آخرین خبرها
خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : حقابه

بایگانی/آرشیو برچسب ها : حقابه

اشتراک به خبردهی

فاجعه بزرگ شروع شده است

مهدی آیینی

مهدی آیینی

هورالعظیم جان ندارد. از این تالاب بین‌المللی شبحی بیشتر باقی نمانده است. لاشه هزاران ماهی و گاومیش‌هایی که در گل و لای مدفون شده‌اند از فاجعه‌ای خبر می‌دهد که پیامدهایش بیش از گذشته گریبان دیگر کلانشهرها و حتی پایتخت را خواهد گرفت. پیش‌بینی این‌که توفان ریزگردها و سیل آوارگان زیست‌محیطی بیش از گذشته خواهد شد، کار سختی نیست؛ زیرا این روند بارها در کشور اتفاق افتاده و تاکنون مدیران نتوانسته‌اند چاره‌ای برای آن بیندیشند.

‌ شرایط این روزهای هورالعظیم بی‌شباهت نیست با آنچه چند سال پیش بر هامون گذشت. هامون که روزگاری به انبار غله ایران مشهور بود و سالانه حدود ۱۲هزارتن ماهی از آن برداشت می‌شد، امروز شوره‌زاری است که در آن نشانی از زندگی نمی‌توان یافت. آن دسته از بومیان منطقه که پای رفتن داشته، کوچ کرده و آنها که مانده‌اند با هزار و یک مشکل دست به گریبان هستند و توان رفتن ندارند.

چند سال پیش که برای تهیه گزارش به سیستان و بلوچستان رفته بودم با خانه‌هایی روبه‌رو شدم که در و پنجره‌هایشان را گل گرفته بودند. این خانه‌ها متعلق به افرادی بود که ناچار به مهاجرت شده بودند اما چون در برهه‌ای برخی مدیران تصمیم گرفته بودند با ممنوعیت اسباب‌کشی روند مهاجرت را آهسته کنند. اما برخی بومیان منطقه ترجیح می‌دادند درخانه‌هایشان را گل بگیرند و بدون اسباب و وسایل زندگی به کلانشهرهای اطراف مهاجرت کنند.‌

آمارهای قابل اعتمادی درخصوص مهاجرت آوارگان زیست‌محیطی در دسترس نیست، اما می‌توان گفت شرایط نامناسب زیست‌محیطی سبب شد در سال‌های ۹۰ تا ۹۱ بیش از ۳۵ هزار نفر از منطقه سیستان خارج شوند یا تا مدتی پیش تعداد گاوهای بومی سیستان در حاشیه دریاچه هامون بیش از ۹۰ هزار راس بود، اما اکنون در کل دشت سیستان حدود۲۰هزار راس گاو بومی وجود دارد. پیامدهای بی‌توجهی به تالاب هامون البته ادامه دارد. هنوز نیز اندک بومیان باقیمانده حاشیه هامون، سودای مهاجرت دارند و خالی از سکنه شدن این منطقه تهدیدهای امنیتی نیز درپی دارد، چراکه کم نیستند مهاجران غیرقانونی که در روستاهای متروکه ساکن شده‌اند.

آینده هورالعظیم بی‌شباهت به شرایط این روزهای تالاب هامون نیست و این واقعیت تلخی است که مدیران محیط‌زیست، وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، وزات خارجه و وزارت نفت باید بیش از گذشته به آن توجه کنند، زیرا نجات هورالعظیم درگرو تعامل بین بخشی است. تا وقتی وزارت نیرو حقآبه کامل تالاب را نپردازد، نمی‌توان به نجات هور امیدوار بود. این وزارتخانه باید از رسیدن حقآبه به هورالعظیم اطمینان پیدا کند و تنها به بازکردن دریچه‌های سدهایش اکتفا نکند، زیرا بخش قابل‌توجهی از حقآبه در طول مسیر از سوی برخی کشاورزان برداشت می‌شود و به هورالعظیم نمی‌رسد. وزارت خارجه نیز باید با فعالسازی بحث دیپلماسی آب برای بهبود شرایط تالاب تلاش کند. مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز باید فراتر از شعار عمل کنند. به عبارت دیگر مدیران این سازمان باید به جای پرداختن به سیاست و حاشیه‌ها حقآبه تالاب‌های کشور را تامین کنند، چراکه تبعات ناشی از مرگ تالاب‌های کشور محدود به مسائل محیط‌زیستی نیست و با از بین رفتن تالاب باید منتظر افزایش آسیب‌های اجتماعی و تهدیدهای امنیتی نیز بود.

 

جدال بر سر حقابه‌ها در جنوب

تأمین آب شرب ۳ شهر استان بوشهر با بحران مواجه شد

 یک نفر از روستاییان ساکن در حوزه پاسگاه انتظامی «کمارج» در جریان اقدام نیروی انتظامی برای جمع‌آوری پمپ‌های غیرمجاز رودخانه شاپور، در روز پنجشنبه کشته شد. این رودخانه علاوه بر تأمین آب مورد نیاز کشاورزان کازرون، آب شرب سه شهر استان بوشهر یعنی دشتستان، دالکی و برازجان را هم تأمین می‌کند. در یک سال گذشته با ورود پمپ‌های غیرمجاز به این رودخانه، تأمین آب شرب مردم این شهرها با مشکل مواجه شده است. به همین دلیل بنا بر گفته میثم جعفرزاده، مدیر کل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو، تانکرهای سیار به این سه شهر، در ۲۴ ساعت آینده اعزام خواهند شد. کاهش میزان بارش‌ها و ایجاد محدودیت جدی در منابع آب، شرایط را برای مدیریت این منابع روز به روز دشوارتر می‌کند. عدم تأمین حقابه‌های عرفی و قانونی کشاورزان و تداوم خشک‌سالی‌ها، با افزایش میزان نارضایتی در مردمی که معیشت آنها به مخاطره افتاده، تأمین آب شرب را هم با مشکلات جدی و عدیده مواجه کرده است. درگیری‌های روز پنجشنبه کازرون که یک کشته در میان کشاورزان کازرونی بر جای گذاشت، حاصل بی‌نظمی و شلختگی در برنامه‌ریزی برای منابع آب است. کشاورزانی که بعد از شکست هیدرولوژیکی سال ۷۶ به دلیل کاهش میزان بارش‌ها، معیشتشان با مخاطره جدی مواجه شده است، تاب فشارهای جدیدتر را ندارند. مسئولان شغل جایگزین به آنها معرفی نمی‌کنند. وزارت جهاد کشاورزی برای شرایط جدید الگوی کشت و برنامه خاصی ندارد و گروهی روی دست کشور مانده‌اند که چون پیشه کشاورزی دارند و حرفه دیگری بلد نیستند، نه راه پس دارند و نه راه پیش. زمین‌های بدون آب کشاورزان به اراضی لم‌یزرع تبدیل شده و نارضایتی از شرایط، روزبه‌روز در قشر روستایی در حال تقویت‌شدن است. آن‌طور که ایرنا به نقل از سرهنگ محمد عبادی‌نژاد، فرمانده نیروی انتظامی شهرستان کازرون گزارش کرده، روز پنجشنبه مأموران پاسگاه انتظامی «کمارج» برای اجرای حکم قضائی مبنی بر جمع‌آوری پمپ‌های غیرمجاز آب به یکی از روستاهای واقع در حوزه این پاسگاه مراجعه می‌کنند اما در زمان اجرای حکم، با مقاومت روستاییان مواجه می‌شوند. در گزارش ایرنا ذکر شده که روستاییان با سنگ‌پرانی مانع اجرای حکم جمع‌آوری پمپ‌های آب می‌شوند و مأموران نیروی انتظامی برای متفرق‌کردن آنها اقدام به تیراندازی با سلاح ساچمه‌زنی می‎کنند. در این میان گلوله به یکی از روستاییان برخورد می‌کند و مصدوم بعد از انتقال به بیمارستان جان می‌سپارد. برخی مأموران نیروی انتظامی نیز از ناحیه سر و چشم دچار آسیب‌دیدگی می‌شوند.

