبریز ارومیه نیز شاید اتفاقی باشد که برخی مدیران ستاد، ادعای آن را داشته باشند؛ اما باید گفت این سرریزها نیز به دلیل پرشدن مخزن سد‌ها بوده است‌.

جالب‌تر این‌که فقط در آذربایجان شرقی بیش از ۹۰سد وجود دارد که با هدف‌ کشاورزی ساخته ‌شده اند. از سال ۹۳ تاکنون ستاد احیای دریاچه ارومیه حتی نتوانسته یکی از این سدها را تخریب کند تا حقابه دریاچه تامین شود. به‌جز سدهایی که راه را بر نجات دریاچه بسته‌اند‌ مسوولان ستاد ‌حتی برای حذف میان‌گذری که ‌از عوامل اصلی نابودی دریاچه است نیز قدمی برنداشته‌اند.

پس این‌که ادعا شود نجات دریاچه ارومیه به دلیل برنامه‌های ستاد احیا بوده، درست نیست؛ زیرا اگر باد باران یاری نمی‌کرد مسؤولان اکنون با مطرح کردن بهانه‌هایی مانند تحریم به دنبال توجیه شکست پروژه‌هایشان بودند.

مدیرانی که چنین ادعایی می‌‌کنند شرایط تالاب ودریاچه‌های دیگری مانند هامون، بختگان، هورالعظیم و پریشان را نمی‌بینند که این روزها به دلیل بارش‌های مناسب، وضعیت بهتری پیدا کرده‌اند.

چرا مدیران ادعا نمی‌کنند این تالاب‌ها را نیز آنها نجات داده‌اند؟ شاید اگر مانند دریاچه ارومیه برای آنها ستاد احیا تشکیل و دست‌کم برای هرکدام ده‌هزارمیلیارد تومان ‌هزینه شده بود، محیط زیستی‌ترین دولت این روزها ادعای نجات هامون را حتی در افغانستان نیز مطرح می‌کرد.

پر کردن یک دریاچه با وان

افزایش زمزمه‌های‌ اجرایی شدن  طرح انتقال آب از دریاچه وان به دریاچه ارومیه از خشکیدگی دیپلماسی آب ایران حکایت دارد

همه این سال‌ها که قرار بوده دریاچه ارومیه احیا شود را که بگردید فهرستی از تصمیمات و وعده‌ها می‌بینید اما دریغ از یک راهکار علمی و عملی یا گزارش درستی از عملکردی در راستای احیای دریاچه ارومیه،‌ دریاچه‌ای که حالا شده است نمادی برای فراموشی. حالا امید دریاچه ارومیه برای زنده ماندن تنها و تنها به آسمان است و لطف الهی،‌ اگر ذره‌ای شک دارید نگاه کنید به طرح‌ها و ایده‌هایی که همه این سالها قرار بود آبی باشد در دل بزرگترین دریاچه نمکی جهان اما فقط نانی شد بر سفره سیاستمدارانش. ایده انتقال آب دریاچه وان ترکیه به دریاچه ارومیه هم ایده تازه‌ای نیست اما به واسطه انتشار گفته‌هایی باز هم تازه شده است. ماجرا ازین قرار است که هفته گذشته فرهاد افشار که مدیرعامل خیریه بین الملل ایرانیان است در شورای شهر ارومیه از قطعی بودن امکان این ایده صحبت کرد، هر چند برای این قطعیتش هیچ دلیل علمی عنوان نکرده است. واقعیت این است که انتقال آب از یک حوضه به حوضه دیگر کار و تصمیم ساده‌ای نیست. به باور بسیاری از کارشناسان باید حوضه انتقال دهنده به آبی که انتقال می‌یابد نیاز نداشته باشد و در واقع آن چنان آب مازاد داشته باشد که هیچ حقی در حوضه‌های پائین دست آن ضایع نگردد. همچنین این انتقال اشکالات زیست محیطی بدنبال نداشته باشد و چنین طرحی از نظر فنی، عملیاتی، و اقتصادی امکان پذیر باشد. این موارد به خوبی نشان می‌دهد که این ایده مستلزم انجام مطالعات کافی و لازم در این زمینه توسط متخصصین و مشاورین بی‌طرف است. حالا اما هر چقدر بگردید کمتر مطالعه کارشناسانه یا اظهارنظر علمی در این زمینه می‌یابید، آنقدر کم که حرف‌های مدیرعامل یک خیریه شاید بعدها مستند تصمیمی شود که میخ آخر تابوت احیای دریاچه ارومیه است.