خطر برای تأمین آب شرب بیش از ۱۲۰ هزار نفر
میثم جعفرزاده، مدیر کل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو در گفت‌وگو با ما عنوان می‌کند: رودخانه شاپور که از چشمه ساسان سرچشمه می‌گیرد، بعد از گذشتن از کازرون، وارد استان بوشهر شده و بخشی از آب شرب شهرستان دشتستان، برازجان و دالکی را تأمین می‌کند. ۱۲۰ هزار نفر در برازجان، هفت هزار نفر در دالکی و ۱۱ هزار نفر در وحدتیه (مرکز شهرستان دشتستان) ساکن هستند. او ادامه می‌دهد: هرساله به دلیل خشک‌سالی، دبی آب رودخانه تغییر می‌کند. در کازرون از آب رودخانه برای کشاورزی و در بوشهر برای تأمین نیازهای شرب استفاده می‌شود اما برای اینکه نیازهای شرب استان بوشهر تأمین شود، باید آب رودخانه با دبی حدود ۴۰۰ لیتر در ثانیه وارد استان بوشهر شود. به گفته جعفرزاده در یک سال گذشته، کشاورزان کازرونی با استفاده از پمپ‌های غیرمجاز، آب رودخانه را برداشت می‌کنند تا جایی که این روزها دبی رودخانه در زمان ورود به بوشهر، به ۱۹۰ لیتر در ثانیه کاهش یافته است. آن‌طور که او می‌گوید: در یک سال گذشته ۶۰ تا ۷۰ پمپ غیرمجاز توسط کشاورزان کازرونی روی رودخانه شاپور مستقر شده در حالی که پیش از این، چنین حجم برداشت آبی در منطقه رخ نمی‌داده است. کشاورزان صرفا از طریق گذاشتن سنگ، ۲۰ تا ۴۰ لیتر بر ثانیه از آب رودخانه را به صورت غیرمجاز برای مصارف باغات منحرف می‌کردند اما پمپ‌های غیرمجاز به‌شدت برداشت آب از رودخانه را افزایش داده است. مدیر کل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو با اشاره به ورود استانداری فارس و استانداری بوشهر به مسئله برداشت غیرمجاز از آب رودخانه شاپور، تأمین نیاز آب شرب مردم را یکی از اولویت‌های اصلی وزارت نیرو معرفی می‌کند. به گفته او در حال حاضر دوسوم از آب موردنیاز سه شهر استان بوشهر از طریق رودخانه شاپور و یک‌سوم بقیه، از چاه‌ها و منابع آب زیرزمینی تأمین می‌شود. در نتیجه کاهش آورد رودخانه، آب سیستم لوله‌‌کشی منازل این سه شهر استان بوشهر قطع نشده اما کیفیت آب شرب آنها کاهش یافته است. به همین دلیل، ۳۵ دستگاه تانکر آبرسانی از استان‌های معین و استان بوشهر تا ۲۴ ساعت آینده به شهرهای برازجان، دالکی و دشتستان ارسال خواهد شد. جعفرزاده از عدم توفیق نیروی انتظامی برای جمع‌آوری پمپ‌های غیرمجاز از رودخانه شاپور خبر می‌دهد و بیان می‌کند: اگر برداشت از رودخانه به همین منوال ادامه یابد، تا یک‌ماه‌ونیم آینده آبرسانی سیار به سه شهر استان بوشهر ادامه می‌یابد.
کنترل برداشت از رودخانه شاپور
اگرچه بر اساس آمارهای وزارت نیرو بخش کشاورزی ۹۲ درصد آب تجدیدشونده کشور را مصرف می‌کند و سهم شرب و صنعت به ظاهر بسیار ناچیز است اما معلوم نیست چرا تنش‌های تأمین آب شرب از محل حقابه کشاورزی در کشور رو به افزایش است. تصمیم‌سازان به‌راحتی بدون اطلاع کشاورزان و در بی‌تفاوتی وزارت جهاد کشاورزی، حقابه کشاورزان را قطع می‌کنند. به همین دلیل کسب درآمد از محل کشاورزی برای مردم هر روز سخت‌تر از دیروز می‌شود. آن‌طور که مسعود زواره کارشناس گروه آب سطحی دفتر تأسیسات توزیع و انتقال آب شرکت مدیریت منابع آب ایران به ما می‌گوید: شرکت مدیریت منابع آب ایران در‌صد کنترل دقیق‌تر آب انتقالی به بوشهر و تعیین دقیق حقابه‌های مردم کازرون، همچنین کنترل دقیق‌تر برداشت از رودخانه شاپور است. او ادامه می‌دهد: برای تعیین دقیق‌تر میزان بهره‌برداری از چاه‌های آهکی سربالش نیز احتمالا اقداماتی انجام خواهد شد. به گفته زواره کاهش منابع آب منطقه ممکن است باعث کاهش حقابه کشاورزان شود و در دراز مدت بهترین راه تأمین بخشی از آب شرب مردم بوشهر، استفاده از آب‌شیرین‌کن‌ها است. او می‌گوید: تأمین حقابه جزء حقوق مردم به حساب می‌آید. اگرچه بین نیازهای کشاورزی و شرب قاعدتا تأمین آب شرب اولویت دارد و حکمرانی دولت این اجازه را می‌دهد که در شرایط حاد، حقابه کشاورزی برای تأمین آب شرب محدود شود اما در عمل وقتی بخواهیم مردم را از منافع مادی محروم کنیم، قاعدتا مسائل اجتماعی هم پیش می‌آید که باید با همدلی و ازخودگذشتگی از چالش‌های پیش‌رو عبور کنیم.
لیلا مرگن

رود پای رفتن ندارد

تغییرات اقلیمی به همراه نبود مدیریت مناسب به مشکلات رودخانه‌ها دامن زده است. غالب رودخانه‌های بزرگ و معروف کشور دچار آلودگی زیست‌محیطی شده‌اند و تداوم حیات در این محیط‌ها برای آبزیان غیر ممکن شده است.

برای کاهش این آسیب باید باور کرد که روی کمربند خشک زندگی میکنیم. بارندگی کم شده و در سالهای اخیر استفاده بیش از حد از آب رودخانهها در کشاورزی، باعث کاهش کیفیت آب و افت دبی این اکوسیستمهای آبی شده است. رودخانههایی که به دریا میریزند مثل سفیدرود در شمال یا کارون، اروند، زهرهمند و حله در جنوب کشور که وابسته به دریا هستند، محل تخم ریزی ماهیها ست. اما این رودخانهها تحت تاثیر آلایندهها و کاهش دبی آب شرایط نامناسبی دارند و ادامه فعالیتهای حیاتی برای آبزیان در این محیطها با مشکل مواجه شده این درحالی است که در گذشته در کارون کوسه وجود داشت. بسیاری از گونههای دریایی چون آب رودخانههای منتهی به دریا حالت لب شور پیدا میکرد، وارد رودخانه میشدند اما در حال حاضر دبی آب رودخانه کم شده است و این کاهش دبی آب، کیفیت آن را به دلیل افزایش آلایندههای محیطی مثل فاضلاب شهری، روستایی، صنعتی و کشاورزی تحت تاثیر قرار داده و باعث شده این زیستگاهها دیگر محلی برای تخمریزی یا پرورش نوزاد آبزیان نباشد.

کاهش کیفیت آب رودخانهها در دهههای اخیر شدت یافته است. ماهیها، بنتوزها، پلانکتونها یا لاک پشتان و موجوداتی که زندگی آنها وابسته به رودخانههاست، فقط با تامین حقآبه طبیعی رودخانهها میتوانند به زندگی خود ادامه دهند.

حقآبه رودخانه حداقل آبی است که حیات موجودات داخل رودخانه را تامین میکند. خیلی از رودخانهها حقآبه طبیعی خود را ندارند و اضافه شدن آلودگی سبب شده کیفیت آب بشدت کاهش یابد. این مساله باعث مرگ و میر موجودات میشود همچنین آنها برای تخمریزی به دلیل مناسب نبودن شرایط وارد رودخانه نمیشوند.

بسیاری از گونهها به دنبال کاهش آب رودخانهها و کاهش کیفیت آن یا مهاجرت میکنند یا نسلشان منقرض میشود.

بنابراین برای جبران این آسیب باید اصل حفاظت و مدیریت پایدار برای استفاده از اکوسیستمهای آبی را به رسمیت شناخت در غیر این صورت در آینده نهچندان دور اکوسیستمهای آبی به خاطرهای خشکیده بدل خواهند شد.

محمد باقر نبوی

معاون پیشین محیط‌زیست

دولت یازدهم در ترازوی محیط زیست

اولین مصوبه دولت یازدهم، احیای دریاچه ارومیه بود، اقدامی‌که با شماری از شعارهای زیست محیطی همراه شد و بسیاری را دلخوش کرد که احتمالا در این دولت تحولات مناسبی در حوزه محیط‌زیست رخ خواهد داد.اکنون اما با گذشت چهار سال دیدگاه‌ها درباره محیط‌ زیستی بودن دولت یازدهم به دو گروه تقسیم می‌شود؛ نخست آنها که با نگاهی مثبت می‌گویند ادعای دولت محقق شده چون شهروندان توجه بیشتری به محیط‌زیست می‌کنند و گروه دوم آنها که می‌گویند اتفاق ساختاری و مثبتی در حوزه محیط‌زیست نیفتاده و اگر مردم بیشتر به حفظ آن علاقه‌مند شده‌اند، تحت تاثیر فعالیت سازمان‌های مردم نهاد و رسانه‌ها بوده است.

نمی‌توان انکار کرد که در چند سال اخیر مسائل زیست محیطی بیش از گذشته مورد توجه شهروندان و برخی مسئولان قرار گرفته،این نتیجه‌ای مثبت است که اگر به‌درستی مدیریت شود، زمینه را برای بهبود شرایط محیط‌زیست کشور فراهم می‌کند.

معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست نیز معتقد است بهبود نسبی هوای کشور، تلاش‌های بین‌المللی برای مقابله با ریزگردها و کاهش سطح آتش‌سوزی ‌جنگل‌ها از جمله اتفاقات مثبتی است که در چند سال اخیر اتفاق افتاده است.

به گفته او امضا و اجرایی شدن حدود 16 تفاهم‌نامه بین‌المللی در حوزه محیط‌زیست و برگزاری حدود 52 دوره آموزشی، توانمندسازی و فرهنگ‌سازی برای حدود 600 نفر از محیط بانان، کارشناسان و تشکل‌های محیط‌زیستی از دیگر دستاورد‌های مثبت چند سال اخیر است.

اما با وجود این اقدامات مثبت، ابتکار همیشه مورد انتقاد کارشناسان بوده است و خیلی‌ها او را به سیاسی‌کاری متهم می‌کنند و می‌گویند بیشتر درگیر مسائل سیاسی و اقدامات بین‌المللی است تا مسائل زیست‌محیطی که در داخل کشور می‌گذرد.

از این گذشته به نظر می‌رسد در چند سال گذشته برای حفاظت محیط‌زیست، تعامل بین بخشی زیادی بین وزارتخانه و دستگاه‌های اجرایی کشور وجود نداشته است.

به عنوان مثال وزیر صنعت، معدن و تجارت اواخر بهمن گذشته گورخر ایرانی را که گونه‌ای در معرض خطر انقراض است را مانعی بر سر راه توسعه دانست یا دست ستاد احیای دریاچه ارومیه از بودجه خالی ماند و آنها که باید بودجه کار را می‌رساندند غفلت کردند و ارومیه به حال ناخوش خود رها شد.

نجات دریاچه خیلی دور، خیلی نزدیک

آخرین خبرها از اولین مصوبه دولت از این حکایت دارد که هیچ‌کدام از دستگاه‌های اجرایی برای نجات دریاچه ارومیه به وعده‌هایشان عمل نکرده‌اند.

این خبر تلخ را مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در آخرین نشست خبری خود مطرح کرد. به نظر او بهانه دستگاه‌های اجرایی این است که دولت بودجه کافی نداده و این در حالی‌ است که صندوق توسعه ملی هزینه طرح‌های مربوط به احیای دریاچه ارومیه را پرداخت می‌کند.