 

نفت در برابر آب 

ایده انتقال آب دریاچه وان به دریاچه ارومیه اولین بار از زبان عیسی کلانتری عنوان شد، آن هم در زمانی که او هنوز بر بالاترین مسند حوزه محیط زیست ایران ننشسته بود و همچنان به عنوان دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه شناخته می‌شد. طرحی که کلانتری در یک نشست خبری در مرداد سال ۹۵ در توجیه آن گفت: «دریاچه وان گرفتار زیادی آب است؛ ارتفاع آب در این دریاچه به قدری بالا آمده که شرایط بی هوازی در کف دریاچه ایجاد کرده و موجودات داخل آب در حال از بین رفتن هستند». کلانتری اصرار داشت که «نه تنها همه چیز برای انتقال آب از دریاچه وان در ترکیه به دریاچه ارومیه در کشورمان مهیاست، که این اتفاق به نفع هر دو کشور است». هر چند عمر حرف‌های دبیر وقت ستاد احیای دریاچه ارومیه به یک سال هم نرسید و بعد از طرح این مسئله، اینبار مدیردفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه از نبود برنامه و طرح ستاد احیای دریاچه ارومیه برای انتقال آب دریاچه وان به دریاچه ارومیه خبر داد. مسعود تجریشی این بار در گفتگو با پایگاه خبری آب ایران عنوان کرد که انتقال آب این دریاچه مد نظر ستاد احیای دریاچه ارومیه نیست و این پیشنهادی است که طرف‌های ترک به ایران ارایه کرده‌اند و یک گروه تحقیقاتی متشکل از پنج دانشگاه داخلی و خارجی ( دانشگاه وان ترکیه و یک دانشگاه اروپایی ) تشکیل و در حال بررسی علمی، فنی و اینکه انتقال آب چه آثاری ممکن است به همراه داشته باشد، هستند.

آنطور که مسعود تجریشی در آن سال اشاره کرده است پیشنهاد انتقال آب دریاچه وان به دریاچه ارومیه از سوی مقامات ترکیه پیشنهاد شده است. امید شایان فر رئیس انجمن دریاچه ارومیه اما اعلام کرد هرچند ترکیه و گرجستان انتقال آب و نجات دریاچه ارومیه را پیشنهاد داده‌اند، اما در پس انتقال آب از دریاچه وان، انتقال نفت و خرید گاز نهفته است!

رییس کارگروه علمی ستاد احیای دریاچه ارومیه این بار درباره بررسی این پیشنهاد گفت: با توجه به این که قرار بود هر اقدامی که می تواند به دریاچه ارومیه کمک کند، حتی اگر ستاد مخالف آن بود، مطالعاتش انجام شود، مطالعه انتقال آب از دریاچه وان ترکیه به دریاچه ارومیه نیز انجام شده است که شامل مطالعات شیمیایی، زیست محیطی، بیولوژیکی و فنی است.

تجریشی تاکید کرد:حدود یک ماه پیش نتایج این مطالعه مشخص شد و در مطالعه شیمیایی به این جمع بندی رسیدیم که این انتقال آب به صلاح نیست.

تناقض‌های یک ایده

به نظر می‌رسید با توجه به حرف‌های دبیر و رئیس کارگروه علمی ستاد احیای دریاچه پرونده این طرح بسته شده است اما همین هفته گذشته فرهاد افشار مدیرعامل موسسه خیریه بین‌الملل ایرانیان در صحن شورای شهر ارومیه حضور پیدا کرد و به قطع از موفقیت‌آمیز بودن این طرح سخن گفت. سخنانی پر از تناقضات آشکار نسبت به حرف‌های مسئولین و کارشناسان این حوزه. به عنوان مثال او با اشاره به اینکه تمامی آزمایشات زیست‌محیطی این پروژه توسط چهاردانشگاه  بررسی و انجام شده گفته است: مخلوط شدن آب دو دریاچه موردآزمایش قرار گرفته و  از سوی این دانشگاه‌ها مورد تأیید قرار گرفت و باید مرحله مذاکرات با ترکیه در دست اجرا قرار گیرد.

این در حالی است که مسعود باقرزاده کریمی سرپرست دفتر امور تالاب‌ها در سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه هنوز مطالعات مربوط به انتقال آب دریاچه وان به دریاچه ارومیه انجام نشده است، گفت: این طرح هنوز به طور رسمی در ستاد احیای دریاچه ارومیه مطرح نشده و گزارش فنی برای آن تهیه نشده است!

فارغ از این تناقض روشن هنوز برای بسیاری نسبت یک خیریه با چنین پروژه زیست محیطی و کارشناسانه‌ای مشخص نیست، آن هم وقتی که بدانیم مدیرعامل این خیریه استاد جامعه شناسی دانشگاه برن آلمان است!

انتقال آب شایعه است

البته که این اولین بار نیست که پس از اعلام ملغی شدن این پروژه باز هم از سوی افرادی مطرح می‌شود. این موضوع تا به حال بارها و بارها عنوان شده است، پیش از این هم حتی عده‌ایی از مسئولین از طرح مطالعاتی این طرح خبر داده‌اند و عده ایی دیگر آن را از اساس کذب دانستند. تا اینکه اردیبهشت سال گذشته مدیر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی خط بطلانی بر ادعاهای مطالعات انجام گرفته توسط مسئولان کشید و گفت؛ برنامه‌ای در مورد انتقال آب وان ترکیه به دریاچه ارومیه وجود ندارد و خبرهایی را که در این ارتباط منتشر شده ‌ تکذیب می‌کنم.

فرهاد سرخوش در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد دریای خزر یا دریاچه وان از لحاظ نوع آب عوامل شیمیایی سازگاری با آب دریاچه ارومیه ندارند و نمی‌توان از آب آن‌ها برای احیای این دریاچه استفاده کرد، بنابراین هر گونه طرح انتقال آب از خارج کشور از جمله ترکیه به دریاچه ارومیه صحت ندارد و فقط شایعه‌ای در بین مردم پخش شده است.

پاس گل ایرانی!

حجت میان آبادی، پژوهشگردیپلماسی آب است و بارها تلاش کرده است در میانه همه این شایعات و تایید و تکذیب‌ها از دریچه دانش و با نگاهی علمی به این موضوع بنگرد. او در این رابطه به ما می‌گوید: کسانی که بحث انتقال آب دریاچه وان به دریاچه ارومیه را مطرح می‌کنند دچار بخشی نگری جدی هستند. و به یقین می‌توانیم بگوییم که در حوزه آب یا کاملا بی دانش هستند یا اگر خیلی خوشبین باشیم کم دانش هستند. این افراد به  مسائل آب و محیط زیست نقطه‌ای نگاه می‌کنند. این پروژه کذایی قطعا ابعاد بین‌المللی و ملی دارد و بحث‌های ژئوپولیتیکی آن بسیار حساس است و وقتی ما انتقال آب از ترکیه را مطرح می‌کنیم باید نگاهی داشته باشیم به چالش‌های آب کشورهای منطقه با کشور ترکیه از جمله ایران.