در این که احیای دریاچه ارومیه اقدامی‌ زمان‌بر است، هیچ شکی نیست، اما وقتی هیچ‌کدام از دستگاه‌های اجرایی در دولتی که مدعی است زیست‌محیطی‌ترین دولت بوده، نسبت به دریاچه ارومیه به وظیفه‌شان عمل نمی‌کنند، می‌توان نتیجه گرفت که احیای دریاچه ارومیه قرار است بیش از حد زمانبر شود آن‌ هم در شرایطی که حدود سه سال گذشته حدود 1500 میلیارد تومان از اعتبارات داخلی به احیای دریاچه ارومیه اختصاص پیدا کرده است و برآورد می‌شود ستاد احیای دریاچه ارومیه برای رسیدن به اهدافش ‌به حدود 20 هزار میلیارد تومان نیاز داشته باشد.

منابع آب را فراموش نکنید

توجه دولت به محیط‌زیست با ارائه برنامه ششم توسعه بار دیگر محک خورد و برخی کارشناسان با توجه به آن هشدار دادند که برنامه ششم توسعه، کشور را می‌خشکاند.

برای نمونه عیسی کلانتری، وزیر پیشین ‌کشاورزی‌ و مشاور کنونی معاون اول رئیس‌جمهور مدتی قبل در این‌باره به جام‌جم گفت: برنامه ششم این اجازه را به دولت داده که تتمه آب کشور را حراج کند.

به نظر او برنامه ششم ضد و نقیض است، زیرا یک جا ‌آمده که سالانه باید 11میلیارد مترمکعب ‌برداشت آب کم شود، اما در جایی دیگر تاکید شده به خودکفایی 95 درصدی محصولات اساسی برسیم.

این بی‌توجهی را می‌توان در دیپلماسی آب نیز دید،زیرا برخلاف وعده‌های داده شده در این زمینه استان‌های زیادی در کشورمان در حسرت تامین حقابه تالاب‌ها هستند؛ برای نمونه زندگی بسیاری از ساکنان سیستان و بلوچستان تحت‌تاثیر خشک شدن تالاب هامون قرار گرفته و بسیاری از آنها ناچار به کوچ شده‌اند، در حالی که تاکنون تلاشی جدی برای تامین حقابه هامون نشده است.

آلودگی هوا و ریزگردها

در زمینه آلودگی هوا اتفاقات مثبتی افتاده است؛ برای نمونه برخی عوامل آلودگی هوا مانند بنزن و سرب حذف شده‌اند ‌یا نیروگاه‌ها مکلف شده‌اند به‌جای مازوت از گاز طبیعی استفاده کنند. اما مساله آلودگی هوا و طغیان ریزگردها نیز در چند سال گذشته توانایی دولت را بار دیگر در توجه به مسائل زیست محیطی به آزمایش گذاشت، زیرا در سال‌های اخیر استان‌هایی مانند خوزستان بشدت با این مساله دست به گریبان بودند.

هر چند منشأ حدود 70 درصد از ریزگرد‌ها را خارج از مرزهای کشورمان می‌دانند و در این بین شرایط آشفته کشورهای همسایه رسیدگی به آنها را دشوار می‌کند و حل این مشکل نیز مانند بیشتر مسائل زیست‌محیطی در بلند مدت امکان‌پذیر است، اما بسیاری از شهروندانی که ریزگردها، زندگی‌شان را تیره و تار می‌کند از این گله دارند که برای کاهش اثرات ریزگرد‌ها تسهیلات خاصی برای آنها قائل نشده اند و این درحالی است که گسترش دولت الکترونیک می‌تواند رفت‌وآمد‌ها در این استان‌ها را به حداقل برساند یا اگر سیستم‌های تهویه مطبوع با یارانه در اختیار ساکنان این استان‌ها قرار گیرد دست‌کم نفس کشیدن برای آنها در فضای محدود خانه‌هایشان آسان تر می‌شود و به این شکل مسئولان می‌توانند برنامه‌های بلندمدت‌شان را نیز عملی کنند.

به هر حال دولت‌ها و دستگاه‌ها می‌توانند ادعا کنند زیست‌محیطی ترین نهاد یا دولت تاریخ‌اند اما محیط‌زیستی بودن آنها زمانی اثبات می‌شود که مدیران کارآمد در دستگاه‌های متولی به کار گرفته شوند و اعتبارات لازم برای حل بحران‌های زیست محیطی اختصاص یابد؛ تشخیص این‌که چه افرادی واقعا دغدغه محیط‌زیست را دارند از آنهایی که می‌خواهند از محیط‌زیست برای خود نام و نشانی بسازند کار دشواری نیست.

توسعه حمل و نقل عمومی و اقدامات بین‌المللی

دکتر مجید عباسپور/استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس انجمن متخصصان محیط زیست ایران

نیت آقای روحانی درخصوص محیط‌زیست مشخص است، ایشان در بسیاری از سخنرانی‌هایشان به حفظ محیط‌زیست اشاره کرده‌اند‌‌ اما محیط‌زیست به یک سازمان و ارگان خاص محدود نمی‌شود.‌ مثلا گسترش ‌حمل و نقل عمومی مساله‌ای قابل توجه است که بخش هایی از آن از سوی دولت تامین می‌شود؛ در دولت نهم و دهم اعتباری به این مهم اختصاص نیافت و در دولت آقای روحانی نیز به‌دلیل کمبود اعتبار توجهی به آن نشد. درباره ریزگردها نیز که زندگی را به کام ساکنان تعدادی از استان‌ها تلخ کرده، گفته می‌شود حدود 30 درصد از منابع ریزگرد در داخل کشور است، اما کنترل 70درصدی که در خارج از کشور است نیاز به تعاملات بین‌المللی و منطقه‌ای دارد؛ تلاش‌هایی برای حل این مساله شده اما ناکافی است. به نظرم این امکان هست که از طریق سازمان ملل نسبت به کنترل منابع خارجی موفق‌تر عمل کنیم.

مدیران موهبتی، دشمن محیط‌زیست

دکتر هادی کیادلیری/رئیس دانشکده منابع طبیعی علوم و تحقیقات تهران و رئیس انجمن علمی جنگلبانی کشور

مشکلاتی که برای محیط زیست ایجاد شده مربوط به چند دهه گذشته است، اما درباره عملکرد آقای روحانی در فرصتی که برای حل این مساله در اختیار داشته، می‌توان تحلیل هایی داشت. برای نمونه نگاه خیلی از مردم نسبت به محیط‌زیست تغییر کرده البته شاید این تغییر نگاه از سوی خود مردم ایجاد شده‌، زیرا نگاهی به فضای مجازی یا رسانه‌ها نشان می‌دهد این تغییر بیشتر از‌‌ پایین به بالا اتفاق افتاده است. ‌اما در نگاه برخی مدیران به محیط‌زیست تغییری اساسی ‌ اتفاق نیفتاده، زیرا تغییر اساسی را باید در مسائلی مانند تخصیص اعتبارات لازم یا جذب کارشناسان خبره به سازمان های متولی ‌ جست‌وجو کرد.