این کارشناس حوزه آب به سیاست‌های آبی کشورهای منطقه می‌پردازد و می‌گوید: مساله این است که ترکیه در مورد سیاست‌های آبی‌اش دکترین «هارمون» را در پیش گرفته است. سرچشمه پیدایش چنین تفکری هم از مناقشه آبی میان آمریکا و مکزیک شکل گرفت که دادستان کل وقت آمریکا فردی به نام «هارمون» در اواخر قرن ۱۹ حکم داد که «منابع آبی مثل منابع نفتی متعلق به هر کشور است،‌ همانطور که هر کشوری نمی‌تواند به کشورهای پایین دست  بگوید که از منابع نفتی‌اش چگونه استفاده کند به همان صورت هم نمی‌تواند بگوید که از منبع آبی اش چطور استفاده کند».

آنطور که حجت میان آبادی می‌گوید این دکترین حالا سالهاست که منسوخ شده است و هیچ اعتباری ندارد و حقوق بین‌الملل آن را کاملا رد کرده است. هر چند به نظر می‌رسد کشور ترکیه هنوز به شکل خیلی جدی به این نوع نگاه یعنی دکترین هارمون باور دارند. برای مثال سلیمان دمیرل رئیس جمهور وقت ترکیه گفته بود همانطور که کشور عراق نفت دارد ما هم آب د اریم و همانطور که در نوع مصرف نفتشان ما دخالتی نداریم آنها هم نمی توانند برای آب به ما توصیه کنند! حالا با الگوگیری از چنین نگاهی افغانستان هم به چنین تفکری رسیده است و اشرف غنی رئیس جمهور این کشور هم به آن اشاره کرده است و جالب اینکه افغانستان از این مورد به عنوان یک اهرم سیاسی برای فشار به کشورهای دیگر استفاده می‌کند. همه این ها در حالی است که تقریبا تمام کنوانسیون‌های بین المللی این مساله را رد کرده‌اند و برای آنها این نگاه منسوخ شده است. به این مفهوم که هیچ قانون بین المللی چنین موردی را به رسمیت نمی شناسد.

این پژوهشگر دیپلماسی آب با اشاره به این سیاست آبی کشور ترکیه می‌گوید: این کشور اعلام کرده است که هر کشوری که بخواهد از ما آب بگیرد به ازای هر متر مکعب فلان مقدار پول یا نفت بدهد! حالا وقتی مسئولینی در رده معاون اول رئیس جمهور گزینه خرید آب از ترکیه را مطرح می‌کنند این مساله کاملا جنبه حقوقی پیدا می‌کند. به این مفهوم که ما رسما دکترین منسوخ شده هارمون را پذیرفتیم و حالا بر سر قیمت باید چانه بزنیم!

وقتی افغانستان می‌گوید بیش از ٩٠درصد آب هیرمند از کشور من تأمین می‌شود، پس من حق دارم از آب خود استفاده کنم و ایران با آن نگاه نمی‌تواند اعتراض کند که سیستان خشک شده و می‌خواهم از آب هیرمند استفاده کنم. برهمین‌اساس، ترکیه می‌تواند ادعا کند آب دجله و فرات در کشور من سرچشمه می‌گیرد و تا جایی که می‌توانم با ایجاد سد از آن‌ها استفاده خواهم کرد.

حجت میان‌آبادی با انتقاد از حرف‌های غیرکارشناسانه افرادی که هیچ نسبتی با دانش در این حوزه ندارند به ما می‌گوید: خیلی عجیب است در این سیستم عریض و طویل دولت ما کسی نیست به این دوستان مشاوره بدهد که با این گفته ها آنها رسما دارند یک تئوری منسوخ شده بین‌المللی را به رسمیت می‌شناسند و به نوعی به کشورهایی مثل ترکیه و افغانستان پاس گل می‌دهند و ایران را در موضع ضعف قرار دادند.  البته که این بار اول نیست و چندی پیش هم بعضی از مسئولین موضوع خرید آب از افغانستان را مطرح کردند اما اینکه این موضع از سوی معاون اول رئیس جمهور یا رئیس سازمان محیط زیست ایران مطرح شود به نوعی یک فاجعه محسوب می‌شود.