البته در چهار سال گذشته کارهای خوبی هم مثل طرح تنفس جنگل که مانع بهره کشی از جنگل می‌شود، انجام شده است.

اما در این بین نقش سازمان های مردم نهاد، رسانه‌ها و مردم تاثیر بیشتری داشته، زیرا عزمی جدی از سوی دولت که مانع توسعه ناپایدار شود وجود نداشته است.‌ انتخاب مدیران در حوزه محیط زیست نیز هنوز براساس موهبت است نه شایسته سالاری. بنابراین این بیم وجود دارد که اگر مردم،متخصصان و رسانه‌ها شرایط را رصد نکنند، دوباره همه چیز به حالت اول برگردد.

اقدام به جای صحبت

دکتر محمدرضا مروی مهاجر/استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران

نقطه قوت دولت آقای روحانی در حوزه محیط‌زیست، رسیدگی به دریاچه ارومیه و نگرشی است که به طرح تنفس جنگل دارد. نقطه ضعف عملکرد ایشان در حوزه محیط‌زیست نیز ‌این است که در دولت آقای روحانی درباره محیط‌زیست صحبت زیاد شده، اما اقدام کمی را شاهد بودیم و این احساس وجود ندارد که محیط‌زیست یک قدم به جلو برداشته باشد. در چهار سال گذشته در آموزش عالی نیز بیشتر به جنبه تئوری مساله محیط‌زیست اهمیت داده شد‌ تا جنبه واقعی. از این نظر می‌توان گفت این مساله نیز یک نقطه ضعف ‌ است، اما مساله مثبت دیگری که سال های اخیر شاهد آن بوده‌ایم این است که در رسانه‌ها و جوامع معمولی تفکر محیط‌زیستی پیشرفت داشته است، هرچند متاسفانه رفتار زیست‌محیطی تغییری نداشته است. به نظرم این تغییرات نیز بیشتر تحت تاثیر سازمان های مردم نهاد و رسانه‌ها اتفاق افتاده است.

راهکار مناسب را انتخاب کنید

دکتر پرویز کردوانی/استاد دانشگاه

دولت آقای روحانی تنها دولتی بود که قبل از روی کار آمدن نیز شعار محیط زیستی بودن داد. این دولت ابتدا کارش را با دریاچه ارومیه شروع کرد، اما من همان روز اول نیز نسبت به نتیجه بخش نبودن این تلاش‌ها هشدار دادم.

متاسفانه در چند سال گذشته آلودگی هوا در شهرها بیشتر شد‌ه، تالاب‌های بیشتری خشک شده‌اند، حیات‌وحش شرایط نامناسب‌تری پیدا کرده و جنگل‌های کشور نیز بیشتر از گذشته دچار آفت شده‌اند.

‌برای ریزگردها نیز فقط شعار داده شده ‌و راهکارهایی مانند پاشیدن مالچ نفتی را انتخاب کرده‌اند که راهکار مناسبی نیست.‌

مهدی آیینی

بغض هامون

قایق‌هایی که خاک می‌خورند، خانه‌هایی که در و پنجره‌‌شان گل گرفته شده، ساکنانی که کاسه صبرشان لبریز است و بی‌آبی، بیکاری و فقر‌ امانشان را بریده.شرایط آنقدر نابسامان است که‌ خیلی‌ها‌ رفته‌اند، خیلی‌ها خیال کوچ دارند و عده‌ای که مانده‌اند پای رفتن ندارند، اینها برخی ویژگی‌هایی است که این روزها نگاه‌ هر تازه‌واردی را که به روستاهای حاشیه تالاب هامون پا بگذارد می‌دزد؛ اما این همه واقعیت تلخی نیست که از خشک شدن هامون به یادگار مانده است.

دو شاخه بلند درخت و ریسمانی که حکم تور را دارد، بجز زمین‌هایی که از بی‌آبی لب‌هایشان ترک خورده و قایق‌هایی که در حال دفن شدن زیر توفان ریزگردها هستند، این به ظاهر تور والیبال تنها چیزی است که نشان می‌دهد به یکی از نزدیک‌ترین روستاها به هامون رسیده‌اید.

روستایی که حالا به نظر می‌رسد دور‌ترین نقطه دنیا به دریاچه هامون است، زیرا از آبادانی که به نام تالاب‌ها گره خورده در این روستا خبری نیست، هرچه هست گله است و شکایت.

دیوانه سابق

زن و مرد سالخورده‌ای کنار دیواری نشسته‌اند، دیواری که هر آن ممکن است فرو بریزد. آنها دو از نفر ساکنان روستای آزادی هستند، روستایی که تا چند سال پیش دیوانه نام داشت به دلیل همین نام خانوادگی بسیاری از اهالی اینجا دیوانه است.

اگر از حال این روزهای روستا سوال کنید، پیرمرد دست‌هایش را نشانه می‌رود رو به منطقه‌ای که تا چشم کار می‌کند بیابان است، می‌گوید از وقتی هامون خشک شد روزگار ‌ساکنان این روستا سیاه شد.

منطقه‌ای که او به آن اشاره دارد با روستا فاصله زیادی ندارد، آن‌طور که قدیمی‌های روستا می‌گویند این روستا آنقدر به تالاب هامون نزدیک بوده که برای این که روستا را سیل نبرد، اطراف روستا مناطقی را حفر کرده بودند تا مانع پیشروی آب شود.

اما حالا این خندق‌های عمیق خشک شده و هر تازه واردی را به این فکر می‌اندازد که چرا باید در یک طرف روستایی کوچک چنین خندقی حفر کرده باشند.

نامگذاری شگفت‌انگیز

چشم‌های اهالی روستای آزادی یا دیوانه سابق پر از حسرت است، حسرت روزهایی که خوان هامون گسترده بود و پیر و جوان از آن بهره می‌بردند‌، چشم‌های روستاییان نمی‌تواند دروغ بگوید، هامون مادر آنها بود و حالا که نیست همه‌شان یتیم شده‌اند، یتیم‌هایی که هیچ‌کس آن‌طور که باید پیگیر مشکلاتشان نیست.

اوضاع و احوال روستاییان خوب نیست، آنقدر که همه‌شان می‌گویند روزگارشان با یارانه می‌گذرد. اما دلشان هنوز دریاست، دریایی بیکران از محبت و مهمان‌نوازی. زن میانسالی حکایت دیوانه نامیدن روستا را روایت می‌کند، حکایتی که از آن می‌توان به مهربانی مثال‌زدنی این مردمان پی برد.

سال‌ها پیش به اهالی روستا خبر رسید قرار است از طرف ثبت احوال به روستا بیایند تا برای اهالی شناسنامه صادر کنند.