میثم اسماعیلی

 

چه کسی حال ارومیه را خوب کرد؟

بین این که بارش‌ها حال دریاچه ارومیه را بهتر کرده یا اقدامات ستاد احیا، اختلاف نظر وجود دارد

به کویر می‌مانست، به همان اندازه هول انگیز، یک پهنه خشک، مثل کف دست صاف و پرچین و شکن. دریاچه ارومیه از آسمان سال‌ها این شکلی بود، اوایل که دریاچه داشت کم کم خشک می‌شد البته نه، ولی دهه ۸۰ که به آخرش رسید و دهه ۹۰ سررسید نگین آبی آذربایجان شد یک تکه زمین خشک، یک نمکزار و هم آلود که قلبت تند تند می‌زد وقتی سوار هواپیما از فراز آسمان بارها چشمت می‌افتاد به دریاچه‌ای که نبود، به زشتی پهن شده در بسترش، به ساحل نشینان سال‌های نه چندان دور که فقط آه می‌کشیدند و به هکتارها باغ میوه که رخ به رخ شده بودند با این همه نمک ِ ویلان و سرگردان.

ارومیه آن‌قدر آب رفت که عده‌ای گفتند داستان دریاچه آرال است که تکرار می‌شود، گفتند خداحافظ ارومیه و نوشتند سلام سونامی و توفان نمک و اضافه کردند خداحافظ زندگی و سلام مهاجرت. نگرانی‌ها که به اوج رسید ستاد احیای دریاچه ارومیه تشکیل شد، سال ۹۲ بود، ستادی در دولت یازدهم.
این ستاد می‌خواست همه غلط‌هایی را که در برخورد با دریاچه شده، پاک کند و جایش دیکته درست را بنویسد. می‌خواست ساخت پل در وسط دریاچه را که آن را به دو بخش شمالی وجنوبی تقسیم کرده، ساخت خاکریزی ۱۵ کیلومتری که ارومیه را درجهت شرقی غربی به دو نیم کرده، ساخت حداقل ۲۵ سد بزرگ بر روی رودخانه‌های اصلی حوضه دریاچه ارومیه و توسعه بی بند و بار کشاورزی و شهرنشینی درآن حوالی را رفع و رجوع کند تا ارومیه دوباره بشود ارومیه.
ستاد احیا همیشه گفته دراین پنج سال و اندی که از آمدنش می‌گذرد، خیلی ازغلط‌ها را تصحیح کرده و خیلی کارها کرده تا نگذارد ارومیه بمیرد. حتی رئیس‌جمهور هم بارها براین تلاش‌ها صحه گذاشته و تثبیت دریاچه را از بزرگ‌ترین دستاوردهای دولتش خوانده، از دو روز پیش هم که به آذربایجان غربی سفر کرده در مراسم گشایش سد سیلوه پیرانشهر و بهره‌برداری ازطرح‌های توسعه منابع آب و خاک نواحی مرزی باز هم همین مضمون را تکرار کرده و گفته است، خوشحالیم حال دریاچه ارومیه خوب است.
حال ارومیه که خوب باشد حال همه مردم ایران خوب است، اما آیا واقعا حال دریاچه خوب است، آیا واقعا احیا رخ داده و این جان گرفتن‌های دریاچه دائمی است یا بازهم کار بارش‌هاست که ارومیه را هم مثل خیلی جاهای دیگر، مثل خیلی از تالاب‌های به نفس افتاده ایران جان بخشیده؟