آن زمان تالاب پر از آب بود و روزگار به کام روستاییان به همین خاطر اهالی تصمیم گرفتند از ماموران ثبت احوال بخوبی پذیرایی کنند. آنها خیال می‌کردند ماموران زیادی برای صدور شناسنامه به روستایشان می‌آیند، این اشتباهی بود که به گمان روستاییان سبب شد نام روستایشان را دیوانه بگذارند.

مرد سالخورده‌ای دراین باره می‌گوید: وقتی روستاییان باخبر شدند قرار است عده‌ای برای صدور شناسنامه بیایند به فکر پذیرایی از آنها افتادند به همین خاطر بیشتر خانواده‌ها گوسفند سر بریدند تا ناهار و شام مهمانانشان را آماده کنند.

آنها نمکدان شکستند

روزی که ماموران ثبت احوال به روستا پاگذاشتند شوکه شدند، چراکه به هرخانه‌ای سر می‌زدند ساکنانش برای آنها غذا آماده کرده بودند.

ابراهیم دیوانه درباره ماجرایی که در آ‌ن روز اتفاق افتاد، می‌گوید:‌ آن‌طور که من از پدرم شنیده‌ام، ماموران ثبت احوال این مهمان‌نوازی اهالی روستا را نادیده گرفتند و نام دیوانه را به عنوان فامیل به آنها نسبت دادند، چراکه مهمان‌نوازی اهالی برایشان عجیب بود به همین دلیل روستا نیز به همین نام شناخته شد. زن میانسال دیگری می‌گوید آنها باید نام مناسبی انتخاب می‌کردند؛ مثل مهمان‌نواز، اما…

حال این روزهای هامون آنقدر ناخوش است که دیگر نمی‌توان از ساکنان روستا مهمان‌نوازی انتظار داشت به همین دلیل خیلی از اهالی روستا روز و شب را با یاد خاطره‌هایی به هم می‌دوزند که از زمان زنده بودن تالاب برایشان باقی‌مانده است.

فقط هامون را برگردانید

‌پای درد دل روستاییانی که درحاشیه دریاچه هامون باقی مانده‌اند که بنشینید، این جمله را زیاد خواهید شنید‌: «از وقتی دریاچه هامون خشک شد، برکت از زندگی ما رفت.»

هامون برای آنها خوان گسترده‌ای بود؛ باورش مشکل است، اما آمار نیز تاییدش می‌کند از هامونی که امروز خشکیده صیادان سالانه 12 هزار تن ماهی می‌گرفتند. خیلی‌ها با شکار پرندگان روزگار می‌گذراندند یا علوفه آنقدر زیاد بود که جمعیت گاو سیستانی در منطقه هامون‌ بیش از 90 هزار راس برآورد می‌شد، اما حالا کمتر از 30 هزار راس از این نژاد خاص باقی‌مانده یا جمعیت دام‌های سبک بومیان منطقه نیز از حدود یک میلیون و 500 هزار راس به کمتر از 500 راس رسیده، اینها گواهی است بر شرایط ناگوار افرادی که در حاشیه تالاب هامون زندگی می‌کنند.‌

یکی دیگر از اهالی روستای آزادی یا همان دیوانه سابق می‌گوید ما از مسئولان هیچ چیز نمی‌خواهیم جز بازگرداندن تالاب به دوران قبلش، زیرا به این شکل مشکلات ما حل می‌شود.

آن‌طور که او می‌گوید، بیشتر اهالی روستا این روزها تنها منبع درآمدشان یارانه است؛ پول اندکی که فقط کفاف چند روز اول هر ماه را می‌دهد و پس از آن باید دندان روی جگر گذاشت و به قول معروف سنگ به شکم بست.

این شرایط سبب شده خیلی از اهالی روستا بار سفر ببندند و به شهرهای دیگر مهاجرت کنند، اما خیلی‌ها مثل حمید دیوانه پای رفتن ندارند، چون سن و سالی ازشان گذشته است و دوست دارند در زادگاهشان بمیرند. به همین سبب با وجود تمام سختی‌ها در روستا مانده است.

آن‌طور که او می‌گوید بجز کمیته امداد امام خمینی هیچ نهاد، سازمان یا مقام مسئولی تاکنون به آنها سر نزده است، اما کمک‌های این نهاد نیز آنقدر نیست که مشکلات آنها را حل و فصل کند، زیرا خیلی از اهالی روستا سن و سالشان کم است و با توجه به قوانین کمیته امداد نمی‌توانند از خدمات این نهاد استفاده کنند.

درهای ِگل گرفته

همه روستاهای حاشیه هامون حال و روز مشابهی دارند. خشکسالی، بیکاری و فقر روی زندگی ساکنان آنها سایه انداخته است.

«گله بچه» روستای دیگری است با سرنوشتی مشابه. احمد ساکن این روستا و مرد میانسالی است که هنگام حرف زدن از زندگی هم‌ولایتی‌هایش بغض می‌کند و می‌گوید باید خانه‌هایی را ببینید که در و پنجره هاشان‌گِل گرفته شده چون ساکنانش به کوچ تن داده‌اند.

با احمد در کوچه‌های روستای گله بچه قدم زنیم، از لا‌به‌لای خانه‌هایی که بیشتر به مخروبه شبیه هستند می‌گذریم‌. او در میانه راه می‌ایستد، خانه‌ای را نشان می‌دهد که در و پنجره‌هایش با گل پوشیده شده است. اگر از علت این کار بپرسید، پاسخ تلخی می‌شنوید؛ جمله‌ای که آب پاکی را روی دست آنهایی می‌ریزد که می‌گویند از ساکنان مناطق محروم حمایت می‌کنند.

آن‌طور که او می‌گوید، در این منطقه برای این که مانع مهاجرت روستاییان شوند، جلوی کامیون‌هایی را که اسباب کشی کنند، می‌گیرند. به همین دلیل برخی که کوچ را تنها راه نجات می‌دانند، در و پنجره خانه‌هایشان را ِگل می‌گیرند و خانه و اسبابشان را به امان خدا رها می‌کنند و می‌روند جایی بجز اینجا.

به گفته احمد، برخی از آنها که رفته‌اند در خانه‌هایشان را ِگل گرفته‌اند تا احتمال دزدیده‌شدن اسباب و وسایل خانه‌شان را کمتر کنند.

از نگاه تک‌تک اهالی روستاهای حاشیه تالاب هامون می‌شود خواند که آنها عاشق زادگاهشان هستند و دوست ندارند آن را ترک کنند. یکی از جوانان روستای گله بچه می‌گوید: اگر مسئولان برای گرفتن حقابه هامون از افغانستان وقت بگذارند، حتما شرایط ما نیز بهتر می‌شود.