مرور یک عکس
یادمان نرود فروردین سه سال پیش را که هنوزمعصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بود و در دیدار نوروزی اعضای هیات دولت عکسی از دریاچه ارومیه و بازگشت فلامینگوها به این دریاچه را نشان رئیس جمهور داد و خوش خبری کرد که دریاچه احیا شده است. خیلی‌ها به ابتکار خرده گرفتند عکسی را که نشان داده قدیمی است و مربوط به امروز دریاچه نیست، ولی عکاسی که این عکس را ثبت کرده بود گواهی داد عکس درست است و انکار نشدنی، نتیجه نیز این شد که دریاچه زیبای آذربایجان نفسش بالا آمده و به زودی همانی می‌شود که بود.
اما پس از این اتفاق، ایران دوباره به خشکسالی خورد و حال ارومیه دوباره وخیم شد،‌ دوباره تراز آب دریاچه پایین آمد و وحشت کانون نمک شدن ارومیه و نیست شدن زندگی‌های آن اطراف به جان مردم افتاد؛ ارومیه احیا نشده بود، ماجرا این بود.

آنچه ستاد احیا کرد و نکرد
دیروز که ابرهای خوشگل بهاری داشتند آسمان تهران را با رگبارهای تند می‌شستند، سایت شرکت سهامی آب منطقه‌ای آذربایجان غربی هم نشان می‌داد وسعت دریاچه ارومیه ۳۲۶۲ کیلومتر، تراز سطح آبش ۱۲۷۱ متر و حجم آب موجود درآن ۳/۵ میلیارد مترمکعب است، یعنی اوضاع لااقل نسبت به سال ۹۷ بهتر است که وسعت دریاچه ۲۳۷۹ کیلومتر بود و حجم آب موجود درآن ۲/۲ میلیارد مترمکعب.
ستاد احیای دریاچه ارومیه دراین چند سال همیشه همین نظر را داشته و همواره به این آمارها استناد کرده تا جایی که فروردین امسال فرهاد سرخوش، رئیس دفتر استانی ستاد احیا درگفت‌وگو با ایرنا از افزایش ۳۶ سانتی متری تراز آب دریاچه درمقایسه با مدت مشابه پارسال خبر داد و گفت دریاچه‌ای که ترازش سالانه به‌طورمتوسط ۴۰ سانتی‌متر کم می‌شد با برنامه ریزی و تخصیص اعتبار، از خطرخشک شدن جسته است. او روز سه‌شنبه نیز در جریان بهره‌برداری از کانال ۵/۲۲ کیلومتری که آب سد سیلوه را به دریاچه ارومیه می‌برد نیز حرف‌های مشابهی زد و گفت این کانال در عین حال که آب کشاورزی۲۶۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی جلدیان و سروکانی را تامین می‌کند هر سال نیز بیش از۹۵ میلیون مترمکعب آب به پیکر نگین آبی آذربایجان می‌ریزد. این طرح‌های انتقال آب و لایروبی رودخانه‌هایی همچون گدارِ ۱۷ کیلومتری نیز از اقداماتی است که ستاد احیا آنها را به بالا آمدن سطح آب دریاچه ارومیه ربط می‌دهد و آن را عامل احیای این دریاچه می‌داند.
بسیاری از کارشناسان اما نظر دیگری دارند و همه چیز را تا این حد خوب و امیدوارکننده نمی‌دانند. آنها حال ارومیه را که این روزها بهتر ازسال‌های گذشته به نظر می‌رسد، به بارندگی‌های خوب امسال نسبت می‌دهند و درباره این که این حال نسبتا خوب دائمی باشد و نتیجه تدبیر ستاد احیا، تردید دارند.

تردیدها جدی است
حجت میان آبادی، پژوهشگر دیپلماسی آب و استادیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس را خیلی‌ها می‌شناسند که صاحب‌نظرحوزه آب است. او درگفت‌وگو با جام‌جم ابتدا سنگش را وا می‌کند که باید بررسی کرد این شوکی که این روزها به دریاچه ارومیه وارد شده آیا حاصل از بارندگی‌هاست یا ناشی از اقدامات دولت. می‌گوید پس اول باید اثبات کرد دریاچه احیا شده که اگر احیا شده باشد در تابستان خشک، دیگر باره نباید حال دریاچه وخیم شود. او اما متعجب است از این که امروز حرف از احیای دریاچه ارومیه وسط می‌آید در حالی که سال پیش دبیر ستاد احیای دریاچه گفته بود احیایی در کار نیست چون هم بارندگی‌ها کم است و هم بودجه‌ای در کار نیست.
محمد درویش، دبیرسیاست محیط‌زیست درمرکز بررسی‌های راهبردی نهاد ریاست جمهوری نیز ترجیح می‌دهد به مساله احیای دریاچه ارومیه چندان خوشبین نباشد و برای هر تفسیری نگاهش به آسمان باشد. او به ما می‌گوید وضعیت دریاچه تا پاییز سال ۹۶ بسیار نگران‌کننده بود، اما بعد از این که در سال آبی ۹۷-۹۶ در حالی که همه کشور درگیرخشکسالی بود، حوضه آبریز دریاچه ارومیه ۴۴ تا ۴۶ درصد میانگین بارش‌های ۵۰ سال گذشته را دریافت کرد، توانست از خشکی کامل نجات یابد.
او می‌گوید امسال در سراسر کشور ترسالی اتفاق افتاده وضعیت حوضه آبریز دریاچه ارومیه از لحاظ ریزش‌های آسمانی بهتر از حوضه‌های دیگر است، بنابراین اکنون دو سال است که این حوضه آبریز ترسالی را تجربه می‌کند و این باعث شده تراز آبی‌اش در ۱۲ سال گذشته بی‌سابقه باشد.
درویش یک «اما» به جمله‌اش اضافه می‌کند و ادامه می‌دهد که اگر فقط میزان بارانی را که مستقیما به سطح ۵۰۰ هزار هکتاری دریاچه ریخته است، حساب کنیم، به رقمی بین ۵/۲ تا سه میلیارد متر مکعب می‌رسیم یعنی عملا میزان بسیار کمی آب از حوضه آبریز دریاچه ارومیه وارد این دریاچه شده که می‌توان نتیجه گرفت فعالیت‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه در این زمینه کم‌اثر بوده و نه تنها کم‌اثر بوده بلکه وسعت چغندرکاری، باغ‌های سیب و دیگر مزارع کشاورزی اطراف دریاچه که قرار بود کمتر شود نیز افزایش یافته است.
در واقع خلاصه حرف‌های درویش این است که اگر بارندگی‌های خوب در دو سال متوالی نبود، عملا هیچ اتفاق مثبتی در دریاچه ارومیه رخ نمی‌داد و برای این که بیش از اندازه بدبین قلمداد نشود، می‌گوید باید صبر کرد و دید اگر سال آینده، میزان بارندگی‌ها نرمال شود، باز هم وضع دریاچه ارومیه خوب می‌ماند یا خیر.
احیای ناپایدار، موضوعی است که این کارشناسان از آن هراس دارند، یک احیای موقتی و شکننده که در واقع احیا نیست ولی به احیا تعبیر می‌شود. داستان دریاچه ارومیه به غایت پیچیده است، آن‌قدر که با مصلحت‌اندیشی و سیاسی‌کاری مشکلش حل نمی‌شود، غلط‌های رخ داده در آن نیز آن‌قدر زیاد است که پاک شدنشان وقت می‌برد و همت می‌خواهد؛ مخصوصا سدهایی که روی رودخانه‌های اصلی حوضه آبریز دریاچه ارومیه علم شده‌اند؛ آمند، بافتان،‌ گادوش‌آباد، ینگجه، قلعه‌چای، هفت‌چشمه، علویان، لیلان، سنجاق، مهاباد، حسنلو، چپرآباد، شهرچای، نازلو، زولا و…

مریم خباز

بالا