دیگری می‌گوید: تا چند وقت پیش مرز نزدیک به اینجا باز بود و با فعالیت در بازارچه مرزی می‌شد لقمه نانی تهیه کرد، اما از وقتی دیوار کشیده‌اند، این منبع درآمد نیز‌‌ از ما گرفته شد. اوضاع تنها مغازه روستای گله‌بچه نیز شرایط نامناسب روستا را تایید می‌کند. مغازه‌ای خاک گرفته با یخچالی خالی. مغازه‌دار می‌گوید: از وقتی بساط بازارچه مرزی برچیده شده، اهالی روستا نیز کمتر خرید می‌کنند‌. در خوشبینانه‌ترین حالت، دخل مغازه او حدود 15 هزار تومان می‌شود.‌

حصیر گلستان در زابل خشکیده

کمی از روستای گله بچه که فاصله بگیرید، به روستای دیگری به نام «ملاعلی» می‌رسید؛ روستایی که شرایطش مانند روستاهای دیگر منطقه است با این تفاوت که نی‌های انبار شده در خانه‌های روستاییان فضای روستا را متفاوت کرده است.

لابه‌لای نی‌ها چند کودک مشغول بازی هستند،بعضی وقت‌ها نی‌ها را مثل نیزه در دست می‌گیرند و با یکدیگر می‌جنگند. در بیشتر خانه‌های روستای ملاعلی می‌توان نشانی از این نی‌ها پیدا کرد، چرا که در این روستا شغلی بجز حصیر بافی نمی‌توان یافت. آن هم با حصیرهایی که کیلومترها سفر کرده‌ و از استان گلستان به اینجا آورده شده‌اند.

حیاط یکی از خانه‌های روستایی باز است درون حیاط مرد و زن سالخورده‌ای روی زمین نشسته‌اند و مشغول حصیر‌بافی هستند.

زن سالخورده می‌گوید از صبح تا شب حصیر می‌بافند و روزی حدود 12 هزار تومان گیرشان می‌آید؛ درآمد ناچیزی که دست‌کم سبب شده این خانواده روستایی فعلا خیال مهاجرت نداشته باشند.

یکی دیگر از ساکنان روستا ‌می‌گوید: نی‌ها را از استان گلستان به اینجا می‌آورند تا روستاییان با حصیر‌بافی بتوانند اندکی درآمد‌زایی کنند.

ماجرا از این قرار است که کمیته امداد امام خمینی از این طریق می‌خواهد برخی خانواده‌های نیازمند روستا را حمایت کند و با ایجاد چنین شغل‌هایی کمک کند آنها روی پای خود بایستند،‌ چراکه خشک شدن هامون سبب شده دیگر خبری از کشاورزی، دامپروری و صیادی در منطقه نباشد. این مشکل در تمام روستاهای حاشیه هامون وجود دارد؛ به همین دلیل ایجاد شغل برای بومیان این مناطق بیش از پیش به همراهی مسئولان نیاز دارد.

کوچ 12 برادر از «تپه کنیز»

هامون که خشکید، زندگی در روستاهای حاشیه آن نیز خشکید. این را بسیاری از روستاییان می‌گویند، آنها امیدوارند مسئولان با افغانستان به شکلی مذاکره کنند که حقابه تالاب تامین شود و دوباره زندگی به سیستان و بلوچستان باز گردد. شرایط در روستای تپه‌کنیز بر همین روال است.

مرد سالخورده‌ای درون اتاقی کوچک نشسته است.او می‌گوید سگ پایش را گاز گرفته و توان راه رفتن ندارد، یخچال خانه‌اش را نشان می‌دهد و می‌گوید‌‌ چند ماه است که دیگر توان گوشت خریدن ندار‌د. تمام خواسته‌اش از مسئولان این است که آنها آرد و روغن را گران‌‌تر نکنند تا او و امثال او بتوانند زنده بمانند.‌

یکی دیگر از ساکنان این روستا می‌گوید قایق‌اش سال‌‌هاست بر آب هامون سوار نشده‌ و چرخ زندگی‌اش نمی‌چرخد. به همین سبب 12 فرزندش در جست‌وجوی کار از روستا مهاجرت کرده‌اند. آن‌طور که او می‌گوید روستای تپه کنیز، خانه بهداشت، مسجد ‌و مدرسه ندارد و اهالی روستا با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.‌

زندگی تمام مناطق حاشیه تالاب هامون به تامین حقابه این تالاب گره خورده و هر روز که می‌گذرد تعداد بیشتری از اهالی این مناطق ناچار به کوچ می‌شوند. مساله‌ای که تمامیت ارضی کشور را نیز به خطر می‌اندازد. چراکه باخالی شدن روستاهای استان سیستان و بلوچستان اتباع بیگانه در آن ساکن خواهند شد و اگر فکری به حال رفع این مشکل نشود، هیچ بعید نیست مرز‌های کشورمان با افغانستان به بیابان‌های ورامین محدود شود.

مهدی آیینی

دیپلماسی آب زنده می شود؟

سرانجام وزارت خارجه آستین‌هایش را بالا زد برای تامین حقابه هامون، حقابه هورالعظیم و مدیریت بحران ریزگردها. اینها فقط برخی از مسائلی است که حل‌نشدن‌شان زندگی میلیون‌های ایرانی را تحت تاثیر قرار داده و ‌ چاره‌شان تنها از عهده سیاستمداران برمی‌آید.
سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان این مسائل را مهم می‌داند و تاکید می‌کند برای رفع این مشکلات کارگروه ویژه دیپلماسی آب در وزارت امور خارجه شکل گرفته است.

حقابه هامون تامین نمی‌شود و زندگی ایرانیان زیادی در شرق کشور تحت تاثیر قرار گرفته، حقابه هورالعظیم تامین نمی‌شود و بحران ریزگردها بر سراسر کشور و منطقه سایه انداخته،‌ اینها فقط بخشی از مسائلی است که حل و فصل‌شان را باید در دیپلماسی آب و همکاری بین بخشی تمامی دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های مسئول جست‌وجو کرد.

آن‌طور که بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه می‌گوید برخی کارشناسان وزارت امورخارجه در حال چانه‌زنی ‌با افغانستان هستند تا حقابه تالاب هامون را تامین کنند.

این درحالی است که با توجه به شرایط ویژه کشورمان می‌توان گفت ایران این ظرفیت را دارد که به قطب دیپلماسی آب منطقه نیز بدل شود؛ زیرا با کشورهای زیادی مرز آبی مشترک دارد و با توجه به کمبود منابع آب در منطقه و بحرانی شدن این مساله در آینده نزدیک باید روی این مساله سرمایه‌گذاری کرد و کارشناسانی مناسب را در این خصوص تربیت کرد.

قاسمی می‌گوید بحث دیپلماسی آب در وزارت امور خارجه به یکی از اصلی‌ترین موضوعات تبدیل شده و قرار است تصمیماتی ویژه دراین خصوص اتخاذ شود.

نقطه عطفی برای دیپلماسی آب

هر روز آب به شکلی مشهودتر به ابزار‌ی سیاسی تبدیل می‌شود و کشورها تلاش می‌کنند با در اختیار گرفتن منابع آب بیشتر، نقش خود را در معادلات منطقه‌ای تقویت کنند؛ به همین خاطر سیاستمداران کشورمان نیز باید توجه بیشتری به این مساله کنند و برای تامین حقابه‌های کشور برنامه‌هایی مشخص در دستور کار قرار دهند.

‌حجت میان‌آبادی، پژوهشگر هیدروپلیتیک و دیپلماسی آب نیز  این موضوع را تائید و تاکید می‌کند که برای زنده شدن دیپلماسی آب در وزارت امور خارجه تلاش‌هایی جدی و خوب شروع شده است.

آن‌طور که او می‌گوید عباس عراقچی، معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه تیمی متشکل از کارشناسان را دور هم جمع کرده تا به شکل خاص روی مبحث دیپلماسی آب کار کنند‌.

در این بین باید توجه داشت که دیپلماسی آب را نمی‌توان محدود به وزارت امور خارجه کرد، زیرا وزارتخانه‌های نیرو و جهاد کشاورزی نیز در این بین نقش دارند.‌

به گفته میان‌آبادی یکی از ضعف‌های کشورمان در بحث منابع آب به حکمرانی آب و ارتباط بین دستگاهی مربوط می‌شود. برای نمونه او به قرارداد چابهار اشاره می‌کند که امسال در کشورمان امضا شد، اما نبود هماهنگی بین دستگاهی سبب شد نتوان از این قرارداد برای تامین حقابه کشورمان استفاده شود.

‌برای عملکرد بهتر در بحث دیپلماسی آب باید نقشه راه‌های مشخص و متفاوتی برای نقاط مختلف کشور داشت.

میان‌آبادی می‌گوید: با مشخص کردن نقشه راه دیپلماسی آب کشور در حوضه‌های مختلف نقش دستگاه و وزارتخانه‌های مختلف کشور مشخص خواهد شد.

آن‌طورکه او می‌گوید نقشه راه دیپلماسی آب برای رودخانه‌هایی مانند هیرمند، هریرود و ارس با یکدیگر متفاوت است؛ زیرا مشکلاتی متفاوت در این حوضه‌ها وجود دارد.

تمرکز بر فرصت‌ها

برای تامین حقابه‌های کشور باید برنامه‌هایی مناسب را دنبال کرد و تمرکز را در مذاکرات با سایر کشورها روی اشتراکات و فرصت‌ها گذاشت، برای نمونه یکی از این برنامه‌ها گسترش همکاری با کشوری مانند افغانستان است؛ چراکه ‌ایران و افغانستان اشتراکات زیادی با یکدیگر دارند و می‌توان از این فرصت‌ها استفاده کرد و دیپلماسی آب را با این کشور پیش برد و به یاد داشت کشوری‌ مانند هند به خاطر رقابت با چین و تنشی که با پاکستان دارد، درحال سرمایه‌گذاری جدی روی منابع آب افغانستان است و ‌کشورمان تحت تاثیر این فعالیت‌ها قرار خواهد گرفت.

افزون براین باید یادآور شد که خشک شدن تالاب هامون فقط گریبان‌ ایران را نخواهد گرفت و منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. درست مثل خشک شدن بخش‌هایی از هورالعظیم یا اراضی سوریه که اکنون به کانون ریزگردها بدل شده‌اند و برای کشورهای منطقه مشکل ایجاد کرده‌اند.

توجه به دیپلماسی آب

ایجاد کارگروه ویژه دیپلماسی آب در وزارت امور خارجه را باید به فال نیک گرفت و امیدوار بود با دیپلماسی پویا بتوان در منطقه بحران زاده خاورمیانه مشکلات منابع آب کشور را برطرف کرد. به این منظور بهتر است برای تربیت کارشناسان خبره نیز تلاش کرد.

میان‌آبادی با انتقاد از‌ این‌که در دانشگاه‌های کشور رشته‌ای به نام دیپلماسی آب وجود ندارد، یادآور می‌شود: به دلیل چنین غفلتی، فرصت و ظرفیت‌های زیادی را در منابع آب مرزی از دست داده‌ایم، چراکه با دیپلماسی موفق آب می‌توانستیم قطب دیپلماسی آب در منطقه شویم.

دیپلماسی آب کشور باید به فعالیت‌های ترکیه نیز توجه داشته باشد؛ زیرا سدسازی‌های بی‌رویه این کشور گریبانگیر ما و کشورهای همسایه مانند ‌عراق نیز شده به این شکل که اراضی زیادی در این کشور به کانون ریزگرد‌ها تبدیل شده است.‌

چانه‌زنی برای آب

این‌که پای دغدغه بحران آب به وزارت امور خارجه نیز باز شده اتفاقی مثبت است، اما دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های دیگر نیز باید به وظیفه خود بدرستی عمل کنند تا بتوان شاهد کمرنگ شدن این بحران بود. تا زمانی که کشور به قدرتی اقتصادی تبدیل نشود، نمی‌توان انتظار داشت قدرت چانه‌زنی لازم را در منطقه داشته باشد.

حامد نجفی علمدارلو، متخصص اقتصاد آب و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس ‌نیز  می‌گوید: ایجاد کارگروه ویژه دیپلماسی آب قابل توجه است، اما هنوز بحران آب از سوی خیلی از مسئولان جدی گرفته نمی‌شود؛ زیرا زمانی می‌توان به طور قطع گفت مسئولان نسبت به بحران کمبود منابع آب آگاه شده‌اند که مسائل مربوط به آب تصمیم‌های آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

‌آن‌طور که او می‌گوید مسائل زیادی در تامین نشدن حقابه‌های کشور نقش دارد؛ از نبود اراده و عزم راسخ برخی مسئولان گرفته تا نبود ثبات سیاسی در کشورهای همسایه‌.

‌ضعف قوانین بین‌المللی

برای تامین حقابه‌ها قوانین بین‌المللی وجود دارد، اما این قوانین ضمانت اجرایی مناسبی ندارند و خیلی از کشورها براحتی آنها را دور می‌زنند.

عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس دراین باره می‌گوید: قوانین بین‌المللی وجود دارد، اما نمی‌توان با استناد به آنها علیه کشوری شکایت کرد و حقابه خود را گرفت.

او برای نمونه به ترکیه اشاره می‌کند که با دور زدن قوانین بین‌المللی بخش زیادی از آب منطقه را مدیریت می‌کند.بنابراین تنها راه قابل توجه برای تامین حقابه کشورمان دیپلماسی و مذاکره مناسب است و این‌که خود را برای شرایط بی‌آبی آماده کرد‌.

مهدی آیینی

بالا